مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
تاریخ عرفان روانشناسی عرفان عارفان عرفان اسلامی عرفان تطبیقی عرفان شرقی عرفان مسیحی عرفان های نوظهور عرفان یهودی فلسفه عرفان (فرا عرفان)
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1244
کتاب الانسان الکامل (مجموعه رسائل مشهور به کتاب الانسان الکامل عزیزالدین نسفی)
نویسنده:
عزیزالدین نسفی؛ پیشگفتار: هانری کربن؛ تصحیح و مقدمه: ماریژان موله؛ ترجمه مقدمه: سید ضیاءالدین دهشیری
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«الانسان الکامل»، به زبان فارسی ، مجموعه رسائل عزیز الدین نسفی و دربردارنده ی مباحث دقیق و مهمی در عرفان و حکمت است. این مجموعه، شامل یک مقدمه، بیست و دو رساله، رسائل اضافی (یازده رساله) در بعضی از نسخ کتاب «منازل السائرین»، مقدمه اول نسخه ۴۸۹۹ کتاب خانه نور عثمانیه و خاتمه کتاب « منازل السائرین » است. هر رساله، خود مشتمل بر چندین فصل است و در آن از یک یا چند موضوع به هم پیوسته سخن گفته می‌شود. نسفی، در مقدمه ی کتاب، انگیزه خود را از تالیف رسائل مورد بحث، اجابت درخواست جمعی از درویشان مبنی بر جمع چند رساله در علومی که دانستنشان برای سالکان ضروری است، دانسته و سپس در ضمن ۵ فصل، به بیان « شریعت ، طریقت و حقیقت »، «انسان کامل»، «کامل آزاد»، «صحبت» و «سلوک» پرداخته است. رساله اول در بیان معرفت انسان : این رساله دارای پانزده فصل است و پاره‌ای از مباحث مطرح شده در آن، از این قرار است: «نطفه ی انسان، جوهر اول عالم صغیر است»، «نطفه ی انسان، چون چهار ماه بر او بگذرد، جسم و روح حاصل شده و خلقت اعضا و جوارح، تمام می‌گردد»، «از عناصر و طبایع چهارگانه، موالید سه گانه معدن و نبات و حیوان پدید آمدند»، «محل روح نباتی، جگر است و جگر در پهلوی راست است»، «موضوع روح حیوانی، دل است و دل در پهلوی چپ است»، «حواس ظاهر، پنج است: سمع، بصر، شم، ذوق ، لمس. حواس باطن نیز پنج است: حس مشترک، خیال، وهم، حافظه و متصرفه»، «قوه ی محرکه بر دو قسم است: باعثه و فاعله»، «روح انسانی، از عالم علوی است»، «روح انسانی، جوهر بسیط است و مکمل و محرک جسم است بالاختیار و العقل»، «اهل وحدت می‌گویند: ترقی روح انسانی را حدی نیست»، «روح، یکی بیش نیست و جسم هم یکی بیش نیست، اما جسم و روح مراتب دارد و در هر مرتبه‌ای نامی دارد». ساله ی دوم در بیان توحید : این رساله، دارای پنج فصل است و پاره‌ای از مطالب مطرح شده در آن، از این قرار است: «مردم در معرفت واجب الوجود سه قسمند: بعضی اهل تقلیدند و بعضی اهل استدلالند و بعضی اهل کشفند»، «اعتقاد اهل تقلید ، به واسطه حس و سمع است و اعتقاد اهل استدلال، به واسطه برهان، ولی اهل کشف طایفه‌ای هستند که از تمامی حجاب‌ها گذشته‌اند و به مشاهده ی خدا رسیده‌اند و به لقای او مشرف شده‌اند و به عین الیقین دانسته‌اند و دیده‌اند که هستی مخصوص خداوند است و بس. ازاین جهت این طایفه را اهل وحدت می‌گویند که غیر خدا نمی‌بینند و نمی‌دانند، همه خدا می‌بینند و همه خدا می‌دانند». رساله سوم در بیان آفرینش ارواح و اجسام: این رساله، دارای نه فصل است و پاره‌ای از مطالب آن، از این قرار است: «روح آدمی را که از جوهر ملائکه سماوی است، به این عالم سفلی به طلب کمال فرستاده‌اند و کمال، بی آلت حاصل نمی‌شود و آن آلت، قالب است»، «جسم، جوهری کثیف و از عالم