جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 6
دو رساله مرتبط با موضوع عدم و شیئیت معدوم تألیف نصیر الدین عبدالله بن حمزه شارحی طوسی مشهدی
نویسنده:
حسن انصاری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
الوافي بكلام المثبت والنافي (في شيئية المعدوم) ويليه رسالة تنزيه ذات خالق العالم
نویسنده:
الشيخ نصير الدين عبد الله بن حمزة بن عبد الله الطوسي المشهدي، تحقیق و تعلیق: عمار جمعه فلاحیه
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مجموعه مقالات , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: گلها,
چکیده :
کتاب حاضر در واقع تشکیل شده از 5 کتاب است با این توضیح: " الوالفی بکلام المثبت و النافی" و "تنزیه ذات خالق العالم" از مصنف یعنی ابن حمزه طوسی و "رساله النفی و الاثبات" از خواجه نصیرالدین طوسی، و " رساله فی عدم کفر من یقول باثبات المعدوم" از محقق حلی و "رساله الرد علی رساله عدم کفر من یقول باثبات المعدوم" از شرف الدین ابن العودی الحلی است.
صحائف من الفلسفة
نویسنده:
سید رضا صدر؛ باهتمام سید باقر خسروشاهی
نوع منبع :
کتاب , شرح اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم,
چکیده :
صحائف من الفلسفة (تعليقة علی شرح المنظومة للسبزواري)، اثر سید رضا صدر، تعلیقات او به زبان عربی بر شرح منظومه حاج ملا هادی سبزواری است که به اهتمام سید باقر خسروشاهی به چاپ رسیده است. خسروشاهی، تمهیدی بر کتاب نوشته و در آن به معرفی اجمالی سید رضا صدر پرداخته و برای اطلاع کامل‎تر از بیوگرافی او به اولین شماره از مجموعه آثارش (تفسیر سوره حجرات) ارجاع داده است. خود نویسنده، درباره نگارش این حواشی و تعلیقات چنین می‎نویسد: «دقیق یادم نیست که تحقیقات فلسفی ما در دانشگاه قم درباره کتاب شرح منظومه حکیم متأله سبزواری، به چه مقدار و تا کجا رسیده بود که در خاطرم خطور کرد که تعلیقاتی را بر آن بنگارم؛ زیرا‎این کتاب به‎خاطر وجود برخی عناصر و مباحث در آن، برای فهم آغازگر در این علم، دشواری‎هایی دارد. یکی از این عناصر، وجود برخی قواعد ادبی در میان مطالب فلسفی این کتاب است که به‎خاطر تفسیر متن و تصحیح کلام به آن وارد شده است. دیگری، بحث‎های عرفانی کتاب است که به دلیل کثرت اشتغال حکیم سبزواری به مباحث الهیات، به این مباحث راه پیدا کرده است؛ اما باید توجه داشت که فلسفه یک علم است و عرفان علمی دیگر. من در حواشی خودم، جز به مقدار ضرورت توضیح، متعرض مباحث عرفانی نشده‎ام. سومین مورد از این عناصر، ابتنای بعضی از براهین مورد استدلال در بحثی پیشین بر مبحثی پسین است؛ چنان‎که حکیم سبزواری در بسیاری از موارد در فصل‎های متقدم به مباحث متأخر در کتاب اشاره می‎کند. چهارمین عنصر هم این است که قواعد بسیاری از براهین نظری هستند (بدیهی نیستند)».
اربعین فی اصول الدین للامام فخرالدین الرازی
نویسنده:
فخرالدین رازی ؛ تحقیق دکتر الحمد الحجازی السقا
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قاهره: مکتب الکلیات الازهریه,
چکیده :
الأربعين في أصول‌الدين، یکى از با ارزش‌ترين كتب در علم كلام به حساب مى‌آيد، چنانكه افراد متعددى به این كتاب مراجعه كرده و از مطالب این كتاب استفاده نموده و يا گاه بر بعضى از مطالب آن ايراداتى نوشته‌اند. مباحث این كتاب در 40 مسأله بيان شده است كه مؤلف هر موضوع كلامى را در مسأله‌اى بيان كرده و گاه یک مسأله از چندين فصل تشكيل مى‌شود. المسألة الاولى: حدوث عالم. مؤلف در این مسأله طى 3 مقدمه از حقيقت عالم و محدث بحث نموده و حدوث عالم را اثبات مى‌كند. المسألة الثانية: در عدم شيئيت معدوم مى‌باشد. المسألة الثالثة: در این مسأله مؤلف علم به صانع را اثبات مى‌كند. المسألة الرابعة: در این مسأله بحث مى‌شود، از قدم، بقاء، ازلى و سرمدى بودن حضرت حق. المسألة الخامسة: مسأله پنجم در مورد حقيقت حضرت حق مى‌باشد. المسألة السادسة: در این مسأله بحث شده است، از این كه آيا وجود خداوند و حقيقت او یکى است يا نه؟ المسألة السابعة: مؤلف در این مسأله از متخير نبودن حضرت حق بحث نموده است. المسألة الثامنه: این مسأله اختصاص دارد، به نفى مكان از وجود خداوند. المسألة التاسعة: در این مسأله از نفى حلول خداوند در موجودى بحث شده است. المسألة العاشرة: مؤلف در این مسأله نفى نموده است، محل بودن حضرت حق را بر موجودات. المسألة الحادية عشرة: در این مسأله كه از دو فصل تشكيل يافته، مؤلف ابتداء حقيقت قدرت را بيان كرده، سپس صفت قدرت را برای خداوند اثبات مى‌نمايد. المسألة الثانية عشرة: در این مسأله نيز طى دو فصل مؤلف اولا اثبات مى‌كند، علم را برای خداوند و سپس اثبات مى‌كند، علم حضرت حق را به تمام موجودات. المسألة الثالثة عشرة: در این مسأله مؤلف طى 3 فصل بحث مى‌كند از حقيقت اراده و مريد بودن خداوند و آراء و مذاهب مختلف را در مورد اراده بيان مى‌كند. المسألة الرابعة عشرة: در این مسأله از حيات خداوند بحث شده است. المسألة الخامسة عشرة: این مسأله در مورد زيادت صفات بر ذات مى‌باشد. المسألة السادسة عشرة: در این مسأله طى دو فصل از حقيقت ابصار و اسماع بحث شده و صفت بصر و سمع را در حضرت حق اثبات مى‌كند. المسألة السابعة عشرة: در این مسأله از حقيقت تكلم بحث شده و صفت تكلم برای حضرت حق تبارك و تعالى اثبات شده است. المسألة الثامنة عشرة: در این مسأله طى دو فصل بحث شده است، از حقيقت بقاء و اثبات شده است بقاء حضرت حق تعالى. المسألة التاسعة عشرة: در این مسأله طى 6 فصل مؤلف بحث مى‌كند، از این كه خداوند مرئى است و به شبهات معتزله در عدم امكان رؤيت حضرت حق جواب مى‌دهد. المسألة العشرون: در این مسأله كه از دو فصل تشكيل يافته، بحث شده از استحالۀ اكتناه حضرت حق تبارك و تعالى. المسألة الحادية و العشرون: در این مسأله از وحدت صانع بحث شده است. المسألة الثانية و العشرون: این مسأله اختصاص يافته است، به خلق افعال بندگان. المسألة الثالثة و العشرون: این مسأله در مورد عمومیت قدرت حضرت حق مى‌باشد. المسألة الرابعة و العشرون: این مسأله در مورد عمومیت ارادۀ حضرت حق مى‌باشد. المسألة الخامسة و العشرون: در این مسأله بحث شده است كه حسن و قبح تنها به شرع ثابت مى‌شود. المسألة السادسة و العشرون: این مسأله اثبات مى‌كند كه افعال الهى معلل به علتى نمى‌باشند. المسألة السابعة و العشرون: در اثبات جوهر فرد و بحث از جزء لا يتجزئ مى‌باشد. المسألة الثامنة و العشرون: در بيان حقيقت نفس مى‌باشد. المسألة التاسعة و العشرون: در این مسأله بحث شده است از اثبات خلاء. المسألة الثلاثون: در این مسأله كه از 7 فصل تشكيل يافته، بحث شده از اثبات معاد جسمانى و روحانى و دفع شبهات آن. المسألة الحادية و الثلاثون: در این مسأله نبوت حضرت خاتم(ص) اثبات شده است. المسألة الثانية و الثلاثون: در اثبات عصمت انبياء(ع) مى‌باشد. المسألة الثالثة و الثلاثون: در بيان افضليت ملائكه بر پيامبران و يا برعكس آن مى‌باشد. المسألة الرابعة و الثلاثون: در این مسأله از كرامات اولیاء بحث شده است. المسألة الخامسة و الثلاثون: در این مسأله طى 4 فصل بحث شده است، از ثواب و عقاب، انقطاع عذاب و خلود و به شبهات معتزله و مرجئه پاسخ داده شده است. المسألة السادسة و الثلاثون: این مسأله اختصاص يافته به انقطاع عذاب فساق. المسألة السابعة و الثلاثون: در این مسأله بحث شده است از شفاعت. المسألة الثامنة و الثلاثون: در این مسأله در مورد يقينى بودن ادلۀ لفظى بحث شده است. المسألة التاسعة و الثلاثون: در این مسأله طى 5 فصل بحث شده است از امامت، ادلۀ آن و امام بعد از پيامبر(ص). المسأله الاربعون: در این مسأله بحث شده است از مقدماتى كه مى‌شود در مطالب عقلى به آنها رجوع نمود.
وافی بكلام المثبت والنافی (فی شيئية المعدوم):رسالة تنزيه ذات خالق العالم...
