جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 748
نقش قوّۀ تعقّل در خودآگاهیِ «انسان معلّق در فضا» با تأکید بر مباحثات ابن سینا
نویسنده:
حسینعلی شیدان شید ، علی شیروانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
خودآگاهی، یعنی آگاهی بیواسطۀ آدمی به ذات خود، که ابن سینا در برهان انسان معلّق درفضا برای اثبات نَفْس به آن تکیه کرده است حاصلِ فعّالیّتِ کدام قوّۀ ادراکی در آدمی است؟ سخنان ابن سینا در باب این موضوع دارای ابهام وپیچیدگی است: برای برطرف کردن این ابهام و رسیدن به پاسخ نهایی ابن سینا، در این مقاله، با روشی توصیفی، تحلیلی و انتقادی، به بررسی سخنان وی به-ویژه در کتاب مباحثات ـ که مشروح پرداخته و به این نتیجه رسیده‌ایم که در نظر نهایی ابن‌سینا آن قوّۀ ادراکی که عهده‌دار خودآگاهی است هیچ یک از قوای نَفْس نیست، بلکه خودِ نَفْس ادراک کنندۀ ذات خود است. لیکن از آنجا که وی بحث خودآگاهی را غالباً در چارچوب نظریّۀ خود در باب قوای ادراکی ارائه کرده است، گاه آن را تعقّل خوانده و درواقع، عقل یا تعقّل را ـ به اشتراک لفظ ـ به دو معنا به کار برده است.
صفحات :
از صفحه 1 تا 14
بررسی تطبیقی رویکرد و مولفه های انسان شناسی از دیدگاه ابن سینا و توماس آکوئیناس
نویسنده:
علی حسینی؛ استاد راهنما: حسین سید موسوی، جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی مقایسه ایی نوع رویکرد و متدلوژی ابن سینا به عنوان یک فیلسوف مسلمان معتقد به مبانی دینی و آکوئیناس به عنوان یک فیلسوف مسیحی، به واسطه مشرب مشترک فلسفی آنها از موضوعات جذاب مطالعات تطبیقی فلسفی و کلامی محسوب می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی -تحلیلی، در صدد است تا به این مساله اصلیِ بررسی تطبیقی نوع رویکرد فلسفی این دو فیلسوف شرق و غرب در مواجه با شناخت ماهیت انسان و اینکه مبتنی بر رویکردشان به چه ویژگی های از انسان می پردازند و در نهایت به بیان نقاط اشتراک و افتراق رویکرد و نظریات آن دو بپردازد. با مطالعه مهم ترین آثار دو فیلسوف مذکور، روشن گردید که ابن سینا در وهله نخست در طرح مسائل انسان شناختی غالباً به روش عقلی تمسک می کند و مدعی رویکرد تطبیقی بود به این که آن چه توسط عقل فلسفی کشف می شود، عیناً توسط شرع تأیید می شود و بالعکس. اما وی در مواردی از جمله در طرح نظریه سعادت رویکرد تکمیلی و ترکیبی را برگزیده است. در مقابل آکوئیناس غالباً روش ترکیب بین عقل و نقل را پی می گیرد، به این نحو که آن چه توسط عقل اکتشاف می شود در واقع شرط لازم و نه کافی است و عقل نیازمند به مکمل است. مهم ترین مؤلفه های انسان شناختی که مورد تحلیل و تطبیق قرار گرفتند؛ ابعاد وجودی انسان، ویژگی های ذاتی انسان، مناسبات میان، ایمان، اراده و عقل در انسان و غایت وی می باشند.
