جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
روش شناسی تفسیر الکاشف
نویسنده:
محمد محمدی نسب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهتفسیر الکاشف تألیف محمدجواد مغنیه از علمای لبنان در قرن معاصر است که مفسر سعی دارد قرآن را بر اساس نیازهای جامعه و نسل جوان تفسیر نماید. ویژگی این تفسیر گرایش تربیتی و هدایتی آن است. مرحوم مغنیه با مبنا قرار دادن الهی بودن متن قرآن، توجه به قرائت صحیح، حجت بودنظواهر و پذیرش قواعدی چون توجه به سیاق آیات، نسخ برخی آیات و ارجاع متشابهات به محکمات، به تفسیرقرآن پرداخته است .مرحوم مغنیه در موارد بسیاری از تفسیر خود از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده کرده است و همه قرآن را در حکم کلام واحد می داند که برای پی بردن به مفهوم و مراد واقعی در هر آیه باید به آیات مشابه آن مراجعه کرد.ایشان، همچنین، رجوع به کلام اهل بیت? را قبل از هر چیز در تفسیر لازم می داند.مغنیه از روش عقلی نیز در تفسیر آیات استفاده نمودهاست.مهمترین گرایش این تفسیر، گرایش اجتماعی است که مولف سعی در حل مشکلات عصر خود و جستجوی پاسخ آنها از لابلای آیات قرآن دارد. البته گرایشهای دیگری مانند گرایش ادبی، کلامی، علمی و تقریبی نیز در این تفسیر وجود دارد .درباره گرایش علمی، علامه مغنیه(ره) معتقد است قرآن کتاب هدایت و سعادت بشر است و هر آنچه دراین باره لازم بوده، در قرآن آمده است. اما قرآن کتاب علمی نیست و تلاش برای ایجاد ملائمت بین قرآن و علم جدید صحیح نمی باشد، البته کمک گرفتن از حقائق علمی برای فهم بعضی آیات اشکال ندارد.این تفسیر از تفاسیر ترتیبی و منظم است و روش مفسر این است که در آغاز، واژه های مشکل را معنا می کند و سپس اعراب و نکات ادبی را بیان می کند. پس از آن با کمک آیات دیگر و احادیث اهل بیت ? به معنا و پیام آیات می پردازد. بحثهای تاریخ یا اعتقادی یا اخلاقی را پیرامون آیات مطرح می نماید. ایشان اعتقادی به تناسب آیات و سور و پیوند آنها به دلیل نزول تدریجی آیات، ندارد. جناب مغنیه در مورد نقل اسباب نزول و حوادث تاریخی بسیار محتاطانه عمل می نماید و تنها به نقل موارد یقینی و قطعی اکتفا می کند.
بررسی تطبیقی مفردات قرآن کریم از مجمع البیان طبرسی و کشاف زمخشری (جزء 21)
نویسنده:
زینب احمدیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل آثار(دانشنامه آثار) , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از ضروری‌ترین علوم موردنیاز مفسر در تفسیر معارف کلام الله، علم مفردات قرآنی است. این علم ـ که معانی تک‏واژه‏هاى قرآنی را بررسى مى‏کند ـ آن‌چنان پراهمیت است که باب ورود به ساحت قرآن کریم محسوب می‌شود. مفسران برجسته، از قرون ماضی تاکنون، با درک اهمیت و جایگاه این علم، اهتمام ویژه‌ای به آن داشته‌، و در آثار تفسیری خود به صورت ویژه به آن پرداخته‌اند. از جمله این مفسرین می‌توان به امین‌الاسلام طبرسی و جارالله زمخشری اشاره کرد. این دو مفسر، اگرچه اصالتاً ایرانی بوده‌اند، اما تبحّری چشم‌گیر و جایگاهی تحسین‌برانگیز در عرصه لغت عرب داشته‌اند؛ تا آن‌جا که آثار تفسیری ایشان به عنوان منبع و مرجعی گران‌بها برای فهم معانی مفردات قرآنی به حساب می‌آید.