مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
احساس (ر.ک به شاخه راه های معرفت) استدلال (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تحلیل عقلی) تصدیق (ر.ک به شاخه علم حصولی) تصور(ر.ک به شاخه علم حصولی) تعریف (ر.ک به شاخه تصور نظری) تعقل (ر.ک به شاخه راه های معرفت) راه های معرفت رویکردهای معرفت شناسی صدق (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه قضیه صادق) علم به جهان خارج علم(حصولی و حضوری) فرا معرفت شناسی قضیه (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تصدیق) موانع معرفت
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1191
معرفت‌شناسی دینی؛ مقایسه دیدگاه‌های قاضی عضدالدین ایجی و علامه حلی
نویسنده:
محمد سعیدی مهر، فرزاد فتاحی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اصفهان: حوزه معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معرفت‌شناسی دینی در واقع محصول رویکرد معرفت‌شناختی به معارف دینی است. در سنت اسلامی، دغدغه طرح منسجم مباحث معرفت‌شناسی دینی در میان متکلمان بیش از فیلسوفان مسلمان به چشم می خورد. با توجه به ضرورت طرح و بررسی مباحث معرفت شناسی دینی متکلمان، مقاله حاضر با استخراج و تحلیل دیدگاههای دو متکلم برجسته یعنی علامه حلی و قاضی عضدالدین ایجی‌، می کوشد به مقایسه منظومه معرفت شناختی آن ها بپردازد. نتیجه این مطالعه مقایسه ای نشان می دهد که هر دو متکلم به مسائل مهمی در حوزه معرفت شناسی (به‌طور عام) و نیز معرفت‌شناسی دینی (به‌طور خاص) از جمله تعریف علم، اقسام علم، امکان دستیابی به علم، تعریف نظر، وجوب نظر و... پرداخته اند. هر چند در بسیاری از این مباحث معرفت شناختی این دو متکلم رویکرد کما بیش مشابهی اتخاذ کرده اند مهم ترین اختلاف آن ها بر سر نحوه وجوب نظر است؛ ایجی به پیروی از غالب متکلمان اشعری از شرعی بودن وجوب نظر دفاع می کند در حالی که علامه حلی به مثابه یک متکلم امامی که قایل به حسن و قبح عقلی است به عقلی بودن این وجوب باور دارد.
صفحات :
از صفحه 39 تا 56
معرفت‌شناسی دینی از دیدگاه قاضی عضدالدین ایجی و علامه حلی
نویسنده:
فرزاد فتاحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در عصر حاضر، رویکرد معرفت‌شناختی به معارف دینی، معرفت‌شناسی دینی را رقم می‌زند. متکلمان مسلمان سده‌های میانه، پیش از ورود در معارف اصلی علم کلام مانند خداشناسی و نبوت و معاد، با پرسش‌هایی معرفت‌شناختی در باب چیستی علم، امکان معرفت، شکاکیت و... مواجه شدند، درحالی که در آن زمان، دانشی مستقل به ‌نام معرفت‌شناسی (به‌ منزله محمل آن مباحث) مطرح نبود. در نتیجه آن‌ها مجموعه‌ای از مباحث را ذیل عنوان عام « نظر» در ابتدای کتاب‌های خویش آوردند که از حیث انسجام و دقت‌های تحسین‌برانگیز، جالب توجه است؛ به‌ویژه این‌که علاوه بر مباحث عام معرفت‌شناسی، بحث‌های خاص معرفت‌شناسی دینی را سامان داده و پشتوانه‌های معرفت‌شناختی معارف دینی را – به‌قدر وسع خویش- تامین کردند.بر مبنای فوق، ما به کنکاش در کتاب‌های کلامی پرداختیم و از باب نمونه، سراغ قاضی عضدالدین ایجی و علامه حلی رفتیم تا مجموعه مباحث معرفت‌شناسی آن‌ها را توصیف و تحلیل کنیم و نشان دهیم که این متکلم اشعری و شیعی و متکلمانی که آراء آن‌ها در آثار این دو بیان و نقد شده، دقیقا توجه خود را معطوف به چه موضوعاتی در معرفت‌شناسی کرده‌اند و محتوای سیر منسجم آن‌ها در معرفت‌شناسی دینی چیست؟ بی‌شک، این توصیف و تحلیل، آغاز راه در سامان دادن به تحقیقاتی از این دست خواهد بود که در پیمودن آن گزیری نبود؛ چراکه پیش از ورود به مقایسه معرفت‌شناسی (دینی) متکلمان مسلمان و متفکران معاصر مغرب‌زمین، استخراج و تبیین مطالب غنی اما مغفول مسلمانان و نشان دادن استحکام و انسجام آن‌ها به‌صورت تفصیلی و موردی ضرورت دارد. در واقع محصول این پایان‌نامه، می‌تواند شاهد گرفتن مباحث این دو متکلم برای اثبات قوت و امکان دیالوگ با معرفت‌شناسی معاصر با تکیه بر غنای علمی پیشینیان ما تلقی شود.قاضی ایجی و علامه حلی، هر کدام با رویکرد کلامی خویش و طبق ساختاری کم و بیش مشابه، ابتدا به مباحث معرفت‌شناسی عام نظیر چیستی علم و معرفت، اقسام علم، علوم ضروری، راه حصول علم (نظر)، شکاکیت، امکان معرفت و... پرداخته و سپس وارد مباحث خاص معرفت‌شناسی دینی از جمله امکان معرفت خداوند و ضرورت و وجوب معرفت خداوند، اولین واجب و... شده‌اند. آن‌چه نظام و انسجام سیر مباحث ایشان را حفظ کرده، همان رویکرد معرفت‌شناختی به معارف دینی است که شامل چهار محور اصلی زیر است و هر محور به‌منزله گام‌هایی است که ترتیبی منطقی دارند:1. حصول علم و معرفت برای انسان امکان دارد.2. علم و معرفت نسبت به متعلقات ایمان دینی (مبدأ و معاد) امکان دارد.3. راه عام کسب علم و معرفت خداوند، «نظر» (تفکر و استدلال) است و نظر، علم را افاده می‌کند.4. نظر کردن در معرفت خداوند متعال واجب و ضروری است (عقلا یا شرعا).سعی ما بر نشان دادن این محورها بوده اما تنظیم فصل‌ها و مباحث را تقریبا طبق همان ساختار متکلمان مورد نظر قرار دادیم تا گزارش توصیفی و تحلیلی خود را با واقعیت بکر و دقیق موجود در کتاب‌های کلامی وفق دهیم. در قسمت نتیجه، جمع‌بندی مباحث را در قالب محورهای مزبور نشان دادیم.
