جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
نبراس الضياء و تسواء السواء في شرح باب البداء و اثبات جدوى الدعاء
نویسنده:
محمدباقر ميرداماد؛ حاشیه نویس: ملاعلی نوری؛ محقق: حامد ناجی اصفهانی
نوع منبع :
کتاب , حاشیه،پاورقی وتعلیق
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نبراس الضياء و تسواء السواء في شرح باب البداء و إثبات جدوی الدعاء، اثر میر محمدباقر داماد (متوفی 1041ق)، رساله‌ای است درباره مسئله بداء و به‌مناسبت‌ نقد فخر رازی به شیعه در باب بداء و پاسخ خواجه نصیر طوسی پرداخته‌ و نظر‌ خود را در تبیین این مسئله آورده است. کتاب حاضر یکی از آثار مهم کلامی میرداماد است؛ چه، اینکه در آراء تمام اندیشمندان پس از او، جای پای این رساله به چشم می‌خورد. کتاب با مقدمه مفصلی از محقق آغاز و مطالب مشتمل بر یک دیباچه و سه بخش کلی است. در مقدمه مصحح، پس از نگرشی کوتاه به خصایص کلام شیعه دوازده امامی، از جمله منصوص بودن امامت، رجعت، تقیه و بداء و ارائه کتابنامه‌ای در آن، به تحلیل آموزه بداء پرداخته شده است. مؤلف در دیباچه رساله، با نقل کلام امام فخر رازی، بیان خود را آغاز می‌کند. فخر رازی در کتاب «محصل» گوید: شیعه با استفاده از دو اصل بداء و تقیه، خود را از هر اشتباه و کذبی مبرا می‌نمایند. همی گویند در آینده ما دارای حکومت و عزت خواهیم شد و وقتی بدان دست نمی‌یابند، گویند بداء شده است و وقتی حرفی می‌زنند و بعد معلوم می‌گردد که خطا و باطل بوده، گویند تقیتا گفتیم. خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب «نقد المحصل» به پاسخ از این افتراء برآمده و گوید: اولا خبر بداء خبر واحد است - در مورد اسماعیل پسر امام جعفر صادق(ع) - و موجب علم و عمل بدان نیست و ثانیا تقیه مورد خاص دارد و در تمام موارد جایز نیست. محقق داماد از کلام امام فخر رازی برمی‌آشوبد و کلام خواجه نصیرالدین طوسی را در مسئله تقیه مورد قبول و در مسئله بداء مورد اشکال قرار داده و می‌گوید: اولا مسئله از طریق اهل سنت نیز مطرح گردیده و پاره‌ای از آیات قرآنی دال بر آن است. ثانیا خبر روایت بداء در مورد اسماعیل پسر امام جعفر صادق(ص) غیر قابل قبول است و معارض با اخبار باب امامت ائمه اثناعشری(ع) است و بر اساس مبنای فوق، پایه بخش نخستین رساله خود را پی می‌نهد. بخش اول: در پی انتقاد به خبر بداء، نویسنده امامت ائمه اثناعشری را محرز می‌داند، ولذا ادله اثبات امامت را بر دو پایه استوار می‌بیند: الف)- احادیث و اخبار فضائل ائمه اثناعشری(ع)؛ ب)- مثالب و کژی‌های موجود در جانشینان دروغین خلافت. بدین طریق او بیش از یک‌سوم رساله خود را به همین اصل اختصاص داده که در آن نیز از گفتارهای جدلی و خطابیاستمداد جسته است. بخش دوم: در این بخش به طرح اصلی رساله پیرامون بداء رسیدگی می‌گردد که خود بر سه پایه استوار است: الف)- ذکر اخبار وارده در مسئله بداء؛ ب)- بررسی لغوی واژه «بداء» و عدم انکار استناد آن به خداوند؛ ج)- طرح بیانی مسئله بداء که این بخش نیز بر دو قسمت است: طرح آموزه بداء و هماهنگی مفهوم آن با نسخ و اختلاف آن در تشریع و تکوین که در پایان رساله با اشاره‌ای گذرا به طرح همین بخش، رساله به‌صورت ناتمام انجام یافته است. بررسی مسئله تکوین و موجودات مکون که در پی آن، به مذهب تثلیث و تربیع در اقسام موجودات اشاره شده و در این رهگذر، وجه تخصیص بداء به مکونات، روشن می‌‌گردد. بخش سوم: این بخش که از جهتی، یک بخش فرعی و استطرادی در مسئله بداء می‌باشد، به اعتباری به‌طور مستقیم با بداء در ارتباط است. در این مرحله به طرح حصول کثرت از وحدت از رهگذر مسائل علم حروف و اعداد اشاره شده که بیش از یک‌پنجم رساله را به خود