وجود چنین ظرفیتی از یک سو، و از سوی دیگر، کم‌توجهی محققان به صبغه لغوی این دو مفسر، بر اهمیت بررسی عمل‌کرد آنان در حوزه مفردات می‌افزاید؛ چه آن‌که ماحصل تحلیل آرای لغوی ایشان و تطبیق آن با دیگر نظرات مطرح، ظهور مسیری نو و روشن در تبیین مفردات قرآنی خواهد بود. بر این اساس، پژوهش حاضر پس از گزینش واژگانِ محل تأمل از محدوده تعیین شده (جزء 21) به سراغ مصادر اصلی لغت و کتب وجوه و نظائر رفته تا معانی لغوی و وجوه آن لغات را استخراج نماید؛ سپس نظرات تفسیری طبرسی و زمخشری را درباره مفردات تعیین شده در آیات محدوده جزء 21 و تمامی آیاتی که متضمن آن لغت یا مشتقات آن بوده، بررسی کرده است تا از این طریق، دیدگاه جامعی درباره نظر دو مفسر مذکور نسبت به مفردات مورد بحث به دست آید. در مرحله بعد، پس از ترجمه و اعراب‌گذاری متون استخراج شده تفسیری، نظرات، جمع-بندی گشته و نظر منتخب از میان نظرات تفسیری موجود معرفی شده است. در برخی موارد نیز معنا و نظریه‌ای جدید مبتنی بر تحلیل و برهان به عنوان معنای ارجح انتخاب شده است. سرانجام نظر دو مفسر با نظریه نهایی تطبیق داده شده و عمل‌کرد آنان مورد بررسی قرار گرفته است. فصل‌های آغازین این پژوهش نیز به بیان کلیات، تعریف اصطلاحات و پرداخت نسبتاً بسیط به مباحث مرتبط با علم مفردات و فقه‌اللغه اختصاص یافته است. معرفی طبرسی و زمخشری و تفاسیر آنان نیز از مطالب عنوان شده در این رساله هستند.
هویت و بحران هویت دینی، پی‌آمدها و راه‌کارها از نظر امام علی (ع)
نویسنده:
رحیم انور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در روزگار حاضر، سقوط معنویت و ارزش‌‌های دینی، جایگزینی ضدارزش‌ها به جای ارزش‌ها و بی‌هویتی و خودباختگی به جای بیگانه ستیزی از جمله دردهاى مزمن و خطرناکى است که بر اثر استیلای فرهنگ بیگانه از خدا، دیانت و معنویت، انسانیت انسان را تهدید مى‏کنند. بدین لحاظ طرح مبحث هویت و بحران هویت دینی، در ابعاد مختلف از جمله نیازهای ضروری جامعه کنونی می‌‏باشد. در این راستا،نگارنده،با روش‌توصیفی‌ـ تبیینی از نوع تحلیل محتوا ‌‌ابتدا با گذری اجمالی بر مفهوم‌شناسی و تعاریف واژگان هویت و بحران هویت به چگونگی پیدایش هویت دینی و بحران آن از منظر امام علی × پرداخته است. و با استفاده از بیانات بلند امیر بیان علی × و مطالب جدید از کتاب‌‌های روز و تطبیق آن‌ها با هم به هدف اصلی خود که همان نایل شدن به این مدعا که «خود آگاهی فرد نسبت به خویشتن» عامل اساسی هویت‌یابی دینی است؛ دست یافته است. و نیز این نکته را اثبات کرده است که بشر امروز که از غیبت گوهر تابناک دین و دین مداری در حیات خود در عالم بحران‌زدگی دینی رنج‌‌های بی‌شماری را متحمل می‌شود زایید? «بحران معرفتی و جهل به خود» است.بر این اساس، ابتدا مطلب را با کلام آسمانی علی × «هر که خود را شناخت به نتیجه و غایت هر شناخت و دانشی دست یافته است» و «خود فراموشی و غفلت از فطرت عالمه» انسان را به بحران‌زدگی دینی گرفتار و در نتیجه او را به حیوانی به صورت، انسان که جز خور و خواب و شهوت فکری در سر نمی‌‌پروراند؛ به اثبات مدعا پرداخته است.اما هرگز هویت دینی و در کسوت دین بودن به معنای نفی تجددگرایی و مدرنیته نیست بلکه می‌توان با نظر تفکیک، میان عنصر ثبات و تغییر دین در یک هم کنشی و هم نشینی میان هویت دینی و تجددگرایی آشتی بر قرار نمود به نحوی که هستی یکی مستلزم نا بودی دیگری نشود.در نهایت با استناد به کلمات گهر بار امام علی × احساس پوچی و هیچ انگاری، وازدگی در مقابل فرهنگ بیگانه و تردید یا انکار دین را از جمله پی آمدهای بحران هویت دینی دانسته و برای برون رفت از این بحران، راه کارهایی هم چون؛ برداشت صحیح از مفاهیم دینی، ایجاد انسجام میان عقیده، گفتار و کردار، دین باوری معنا گرایانه با توانمندی عقلانی، و بالاخره درونی کردن دین را ارائه کرده است.
