جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1132
بررسی و تحقیق درباره نامه محی الدین ابن عربی به امام فخر رازی
نویسنده:
تقی تفضلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
تحلیل و بررسی حسن و قبح عقلی از دیدگاه فخر رازی و خواجه طوسی ناظر به کتاب تلخیص المحصل
نویسنده:
سارا راستی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , خلاصه اثر , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
خواجه‌ی طوسی از متکلمین امامیه است که داعیه‌ی حسن و قبح عقلی را دارد. بنابراین او باید در هر امری به عقل و روش عقلی مراجعه کند و حال آنکه روش نقلی و استفاده از آیات و روایات برایش غیر معمول نیست. خصوصا در بحث ایمان، دلایل نقلی بسیاری را مطرح می‌کند. فخر رازی نیز متفکر پر آوازه‌ی اشعری است که او را بر خلاف اشعری بودنش، فردی عقل‌گرا می‌یابیم. در این زمینه چند احتمال به ذهن متبادر می‌شود:الف- عقل گرایی فخرالدین رازی، به این معناست که او به حسن و قبح عقلی معتقد است. ب- فخر رازی به زبان حسن وقبح شرعی را تایید می‌کند، ولی در عمل ملتزم به آن نیست.ج- فخر رازی کاملا معتقد به حسن و قبح شرعی است و برای عقل گرایی‌اش توجیه دیگری وجود دارد.در استخراج مبانی حاصل از استدلال‌های فخر، برای مورد بموارد متعدد پیدا می‌کنیمفخر هم به کافی نبودن عقل اذعان دارد و هم عدم استفاده از آن را تاب نمی‌آورد. امر دیگری که پیرامون فخر مورد مناقشه است، تهافت و تناقض گویی‌های او در کتب و نوشته‌های مختلف درباره‌ی موضوعات مختلف است.آیا فخر رازی با عقل به شکل مطلق مخالف است؟ پاسخ این سوال، قطعا منفی خواهد بود، زیرا کسی که با عقل به شکل مطلق مخالف است، در نقلیات از آن بهره نمی‌برد. آنچه فخر رازی شدیدا با آن مخالف است، چیزی جز عقل مستقل نیست. اتفاقا فخر موافق عقل منفعل از دین و عقل ابزاری است و چنانکه آورده شد در سمعیات نیز از آن استفاده‌ها کرده و بهره‌ها برده است. ممکن است سوالی پیش بیاید که آیا ممکن است کسی با اصل تناقض مخالف باشد ولی بتواند عقل منفعل از دین را بپذیرد؟ به نظر می‌رسد که چنین چیزی ممکن نباشد. هر چند فخر با اصل تناقض مخالفت می‌کند ولی نیک می‌داند که نفی اصل تناقض، نقل را هم زیر سوال می‌برد. بنابراین با عقل مستقل به شکل مطلق مخالفت نمی‌کند اما نقش عقل مستقل را در حد درک ناتوانی‌های عقل می‌داند و به عبارتی برای آن نقشی سلبی قائل می‌شود.با توجه به این نکته نباید فخر را فردی متضاد در عقیده و عمل دانست. او از این روش برای محدود کردن عقل بهره می‌جوید، زیرا غیر از این طریق، راه دیگری برای این مهم، قابل تعریف نیست.بنابراین به نظر می‌آید تنها عملی که فخر عقل را در آن، مستقل از نقل می‌داند، تعیین نقشی سلبی برای اوست و آن این که عقل در چه محدوده‌ای نمی‌تواند وارد شود. شاید بتوان به همین دلیل او را امام المشککین دانست. زیرا او به تمام آن چه حاصل عقل است می‌تازد و در تمامی آن‌ها تشکیک وارد می‌کند تا آن‌ها را از قطع عقلی بیرون آورد.در مقابل، خواجه‌ی طوسی قرار دارد که چون پیرو حسن و قبح عقلی است، در مقابل نقل صریح، سر تسلیم فرود می‌آورد. زیرا عقل برای او حجیت صد درصدی ندارد. برای او نیز عقل تعیین کننده‌ی محدوده‌ی جولانگاه عقل است و این یعنی محدوده‌ی عقل در حسن و قبح رانیز عقل تعیین می‌کند.
