جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 8
کتاب التمهید فی شرح معالم العدل و التوحید
نویسنده:
الامام الموید بالله یحیی بن حمزه العلوی؛ تحقیق هشام حنفی سید
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قاهره: مکتبه الثقافه الدینیه,
چکیده :
کتاب التمهید فی شرح معالم العدل و التوحید، تألیف المؤیدبالله یحیی بن حمزه علوی، امام زیدیان در قرن هشتم، کتابی است به زبان عربی با موضوع کلام اسلامی. نویسنده در این اثر به مباحث مختلف کلامی پرداخته و ردیه‎هایی بر معتزله، اشاعره و شیعه اثنا‎عشریه دارد. اختلافات عقیدتی او با شیعیان دوازده‎امامی در این کتاب، در دلیل عقلی اثنا‎عشریه بر وجوب اطاعت از امام و وجوب عصمتش و احاطه وی بر تمامی علوم است. این اثر به تحقیق هشام حنفی سید رسیده است. کتاب دارای دو بخش است. بخش اول دارای مقدمه محقق و محتوای مطالب در پنج باب (بخش) است. نویسنده در بخش دوم، محتوای مطالب را از باب ششم تا دهم، ادامه می‎دهد. یحیی بن حمزه، در آغاز کتاب، پنج وجه بر برتری علم کلام بر سایر علوم می‎آورد: اول: اینکه غرض از این علم، شناخت خداست و بدون شک او اشرف معلومات است؛ دوم: قوت و وثاقت ادله این علم؛ سوم: شدت احتیاج به آن؛ چون سعادت، اهم مطالب و اجل مقاصد ا نسان است؛ چهارم: احتیاج سایر علوم به این علم؛ پنجم: خساست ضد این علم و اینکه شرف الشیء یسفتاد من خساسة ضده. این کتاب از اهم مؤلفات امام یحیی بن حمزه علوی است. وی خلاصه‎ای از اندیشه‎ها و آرای فکری و کلامی‎اش را در آن ارائه کرده است. یحیی بن حمزه از ائمه زیدیه در قرن هشتم هجری و مرجع آرای کلامی آنان است. این اثر تمام مسائل کلامی و عقیدتی اسلامی را علاوه بر پاسخ به شبهاتی که ملحدان و مشککان در عقاید اسلامی وارد می‎کنند، داراست. دیدگاه‎های یحیی بن حمزه در این کتاب، حول تجزیه و تحلیل تمام نظرات در مسائل اعتقادی با روایت کلیه شواهد و سپس نقد و سنجش میان آنها به‎صورت روشمند، دور می‎زند. نخستین چیزی که توجه خواننده را در روش امام یحیی بن حمزه به خودش جلب کرده و تحسینش را برمی‎انگیزد، تقسیم و دسته‎بندی نیکوی او از مطالب به‎صورتی دقیق و مفصل است. این کتاب در ده باب نوشته شده؛ نویسنده در باب اول، از وجوب نظر (نگاه دقیق) سخن گفته و در باب دوم، درباره ادله اثبات صانع صحبت کرده است. وی باب سوم را به دو بخش تقسیم کرده: در بخش اولش، به پاسخ بیگانگان از اسلام (خارجین از اسلام) مانند فلاسفه و صائبه و طبائعیه و بت‎پرستان و دوگانه‎پرستان (ثنویان) و مجوس و باطنیه و مسیحیان پرداخته و در بخش دوم، بر مخالفین از اهل قبله (مخالفانِ مسلمان) مانند نظام و کعبی و صیمری پاسخ گفته و پس از آن به بحث از خلق افعال عباد، پرداخته است. او در این قسمت، عدل را اثبات کرده و ادله و شواهدی را بر این ارائه می‎کند که بندگان خودشان افعالشان را ایجاد می‎کنند و خودشان مؤثر در آن هستند. یحیی، در باب چهارم، از صفات الهی مانند قدرت و علم و حیات و سمع و بصر و ادراک و ارداه و کلام صبحت می‎کند و در باب پنجم، از صفات سلبیه‎ ذات الهی؛ او در این قسمت، جسم و عرض بودن و متعلقات این دو را از خدا نفی می‎کند. همچنین جوهر بودن، متحیّز بودن، در جهت بودن (قابل اشاره بودن)، الم (ناراحتی)، لذت و دیده ‎شدن با چشم را از خدا نفی می‎نماید و پس از آن از اسامی الله و کیفیت اجرای این اسامی بر او صحبت می‎کند. با پایان یافتن مباحث