«بررسی تحلیلی تأثیر مبانی انسان‌ شناسی ابن‌ سینا بر نماز (با تأکید بر رساله ماهیه‌الصلاه)»
نویسنده:
انسیه بتول هادی؛ استاد راهنما: فاطمه شریف فخر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عبادت، یکی از نیازهای اساسی بشر است. بدون آن، روح انسان به تعادل و شادابی نخواهد رسید. نماز بهترین عبادت و وسیله برای تقویت روح و روان انسان می‌باشد. بنابراین، بررسی تأثیر مبانی انسان‌شناسی ابن‌سینا بر نماز، می‌تواند به درک عمیق‌تری از این عمل عبادی و ابعاد مختلف آن منجر شود؛ زیرا نماز با معرفت و تهذیب نفس کامل‌تر می‌شود و شناخت انسان در ارتقای آن مؤثر است. ابن‌سینا، فیلسوفی است که با نگاهی عمیق به انسان، نظریات متعددی در زمینه انسان‌شناسی ارائه کرده است. هم‌چنین ایشان در مورد نماز نیز بیانات عمیقی در رساله ماهیهالصلاه و کتب دیگر دارد. از این‌رو در این نوشتار تلاش شده است با تحلیل مفاهیم کلیدی انسان‌شناسی ابن‌سینا، از جمله جسم و روح انسان، قوا و افعال انسان، کمال انسان و نیز حقیقت نماز، به بررسی چگونگی تأثیر این مبانی بر نماز ظاهری و باطنی پرداخته شود. روش تحقیق در این پایان‌نامه توصیفی ـ تحلیلی است و از منابع و متون معتبر ابن‌سینا در این زمینه استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که جسم با تأمین سلامت جسمانی و تعادل مزاج، سبب بهبود کیفیت نماز می‌گردد و بر هر دوی نماز ظاهری و باطنی اثر دارد. چون اعمال ظاهری نماز، توسط اعضای بدن صورت می‌گیرد. جسم در نماز باطنی نیز نقش دارد؛ زیرا اثر واقعی نماز که مورد نظر شارع است، بدون انجام ظاهر آن ممکن نیست. در مورد تأثیر نفس باید گفت که علت اصلی تکلیف نماز به‌خاطر وجود این بعد در انسان است و نماز حقیقی نیز به این بعد تعلق دارد. قوای نباتی نیز بستر فیزیکی حرکات نماز را فراهم می‌کند و زمینه‌ساز نماز حقیقی است. قوای حیوانی، از طریق مدیریت ورودی‌های حسی و تقویت تمرکز، زمینه‌ساز«حضورقلب» است که به ‌مثابه شرط مناجات روحانی است. قوای عقلانی، با ادراک معانی باطنی اذکار و اتصال به عقل فعال، نماز را به بالا‌ترین مرتبه، ارتقا می‌دهد.
بررسی تطبیقی مراتب عقل نظری از دیدگاه ابن سینا و نظریه ی رشد شناختی ژان پیاژه
نویسنده:
گودرز شاطری، آفرین زنگنه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
علم النفس فلسفی هر چند از نظر موضوع و روش با روان‌شناسی جدید تفاوت‌های آشکاری دارد؛ اما بادقت نظر می‌توان برخی مسائل مشترک را در آن‌ها یافت. یکی از این مسائل مراحل رشد شناختی ژان پیاژه در روان‌شناسی جدید است که از بسیاری جهات با مراتب عقل نظری ابن‌سینا قابل‌مقایسه است. به طوری که مراتب چهارگانه عقل نظری در ابن سینا روند و پیمایشی یک سان با مراحل رشد شناختی پیاژه دارد.نظریه رشد شناختی پیاژه یک نظریه جامع درباره فرایند شناسایی انسان است. این نظریه به مطالعه توانایی‌های کودکان در مراحل رشد و تعامل آنها با محیط می‌پردازد. پیاژه بر این باور بود که در فرایند رشد شناختی خود کودک شرکت‌کننده‌ای فعال است و نقش اصلی را خودش ایفا می‌کند درحالی‌که در تفکر ابن‌سینا ابتکار عمل از آن نفس بشری نیست.براین‌اساس این مقاله با روش تحلیلی توصیفی به مقایسه رشد شناختی پیاژه با مراتب عقل نظری در تفکر ابن‌سینا می‌پردازد.