مبانی نظری جاودانگی انسان از دیدگاه فخررازی - ابن عربی و ملاصدرا
نویسنده:
محسن موسی وند
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سوال از جاودانگی انسان از دیرباز دغدغه بشر بوده است و سعی او برای یافتن پاسخی به این سوال مشهود است. کیفیت دفن مردگان در انسانهای بدوی نشان دهنده اهتمام و توجه آنها به مساله حیات پس از مرگ بوده است. آنچه که درباره جاودانگی انسان مطمح نظر است و می تواند به عنوان مبانی جاودانگی انسان مورد پرسش، استدلال و یا نقد واقع شود در پنج محور خلاصه می شود: دو ساحتی بودن انسان، جوهریت بعد دوم، تجرد بعد دوم انسان، اصالت ساحت مجرد انسان، بقا یا جاودانگی نفس انسانی. در این راستا توجه به باور مربوط به جاودانگی نفس و روح وتأمل در مورد آن در میان فرقه هایی که هنوز به قدرت خواندن و نوشتن دست نیافته بودند به ویژه اقوام آفریقا، استرالیا، آمریکا و آسیا بسیار حائز اهمیت است.از یک طرف اعتقاد به تناسخ نفوس و از سوی دیگر، پرستش نیاکان، پیوندی جدایی ناپذیر با جاودانگی نفس و زندگی پس از مرگ دارد. لازم است ذکر شود که میان پرستش نیاکان با تقدیس مردگان و تکریم آنها پس از مرگ تفاوت وجود دارد. تکریم در گذشتگان جزء پاره ای از آداب و رسوم است در صورتی که پرستش نیاکان، یعنی افراد برگزیده ای که نقش قابل توجهی در زندگی اقوام خود ایفا نموده اند، جزء عناصر بنیادی باورهای مردم و ادیان ابتدایی اقوام ذکر شده محسوب می شود و حیات جاودان دارند.این رساله به بررسی اندیشه های سه متفکر جهان اسلام یعنی فخر رازی، ابن عربی و ملاصدرا می پردازد و دیدگاه های ایشان پیرامون این پنج محور مطرح شده را واکاوی می کند. ضمن اینکه اقسام جاودانگی و کیفیت جاودانگی انسان و بررسی ملاک انسانیت انسان و تعریف انسان نیز از مباحث این رساله می باشد.
دیدگاه ملاصدرا درباره ی عصمت انبیا از گناه
نویسنده:
رضا اکبری، عباسعلی منصوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عصمت انبیا از گناه از جمله مسایلی است که ملاصدرا به آن توجه نموده‌ است.او بیش‌تر مطالب خود را درباره‌ی عصمت در تفسیری که بر آیات قرآن دارد آورده است.ملاصدرا در تعریف عصمت،بیانات متفاوتی دارد که به‌رغم اختلافات‌ ظاهری،می‌توان همه‌ی آن‌ها به یک تعریف ارجاع داد.غالبا او تعاریف خود را نه به صورت کاملا مستقل،بلکه در لابه‌لای بیان ادله‌ی عصمت و هنگام تأویل‌ آیات مربوط آورده است.ملاصدرا در مورد حیطه‌ی زمانی عصمت،معتقد به‌ عصمت انبیا قبل و بعد از نبوت است.او انبیا را از کفر و شرک و از گناهانی که‌ منافی تبلیغ و رسالت است مطلقا-چه سهوا و چه عمدا-معصوم می‌داند. ملاصدرا دلایل موجود بر نفی کبیره‌ی سهوی قبل از بعثت و صغیره‌ی عمدی غیر نفرت‌آور و عدم جواز نسیان را کافی نمی‌داند و وجه ناکافی بودن برخی از این‌ ادله را نیز بیان می‌کند.او برای اثبات ضرورت عصمت انبیا،ده دلیل اقامه می‌کند. این استدلال‌ها مبتنی بر مقدمه‌ای شرعی بوده و ملا صدرا در بیان آن‌ها از فخر الدین رازی متأثر است.در مورد چگونگی حصول عصمت،او عصمت را یک‌ عطیه‌ی الاهی و مقام خدادادی می‌داند که نوع بشر به نفسه نمی‌تواند به این مقام‌ برسد،مگر با نصرت و تأیید الاهی،روش ملا صدرا در تفسیر آیات مورد تمسک‌ مخالفان عصمت،حمل این آیات بر ترک اولی است.