نویسنده:
نصیرالدین عبدالله بن حمزه بن عبدالله الطوسی المشهدی؛ تحقیق و تقدیم و تعلیق عمار جمعه فلاحیه
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
بررسی تطبیقی ثبوتات ازلی در نزد معتزله،صور مرتسمه در نزد ابن سینا و اعیان ثابته در نزد ابن عربی
نویسنده:
رقیه بدری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علم خداوند به مخلوقاتش پیش از ایجاد آن‌ها، یکی از مسائل مهمی است که از دیرباز در میان متفکران الهی أعم از ‏متکلمان، فیلسوفان و عرفای اسلامی مورد توجه بوده است و در این زمینه بحث‌ها و کاوش‌های عقلانی صورت ‏گرفته است. هر یک از متفکران الهی در این زمینه بر اساس مبانی خود، پاسخ‌هایی به این سوال داده‌اند. متکلمان ‏معتزلی، که به عقل‌گرایی معروفند در این زمینه نظریه‌ی ثبوتات ازلیه را مطرح کردند. آن‌ها حقایق و ذوات اشیاء را ‏در حالت عدم دارای یک نحو ثبوت عینی می‌دانستند و می‌گفتند علم خدا پیش از ایجاد مخلوقاتش به این ذوات ‏تعلق می‌گیرد همچنین آن‌ها، این ذوات را در حال عدم دارای ثبوتی ازلی و ابدی و غیر مجعول می‌دانستند.‏‏از فلاسفه‌ی مشائی، فارابی و ابن سینا و پیروان آن‌ها بر این باور بودند که صورت‌های علمی و عقلی اشیاء از ‏ازل در ذات حق تعالی مرتسم هستند. به اعتقاد آن‌ها، خداوند به ذاتش علم حضوری اجمالی دارد و به اشیاء، قبل ‏از ایجاد آن‌ها علم حصولی تفصیلی دارد. صورت علمی تمام موجودات عالم از قبل در پیشگاه الهی است و خداوند ‏به تمام جزئیات اشیاء از قبل به صورت کلی و ثابت علم دارد و نحوه‌ی علم خداوند بدین صورت است که قبل از ‏پیدایش، حین پیدایش و پس از پیدایش ثابت است و تغییر نمی‌کند. به عبارتی، تغییر معلومات و جزئیات اشیاء ‏سبب تغییر در علم خدا نمی‌شود و همان علم منشأ پیدایش افعال و اشیاء می‌شود. علم عنایی خدا، علت صدور ‏افعال اوست، بنابراین خداوند فاعل بالعنایه است.‏‏ابن عربی نیز، با اعتقاد به این که تمام ماسوی الله ظهورات حق تعالی هستند، ماهیات اشیاء را در حضرت ‏علمیّه، دارای یک نحو ثبوت علمی می‌داند که این حقایق در پرتو تجلّی حق تعالی به منصّه‌ی ظهور می‌رسند. ‏متکلمان معتزلی، ابن سینا و ابن عربی هر یک بر اساس مبنا و نظام فکری خویش قائل به این نظرات شدند که با ‏مقایسه‌ی نظرات هر یک از آن‌ها در می‌یابیم علاوه بر وجوه مشترک، تفاوت‌هایی نیز وجود دارد از جمله اینکهابن ‏سینا، علم الهی به ماسوا را از طریق صور مرتسمه یا به عبارتی از طریق صورت‌های علمی اشیاء می‌داند که لوازم ‏وجود واجب الوجود هستند و از علم فعلی او نشأت گرفته‌اند ولی ابن عربی با اعتقاد به اینکه اعیان ثابته مظاهر یا ‏صورت‌های اسماء الهی‌اند, علم خداوند به اشیاء را از طریق اعیان ثابته می‌داند به گونه‌ای که اعیان ثابته از فیض ‏اقدس ناشی شده‌اند و از ذات حق تعالی که غیب الغیوب محض است تجلی یافته اند. به عبارت دیگر نظامی که ابن ‏سینا بدان قائل است، نظام علّی و معلولی است و در آن ترتیب وجود دارد. بدین صورت که ابتدا به صورت عقل ‏اول، سپس به صورت عقل دوم و ...، علم می‌یابد. به عبارتی نظام تشکیکی است. در حالی که در نظام ابن عربی ‏اینگونه نیست که صورتی پس از صورت دیگر واقع شود بلکه جهان صورت علم خداست و همه‌ی مراتب علم به ‏دو مرتبه‌ی غیب و شهود برمی‌گردد و علم الهی به ماسوا به صورت انطوای کثرت در وحدت است، به عبارتی ‏وحدت وجودی است.‏‏یکی از وجوه افتراق میان ابن عربی و معتزله نیز این است که ابن عربی، ثبوت اعیان ثابته را علمی و در تعیّن ‏ثانی و حضرت علمیّه می‌داند؛ یعنی مراد وی از اینکه اعیان ثابته در حال عدم ثابت‌اند این است که به وجود علمی ‏موجودند و به وجود عینی معدوم. در حالی که معتزله، قائل به ثبوت عینی و خارجی معدومات ممکن می‌باشند.از ‏وجوه ممیّز میان ابن سینا و معتزله نیز، این است که ابن سینا علم الهی به ماسوا را علم عنایی می‌داند و معتقد است ‏خداوند فاعل بالعنایه است، در حالی که معتزله، خدا را فاعل بالقصد می‌دانند.‏
  • تعداد رکورد ها : 6