تحلیل و بررسی مبادی اجتهاد با تأکید بر دیدگاه فقهاء معاصر
نویسنده:
وحید هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اجتهاد از دیر باز دارای اهمیت فراوانی در حوزه احکام اسلام بوده است، زیرا اجتهاد به عنوان یکی از مهمترین راه کار های استخراج نظریات عملی اسلام در حوزه احکام و حقوق شرعی است. بررسی مبادی و مقدمات اجتهاد نیز به واسطه تاثّر مقدمه از ذی المقدمه دارای اهمیت فراوانی است، تا جایی که در عصر جدید بررسی مبادی علوم، خود به شکل علمی مستقل درآمده است. لغویون و اصولیون در معنای لغوی و اصطلاحی اجتهاد اختلاف نظر هایی دارند. به طور کلی اجتهاد به معنای سعی و تلاش برای تحصیل حجت شرعی است. از آنجایی که شناخت تکلیف شرعی و وظیفه عملی دارای ارزش و اهمیت به سزایی است، لذا اجتهاد نیز دارای اهمیت قابل توجهی است. از طرفی اجتهاد دارای مبادی و مقدماتی است که علوم دیگری متکفل بحث از آن ها و برررسی آن ها می‌باشند، اما بر فقیه لازم است پیش از ورود به مباحث اجتهادی آنها را فراگیرد. مبادی در اصطلاح در دو معنای عام و خاص به کار می‌رود. در معنای عام هر گونه مطالبی که قبل از ورود به یک علم نیاز به طرح و بررسی داشته باشد، مانند رؤوس ثمانیه و غیر آن را شامل می شود و در معنای خاص برخی از علوم مقدماتی برای ورود به علم هستند. از طرفی دیگر مبادی در دو حوزه مبادی تصوری و تصدیقی قابل بررسی است. مبادی یا مقدمات علمی اجتهاد، به سلسله دانش هایی گفته می‌شود که فراگیری آنها، برای مجتهد، جهت استنباط احکام لازم است. همانطور که از فقهاء تایید کرده اند؛ اجتهاد در عصر ائمه معصومین (ع) متوقف بر مقدمات علمیه نبوده است و اجتهاد در استفاده و کسب کلام معصوم خلاصه می‌شده و نهایتا برخی از قواعد عرفی مانند حمل مطلق بر مقید، ظاهر بر اظهر و غیره مورد نیاز واقع می‌شد اما اجتهاد در عصر غیبت و پس از آن به شناخت علومی برای استنباط حکم شرعی متوقف است؛ و این علوم مقدمات اجتهاد نامیده می‌شود. برخی از مبادی اجتهاد عبارتند از: علوم عقلی همچون فلسفه و منطق و کلام و اصول فقه، علوم نقلی همچون احادیثو تفسیر قرآن ، علوم ادبی همچون صرف، نحو، معانی و بیان. این نوشتار به بحث و بررسی مبادی اجتهاد و حیطه نیاز به آن ها در اجتهاد می‌پردازد. از یک منظر کلی علوم با یکدیگر رابطه دارند و لذا نمی توانند به صورت کاملا مستقل رشد و پیشرفت چشمگیری داشته باشند. اما گاهی برخی از علوم با یکدیگر تمایز موضوعی کلی داشته و در یکدیگر تاثیر ندارند. یکی از مهترین نمونه ها تمایز فقه و فلسفه است زیرا فقه به امور تشریعی و فلسفه به امور تکوینی می پردازد. علوم دیگری مانند منطق و کلام و اصول فقه و نیز تفسیر قرآن و علوم حدیثی و علوم ادبی از جمله علومی هستند که تاثیر آن ها در اجتهاد غیر قابل انکار است. در این نوشتار به ذکر مبانی و مثال هایی از تاثیرات این علوم در حوزه های مختلف در اجتهاد پرداخته شده است.