خلق است»، «ارواح هر یک دارای مقام معلوم است»، «در همه کارها، وسط، صراط مستقیم است و وسط، طریق عقل است»، «هر چیزی که در دنیا و آخرت است، در آدمی هم موجود است». رساله چهارم در بیان مبدا و معاد بر قانون اهل حکمت : این رساله، دارای پنج فصل است و پاره‌ای از مطالب آن چنین است: «وجود از دو حال خالی نباشد: یا او را اول باشد یا نباشد؛ اگر نباشد، آن واجب الوجود لذاته است و اگر باشد، آن ممکن الوجود لذاته است»، «بازگشت نفس انسانی بعد از مفارقت قالب، اگر کمال حاصل کرده است، به عقول و نفوس عالم علوی خواهد بود»، «هر که یک فن علم دارد، میدان فکر وی تنگ است و علما را که فنون علم دارند، دشمن می‌دارد». رساله پنجم در بیان سلوک: این رساله دارای ده فصل است و پاره‌ای از مطالب آن عبارت است از: «سلوک، عبارت از آن است که رونده، روی به مراتب خود می‌آورد و مراتب خود را به تدریج، تمام ظاهر می‌گرداند»، «سالکان، متفاوتند؛ بعضی، به اندک ریاضت، اثرها در خود می‌یابند و بعضی، سال‌های بسیار ریاضت می‌کشند و این اثرها را در خود نمی‌یابند»، «طریق معرفت آن است که در اول، تحصیل و تکرار باشد و درآخر، مجاهده و اذکار»، «شرایط سلوک، شش چیزاست: اول، ترک؛ دوم، صلح؛ سوم، عزلت؛ چهارم، صمت؛ پنجم، جوع و ششم، مهر». رساله ششم آداب الخلوت: این رساله دارای چهار فصل است و پاره‌ای از مطالب آن چنین است: «اهل تصوف سه چیز را به غایت اعتبار می‌کنند: اول، جذبه ؛ دوم، سلوک و سوم، عروج»، «چله نگه داشتن دارای شروطی است از قبیل حضور شیخ، زمان و مکان ، دائم الوضو بودن و...» ، «عروج اولیا، یک نوع است و آن به روح است بدون جسم ». رساله هفتم در بیان عشق: این رساله دارای دو فصل است و در آن، از میل و ارادت و محبت و عشق و مراتب عشق مجازی سخن گفته شده است. رساله هشتم در بیان آداب اهل تصوف : این رساله دارای هشت فصل است و در آن، به آداب اهل تصوف و فواید سفر و آداب خانقاه و ماجرا گفتن و سماع کردن و طعام خوردن و ریاضات و مجاهدات و صحبت پرداخته شده است. رساله نهم در بیان بلوغ و حریت: این رساله دارای سه فصل است و در آن، از معنی بلوغ و حریت و بلوغ و حریت آدمی سخن به میان آمده است. رساله دهم در بیان آنکه عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر است: این رساله دارای پنج فصل است و در آن، از عالم کبیر و عالم صغیر، افعال خدا و افعال خلیفه خدا، ملائکه عالم صغیر، آدم و حوا و نمودار جنت و دوزخ بحث شده است. رساله یازدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروت: این رساله دارای چهار فصل است و در آن، از معنی عالم و اقسام آن، ملک و ملکوت و جبروت به طور مفصل و عروج بحث شده است. رساله دوازدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروت: این رساله دارای سه فصل است و در آن، از عالم جبروت و صفات ماهیت و وجود و عدم و عشق بحث شده است. رساله سیزدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروت: این رساله دارای سه فصل است و در آن، از وحدت و شب قدر و روز قیامت سخن به میان آمده است. رساله چهاردهم در بیان لوح و قلم و دوات: این رساله دارای پنج فصل است و پاره‌ای از مطالب آن چنین است: «ماهیات محسوسات و معقولات و مفردات و مرکبات و جواهر و اعراض، همگی، در عالم جبروت بودند، ولی پوشیده و مجمل و نیز از یک دیگر جدا نگشته بودند و ازاین جهت، عالم جبروت را