جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی مضامین اخلاقی در گلستان سعدی و مقامات حریری
نویسنده:
سمیّه مظهری صفات
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عمل به دستوراتاخلاقي، از ضروريات زندگي انساني است که مي خواهد «انسان» بودنو « متعالي » شدن را درک کند . به جهت اهميت فراواني که اسلام براي اخلاق قائل شده است؛ علاوه بر کتب اخلاقي , آثار ادبي بسياري هم در زبان فارسيو هم در زبان عربي به بيان ارزش ها و مصاديق اخلاقي پرداخته اندبه طوري که مي توان گفت: ادبيات تعليمي، سهم چشمگيري نسبت به ساير انواع وسبک هاي ادبيبه خود اختصاص داده است. در همين راستا, در اين پژوهش سعي شده است تا در بخش اوّل ضمن ارائه تعاريفي از اخلاق و علم آن, همچنين ارتباط اخلاق با ديگر حوزه هاي بشري ( مثل عرفان و حکمت ) و بحثي مختصر پيرامون نسبيت گرايي در اخلاق, راهي به سوي بحث اصلي- بررسي تطبيقي ارزش هاي اخلاقي در گلستان سعدي و مقامات حريري – گشوده شود . از اينرو در ادامه بخش دوّم, به تعريف لغوي و اصطلاحي«مقامه» , سخني پيرامون مبدع اين فن و مقلّدان او و همچنين ذکر چند مقامه به عنوان نمونه پرداخته شده است . به جهت تکميل مطالب دربارة فنّ مقامه , ساختار و ويژگي هاي مهم آن برشمرده شده است . در بخش سوم نيز به زندگي و آثار سعدي ، سبك او در گلستانو ارتباط گلستان با فن مقامه و اخلاقپرداخته شده است . در ادامه نيز به زندگي و آثار حريري اشاره شده و همان روند براي شناخت او و کتابش پيگيري شده است . در بخش چهارم , سعي شده تابرشمردن مهم ترين و پرکاربردترين مضامين اخلاقي در اين دو کتاب , به صورت همزمان و با نگاه تطبيقي صورت گيرد . و در نهايت , اين نتيجه حاصل مي گردد که سعدي و حريري به مضامين اخلاقي در اثر خود بسيار توجه کرده اند وهرکدام با توجه به هدف خود , روش متفاوتي براي بيان مضامين اخلاقي دارند .
بررسی تحلیلی مفاهیم شکر، بخشش، مراقبه و سکینه قلب(آرامش درون)
در متون منثور عرفانی  (تا قرن هفتم) با رویکرد روانشناسی معنویت‌گرا
نویسنده:
اکبر کلاهدوزان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
توجه به معنویت و عرفان در گستره فرهنگ و آداب و رسوم این مرز و بوم پیوسته از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در چند دهه اخیر که پیشرفت های روز افزون علمی، زمینه ساز پویایی بیشتر و پیچیدگی جوامع بشری شده است، همواره توجه به «دین و معنویت» برای رشد و شکوفائی استعدادهای فطری و درونی و هدفمندی مسیر رشد و بالندگی به طور آشکارا احساس می شود.امروزه روانشناسان برای اصلاح رفتارها علاوه بر ابعاد جسمی، روحی و اجتماعی اصل دیگری به نام «معنویت» را مطرح می کنند. از این رهگذر توجه به آثار فرهیختگان شعر و نثر ادب فارسی که از منابع غنی و سرشار برای آشنایی با عرفان و معنویت است، بسیار ارزشمند است؛ اما مطالعه آثار عرفا و سیر در معنویت و عرفان بدون فهم و درک معانی دقیق اصطلاحات عرفانی میسر نیست. از طرفی برای دستیابی به مفاهیم عمیق معنویت تحلیلی مقایسه ای بین عرفا و روانشناسان مفید است.