فصل پنجم، جلد اول کتاب نیز به پایان می‎رسد. یحیی بن حمزه در بخش دوم، مباحث کتاب را از باب ششم شروع می‎کند؛ وی در ا ین باب، افعال الهی و حسن و قبح عقلی را مطرح می‎نماید. او در باب هفتم، از نبوات و وجوب بعثت پیامبر و عصمت او سخن می‎گوید و سپس از پیامبری محمد مصطفی(ص). وی شبهات منکرین پیامبری آن حضرت(ص) را رد می‎نماید و پس از آن به سراغ مطرح کردن بحث معاد در باب هشتم می‎رود. معاد اخروی و چگونگی نابودی اجسام و صحت اعاده آن و رد شبهات منکرین معاد، از مباحث باب هشتم است. او در ادامه این باب، از اثبات عذاب قبر و امور سمعی متعلق به آخرت مانند میزان و صراط و نشر صحف نیز صحبت می‎کند. نهمین باب، به بحث از وعد و وعید و استحقاق ثواب و عقاب و صفت این دو و خلود و شفاعت اختصاص دارد. پایان‎بخش مطالب باب نهم، سخن از اسماء و احکام و حقیقت کفر و ایمان است. نویسنده در میان طرح این مباحث، از تکفیر هریک از مجبره و مشبهه توسط معتزله می‎‎گوید. در این بخش، همچنین بیان می‎گردد که مرتکب گناه کبیره از اهل نماز، مؤمن نیست (چنان‎که مرجئه بدان معتقدند). همچنین کافر (چنان‎که خوارج می‎گویند) و منافق (به اعتقاد حسن بصری) هم نیست، بلکه صرفا می‎توان وی را فاسق نامید و گفت او دارای منزلتی بین المنزلتین است. دهمین باب کتاب که آخرین باب آن نیز هست، درباره امامت است. یحیی بن زید در این بخش به برخی از معتقدات شیعیان اثنا‎عشری در باب امامت مبنی بر وجوب عقلی امامت، عصمت امام و احاطه‎اش به تمامی علوم و همچنین بر اعتقاد معتزله مبنی بر قول به اختیار در امامت، ایراد گرفته و سعی در ابطال آن دارد. وی سپس از احکام متعلق به دارالکفر و دارالفسق و دارالاسلام سخن گفته و کیفیت معامله با کفار را بیان می‎دارد؛ او آنان را در به دو بخش دسته‎بندی می‎کند: بندگان اوثان و اصنام (بت‎ها) و نیران (آتش‎پرستان) و یهود و نصاری که به شریعت اسلام نزدیکند و پیامبران و کتاب‎هایی بر آنان نازل شده است. یحیی، در پایان، از حکم اقامت در دارالکفر و زمان وجوب انتقال از آن صحبت می‎کند.
حدود (المعجم الموضوعی للمصطلحات الکلامیة)
نویسنده:
محمد بن حسن قطب الدین نیشابوری مقری؛ محقق: محمود فاضل؛ ناظر: جعفر سبحانی
نوع منبع :
کتاب , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , آثار مرجع , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مؤسسه امام صادق (ع),
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«الحدود» يا «كتاب المعجم الموضوعي للمصطلحات الكلاميّة» توسط شيخ قطب الدين ابى جعفر محمد بن الحسن النيسابورى المقرى از علماء قرن ششم هجرى، املاء شده است. الحدود، در بيان تعريف و اصطلاحات علم كلام است كه جهت استفاده طالبان علم كلام و اصول عقائد نگاشته شده است، در اين زمينه كتابهاى زيادى نوشته شده است امّا اين كتاب از جامعيت و وسعت بيشترى نسبت به ساير كتب در اين زمينه برخوردار است كه داراى فوائد لغويّه و فلسفيّه و اصوليّه و همچنين فقهيّه مى‌ باشد. مؤلف كتاب بيان مى‌ دارد زمانيكه رغبت شاگردان خود را در علم اصول وافر ديدم و متوجه شدم همّت آنان صادق است، اراده كردم مختصرى بنويسم كه شامل حدود اشياء باشد و متضمن احوال معلومات بر وجه ايجاز و اختصار باشد تا بتوانند توسط آن در اين فن شروع به كار كنند، وعده اين كار را به آنها دادم تا اينكه يكى از بزرگان مرا أمر به اين كار نمود لذا أمرش را امتثال نمودم.