دوات می‌گویند»، «عقل اول، قلم خدا و فلک اول، عرش خداست»، « انسان کامل، زبده و خلاصه موجودات و جامع علوم و مجمع انوار است». رساله پانزدهم در بیان لوح محفوظ و در بیان جبر و اختیار و در بیان حکم و قضا و قدر: این رساله دارای شش فصل است و بخشی از مطالب آن چنین است: «لوح محفوظ عام، آن است که هر چیزی که در این عالم بود و هست و خواهد بود، همگی در آن مکتوب است و لوح محفوظ خاص، آن است که بعضی از آنها در آن مکتوب است»، «افلاک و انجم، لوح محفوظ و کتاب خدایند». رساله شانزدهم در بیان لوح محفوظ عالم صغیر: این رساله دارای پنج فصل است و در آن، از «مجبور بودن آدمی در بعضی از چیزها»، «تاثیر زمان‌های چهارگانه (زمان وضع نطفه در رحم، زمان شکل گیری، زمان حیات یافتن و زمان خروج از رحم) در احوال فرزند»، «مختار بودن آدمی در افعال خویش» و « استعداد و سعی» بحث شده است. رساله هفدهم در بیان احادیث اوایل: این رساله دارای شش فصل است و پاره‌ای از مطالب آن چنین است: « عقل ، مظهر صفات و افعال خداست»، «عقل اول، به اضافات و اعتبار، دارای اسامی مختلفی است»، «کارکنان عالم علوی و سفلی، ملائکه هستند و علم و عمل ایشان چون معلوم است، لذا زیادت و دگرگون نمی‌شود». رساله هجدهم در بیان وحی و الهام و خواب دیدن: این رساله دارای هشت فصل است و پاره‌ای از مطالب آن چنین است: «هر وقت آدمی درون خود را پاک کند و آیینه دل را صافی گرداند، به ملائکه سماوی نزدیک می‌گردد»، «هر چیز که از دریای عالم غیب روانه می‌شود تا به ساحل وجود رسد، عکس آن بر دل انسان کامل پیدا می‌شود و انسان کامل از آن با خبر می‌گردد»، «سبب خواب دیدن، دو چیز است: یکی از حواس درونی و دیگری از ملائکه سماوی است». رساله نوزدهم در بیان سخن اهل وحدت: این رساله دارای پنج فصل است و بخشی از مطالب آن چنین است: «به نظر اهل وحدت، وجود، یکی بیش نیست و این یک وجود، ظاهری دارد و باطنی و باطن وجود، خود یک نور است که جان عالم، مالامال آن نور است... صفات، در مرتبه ذات و اسامی، در مرتبه وجه و افعال، در مرتبه نفسند... افراد عالم، مظاهر صفات این نورند». رساله بیستم سخن اهل وحدت در بیان عالم: این رساله دارای پنج فصل است و بخشی از مطالب آن چنین است: « عقل و علم، مخصوص آدمی است»، «چون عناصر و طبایع با یک دیگر بیامیزند، البته از آن میان چیزی متشابه الاجزاء پدید آید و آن را مزاج می‌گویند و مزاج مستوی و معتدل، شایسته صورت انسانی است». رساله بیست و یکم در بیان ذات و نفس و وجه و دربیان صفت و اسم و فعل : این رساله دارای نه فصل است. رساله بیست و دوم در بیان بهشت و دوزخ: این رساله دارای شش فصل است و پاره‌ای از مطالب آن چنین است: «حقیقت بهشت، موافقت و حقیقت دوزخ، مخالفت است»، «درهای دوزخ، هفت و درهای بهشت، هشت است؛ از جهت آنکه مشاعر آدمی هشت است»، «دوزخ و بهشت مراتب دارند»، «هر بهشتی را دوزخی در مقابله است الا بهشت اول که دوزخی در مقابل ندارد و آدم و حوا در این بهشت اول بودند»، «در اول هر بهشتی درختی است و هر درختی نامی دارد و آن بهشت را به نام آن درخت می‌خوانند». / رساله‌های اضافی در بعضی از نسخ کتاب «منازل السائرین:» ۱. رساله در بیان ولایت و نبوت و ملک و وحی و الهام و خواب راست: این رساله دارای نه فصل است و پاره‌ای از مطالب آن چنین است: «همه آدمیان به نبی احتیاج دارند»، «نبوت دو روی دارد: یک روی، به طرف