در این پژوهش سعی شده است ضمن واکاوی مفهوم شکر، عفو، مراقبه و سکینه قلب در متون نثر عرفانی تا سده هفتم و بررسی شکر و تشکر؛ بخشودگی، مراقبت و آرامش درون در روانشناسی، به بیان آثار و فواید این مقایسه تطبیقی با روش توصیفی – تحلیلی پرداخته شود و تفاوت و اشتراک هر دو حوزه بیان گردد.مفاهیم شکر، عفو، مراقبه و سکینه قلب در بیان عرفا بر اساس خدا محوری است که آثار آن به صورت فردی و جمعی در روابط بین انسانها نیز تبیین می شود. اما در بیان روانشناسان بر اساس انسان محوری و نوع دوستی بررسی می گردد.- تأثیر این مباحث از منبع وحی در میان عرفا موجب اعتماد و اطمینان خاطر بوده و زمینه ساز اصلاح فرد و جامعه است. اما در روانشناسی تأثیر بخشودگی، تشکر، مراقبه و آرامش درون، بیشتر در استحکام زندگی اجتماعی بررسی و تبیین می شود البته به این معنا نیست که به جنبه های فردی توجه نشود.- خدا محوری در بیان مفاهیم موجب هدفمندی، معناداری و رشد و بالندگی مسیر زندگی است. - برخی از آثار و فواید شکر، عفو، مراقبه و سکینه قلب عبارتاست از:کاستی ناهنجاریهای فردی و اجتماعی، کاهش اضطراب، تهذیب نفس، افزایش عزت نفس، سلامت جسم و روان، اعتماد به نفس و در نهایت اصلاح فرد و جامعه. کلید واژگان: شکر، بخشودگی، مراقبه، سکینه قلب و معنویت..
بررسی تطبیقی دو منظومه‌ی «منطق الطیر» و«الهی‌نامه» از دیدگاه عرفانی
نویسنده:
اقدس درخشان کیوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش با توجه به موضوع این پایان‌نامه «بررسی تطبیقی دو منظومه «منطق‌الطیر» و «الهی‌نامه» از دیدگاه عرفانی»، با نگاه به تحولات فکری و اجتماعی و دوران بحران‌‌زای روزگار عطار در اثر حمله غز و مغول و اینکه کتاب الهی‌نامه پیش از منطق‌الطیر به نظم در آمده می‌توان نتیجه گرفت که در منظومه الهی‌نامه، عطار به عنوان شاعری متعصب و معتقد نگاهی شریعتمدارانه به انسان دارد و ارتباط انسان با خدا همراه با حسابگری و خرد‌ورزی و محبت است، ولی در منظومه منطق‌الطیر عطار به عنوان یک شاعر عارف برجسته نگاهی طریقت‌مدارانه به انسان دارد و ارتباط انسان با خدا عاشقانه است.از سویی در این پژوهش اثبات شده است که کمال انسان در منطق‌الطیر در انسان کامل دیده می‌شود ولی در الهی‌نامه کمال انسان در خوب بودن و آرمانی بودن اوست.نکته‌ی آخر اینکه مرغان در منطق‌الطیر رمز و نماد شخصیتهای انسانی هستند که بهانه‌جویی‌ها و تعلقات مادی آن‌ها طبیعی و ذاتی است انسان سالک با تزکیه نفس و با تقویت بعد روحانی می‌تواند خود را از این تعلقات برهاند و نفس خود را مهار سازد تا بتواند مظهر خلافت و کرامت و امانت الهی باشد .