بررسی جلوه های زیبایی شناختی صحیفه سجادیه
نویسنده:
حسن خلف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش با این پیش‌فرض که متون دینی از سازوکارهای متون ادبی برای اثرگذاری بر دل و جان مخاطب بهره می‌گیرند، به توصیف و تحلیل مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی صحیفه سجادیه می‌پردازد. از میان عناصر متعددی که ناقدان به واسطة آن‌ها به نقد و بررسی آثار هنری می‌پردازند، سه عنصر تصویرپردازی، موسیقی و آشنایی‌زدایی را برگزیدیم و با ذکر شواهد متعدد از هر یک از این مؤلفه‌ها در صحیفه سجادیه به نقد و بررسی این اثر پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که امام سجاد () هنگامی‌که در صدد انتقال مفاهیم دینی و انتزاعی هستند، به جهت ملموس و محسوس نشان دادن این مفاهیم برای خواننده، آن‌ها را در قالب تصاویر هنری همچون تشبیه، استعاره، کنایه، تمثیل، کنایه و... ارائه می‌دهند. گاهی نیز انتقال معنای کلام را از طریق موسیقی کلام به انجام می‌رسانند. به عبارت دیگر، به کارگیری عناصر موسیقایی کلام همچون تکرار حروف و کلمات، سجع، جناس، ردّ العجز علی الصدر و... در صحیفه سجادیه، الهام‌گر معنای کلام است و همان چیزی را که خواننده با خواندن متن می‌یابد، موسیقی ناشی از این فنون به او القا می‌کند.آشنایی‌زدایی یکی دیگر از شگردهایی است که امام سجاد () در صحیفه سجادیه به کار گرفته و از این رهگذر، هم به زیبایی کلام خود پرداخته و هم لذت درک ادبی و تأمل مخاطب را فزونی بخشیده است. مهمترین جلوه‌های آشنایی‌زدایی که در صحیفه مورد بررسی قرار دادیم، عبارتند از: آشنایی‌زدایی ترکیبی، آشنایی‌زدایی واژگانی و آشنایی‌زدایی معنایی. در مبحث آشنایی‌زدایی ترکیبی به مواردی همچون، تضمین نحوی، تقدیم و تأخیر، حذف و اضافه، التفات و... پرداختیم و دریافتیم که این فنون نقش زیادی در تقویت معنا و اعطای معنای جدید به کلام دارد. و با بررسی آشنایی‌زدایی واژگانی به واژگانی که از معنای اصلی خود عدول کرده‌اند پرداختیم. و در آشنایی‌زدایی معنایی به بررسی راه‌کارهایی که سبب ناآشنا نمودن معنای کلام برای خواننده می‌شود، پرداختیم.این راه‌کارها ‌عبارتند از: تشبیه، مجاز و استعاره، کنایه، پارادوکس و مشاکله.
