جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 748
پیدایش نفس از دیدگاه حکمت اسلامی
نویسنده:
موسوی مهدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,
جایگاه علم و وجود ذهنی در حکمت متعالیه ملاصدرا
نویسنده:
مولوی عزیزالله
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
نقد و بررسی رابطه نفس و بدن از دیدگاه دکارت با بهره گیری از نظام حکمت متعالیه
نویسنده:
علی کارشناس
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
تجرد خیال از دیدگاه فلسفه مشاء، اشراق و حکمت متعالیه
نویسنده:
عزت الله نصیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
پژوهش حاضر بررسی تجرد خیال اعم از خیال متصل (قوه خیال ) و خیال منفصل (عالم مثال ) از دیدگاه سه مکتب مشاآ، اشراق و حکمت متعالیه است که با روش کتابخانه ای صورت گرفته است . براساس این تحقیق در معنی نخست که خیال متصل نامیده می شود اعتقاد مشائین بر مادی بودن خیال است . ابن سینا علیرغم اینکه در کتاب مباحثات بر خلاف اصول مشائی برهان بر تجرد این قوه آورده است ، در سایر کتب فلسفی خود از قبیل شفا و اشارات با التزام به اصول مشائی معتقد به مادی بودن آن است . اشراقین نیز قوه خیال را امری مادی و جسمانی دانسته اند ولی صدرالمتالهین شیرازی بر این عقیده است که خیال امری مجرد و غیر مادی است . در معنی دوم که خیال منفصل نامیده شده است مشائین به کلی منکر چنین عالمی در بین مراتب هستی هستند ولی شیخ اشراق و صدرالمتالهین قائل به وجود چنین مرتبه ای از هستی می باشند. پس از آنها نیز عرفایی چون محی الدین بن عربی و شیخ داود قیصری معتقد به وجود چنین عالمی هستند. معتقدین به وجود خیال منفصل آنرا مرتبه ای از هستی می دانند که نه مادی است و نه مجرد بلکه بر این اعتقادند که این مرتبه از عالم هستی مجرد است به تجرد برزخی ولی حکمائی چون میرمحمد باقر استرآبادی و حکیم ملا عبدالرزاق لاهیجی منکر وجود چنین عالمی هستند
بررسی و تحلیل مقایسه‌ای اصول حاکم بر اثبات معاد جسمانی از دیدگاه ملاصدرا و قاضی عضدالدین ایجی
نویسنده:
فاطمه اکبرزاده نجار ، فاطمه طاهری زاده ، معصومه اسماعیلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از میان مسائل مربوط به معاد، بحث کیفیت آن همواره مورد توجّه بوده است. این موضوع، متفکران را به چالش‌هایی‌ کشانده و سبب به وجود آمدن دیدگاه‌های متفاوتی در خصوص چگونگی معاد شده است. در قرآن نیز آیات فراوانی وجود دارند که معاد را به معنای بازگشت نفس به بدن معنا کرده‌اند. امّا منظور از بدن چیست؟ در پاسخ، ملاصدرا مبتنی بر یازده اصل فلسفی و به شیوه عقلانی بیان می‌دارد که معاد به‌صورت جسمانی است، امّا مقصود وی از جسم، بدن عنصری نیست؛ بلکه بدنی باطنی است که متناسب با حالات قیامت تغییر می‌کند و با همراهی نفس، در قیامت محشور می‌شود. امّا قاضی عضدالدین ایجی به‌عنوان یک متفکر اشعری، بر پایه اصلی عقلی- نقلی بر این باور است که صورت جسمانی و بدن عنصری دنیوی، عیناً به همین سیما در سرای آخرت برانگیخته خواهد شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه هر دو متکلم، معاد را به‌صورت جسمانی می‌پذیرند، ولی بر پایه اصولی خاص، ملاصدرا بدن جسمانی را در سرای آخرت، متفاوت با بدن عنصری دنیوی می‌داند؛ درحالی‌که قاضی عضدالدین ایجی، بدن اخروی را همان بدن دنیوی و بدون هیچ تغییری معنا کرده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و مقایسه‌ای در نظر دارد تا زاویه‌ای از زوایای این بحث را روشن کند و اختلاف ساختاری و مَشی هر دو فیلسوف را به تصویر کشد. بنابراین، بررسی اصول حاکم بر نظرات این دو متکلم و بررسی افتراقات و اختلافات آن، وجه نوآوری این پژوهش خواهد بود.