بررسی اصل علیت از دیدگاه ملاصدرا و مکتب تفکیک
نویسنده:
بهناز طبیبیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نوشتار حاضر به بررسی اصل علیت از دیدگاه ملاصدرا و مکتب تفکیک می پردازد. سوال ازچرایی حوادث از آغاز زندگی بشر تا کنون ،همواره با او بوده است و کنجکاوی وی را بر می انگیخته است. مفهوم چرا همان سوال و استفهامی است که ذهن از علت اشیاء می کند و اگر ذهن ادراک کلی از قانون علیت نداشت یعنی این قانون را نپذیرفته بود که هر حادثه علتی دارد مفهوم چرا در ذهن وجود پیدا نمی کرد.اصل علیت یکی از اصول مسلم فلسفه ی اسلامی است و در مکتب صدرا نیز جایگاه خویش را تثبیت کرده است اما اصحاب تفکیک اصل علیت را نمی پذیرند و از منظر آنان پذیرفتناین اصل موجب سنخیت میان علت و معلول،ربط حادث به قدیم،منع قدرت حق تعالی بر ماسوای نظام موجود و... می شود بنابراین آن را انکار می نمایند و با جایگزین کردن عاده الله در صدد توجیه ادعاهای خویش بر می آیند.هدف از این تحقیق بررسی اصل علیت از دیدگاه این دو مکتب و بیان نقاط اختلاف و اشتراک آنهاست. از همان بدو ورود برجسته ترین اختلاف این دو مکتب در خط مشی و روش آنهاست. مکتب ملاصدرا،مکتب جامعی است که در بردارنده ی همه ی مبانی و روش ها از جمله عقل و نقل و عرفان و قرآن است؛ اما مکتب تفکیک اعتقاد به جدایی معارف فلسفی و عرفانی از معارف دینی به لحاظ محتوا و منبع دارد. در این مکتب با تأکید بر آموزه های قرآنی و احادیث معصومین بر بسیاری از اصول فلسفی ایراد وارد می کنند و آن را در تعارض با این آموزه ها می دانند.اگر چه دسترسی به کتب مکتب تفکیک،با توجه به محدود بودن منابع اصلی موجود آن، بسیار مشکل است؛ اما با بررسی کتب در دسترس پی بردیم که اصحاب تفکیک تحقیق و بررسی پیرامون وجود را سیر در ضلالت و گمراهی می دانند و معتقدند وجود نه تصور می شود نه قابل تعقل است نه به وهم می آید و وجودی که ظهور بذاته دارد با مفهوم داشتن تناقض دارد و در این مکتب بر مفهوم داشتن وجود خط بطلان کشیده شده است. آنان هم چنین اشتراک معنوی وجود را نمی پذیرند چون لازمه ی آنرا سنخیت میان خالق و مخلوق می دانند که در این دیدگاه مردود است. تفکیکیان معتقدند زمانی که وجود را بر اشیاء حمل می کنیم تنها برای خارج کردن آنها از حدنفی و بطلان است و این امر مستلزم سنخیت نیست. دیدگاه تفکیک بر مدار اصالت ماهیت می چرخد و یکی از نقاط اختلاف آنها با ملاصدرا در همین جاست زیرا مکتب صدرایی بر محور اصالت وجود است.تفکیکیان در مورد اصل علیت بر این باورند که واژه علت را در مورد خداوند نمی توان به کار برد و از او به فاعل تام تعبیر میکنند. آنها با واژه سازی هایی نظیر مالک و مملوک،فعل و انفعال و ... در صدد جبران این امر برآمده اند. آنها خداوند را جاعل بالرأی و المشیه می دانند که همه چیز به رأی و مشیت او صادر می شود و مجعول بالذات را ماهیت می دانند.در نقطه ی مقابل ،ملاصدرا قرار دارد که معتقد است وجود امری است دارای مراتب که بر همه ی موجودات به نحو اشتراک معنوی حمل می شود و مفهوم داشتن وجود در مکتب ملاصدرا امری بدیهی است.ملاصدرا در بحث سنخیت میان علت و معلول با استفاده از قاعده ی ?بسیطه الحقیقه کل الأشیاء و لیس بشیء منها? و ?فاقد شی معطی شیء نیست? اصل سنخیت را اثبات کرده است و سنخیت میان علت و معلول را امری مسلم می داند در حالیکه در مکتب تفکیک پذیرفتنی نیست. در بحث علت و معلول او خداوند را علت تامه ی تمام موجودات می داند و مجعول بالذات از نظر او وجود است زیرا ماهیت را امری اعتباری می داتد که صلاحیت و شایستگی برای معلول شدن را ندارد.تنها نقطه ی اشتراک این دو دیدگاه این است که هردو ملاک نیازمعلول به علت را را فقر ذاتی می دانند.این بیانات شرح مختصری است از آنچه در این رساله بیان شده است. توضیح و تفصیل بیشتر این مطالب به صورت تطبیقی از دیدگاه ملاصدرا و مکتب تفکیک بیان شده است.