روش کلامی مؤمن الطاق در مواجهه با مکتب‎های کلامی معاصرش
نویسنده:
اکبر اقوام کرباسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
امروزه کنکاش‌های علمی دانشمندان در عرصه‌های مختلف همراه با پیدایش جریان‌ها و مکاتب گونه‌گون فکری، چالش‌های فراوان و جدی‌ّای را فراروی عالمان دینی تشیع قرار داده است. پیدایش مسائل نو و چالش‌های جدید در عرصه تاریخ تفکر و کلام شیعه، وظیفه پاسداران حریم دیانت را دوچندان کرده است، رسالتی که تنها با کوششی معقول و منطقی مبتنی بر اصول اسلامی و میراث کهنِ آن دست یافتنی است. اما بررسی مسایل و معضلات امروزین متکلمان و طبیعتاً پاسخگویی بدان‌ها، نمی‌تواند بدون توجه به میراث کهن و تراث قدیمی این دانش صورت گیرد؛ چراکه پیش‌برد فکر و اندیشه، زمانی به صواب نزدیک است که بر اساس میراث گذشته صورت پذیرد تا از اصول دینی و عقیدتی خویش دور نیافتد و سر از خط انحراف فکری و عقیدتی در نیاورد و حتی اگر امروزه چنین می‌نماید، با استمداد از بازخوانی همان میراث، کژیهای احتمالی به راستی بدل گردد.تاریخ شکل گیری کلام امامیه، بزرگان و اندیشمندانِ نخستین این دانش، ارتباط اینان با یکدیگر و اهل‌بیت علیهم‌السلام در عصر حضور، مباحث کلامی و روش‌های مورد استفاده اینان در فرآیند تکلم و ... از جمله مباحث مهمی است که سهم به‌سزایی در به دست دادن تاریخی از تفکر شیعه دارد؛ تاریخی که در یک پارادایم قابل دفاع، می‌تواند بسیاری از شبهات و مسایل ناظر به فکر و تاریخ شیعه را که امروزه متکلمان با آن درگیر هستند را پاسخ دهد.امروزه این مشکل از سوی برخی مطرح می‌شود که کلام امامیه نه در محتوا و نه در روش، اصیل نیست و ریشه در آموزه‌های اصیل اسلام و تشیع ندارد. صورتی تعدیل شده از این فرضیه را می‌توان در پروژه برخی دیگر یافت که کلام امامیه را در صورت نیکو و قابل قبول آن، مرهون تلاش‌های متفکران معتزلی می‌دانند و آن را دانشی معرفی می‌کنند که نه تنها ریشه در باور‌های اصیل شیعی ندارد، بلکهبسیار از تفکر آنان متأثر است. تأثیرپذیری کلام شیعه از کلام اعتزال در محتوا و روش فرضیه‌ای است که برخی از پروژه‌های به انجام رسیده در مغرب زمین و حتی ایران در پی اثبات آن بوده‌اند. از نگاه آنان عقل‌گراییِ متکلمانی چون شیخ مفید و سید‌مرتضی و شاگردان ایشان نیز در همین راستا تفسیر و تأویل شده و متکلمان ماقبل از اینان نیز عمدتاً افرادی تلقی شده‌اند که بر پایه نقل به دفاع از دین پرداخته‌اند و اگر نمود‌هایی از عقل‌گرایی در آن‌ها یافت می‌شود تحت تأثیر معتزلیان رخ نموده است.ابوجعفر مومن‌الطاق اما، شخصیتی است که منابع از وی به عنوان یکی از نخستین دانشوران و متکلمان شیعی یاد کرده‌اند. وی در عصر صادقین علیهم‌السلام زندگی می‌کند و همراه با هشام‌بن‌حکم و هشام‌بن‌سالم و زراره‌بن‌اعین تلاش می‌کند از مبادی و مبانی فکر شیعه دفاع نماید.نکته قابل ملاحظه و دقت این‌که بازخوانی و واکاوی انگاره‌های اعتقادی و روش و متد کلامی افرادی چون هشام‌بن‌حکم یا مومن‌الطاق و ... خبری غیر از فرضیه سابق را رقم می‌زند؛ ایده‌ای که نشان از نحوه‌ای تلاش خرد‌گرا در سایه وحی دارد. روش و منهجی که بر خلاف تفکر اعتزال و ریشه در آموزه‌ها و آموزش‌های اهل بیت علیهم‌السلام دارد.