جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
قلمروهای عدالت و ربط و نسبت آن ها با یکدیگر در اندیشه ی امام علی(علیه السلام)
نویسنده:
محمدمهدی باقریان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
یکی از مباحث اساسی در حوزه عدالت بازشناسی گستره‌ و نسبت قلمروهای آن با یکدیگر است. از دیگر سو امام علی? به عنوان بزرگ‌ترین اسوه‌ی عدالت در میان بشریت شناخته شده و سیره‌ی گفتاری و رفتاری آن حضرت? گنجینه‌ی بزرگی برای عدالت پژوهی است. از این‌رو تحقیق حاضر بر آن است که عرصه های عدالت و نسبت آن‌ها با یکدیگر را از منظر آن امام عدالت پیشه? باز کاود.در تمامی فصول ابعاد مختلف عدالت با تأمل بر اندیشه‌های حضرت امیر مومنان علی? مورد بررسی قرار گرفته است؛ از این دیدگاه عدالت اجتماعی یعنی رعایت مساوات و حقوق برابر انسان ها در تعاملات اجتماعی (امور قضایی،توزیع اقتصادی و ...) و عدالت در حوزه‌ی فردی و ارتباط با خویشتن شامل رعایت حقوق جسم و روح انسان می شود که ضرورت معرفت نفس و عدم اضرار به نفس را به همراه خواهد داشت. عدالت در ساحت طبیعت نیز مربوط به تکالیف انسان نسبت به طبیعت می باشد و مواردی چون سعی و تلاش بر آبادانی زمین، رعایت حقوق حیوانات و ... را در بر می گیرد. عدالت‌‌ورزی در همه‌‌ی این ابعــاد به‌هم پیوسته باعثِ سعادت انسان می‌‌شود. سعادتی در آخرت که با زندگی شیرین دنیوی نیز قابل جمع است. بنابراین عدالت هم موجب زندگی آسوده، آرام و خاطره‌‌بخش دنیوی می‌‌شود و هم سعادت جاودان اخــروی را به همراه خواهد داشت.
ماهیت عدالت از دیدگاه امام علی علیه السلام
نویسنده:
احمد کریمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عدالت از جمله مباحثی که در دین مبین اسلام، اعم از آیات متعدد قرآن کریم و احادیث ائمه معصومین (ع) بر روی آن تأکید بسیار شده است. و تحقق آناز اهداف مهم رسالتپیامبران الهی ذکرگردیده است. عدالت در لغت، اصلی است که بر حد وسط میان افراط و تفریط و احقاق حق ذیحق دلالت می‌کند. مع الوصف امام علی (علیه السلام) عدل را برتر از جود می‌داند و می‌فرماید: عدالت جریان‌ها را در مجرای طبیعی خود قرار می‌دهد ولی جود جریان‌ها را از مجرای طبیعی خود خارج می‌سازد. عدالت قانونی عام است که همه اجتماع را دربرمی‌گیردامّا جود و بخشش یک حالت استثنایی و غیرکلی است که نمی‌توان روی آن حساب باز کرد.پایان‌نامه حاضر بر آن است که به عدالت و مفهوم آن از منظر یگانه مظهر عدالت در تاریخ بشری ، یعنی امام علی (ع) بپردازد. براین اساس ودر چهار چوب شکلی در فصل اول به بیان مفهوم عدالت و مفاهیم متضاد و مترادف با عدالت پرداخته، وسپس اشاره‌ای هم به پیشینه و اهمیت تحقیق در خصوص عدالت شده است. فصل دوم مبانی نظری تحقق عدالت مورد بررسی قرار گرفته و به موضوع عدالت در قرآن کریم و همچنین آرا و نظرات اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان از جمله آیت الله مطهری، افلاطون، ارسطو، کانت ، راولز و هایک مورد ارزیابی قرار گرفته است.فصل سوم پایان‌نامه که موضوع اصلی می‌باشد، ابتدا به بیعت مردم با امام (علیه السلام) برای پذیرش خلافت و سپس به بیان احادیثی از نهج‌البلاغه مبتنی بر اندیشه و روش امام علی علیه السلام در برقراری و جدیت تحقق عدالت در جامعه اشاره شده است. فصل چهارمنیز رابطه عدالت با حکومت و عدم استفاده ابزاری امام علی علیه‌السلام از عدالت جهت دستیابی به حکومت و نیز استفاده ابزاری معاویه از عدالت برای کسب قدرت و حکومت بیان شده است. ودر نهایت پایان نامه با اثبات رابطه مستقیم سوال و فرضیه به پایان رسیده است .