نقش عقل در بینش اسلامی از نگاه مرحوم محمدامین استرآبادی
نویسنده:
مهدی قربانی سینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بحث عقل و ارزش مدرکات آن یکی از مسائلی است که در طول تاریخ اسلام علماء و دانشمندان به آن پرداخته اند و گروهی آن را انکار و برخی آن را اثبات نموده اند. در طول تاریخ اسلام در برخورد با عقلدو گروه وجود داشته است: 1- عقل گرایان ؛ 2- نص گرایان یا اخباریون ؛ عقل گرایی نظام یا مکتب فکری است که در برابر معارف وحیانی بر نقش قوه عقل نیز در کسب معرفت تأکید دارد و علاوه بر ارج و حرمتی که برای عقل قائل است ، آن را ابزار و وسیله ای برای کسب شناخت و معرفت می داند و در صدد است تا گزاره های کلامی را با استدلال عقلانی تبین نماید .اما نص گرایان یا اخباریون ، مکتب فکری استکه بر نصوص دینی تأ کید ورزیده و اندیشۀ بشری را از دستیابی به توجیه و تبین عقلانی بسیاری از معارف دینی ناتوان می پندارند ، این نظام فکری تنهامرجع دستیابی به معارف دینی راظواهر کتاب ، نصوص و سنت می داند . این نحلۀ فکری در قرن یازدهم هجری توسط ملا محمد امین إسترآبادی بازسازی و رشد ونمو نمود . ایشان با تدوین کتاب فوائد المدنیه حملۀ کوبندۀ خود را به مجتهدین و اصولیون آغاز نمود . إسترآبادی برای عقل و مدرکات عقلی به خاطر وجود خطا در آن ارزش و اعتباری قائل نمی باشد وتنها مدرک ومنبع دین را کلمات ائمۀ اطهار علیهم السلام معرفی می کند .
« بررسی تحریف ناپذیری قرآن بر مبنای مفاد آیه 82 سوره نساء »
نویسنده:
راضیه صادق بزرگی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ادعای تحریف ناپذیری قرآن ، قدمتی طولانی دارد ؛ صرف نظر از علمیت و ارزشمندی ذاتی این بحث ، بعضی براساس جهالت و بعضی براساس ضلالت ،این ادّعا را بر زبان جاری کرده و یا به قلم نشانده اند. لیکن علمای دینی ،همواره بر تحریف ناپذیری قرآن تأکید کرده و با استفاده از دلایل عقلی و نقلی از این اصل اساسی دفاع نموده اند. دراین رساله برآنیم تا با استفاده از مفاد آیه 82 سوره نساء تحریف ناپذیری قرآن را مبرهن و مدلل نماییم ؛ براساس مفاد این آیه بین اختلاف قرآن و بشری بودن آن ملازمه برقرار شده است ، به این معنا که آن چه از جانب خداست یکپارچه و هماهنگ است و آن چه از جانب غیر خداست ، ناهماهنگ و از هم گسیخته است و اگر کتابی از سوی موجودی با ویژگی های انسانی فراهم آید ، موارد فراوان اختلاف در آن مشاهده می شود بنابراین با نشان دادن عدم اختلاف و تناسب آیات ، می توان پیراستگی قرآن ازتحریف را تبیین نمود و درواقع از این رهگذر از وحیانی بودن قرآن به صورت کامل دفاع کرد، راهکاری که این آیه برای فهم عدم اختلاف درقرآن مطرح کرده ،تدبر در قرآن است که می توان آن را"فهم هماهنگ ظاهر قرآن " نامید.