بررسی احوال و شخصیت مومن‌الطاق، بازخوانی جریان‌ها و مکاتب فکری دوره وی و انعکاس افکار و روش‌های ساری و جاری اینان در بستر تاریخی مورد نظر، تقابل و تعامل ابوجعفر با سردمداران این جریان‌ها و افکار غیر امامی، خود گویای این حقیقت است که کلام امامیه نه تنها در عهد مومن‌الطاق بلکه از ابتدای پیدایش، اصیل بوده و ریشه در آموزه‌ها و آموزش‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد. متکلمان عصر حضور نیز افرادی هستند که تحت لوای ایشان، هم در محتوا و هم در روش، به نحوی عمل کرده‌اند که از دیگر جریان‌های فکری معاصر خویش قابل تشخیص و جداسازی هستند.در این پروژه تلاش شده نشان داده شود که از بین روش‌های کلامی مورد استفاده متکلمان معاصر با مومن‌الطاق، ابوجعفر از منهجی بهره می‌برده است که عقل، در مقام استنباطِ حکمِ اعتقادی، نه به عنوان منبعی مستقل، بلکه به عنوان مخاطب وحی و دوشادوش آن به یاری متکلم می‌آید. کارکرد عقل اما، در دیگر مقامات و حوزه‌های کلامی متکلم در کنار وحی و در عرض آن است. در این نوشته از این متد به روش ترکیبی( ترکیب عقل و وحی) یاد شده است. توجه ویژه مومن‌الطاق به دو منبع عقل و وحی به عنوان منابع معارف و استفاده از روش ترکیبی در مقام توجیه، استدلال و دفاع، ویژگی کلام مومن‌الطاق قلمداد می‌شود. متدی که با استفاده از گزارش‌های موجود از مناظرات او و دقت در آثار و عناوین مکتوبات وی، جهت‌گیری‌های او در نقل و انتخاب مباحث و روایات، همراه با تحلیلِ باورهای معاصرانش تا حدودی ما را به روش و محتوای مباحث کلامی او آشنا می‌کند.از لحاظ محتوا نیز ویژگی کلام ابوجعفر، توجه خاص به مباحث امامت و فضایل علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام است؛ گرچه مباحثی از توحید و نبوت هم در اعتقادات او قابل بررسی است.
پژوهشی تطبیقی درباره دیدگاه‌های نواندیشان معاصر پیرامون وحی و تجربه نبوی (عیدالکریم سروش و نصر حامد ابوزید)
نویسنده:
فائزه طلوع برکاتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
قرآن کریم به عنوان کلام الهی، همواره منبع اصلی معرفت دینی مسلمانان و مورد اهمیت و توجه آنان بوده است. اندیشمندان مسلمان، هرکدام از منظری خاص به این متن الهی نگریسته و به تحلیل ماهیت آن، به عنوان وحی پرداخته اند. دکتر عبدالکریم سروش و دکتر نصر حامد ابوزید نیز از جمله اندیشمندانی هستند که در دوره های اخیر، در پی حل مشکل رکود تمدن اسلامی، نظریه تجربه دینی بودن وحی را ارائه کرده اند.از آنجا که نظریه های کلامی عمدتا ریشه در مبانی فلسفی پیشین دارند؛ برای نقد روشمند آن ها باید ریشه های آنان را کاوید، لذا پژوهش حاضر به توصیف نظریه این دو اندیشمند درباره سرشت وحی، و سپس به کندوکاو در ریشه های فلسفی این نظریات پرداخته است و در نهایت نشان می دهد که نظریه هر دو اندیشمند وامدار رویکرد هرمنوتیک فلسفی گادامر است؛ علاوه بر آنکه سروش از نگاه سوبژکتیویستی کانت و پوپر و نظریه زبانی ویتگنشتاین، و ابوزید از نظرات زبان شناسی و معناشناسی جدید و نظریه گفتمان فوکویی نیز بهره برده است.