اختصاص داده است. بداء - در لغت عرب - به معنای آشکار شدن چیزی پنهان است و نیز در جایی که برای انسان تغییر عقیده یا علم حاصل شود، به کار می‌رود و در‌ قرآن مجید‌ آمده است که: «بدا لهم سيئات ما عملوا». متکلمان و مفسران مسلمان در شرح و تفسیر آن، مطالبی نزدیک به هم ‌‌گفته‌ و نوشته‌اند، ولی این مسئله در نظر میرداماد اهمیت‌ ویژه‌ای داشته و در این کتاب، به‌صورت مفصل، بدان پرداخته است. میرداماد در توضیح‌ مسئله بداء می‌گوید که بداء مانند «نسخ» است - و می‌دانیم که نسخ به معنای تغییر تمام یا بخشی‌ از حکم شرعی و قانون‌ موضوعه است، پس از آنکه، دیری آن حکم و قانون عملی شده باشد - اگر در اوامر و نواهی شرعی که خطاب به مردم است تغییری یافت گردد یا به‌کلی برداشته شود، آن را «نسخ» می‌گویند و هرگاه که أمر تکوینی (یعنی‌ سرنوشت رقم‌خورده‌ای) از جانب خداوند دگرگون شود - مثل آنکه با دعاء و صدقه و مانند آن، بلائی از سر انسان بگذرد - آن را بداء می‌نامند. اما بداء در سلسله مراتب امر و مشیت الهی جایی معین دارد و چون‌ علم‌ الهی را به مراتب قضا و قدر علمی و عینی تقسیم نموده است، قضای الهی را به‌دور از هرگونه بداء و تغییر ‌و تبدیل می‌داند؛ همچنان‌که آن را حتی درباره مفارقات (موجودات منزه از ماده‌ مانند‌ فرشتگان) روا نمی‌داند. میرداماد معتقد است که در وعاء دهر - که جای ثبات و نظام جامع و کلی حوادث و حقایق است - بداء راه ندارد؛ زیرا اگر در دهر راه یابد، مانند آن است که دهر‌ از ثبات‌ خود بیرون آمده و شکل تغییر و سیلان را - که ویژه ماده است - پذیرفته باشد. آنچه که در آن، بداء راه دارد، عالم «قدر» است که با وعاء زمان منطبق است. مسئله بداء، از یک طرف به مسئله وعاء دهر و از‌ طرف‌ دیگر‌ به قضای الهی و مراتب علم باری تعالی مربوط می‌گردد و بر روی هم روشن می‌‌شود‌ که دستگاه‌ فلسفی‌ میرداماد بر محور وعاء دهر و حدوث دهری بنا شده و استوار است و از‌این‌رو‌ در کتاب حاضر نیز به بهانه اثبات و تصحیح بداء - که از عقاید امامیه است - به بیان انحاء‌ حدوث‌ ذاتی و دهری و زمانی می‌پردازد و وعاء زمان و ویژگی‌های آن و فرق‌ زمان‌ با‌ وعاء ثوابت دهری را شرح می‌‌دهد. گویی با بیان اوصاف وعاء زمان که اساس و جوهره ذاتی‌ آن‌ حرکت و تغییر و تبدل و سیلان و بی‌قراری است، می‌خواهد نتیجه بگیرد که «بداء» نه‌ فقط‌ صحیح‌ و ممکن که بایسته و ناگزیر است و حکم ثابت الهی در جهان متغیرات بایستی گاهی به‌صورت‌ بداء، جامه عوض کند.
بررسی آموزه بداء در اندیشه خواجه طوسی
نوع منبع :
نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سلیمان بن جریر طبری شیعه را قائل به دو آموزه بداء و تقیه می‏داند و می‏نویسد شیعه با ترویج این آموزه‏ها، همواره خود را پیروز نگه داشته است. معنایی که وی از بداء به شیعه نسبت می‏دهد مستلزم انتساب لوازمی چون جهل به خداوند است. خواجه نصیرالدین طوسی (597-672ق) در جواب این شبهه به انکار بداء روی می‏آورد. خبر مورد نظر ابن جریر را خبر واحد و غیر مفید علم (در اعتقادات) و عمل(در فقه) می‏داند و آن را ناظر به خلافت اسماعیل نسبت به امام صادق(ع) می‏داند که مطابق آن – چون امام رفتاری از اسماعیل را مشاهده کرد که از وی نمی‏پسندید- جانشینی خود در امامت را به امام موسی کاظم(ع) سپرد. این پاسخ‏های خواجه در میان امامیه مخالفان و موافقان جدّی دارد. نوشتار حاضر می کوشد با رویکرد توصیفی و انتقادی بعد از ذکر دیدگاه های موافقان و مخالفانِ هر یک از پاسخ های خواجه طوسی، به داوری و برقراری وفاق میان آنها بپردازد و سرانجام نشان خواهد داد که خواجه طوسی در پاسخ های خود، معنایی از بداء را منکر شده، که امامیه هرگز به آن معتقد نبوده است.
