مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
تاریخ عرفان روانشناسی عرفان عارفان عرفان اسلامی عرفان تطبیقی عرفان شرقی عرفان مسیحی عرفان های نوظهور عرفان یهودی فلسفه عرفان (فرا عرفان)
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1244
بررسی تطبیقی عناصر داستانی حکایات کوتاه کشف الاسرار و جامع الستین
نویسنده:
لیلا باقری دابانلو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
داستان مینی مال نوعی جریان آگاهانه در جهت خلق آثارداستانی است که از واژگان اندک پدیدآمده، تا از این طریق، مباحث و مفاهیم عمیق و گاه پیچیده مطرح گردد، کم حرفی از روشن ترین ویژگیهای آن است.این نوع ادبی باید از داستان کوتاه جمع و جور وکوتاه تر باشد وعناصر ضروری اثر را درکمترین و کوتاه ترین شکل آن نگه دارد.در میان تفاسیرقرآن با برداشت های عارفانه، کشف الاسرار و عدّ?الابرار رشیدالدیّن ابوالفضل میبدی و جامع الستّین (تفسیر سوره یوسف ) املای احمد بن محمد زید طوسی که در قرن ششم هجری تألیف شده اند، درراستای بیان مقاصدخود با نقل حکایاتی در قسمت های مختلف کتاب، کلام خود را زینت بخشیده اند.این کتابها علاوه بر داشتن ارزشهای محتوایی،از جهت داستان پردازی حکایات نیز قابل اهمیت و توجه هستند.با این نگاه که این حکایات، داستانهای مینی مال دوره خود بودند، بررسی عناصر داستان، شامل:پیرنگ، شخصیت، گفتگو،درونمایه، صحنه، لحن، روایت و زبان در حکایات کوتاه جامع الستین، حکایات کوتاه نوبت سوم کشف الاسرار، داستانهای مینی مال ومقایسه آنها با یکدیگر در این پایان نامه، بیانگر این است که ایجاز در زبان و صحنه پردازی، حذف حشو و زواید،داشتن درونمایه جذاب، محدودیت شخصیت داستان،پیرنگ ساده،از ویژگیهای برجسته حکایات این کتابها است که به نوعی با شگردهای داستان سراییمینی مالیستی عصر جدید مطابقت دارد .بر این اساس، اینپایان نامه درشش فصل زیر تدوین شده است :1- فصل اول : مقدمه و کلیّات 2–فصل دوم : مبانی عناصر داستان 3–فصل سوم : مبانی عناصر داستانهای مینی مالیستی 4–فصل چهارم : بررسی عناصر داستان در حکایات کوتاه جامع الستین 5–فصل پنجم : بررسی عناصر داستان در حکایات کوتاه نوبت سوم کشف الاسرار6– فصل ششم : مقایسه تطبیقی عناصر داستان در حکایات کوتاه جامع الستین و نوبت سوم کشف الاسرار با داستانهای مینی مال.
مقایسه تطبیقی (تحلیل مضمونی و ساختاری) عشق و مستی در شعر ابن‌فارض و جامی
نویسنده:
آیت فتحی کندوله
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ابن فارض وجامی دو شاعر عارف وعاشقی هستند که با گذر ازسبک ها ومضمون های شاعران مادی گرا ، به عشق ،باده واصطلاحات رایج آندو ، روح ومعنای تازه ورمزگونه ای بخشیده اند ودرآفرینش این مضمون ها ،ضمنبیشترین تأثیر پذیری از قرآن کریم ،برآن بوده اندتامفهوم های صوفیانه را با مضمون های آن پیوند دهند؛ این تاثیر پذیری، گاه درمعناوبه شکل تلویحی وگاه به شکل اقتباس صورت گرفته است. عشق از نگاه آن دو سرآغازیالهی داشته که در پرتو ایمانوگرایش به پروردگار ،تکامل ورستگاری می یابد .افزون بر این،کاربرد مضمون های مربوط به عشق وباده، درخدمت مشرب فکری ایشان یعنی« وحدت وجود» بوده است. جامی در این زمینه،تحت تأثیر اندیشه ومعانی شعری ابن فارض قرار گرفته است .این پژوهش بر آن است تا بر اساس چارچوب های ادبیات تطبیقیبه تحلیل محتوایی وساختاریشعر ابن فارض وجامی با محوریتعشق معنویوباده ی عرفانی ،بپردازد.
