جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 975
بررسی تطبیقی حسن و قبح و ثمرات آن در اندیشه شیعه، معتزله، اشاعره و ماتریدیه
نویسنده:
محمدکاظم عمادزاده، مسعود راعی، روح الله روح الهی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ساوه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه,
چکیده :
مسئله حسن و قبح، دارای پیشینه بسیار کهن است. یونانیان باستان حسن و قبح عقلی را پایه و اساس ارزش های اخلاقی به شمار آورده اند. برخی از متکلملن اسلامی نیز حسن و قبح عقلی را زیر بنای مسائل کلامی شمرده اند. فقها این بحث را در اصول فقه مطرح کرده و حتی برخی آن را از مبادی احکام می دانند. در بحث عدل الهی، نیز مسئله «حسن و قبح ذاتی افعال» مورد پژوهش است. متکلمان در این بحث دو گروه شده اند. گروه اول طرفدار جبر و اضطرار که به فرقه اشاعره شهرت یافته اند و گروه دوم طرفدار عقل و اختیار که در رأس طرفداران این گروه فرقه معتزله و فرقه شیعه قرار دارند که به عدلیه شهرت یافتند. در کنار این دو فرقه باید از فرقه سومی به نام ماتریدیه نام برد. که این فرقه نیز در حسن و قبح با این گروه هم عقیده اند. در معنا شناختی حسن و قبح، گاه به معنای موافقت و مخالفت با مقصود (عرض) و مصلحت و گاه صفت کمال و نقص، بکار رفته و گاه بر کاری که در دنیا موجب مذمت قرار گیرد و در آخرت موجب عقاب شود، قبح و بر کاری که در دنیا مورد تشویق و مدح و در آخرت موجب ثواب شود، حسن اطلاق می گردد. فرضیه تحقیق این است که اولا حسن و قبح، عقلی است ثانیا در صورت اثبات عقلی بودن حسن و قبح، ثمرات مهم و نوینی از پذیرش این نظریه به وجود می آید، که در این مقاله بدان پرداخته شده است.
صفحات :
از صفحه 155 تا 174
بررسی و نقد براهین عدل الاهی از دیدگاه محمدحسین طباطبایی
نویسنده:
محسن فتاحی اردکانی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دانشگاه قم,
چکیده :
از نگاه محمدحسین طباطبایی، حقیقت عدل همان مساوات و موازنه بین امور است، به طوری که هر چیزی در جایگاهی که استحقاق آن را دارد، یعنی در جایگاه شایسته‌اش، قرار گیرد. ایشان عدل را مساوق و ملازم با حسن می‌دانند و از طرفی در تفسیر المیزان افعال الاهی را مبتنی بر حسن و قبح عقلی قرار داده‌اند. پس از نگاه ایشان اوامر و نواهی الاهی مبتنی بر عدل نیز هست. برای اثبات عدل الاهی در کتب فلسفی و کلامی به براهین عقلی و نقلی متعددی تمسک شده که در این مقاله می‌کوشیم به بررسی برخی از براهین عدل الاهی بپردازیم، که از نظر طباطبایی می‌توان در جهت اثبات عدل الاهی از آنها بهره جست؛ براهینی از قبیل واجب‌الوجود بالذات بودن خداوند، برهان صدیقین، و برهان عنایت
صفحات :
از صفحه 105 تا 124
رابطه صور مادی و صور علمی در نظریه شناخت ملاصدرا و کانت
نویسنده:
مهدی دهباشی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی,
چکیده :
یکی از مهم ترین موضوعات پیچیده و بحث بر انگیز شناخت شناسی، چه در فلسفه اسلامی و چه در فلسفه غرب، مساله کیفیت ارتباط ذهن و عین با یک دیگر و به عبارتی چگونگی انطباق صور ذهنی با صور عینی و مادی است. این مشکل موجب نابه سامانی و تشویش اندیشه فلاسفه در تبیین مطابقت شناخت با عالم خارج شده است. در این مقاله سعی شده است تا بر این اساس دیدگاه ملاصدرا و کانت مورد مداقه و مقایسه قرار گیرد و راه کارهای هریک از آن ها در حل این معضل گزارش شود. با این که در فلسفه ملاصدرا ذهن و عین دو امر وجودی متفاوت فرض شده اند، ولی بنابر نظریه اصالت وجود هر دو در طول یک دیگر قرار می گیرند؛ و علم که خود از سنخ وجود است در تمام مراحل ادراکات حسی، خیالی و عقلی نفس نقش مرآتیت