صفحات :
از صفحه 250 تا 278
مقايسه تطبيقی مفهوم مدينه آرمانی در آراء متفکران اسلامی (نمونه موردی؛ آراء خواجه نصيرالدين طوسی و ابن‌سينا)
نویسنده:
مهدی ترکشوند، علی خواجه نايينی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نفي امور رنج‌آور دنيوي و تلاش براي ساختن يا به تصوير کشيدن جهاني که در آن کمال محض باشد در انديشه انساني که هبوط از بهشت به زمين را تجربه کرده، ريشه¬يي تاريخي دارد. اين انديشه سبب شکلگيري مدينه آرماني شده که توسط متفکرين غربي و شرقي به تصوير کشيده شده است. خواجه نصيرالدين و بوعلي از جمله متفکراني هستند که در اين زمينه نظريه¬پردازي کرده و به ابعاد مختلف مدينه آرماني خويش پرداخته‌اند. اما آنچه در اين پژوهش مورد بررسي قرار ميگيرد، مقايسه ديدگاه اين متفکران در باب مدينه آرماني است. روش مورد استفاده در اين پژوهش توصيفي و با استفاده از مطالعه اسناد و مدارک موجود در باب انديشه مدينة آرماني از ديدگاه ايشان (خواجه نصيرالدين و بوعلي) بوده است. نتايج اين پژوهش نشان ميدهد تفاوت در آبشخور نظري در جهت توصيف مدينة آرماني، اشتراک در نوع جهان¬بيني، ديد سلسه مراتبي و طبقاتي بوعلي، نگاهي تدقيق شده¬ به اجزاء و ساختار مدينه آرماني در انديشه او نسبت به خواجه، تفاوت در نوع رهبري و صفات رئيس مدينه، اشتراک در وضع شروطي براي دستيابي به مقام رياست مدينه، نگاه مصلحانه به وضعيت موجود از جمله شباهتها و اختلافهاي خواجه نصيرالدين طوسي و بوعلي‌سينا در توصيف مدينه آرماني است. بديهي است که با توجه به جهان‌بيني اسلامي حاکم بر هردو تفکر، نتايج اين پژوهش ميتواند راهگشاي مفيدي براي ترسيم شهر اسلامي باشد که اين مهم دستاوردي براي پژوهشگراني باشد که انديشه ايجاد شهر اسلامي دارند.
صفحات :
از صفحه 171 تا 192
بررسی تطبیقی صفات الهی از منظر توماس آکویناس و خواجه نصیر الدین طوسی (مقایسه نظریه انالوژی و اشتراک معنوی تشکیکی)
نویسنده:
سعید رحیمیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هم متکلمان مسلمان و هم متکلمان مسیحی و فلاسفۀ منسوب به هر دو دین برای حل مشکله ی سخن گفتن در باره ی خدا نظریاتی را مطرح کرده اند؛ از قول به لزوم سکوت در مورد معانی صفات الهی تا راه سلبی و از قول به اشتراک لفظی تا اشتراک معنوی و نیز راه صفات علی اقسام آن در این زمینه مطرح شده است.در این مقال ، نظریه ی دو فیلسوف و متکلم هم زمان یعنی خواجه نصیر الدین طوسی فیلسوف و متکلم مسلمان و توماس آکویناس فیلسوف و متکلم مسیحی بررسی و مقایسه می شود. ابتدا سخن از توماس آکویناس و قول خاص و ابداعی او در این زمینه یعنی انالوژی و مبانی کلامی آن خواهیم گفت آنگاه مرام خواجۀ طوسی در قول به اشتراک معنوی تشکیکی و مبانی و مدلولات آن تشریح خواهد شد و در انتها به مقایسه و بررسی تطبیقی آن دو نظریه پرداخته خواهد شد که همین مقایسه و داوری نهایی بین دو فیلسوف جنبه نوآورانه این مقال را تشکیل می دهد.