انصاف در قرآن و حدیث
نویسنده:
مونا امانی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عدم شناخت دقیق و درست انصاف به خودمحوری می انجامد. رفتار خودمحورانه نیز ـ به ویژه از جانب متصدیان امور مهم ـ آستان? خروج از حق و ورود به ستم و بی عدالتی است و سبب دوری جامعه از امنیت، آسایش و آرامش است. انصاف در لغت و اصطلاح به معنای دادن حقِ برابر از جانب خویش و مخالف ظلم و حمیت است. در نگاه ماهوی یک فضیلت اخلاقی نفسانی برخاسته از عقل و در نگاه کارکردی، خصلتی حق محور و ضامن ادای حقوق به صورت کامل و برابر است. از این رو در اسلام دینِ حقِ حق‌مدار و نیکوی فضیلت محور از بالاترین جایگاه‌ها برخوردار است. عقل (خاستگاه انصاف) برای تطبیق بر امور جزئی نیازمند معیار وجدان است. وجدانِ اخلاقی سبب می‌شود انسان در برخورد با دیگران خود را جایگزین آن‌ها کرده، بر اساس سه عنصر تخیل، معرفت و آگاهی، هر چه برای خود می‌پسندد برای آنان نیز بپسندد. این جایگزینی انسان را از خودبرتربینی رها کرده، او را به رعایت انصاف وا می‌دارد. انصاف تحث تاثیر برخی عوامل مانند: ایمان, جوانمردی؛ حیا؛ جهل؛ شهوت؛ خشم؛ حسد و ... شدت و ضعف می‌یابد که این عوامل خود نیز تحت تاثیر دو عامل انگیزشی عقل و شرعند. انصاف بر اساس کاربرد در حوزه‌های مختلف به دو دست?‌ انصاف در گفتار و انصاف در رفتار قابل تقسیم است وبر اساس صاحبان حقوق به سه دست? انصاف با خویش؛ با خدا و با خلق تقسیم می‌شود. مراتب انصاف به ترتیب از سخت‌ترین به آسان‌ترین، بر اساس عظمت حقوق و صاحبان آن‌ها عبارتند از: انصاف با خدا؛‌ انصاف با خلق و انصاف با خویش. بر اساس علاقه به گیرند? حق عبارتند از: انصاف با خلق؛ انصاف با خدا و انصاف با خود. بر اساس علاقه به دهند? حق عبارتند از: انصاف از خویش؛ انصاف از نزدیکان؛ انصاف از دشمنان. مهمترین نتایج انصاف بر اساس روایات عبارتند از: حقیقت ایمان و کمال آن؛ استواری دین؛ بهشت؛ الفت و دوستی؛ آسایش و آرامش؛ رحمت و خشنودی الهی و ... . گزینش حاکم؛ قاضی؛ شریک و دوست؛ پذیرش گواهی و نقد و ... از اموری است که نیاز به شناسایی منصفین دارد که این مهم با شناخت ویژگی‌های منصفین حاصل می‌شود. مهمترین ویژگی‌های منصفین حقیقی و برتر، کمال عقل و کمال ایمان است.مهمترین نمود درونی انصاف، پذیرش حق و مهمترین نمودهای بیرونی آن عبارتند از: اعتراف به حق؛ راستگویی؛ سازگاری میان گفتار و کردار و محکوم کردن خود است.عدالت و انصاف رابط? عموم و خصوص مطلق دارند و هر دو فضیلتی حق مدار و در پی ادای حق و حقوق هستند. با این تفاوت که عدالت،‌ کیفی و کَمّی ولی انصاف تنها کمی است. همچنین انصاف با وجود نمودهای بیرونی، خصلتی درونی ولی عدالت برونی است. انصاف ادای حقوق برابر است بنابراین هر جا حقی باشد، انصاف نیز کاربرد دارد. هر چه این حق بزرگتر، صاحب حق عظیم‌تر و شرایط ادای این حق سخت‌تر باشد، انصاف کاربرد بیشتری خواهد داشت. بر این اساس مهمترین قلمروی انصاف بر اساس متون دینی، قلمروی سیاست است چرا که حق والی بر مردم و حق مردم بر والی از بزرگترین حقوق است. افزون بر این که قدرت، مهمترین زمین? ستم و بی‌انصافی است. بنابراین ادای این حقوق سخت،‌ در شرایطی که انسان را به سوی ستم می‌کشاند، بسیار حائز اهمیت و مورد توجه است.