و کاشفیت از عالم خارج را برعهده دارد. ملاصدرا رابط میان جهان خارج و ذهن را ماهیت دانسته است؛ ماهیتی که به خودی خود نه مقید به جهان خارج است و نه مقید به قلمرو ذهن، بلکه در هر قلمرو وجود و در تمام مراحل ادراک ملازم و در معیت با وجود است. وی با خلاقیت نفس در ابداع صور و متعلقات ادراک و پیوند شکاف ذهن و عین، از طریق تشکیک در مراتب وجود، به حق توانسته است مرآتیت و کاشفیت ذهن از عالم خارج را به تصویر کشد. از نگاه کانت شناخت مستلزم دو چیز است: یکی، شهود؛ یعنی آن چه در زمان و مکان به ما داده شده است و دیگری، اطلاق مقولات به آن چه به شهود آمده اند. یکی از شرایط استفاده از یک مفهوم آن است که میان آن مفهوم و آن چه مفهوم بر آن اطلاق شده است شباهتی وجود داشته باشد. مقولات که عاری از محتوای تجربی هستند با هیچ امر تجربی شباهت ندارند. کانت در جهت پیوند این شکاف عمیق میان ذهن و عین به شاکله استعلایی زمان متوسل شده است، این در حالی است که او از یک طرف همچنان قائل به نوعی تقابل قطعی میان پدیدارها و مقولات است و از طرف دیگر به تقابل پدیدار و ناپدیدار هم چنان پایبند است.
صفحات :
از صفحه 53 تا 78
تحلیلی بر مساله حدوث و قدم زمانی عالم در تاریخ کلام اسلامی
نویسنده:
محمد حسین فاریاب
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ساوه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه,
چکیده :
مساله حدوث و قدم زمانی عالم، پرسش از آن است که آیا عالم از ازل موجود بوده یا آنکه ابتدای زمانی داشته است؟ این مساله از دیرباز مورد بحث میان عالمان مسلمان و غیر مسلمان بوده است. این تحقیق به بررسی تاریخی این مساله در تاریخ علم کلام و با تکیه بر نظریات مهم ترین متکلمان مکاتب مختلف مسلمان می پردازد. به نظر می رسد، پیشینه بحث از این مساله به دوران یونان باستان برگشته، در تاریخ علم کلام نیز این مساله از همان آغاز پیدایش این علم مطرح بوده است. اگر چه تصور می شود، متکلمان یکصدا بر حدوث زمانی عالم تاکید کرده اند، واکاوی تاریخی این مساله بیانگر رویکردهای مختلف متکلمان در این خصوص است.
صفحات :
از صفحه 71 تا 92
قاعده لطف و ادله نقلی آن
نویسنده:
جمال الدین موسوی، محمدتقی شاکر اشتیجه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
چکیده :
«لطف»، به عنوان یکی از قاعده های مهم و تأثیرگذار در علم کلام، عبارت است از هر آنچه که مکلف با آن، به انجام فعلِ طاعت نزدیک، و از معصیت دور گردد و در اصل توان مکلف بر انجام فعل، دخیل نبوده و به حد اجبار نرسد. معتزله از طرف داران این قاعده هستند و اکثر آنان فعل لطف را بر خداوند واجب می دانند. اشاعره در مقابل، منکر این قاعده هستند و اساسا چیزی را بر خداوند واجب ندانسته و به تبع، لطف را نیز بر خداوند واجب نمی دانند. اکثر علمای امامیه، قایل به وجوب لطف بر خداوند هستند و مسائلی مانند وجوب نبوت و وجوب وجود امام معصوم در هر عصر و زمان را با آن اثبات می کنند. کاربرد این قاعده در علم کلام گسترده بوده و کسانی که قایل به وجوب لطف هستند، وجوب تکلیف شرعی، حسن آلام ابتدایی، وجوب وعده و وعید، وجوب عصمت انبیا، وجوب بعثت انبیا و وجوب نصب امام را با این قاعده اثبات می کنند. آیات فراوانی از قرآن وجود دارد که به غایات و مبادی لطف اشاره دارد، اما اکثر آنها دلالت بر وجوب لطف بر خداوند ندارد. روایات فراوانی در باب بعثت انبیا و خالی نبودن زمین از حجت خدا وجود دارد که دلالت بر لطف بودن این افعال از جانب خدای متعال می کند، اما دلالت بر وجوب این افعال و وجوب هرگونه لطف به گونه عام از جانب خداوند متعال ندارد. روش پژوهش این مقاله تحلیلی توصیفی می باشد.