صفحات :
از صفحه 221 تا 240
عشق و اختیار از دیدگاه غلامحسین ابراهیمی دینانی
نویسنده:
علی حسینی، مهشاد صیدی پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اختیار را در تعریف، برگزیدن آزادی و رجحان دادن چیزی بر چیزی و عشق را حد افراط دوست داشتن بیان کرده‌اند. متکلمان در روزگار صحابه به مناظره درباره اختیار پرداخته که حاصل آن تشکیل دو فرقه قدریه و جبریه بوده است، اولین نظریه‌پرداز شخصی به نام معبد بن عبدالله جهنی بصری که متأثر از سوسن نصرانی بوده دانسته‌اند و گروهی سرمنشأ مباحث اختیار را علی (ع) برشمرده‌اند. گفتگو از عشق نیز از قدیم میان شعرا و عرفا و بزرگان مطرح بوده است. رابعه العدویه یکی از زنان سرشناس در طریقت و عرفان آغازگر حدیث محبت و عشق دانسته شده است. انسان مظهر تام خداوند و مختار است پس به ذات اختیار را دارا است، از دیدگاه دکتر دینانی اختیار شامل نوعی آگاهی است که راه رسیدن به کمال خواهد بود و این کمال هدف انسان به‌حساب آمده است. عشق یک جذبه نیرومند میان عاشق و معشوق به وجود آورده که توانایی انصراف را از عاشق خواهد گرفت اما همین خصوصیت دارای ادراک و آگاهی خواهد بود. باید گفت که رسیدن به مقام عشق بدون برداشتن دو گام اساسی یعنی معرفت و محبت امکان‌پذیر نبوده و نیز باید دانست قهاریت عشق اختیار را نابود نخواهد ساخت و حاصل آن‌که میان عشق و اختیار تعارضی نبوده بلکه عشق زیبایی‌های اختیار را نمایان خواهد کرد. مقاله حاضر رابطه عشق و اختیار را از دیدگاه غلامحسین ابراهیمی دینانی با هدف آشنایی با عقاید این فیلسوف معاصر و دیدگاه کلامی، عرفانی و فلسفی با روش تحلیلی از طریق منابع کتابخانه‌ای مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 34 تا 54
بررسی تطبیقی انسان شناسی ابن سینا و ابن طفیل بر اساس رساله های حیّ بن یقظان
نویسنده:
مسعود جعفری؛ استاد راهنما: حسن عباسی حسین آبادی؛ استاد مشاور: علی علم الهدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
داستان‌ حی‌بن‌یقظان - و نیز سلامان و ابسال - از مشهورترین آثار فلسفی ابن‌سینا است که به عروج عقلی انسان و شناخت خدا اشاره دارد. این کتاب به زبان عربی نگاشته شده و چون در قالبی رمزوار و واجد بیانی تمثیلی می باشد، درک آن چندان ساده و در دسترس نمی باشد. قهرمان داستان یکی «حیّ» و دیگری «یقظان» است. بیشتر شارحان این رساله، حیّ را همان عقل فعال می‌دانند و یقظان که پدر حیّ است عقل اول یا مبادی اول است. پس از ابن‌سینا، ابن‌طفیل اندلسی با وام گرفتنِ نام-عنوانِ رمزی-تمثیلی دو داستان حیّ بن یقظان و سلامان و ابسالِ ابن‌سینا، داستانی با عنوانِ «حی‌بن‌یقظان» پیرامون شخصیتی با همین نام پرورده که در نهایت راهگشای ورود شخصیتهایی با نام سلامان و ابسال نیز به این داستان می شود. داستانی که شاید بیش از هر چیزی نمایانگر امکان آدمی و موهبتی می باشد که در آغاز از ناتوانی دستان خود به آن راه می یابد وقتی فقدانِ خود را می جوید. به بیانی ساده تر، سرگذشت سلوک عقلانی و روحانی انسان و مراحل تکامل فکر و عقل و تنهایی انسان در طی این مراحل را بیان می‌کند تا به معرفت ذات و حقایق دست یابد. ابن‌طفیل نیز در داستان خویش مسیر سلوکی را نشان می‌دهد که حیّ در پیشاپیش خویش به آن راه می برد، ولی بر خلاف راویِ داستانِ إبن سینا که در مواجهه ناخواسته به فردی که خود را حیّ بن یقظان می شناساند، باری در این نیل ناخواسته به جایگاهِ خود راهیاب می