صفحات :
از صفحه 27 تا 50
بررسی و نقد دیدگاه های مختلف درباره رجعت و حکمت و فلسفه آن
نویسنده:
امین‌الله عدنانی ساداتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اعتقاد به رجعت یکی از مسلّمات مذهب شیعه و ممیّزات آن از دیگر فرق اسلامی است که از زمان پیامبر اکرم(ص) مورد توجه و تأکید بوده است و رجعت به این معنا است خداوند به هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) عده‌ ‌ای از اموات که دارای ایمان خالص یا شرک خالص بوده اند را به همان صورتی که در زمان حیات خود داشتند ، به دنیا باز می گرداند تا مومنان به عزت و حاکمیت زمیندست یابند و مشرکان مورد عذاب قرار گیرند. از دیدگاه عقل هیچ گونه مانعی برای زنده شدن مردگان پس از مرگ وجود ندارد و عقل وقوع آن را محال نمی‌داند و حکم به امکان وقوع آن می‌کند. آیات قرآن بر اصل رجعت دلالت دارند که به دو دسته تقسیم می شوند:1-آیاتی که بر وقوع رجعت در امت های گذشته دلالت دارد.مانند داستان زنده شدن هفتاد نفر از قوم بنی اسرائیل2- آیاتی که از تحقق رجعت در آینده خبر می دهد.شیعیان وقوع رجعت را در آخرالزمان ضروری می‌دانند، اما اهل سنت به علت درک نادرست از مفهوم رجعت آن را انکار می‌کنند.در برخی از فرق اسلامی مانند سبابیه ، کیسانیه و غلات نیز اعتقاد به رجعت وجود داشته اگرچه هیچ گونه شباهتی بین اعتقاد به رجعت ا زنظر شیعه دوازده امامیه با اعتقاد به رجعت از منظر برخی فرقه های اسلامی به چشم نمی خورد. رجعت مانند سایر برنامه های الهی اهداف مهمی دارد که برخی از آن ها در منابع دینی ذکر شده است در روایات به برخی از اهداف و حکمت ها اشاره شده است و این اهداف را در سه زمینه بررسی می کنیم :نخست به اهدافی می پردازیم که در رابطه با ائمه اطهار (علیهم السلام) در احادیث بیان شده است و سپس به بررسی اهدافی که از رجعت مومنان به دنیا در روایات بیان شده است می پردازیم و سرانجام اهدافی راکه برای رجعت کفار در روایات بیان شده است را بررسی می‌کنیم.کلمات کلیدی : رجعت ، فلسفه رجعت ، عقل ، نقل ، آخر الزمان
نقد روش شناختی و محتوایی کتاب «معاد جسمانی در حکمت متعالیه»
نویسنده:
فاطمه پورنمازیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , نقد و بررسی کتاب
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