ن‍ه‍اي‍ه‌ ال‍م‍رام‌ ف‍ي‌ ع‍ل‍م‌ ال‍ک‍لام‌ المجلد3
نویسنده:
تالیف علامه الحلی، تحقیق: فاضل عرفان، اشراف: جعفر سبحانی
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم : موسسه امام صادق علیه السلام ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نهاية المرام في علم الكلام كه مفصل‌ترين كتاب كلامى شيعه است، در قرن هشتم نوشته شده است. اين كتاب نزد خود مؤلف هم از جامعيت خاصى برخوردار بوده است، به طورى كه در كتاب‌هاى ديگرش(كشف المراد، نهج المسترشدين، كشف الفوائد و...) بعضى از مسائل را به اين كتاب ارجاع داده است. اين كتاب از يك مقدمه و سه مقاله تشكيل شده است. مقدمه در بيان شرف علم كلام، موضوع، غايت و مرتبۀ آن است و مقالات به اين شرحند: الف: بيان تقسيمات معلومات معلومات به معلومات موجود و معدوم تقسيم مى‌شوند و مباحث هر كدام در فصل‌هاى جداگانه مورد بررسى قرار مى‌گيرد. مؤلف در بحث وجود به: بداهت مفهوم وجود، بيان ماهيت وجود، اشتراك وجود، زيادت وجود بر ماهيت، وجود ذهنى و مشكك بودن وجود، پرداخته است. او در زمينۀ عدم: بداهت تصور عدم، شيئيت نداشتن عدم و علم به معدومات را شرح مى‌دهد. معلومات از حيث وجوب، امكان امتناع تقسيم شده و در سه فصل، وجوب و احكام و امتاش و همين طور امكان و اقسام و احكام هريك از قسمت‌ها، مورد بررسى قرار مى‌گيرد. معلومات اولا به ماهيت، جزء ماهيت و خارج ماهيت و ثانيا به كلى و جزئى تقسيم مى‌شود و هر كدام از آنها مستقلا توضيح داده مى‌شود. ب: تقسيم موجودات به دو شيوه تقسيم موجودات به قدم و حدوث و تعريف آنها از منظر متكلمين و حكماء و شرح خواص و تقسيمات هر يك از آنها. موجودات طبق نظر اوائل به جوهر و عرض و اعراض خود به اعراض نه‌گانه تقسيم مى‌شوند كه مباحثشان عبارتند از: -بررسى جوهر و اقسام آن. -تقسيم و تعريف عرض. -اقسام عرض در سه مقاله شرح داده شده‌اند: مقالۀ اول: تعريف كم، اقسام كم، تعريف زمان، ابعاد ثلاثه، خلاء، مكان، مكان طبيعى و شكل طبيعى. مقالۀ دوم:-تعريف ماهيت بسيطه و اقسام كيف. -كيفيات فعليه و انفعاليه. -كيفيات استعداديه و انواع آن. -كيفيات مختصه به كميات. -كيفيات نفسانيه(علم، تعقل، قواى نفسانيه، اخلاق، علت لذت و ألم، بقاء كيفيات نفسانيه). مقالۀ سوم: شرح و توضيح: مقولات اضافه، أين، متى، وضع، ملك، أن يفعل و أن ينفعل. ج: تقسيم محدثات از ديدگاه متكلمين. بحث در مورد جواهر با محوريت: جوهر فرد، جسم، هيولى، احكام و عوارض اجسام. توضيح مباحثى نظير: سكون و احكامش، كون و انواعش، حركت و احكام و اقسامش.(اين بخش ناتمام مانده است.)
عوالم الحكومة المهدوية المجلد 1
نویسنده:
صالح طائی
نوع منبع :
کتاب , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/بیروت: شركة العارف للمطبوعات,
چکیده :
کتاب "عوالم الحکومه المهدویه" نوشته صالح الطائی از اولین آثار درباره مهدویت است که سعی دارد پرده از گسترش و سیطرۀ حکومت مهدوی بر عوالم دیگر بردارد و چشم خوانندگانش را بر سایر جهانیان و ساکنانش باز کند. در این اثر درباره گستره سیطره حکومت مهدی موعود بر جهان و عوالم دیگر خواهید خواند و از توانایی‌های اعجازی امام مهدی (ع) و رابطه آن با هستی و هستی‌شمولی آن آگاه خواهید شد.