اصول تعلیم  و تربیت اخلاقی ا ز نظر احمد نراقی و استاد  مطهری
نویسنده:
لیلا کمال لو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده: اخلاق، رمز سعادتمندی انسان است و غفلت از آن، به منزله فاجعه‌ای دردناک است و این مطلب است که کمتر اندیشمندی از کنار آن به راحتی گذشته است، به طوریکه می‌توان گفت عموم فیلسوفان و متکلمان تاریخ، بخشی از رسالت خویش را در سامان‌بخشی به نظام‌های مختلف اخلاقی سپری کرده‌اند، چه در میان مسلمانان و چه اندیشمندان غیر مسلمان. در حوزه اسلامی از معاصرین شهید مطهری، و از متقدمین ملا احمد نراقی، از جمله کسانی هستند که به ضرورت پرداختن به مباحث اخلاقی به طور جدی توجه داده‌اند. لذا ما در این پژوهش این دو تن را، که خود نمونه اخلاق‌اند، انتخاب نموده‌ایم تا با مطالعه آثار گران بهایشان، اصول تعلیم و تربیت اخلاقی مورد نظر آنها را استخراج کنیم. در این زمینه به نقاط اشتراک بسیاری بین نراقی و استاد مطهری رسیدیم و نقاط افتراق در آنها به ندرت دیده می‌شد، که افتراق آنها بیشتر به دلیل معاصر بودن و حوزه وسیع مطالعات استاد مطهری، در دو زمینه تعلیم و تربیت و اخلاق بود. و بیشتر مباحث، در زمان نراقی، مبتنی بر اخلاق بود. و او برای اثبات گفته‌های خویش بیشتر به آیات و روایات استناد می‌کرد و اخلاق را همان تربیت می‌دانست، و تربیت را در اخلاق جستجو می‌کرد، اما بیانات استاد مطهری، بیشتر مبتنی بر نقل و به تفکیک اخلاق از تربیت بود.
اخلاق کاربردی در آثار شهید مطهری
نویسنده:
فریده نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله حاضر، بر آن است تا با نگاهی به آثار شهید مطهری، اندیشه اخلاقی وی را در برخی از حوزه‌های اخلاق کاربردی، استخراج و سامان‌دهی کند. اخلاق سیاست، اخلاق تکنولوژی و اخلاق علم‌آموزی از جمله این حوزه‌ها هستند. اخلاق کاربردی، نیاز به پایه و مبنایی دارد که پشتوانه‌ای برای آن باشد،انسان‌شناسی و خداشناسی، دو مقوله‌ای هستند که به عنوان مبانی اخلاق کاربردی شناخته می‌شوند، در این میان انسان‌شناسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و این مقوله نه فقط به دلیل آن است که انسان موضوع اخلاق است، بلکه تجزیه و تحلیل قوا و نیروهای انسانی نیز کلید تمامی حوزه‌های گوناگون تعلیم و تربیت، سیاست، تکنولوژی و.... است. در اخلاق سیاست، نظام سیاسی باید بیانگر قلمرو دین باشد و یکی از تجلیات آن مسئولیت‌پذیری انسان است و مسئولیت منهای دین و خدا معنا ندارد، و از عناصر اخلاق سیاست، حضور و استمرار عدالت در تمامی زمینه‌ها، رعایت حقوق مردم، آزادی و کرامت انسانی است. اخلاق تکنولوژی نیز مانند دیگر شاخه‌های اخلاق کاربردی باید منعکس کننده تعهد اخلاقی افراد و نهادهای تخصصی آن باشد و تکنولوژی باید در جهت توسعه و تکامل و بر هم نزدن ارزش‌ها سوق داده شود. در اخلاق علم‌آموزی، هدف اساسی، الهی شدن آدمی است و برای رسیدن به این هدف، باید استعدادهای عالی انسان به شیوه صحیح رشد کند و به فعلیت برسد زیرا تعلیم و تربیت، مهم‌ترین جنبه زندگی بشر است و هر نوع انحراف در آن باعث انحراف در همه امور زندگیمی‌شود.