بررسی نقش فرشته در هنر اسلامی با رویکرد حکمی عرفانی
(با تأکید بر آراء سهروردی)
نویسنده:
مریم هرندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بازتاب های بیرونی در هر فرهنگ، مظهر زیر لایه های بنیادین و درونی آن است. هنر یکی از این نمودهای فرهنگی هر قوم است که در فرهنگ های مختلف مشخصات و وجوه متمایزی را ، متناسب با آن بن مایه های فرهنگ، به خود اختصاص داده است. در فرهنگ اسلامی نیز، هنر رابطۀ تنگاتنگی با دین و آموزه های فکری اسلامی دارد. از جمله نقوش به کار رفته در هنر اسلامی، نقش فرشتگانی است که در جای جای نقاشی ها ،موزاییک ها وآثار هنری در ادوار مختلف به چشم می خورد. می توان با بررسی نقش فرشته از جنبۀ عرفانی به لایه های زیرین، یا معنای نهفته در پس آن، نفوذ و بازتاب معنای مذکور را در آثار هنرمندان جستجو نمود. و این امر با پاسخ به پرسش هایی ذیل میسرمی شود : فرشتگان در ادیان آسمانی به خصوص در اسلام از چه جایگاهی برخوردارند؟ فرشته در فلسفه و عرفان و البته در هنر چه جایگاهی دارد؟و آیا هنر متأثر از فلسفه و عرفان،است؟ از جمله عارفان و حکیمان اسلامی که در حکمت خود به مبحث فرشته وفرشته شناسی توجه خاصی مبذول داشته اند، شیخ اشراق ، شهاب الدین سهروردی(549-587) است. برای فرشته شناسی در حکمت اشراق، ابتدا باید به بررسی جهان بینی سهروردی پرداخت .از جهتی پرداختن به حکمت اشراق نیاز به شناخت حکمت ابن سینا وهمچنین توجه به برداشت های سهروردی ازافلاطون، فلوطین والبته آیین ایران باستان است.می توان حکمت اشراق سهروردی را آمیزه ای از حکمت افلاطون، فلوطین و ایران باستان دانست که آنها را با نظرات حکمای متصوفه موافق ساخته است. در این پژوهش، نقش فرشته با رویکردی حکمی–عرفانی در تفکر اسلامی و فلسفۀ عرفانی به ویژه فلسفۀ سهروردی مورد تأمل قرار گرفته است و به روشی مقایسه ای–تطبیقی، بازتاب این تفکر در هنر اسلامی به ویژه در نگارگری مورد خوانش واقع شده است. در نهایت خوانش جدیدی از نقش فرشته در آثار هنری، با توجه به فرهنگ اسلامی ،آیات و تفاسیر قرآن مجید وفلسفۀ سهروردی به دست آمده است .
بررسی تطبیقی عشق از دیدگاه مولوی و عرفانهای نوظهور (راجنیش (اوشو))
نویسنده:
جواد سعیدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ازدغدغه های فرهنگی و فکری کشور ما در سالهای اخیر، موضوعی است به نام عرفانهای نوظهور، (هر چند در ایران ظهوری به این گستردگی یافته است و نو نامیده می شود) که رواج قابل توجهی به خصوص در نسل جوان داشته است. و از جمله موضوعاتی که به ویژه در نسل جوان مورد استقبال واقع شده است بحث عشق می باشد. با توجه به کم کاری و بی توجهی که نسبت به این موضوع در مقام تبیین و تفسیر دقیق آن از دیدگاهفلسفه اسلامی شده است مباحثاین عرفانهای نوظهور به خصوص مبحث عشق، در جامعه به عنوان مطالب و مفاهیم بسیار زیبا و جدید و قابل استفاده، طرح می شود و از طرفی طرح بحثهای انحرافی و مبانی فکری غلط در لابه لای بعضی از این کلمات به ظاهر درست و بعضا برگرفته شده از متون فلسفی و دینی ما موجب گرایش به این مکاتب شده است.از دیگر عوامل کثرت توجه به این امور شاید معرفی غلط و بعضا نقد متعصبانه و ناصحیح و غیرعالمانهاین کتب و جریانات می باشد که تأثیر به سزایی در ترویج این عرفانهای نوظور دارد. و از طرفی هم متاسفانه توجهی نداریم به سرعت رشد تبادل اطلاعات و اخبار و افکار، و اکثرا در پی دور نگه داشتن مردم از این افکار وآراء می باشیم که باید قبول کنیم که چه بخواهیم یا نخواهیم این افکار در جلوی چشم و ذهن ما قرار می گیرد و باید طوری زمینه و بستر رشد فکری جامعه را بالا ببریم که از این نوع خطرات مصون باشیم.برای ترسیم یک مسیر صحیح و تبیین نزدیک به واقع مفهوم عشق به بررسی نظریات دو نمونه از افرادی که راجع به این موضوع سخن گفته اند مورد بررسی قرار گرفته است. از طرفی به بیان نظریات شخصیتی همچون مولوی که در جهان اسلام به شعر و عرفان شناخته شده، و از سویی به بررسی دیدگاه های راجنیش پرداخته شده است؛ که در این سال ها با تعداد زیادی از ترجمه آثار ایشان در ایران مواجه هستیم.که البته سخنان ایشان بیشتر بیان نظریات مکاتب هندی در این مقوله می باشد. از آن رو که بیشترین وجه اختلاف در بحث عشق مجازی می باشد و اکثر انحرافات نیز در همین حیطه است، به این موضوع کمی بیشتر توجه شده است. ان شاء الله برآنیم که با معرفی صحیح این جریان به خصوص افکار راجنیش (اوشو)، در مقام روشنگری غیرمتعصبانه و در حد توان عالمانه باشیم؛ تا مقدمه ای باشد برای مصون نگه داشتن افکار اجتماعی از التقاط های فکری و عقیدتی.
