جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
جهم‌بن صفوان و نفی صفات الهی
نویسنده:
ارائه دهنده: داوود درویش‌نیا ناقد: دکتر حسین منتظری
نوع منبع :
مقاله , سخنرانی , مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث این گفتار، راجع به دیدگاه جهم‌ابن صفوان در نفی صفات الهی است. عده‌ای می‌گویند او (جهم‌ابن صفوان) ایده نفی صفات خودش را از مکاتب غیر اسلامی گرفته ولی سخنران بر آن است که ثابت کند این ایده داخل جهان اسلام است و خارج از آن نیست و کسانی که خلاف آن را می‌گویند، شواهدی ناقص دارند و نمی‌توانند ادعای خود را ثابت کنند. استاد در ابتدا به برخی از سفرهای جهم و سپس دیدگاه‌های اصلی او اشاره می‌کند و می‌گوید: دیدگاه جهم در مورد نفی صفات الهی این است که ما صفاتی که به مخلوق نسبت می‌دهیم نمی‌توانیم به خالق نسبت دهیم؛ چون باعث تشبیه می‌شود. برای همین صفاتی مثل علم، عالم و حی را از خداوند نفی می‌کند و قادر و فاعل و خالق را اثبات می‌کند. تعطیلی که به جهم نسبت می‌دهند هم تعطیل در هستی‌شناسی صفات و اسماء الهی هست و هم تعطیل در وجود اوصاف الهی. اما بحث اصلی سخنران این است که جهم رأی و اندیشه خودش را از کجا آورده است؟ آیا تحت‌تأثیر گروه یا فرد خاصی بوده است؟ در بعضی مذاهب آمده که او از یهودیان، مسیحیان، مانویان، زردشتیان و بودائیان اخذ کرده ولی سخنران اینها را رد می‌کند و می‌گوید او هرگز در دمشق با مسیحیان و یهودیان گفتگو نداشته لذا ما براساس اینها می‌خواهیم نفی کنیم که هم‌چین چیزی اتفاق نیفتاده است. دلیل ما مبنی بر اینکه این اندیشه از یهودیت گرفته نشده اینکه ابن‌کثیر و ابن‌اثیر و ابن‌نباته معلوم نیست از کجا مطلب را نقل کرده‌اند و فقط قایلش همین‌ها هستند. و سرانجام یکی دیگر از دلایل موافقان ورودی‌بودنِ این اندیشه به جهم، اینکه او مخالف سیاسی حکومت است و می‌گویند حکومت قدرت داشته و لذا می‌خواسته عقایدِ مخالف خود را منتسب به خارج از جهان اسلام یا مکاتب غیر اسلامی بکند. سخنران می‌گوید خیر! بحث نفی صفات الهی در داخل جهان اسلام شکل گرفته است. البته استاد در فرجام سخن این فرض را مطرح می‌کند که به‌زعم خودم فکر می‌کنم جهم تحت‌تأثیر ظواهر روایات ما بوده اما شاهد محکمی بر این ندارم.
بررسی و نقد آرای سلفیه درباره توحید از دیدگاه قرآن، سنت و برهان
نویسنده:
علی‌ الله بداشتی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تحسین,
چکیده :
شرح و بررسی و نقد اندیشه‌های سلفیه پیرامون توحید و صفات خداوند متعال از دیدگاه، قرآن کریم، سنت و دلایل عقلی است. به اذعان نویسنده، از آن‌جا که سلفیه در باب روش شناخت اسماء و صفات الهی، روش عقلی را بی اعتبار دانسته و تنها روش نقلی را مبنای معرفت خویش قرار داده و در روش نقلی نیز، به ظاهرگرایی در قرآن و سنت روی آورده‌اند از این‌رو در معناشناسی صفات الهی دچار مشکل ظاهرگرایی شده و نتوانسته اند تصویر روشنی از صفات الهی، به‌ویژه در صفات خبری مانند استوای خدا بر عرش، ‌وجه داشتن، دست داشتن و...، ارایه نمایند و در نتیجه، صفاتی زائد بر ذات برای خدا اثبات کردند، که این با توحید صفاتی و به تبع آن با توحید ذاتی به‌معنای بساطت ذات از هرگونه ترکیب، تعارض دارد که در اثر حاضر، این مسأله ابتدا معناشناسی شده و ‌سپس از این زاویه، اصول سلفیه در صفات، بررسی و نقد شده است.