خدا و یک روی، به طرف بندگان خدا»، «اولیای خدا در عالم ۳۵۶ نفرند و همه آنها دانا و مقرب و صاحب قدرت و مستجاب الدعوه‌اند»، «ملائکه، وجود نورانی‌اند و دارای صفات علوی و سفلی هستند». ۲. رساله در بیان فقر و زهد و توکل و محبت خدای: این رساله دارای چهار فصل است و پاره‌ای از مطالب آن چنین است: «بی چیزی، نعمت عظیم و توان گری، محنت عظیم است»، «زاهد مطلق آن است که یک باره ترک دنیا کند»، « ایمان هر کس قوی باشد، توکل وی درست خواهد بود»، «محبت خدای تعالی، نهایت مقامات است». ۳. رساله در بیان مبدا اول و در بیان عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ملک (تقریر مفصل رساله یازدهم): این رساله دارای ده فصل است. ۴. رساله دوم در بیان مبدا اول و در بیان عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ملک (تقریر مختلف رساله دوازدهم): این رساله دارای چهار فصل است. ۵. رساله سوم در بیان مبدا اول و در بیان عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ملک (تقریر مفصل رساله سیزدهم): این رساله دارای شش فصل است. ۶. رساله در بیان لوح محفوظ و کتاب خدای و دوات و قلم (تقریر مختلف رساله چهاردهم): این رساله دارای چهار فصل است. ۷. رساله در بیان احادیث اوایل (تقریر مختلف رساله هفدهم): این رساله دارای سه فصل است. ۸. رساله در بیان سخن اهل تناسخ: این رساله دارای پنج فصل است و پاره‌ای از مطالب آن چنین است: «طریق تناسخ، طریقی قدیم است و چندین هزار سال است که در میان خلق است و بیشتر اهل عالم بر طریق تناسخ بوده‌اند و هستند»، «به نظر اهل تناسخ، هر هزار سال، دوری است و در آخر هزار سال، قیامتی»، «اهل تناسخ می‌گویند: نسخ، عبارت از آن است که نفسی، صورتی را رها کند و صورتی دیگر بالای صورت اول بگیرد». ۹. رساله در بیان وجود حقیقی و وجود خیالی: این رساله دارای چهار فصل است و بخشی از مطالب آن چنین است: «اهل وحدت می‌گویند: وجود، بر دو قسم است: وجود حقیقی و وجود خیالی؛ وجود حقیقی، وجود خداوند سبحان است و وجود خیالی، وجود عالم است». ۱۰. سخن اهل وحدت در بیان عالم (تقریر مختصر رساله بیستم): این رساله دارای دو فصل است. ۱۱. رساله در بیان سخن اهل معرفت: این رساله فاقد فصل بندی است و بخشی از مطالب آن چنین است: «اهل معرفت که اهل منزل هشتمند، قومی‌اند که سال‌های بسیار در خدمت مشایخ، ریاضات و مجاهدات کشیده‌اند و علم صورت و علم معنی حاصل کرده‌اند». مقدمه اول نسخه ۴۸۹۹ کتاب خانه نور عثمانیه: این مقدمه، دارای دو فصل در باره «رونده و مقصد» و «منازل روندگان» است. خاتمه کتاب «منازل السائرین:» این خاتمه دارای سه فصل است و در آن، از سالکی که به مقام وحدت رسیده و دوستی سروری و پیشوایی بحث شده است. توجه: مصنف، در پایان برخی از رساله‌ها فصلی را با عنوان «در بیان نصیحت » گشوده و پند و اندرزهایی ارزش مند را در آن ذکر نموده است. / کتاب، توسط محقق فرانسوی، ماریژان موله، تحقیق و تصحیح شده است. در آغاز کتاب، مقدمات پژوهش (شامل «فهرست»، «پیش گفتار هانری کربن»، «مقدمه مترجم (سید ضیاء الدین دهشیری) بر مقدمه فرانسوی کتاب» و «مقدمه ماریژان موله با ترجمه سید ضیاء الدین دهشیری») درج شده است و در پایان آن، «تعلیقات زیادات نسخ»، «حواشی و نسخه بدل‌ها»، «نمایه»، «فهرست آیات »، «فهرست احادیث و اخبار و اقوال عربی عرفاء» و «فهرست تفصیلی» ذکر گردیده است.