فضیلت از دیدگاه افلاطون و سوفسطائیان
نویسنده:
صادق میراحمدی سرپیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چیستی فضیلت و چگونگی کسب آن از مباحث بنیادین اندیشه افلاطون است. وی هرچند به آموختنی بودن فضیلت قائل است با این همه در مقابل سوفسطائیان که خود را حکیم ونیز آموزگار یونانیان و آموزگار فضیلت می دانستند از آموختنی نبودن فضیلت و نیز یگانگی آن در مقابل چندگانگی فضیلت نزد سوفسطائیان سخن می گوید.افلاطون در گفتگوی جمهوری از چهار فضیلت اصلی دانایی ، شجاعت ، اعتدال ( خویشتن داری ) و عدالت نام می برد و هر یک از این فضایل را مرتبط با بخشی از قوای سه گانه دولت – شهر و اجزای سه گانه نفس می داند .فضیلت چهارم یعنی عدالت در دولت- شهر و نفس این است که هر یک از اجزاء آنها کار خود را انجام دهد و در کار دیگری دخالت نکند.در یونان آن زمان فضیلت بیشتر به معنی قابلیت شخص برای انجام موفقیت آمیز نقش هایش در دولت- شهر بود. فضیلتی که سوفسطائیان رواج می دادند و خود را آموزگار آن می دانستند به معنی موفقیت و کارآمدی برای دستیابی به قدرت بود. در مقابل افلاطون که در محاوره های اولیه خود هر یک از فضیلت ها را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار داد پرسش از یکایک فضیلت ها را به ایده فضیلت برمی گرداند و در محاوره های بعدی خود فضیلت را شناخت و معرفت به خیر و عمل بر طبق آن می داند. از نظر او اگر کسی بتواند به شناخت خیر برین نائل شود هرگز مرتکب عمل بد و رذیلت آمیزی نمی شود. بنابراین از دیدگاه او فضیلت و معرفت یکی می باشند. از یکی بودن فضیلت و معرفت ، آموختنی بودن فضیلت و اینکه هیچ کس آگاهانه و از روی اراده مرتکب عمل بدی نمی شودحاصل می شود.هدف ما در این رساله بیان نظر افلاطون و سوفسطائیان درباره فضیلت است. در این راستا مسئله آموختنی بودن یا آموختنی نبودن فضیلت ، یگانگی یا چندگانگی فضیلت ، و پیوند میان معرفت و فضیلت را مورد بررسی قرار می دهیم. همچنین چهار فضیلت اصلی و رابطه آنها با اجزاءِ نفس و قوای دولت- شهر از دیدگاه افلاطون را شرح خواهیم داد.
گفتمان تربیتی امامت
نویسنده:
مرضیه فانی ثانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
گفتمان کاوی به مثابه یک روش تحقیق در علوم مختلف انسانی در صدد بازگو کردن‌ و نشان‌ دادن‌ معانی‌ نهفته‌ در متن‌ است. در این روش محقق برآن‌ است که رابطه بین مولف، متن و خواننده را نشان دهد. با مطالعه بر روی زبان روشن می گردد که عوامل متعددی در شکل گیری پیام کلام موثرند، برخی از این عوامل درون متنی و برخی دیگر برون متنی است. این روش بر عوامل برون متنی تاکید ویژه ای دارد. مولفه های اصلی گفتمان کاوی عبارت اند از: تحلیل زبانی متن، بررسی انسجام متن، بررسی بافت متن، بررسی روابط بینامتنی، معنای مرکزی متن، و نگاه به کارکرد متن. گفتمان، معنا یا دال مرکزی نهفته در متن و گفتمان کاوی، مبتنی بر توجه هماهنگ به همه عوامل شکل دهنده پیام است. بر این اساس در پژوهش حاضر، از گفتمان کاوی به مثابه یک روش تحقیق برای دست یابی به موضوع تحقیق یا همان «گفتمان تربیتی امامت» در اندیشه شیعه، استفاده شده است.