معاد یکی از آموزه‌های مهم اعتقادی مسلمانان است که فلاسفه‌ی بسیاری از جمله ابن‌سینا سعی در اثبات عقلانی آن کرده‌اند. ملاصدرا نظام فلسفی حکمت متعالیه را مبتنی بر سه اصل اساسی شهود عقلی ، برهان عقلی و وحی پایه‌گذاری نمود و با درآمیختن معرفت برگرفته از این منابع ، اصول یازده‌گانه را جهت اثبات عقلانی معاد جسمانی ارائه کرد. محمد رضا حکیمی در کتاب «معاد جسمانی در حکمت متعالیه» بر روش مکتب تفکیک مبتنی بر جدایی روش‌های کسب معرفت (شهود، عقل و وحی) تاکید می کند و می‌کوشد تا ضمن اثبات ناتوانی عقل در درک معاد جسمانی ، اصول یازده‌گانه ملاصدرا را نقد کند و نتیجه‌ی آن اصول را معاد روحانی دانسته، سپس معاد ملاصدرا را با صریح اخبار معتبره مباین می‌داند و با بیان اقوال بزرگانی چون امام خمینی ، شهید مطهری ، شیخ محمد تقی آملی و...؛ این امر را ملاک تکفیر ملاصدرا معرفی می‌کند. ایشان در این کتاب ادعا می کند که ملاصدرا پس از ناکامی در اثبات عقلانی معاد جسمانی از اصول خود کناره گرفته، با رویکردی تفکیکی مبنی بر پذیرفتن جدایی عقل و وحی، به معاد وحیانی روی‌آورده است؛ در حالی که چنین دیدگاهی نسبت به ملاصدرا نادرست است. از اینرو به کتاب آقای حکیمی انتقادات محتوایی، روشی و اخلاقی وارد است. انتقادات مطرح شده در این اثر شامل اکتفا به کلی گویی در موضع اقامه دلیل قطعی، تقطیع وفهم نادرست از عبارات، در ضمن عدم توجه بر شیوه و سبک نگارش ملاصدرا است. در نقد روش‌شناسانه به بیان شیوه‌ی نگارشی آقای حکیمی در بستن راه نقد و استفاده از مغالطات پرداخته شد. از جمله خطاهای اخلاقی مطرح شده، عدم اشاره به مبانی فکری ملاصدرا و به تأویل بردن نقل‌قول‌ها است. وجود این انتقادات نشان دهنده‌ی نادرستی دیدگاه آقای حکیمی نسبت به ملاصدرا ومعاد جسمانی ایشان است.
جایگاه انسان در نظام هستی از دیدگاه حکمت متعالیه
نویسنده:
سودابه حاجیلو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
جایگاه انسان در نظام آفرینش از موضوعات مهم انسان شناسی است که پاسخ به آن می تواند روشنگر بسیاری از مسائل دیگر در این حوزه باشد.این تحقیق شامل پنج فصل می باشد .در فصل اول به کلیات وبررسی مفاهیم مورد بحث در عنوان پایان نامه پرداخته شده و درفصل دوم تبیین مبانی فلسفی جایگاه انسان در نظام هستی از دیدگاه حکمت متعالیه مورد بررسی قرار داده شده است و در فصل سوم به جایگاه اولیه و تکوینی انسان و در فصل چهارم به بررسی جایگاه ارادی و اختیاری انسان اختصاص داده شده و همچنین در فصل پنجم به بررسی جایگاهی که انسان کامل می تواند در نظام هستی داشته باشد پر داخته شده است و در پایان نتیجه گیری و جمع بندی آمده است.