بررسی تطبیقی وحدت وجود از دیدگاه علم فیزیک و عرفان و اهداف تربیتی آن
نویسنده:
زهرا ریگی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
وحدت وجود را می توان يكي از مهمترین ايده ها در اکثر مکاتب عرفانی دانست. البته مکاتب گوناگون عرفانی، در نوع جهان بینی و دستور العمل های مربوط به سیر و سلوک، تفاوت هایی با یکدیگر دارند، اما این ایده، فصل مشترك اغلب آنها است. توجیه منطقی و عقلانی این امر با مشکلاتي همراه است. در این تحقيق به تبيين وحدت وجود و بررسي هماهنگي آن با يكي از ديدگاه هاي علمي متداول پرداخته شده است. و در نهایت به بررسی اهداف تربیتی از منظر وحدت گرایانه علمی و عرفانی پرداخته شده است.روش مورد استفاده در اين پژوهش از نوع توصيفي- تحليلي است. تحليلي به اين صورت كه در آن بعد از بيان يك فرض يا بيان كلي سعي مي شود با كمك داده ها و اطلاعات مورد قبول موجود آن فرض مورد بررسي يا تاييد قرار گيرد. براي روشن شدن موضوع سعي شده است با وارد كردن داده ها در قالب يك چهار چوب روشن، از آن داده ها استنتاج منسجم و مطمئن تري به دست آيد. نتایج پژوهش نشان داد که در ديدگاه مشترك عرفا و فيزيك دانان، مبناي اين جهان موجودي غير عيني و هوشمند است. جلوه ها و نمودهای هستی یگانه است يا جهان یک شبکه واحد و پیچیدة ارتباطی است که بین اجزای آن ارتباط و همبستگی وجود دارد. تمام اشیاء به موجب قوانین طبیعت نامتناهی او پدیدارند؛ يا هیچ جرمی معدوم نمی شود و هیچ جرمی نیز از عدم (نیستی) به وجود نمی آید. اهداف تربيتي مبتني بر اين مباني عبارتند از :1)
بررسی تطبیقی استعاره در غزلیات حافظ و مولوی از منظر معنی‌شناسی شناختی
نویسنده:
علی کوچک‎زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این تحقیق سعی شده است تا در چارچوب معنی‌شناسی شناختی به تبیین استعاره‌های مفهومی در شماری از غزلیات حافظ و مولوی پرداخته شود. تفاوتی که در عرفان حافظی و عرفان مولوی وجود دارد موجب شده است که بسیاری گمان برند که حافظ عارف نبوده است و از دیگر سو اعتقاد برخی دیگر بر آن است که او یک عارف کامل است. از سوی دیگر در عرفان مولوی چنین شک و شبهه‌ای وجود ندارد. در این پژوهش سعی شده است تا بر پایه‌ی استعاره‌های مفهومی که تصور می‌رود نشانگر نه زبان که اندیشه‌ی گوینده است، راهی به تصورات این دو شاعر با بررسی غزلیات آنان بیابیم .