صفحات :
از صفحه 27 تا 41
ساختار نظام‌‌‌مند مفاهیم اخلاقی در قرآن کریم
نویسنده:
محمد جانی پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه علوم وحیانی معارج,
چکیده :
هدف اصلی در نگارش این مقاله، مطالعۀ روشمند و تحلیلی گزاره‌های اخلاقی بیان‌شده در سوره‌‌‌های قرآن کریم است؛ به این منظور با استفاده از روش تحلیل محتوا، نقش و جایگاه این گزاره‌ها در هدایت افراد و جامعۀ اسلامی به سمت کمال و سعادت تبیین می‌شود و یک مدل نظام اخلاقی بر اساس آن به دست می‌آید. این پژوهه بر آن است که با استخراج گزاره‌های اخلاقی قرآن کریم، تجزیه و تحلیل آن‌ها و سپس طبقه‌بندی موضوعی، در نهایت، به تبیین مُدل چگونگی هدایت افراد و جامعۀ اسلامی بپردازد. گزاره‌های اخلاقی بیان‌شده در سوره‌های قرآن کریم، در دو بُعد فردی و جمعی، به صورت همسان بیان خواهد شد و به منظور ساخت یک مدل و نظام ساختاری در حوزۀ اخلاق، چهار رکن اصلی یک نظام (اصول و مبانی نظری، الزامات، مقدمات و موانع) در این زمینه تبیین می‌شود. در این مقاله سورۀ «اسراء» نمونه‌ای است که با روش تحلیل محتوا به مطالعۀ آن می‌پردازیم. نتایج به دست آمده از این پژوهش، بیانگر آن است که گزاره‌های فردی در دو حوزۀ فضیلت و رذیلت 47% و گزاره‌های جمعی بیان‌شده در این سوره نیز در چهار حوزۀ فرهنگ، اجتماع، سیاست و اقتصاد، 53% از مجموع گزاره‌‌‌های این سوره را تشکیل می‌دهد. مدلی که در پایان ذکر می‌شود، همۀ جنبه‌ها و جهات یک نظام اخلاقی در سطح فردی و جمعی را تبیین می‌کند.
صفحات :
از صفحه 29 تا 62
مسیح‌شناخت قرآنی و معنویت توحیدی
نویسنده:
انشاءالله رحمتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: انجمن علوم قرآن و حدیث ایران,
چکیده :
پرسش اصلی این نوشتار آن است که چگونه می‌توان از نوعی معنویت توحیدی به عنوان معنویت اصیل در مقابل معنویت‌های غیرتوحیدی (و حتی دروغین) دفاع کرد. معنویت اصیل توحیدی منوط به داشتن نظریه معقولی درباره‌ وحی (الهیات وحی) است. در مسیحیت رسمی، عیسی مسیح (ع) را خدای متجسد (خدا – انسان) می‌دانند. بر این مبنا از همان ابتداء‌ با نوعی تناقض یعنی مفهوم موجودی که در آن واحد هم خدا است و هم انسان، مواجه می‌شویم. حال آنکه در قرآن کریم عیسی مسیح (ع) پیامبر خدا معرفی می‌شود. هر چند او انسان است، لیکن انسان مافوق است و بنابراین آینه تمام نمای حضرت حق است. باید از مظهریت مسیح سخن گفت و نه از الوهیت او. در این نوشتار، این دیدگاه ابتداء مطابق با برخی از نحله‌های صدر مسیحیت (نحله ایبیونی و نحله دوستیستی)‌ معرفی شده و در ادامه آمده است که چگونه می‌توان این مسیح‌شناخت را بر طبق فهم شیعیان از کتاب و سنت، به روش معقولی تبیین کرد.