فكر الكلامى عند ابن خلدون
نویسنده:
منى احمد ابو زيد
نوع منبع :
کتاب , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: الموسسه الجامعیه للدراسات و النشر و التوزیع,
چکیده :
کتاب الفکر الکلام عند ابن خلدون به بررسی نظرات و آراء ابن خلدون درباره مسائل و موضوعات مختلف کلامی و عقائدی می پردازد. موضوعاتی از قبیل توحید، احوال وجود، صفات الهی ، نبوت، عصمت انبیاء، معاد ، برزخ و... در بخشی از کتاب نظرات دانشمندان و علمای دیگر را راجع به ابن خلدون متذکر شده است.
كون و الفساد
نویسنده:
ارسطو؛ مترجمان: بارتلی سانت هیلر، احمد لطفی سید
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
الدار القومیة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
الكون و الفساد اثر ارسطو، از گروه رساله‌های مربوط به طبیعت و کتابی است درباره وجود؛ اصل کتاب به زبان یونانی بوده که توسط بارتلی سانت هیلر به فرانسه و توسط احمد لطفی سید به عربی ترجمه شده است. ارسطو این رساله را در حدود سال‌های 347 تا 335 قبل از میلاد، زمانی که به توصیه استاد خود افلاطون، ترک وطن کرده و در شهر تروآس، در شمال غربی آسیای صغیر می‌زیست، تألیف نموده است. کتاب با مقدمه مترجم آغاز و مطالب در دو کتاب و هر کتاب در چندین باب، جای گرفته است. در مقدمه مترجم، ضمن اشاره به موضوع کتاب، مطالبی پیرامون اصول فلسفه یونانی، ارائه شده است. رساله در کون و فساد، مکمل دو کتاب اول رساله در آسمان است. رساله در آسمان، شامل چهار کتاب است که کتاب‌های اول و دوم، جواهر محسوس ابدی را بررسی می‌کنند و عنصر آن‌ها اثیر است. آسمان اول، ستارگان افلاک سیاره‌ای و سیارات در مجموع آسمان به معنای اخص را شکل می‌دهند و همگی اجسام محسوس ابدی هستند و عنصر آن‌ها نیز اثیر است که جسمی مرکب از ماده و صورت است. ارسطو در کتاب دوم، نظام نجومی خود را که تا حدی نزدیک به‌نظام نجومی اودوکسوس و نظام نجومی کالیپوس است، شرح می‌دهد. موضوع کتاب‌های سوم و چهارم، جهان تحت القمر است. ارسطو در کون و فساد، به بررسی اجسام تحت القمر و خصوصیات اساسی این اجسام، از قبیل کون، فساد، استحاله، نمو، ذیول، مماسه، فعل و انفعال، پرداخته است. وی در کتاب دوم، به ببرسی عمیق چهار عنصر ماهیت آن‌ها و تبدیل متقابلشان پرداخته است. ارسطو معتقد است که تعداد عناصر، متناسب با تعداد کیفیات عنصری است و چون تعداد کیفیات عنصری به چهار مورد تقلیل پیدا می‌کند و به‌حکم طبیعت خود نمی‌توانند دوبه‌دو با هم جمع شوند، ازاین‌رو تعداد عناصر نیز به چهار مورد ختم می‌شود. این عناصر، به‌صورت مستدیر از یکدیگر به وجود می‌آیند، بنابراین هیچ‌کدام بر دیگری مقدم نیستند. به اعتقاد ارسطو، برخی از فیلسوفان قدیم معتقد بودند که کون مطلق استحاله است و برخی دیگر برآنند که استحاله و کون دو چیز متفاوت هستند. کسانی که می‌گویند جهان هستی یک ماده واحد است و همه چیزها از یک عنصر واحد پدید آمده‌اند، لاجرم باید بپذیرند که کون همان استحاله است و آنچه به وجود آمده چیزی است که بر اثر استحاله حاصل شده است؛ اما کسانی که