بررسی تطبیقی آموزه‌های مولانا و مکتب تائوئیسم
نویسنده:
معصومه ایراف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئله انسان واسرار وجودی او از جمله مسائلی است که در همه مکاتب بشری والهی به آن توجه شده است و همه مکاتب سعی کرده اند درحد ظرفیت و توانایی خود پرده ای از راز و رمز این معمای هستی ارائه کنند و با معنایی که از آن ارائه می دهند. پایه های مکتب خود را محکم کنند. آموزه های مولانا در مثنوی ومعنوی و آموزه های تائو را می توان نمونه هایی شاخص در فرهنگ و تمدن شرقی به حساب آورد که باز گو کننده ی حقایقی برای تمدن بشری بودند،آموزه هایی که با تعریف رابطه انسان با خود و عالم بیرون از خود و روابط حاکم بر طبیعت و مافوق آن به کلید واژه هایی مشترک اشاره کرده اند و همچنین تاکید هر دو آموزه به منشاء ازلی و مطلق که ریشه در قدرتی فوق قدرت بشری وتفکر در آن را دارد نشان دهندهوجه اشتراک این دو آموزه است . در عرفان و تصوف تمام ادیان و مکاتب، انسان موجودیذومراتب و دارای ساحتهای وجودی مختلف است و اگر چه همه مکاتب بشری تمام سعی و تلاششان به نوعی تامین سعادت انسان و الیتام دردها ورنج های او می باشد اما در مقام عمل گاهی به جنبه های دینوی و بشری او اهمیت بیشتری دادهمی شود. و باید با تفکیکُ خود حقیقی و خود مجازی انسان و شناخت آثار زیانبار غفلت انسان از ساحت های الهی خویش، موانعی را که باعث این غفلت و دوری انسان از گوهر حقیقی خود است از میان برداشت که در اکثر این مکاتب فلسفی ، صرف نظر از پاره ای اختلاف ها در یک اصل کلی ،با هم اشتراک دارند که حقیقت آنها به یک واحد صادر می شود. امروزه مطالعات تطبیقی راه گشای درک بهتری از آموزه های معنوی و باورها و اعتقادات مذهبی ادیان در ادوار مختلف می باشد. گاهی این مطالعات با گشودندنیای جدیدی از تعالی روحی و معنوی انسان شناختی، دیدگاه تازه ای نسبت به مسائل قبلی به ما می دهند. همچنین به کمک مطالعات تطبیقی می توان نشان داد که چطور این مکاتب فلسفی از یکدیگر تاثیر پذیرفته اند و این امر چه تاثیر و تغییری در روند تعالی و رشد معنوی انسان در ادیان مربوطه به خود ایجاد کرده است. ومطالعه و مقایسه ی تطبیقی این آموزه ها نتیجه جالبی از تداخل اندیشه های آسمانی و ماورائی آن ها است. رساله ی پیش رو به موارد مشابه از این افکارعارفانه پرداخته است.
بررسی رویکردهای شاعران انقلاب اسلامی به واقعه عاشورا (حمید سبزواری، نصرالله مردانی، قیصر امین‌پور، علی معلم و علی موسوی گرمارودی)
نویسنده:
محمدباقر تقوی زیروانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
واقعۀ عاشورا، از آغاز زبان و ادبیات فارسی در شعر بيشتر شاعران ایران زمین، تجلی داشته‌است. این واقعۀ سترگ چنان‌که بیشتر محققان اذعان دارند، حادثه‌ای داراي ابعاد مختلف و چند وجهی به شمار می‌آید و شاعران فارسی زبانبا رویکرد‌های متفاوتی به این واقعۀ عظیم نگریسته‌اند. در این بین، ابعاد تراژیک و عرفانی بیشترین بازتاب را در سیر شعر عاشورایی داشته‌اند و ابعاد حماسی و پیام‌های عاشورا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. امّا بعد از انقلاب اسلامی ایران، تفاوت عمده‌ای در نگرش شاعران بزرگ کشور به واقعۀ عاشورا ایجاد می‌شود. تقربیاً همۀ ابعاد و رویکرد‌های واقعۀ عاشورا در شعر عاشورایی انقلاب تجلی می‌یابند. رویکرد حماسی که حلقۀ مفقوده در طول تاریخ شعر عاشورایی ادبیات فارسی به شمار می‌رفت، دراین دوره دوباره احیا می‌شود. ابعاد تراژدی این حادثۀ عظیم، با قرار گرفتن در کنار ابعاد دیگر این واقعه، از آن رکود و ایستایی که گرفتار آن شده‌بود، رهایی می‌یابد و به جایگاه واقعی خود دست می‌یابد. عرفان و حماسه نیز بعد از فرسنگ‌ها فاصله‌به هم می‌پیوندند و بالاخره پیام‌های عاشورا نیز در شعر عاشورایی انقلاب، در کانون توجه شاعران قرار می گیرد.ولایت مداری، نگاه تحلیلی به واقعة عاشورا، پیوند عرفان و حماسه، پیروزی خون بر شمشیر و استمرار عاشورا از ویژگی‌های مهم شعر عاشورایی انقلاب اسلامی است، که از آغاز شعر عاشورایی تا قبل از دوران انقلاب اسلامی، این خصیصه‌های مهم و حیاتی كمتر منعكس شده‌اند و این مسأله خود، گواه اهمیت و غنای شعر عاشورایی انقلاب اسلامی می‌باشد.