تحلیل و نقد تئودیسه اعتراض در پاسخ به مسئله شر
نویسنده:
نسرین بلوچ زاده, فاطمه تیموری, میثم فصیحی رامندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
مسئله شر از مهم‌ترین مسائل در حوزه فلسفه دین و الاهیات محسوب می‌شود. در مسئله قرینه‌ای شر احتمال وجود خدا به دلیل وجود شرور گزاف در عالم کاهش می‌یابد. تئودیسه پاسخی است به اینکه شرور در عالم گزاف نیستند و توجیه و دلیلی در پس آنها وجود دارد.با وقوع فاجعه هولوکاست بسیاری از الاهیدانان یهودی و بعضی از الاهیدانان مسیحی در امکان و اعتبار تئودیسه تشکیک و نظریه آنتی‌تئودیسه را مطرح کردند. جان راث مسیحی با نوشتن مقاله‌ای با عنوان «تئودیسه اعتراض» تئودیسه‌ای مطرح کرد که در عین شباهت به آنتی‌تئودیسه تفاوت‌هایی با آن داشت. وی در این مقاله با الهام از کتاب ایوب بیان کرد که انسان‌ها باید همانند ایوب به درگاه خدا تضرع و شکایت کنند تا خدا به آنها پاسخ دهد و با استفاده از قدرت مطلق خود از رنج‌های بشر بکاهد.در این تحقیق نخست تئودیسه اعتراض را معرفی و تفاوت آن را با آنتی‌تئودیسه بیان می‌کنم، سپس به تحلیل مفاهیم اعتراض و تئودیسه خواهم پرداخت. در این بین به لوازم الاهیاتی پذیرش تئودیسه اعتراض ذیل دو عنوان «صفات خدا» و «صفات انسان» اشاره کرده‌ام. در پایان کوشیده‌ام مزیت‌ها و کاستی‌های تئودیسه اعتراض را برشمرم.از مزیت‌های تئودیسه اعتراض می‌توان به اتخاذ رویکرد معتدل به جای رویکرد حداکثری اشاره کرد. همچنین، رویکرد عمل‌گرایانه به جای رویکرد نظری به مسئله شر از دیگر مزایای این تئودیسه است. مزیت دیگر این تئودیسه پاسخ هم‌زمان به مسئله عاطفی شر است. اعتنا به حوادث تاریخی نیز از مزیت‌های دیگر آن است. نقدهایی که به این نظریه وارد شده را ذیل عناوینِ «تعارض عشق الاهی با اعمال قدرت خدا»، «تعارض اختیار انسان با دخالت خدا»، «عام نبودن پاسخ تئودیسه اعتراض و وابستگی آن به سنخ روانی انسان‌ها»، «خیرخواهی خدا به عنوان کلیدی‌ترین عنصر دین» و «نفی امید به خدا» در تئودیسه اعتراض دسته‌بندی کرده‌ام.