صفحات :
از صفحه 77 تا 100
نگاهی به ادوار و مکاتب کلامی امامیه در قرون میانی
نویسنده:
حمید عطایی نظری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کلام امامیّه در طول تاریخ جریان یکسان و یکدستی نبوده است و دستخوش تحوّلات بسیار در ابعاد مختلف شده است. متکلّمان امامی در ادوار گونا گون تح تتأثیر عوامل مختلف به ویژه اثرپذیری از مکاتب فکری مطرح در تمدّن اسامی خاصّه کلام معتزلی و اشعری و فلسفۀ سینوی و حکمت صدرائی نظا مهای کلامی متفاوتی از باورهای دینی تشیّع امامی را ارائه نمود هاند. آشنایی با مکاتب کلامی و گرای شهای مختلفی که در کلام امامیّه پدیدآمده است پی شنیاز هرگونه پژوهش دقیق در این دانش است. با این وصف، تا کنون هیچ دست هبندی مشخّصِ معیاری از مکاتب کلامی امامیّه ارائه نشده است که هم نمایانگر سب کها و گرای شهای اصلیِ مختلف موجود در تاریخ کلام امامیّه باشد و هم مقبول و مورد اّتفا قنظر پژوهشگران این عرصه قرار گرفته باشد. در نوشتار حاضر، تاش م یشود پیشنهادی در خصوص دست هبندی ادوار و مکاتب کلامی امامیّه ارائه گردد. بر بنیاد این دست هبندی تازه، ادوار و مکاتب گونا گون تکوی نیافته در کلام امامیّه در قرون میانی )از قرن چهارم تا قرن یازدهم هجری قمری( بر اساس سبک اندیشگی و مبانی کلامی متمایز متکلّمان امامی به چهار دورۀ: ) 1( کلام معتزلی شامل مکاتب بغداد متقدم و متأخر و مکتب حلۀ متقدم، ) 2( کلام معتزلی _ فلسفی در مکتب حلۀ متأخر، ) 3( کلام فلسفی در مکتب قم و ) 4( کلام فلسفی _ عرفانی در مکتب اصفهان طبق هبندی م یشود.
صفحات :
از صفحه 3 تا 56
حاشية على شروح الاشارات المجلد 2
نویسنده:
حسين بن محمد خوانساري؛ حاشیه نویس: جمال الدین محمد بن حسین خوانساری؛ محقق: احمد عابدی
نوع منبع :
کتاب , حاشیه،پاورقی وتعلیق , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز النشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الحاشية على شروح الإشارات، حاشيه مرحوم آقا حسين خوانسارى بر كتاب اشارات ابن سينا و برخى از شروح و حواشى آن (شرح الإشارات خواجه نصيرالدين طوسى، شرح الشرح (معروف به المحاكمات) قطب‌الدين رازى، حاشية شرح الشرح (حاشية المحاكمات) ميرزا جان حبيب‌الله باغنوى شيرازى)، به زبان عربى است. در ذيل كتاب، حاشيه فرزند مؤلف، آقا جمال خوانسارى بر حاشيه پدرش ذكر شده است. كتاب توسط احمد عابدى مورد تحقيق قرار گرفته است. در مقدمه تحقيقى وى مطالبى درباره كتاب ذكر شده كه برخى از آنها عبارتند از: محقق خوانسارى اگرچه متأخر از صدرالمتألهين است، اما متأثر از مباحث حكمت متعاليه نيست و در اين كتاب از شيوه مشائين پيروى كرده است و فراوان از شيوه اشراقيون احتراز كرده است؛ البته وى اگرچه موافق مشايين است، اما در مسئله اثبات هيولى با آنها مخالف است. وى در اين حاشيه فراوان بر مسئله تشكيك اعتراض كرده و مدعى تشكيك را به عجز از فهم معناى كلامش نسبت داده و اين