نظام تربیتى مجموعه گزاره‏ها و اندیشه‏هاى منظم و سازمان یافته درباره تربیت است. هریک از نظامهای تربیتی اهداف خاصی را مدنظر دارند و بر تئوری و شیوه عملکرد تربیتی ارائه شده توسط آنها، گفتمان خاصی حاکم است. سازوکارهای تربیت و اینکه چگونه تربیت پذیری رخ می دهد، نحوه برقراری ارتباط و چگونگی قرار گرفتن در معرض آن، از جمله موارد مهم قابل بررسی در هر گفتمان است. در این پژوهش تلاش شده، گفتمان تربیتی امامت، از متون حدیثی استخراج شود. این گفتمان در واقع روح حاکم بر کل سیره و شیوه های ائمه اطهار علیهم السلام است. گفتمان تربیتی امامت دارای چند واژه کلیدی و مفهوم اصلی است: الفبا و زبان تجلی این گفتمان «ولایت» است. کانون، منشأ، و هسته مرکزی تلألو این گفتمان «محبت امام به انسان ها» است. مولفه مرکزی و محوری این گفتمان که همه مولفه های تربیتی آن را دربرمی گیرد «خروج از ظلمات به نور» است؛ و روح و قانون حاکم بر این گفتمان که در تمام مولفه های تربیتی آن صادق است «حرکت ظاهر- باطن- ظاهر درونی شده» است. همچنین، گفتمان تربیتی امامت بر اساس مولفه های تشکیل دهنده آن، یک شبکه گفتمانی را تشکیل می دهد که اجزای آن به صورت پویا از جهات مختلف با هم مرتبط اند و تشابک دلالی دارند. پذیرش ولایت الهی سبب تحقق و نتیجه دادن تمام مولفه های تربیتی گفتمان امامت می گردد. بنابراین، باطن تمامی خوبیها ولایت الهی و باطن تمامی بدیها ولایت طاغوت است. نتیجه گفتمان تربیتی امامت، پرورش انسانی الهی است که نه در ظاهر می ماند و نه از آن عدول می کند، بلکه هم ظاهر را حفظ می کند و هم از آن به باطن گذر می کند. ایجاد تعادل در جامعه، اجرای عدالت و قدم نهادن در صراط مستقیم از اثرات تحققاین گفتمان است.
لطف و قهر امام علی علیه السلام در آینۀ نهج‌البلاغه
نویسنده:
لیلا قدس
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در نهج البلاغه، لابلای سخنان دقیق و ظریف امام علی علیه السلام، به موارد بسیاری برمی‏خوریم که نشانگر لطف و یا قهر امام علی علیه السلام نسبت به اشخاص مختلف است. منظور از لطف، عطوفت و مهربانی و اقبال علی علیه السلام نسبت به اشخاص و منظور از قهر، غضب و خشم حضرت در قبال رفتار و عملکرد برخی از افراد می‏باشد. در این میان مسئله اصلی آن است که چه علل و عواملی موجب بروز رفتارهای گونه‌گون از حضرت شده است. این پژوهش با توجه به حجیّت قول، فعل و تقریر معصوم و از رهگذر بررسی مبانی لطف و قهر، موارد کاربست این مبانی، اهداف و اغراض، لطف ها و قهرها برای پاسخ بدین مسأله کوشیده است. بررسی گزارشهای نهج البلاغه، از گفتار و رفتار حضرت، نشان می دهد که لطف و قهر امام علی علیه السلام بر اساس حفظ حدود الهی و حقوق بندگان و مرزبانی در همه عرصه‏هاست. همچنین لطف و قهر امام بر مبنای صداقت و صراحت، عدالت ورزی و عدالت محوری، بصیرت، دلسوزی و شفقت، آینده نگری، تدبیر و عاقبت اندیشی بنیان نهاده شده است. حضرت، این مبانی را در شرایط و موقعیت های مختلف به کار بسته اند و در این راستا برای احقاق حق الله و حق الناس، انتباه و آگاهی مردم، آگاه نمودن مردمان از عواقب اعمال و آینده برخی مردم، إحیاء اسلام ناب محمدی6و جداسازی حق از باطل کوشیده‌اند. امام لطف و قهر خود را با اهداف مختلفی به لطف نسبت به دیگران و گاه قهر و تندی با ایشان اقدام کردند. از جمله؛ فرهنگ سازی، دفع شبهات و حق گریزی ها، شناسایی دوست و دشمن و بیداری مردمان إعمال نمود؛ تا به مردمان این پیام را برساند که دنیا وسیله و پلی برای رسیدن به آخرت است و در نهایت، حضرت سعی دارد با این ابزار (لطف و قهر) هریک از بندگان خدا اعم از مومنان، گمراهان، گمراه‌کنندگان، نادانان، گناه‌کاران را به رستگاری برساند.