بررسی صفت خیر بودن خدا از منظر تفسیر المیزان و کتاب شهر خدای آگوستین
نویسنده:
عاطفه پاپی, مهرنازالسادات فاطمی, علی رضاپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علامه طباطبائی و قدیس اگوستین از جمله بزرگترین فیلسوفان دو حوزه اسلام و مسیحیت هستند که مساله شر و ارتباط آن با صفت خیر بودن خدا را مورد مطالعه قرار داده‌اند و دیدگاه های دقیق آنان در بسیاری از وجوه با هم مشترک و در بعضی از موارد مخالف هستند. در این پژوهش به بررسی نگاه این دو متفکر درباره صفت خیر بودن خدا می پردازیم، صفت خیر بودن خدا از سه منظر قابل بررسی است: (1) خیر بودن خدا در پاسخ به مسأله شر، (2) خیر بودن خدا در بحث پیرامون صفات خدا (3) معنای خیر بودن خدا در زبان دین. وجود شر در نگاه هر دو اندیشمند در عالم هستی امری پذیرفته شده است اما در حقیقت و ماهیت آن، هر دو آن را بصورت یک امر عدمی، تحلیل و بررسی نموده اند. علامه اصل در معنای خیر را انتخاب می داند لذا شر را مکروه بالذات معرفی می کند. اگوستین، از عنوان کلّی شر، در اکثر موارد، مفهوم گناه را ارائه می دهد. علامه راه‌کار برون رفت از ناسازگاری ظاهری وجود شرور با وجود خدا و صفات حق تعالی را بسته به نوع شرور، به شر تشریعی و تکوینی تقسیم می نماید. اگوستین در مسأله ارتباط صفات خدا با وجود شر در عالم، خدا را دارای تمام صفات کمال به طور مطلق می داند، از دیدگاه او هیچ گونه شری در عالم وجود ندارد. علامه و اگوستین معقتد هستند که در موارد لازم باید ظواهر کتاب مقدس و قرآن را تاویل و در بعضی موارد معانی مجازی برای آن ارائه کرد اما در مسئله خود زبان، اگوستین زبان دین را زبان عرفی مردم می داند اما علامه معتقد است برای فهم کلام خدا اکتفا به لغت و اصول لفظی کافی نیست.
عقائد الشیعة الاثنی عشریة و اثر الجدل فی نشاتها و تطورها حتی القرن السابع من الهجرة
نویسنده:
عبدالله جنوف
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دار الطلیعه للطباعه و النشر,
چکیده :
هذا كتاب في عقائد الشيعة الأثني عشرية، وقد اخترنا دراستها لأنّ عقائد الفرقة تحدّد كيفيّة توحيدها ربَّها وموالاة إمامها، وكيفية إدراكها لنفسها، وطريقة تنظيم إجتماعها، ووجوه معاملة مخالفيها، وهيئة تصوّرها للآخرة ومصير الناس فيها، فدراسة العقائد بهذا التصوّر تقليبٌ لرؤية كونيّة وبحثّ عن أصلِ الإجتماع ومحورِه وعللِ إختلالِه وأسباب إتزانه وإعتداله. واتخذنا الجدل مدخلاً إلى دراستها، وأردنا به ما جرى بين الإثني عشرية والفرق الإسلامية من إختلاف وحجج ومناظرة، وما خالف فيه الإمام الإمام، وما صحَح به علماؤها آراء نظرائهم وأسلافهم من أهل فرقتهم، وما استعمله الأئمّة وأعلام الفرقة لسياسة الأتباع بتثبيتهم على العقيدة حيناً، وإثارة وجدانهم وأمانيهم تارةً، وتخويفهم وإقصاء بعضهم تارةً أخرى، وبيّنا أن الجدل مناظرةٌ بالكلام، وحرمانٌ من الزكاة ومن التقدّم إلى إمامة الصلاة، وإفتاءٌ بمخالطة المخالف ومقاطعته، ومدافعةٌ للحيرة والشكّ، ومقاومةٌ للإنشقاق، وتبشيرٌ بالشفاعة والجنّة، وتخويفٌ من النار، وسمّينا هذه العمليّة المركبة المستمرّة: "هندسة العقيدة". وساءلنا قول الإثني عشرية إنّ عقائدهم وحيٌ إلهيٌّ وتعليمٌ نبويٌّ وتبيين إمام، ففحصنا عن نشأتها وتكوّنها، وجمعها وتأليفها، وتهذيبها وتصحيحها، وتكرارها وشرحها، وبيّنا أن العقيدة صناعةٌ بشريةٌ نشأت أطواراً، وتأليفٌ كلاميٌّ التأم بالإعتراض على المخالف والإقتراض منه، وتدبيرٌ حاذقٌ ألف بين الخبر والنظر والأسطورة لسياسة الأتباع، وأنّ الغلوَّ والإعتدال صوتان في الفرقة يتناوبان ولا يتنافيان، والتشبيه والتترية مذهبان فيها متداخلان، والجبرَ وحرّيّة الفعل مقالتان بها فاشيتان. وألتزمنا في الكتاب الإستشهاد الدقيق والقصد في التأويل والإنصاف في البيان والإستنتاج، فمن أكبر مقاصدنا أن يكون هذا البحث مدخلاً إلى نقد العقائد الكلاميّة نقداً علمياً، وباعثاً لمن ألِفَ التقليدَ على مراجعةِ نفسه وطلبِ الحقيقة في غير الخضوع والتسليم.