ماده چیزها را متکثر می‌دانند –مانند امپدوکس، آناکساگوراس و لئوکیپوس- معتقدند كه کون و استحاله دو چیز متمایز از یکدیگرند. ولی به نظر ارسطو، آناکساگوراس دچار تناقض شده است. از یک طرف می‌گوید که به وجود آمدن و از میان رفتن با استحاله یافتن یک چیز است و در جای دیگر معتقد است که عناصر متکثرند. طالس، آناکسیمنس و آناکسمیندروس معتقدند که همه چیزها از یک عنصر واحد شکل گرفته‌اند و چون موضوع یا زیر نهاد همواره یکسان است و یک چیز واحد باقی مِهم‌اند، ناگزیرند که کون و فساد را استحاله بدانند؛ اما برای فیلسوفانی که قائل به تکثر اجناسند، استحاله با کون فرق دارد؛ زیرا از اجتماع و افتراق این اجناس است که کون و فساد حاصل می‌شود. ارسطو خود معتقد است که کون غیر از استحاله است. استحاله تبدیل یک عنصر به عنصر دیگر بر پایه یک زیر نهاد واحد است. ارسطو نظریه امپدوکلس را که در آن استحاله را با کون یکی گرفته است رد می‌کند؛ زیرا از نظر امپدوکلس اولاً، تبدیل یک عنصر به عنصر دیگر امکان‌پذیر نیست؛ یعنی ممکن نیست که از آتش، آب و از آب، خاک پدید آید و هیچ چیز سفیدی هم ممکن نیست سیاه شود و هیچ چیز نرمی هم ممکن نیست سخت گردد. ثانیاً، اگر عنصری به عنصر دیگر تبدیل شود به سبب آن است که اجزاء یک چیز واحد بر اثر بعضی تفاوت‌ها و بعضی کیفیات جدا شده‌اند. امپدوکلس معتقد است که همه اجسام از عناصری ساخته شده‌اند که مکن نیست به یکدیگر تبدیل شوند، اما این عناصر تحت تأثیر مهر جمع می‌شوند و جسم را می‌سازند و زمانی که کین فرمانروا شود، این عناصر از هم جدا می‌شوند و در واقع جسم متلاشی می‌گردند و به‌صورت عناصر چهارگانه درمی‌آیند. این تنازع میان مهر و کین در اجسام همواره وجود دارد. ارسطو بیان می‌کند که در حقیقت کون و فساد مطلق از اجتماع و افتراق حاصل نمی‌شود، بلکه هنگامی صورت می‌گیرد که تغییر کامل چیزی به چیزی دیگر صورت می‌گیرد. ارسطو میان کون و استحاله، تفاوت بارزی را مطرح می‌کند؛ اینکه در استحاله، تغییر در کیفیات شیء واقع می‌شود، اما در کون که ظهور جوهر جدیدی است، تغییر در ماده و صورت مرکب روی می‌دهد؛ بنابراین، تغییر در امتداد همواره استحاله نیست. بعلاوه، ارسطو نه کون مطلق را قبول دارد و نه فساد مطلق را، بلکه آنچه قبول دارد تبدل متقابل در بطن جوهر دائم بالفعل است. باب پنجم از کتاب اول به نظریه «نمو» اختصاص یافته است. منظور و مراد ارسطو از انواع تغییر، حرکت آن است که اگر تغییر برحسب جوهر لحاظ گردد؛ یعنی جوهری بالقوه به جوهری بالفعل تبدیل شود، کون خواهد بود. اگر تغییر برحسب مقدار باشد؛ یعنی تغییر ضدی به ضدی دیگر در مقوله کمیت صورت گیرد، نمو و ذبول خواهد بود و اگر تغییر برحسب کیفیت باشد، یعنی تغییر حالتی به حالتی دیگر در مقول کیفیت باشد، استحاله خواهد بود. نمو و ذبول زمانی حاصل می‌شود که تغییر در وضع شیء صورت بگیرد بی‌آنکه مکان آن تغییر کند؛ مانند فلزی که کوفته می‌شود یا کشیده می‌شود درحالی‌که خود بر جای مِهم‌اند و اجزاء آن تغییر مکان می‌دهند؛ بنابراین، اجزاء چیزی که نمو می‌یابد پیوسته جای بیشتری