بررسی تطبیقی عشق و مستی در شعر ابن فارض و مولوی
نویسنده:
مهدی داوری نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ابن فارض و مولوی، از شاعران عارف قرن هفتم، در فرهنگ مصر و ایران جایگاهی مشابه دارند. ویژگی‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روزگارشان همانند بوده است. هر دو به مشرب عشق و مستی و نیز اندیشه‌های وحدت گرایانه متمایل بودند. در نقد فرد و اجتماع کوشیده و شیوه‌ای ملامتی داشته‌اند و ... . این همدلی‌ها و هم‌چنین معرفت مولوی و ابن فارض به ادب، شعر و فرهنگ اسلامی، همزبانی مولوی با ابن فارض را در ابعاد فکری – ادبی به دنبال داشت؛ از جمله، چنان که از قراین بر می‌آید، ابن فارض و مولوی، جهان بینی، عرفان و سلوک اجتماعی و فردی خود را بر شالوده‌ی عشق بنا نهاده و از شُرب مدام سخن گفته‌اند؛ به گونه‌ای که در باور آن‌ها عشق – عموماً یا خصوصاً- مهم‌ترین موضوع هستی، مبدأ و معاد شناسی، انسان شناسی و بزرگ‌ترین انگیزه برای تعالی آدمی است. در پایان نامه حاضر بیان می‌داریم که اصطلاح عشق الهی را نمی‌توان به مآخذ و منابع اوّلیه‌ی اسلامی مستند ساخت؛ زیرا عشق در مجموع، در زمان نزول قرآن کریم، مفهوم منفی و سخیفی داشته است. با تغییر و تحوّل دیدگاه شاعران و نویسندگان و جایگزین شدن عشق الهی به جای عشق صوری و ظاهری، معشوق حقیقی و الهی نیز جانشین معشوق زمینی و مادی گشت، واژه‌های عاشقانه آسمانی شدند و بار معنوی تازه‌ای یافتند. آنچه از شواهد متنی و قراین عقلی به دست می‌آید، این است که ابن فارض در برهه‌ای از زندگی دچار معشوقان و خوبرویان زمینی شده؛ امّا در مورد مولوی نمی‌توان چنین ادّعایی کرد؛ زیرا عشق او به شمس تبریزی،دریچه‌ای است برای رسیدن به معشوق حقیقی. این پایان‌نامه بر آن است تا دیدگاه‌های این دو عارف را در زمینه‌ی عشق و مستی مقایسه کند و نقاط مشترک از جمله (توصیف‌ناپذیری عشق، منشا عشق، اوصاف و اقتضائات عشق، نشانه-های عشق، انواع و مراتب عشق، اوصاف معشوق و عاشق و ... ) و اختلافی آنها از جمله (یکسان نبودن سطح توانایی در بیان عشق و مستی، تکلف مانع پرداختن به معانی است، غم و فراق در مقابلِ شادی و وصال، پایان-پذیری و پایان‌ناپذیری عشق و ...) و همچنین تحلیلی از اسالیب این دو را بر اساس مکتب فرانسه و با روش توصیفی - تطبیقی مورد بررسی قرار دهد.کلیدواژه‌ها: ابن فارض، مولوی، عشق، مستی، عرفان، ادبیات تطبیقی.
بررسی تطبیقی عشق و عرفان در اندیشه های سهراب سپهری و حافظ
نویسنده:
سمیه محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهحافظ عصاره ی عاشقانه های سعدی و عارفانه های مولوی است ، بنابراین شعر او یکی از منابع مهم بن مایه های فکری شاعران وگویندگان بعد از خود است . سهراب سپهری یکی از میراث داران اندیشه وفکر حافظ است. سپهری قرن چهاردهم همانند حافظ قرن هشتم تک‏سوار عرصه عشق و عرفان است که آبشخور فکری خود را در بسیاری مواقع از حافظ می گیرد.
  • تعداد رکورد ها : 1244