حدوث نفس در حکمت متعاليه
نویسنده:
‫محرم تقي‌اف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
‫قم : ‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي، معاونت پژوهشي، دفتر تبليغات اسلامي,
چکیده :
‫اين پايان نامه از منظر حکمت متعاليه ملاّصدرا و با توجّه به ديدگاه وي در حرکت جوهري، به تحليل حدوث نَفس و عدم قدمت آن مي‌پردازد و حدوث و بقاي نَفس را از منظر صدرالمتألّهين شرح مي‌دهد. نويسنده مي‌کوشد جسمانية الحدوث و روحانية البقا بودن نَفس را که يکي از ابتکارهاي فلسفي فلسفه حکمت متعاليه محسوب مي‌شود، واکاوي کرده و ماهيت نَفس، مباني حدوث و قِدَم نَفس و نسبت بين آن و بدن را از ديدگاه مزبور و ساير مَشرب‌هاي فلسفي تبيين سازد. نوشتار حاضر در پنج فصل سامان يافته است. در فصل اوّل کلّياتي از تحقيق، فرضيه‌ها، تعريف واژگان کليدي و تاريخچه نظريه حدوث نَفس را مي‌خوانيم. در فصل دوم حقيقت نَفس، اهمّيت معرفت آن، و برهان هاي مختلف اثبات نَفس بيان مي‌گردد. سپس جوهر بودن نَفس و ثابت کردن آن با برهان هاي گوناگون و برخي اِشکال هاي بر جوهري بودن نَفس، مطرح و پاسخ داده شده است. وحدت نَفس و اثبات تجرّد آن به چهار برهان، از مباحث بعدي فصل دوم محسوب مي‌شود. فصل سوم به مباني حدوث نَفس و عدم قِدمت آن در حکمت متعاليه مي‌پردازد و حدوث نَفس را طبق مبناي اصالت وجود، تشکيک وجود و حرکت جوهري ملاّصدرا ثابت مي‌کند. نگارنده به همين منظور، ادلّه منکران حدوثِ نَفس و شبهه هاي آنان را نيز مطرح کرده و به آنها پاسخ مي‌دهد. فصل چهارم ديدگاه‌هاي برخي حکيمان مسلمان، مانندِ افلاطون در قديم بودن نَفس، ارسطو در حدوث نَفس، ابن‌سينا در حدوث نَفس و ملاّصدرا در اين باره مطرح، و ادلّه آنها در اين زمينه بيان مي‌کند و به نقد نظريّه افلاطون مي‌پردازد. در فصل پنجم نسبتِ بين نَفس و بدن در حکمت متعاليه، ترکيب نَفس و بدن و کينونت نَفس قبل از بدن از نظرگاه ملاّصدرا تبيين مي‌شود.
بررسی اضافه اشراقیه و پیامدهای آن  بر اساس مبانی حکمت متعالیه
نویسنده:
مریم محبتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مفهوم «اضافه اشراقیه» که صدرالمتألهین در فرایند تحلیل اصل علیت بدان دست یافته است تحولاتی عظیم در تبیین و تحلیل برخی از مباحث مهم فلسفی ایجاد نموده است. رساله حاضر با توجه به عمق تأثیر این امر، به بررسی موضوعاتی که «اضافه اشراقیه» در تبیین آنها دخیل‌اند، پرداخته است. روش پژوهشی رساله بر مبنای روش توصیفی از نوع تحقیق توصیفی تحلیل محتوا است. سوالات مطرح در حیطه «اضافه اشراقیه»، عبارتند از؛ «اضافه اشراقیه» چیست و نقش آن در تحلیل رابطه خداوند با موجودات، رابطه نفس و قوا، رابطه نفس با صور ادراکی و رابطه نفس و بدن اخروی چیست؟ حاصل نتایج بحث این است که «اضافه اشراقیه» به طور اخص در خصوص رابطه فاعل حقیقی و معلولش بحث می‌کند، این رابطه خاص رابطه خداوند با موجودات است، ازاین‌رو تمام مباحثی که ذیل این عنوان مطرح می‌شود به وسیله اضافه اشراقیه تبیین و تفسیر می‌گردند. بر این مبنا، مباحثی همچون توحید حق-تعالی علی‌الخصوص توحید افعالی و بالتبع آن موضوع اختیار آدمی، تبیینی نو می‌پذیرند. اما اضافه اشراقیه به نحو اعم نیز، هرگونه فاعلیت تامی را فرا می‌گیرد و رابطه آن با معلولاتش را تبیین می‌کند. در پرتو این اشراق، رابطه نفس و قوا، ارتباط شأن و ذی‌شأن می‌باشد، و همچنین نفس خالق صور ادراکی و بدن برزخی خواهد بود.
  • تعداد رکورد ها : 748