می‌گیرند و اجزاء چیزی که ذبول می‌یابد پیوسته جای کمتری می‌خواهند. ارسطو سه شرط برای نمو ذکر می‌کند که عبارتند از: اولاً، هریک از اجزاء مقداری که نمو می‌کند خود نیز بزرگ‌تر می‌شود؛ مثلاً اگر گوشت است که نمو می‌کند، هریک از اجزاء گوشت بزرگ‌تر می‌شود. ثانیاً، نمو با پیوستن چیزی حاصل می‌شود. ثالثاً، چیز که نمو می‌کند خود حفظ می‌شود و باقی مِهم‌اند؛ زیرا درحالی‌که چیز معروض کون یا فساد مطلق خود باقی نمی‌ماند، چیز که نمو می‌کند یا استحاله می‌یابد در طی استحاله یا در طی نمو با ذبول در این‌همانی خود باقی می‌ماند. ارسطو در کتاب دوم از رساله کون و فساد، به دو سؤال اساسی پرداخته است: اول آنکه آیا عناصر چهارگانه واقعاً وجود دارند و وجود ازلی دارند یا اینکه آن‌ها حادثه هستند. نحوه به وجود آمدن آن‌ها چگونه است و آیا از یکدیگر به وجود می‌آیند یا اینکه از یک عنصر نخستین به وجود می‌آیند. پاسخ اولیه ارسطو این است که اولاً، عناصر فقط به‌صورت تعینات ماده نخستین وجود دارند و ثانیاً، عناصر به‌صورت مستدیر از یکدیگر به وجود می‌آیند و ازاین‌رو هیچ‌کدام مقدم بر دیگری نیستند. ارسطو تعبیر عناصر را برای شکل‌دهنده اجسام، یک تعبیر مجازی دانسته و نسبت آن را شبیه به حروف برای کلمات دانسته است. فیلسوفان پیش‌سقراطی معتقد بودند که ماده‌یی که زیرنهاد اجسام محسوس است، امری مادی است و مجموع آن‌ها یعنی آب، خاک، هوا و آتش را به‌عنوان مبادی و عناصر موجودات لحاظ کرده‌اند. ارسطو معتقد است که باید ماده‌یی را مبدأ و نخستین بدانیم که اولاً، مفارق نباشد و ثانیاً، زیرنهاد اضداد باشد. ارسطو علل اربعه را به عنوان علت کون و فساد میداند و می‌گوید: تعداد و ماهیت مبادی هر کونی با مبادی «چیزهای نخستین و ابدی» برابر و در جنس با آن‌ها یکسان هستند. از این لحاظ، مبدئی به عنوان صورت در هر کونی وجود دارد و ماده که به عنوان قوه محض و قابل اضداد هست و نیست است چیزی است که در چیزهای قابل کون هم می‌تواند نباشد. این علت مادی معین می‌کند که چیزی در زمانی باشد و در زمانی نباشد، اما ماده به‌تنهایی باعث پیدایش نمی‌شود، چون طبیعت آن، فعل پذیری و حرکت پذیری است، پس نیاز به علت دیگری دارد که در اینجا ارسطو علت صوری را وارد می‌کند. به‌صورت به عنوان محرک است، اما حرکت ابدی است؛ درنتیجه کون هم به‌صورت مستمر و ابدی خواهد بود؛ زیرا در همه چیزها طبیعت همواره متوجه بهترین است و «بودن» بهتر از «نبودن» است. امام لازمه استمرار حرکت و کون آن است که جسمی ‎باشد و همواره هم متحرک باشد و هم محرک و آن علت نهایی است. ارسطو حرکت خورشید در آسمان قرب و بعد اجسام به آن را علت کون و فساد تلقی می‌کند؛ به این معنا که هرچه اجسام به خورشید به عنوان علت نهایی نزدیک باشند کون حاصل می‌شود و هرچه که دورتر باشند فساد حاصل می‌شود. ارسطو در رساله کون و فساد از ضرورت کون و فساد در طبیعت سخن گفته و لازمه دوام و بقا طبیعت را در کون و فساد دانسته است. همه‌چیز هرچه قدر که به مبدأ کمال خویش نزدیک‌تر باشند از نظر ارسطو کامل‌ترند و درنتیجه، دوام بیشتری دارند.