صفحات :
از صفحه 1 تا 20
پژوهشى در زمینه آیه ‏الاکمال
نویسنده:
احمد فقیهى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
چکیده :
در بخش اول اين نوشتار، كه در شماره 24 به محضر اهل معرفت تقديم گرديد، در زمينه مفردات آيه سوم از سوره مباركه مائده، تقديم «اليوم» بر «لكم»، نكاتى درباره «اكمال» و «اتمام»، معترضه بودن بخشى از آيه، ارتباط و هماهنگى بين دو بخش «اليوم» در آيه و منظور از آن در آيه مزبور، هم چنين نكاتى در باب روزنه اميد كافران، برداشته شدن زمينه ترس و اكمال دين مطرح گرديد. اكنون در ادامه سخن، بحث را درباره اكمال دين ادامه مى دهيم و سخن را در ديگر موضوعات پى مى گيريم.
تحلیل تطبیقی دیدگاه علامه طباطبائی و فخر رازی درباره تکلم الهی
نویسنده:
عبداله نصری، معصومه مرزبان
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبائی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از پرمخاطره‌ترین مسائل در تاریخ اندیشه‌های کلامی، مسئله کلام خداوند است. متکلّمان مسلمان، نخست تحت تأثیر آیات قرآن و احادیث پیامبر(ص) و آنگاه در مواجهه با اندیشه‌های مسیحی درباره تثلیث و فلسفه یونان، مسئله صفات را ارائه داده‌اند. پس از آن بر مبنای تلقی‌های متفاوت از صفات الهی، اختلاف‌ها و مشاجره‌هایی درباره متکلّم بودن خدا به‌وجود آمد. با توجّه به دیدگاه‌های متکلّمان مسلمان درباره کلام خدا می‌توان گفت که در طول تاریخ این مسئله دغدغه بسیاری از متفکّران بوده و در مواجهه با مسائل فرهنگی، اجتماعی و گاه سیاسی، صورت‌های متفاوتی به خود گرفته است. اندیشمندان مسلمان در پی پاسخی مستدل به پرسش حقیقت کلام خداوند، مباحثی را مطرح کرده‌اند که در این میان اندیشه فخر رازی و نظریّه علاّمه طباطبائی از ژرف‌نگری خاصّی برخوردار است و نوشتار پیش رو، با هدف مقایسه و ارزیابی این دو نظریّه تدوین شده است. فخر رازی معتقد است ورای این الفاظ، در ذهن متکلّم معانی قرار دارد و حقیقت کلام همین معانی است که آن را کلام نفسی می‌نامند. در پاسخ گفته شده است که در ذهن متکلّم ورای الفاظ، معانی قرار دارد، امّا اینکه به این معانی کلام گفته شود، مورد قبول نیست و دلیلی بر اثبات آن وجود ندارد و در عرف به معانی، کلام گفته نمی‌شود، در جمله‌های خبری غیر از علم و در جمله‌های انشایی غیر از اراده و کراهت، چیزی به نام کلام نفسی وجود ندارد و هر چه است، همان علم و اراده است. در مقابل، نظرات علاّمه طباطبائی دالّ بر مجهول بودن حقیقت کلام الهی دارد. به اعتقاد علاّمه، از آیات قرآن چنین به دست می‌آید که خداوند با برخی از بندگان خود حقیقتاً سخن گفته است و سخن گفتن خداوند همانند سخن گفتن ما با عبور هوا از حنجره و نیز به ارتعاش درآوردن تارهای صوتی نیست، امّا اینکه حقیقت این سخن گفتن چیست، برای ما نیز معلوم نیست و تنها این را می‌دانیم که آثار کلام الهی همان «کشف ما فی الضّمیر» است و از این نظر، بین کلام خداوند و کلام بندگان تفاوتی نیست. کلام حق همان افاضه، افاده و ظهور علوم مکنونه و اسرار مخزونه غیبیّه بر کسانی است که حضرت الهی اراده فرموده، مورد اکرام او قرار گیرند و این کتاب‌های آسمانی که مجموعه‌ای از حروف و کلمات هستند (قرآن و سایر کتاب‌های الهی) همگی کلام الهی می‌باشند. کلام نسبت به هر متکلّمی نوعی خاصّ است و در باب حق تعالی از نظر ظهور آن در عوالم روحانی، برزخی، حسیّ و نیز از نظر متعلّقات کلام یا مخاطب‌های مختلف، متنوّع و ذو مراتب می‌گردد، امّا در جهت ذات حق مراتبی ندارد.