بحث از نيكوترين مباحثى است كه در اين كتاب يافت مى‌شود. بيشتر حكما قائل به عدم وجود غايت براى خداوند در افعالش هستند؛ چراكه غنى بالذات نزد آنها كسى است كه افعالش نه براى غرض و نه براى عوض است؛ اما محقق خوانسارى معتقد است كه اين عقيده مخالف شريعت اسلامى است و مباحث طولانى در اثبات غايت براى افعال خداوند متعال دارد. در بيشتر موارد اختلاف بين محقق طوسى و فخرالدين رازى، حق را به رازى مى‌دهد نه محقق طوسى. فراوان به كلمات محقق ميرزا جان باغنوى شيرازى اهتمام شده است، بلكه بيشتر اين كتاب تعليقه بر حاشيه باغنوى است؛ بلكه در بيشتر مباحث كتاب، سطر به سطر از كلمات باغنوى غفلت نشده است. شيوه محقق خوانسارى در اين كتاب جز در موارد نادر، بر عدم نقل اقوال حكماست. فرزند مؤلف، آقا جمال‌الدين خوانسارى (متوفى 1125ق) تعليقاتى بر حاشيه والدش دارد كه محقق هر مقدار از آن را كه در نسخه‌هاى مختلف خطى يافته نقل كرده است. غريب آن است كه اين حواشى در «رياض العلماء» و همچنين در «دائرةالمعارف بزرگ اسلامى» ذكر نشده است. اين حواشى اگرچه نسبت به كتاب پدرش كمتر است، اما دلالت بر آن دارد كه دقت آقا جمال و تبحرش در حكمت بيشتر از پدرش بوده است. محقق همچنين در مقدمه‌اش، نسخ خطى مورد استفاده را معرفى كرده است. شيوه تحقيقى وى بدين ترتيب است كه پس از ارزش‌گذارى نسخه‌ها به شناخت صحيح‌ترين آنها اقدام كرده است. پس از مقابله برخى از نسخه‌ها با بعضى ديگر آنچه را كه در متن صحيح است تثبيت كرده و از نقل اختلافات نسخه‌ها در تعليقات كتاب خوددارى نموده است. وى معتقد است ذكر اختلافات نسخه‌ها جز جمع تعدادى نسخه در نسخه واحد كه موجب تشويش خواننده مى‌شود فايده ديگرى ندارد. در بسيارى موارد نيز نسخه‌هاى كتاب مختلفند كه موجب تغيير در معنا مى‌شود. از آنجا كه محقق خوانسارى، عبارتى را از كتب مزبور (اشارات و شروح آن) بدون ذكر هيچ‌گونه عنوانى براى بازشناسى، نقل كرده و بر آن حاشيه زده، محقق كتاب كلمات چهارگانه ذيل را به متن اضافه كرده است: - «قال الشيخ» كه منظور كلام ابن سيناست؛ - «قال الشارح» كه منظور كلام خواجه نصيرالدين طوسى است؛ - «قال المحاكم» كه منظور قطب‌الدين رازى است؛ - «قال المحشي» كه منظور ميرزا جان باغنوى است. وى به آنچه محقق خوانسارى نقل كرده، اكتفا نكرده، بلكه غالباً جمله‌اى كامل يا سطرى از كتاب مورد نظر را ذكر نموده، به‌گونه‌اى كه امر بر خواننده مشتبه نشود. همچنين وى مصادر تمامى تعليقات را از اين چهار كتاب ذكر كرده است تا مراجعه‌كننده به‌راحتى به آن مراجعه كند. سپس عناوين نمطها و فصول را اضافه كرده تا استفاده از آن راحت باشد؛ چراكه مؤلف ننوشته كه اين كلام از كدام فصل يا نمط است و با اين افزوده محقق (كه وى آن را بين كروشه قرار داده)، مراجعه‌كننده به‌آسانى به مقصود خويش نايل مى‌گردد. در ابتداى جلد اول، فهرست مختصر مطالب و در انتهاى هر دو جلد فهرست مفصل مطالب ذكر شده است.