شود، ولی إبن طفیل حیّ بن‌یقظان را در ابتدای مسیر قرار میدهد و تا رساندن پایانِ آن مسیر، چنان غایتی که ورای آن متصور نمی توان شد، خود به گزارش ماوقع می پردازد چنانکه گویا خود راهنمای حیّ، و حتّی خود راهِ حیّ می باشد. با این توصیف، این پرسش مطرح است : آیا چنین برداشتی درست است که «مراحلی که حی‌بن‌یقظان در ابن‌سینا شرح می‌دهد، حی‌بن‌یقظان ابن‌طفیل طی می‌کند» (رسولی، 1393: 79). پرسشی که پاسخ آن را نیز در این پژوهش می جوئیم. با این حساب، قصد داریم در این آثار داستانی و تمثیلی، فهمی نو از انسان‌شناسی در ابن‌سینا و ابن‌طفیل بدست دهیم و بیان کنیم انسان در این دو رساله چه ماهیت و تعریفی دارد؟ و چه قوا و ادراکاتی برای شناخت محیط پیرامونی و نیز شناخت عوالم دیگر دارد؟ و آیا برای خویش غایتی می یابد ؟ و آیا راه دستیابی به این غایت، در خود انسان است ؟و اگر آری، آِیا یافتن این غایت را باید ناشی از توانایی او دانست به گونه ای که بتوان گقت ",انسان غایت خویش است", ؟
بررسی تطبیقی مبانی فلسفی و ادلّه ابن سینا و ملاصدرا در مسألە جاودانگی نفس
نویسنده:
صنم کیانی خانکندی؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده قراملکی؛ استاد مشاور: ناصر فروهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از اکتشافات باستان شناسی چنین مشخص شده است که مسئله جاودانگی و اعتقاد به جاودانگی ریشه در عمق حیات بشر دارد. جاودانگی و عدم جاودانگی از آن دسته مسائلی میباشد که درخور توجه فیلسوفان بوده است و عده ای قائل به جاودانگی و عدهای قائل به فنای نفس بوده اند.در میان فیلسوفان مسلمان، ملاصدرا با رویکرد جدید خویش به بحث جاودانگی و مسئله بقای نفس پرداخته است. فهم دقیق سخنان ملاصدرا در بحث نفس درگرو توجه به مبانی فلسفی او میباشد.چنین پرسشی مطرح میشود که ملاصدرا با استمداد از چه مبانی به بحث نفس و جاودانگی نفس پرداخته است؟در نگاه اول میتوان این اصول را تحت عنوان مبانی وجود شناختی فلسفه ملاصدرا به شمارو آورد. صدرالمتالهین شیرازی بر اساس مبانی خاص مانند اصالت وجود، اشتداد وجود، بساطت وجود، حرکت جوهری، تساوق وحدت و وجود، ،وحدت وجود، تساوق وجود و صفات کمالی،تقسیم عوالم به ماده، برزخ و عقول.صورت به عنوان ملاک شیئیت شی. به اثبات فناناپذیری نفس میپردازد. ابن سینا به مانند ملاصدرا برای نفس حیات جاودانه قائل است.ابن سینا ادله خویش را برای اثبات جاودانگی نفسبر اساس اصول و مبانی خاص خویش استوار کرده است.مبانی و اصول فلسفی ابن سینا برای اثبات فناناپذیری نفس عبارت است از: تعلق تدبیری نفس به بدن،نیازمندی نفس به عقل فعال، تجرد نفس، تعلق امور نامتناهی توسط نفس، عالم هستی به دو قسمت عقل و حس تقسیم میشود. ابن سینا و ملاصدرا دلایلی را برای اثبات جاودانگی نفس بیان میکنند که به صورت خلاصه مطرح میکنیم.استدلال اول و دوم ابن سینا در اشارات و تنبیهات میباشد که او چنین عقیده دارد نفس به بدن تعلق تدبیری دارد.در تعلق تدبیری حال،برای قوام خود به محل نیازمند نیست در نتیجه نفس برای قوام خود به بدن نیاز ندارد .نفس به علت ازلی خود نیاز دارد.علت ازلی نفس چیزی جز عقل بسیط نیست که فناناپذیر است.پس اگر علت تامه نفس فناناپذیر باشد در نتیجه نفس باقی است.استدلال دوم ابن سینا:نفس موجودی بسیط است که نمیتواند حال در چیزی باشد موجودی که حال در چیزی نیست پس بی نیاز از ماده است.پذیرش فسادپذیری امر حادث است و هرامر حادثی به ماده نیاز دارد که بتواند در آن حادث شود.