ترجمه و نقد کتاب «الادب و الاسطوره»
نویسنده:
حسین سادات
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , ترجمه اثر
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش با ترجمه ی کتاب«الادب و الاسطوره» در صدد است به معرفی موضوع اسطوره و رابطه ی آن با ادبیات بپردازد. رویکرد اصلی ما در ترجمه ی کتاب رویکردی ارتباطی و معنایی بوده است با این حال سعی گردیده است به متن اصلی وفادار بماند. و با توجّه به متن اصلی آن،در پنج بخش نوشته شده است: در بخش اوّل تکیه کلام بر روی زاویه ی تئوری اسطوره است و به تعریف های اسطوره از دیدگاه های مختلف دانشمندان نوگرای غربی پرداخته شده است، در این بخش دو رویکرد در مورد اسطوره بیان می شود:یکی این که اسطوره با وجود منشعب شدن نمادهای گوناگون از آن،خود یک نماد ثابت است.دوّم این که اسطوره یک نماد پویا و مترقّی است که محدود به فرهنگ یا زبان یا قوم خاصّی نیست.چهار بخش دیگر این پژوهش،تکیه بر رویکرد دوم در بخش اوّل دارد و آن،نگاه به اسطوره از زاویه ی جدید و پیشرفته است.در این چهار بخش، نویسنده ضمن بیان دیدگاه های مدرنیسم در مورد اسطوره،به بیان و توضیح برخی از آثار و نوشته های دانشمندان نوگرای غربی و عربی پرداخته و دیدگاه های آنان را با ذکر شواهدی با هم مقایسه نموده است. نویسنده در یکی از این بخش ها به بیان دیدگاه شاعر اسطوره ساز و مدرن عرب، محمود درویش پرداخته است. علاوه بر این، نویسنده در اشاره به نمادهای کهن چشم پوشی نکرده و به مقایسه ی نمادهای انسانی و طبیعت پرداخته است و با بیان آثاری در این زمینه،به تحلیل آن پرداخته است.
راهکارهای قرآن برای تحقق سبک تربیتی مبتنی بر تکریم شخصیت
نویسنده:
سمیه کرمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از‌جمله سبک‌های تربیتی قرآن، سبک تربیتی مبتنی بر تکریم شخصیت است. با راهکارهای قرآنی این سبک تربیتی تحقق می‌پذیرد. سعادت انسان در گرو تربیت قرآنی است. انبیا هدف خود را تعلیم و تزکیه معیّن کرده‌اند. یکی از شیوه‏های مهم تربیت و هدایت «شخصیت دادن» به افراد است چنان‌که تحقیر و کوچک‌شمردن انسان زمینه دنیاپرستی و گرایش به امور پست و یکی از عوامل مهم انحراف اوست. هرکس از افراد ملاک منش و شخصیت ایده‌آل خویش را در چیزی به اشتباه یا به واقعیت می‌جوید، بعضی‌ها داشتن ثروت، شوکت، مقام و لباس و... را ملاک تکریم‌شخصیت خود می‌دانند؛ اما قرآن تکریم شخصیت فرد را به تقوا، پرهیزگاری، پاکدامنی و دانش می‌داند. تکریم شخصیت از مباحث مهم در حوزه انسان‌شناسی است؛ در علوم مختلف مانند: فلسفه، عرفان، کلام، فقه و... مورد بحث است. تکریم شخصیت با عنوان کرامت انسان درمنابع دینی وجود دارد. در کتاب‌های دیگر هم، به عنوان یکی از روش‌های تربیتی مورد بحث است. جایگاه تکریم شخصیت در رویکرد قرآنی، رفیع‌ترین جایگاه است. منابع استفاده شده در پایان‌نامه، کتابهای تربیتی مرتبط با موضوع تحقیق وکتابهای تفسیری، کتابهای فهرست موضوعی تفاسیر و فرهنگها، منابع الکترونیکی و... است. روش تحقیق، روش توصیف و تحلیل محتوا است. از ابتکارهای تحقیق، جدید بودن موضوع و ساختار آن است. تحقیق شامل پنج فصل است. در فصل اول عنوان تحقیق، سوالات و مباحث مربوط به آن تفهیم شده است. در فصل دوم عواملی که باعث حقارت شخصیت فرد می‌شود، تحت عنوان آسیب‌شناسی آمده است. فصل سوم مربوط به تکریم‌هایی است که به خاطر انسان بودن فرد صورت می‌گیرد. فصل چهارم عهده‌دار تکریم‌هایی است که به فرد مومن به خاطر ایمانش به او از جانب خداوند اعطا می‌شود. در فصل پنجم برخی افراد تکریم شده معرفی ‌گردیدند و این خود یک راهکار ملموس برای ترویج و تحقق این نوع از سبک تربیتی است. ست.