بررسی تطبیقی معاد در عرفان، فلسفه و کلام
نویسنده:
علیرضا کرمانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
به تبع جایگاه برجسته آموزة معاد در متون دینی، متفکران مسلمان نیز با هدفی هستی شناسانه و یا به منظور اثبات یا دفاع از تعالیم دینی به بررسی و تحلیل معاد پرداخته اند. در این میان گروهی از متکلمان و فیلسوفان مبتنی بر برخی مبانی، به انحصار معاد در جسمانی یا روحانی معتقد شده اند؛ اما عارفان همگام با بسیاری از متفکران مسلمان این انحصار را کامل ندانستند و معاد را در کیفیت جسمانی و روحانی آن پذیرفتند. عارفان در تبیین و تقریر این دیدگاه عمدتاً از متفکران دیگر فاصله می گیرند و مبتنی بر مبانی ای همچون نظام مظهریت، حقیقت انسان، مرگ و معاد با اعتقاد به تفاوت نشئات مختلف قیامت، برای انسان در هنگام حشر لزوماً بدن طبیعی عنصری قایل هستند و در مواطن استقراریه بهشت و جهنم، جهنمیان را دارای بدن طبیعی عنصری و بهشتیان را دارای بدنی طبیعی و لطیف می دانند.
بررسی دیدگاه میبدی پیرامون شیطان در دو نوبت شرعی و عرفانی کشف الاسرار
نویسنده:
محمد بهنام فر , نیره پاکمهر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در کشف­الاسرار آیات قرآن از منظر دو رویکرد شرعی و عرفانی تفسیر شده است. نویسنده این تفسیر با درنظر گرفتن اینکه دو حوزه مختلف شرع و عرفان دیدگاه­هایی متفاوت و گاه متضاد نسبت به یک پدیده دارند، به‌طور ناخودآگاه در هر یک از این دو حوزه فکری تحت تأثیر جهان­بینی­های پذیرفته شده همان حوزه واقع گشته و آیات، مسائل و پدیده­های مشترک قرآنی با ورود به هر رویکرد در راستای دیدگاه­های آن، مورد تفسیر و تحلیل قرار گرفته است. نمونه­ای از این رویکردهای دوگانه، در نگرش نویسنده نسبت به پدیده شیطان مشاهده می‌شود. ازاین‌رو این مقاله بر آن است تا با بررسی صورت­بندی گفتمانی میبدی در دو نوبت شرعی و عرفانی کشف ‌الاسرار، دوگانگی رویکرد نویسنده نسبت به شیطان و جهان‌بینی­های هم‌راستا با هر حوزه فکری در این اثر نسبت به این پدیده را مورد کاوش قرار دهد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 28
تحلیل روش‌شناختی تفسیر عرفانی و مبانی آن از منظر صدرالدین قونوی
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان ، جواد جعفریان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
با تتبع در آثار تفسیری جهت رسیدن به تأویلات عرفانی دو روش کلی وجود دارد؛ اول روش کشفی الهامی که مختص به صاحبان ذوق و اهل کشف و شهود است که مدعی‌اند حقایق باطنی کتاب تکوین و کتاب تشریع را شهود کرده و تطابق کامل بین این دو کتاب را با تمام وجود در درون خود، حس کرده‌اند و لذا از آیات قرآنی حقایقی را می‌فهمند که دیگران از فهم آن عاجزند. روش دوم، کاربست روش‌های فنی عمومی است، بدین معنا که حتی کسانی که اهل کشف و شهود نیستند به‌وسیله این روش‌ها بتوانند به برخی از معانی باطنی قرآن راه