حاشية على شروح الاشارات المجلد 1
نویسنده:
حسين بن محمد خوانساري؛ حاشیه نویس: جمال الدین محمد بن حسین خوانساری؛ محقق: احمد عابدی
نوع منبع :
کتاب , حاشیه،پاورقی وتعلیق , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز النشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الحاشية على شروح الإشارات، حاشيه مرحوم آقا حسين خوانسارى بر كتاب اشارات ابن سينا و برخى از شروح و حواشى آن (شرح الإشارات خواجه نصيرالدين طوسى، شرح الشرح (معروف به المحاكمات) قطب‌الدين رازى، حاشية شرح الشرح (حاشية المحاكمات) ميرزا جان حبيب‌الله باغنوى شيرازى)، به زبان عربى است. در ذيل كتاب، حاشيه فرزند مؤلف، آقا جمال خوانسارى بر حاشيه پدرش ذكر شده است. كتاب توسط احمد عابدى مورد تحقيق قرار گرفته است. در مقدمه تحقيقى وى مطالبى درباره كتاب ذكر شده كه برخى از آنها عبارتند از: محقق خوانسارى اگرچه متأخر از صدرالمتألهين است، اما متأثر از مباحث حكمت متعاليه نيست و در اين كتاب از شيوه مشائين پيروى كرده است و فراوان از شيوه اشراقيون احتراز كرده است؛ البته وى اگرچه موافق مشايين است، اما در مسئله اثبات هيولى با آنها مخالف است. وى در اين حاشيه فراوان بر مسئله تشكيك اعتراض كرده و مدعى تشكيك را به عجز از فهم معناى كلامش نسبت داده و اين بحث از نيكوترين مباحثى است كه در اين كتاب يافت مى‌شود. بيشتر حكما قائل به عدم وجود غايت براى خداوند در افعالش هستند؛ چراكه غنى بالذات نزد آنها كسى است كه افعالش نه براى غرض و نه براى عوض است؛ اما محقق خوانسارى معتقد است كه اين عقيده مخالف شريعت اسلامى است و مباحث طولانى در اثبات غايت براى افعال خداوند متعال دارد. در بيشتر موارد اختلاف بين محقق طوسى و فخرالدين رازى، حق را به رازى مى‌دهد نه محقق طوسى. فراوان به كلمات محقق ميرزا جان باغنوى شيرازى اهتمام شده است، بلكه بيشتر اين كتاب تعليقه بر حاشيه باغنوى است؛ بلكه در بيشتر مباحث كتاب، سطر به سطر از كلمات باغنوى غفلت نشده است. شيوه محقق خوانسارى در اين كتاب جز در موارد نادر، بر عدم نقل اقوال حكماست. فرزند مؤلف، آقا جمال‌الدين خوانسارى (متوفى 1125ق) تعليقاتى بر حاشيه والدش دارد كه محقق هر مقدار از آن را كه در نسخه‌هاى مختلف خطى يافته نقل كرده است. غريب آن است كه اين حواشى در «رياض العلماء» و همچنين در «دائرةالمعارف بزرگ اسلامى» ذكر نشده است. اين حواشى اگرچه نسبت به كتاب پدرش كمتر است، اما دلالت بر آن دارد كه دقت آقا جمال و تبحرش در حكمت بيشتر از پدرش بوده است. محقق همچنين در مقدمه‌اش، نسخ خطى مورد استفاده را معرفى كرده است. شيوه تحقيقى وى بدين ترتيب است كه پس از ارزش‌گذارى نسخه‌ها به شناخت صحيح‌ترين آنها اقدام كرده است. پس از مقابله برخى از نسخه‌ها با بعضى ديگر آنچه را كه در متن صحيح است تثبيت كرده و از نقل اختلافات نسخه‌ها در تعليقات كتاب خوددارى نموده است. وى معتقد است ذكر اختلافات نسخه‌ها جز جمع تعدادى نسخه در نسخه واحد كه موجب تشويش خواننده مى‌شود فايده ديگرى ندارد. در بسيارى موارد نيز نسخه‌هاى كتاب مختلفند كه موجب تغيير در معنا مى‌شود. از آنجا كه محقق خوانسارى، عبارتى را از كتب مزبور (اشارات و شروح آن) بدون ذكر هيچ‌گونه عنوانى براى بازشناسى، نقل كرده و بر آن حاشيه زده، محقق كتاب كلمات چهارگانه ذيل را به متن اضافه كرده است: - «قال الشيخ» كه منظور كلام ابن سيناست؛ - «قال الشارح» كه منظور كلام خواجه نصيرالدين طوسى است؛ - «قال المحاكم» كه منظور قطب‌الدين رازى است؛ - «قال المحشي» كه منظور ميرزا جان باغنوى است. وى به آنچه محقق خوانسارى نقل كرده، اكتفا نكرده، بلكه غالباً جمله‌اى كامل يا سطرى از كتاب مورد نظر را ذكر نموده، به‌گونه‌اى كه امر بر خواننده مشتبه نشود. همچنين وى مصادر تمامى تعليقات را از اين چهار كتاب ذكر كرده است تا مراجعه‌كننده به‌راحتى به آن مراجعه كند. سپس عناوين نمطها و فصول را اضافه كرده تا استفاده از آن راحت باشد؛ چراكه مؤلف ننوشته كه اين كلام از كدام فصل يا نمط است و با اين افزوده محقق (كه وى آن را بين كروشه قرار داده)، مراجعه‌كننده به‌آسانى به مقصود خويش نايل مى‌گردد. در ابتداى جلد اول، فهرست مختصر مطالب و در انتهاى هر دو جلد فهرست مفصل مطالب ذكر شده است.