درواقع هدف ازاین تحقیق ارائه راهکار و روشی نوین دراثبات پیراستگی قرآن از تحریف است ؛ علاوه براین اثبات پیراستگی قرآن از تحریف از جهات فراوانی ضروری است ازآن جمله : دفاع از کیان و اعتبار قرآن ، پاسخ گویی به شبهات مغرضان و هم چنین اثبات حجیت ظواهر قرآن.روش مورد استفاده دراین رساله توصیفی- تحلیلی است ؛ براین اساس پژوهش حاضر پیرامون " تحریف ناپذیری قرآن برمبنای مفاد آیه 82 سوره نساء " در 4 فصل تدوین شده که به شرح ذیل است:درفصل اول به بررسیکلیات موضوع،درفصل دوم به بررسی مفهوم اختلاف در قرآن ،درفصل سوم به برسی رابطه میان مبحث«تحریف ناپذیری» و «عدم اختلاف» و درفصل چهارم به بررسیراهکار کشف هماهنگی و دفع اختلافات ظاهری درقرآن که تدبر است پرداختیم.کلید واژه : تحریف ناپذیری قرآن /تناسب/وجوه هماهنگی/اختلاف/عدم اختلاف
رنج و عشق از دیدگاه کرکه گور
نویسنده:
فائزه معینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کرکه‌گور نخستین فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیسم و یک الاهی‌دان قرن نوزدهم به‎شمار می‎آید. در اندیشه او دو مفهوم رنج و عشق جایگاه محوری دارند. رنج از نظر کرکه‌گور احساسی سوبژکتیو نسبت به وضعیت نامطلوب انسان در حیات مادی است. او بر اساس تعریفی از سه سپهر وجودی زندگی بشری یعنی سپهر زیبایی شناختی، سپهر اخلاقی و سپهر دینی، رنج‌های بشری را تعریف می‌کند. او بزرگ‌ترین رنج بشر را دوری از حقیقت مطلق می‌داند؛ اورنج را وجه گریزناپذیر زندگی بشر تلقی می‌کند و احساس تعلق شدید انسان به پدیده‌ای است که نسبت به آن در خود احساس شیفتگی و تسلیم می‌کند. او از میان ساحت‎های وجودی، بیش از همه به حضور رنج در سپهر دینی اشاره می‎کند. کرکه‌گور جویای عشق متعالی در سپهر دینی بود و مسیحی راستین را با رنج هم‌نشین می‌داند. از نظر او هرچه رنج شدیدتر باشد وصل مومن به سعادت محتمل‌تر خواهد بود. او که یک مسیحی پروتستان بود، رسالت دینی خود را چیزی جز این نمی‎دانست که «مسیحیت راستین» را به مسیحیان بشناساند و در این راه تلاش بسیار کرد. کرکه‌گور با توجه به سه سپهر وجودی زندگی بشری سه نوع عشق را از یکدیگر تفکیک می‌کند که آنها را به ترتیب اروس(Eros)، فیلیا (Philia) و آگاپه(Agape) می‌نامد، ولی در عین حال توجه عمده او به اروس و آگاپه است و باارزش‌ترین عشق را آگاپه معرفی می‌کند که مورد توجه مسیحیت نیز بوده است. او در پایان والاترین گونه عشق را عشق الاهی معرفی می‌کند.