صفحات :
از صفحه 31 تا 60
امکان معرفت عقلی به خداوند متعال از منظر حکیم سبزواری
نویسنده:
محمد هادی توکلی , اعظم قاسمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به‌طور معمول در آثار فلسفی مسلمین، معرفت پذیری خداوند به صورت مستقل مورد بررسی قرار نگرفته است و بلکه در بیشتر موارد به عنوان یک اصل موضوع تلقی گشته است. حکیم سبزواری علی‌رغم رویکرد منتقدانه‌ای که در نسبت با اندیشه‌های تعطیل‌گرایانه اتخاذ نموده، عقل را بدون مدد الهی عاجز از معرفت خداوند می داند و بیان می کند آنچه که خداوند را از طریق براهین می شناسد، عقلیست که به نور خداوند تقویت گشته است و در عین حال عقل از نیل به کنه ذات خداوند ناتوان است، بدانجهت که علم حصولی اکتناهی منوط به حصول تام ماهیت معلوم برای عالم است و خداوند به سبب تنزه از ماهیت از دسترسی عقول مبرا می باشد. حکیم سبزواری در تبیین نظریه خویش علاوه بر اقامه استدلال، به روایات صادره از ناحیه عصمت و نیز بیانات اهل معرفت استشهاد نموده است.
صفحات :
از صفحه 1 تا 18
ت‍ل‍خ‍ی‍ص‌ ال‍م‍ح‍ص‍ل‌ ال‍م‍ع‍روف‌ ب‍ن‍ق‍د ال‍م‍ح‍ص‍ل
نویسنده:
‌ت‍ال‍ی‍ف‌ ال‍خ‍واج‍ه‌ ن‍ص‍ی‍رال‍دی‍ن‌ ال‍طوس‍ی‌
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , شرح اثر , حاشیه،پاورقی وتعلیق , خلاصه اثر , نقد و بررسی کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ب‍ی‍روت‌: دار الأضواء,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اين كتاب تلخيص و تحليل انتقادى كتاب« محصل أفكار المتقدمين و المتأخرين» امام فخر رازى مى‏باشد. خواجه نصير الدين طوسى در مقدمه كتاب علت تأليف كتاب را اين‏گونه بيان مى‏كند:«در اين زمان از كتب اصولى كه بين مردم متداول است جز كتاب محصل كتابى در دست نيست و آن نيز برخلاف نامش مشتمل بر غث و سمين بسيار مى‏باشد. خواستم كه آنرا از زوائد خالى و مهذب نمايم و آنچه بحث در آن واجب است ذكر كنم اگرچه عده‏اى از افاضل بر اين كتاب شروحى نوشته‏اند و براى توضيح و تبيين مطالب آن جهد و كوشش فراوانى كرده‏اند ليكن هيچ‏يك چنانكه بايد موفق نگشته و از عهده آن چنانكه قاعده انصاف است برنيامده‏ اند». كتاب به‏ طور كلى به چهار ركن و هرركن گاه به اقسام و مسائلى تقسيم مى‏شود كه در ذيل مى‏آيد: الركن الاول فى المقدمات: مولف در اين ركن 3 مقدمه بيان مى‏كند. مقدمه اول در بيان علوم بديهيه و مباحث مربوط به آن مى‏باشد. مقدمه دوم در موردنظر و احكام آن مى‏باشد. در مقدمه سوم مولف به دليل و