اما نفس را نمیتواند امر مادی در نظر گرفت.ابن سینا عقیده دارد که نفس در بقای وجود، متکی به ذات است.نفس میتواند امور نامتناهی را درک کند.قوای امور جسمانی نامتناهی نیست.نفس با تکیه بر ذات خود میتواند امور نامتناهی را درک کند و به قوای جسمانی نیاز ندارد.تعقل،درک کردن از جمله فعل های نفس است.نفس در تمامی فعل های خود به ذات خود تکیه دارد بنابراین اگر بدن نابود شود نفس نابود نخواهد شد. ملاصدرا عقیده دارد نفس دو قسم میباشد:نفوسی که به درجه عقلی رسیده اند و نفوسی که نتوانسته اند به درجه عقلی برسند.اگر نفس بتواند به حد تعقل برسد در این دنیا صورت معقوله را کسب کند این نفس فناناپذیر است.او عقیده دارد نفوسی که میتوانند به حد تعقل برسند به دو دلیل فناناپذیرند.دلیل اول این است که نفس با مرگ بدنز نابود نمی شود و نمی میرد.دلیل دوم این است که نه مرگ بدن باعث مرگ نفس میشود نه هیچ عوامل دیگری.دلیل دوم:هرچیزی اگر بخواهد فاسد شود یا با ورود ضد فاسد میشود یا با از میان رفتن یکی از چهار علت فاعلی،مادی،صوری و غایی نابود میشود.نفسی که به درجه عقلی برسد ضدی ندارد که بتواند آن را نابود کند.استدلال دیگر ملاصدرا:او معتقد است نفسی که به یک جوهر عقلی تبدیل شده فناناپذیر است. او عقیده دارد موجودی که بسیط محض باشد نابودی نسبت به آن معنا ندارد به ویژه زمانی که علت افاضه کننده آن باقی باشد.حال تصور کنیم که میتوان نفس را امر عدمی در نظر گرفت.این سوال مطرح میشود این عدم ذاتی است یا از طریق شی دیگری بر آن تحمیل شده؟حالت اول غیرممکن است چون یک شی نمیتواند خود را نابود کند و حالت دوم نیز ممکن نیست چون علت برای ایجاد عدم معنایی ندارد بلکه عدم علت را میتوان تصور کرد.در نتیجه نفس امری جاودانه میباشد.
تحلیل فلسفی تاثیر عقیده و عمل در شکل گیری هویت اخروی انسان با تکیه بر کتاب شواهد الربوبیه ملاصدرا و شواهد دینی آن
نویسنده:
صدراله تابش زاد؛ استاد راهنما: علی نجات رای زن؛ استاد مشاور: مصطفی موسوی اعظم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع هویت اخروی انسان یکی از مسائل بنیادین در فلسفه اسلامی و علوم دینی است که با ابعاد مختلف هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی در ارتباط است. پرسش از چگونگی تأثیر عقیده و عمل بر سرنوشت نهایی انسان، نه تنها از منظر مباحث کلامی و فلسفی اهمیت دارد، بلکه به لحاظ کارکردهای تربیتی و اخلاقی نیز جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. در این زمینه، ملاصدرا به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان اسلامی، دیدگاه‌های بدیعی ارائه کرده است که بر اساس نظریه حرکت جوهری، نقش عقیده و عمل در تحول وجودی انسان و شکل‌گیری هویت اخروی او را تحلیل می‌کند. نظریه حرکت جوهری بیان می‌دارد که وجود انسان در ذات خود همواره در حال حرکت و تغییر است، و این حرکت، شامل تحول درونی و ارتقاء جوهری انسان می‌شود. این تغییرات در نتیجه افعال و عقاید انسان رخ می‌دهند، به‌طوری‌که اعمال صالح و عقاید صحیح، سبب کمال وجودی و شکل‌گیری هویتی متعالی در آخرت خواهند شد. این دیدگاه ملاصدرا، ضمن تأکید بر حرکت ذاتی وجود انسان و تغییر جوهری او، نشان می‌دهد که اعمال و باورهای انسان، نه صرفاً ابزاری برای دریافت پاداش یا عقوبت، بلکه عواملی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به حقیقت وجودی و هویت نهایی او هستند.