اخلاق مصرف از دیدگاه اسلام
نویسنده:
محمد جداری عالی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این تحقیق بر آن است تا ضمن بررسی و استخراج مبانی، اهداف و انگیزه‌ها، معیارها و اصول و قواعد اخلاقی مصرف،مدلی هنجاری و تئوریک برآمده از آموزه‌های اسلامی برای اخلاق مصرف، ارائه دهد، تا گامی در جهت اصلاح الگوی مصرف و تحقق مدل اسلامی ایرانی برای پیشرفت و توسعه همه‌جانبه برای جامعه اسلامی باشد. اخلاق مصرف از جمله رفتارهای پایدار افراد و خانوارها در حوزه زندگی اقتصادی و در مورد تخصیص درآمد و منابع مالی برای استفاده از کالاها و خدمات نهایی است. اخلاق مصرف به عنوان شاخه‌ای از اخلاق کاربردی و زیرمجموعه اخلاق اقتصادی است که با رویکردهای سازمانی، اجتماعی، حرفه‌ای و مصرف فرد و خانوار قابل بحث و بررسی است. و این تحقیق با رویکرد مصرف فرد و خانوار پیش رفته است. در این راستا، علیت به عنوان مبنای وجودشناختی، توحید برای مبنای خداشناختی؛ اعمیت عالم از مادی و مجرد، هدف‌مندی و نظام احسن، تفکیک‌ناپزیری دنیا و آخرت، به عنوان مبانی جهان‌شناختی؛ همچنین اصالت و استکمالی بودن روح، هدفمندی، نیازمندی، اختیار و مسئولیت پذیری انسان برای مبانی انسان‌شناختی؛ و در نهایت خود‌دوستی به عنوان مبنای اخلاقی و تئوری هنجاری برگزیده شدند. ودر ادامه هدف نهایی انسان در رفتارهای مصرف را سعادت جاودانی، و زندگی خوب و گوارا با ویژگی‌های: عدالت اجتماعی، امنیت و رشد و پیشرفت همه‌جانبه به عنوان اهداف میانی انتخاب شده است. در بررسی معیار اخلاق مصرف به میانه‌روی با شاخص‌های مصرف در حد کفاف و به اندازه نیاز‌های واقعی رسیدیم. و در خصوص مهم‌ترین اصول و قواعد اخلاقی مصرف، چهار اصل: انفاق، زهد، قناعت و تقدیر معیشت به عنوان اصول لازم الاتباع، و قواعدی مثل: نهی از اسراف، نهی از اتراف، نهی از اقتار و نهی از طمع، به عنوانی اصول لازم الاجتناب، مورد بحث واقع شده است. در خاتمه ضمن بررسی روابط منطقی بین یکایک عناصر یاد شده و اثبات سازگاری آنها با هم‌دیگر، مدل اخلاقی مصرف استخراج و اثبات شده که در صورت جامه عمل پوشیدن مدل، زندگی گواری توحیدی و با ویژگی ساده‌زیستی، همراه با پیشرفت همه‌جانبه اسلامی در دنیا تأمین، و سعادت اخروی به راحتی قابل دستیابی است.
ریشه‌یابی تأویلات قرآنی و روایی عین‌القضاه همدانی و سنجش اعتبار آن
نویسنده:
جواد فرامرزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
قاضی عین القضاه همدانی( م525ه.ق) اززمره‌ عرفا و متفکران بزرگ اسلامی بشمار می‌آید که توجه خاصی به مسایل مربوط به قرآن و روایات داشته ، بدین خاطر آثار او مشحون از قرآن و روایات است. عین القضاه گذشته از جنبه‌ی عرفانی خود که همراه با کشف و شهودهای فراوان و عمیق بوده، جنبه‌ی زبانشناسی نیز داشته است که از این لحاظ می‌توان او را از نظریه پردازان مسایل مربوط به زبانشناسی نیز در نظر آورد چنین عواملی عین القضاه را صاحب مکتب تأویلی می‌سازد که رمز و نماد از ویژگیهای آن است. عین القضاه با چنین پشتوانه‌ای به تأویل آیات و روایات می‌پردازد و آنان را از مقوله رمز دانسته و نمادی برای مفهومی بالاتر می‌داند. تأویلاتعین القضاه در پنج حوزه‌ی محمّدشناسی(ص)، ابلیس شناسی، حروف مقطعه، ارکان پنجگانه اسلام و فرجام شناسی قابل بررسی است. ریشه‌ی تأویلات عین القضاه ، گذشته از کشف و شهود و رمز، به غلبه‌ی نگاه متافیزیکی در او بازگشت دارد. عین القضاه تحت تأثیر متفکران گنوسی اسلامی همچون، حلّاج، احمد غزالی و ... است که بواسطه‌ی آنان با تفکر