بررسی تطبیقی دیدگاه معرفت شناختی خواجه نصیرالدین طوسی ورنه دکارت در باب ادراک حسی
نویسنده:
احمد اله یاری، عبدالرسول کشفی، امیرعباس علیزمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده: دکارت و خواجه نصیر، جزء واقع گرایان غیر مستقیم به شمار می آیند یعنی معتقدند در مواجهه ی با عالم خارج صور ذهنی معلوم بی واسطه هستند و این صور ذهنی حاکی از عالم خارج و بازنما می باشند ولی این دو در نحوه‌ی بازنمایی صور ذهنی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. خواجه به تطابق ماهوی ذهن و عین معتقد است ولی نظریه ی معادل دکارت تقریبا شبح محاکی است یعنی وی معتقد است صور ذهنی تا حدودی از خارج حکایت می کنند. و اما نکته مهم دیگری که در این نوشتار بدان می پردازیم میزان پای بندی هر یک از این دو اندیشمند به نظریات تصریح شده در آثارشان است. با وجود این که خواجه به بازنمایی صور ذهنی معتقد است اما در برخی مواضع، نظیر بیان نحوه رویت رنگ، در مرز بازنمایی و عدم بازنمایی صور ذهنی قرار می گیرد. و همچنین باور ایشان به نظریه‌ی «تطابق ماهوی ذهن و عین» با نظرات دیگر ایشان در مورد نحوه علم به معقولات ثانیه منطقی و معرفت به واجب سازگار نیست. و اما دکارت نیز با وجود باور به بازنمایی صور ذهنی در تشریح فرآیند شکل گیری مفاهیم و ایده های ناظر به محسوسات، مدعای خویش را نقض می کند و فرآیند نابازنمایی را تشریح می کند که در آن فرآیند مفاهیم و ایده هایی ناظر به محسوسات شکل می گیرند. شکل گیری این گونه ایده ها در ذهن موجه به نظر نمی رسد بنابراین با استفاده از تلقی ایشان در مورد نحوه وقوع ابصار تلاش شده است فراز و نشیب ها‌ی دیدگاه ایشان بیان شده و بر ناموجه بودن آن تاکید شود. بنابراین در این نوشتار تلاش شده است، با تمرکز بر تلقی و دیدگاه هر یک از این اندیشمندان در مورد ادراک حسی، مساله¬ی نحوه بازنمایی صور ذهنی را بیان نموده و وجوه اشتراک و افتراق دیدگاه این دو اندیشمند را بیان کنیم. و چون قسمت اعظم باورهای حسی ما از طریق قوه بینایی حاصل می شود. بنابراین چگونگی وقوع ابصار، برای بیان تلقی و دیدگاه خواجه نصیر و دکارت در مورد ادراک حسی می تواند رکن مهمی به شمار آید. علاوه بر این که دکارت خود تصریح می کند که نظریه ادراک حسی خود را در قالب تشریح عملکرد قوه بینایی بیان نموده است. در نتیجه ابتدا کیفیت وقوع ابصار را از نظر خواجه و دکارت بیان می کنیم و بعد بهره های معرفت شناختی هر یک از آن دو را، از نظریه ابصار بدست می آوریم. واژه های کلیدی: ادراک حسی، داده های حسی، ابصار، واقع گرایی غیرمستقیم، وجود ذهنی، تطاب.
ویژگی های زبان علم نزد ابن سینا فخر رازی و خواجه طوسی
نویسنده:
حسین رشیدزاده، نادیا مفتونی، احدفرامرز قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تبیین ویژگی های زبانی علم در جهت قاعده مند کردن آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چرا که ارتباط وثیق بین لفظ و معنا منجر به سرایت احکام لفظ از جمله خطا و کژتابی های آن به معنا می‌شود. تفاوت عمده بین زبان علم و سایر زبان ها مانند زبان عرف، زبان نمادی و زبان شعری، دقّی بودن آن است. زبان علوم، زبان دقّی، صریح و روشن است و حصول دقت در زبان علم، بر شناخت مواضع ابهام در آن متوقف است. قضایای منحرفه، قضایای معدوله و محصله، مغالطه های لفظی، اهمال شروط قضایا، دلالت التزام، اشتراک لفظ و زبان شعری- تخیلی از جمله مواضع ابهام در زبان علم هستند. دلالت التزام، اشتراک لفظ و زبان شعری تخیلی در زبان علم مهجور و متروک اند. ابن سینا در اشارات دو دلیل بر مهجوریت دلالت التزام