صفات الهی [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
T. J. Mawson (تی. جی. ماوسون)
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Cambridge University Press,
چکیده :
ترجمه ماشینی: صفات الهی مفهوم سنتی خداباوری خدا را به عنوان کامل ترین موجود ممکن بررسی می کند و از صفات اصلی الهی که از این درک سرچشمه می گیرد -شخصیت، تعالی، وجود، همه جا حضور، دانایی مطلق، قدرت مطلق، خیر کامل، وحدت، سادگی و ضرورت بحث می کند. این استدلال می‌کند که تصور زمان‌گرا از خدا بر اساس الاهیات کامل بودن باید بر تصور زمان‌گرا ترجیح داده شود، اما اگر اینطور باشد که خدای موقت وجود داشته باشد تا خدای موقت، او همچنان وجود دارد. «به اندازه کافی عالی» که بتوان آن را خدای خداباوری به حساب آورد.
تحلیل مشیت واراده الهی در قرآن وحدیث با تاکید بر آراء میرزا مهدی اصفهانی
نویسنده:
علاء تبریزیان استاد راهنما: رضا برنجکار استاد مشاور: محمد رنجبر حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مشیت واراده الهی از آموزه های علم قرآن وحدیث است، در توضیح فعل الهی در قرآن وروایات گاه تنها اراده یا مشیت ذکر شده است وگاه اراده ومشیت با هم ودر کنار قضا وقدر وگاه غیر از قضا وقدر اموری چون اذن وکتاب واجل نیز ذکر شده است. متکلمان فاعلیت خداوند را فاعلیت بالاراده وبر خلاف فیلسوفان اراده را به عنوان صفت فعلی غیر از علم در نظر می گیرند، اما در تحلیل مشیت واراده در کتابهای کلامی کمتر تحلیل دیده می شود. ودر این راستا یکی از متکلمان معاصر یعنی میرزا مهدی اصفهانی در آثار خود سعی کرده است مشیت واراده را تحلیل کرده وبر اساس آن به تحلیل فعل الهی بپردازد. در این رساله می خواهیم مشیت واراده را در قرآن وحدیث تحلیل کرده وبر اساس آن ماهیت فعل الهی را توضیح دهیم، ودر این راستا از تحلیل های میرزا مهدی اصفهانی نیز بهره خواهیم گرفت، البته ممکن است برخی دیدگاه های ایشان مورد نقد وبررسی قرار گرفته وپذیرفته نشود. میرزا مهدی اصفهانی در موضوع مشیت واراده الهی مساله «رأی الهی» را مطرح میکند وآن را اولین مرحله از مراحل فعل الهی می داند، وچنین تبیین میکند که علم الهی فقط کاشف می باشد واین کشف در بردارنده کیان ونقیضش میباشد واولین مرتبه برای تحقّق فعل الهی لزوم وجود عاملی تعیین کننده ومخصص می باشد که یکی از دو طرف «کیان» یا «لا کیان» را برگزیند، واین امر همان «رأی» می باشدکه تجلّی آن طبق مراحل متعدّد تحقق فعل الهی در مشیت وارادت وقدر وقضا الهی نمود می کند، ودر همه این مراحل حتی بداء تأثیر گذار می باشد. وفرضیه های این تحقیق این است که در احادیث آمده است «مشیت» ابتدای فعل می باشد، وعبارت است از اهتمام به انجام یک فعل، و«اراده» عبارتست