و اندیشه های ایرانی از جمله زروانیت آشنایی داشته که این خود در جهت‌دهی فکری او در بسیاری از مسایل از جمله نظام دوآلیستی و دوبنی نقش اساسی داشته است. چنین عواملی از عین القضاه ، متافیزیستی بوجود آورده که نگاه بدبینانه‌ای به جهان ماده دارد و کاملاً محو در جهان روحانی است در چنین فضایی است که او تأویلات خود را ارایه می‌دهد. با تمامی این شرایط، سنجش اعتبار تأویلات عین القضاه باید درفضایی کاملاً عقلانی صورت گیرد؛ زیرا عین القضاه در وهله‌ی اوّل متفکری است که با توجه به مسایل پیش روی او در اندیشه‌ی اسلامی، اقدام به ارایه تأویلات نموده و در اغلب موارد نیز این تأویلات توأم با ارایه راه حل نیز می‌باشد که تأویلات مربوط به پیامبر(ص) و ابلیس از این مقوله است، که در کلیت قابل پذیرش و دفاع است. در خصوص سه حوزه‌ی دیگر، تأویلات او بیشتر ناظر به حقیقت آنان است زیرا اوشیفته‌ی حقیقت و باطن امور است، بدین خاطر، بیان آن حقیقت نسبت به ظاهرقرآن و روایات در کلام او بارزتر است.در این راستا او هیچگاه در صدد نفی امور ظاهری چون صلاه، حج، صوم و ... نبوده است.کلید واژه‌ها: عین القضاه همدانی، قرآن، روایت، تأویل، رمز، گنوسی
بررسی رابطه نفس و بدن در عالم طبیعت و آخرت در حکمت متعالیه
نویسنده:
مرضیه سوهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مباحث مهمی که از گذشته تا به امروز توجه فیلسوفان بسیاری از غرب تا شرق را به خود معطوف کرده است مسئله نفس وچگونگی ارتباط آن با بدن است. مبحثی که از زمان سقراط و ارسطو وافلاطون تا دکارت و از زمان فارابی و ابن سینا و سهروردی تا ملاصدرا وسایر فیلسوفان تا به امروز ادامه داشته است، مسئله نفس ومباحث مربوط به آن است.صدرالمتالهین با تکیه بر نظریه ها ومبانی ویژه خود ازجمله اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری و جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس که حکیمان پیش از وی را به آن ها راه نبوده،مباحثی را درباره نفس به میان آورده که خواستگاه نوآوری هایی در نظام فلسفی او گشت.از نظر صدرا،نفس انسانی ازابتدای تحقق تا رسیدن به غایت نهایی خویش مقامات ودرجات کثیری را به تدریج طی می کند. از نظر وی نفس واجد نشئه های ذاتی و اطوار و درجات وجودی است.نفس در نظر ایشان در ابتدای تحقق و تعلق،جوهری جسمانی است، اما نفس در این مرحله ثابت وباقی نمی ماند وبه تدریج وبا حرکت اشتدادی ازنشئه دیگری وارد می شود وسیر تکاملی نفس هم چنان ادامه می یابد و به ذات خود متقوم می شود و از دار دنیا منفصل و به دار آخرت متصل شده و به سوی پروردگار خویش باز می گردد.نفس انسان در عالم طبیعت پس از این که به فعلیت کمالات بالقوه دست پیدا کرد در عالم آخرت براساس اعمال خود که در نفس او ملکه شده اند، برمبنای همین ملکات و صفات به خلق و ایجادبدن اخروی می پردازد.ملاصدرا معتقد است نفس پس از مفارقت از بدن دنیوی به عالم قیامت صغری که از آن به برزخ یاد می کند وارد می شود و بدنی مطابق آن عالم براساس ملکات نفسانی برای نفس پدید می آید و سپس از این عالم نیز جدا می شود و وارد نشئه آخرت که غایت و منتهی الیه همه ی انسان هاست رهنمون می شود و نفس از طریق تجرد قوه خیال، بدنی مطابق نشئه آخرت را خلق و ایجاد می کند.پس بر اساس اعتقاد صدرا، انسان ها در یک سیر طولی و قوس صعودی از ظاهر به باطن و از غیب به شهادت و از دنبا به برزخ و از آن جا به آخرت، به صورت تکوینی این سه عالم را طی می کند و در سه عالم همراه با بدن و «ماده ما» یی مطابق و هم سنخ آن عالم خواهند بود.