اقسام آن مى‏پردازد. او دليل را به ادله نقليه و عقليه و مركب از اين دو تقسيم مى‏كند و استدلال را تقسيم مى‏كند به قياس، استقراء و تمثيل. سپس در توضيح هريك از آنها و اينكه كدام‏يك از آنها افاده علم مى‏كند سخن مى‏گويد. الركن الثانى فى تقسيم المعلومات: مولف حول موجودات، معدوم و حال بحث مى‏كند. او موجودات را در تقسيمى به واجب و ممكن تقسيم كرده و خواص واجب لذاته و ممكن لذاته را طى مسائلى بيان مى‏كند. او در تقسيمى ديگر موجودات را به قديم و محدث تقسيم كرده و محدث را به عرض و جوهر تقسيم مى‏كند. او اعراض را به دو قسمت اصلى تقسيم مى‏كند: الاعراض فى غير الحى و الاعراض التى لا يتصف بها غير الحى و هركدام از اين دو را هم به اقسامى ديگر تقسيم كرده و احكام هريك ازآنها و احكام كلى اعراض را بيان مى‏كند. او اجسام را به جواهر فلكيه و عنصريه و مركبات تقسيم مى‏كند و ملائكه و جن را از جواهر مجرده مى‏داند. و در خاتمه اين ركن بحث مى‏كند از احكام موجودات كه عبارت است از مباحث وحدت و كثرت و علت و معلول. الركن الثالث فى الالهيات: مولف مباحث الهيات را به چهار قسم تقسيم مى‏كند. قسم اول در بيان ذات خداوند و اثبات وجود بارى تعالى مى‏باشد. در قسم دوم ابتداء بحث مى‏كند از صفات سلبيه خداوند عز و جل، سپس در مورد صفات ثبوتيه او سخن مى‏گويد. در قسم ثالث مولف بحث مى‏كند از افعال خداوند و از قضاء و قدر و اثبات مى‏كند حسن و قبح عقلى را و اينكه خداوند عادل است. در قسم رابع از اسماء بارى تعالى بحث مى‏كند. الركن الرابع فى السمعيات: مولف بعضى از مباحث اعتقادى را از سمعيات شمرده و در چهار قسم آنها را بيان كرده است( البته بايد توجه داشت كه تقسيم‏بندى ابواب كتاب از فخر رازى است) القسم الاول فى النبوات: مولف در اين مبحث از معجزات و فوائد بعثت، ضرورت نبوت، عصمت انبياء( ع) و افضليت انبياء از ملائكة بحث مى‏كند. القسم الثانى فى المعاد: در اين مبحث از معاد، نفس، تناسخ، وعد و وعيد بحث مى‏شود. القسم الثالث فى الاسماء و الاحكام: مولف در اين مبحث از ايمان و كفر و مسائل مربوط به اين دو بحث مى‏كند. القسم الرابع فى الامامة: مولف در اين مبحث ابتداء اقوال فرق مختلف را حول وجوب امامت بيان كرده سپس فرق مختلف شيعه را به اماميه، كيسانيه، زيديه و غلاة تقسيم كرده و عقائد آنها را بيان مى‏كند. او فرق مختلف كيسانيه و زيديه را شمرده و عقائد هريك از آنها را بيان مى‏كند و در پايان مبحثى را اختصاص مى‏دهد به مذهب اماميه و شرح عقائد و اثبات حقانيت آن.