از ثبوت مشیت وعزیمت بر آنچه مشیت شده است وقصد ومیل قاطع جهت انجام فعل. وبا استقرای مشیت واراده الهی در قرآن واحادیث میتوان به معنای دقیق این دو صفت الهی دست یافت. وهمانگونه که میرزا مهدی اصفهانی تحلیل کرده است «علم الهی» شانیت کاشفیت دارد، واین کشف از هیچ محدودیتی برخوردار نیست، وبه صورت همزمان در بردارنده کشف نقیضین می باشد، وهم کاشف «کیان» وهم نقیضش «لا کیان» می باشد، البته اجتماع این نقیضین در مرحله علم ودر رتبه واحد مستلزم تناقض نمیباشد، چون تناقض در مرحله «تحقق» و«واقعیت» صورت میگیرد نه در مرحله «کشف» که مرحله «علم بلا معلوم» می باشد، ومرحله کاشف اشیایی است که اصلا «تحقّق» و«واقعیت» ندارد. وبرای صدور «فعل الهی» بعد از مرحله علم به نقیضین وجود یک عامل برای «تعیین» و«تخصیص» یکی از دو نقیض لازم میباشد، تا علّت صدور فعل باشد. واین علّت نمیتواند خود «علم» باشد؛ چون علم فقط شانیت «کشف» را دارد وقابلیت تاثیر ذاتی ومستقیم ندارد، وکاشفیت علم در یک مرتبه شامل شیء ونقیضش میباشد، پس علم نمیتواند علت باشد وگرنه مستلزم «اجتماع نقیضین» می گردد. همچنین این علت نمیتواند خود «ذات الهی» بعنوان «فاعل موجب» باشد؛ چون این امر مستلزم قول به قدم عالم میگردد. ودر این راستا علتی که برای این امر مطرح می شود «رأی الهی» می باشد، و«رأی» از صفات فعل الهی میباشد، وصفت کمال است، واز ذات الهی جدایی ناپذیر است، واصل وجودش برای ذات الهی واجب است، اما عملکردش در تعیین یکی از دو طرف کیان ونقیضش در دایره اختیار الهی قرار دارد. رأی الهی نیز در این میان نیاز به «مرجح» ندارد؛ چرا که نیاز به مرجح در امور «واقعی» می باشد، اما عملکرد رأی در حیطه علم الهی است که «واقعی» نیست وفقط «کشف بلامکشوف» است، وقبل از واقع شدن وقبل از شیئت وقبل از کینونیت می باشد، واین رأی هست که با تاثیرش موجب «شیئیت» اشیاء میگردد وبه کاین «کینونیت» می بخشد وآنها را به امور «واقعی» تبدیل میکند. «رأی» در واقع در رتبه فعل الهی قرار دارد، وبعد از «علم الهی» می باشد که در رتبه ذات الهی قرار دارد، ورابطه آن با خدا رابطه «مالکیت» می باشد، وخداوند «مالک رأی» می باشد، ومالکیت الهی رأی صفت ذات وعین ذات الهی میباشد، واین «رأی» به کمک «علم الهی» عمل میکند وموجب «کینونیت» کاینات و«شییت» اشیاء میگردد. واهمیت موضوع مشیت واراده الهی در این است که حلقه ی وصلی میان ذات الهی وفعل الهی میباشد، واین موضوع از اهمیت شایانی جهت شناخت أفعال خداوند برخوردار است، ودر شناخت تمام صفات افعالی خداوند تاثیر بسزایی دارد. از سوی دیگر میرزا مهدی اصفهانی با تمرکز بر آیات واحادیث سعی کرده است تحلیل جدیدی از مشیت واراده الهی بیان کند که ضرورت دارد مورد بررسی قرار گیرد.