بررسی نقدهای فریتیوف شوان بر مبانی فلسفی کلامی مدرنیسم
نویسنده:
محمد جاودان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فریتیوف شوان از دانشمندان طراز اول سنت گرا در آثار پر شمارش، مبانی فلسفی کلامی مدرنیسم را نقد بسیارکرده و بدین شیوه، خبط و خطاهای تجدد مسلکی را بر ملا ساخته است. برخی از نقدها، بدیع نیستند؛ اما نوع پرداخت آنها در کنار جامعیت، سازش ناپذیری، رسوخ تا پایه‌ای‌ترین بنیادهای تجدد و افشای پیامدهای آنها، برنامۀ انتقادی‌ای را که از جنبۀ سلبی تمام به نظر می‌رسد عرضه می‌کند. برنامه‌ای که می‌تواند در اصلاح عیوب جهان متجدد، ما را یاری رساند، خود باختگی‌ها را در برابر هیمنه و سیطرۀ تجدد بی مایه سازد و در دگرگونی رویکرد جهان متجدد به دین و سنت، کارساز افتد و اسباب اقبال به ارزش‌های بسیار آنها را فراهم آورد. فصل نخست این تحقیق، به ملاحظات کلی، ایضاح مفاهیم اصلی مثل سنت، مدرنیسم، و سیر تاریخی آن از نظر شوان و فصل دوم به زندگی، آثار و اندیشه‌های شوان پرداخته است. فصل سوم و چهارم، به ترتیب، نقدهای ناظر به تجدد مسلکی فلسفی و تجدد مسلکی علمی را ذیل عناوینی اصلی چون: عقلی مسلکی، تجربی مسلکی، مادی مسلکی، بشری مسلکی، تکامل مسلکی، روانشناسی مسلکی و مانند آنها گزارش کرده‌اند که ده‌ها عنوان فرعی ذیل آنها گرد آمده است. هریک از این عناوین سنگ بنایی از عمارت تجدد مسلکی است که به نحو مستقیم فلسفی و غیر مستقیم کلامی است. پیش داوری در عین وانمود به خلوّ تحقیق از آن، مسلک سازی در عین مخالفت با هر دین و مسلک، مقصور ساختن عقل در عقل جزوی، محصور نمودن علم در علم تجربی و بدین شیوه نفی خدا و تعالی، انسان را بر مسند خدا نشاندن و به حکم صدفه و تکامل، او را در عداد حیوانات شمردن، دین ستیزی و سنت زدایی و در نتیجه هدیه کردن پوچی، نومیدی، اضطراب، بمب هسته ای، ویرانیِ زیست محیط به بشر و جز اینها، شماری از نقد‌های بسیار شوان بر مبانی مزبور است. فصل فرجامینْ به بررسی خودِ آن نقد‌ها پرداخته است: نقدهایی که از یک سو جامع، قاطع، مبنایی و بنیادی می‌نمایند؛ از سوی دیگر دشواریاب، مبهم، گاه زیاده روانه و بیشتر ذوقي و اقناعي به نظر می‌نمایند تا استدلالی. درمجموع، این نقدها از جهت سلبی کامیاب به نظر می‌رسند، چون کاستی‌ها، ضعف‌ها، مشکلات و ناروایی‌های تجدد و تجدد مسلکی را آفتابی می‌کنند. اما از جهت ایجابی ناکام نشان می‌دهند؛ چون بدیلی برای تجدد و دنیای برآمده از آن پیش نمی‌نهند. گویا نتيجۀ کلّ برنامۀ انتقادی شوان، آن است که انسان بر سر دوراهيِ انتخابِِِ يکي از دو بديلِِ تجدد و سنت است: یا تجدد یا سنت. اين نتيجه، درست، به يکي از نقدهاي رايج شوان که آن را «دوراهه انگاري» ناميده، دچار می‌نُماید. اگر راه چاره، کنار نهادن تجدد و بازگشتن به عهد سنت است، این راه نه ممکن است و نه مطلوب. پس راه و چاره‌ای دیگر می‌باید. آن چاره چیست، آن راه کدام است؟ درپاسخ بدین پرسش مهم، آثار شوان خموش‌اند.