پیدا کنند و حتی اگر حقیقت آن‌ را هم نفهمند، بتوانند از طریق قواعد و مبانی مورد پذیرش عموم مردم به آن‌ علم پیدا کنند. محقق قونوی از هر دو روش برای فهم نصوص دینی بهره برده است. لیکن بیشترین تأکید مقاله حاضر، بر روش فنی عمومی وی است چرا که این روش می‌تواند مورد استفاده عموم متفکران اسلامی واقع شود. به نظر نگارندگان مبانی این روش تفسیری قونوی را می‌توان به سه دسته کلی تقسیم نمود: مبانی هستی‌شناسی، معرفت‌‌شناسی و زبان‌شناختی. این نوشتار ضمن تبیین این مبانی درصدد تبیین این نکته است که روش تفسیر عرفانی قونوی مبتنی‌بر اصول استواری است که در کنار جهت‌گیری عرفانی و توجه به جنبه‌های باطنی و معنوی و کشف اسرار و اشارات، از نگرش زبان‌شناختی در تفسیر آیات و احادیث نیز غفلت نکرده است
صفحات :
از صفحه 165 تا 184
مرگ ارادی (تسلط بر نفس)
نویسنده:
مسعود معتمدی ، ملک محمد فرخزاد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مرگ ارادی یا موت اختیاری، یا مرگ پیش از مرگ، اصطلاحاتی عرفانی است که صوفیه در تأویل آیات: «فَتُوبُوا إِلَی بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ» و «وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا» و یا احادیثی مانند: «مُوتُوا قَبلَ اَن تمُوتُوا» می­آورند و آن را عبارت از تسلط بر نفس و خواسته­های نفسانی می­دانند، و طبق تعاریفی، آن را به موت­های ابیض، اسود، احمر و اخضر تقسیم می­کنند، درعین­حال راهکارهایی نیز برای رسیدن به این مهم به مریدان خویش می­دهند. تعبیر ولادت ثانی هم برداشتی دیگر از این اصطلاح است. در ادیان و مکاتیب دیگر نیز مراحلی را برای انقیاد و حتی قمع کلی نفس پیشنهاد می­دهند، اما در عرفان اسلامی برخلاف بیشتر آن­ها تسلط و در اختیار گرفتن نفس مد نظر است نه نابودی آن. گفتنی است نوعی دیگر از مرگ ارادی در تصوف مطرح است که پس از موت اختیاری در معنای تسلط بر نفس، عارف را حادث می­شود، و آن موت اختیاری در مفهوم اطلاع و آگاهی از زمان واقعی مرگ جسمانی است که در مجالی دیگر بیان خواهد شد.
صفحات :
از صفحه 185 تا 203
ملاصدرا و جمع دیدگاه عرفا و حکما در صادر اول
نویسنده:
محمد موسوی ، غلامعلی مقدم
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صادر اول از مسائل مهم فلسفی نزد قائلان به­ ترتیب در آفرینش است. مکاتب مختلف الهی و بشری در این­ باره سخن گفته­ اند، در حوزۀ معارف اسلامی عرفا وجود منبسط و حکما عقل اول را به­ عنوان صادر اول معرفی نموده ­اند، ملاصدرا به روشی خاص، میان نظر عرفانی و حکمی در این مسئله جمع نموده و به وحدت این دو دیدگاه رأی داده است، در این مقاله به روش تحلیلی- انتقادی مواضع سلبی و ایجابی وجه جمع او را دربارۀ صادر اول بررسی کرده ­ایم. حرکت علمی او در این ­باره از موضعی سلبی در همراهی با حکمت متعارف، آغاز و با رویکردی ایجابی به حکم به اتحاد عقل و وجود منبسط به­ عنوان صادر اول ختم می ­شود.