رازستانی و رمزگشایی اختلاف دیدگاه های شیخ الرییس درباره نظام فیض
نویسنده:
عین اله خادمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
چکیده :
برخلاف تصور برخی نویسندگان، شیخ در آثار مختلف خویش درباره نظام فیض، نظریه واحدی ارایه نداده است. بلکه با تامل در مکتوبات او در می یابیم که شش اختلاف - تبیین نظام فیض بر اساس نظام ثنایی یا ثلاثی با استفاده از مولفه علم یا تعقل، دفاع از نظریه تجلی به عنوان بدیل نظریه فیض، انکار و اثبات فاعلیت برای حضرت حق، عقل فعال و صادر اول و اختلاف درباره تعداد عقول - را می توان در آثار او رصد کرد. در تحلیل و رمزستانی اختلاف دیدگاه های شیخ الرییس، شش نظریه ذیل شایان بررسی است: ناظر بودن نظریه های مختلف به امکان پیدایش کثیر از واحد، توجیه و جمع آرای شیخ، تعیین نظریه شیخ در الاشارات به عنوان آخرین دیدگاه او، ناهماهنگی میان دیدگاه های شیخ در مکتوبات متعددش، سیر تحول نظریه شیخ از خلق به تجلی، تمایل ابن سینا به ابداع نظریه نوین و عدم توفیقش، به زعم نگارنده، به جهت برخی نقایص پنج نظریه اول و برخی نقاط قوت نظریه اخیر، در مجموع، نظریه ششم بر سایر نظریه ها برتر است.
صفحات :
از صفحه 67 تا 90
ارتباط دین و فلسفه از دیدگاه فخر رازی و ویتگنشتاین متاخر
نویسنده:
محمدحسین مهدوی نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
مساله رابطه دین و فلسفه از مسائل مهم در عرصه الهیات و فلسفه است که از دیر باز توجه فیلسوفان و متکلمان ادیان مختلف را به خود معطوف داشته است. ویتگنشتاین در دوره دوم حیات فلسفی خود با توجه به کاربرد کلمات برای شناخت معنای آن ها و با تاکید بر تنوع کاربردهای زبان و کثرت بازی های زبانی معتقد است که بازی های زبانی از نحوه های زندگی گوناگون نشات می گیرند و هر نحوه ای از زندگی دارای زبان خاص خود است. گفتار دینی هم یک بازی مستقل با زبانی یکتاست که در نحوه ای از زندگی حک شده است و قواعد و منطق خاص خود را دارد بنابراین، مفاهیم و گزاره های دینی در درون بازی زبانی دین معنا می یابد و زبان دینی فقط برای کسانی که در نحوه زندگی دینی شرکت دارند قابل فهم است . از نظر ویتگنشتاین کاربرد زبان در بیان باورهای دینی به هیچ وجه شباهتی با کاربرد آن در اظهار امر وتقع ندارد باور دینی گونه ای زیستن یا طریقه ای برای ارزیابی زندگی است تعهدی شورمندانه و تزلزل ناپذیر است که کل زندگی فرد را نظم و نسق می بخشد و مبینی بر شواهد و دلایل نیست از این رو نه از جانب علم و فلسفه مددی می یابد و نه هرگز گزندی می بیند. از سوی دیگر با این که فخررازی بر کار کرد عقل در اثبات حقانیت اصل دین و فهم معتقدات دینی تاکید می ورزد و منقولات را در پرتوی معقولات معتبر می شمارد در دوره متاخر به محدودیت و ناتوانای عقل در کار خداشناسید و دشواری کار حقیقت شناسی توجه می یابد و با گرایش به شیوه اهل عرفان راه عرفانی - قرآنی را برمی گزیند و بدین سان به ایمان گرایی خرد پیشه می گراید بدین معنا شیوه ای دوگانه در پیش می گیرد آن جا که براهین مناسبی در اختیار دارد با طیب خاطر از آن براهین استفاده می کند اما آن جا که دلایل را در اثبات یا نفی یک مساله یکسان یا آن ها را خلاف خود می بیند به ایمان محص متوسل می شود. او در ارزیابی های عقلانی مدعیات دینی برخی از آن ها را فراتر از عقل و استدلال های عقلنی می یابد و با حکم به خرد گریزی آن ها بر ایمان دینی در قالب وحی و شهود تاکید می ورزد. در این پژوهش دیدگاه فخررازی و ویتگنشتاین متاخر را در مساله رابطه دین و فلسفه با تاکید بر مبانی و پیش فرض ها و لوازم منطقی آن ها بیان کرده مقایسه و ارزیابی هر یک از این دو دیدگاه را وجهه همت خویش ساخته ایم.
  • تعداد رکورد ها : 1132