بررسی تطبیقی مراتب نفس انسان و تاثیر سلوک معنوی و تزکیه نفس بر مراتب آن، از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و افضل الدین کاشانی
نویسنده:
صدیقه کرباسی نجف آبادی؛ استاد راهنما: جعفر شانظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
انسان شناسی در طول تاریخ فلسفه و عرفان اسلامی و بلکه سایر علوم همچون علوم تربیتی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و یکی ازمهمترین ابعاد وجودی انسان نفس اوست. علم النفس، معرفه النفس و مراتب نفس از جمله مباحثی هستند که موردتوجه متفکران بوده وهست. از جمله مباحث علم النفس، بحث مراتب نفس است که مراد از آن گاهی مراتب معنوی وگاهی مراتب تکاملی نفس است. در فلسفه‌ی اسلامی، نفس به عنوان کمال اول برای جسم طبیعی وجوهری مجرد شناخته شده و هر یک از فلاسفه مراتبی را برای آن بیان کرده اند. (مهدوی دیوکلایی،1397:1) به نظر نگارنده یکی از مفاهیم کلیدی در فلسفه اسلامی "مراتب نفس" است. این مراتب، به تفاوت‌های بین حالات و درجات مختلف نفس انسان اشاره دارد که با سیر و سلوک معنوی و معرفتی او مرتبط است. افضل الدین کاشانی فیلسوف وشاعر ایرانی از جمله متفکرانی است که مساله مراتب نفس را به شکلهای مختلفی بیان کرده . در فصل پنجم جاودان نامه با عنوان در بدو انسان به انفس غایب می پردازد و آن را ملکوت جهان می شماردکه بر چهار قسم نفس اعلی، نفس میکاییل، نفس جبراییل و نفس عزراییل است. ( علیپور، 1383 : 56) درجای دیگر از همین کتاب نفس را دارای چهار پایه می شمارد: 1-یک پای در خاک و نام آن طبع است. 2- یک پای در نبات و نام آن نامیه است . 3- یک پای در بهیمه ونام آن حیوان است .4- یک پای در مردم و نام آن خرد سخن گوی است. (جاودان نامه: 296) که بر اساس شهود و تفسیرهای عرفانی سه پایه نخست را ظلمت و نفس ناطقه را نور می خواند. (علیپور ،1383:57) افضل الدین کاشانی در رساله جاودان نامه تقسیم ابتکاری دیگری از مراتب نفس دارد. او انسان را دارای دو بعدجسمانی و نفسانی دانسته و برای شناخت آغاز انسان آغاز و مراتب هر دو گوهر وجودی انسان را مورد توجه قرار می دهد که بر اساس آغاز تن با من جسمانی مراتب آن را به این صورت بیان کرده : جسم مطلق، جسم مرکب، جسم نباتی، حیوانی و انسانی. سپس آغاز مراتب من نفسانی را به ترتیب به طبع، قوت مزاجی، نفس روینده، نفس حیوانی و نفس انسانی تقسیم می کند. ( جاودان نامه : 303-304) کاشانی اصل و حقیقت انسان را نفس می داند و معتقد است که سعادت انسان در گرو خداشناسی از طریق خود شناسی حاصل می شود که با پذیرش اینکه اصل انسان نفس اوست و بالاترین مرتبه نفس ناطقه شناخت حق است به این مقام می رسد. (عاشوری1397: 9) وی همچون شیخ اشراق بحث نفس را در الهیات مطرح کرده و باب ورود به فلسفه را معرفه النفس می داند. (همان :30) جهان بینی باباافضل کاشانی بر محور آگاهی و خود آگاهی است که هستی را بر اساس آگاهی موجودات نسبت به خود و دیگران طبقه بندی کرده که هر موجودی از آگاهی بیشتری برخوردار باشد در مراتب بالاتری از هستی جای دارد. (عزیزی و لاریجانی،1388 : 94) از دیدگاه او هستی دارای چهار مرتبه امکانی، جسمانی، نفسانی و عقلانی است همسو بودن هستی شناسی و نفس شناسی در فلسفه افضل الدین کاشانی باعث شده که همان چهار مرتبه را برای نفس انسان قایل باشد که پست ترین مرتبه نفس را مرتبه امکانی و والاترین مرتبه را مرتبه عقلانی می داند. (عزیزی ولاریجانی، 1388: 96) آیت‌الله جوادی آملی فیلسوف برجسته معاصر مساله نفس را از مهمترین مسایل دانسته و به اثبات آن پرداخته (مهدوی دیوکلایی ، 1397 :45) به نظر نگارنده با توجه به اینکه مشرب فکری آیت الله جوادی آملی بر اساس حکمت متعالیه بوده که این مساله در تمام زمینه ها و از جمله در فلسفه و خصوصا نفس، اندیشه های ایشان را تحت تاثیر قرار داده وی نفس را جوهری ذاتا مجرد و فعلا مادی می داند .