تلخیص الکون و الفساد
نویسنده:
محمد بن رشد حفید؛ محقق: جمال الدین علوي؛ تصدیر: محمد مصبا‌حی‌
نوع منبع :
کتاب , خلاصه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت/لبنان: دارالغرب الاسلامی,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
تلخيص الكون و الفساد، اثر ابوولید محمد بن رشد، معروف به ابن رشد (متوفی 595ق)، تلخیص کتاب «الكون و الفساد» ارسطو می‌باشد.این تلخیص، با تحقیق جمال‌الدین علوی و مقدمه محمد مصباحی منتشر شده است. الكون و الفساد ارسطو، از گروه رساله‌های مربوط به طبیعت و کتابی است درباره وجود که ارسطو آن را در حدود سال‌های 347 تا 335 قبل از میلاد، تألیف نموده است. این رساله، مکمل دو کتاب اول رساله در آسمان است. رساله در آسمان، شامل چهار کتاب می‌باشد که کتاب‌های اول و دوم، جواهر محسوس ابدی را بررسی می‌کنند. در کتاب دوم، ارسطو نظام نجومی خود را شرح می‌دهد. موضوع کتاب‌های سوم و چهارم، جهان تحت القمر است. ارسطو در این دو کتاب، به بررسی اجسام تحت القمر و خصوصیات اساسی این اجسام، از قبیل: کون، فساد، استحاله، نمو، ذیول، مماسه، فعل و انفعال، پرداخته است. ابن رشد در اثر حاضر، دست به تلخیص این کتاب ارسطو زده است. این تلخیص، از جمله شرح‌های متوسط ابن رشد، شمرده می‌شود. شرح‌های ابن رشد بر آثار ارسطو، به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند: شرحهای مفصل و بزرگ که «تفسیر» یا «شرح» نامیده می‌شوند، شرحهای متوسط موسوم به «تلخیص» و خلاصه‌های نوشته‌های ارسطو که «جامع» و در جمع «جوامع» نام دارند. شیوه کار ابن رشد در «تفسیرها» چنین است که نخست پاره‌هایی از متن ارسطو را از ترجمه عربی آنها نقل می‎کند و سپس به تفسیر دقیق و ژرف آنها می‌پردازد و در این رهگذر از آنچه از تفاسیر شارحان یونانی ترجمه‌شده به عربی در دست داشته است، بهره می‌گیرد و گاه نیز از آنها انتقاد می‌کند و سرانجام برداشت خود را از متن ارسطو توضیح می‌دهد. در شرحهای متوسط یا «تلخیص‌ها»، که اثر حاضر از جمله آنها می‌باشد، کلمات اول متن ارسطو را نقل و سپس بقیه مطالب را به زبان خودش شرح می‌دهد و توضیحات و نظریات شخصی و مطالبی از منابع فیلسوفان اسلامی نیز بر آنها می‌افزاید، به‌گونه‌ای که اثر به‌صورت نوشته مستقلی آشکار می‌شود که گفته‌های ارسطو و ابن رشد به هم آمیخته شده و نمی‌توان آنها را از یکدیگر تشخیص داد. اما شیوه کار ابن رشد در خلاصه‌ها یا «جوامع» چنین است که وی در آنها همیشه از سوی خود سخن می‌گوید، درحالیکه عقاید و نظریات ارسطو را بیان می‎کند و در این رهگذر از نوشته‌های دیگر وی برای توضیح و تکمیل متن در دست، بهره می‌گیرد و از خودش نیز مطالبی بر آنها می‌افزاید. ابن رشد، مطالب کتاب خویش را در دو مقاله، سامان داده است. وی در مقاله نخست، در ضمن هشت قسمت تحت عنوان «الجمله»، ابتدا به تعیین حدود و ثغور بحث و تعریف مذاهب قدما پیرامون مسئله کون و فسا و نیز فحص از وجود کون و فساد در جوهر پرداخته و سپس به موضوعاتی نظیر فرق میان کون و استحاله، تعریف حرکت و کیفیت نمو، تعریف مماست و اشیای متماسه، طبیعت انفعال و فعل و طبیعت اشیای فاعله و معرفت اختلاط و اشیای مختلفه پرداخته است. در مقاله دوم، در چهار قسمت، ابتدا به مقوله اسطقسات اربعه و اصناف و ترکیبات آن پرداخته شده و سپس، انواع اسباب عامه کون و فساد و جهت اتصال در کون، مورد بحث قرار گرفته است. فهرست مطالب کتاب، به‌همراه فهرست اعلام و کتب مذکور در متن، در انتهای کتاب آمده است. در پاورقی‌ها علاوه بر اشاره به اختلاف نسخ، به توضیح برخی از مطالب متن پرداخته شده است..
  • تعداد رکورد ها : 8