طرح می‌کند. خواجه طوسی در اساس الاقتباس دلیلی مانند دلیل اول شیخ ارائه می‌دهد. فخر رازی هر دو دلیل را مورد انتقاد قرار می‌دهد و دلیل دیگری را بر اثبات نظریه خود اقامه می‌کند. خواجه طوسی بعد از نقد دلیل فخر رازی، بر اعتبار دلالت التزامی در مواضعی، غیر از حد تام از جمله؛ حد ناقص، رسم ناقص و رسم تام، اقامه دلیل می‌کند. بدین ترتیب فخر رازی سخنگوی نظریه عام مهجوریت یعنی؛ مهجوریت دلالت التزام در علوم و خواجه طوسی قائل به نظریه خاص مهجوریت یعنی؛ مهجوریت دلالت التزام در حد تام است. فرامرزقراملکی ضمن قبول دیدگاه فخر دلیل عمده مهجوریت دلالت التزام را دقّی بودن زبان علم می‌داند. لفظی که معانی متعدد داشته باشد؛ اعم از اینکه مشترک به معنای خاص باشد یا منقول، حقیقت یا مجاز، مهمترین عامل رهزنی و لغزش اندیشه است. ابن سینا و خواجه طوسی و برخی دیگر از منطق دانان به پیروی از آنان، استعمال اشتراک لفظ را به جهت عدم کشف و بیان، فقدان ظهور در دلالت، خطای در صدق و کذب و اشتباه در فهم معنای مقصود مهجور و متروک دانسته اند. با وجود این منطق دانان در مقام عمل در کتب منطقی و فلسفی دچار اشتراک لفظ شده اند. وجود تمثیل، تشبیه، استعاره، محاکات محال، قضایای کاذب و الفاظی که دلالت شان ناقص است یا فاقد دلالت اند، در زبان شعری و تخیلی بیانگر جدایی زبان شعر از زبان علمی است. البته ابن سینا در بیان برخی معارف از زبان شعری تخیلی بهره برده است و رساله های رمزی وی شاهدی بر این سخن است. وی همانند فارابی محاکات را قائم مقام تعلیم می‌داند که سبب ایقاع بهتر امور در نفس می‌گردد. فارابی یکی از روش های فهم امور برای آموزش جمهور را تخییل صورت مثال ها و محاکات آن چیز در ذهن و خیال می‌داند. وی بر نقش معرفت شناختی موسیقی و شعر تصریح نموده است. این دیدگاه، تعارضی با مهجوریت زبان شعری تخیلی در علوم ندارد. چرا که آن مهجوریت، در مقام حصول علم و کشف است و این نقش اخیر، در مقام تعلیم و انتقال و ترویج علوم است.
اخلاق ناصری و نسبت آن با اخلاق نیکوماخوس در تربیت اخلاقی
نویسنده:
روح الله کریمی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این مقاله بررسی نسبت اخلاق ناصری با اخلاق نیکوماخوس در حوزۀ تربیت اخلاقی است. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش تحلیل محتوا و روش تحلیل و استنتاج منطقی بهره گرفته شده است. بدین منظور ابتدا به لحاظ تاریخی به طور مختصر، منابع خواجه نصیر در نگاشتن اخلاق ناصری و جایگاه اخلاق نیکوماخوس در این میان بررسی، و تلاش شد نشان داده شود که اخلاق ناصری بویژه در حوزۀ تربیت اخلاقی از طریق تهذیب‌الاخلاق ابن مسکویه با اخلاق نیکوماخوس پیوند استواری می‌یابد. در ادامه با بررسی چهار اصل مهم تربیت اخلاقی در اخلاق ناصری، شامل «هیچ خُلقی طبیعی نیست»، «در تربیت اخلاقی باید به طبیعت اقتدا کرد»، «در تربیت اخلاقی حفظ سنتها و ارزشهای اخلاقی بر نقد آنها مقدم است» و «برای تخلّق به فضیلت‌های اخلاقی لازم است، کودک به تکرار عمل با هدف کسب عادت واداشته شود»، ریشه‌های آنها در اخلاق نیکوماخوس مشخص، و تفاوتها و همانندیهای میان این دو برجسته شد. نتایج پژوهش حاکی است که اگرچه میان گفته‌های خواجه نصیر در اخلاق ناصری و ارسطو در اخلاق نیکوماخوس در زمینۀ تربیت اخلاقی همانندیهای انکارناپذیری هست که احتمالاً فراروایت تقدم طبیعت بر صناعت مهمترین آن باشد، تفاوتهای مهمی نیز در این میان قابل مشاهده است که یکی از مهمترین آنها کمرنگ شدن جایگاه حکمت عملی (فرونسیس) و به‌طور کلی عقلانیت در تربیت اخلاقی مورد نظر خواجه نصیر است.
صفحات :
از صفحه 65 تا 93