گفتمان عدالت اجتماعی در اندیشه امام خمینی(ره)
نویسنده:
فهیمه غفاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این نظام به لحاظ محتوایی مبتنی بر اعتقادات دینی است و از آخرین دستاوردهای بشری در عرصه حکومت بهره‌ برده است و با تلفیقی از نظریات سیاسی و اجتماعی مدلی را ارائه کرده است که به مردم سالاری دینی شهرت یافته است. که بر اساس قانون اساسی، سیستم حکومت به گونه‌ای طراحی شده است که حرکت در چارچوب آن به خودی خود، زمینه مهار قدرت را فراهم نمایند تا از فساد حکومت بکاهد (اصل تفکیک قوا) دموکراسی مورد نظر ایشان دموکراسی اسلامی است که بر اساس قوانین و احکام شرع پایه‌ریزی شده است. ایشان به طور صریح آزادی منفی یا آزادی لیبرالی (رها کردن فرد در جامعه) را مطرود می‌داند.اندیشه و تفکرات ایشان چه در عمل و چه در نظر نشان داد که زنان در نظام جمهوری اسلامی نقش مثبت و سازنده‌ای را چه در قبل و بعد از انقلاب اسلامی داشته‌اند که مهمترین کارکرد حضور زنان، نقش مادری، همسری، پرورش فرزندان و حضور در جایگاهها و ساختارهای مختلف جامعه با حفظ شئونات اسلامی است. که همه این موارد می‌تواند به عنوان مصادیقی از عدالت اجتماعی باشد که در این تحقیق به آنها اشاره شده است.از آن جا که جمهوری اسلامی بر پایه تفکرات امام خمینی(ره) بنیان گذاشته شده است اندیشه‌های ایشان، بهترین منبع برای بررسی مفهوم عدالت اجتماعی که به مثابه پشتوانه نظری جمهوری اسلامی است می‌تواند باشد. با مطالعه متون و بیانات و فرمایشات موجود نتایج زیر حاصل می‌شود: یکی از هدفهای اصلی ایشان (در دوره فعالیت ایشان قبل از انقلاب) تشکیل حکومت اسلامی است. ولی در دوره دوم (دوران فعالیت و حضور ایشان بعد از پیروزی انقلاب و حضور ایشان در ایران) تشکیل حکومت اسلامی ابزاری است برای تحقق عدالت اجتماعی برای همه گروهها و اقلیتها چه در ایران و یا خارج ازمرزهای ایران.
جان شناسی از نظر سقراط و عین القضات همدانی
نویسنده:
زهرا باستان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پیام اصلی سقراط خود را بشناس است . وی معتقد است حقیقت انسان همان روح است . او روحراجزء خدایی انسانمی داند . کهجایگاه دانش و فضیلت است . ازنظر او اگر کسی در این جزء از روح بنگرد ،هم خود و هم خدا و دیگر چیزهای الهی را در می یابد . سقراط خودشناسی را از طریق درون نگری ممکن می داند . ومعتقد است که آدمیدر طول زندگی خود باید متوجّه روحش باشد و هرآنچه نیک و پسندیدهاست را انجام دهد و از هر آنچه ناپسند است دوری کند تا عدالت در روحش قرار بگیرد . عین القضات همدانی، عارف ایرانی قرن پنجم هجری ،حقیقت آدمی را جان یا روح می داند ، وی قداست ویژه ای به قلب(دل) می دهد و می گوید عقل از درک دل ناتوان است و تنها اهل دل ، دل را می شناسند . وی بر این باور است که مسلمان و کافر هر دو دارای قلب هستند ولی قلب کافر در حجاب است و می گوید اطاعت امر الهی و دوری از نواهی خداوند حجاب دل را کنار می زند . سقراط برتفکر و تعقل تأکید بیشتری می کندامّا عین القضات رفع حجاب های دل و تزکیه نفس را در خودشناسی موثر می داند .