بررسی تطبیقی اسماء و صفات الهی در مدرسه کوفه و بغداد
نویسنده:
محمدعلی اسکندری استاد راهنما: رضا برنجکار استاد مشاور: محمدتقی سبحانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از مباحث دامنه‌دار در تاریخ تفکر اسلام و شیعه در باب توحید، مسأله اسما و صفات الهی است که شناخت آن، نقطه آغازین معرفت به مقام ربوبی است. در تاریخ تفکر شیعه این مسأله دارای جایگاه والایی در مباحث کلامی بوده و در مدرسه‌‌های کلامی شیعی به آن پرداخته شده است. از مهمترین مدارس کلامی شیعی، مدرسه کلامی کوفه و مدرسه بغداد است که فعالیت کلامی این دو مدرسه از قرن دوم تا قرن پنجم ادامه داشته و روش و میراث فکری این دو مدرسه بر تفکرات شیعه در ادوار بعدی سایه افکنده است. در مدرسه کوفه معارف از منبع وحیانی دریافت و تحلیل گردیده و عرضه آن بر جامعه اسلامی به شکل عمیق صورت گرفته است. این مدرسه دارای متکلمین شاخصی می‌باشد که به دلیل معاصرت با ائمه (علیهم السلام) دارای فعالیت علمی پویا و پر حجم و پر محتوا در باب اسما و صفات الهی بوده و به دلیل تحت تأثیر قرآن بودن و دسترسی به ائمه توانسته‌اند معارف در این زمینه را با تبیین دقیق در فضای کلامی آن روز با رویکرد صحیح عقلانی تحت هدایت ائمه عرضه نمایند و به دلیل مواجه بودن با تفکر تشبیهِ «اهل حدیث» و تعطیلِ «معتزله» به دقایق مساله اسما و صفات پرداخته و از طرفی هم به دلیل عمیق بودن مباحث آنها و سخت بودن فهم و نظریه پردازی در این زمینه باعث اتهام این متکلمین از ناحیه مخالفین به تجسیم و تشبیه و سایر اتهامات گردیده است. در این مدرسه با وجود اصرار و تأکید بر اثبات خالق، توصیف ذات و صفات خدا به دلیل بینونت خالق و مخلوقات و محدودیت‌های فکری بشر و فراعقلی بودن ذات خدا، ناممکن دانسته شده و معرفت احاطی و معرفت بالکنه نسبت به خدا، خارج از دسترس بشر دانسته شده است و این در حالی است که، امکان توصیف خدا با افعال او و وجود معرفت فطری برای بشر در این مدرسه مورد تآکید قرار گرفته و در این راستا معارف بلندی توسط این متکلمین عرضه شده است.از سوی دیگر متکلمین مدرسه بغداد به دلیل فاصله گرفتن از عصر حضور ائمه (علیهم السلام) و قرار گرفتن در دوره تسلط تفکرات مخالفین بر فضای فکری جامعه اسلامی، به عرضه حداقلی معارف مربوط به اسما و صفات اکتفا نموده و این متکلمین به دلیل عدم پذیرش فضای عمومی جامعه علمی و اجتماع متکلمین معتزلی بصره و بغداد و اشاعره در این شهر، وغلبه نظریه اکتسابی بودن معرفت، به طرح اصل اعتقادات پایه از قبیل چند صفت مهم مانند علم و قدرت و حیات در باب صفات الهی اکتفا نموده و به ذکر برخی تقسیمات برای آن صفات بسنده نموده‌اند.این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به دنبال بررسی مبحث اسما و صفات در دو مدرسه کوفه و بغداد می‌باشد تا به نقاط مشترک هر دو مدرسه در این بحث دست یافته و آن را تبیین نماید تا قرائن و ادله استمرار حرکت کلامی شیعه را آشکار نماید.