تحلیل مقایسه ای مراحل و مؤلفه های بنیادین تجربیات نزدیک به مرگ با آرای معاد شناختی علامه طباطبایی
نویسنده:
فاطمه اسدی؛ استاد راهنما: کمال صحرایی اردکانی، احمد زارع زردینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مبحث معاد، در کنار باور به زندگی جاویدان انسان همواره یکی از تاریخی‌ترین جنبه‌های اعتقادی ملازم با هبوط بشر به زمین بوده است. از این رو در بسیاری از ادیان، ادبیات گسترده‌ای حول موضوع معاد شکل گرفته است که در این میان، بیشترین حجم از آن تعالیم ادیان ابراهیمی است. در گذر از این نکته، باید به پدیده تجربیات نزدیک به مرگ اشاره کرد که اخیراً در برهان‌های پسینی اثبات جاودانگی روح و برخی گزاره‌های معاد شناختی جایی برای خود گشوده است. این مهم از حوزه‌های جدید دانشی زیر شاخه علوم فلسفه دین و فرا روان‌شناسی و از منظر درون دینی، علم کلام اسلامی در حوزه معاد شمرده می‌شود. عمر این تجربیات به قدمت تاریخ پیدایش بشر بر روی زمین است اما در مطالعات معاصر به طرز مدوّن و ساختار یافته از منظر علوم گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. عناصر مشترک و هم‌سانی در این تجارب در بین ملل، مذاهب و نژادهای گوناگون از سراسر جهان گزارش شده است. در رساله حاضر برخی ادراکات پر تکرار و بنیادین در این تجربیات انتخاب و سپس بر اساس دفعی یا مستمر بودن پدیده، به دو بخش مراحل و مؤلفه‌ها تقسیم شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و منابع صوتی و تصویری که در آرشیو مجموعه‌های رسمی کشور، موجود است، انجام گرفته است. پس از تحلیل و بررسی مؤلفه‌ها با آرای معاد شناختی فیلسوف و مفسر معاصر علامه سید محمد حسین طباطبایی مقایسه صورت گرفته است. در این مطالعه از مجموع مؤلفه‌های منتخب، یازده مرحله و مؤلفه‌ بنیادین تجسم اعمال، مرور زندگی، رؤیت نور عظیم درخشان، احساس حضور فرشته محافظ، برخورد و تزاحم شیاطین، بهره‌مندی از شفاعت مقربین، تشدید قدرت حواس، دست‌یابی به آگاهی گسترده و احوال سایر انسان‌ها، ادراک یگانگی با هستی، ادراک انس و آشنایی با محیط و بازگشت به موطن اصلی و دیدار با آشنایان درگذشته، در آرا و آثار علامه احراز و با استنباط و تحلیل به همراه شواهد دیگر تأیید و صحت آنان در گزارش‌های منقول از این تجربیات به اثبات رسید. مؤلفه عبور از گذرگاه نورانی نیز به صورت طرح احتمال در آرای علامه طباطبایی مطرح شده است.
  • تعداد رکورد ها : 748