صفحات :
از صفحه 205 تا 224
عرفان و تصوف در منظومۀ فکری علامه مجلسی
نویسنده:
هادی وکیلی ، قاسم قریب
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
عرفان اسلامی برخلاف دیگر شاخه ­های علوم اسلامی، تنها درمیان قشر اندیشمند و عالم باقی نماند و با مخاطب قرار دادن عموم مردم، جریانی باعنوان تصوف را در جامعۀ اسلامی ایجاد کرد. بحث بر سر شرعی بودن یا نبودن عرفان اسلامی، عالمان متشرع را در دو گروه مخالفان و موافقان عرفان نظری قرار داد. در دورۀ صفوی اندیشه­ های ضد تصوف در آثار عالمان متشرع و فقیهان، بیشتر نمایان می ­شد که با انگیزه ­های مذهبی و روشن­گری پیوند داشت. درحالی ­که گروهی مانند محمدطاهر قمی و میرلوحی از اساس با اندیشه ­های عرفا مخالف بودند، عالمانی چون ملا محسن فیض­ کاشانی و ملاصدرا با تمایز نهادن میان اندیشه­ های عرفان نظری و عملکرد صوفیان بازاری و عوام به دنبال استفاده از نظریه ­های عرفانی در تفسیر متون دینی بودند. علامه محمدباقر مجلسی دیدگاه و موضعی میان دو گروه عالمان پیش‌‌گفته اتخاذ نمود. وی با تمایز نهادن میان اندیشه­های عرفان نظری و مناسک صوفیان عوام، رسوم و اعتقادات گروه دوم را مطلقاً باطل و غیرشرعی و عقلی اعلام کرد؛ ازسوی­دیگر، در برخورد با بزرگان عرفان و اندیشه­ های آنان، اصل تفسیر عرفانی برمبنای مکتب امامان شیعه(ع) را پذیرفت. تقسیم جریان تصوف به شیعه و اهل‌سنت و تبیین آموزه­ های پذیرفته شده مشترک میان تشیع و تصوف، دو محور اصلی بومی­ کردن عرفان نظری توسط علامه مجلسی است.
صفحات :
از صفحه 225 تا 249
تاریخ و عقاید ملامتیه
نویسنده:
یوسف غضبانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
جایگاه صبر در منظومۀ فکری نجم ‌دایه
نویسنده:
حبیب الله عباسی ، صدیقه پوراکبر کسمایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
برای شناخت و فهم هر منظومۀ فکری گریزی از کشف دال­ های مرکزی و دقیقه­ های پیرامون آن نیست؛ زیرا دال­ های مرکزی مثل ثوابت نجومی موجب انسجام و چفت­ و بست عناصر و اجزای مختلف آن می­ شود. در جستار حاضر صبر را که از مضامین اصلی و پرتکرار زندگانی بشری و از دال­ های مرکزی و پربسامد منظومه فکری نجم ­دایه به­ شمار می­ رود در آثار مختلف او کاویدیم. برای تبیین این مهم با روش تحلیلی اسنادی و دو رویکرد بینامتنی و قرائت متنی سعی کردیم ابتدا به تبارشناسی لغوی و اصطلاحی آن در فرهنگ­های لغت تک­زبانه و دوزبانه و عهدین و قرآن و حدیث بپردازیم تا نشان دهیم هر منظومۀ فکری پایه­ های خود را بر پایه باورها و یافته­ های پیش از خود بنا می­ کند و در ائتلاف با فرهنگ ­های پیش از خود تکوین می­یابد. در پایان به این نتیجه رسیدیم نجم­ دایه که خود از محدثان مبرز زمان خویش بوده صبر را از مقامات رسول­الله(ص) دانسته­ است و از سه منظر صبر بر طاعت، صبر در معصیت و صبر در مصیبت بدان نگریسته و آن را ادامه زهدی دانسته که در نهایت منجر به رضای الهی می‌گردد. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که نگرش دین­ مدارانه صوفیانه نجم­ دایه که نشان­گر بعد دانشمندی اوست با بهره­ مندی از بینش مندی که زائیده استراتژی تأویل­گرایی وی است توانسته تفسیر و برداشت نوینی از این دال مرکزی گفتمان­ های شریعتی و زهدی و طریقتی ارائه دهد و به تعبیری آن را از آن خود کند.
صفحات :
از صفحه 115 تا 135
  • تعداد رکورد ها : 1244