شرح غاية المراد في نظم الاعتقاد، شرح احمد بن حمد خلیلی بر منظومه «غاية المراد في نظم الاعتقاد» تألیف نورالدین عبدالله بن حمید سالمی (متوفی 1332ق)، اندیشمند
... و نویسنده اباضیه است. شرح ابیات منظومه مذکور به درخواست برخی دانشجویان انجام شده است.
کتاب، مشتمل بر دو بخش است: در بخش اول متن غاية المراد که حاوی 77 بیت است در یک مقدمه، چهار عنوان کلی و یک خاتمه ارائه شده است. در بخش دوم نیز شرح غاية المراد با یک مقدمه از شارح و شرح کامل ابیات آمده است. شیوه شرح بدین صورت است که شارح یک یا چند بیت را که موضوع واحدی دارد، با انتخاب عنوان مناسب ذکر کرده و سپس به شرح و توضیح آن پرداخته است.
به اعتقاد نویسنده اولین چیزی که خداوند متعال بر بندگان واجب نموده، سه جمله است که از همه آنها تعبیر به «جمله» شده است. منظور از این جمله غیر از جمله مصطلح نحویون است؛ بلکه اصطلاح خاصی است که بهطور اجمال مشتمل بر معانی متعددی است. تقسیم آنها به سه جمله، بهخاطر اشتمال بر سه رکن است که هر رکن از آنها با رعایت اصطلاح نحوی، جمله مستقلی است. ارکان سهگانه عبارت است از ایمان به خدا و ایمان به رسالت حضرت محمد(ص) و نیز ایمان به کتابی که بر او نازل شده است؛ پس اولی متضمن جمله «أشهد أن لا إله إلا الله» و جمله دوم مشتمل بر «و أشهد أن محمدا رسولالله» و جمله سوم مشتمل بر «و أشهد أن ما جاء به محمد هو الحق من عند الله» است؛ لذا تعبیر به سه جمله به جهت آن است که هریک از آنها مفهوم مستقلی دارند و تعبیر به جمله واحد برای آن است که همه به یک غایت بازمیگردند که عبارت از خروج از سرپرستی کفر و داخل شدن در سرپرستی اسلام است و این محقق نمیشود مگر برای کسی که هر سه را بهجا آورد.
نویسنده در آغاز تبیین «تفسیر جمله اعتقادی»، تعبیر به «اله عرش» کرده است. دلیل این تعبیر آن است که اله عرش همه مخلوقات ذیل آن را در بر میگیرد؛ پس اینگونه تعبیر کرده و مثلاً «اله خلق» نگفته است. وی عرش را اعظم مخلوقات دانسته است.
در بحث ایمان، قواعد دین، ارکان دین، مسالک دین، ولایت و برائت مطرح شده است. در موضوع ولایت و برائت حقیقی، نص قطعی دال بر سعادت یا شقاوت فردی معین، شرط دانسته شده است؛ خواه آن فرد معین با اسم ذکر شده خواه با کنیه یا وصف. سپس شواهدی از قرآن کریم ارائه شده است.
شارح همچنانکه ولایت امام عادل را واجب میداند، تبری از امام جور را نیز به جهت فساد و جورش لازم میخواند.در رابطه با کفر نیز دو بخش قواعد و ارکان مطرح شده است. معنای لغوی قاعده همان اصل است و اصول کفر در هر دو قسم کفر شرک و کفر نعمت عبارت است از: جهل، حمیت، کبر و حسد.
شارح پس از توضیح هریک از این صفات رذیله، چنین نتیجه میگیرد که از هریک از آنها، هریک از دو قسم کفر (کفر شرک و کفر نعمت)، ناشی میشود.
شارح در انتهای کتاب چنین مینویسد: «این آخر مباحثی است که خداوند متعال میسر نمود از تهذیب تعلیقهای که بر این منظومه مبارکه پیش از این املا کرده بودم و فرصت و مجالی برای کتابت شرحی شایسته در حد این منظومه فراهم نشده بود. من این شرح را - جز در موارد نادر - بدون رجوع به منبع علمی نوشتم. هدف من از این نوشتار آن بود که دانشجویان را بر فهم مراد از غاية المراد کمک کنم تا آموزش آن برای آنها آسان شود و اهدافش را بهخوبی بفهمند
بیشتر