صفحات :
از صفحه 35 تا 52
ضرورت على و معلولى از دیدگاه استاد فیاضى
نویسنده:
محمدجواد میرجعفرى میاندهى، یارعلى کرد فیروزجائى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
چکیده :
ضرورت علّى و معلولى از فروع مهم اصل علیت است و معناى آن به طورکلى عبارت است از ضرورى شدنِ وجود معلول هنگام وجود علت تامه اش (ضرورت بالقیاس) و از ناحیه آن (ضرورت بالغیر). این ضرورت که با عنوان جبر فلسفى نیز از آن یاد مى شود کاملا مورد تایید و تثبیت فلاسفه است و برخى متکلمان به ویژه اشاعره کاملاً آن را منکرند. اصولیین نیز چنین ضرورتى را تنها در علل غیرمختار مى پذیرند؛ اما استاد فیاضى ضرورت سابق بالغیر به تفسیر مشهور را در همه علل، چه مختار و چه غیرمختار مردود مى داند، ولى معتقد است که این نوع ضرورت با تفسیرى دیگر در هر دو مورد صادق است. ضرورت بالقیاس نیز از دیدگاه ایشان تنها در علل غیرمختار پذیرفتنى است. دیدگاه استاد فیاضى در نفى ضرورت در برخى صور آن، گرچه هم نوا با آراى اهل کلام و اصولیون است، تفاوت هایى اساسى و مهم با آنها دارد که در این تحقیق به تفصیل به این تمایزها پرداخته ایم.
صفحات :
از صفحه 33 تا 58
تسلیم و رضا در مثنوی
نویسنده:
هما حجتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
چکیده :
یکی از موارد مهم در آراء تربیتی مولانا، تسلیم و رضا در برابر امر حق است. نزد سالکان، تسلیم عبارت است از استقبال قضا و تسلیم به مقدرات الهی. مقام تسلیم فوق مرتبه توکل و رضاست. و مرتبه رضا فوق مرتبه توکل است. در توکل، سالک در همه امور خود، خدا را وکیل خود قرار میدهد. در رضا به هر چه خداوند بخواهد و انجام دهد، راضی می شود؛ اما در مقام تسلیم، سالک قطع تعلق می کند و دیگر برای وی طبعی باقی نمی ماند تا موافق یا مخالف باشد. مولانا در همه امور، شرط اصلی را تسلیم می داند و بس. وی می گوید زمانی که مرد حق، تسلیم محض حق باشد، جریان عالم نیز با خواست خداوند، بر وفق مراد وی خواهد بود. زیرا که همه هستی، تحت فرمان حق عمل می کند. در حدیث آمده است کسی که از آن خدا و برای وی باشد، خداوند نیز برای او خواهد بود. مولانا در یکی از داستانها از قول انبیا می گوید که ما در درگاه الهی، هیچگاه ملول و دلتنگ نیستیم، تا از سختی و دوری راه در جا بزنیم و ناامید شویم. وقتی معشوق (حق) با ما همیشه حاضر است، نثار جان در برابر رحمتهای او دلیل شکرگزاری ماست. در چنین شرایط روحی و معنوی دل ما پر از شادی و گلشن های معنوی است و پیری و پژمردگی به وجود ما راه ندارد. دائمأ جوان و با طراوت هستیم ... مولانا معتقد است که با تسلیم و رضا حق بر قلب انسان تجلی می کند. پس چه تربیتی والاتر از این و چه زندگی شیرین تر از این!
صفحات :
از صفحه 390 تا 407
ذهنی بودن زمان در فلسفه ملاصدار
نویسنده:
علی علم الهدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی,
چکیده :
در عمده پژوهش هایی که در خصوص زمان در فلسفه اسلامی و تفکر مشایی و صدرایی صورت پذیرفته است عمدتا به مقوله زمان از دریچه بحث حرکت نگریسته شده و معمولا این پژوهش ها درصدد رمزگشایی از نسبت حرکت و زمان با یک دیگر در تفکرات و فلسفه های یاد شده بوده اند. اما در این تحقیق مسئله رابطه زمان با ذهن و این که زمان امری عینی است یا ذهنی دغدغه اصلی است. از همین رو، ابتدا به دو مفهوم متفاوتی که از زمان می توان داشت و معمولا از آن به سلسله زمانی پویا و سلسله زمانی ایستا یاد می شود اشاره شده است و سپس نشان داده شده که مفهوم زمانی در تفکر ارسطویی و مشایی و در تفکر متکلمان یک امتداد متصل و متصرم است و لذا باید پذیرفت نگاه ایشان به زمان به صورت یک سلسله زمانی ایستا است. در گام نهایی این تحقیق، نشان داده می شود زمان به معنای سلسله زمانی ایستا و به صورت یک امتداد متصل در فلسفه ملاصدرا امری ذهنی است و هیچ منشا انتزاع عینی ندارد. لذا این مقاله انگاره معقول ثانی فلسفی بودن زمان در تفکر ملاصدرا را مردود می داند.
صفحات :
از صفحه 105 تا 122
  • تعداد رکورد ها : 975