حدیث عقل/ تعلیقات علامه طباطبایی بر بحارالانوار
نویسنده:
ابراهیم سیدعلوی
نوع منبع :
حاشیه،پاورقی وتعلیق , کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
معرفت‌شناسی دینی علامه طباطبایی
نویسنده:
مهدی جلالوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دین اسلام، برنامه‌ای کامل و جامع است که پاسخگوی تمام نیازهای بشر بوده و خدای متعال، به منظور هدایت انسان در رسیدن به کمال، توسط پیامبر خویش، آن را ابلاغ نموده است. از آنجایی که خدای متعال، در بسیاری از آیات کتاب وحی، اشارت صریح به مطلوب نداشته و کشف آن را به فهم بشر موکول نموده است، یکی از مباحثی که از گذشته توجه اندیشمندان دینی را به خود معطوف داشته و امروزه شدت بیشتری به خود گرفته، نحوه فهم و کشف مقصود واقعی باری تعالی است، تا به سبب آن کمال موعود الهی انسان تحقق یابد. صاحبان آراء دینی شیوه‌های متفاوتی را جهت نیل به این مقصود، مستمسک خویش قرار داده‌اند؛ از این میان طریق علامه طباطبایی که از جامعیت و نزدیکی بیشتری به واقع برخوردار بوده، مورد کاوش این تحقیق قرار گرفته است. لذا ضمن بررسی بسترها و زمینه-هایی که در شکل‌گیری اندیشه این عالم ربانی تأثیر داشته، پیش‌فرض‌های معرفتی وی برای ورود به معرفت دینی، در باور به خدا، دین، انسان و جهان دانسته شد. با پذیرش این پیش-فرض‌ها و استمداد از منابع معرفت که شامل قرآن، سنت و عقل می‌باشند، مقدمات فهم دین، مهیا می‌گردد. علامه طباطبایی در این مسیر، برخلاف بسیاری که فهم دین را تنها متعلق یک روش دانسته‌اند، کشف معرفت دینی را از سه طریق ظواهر دینی، عقل و عرفان ممکن دانسته و در عین تفکیک میان این روش‌ها، محصولات آنان را هماهنگ قلمداد نموده است. در پایان این اثر، آسیب‌های و تهدیدهایی که معرفت دینی را خدشه‌دار می‌نمایند، احصاء و عملکرد علامه در مقابله با آنان بررسی شده است.
بررسی تطبیقی حسن و قبح عقلی از دیدگاه علامه طباطبایی و شهید مطهری
نویسنده:
سکینه نصیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نام خانوادگی: نصیری نام: سکینهعنوان:بررسی تطبیقی حسن و قبح عقلی از دیدگاه علامه طباطبائی و شهید مطهریاستاد راهنما: دکتر ناصر فروهیاستاد مشاور: دکتر قربانعلی کریم‌زاده قراملکیمقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد رشته: الهیاتگرایش: فلسفه و کلام اسلامیدانشگاه: تبریزدانشکده: الهیات و علوم اسلامی
جایگاه عقل در اخلاق از نظر علامه طباطبایی،‌ شهید مطهری و استاد مصباح
نویسنده:
محمدجمعه رضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نوسان در دامنه رابطه عقل و اخلاق بیانگر حالات انعطاف ناپذیر و افراط و تفریط در آن است که عوامل آن ریشه در تاریخ و فرهنگ ملت ها دارد. یکی از این حالات نظریات مطرح شده از کسانی است که تجربه پذیری و تحلیلی بودن را معیاری برای معنی داری ذکر کرده اند و مضامنی دیگر را فاقد معنی مطلق نگر و یکسونگری به عقل خصوصا عقل عملی جانب دیگر مساله است که از آن حاکم بلامنازع می سازد این تحقیق بررسی نظریات سه تن از دانشمندان اسلامی پیرامون این مساله بوده و توضیحی بر سهم و نقش عقل در اخلاق و می توان آن را در ارتباط با مفاهیم (تصورات و تصدیقات) و انگیزه ها ترسیم کرد در مورد اول علامه طباطبایی تشخیص تقوا و فجور را هر چند مستند به نوعی الهام از احساسات باطنی می داند اما این احساسات خود به نوعی مستند یا وابسته به خارج است و در این میان وظیفه عقل عملی جعل اعتباریات واسطه برای نیل به مواد خارجی و اهداف است مشابه این نظر در کلام شهید مطهری دیده می شود استاد مصباح اینگونه مفاهیم را از مفاهیم ثانیه فلسفی می شمارد. در این موارد از خارج می توان به عنوان منشا انتزاع یا منشأ وابستگی حوایج به آن یاد کرد. علامه طباطبایی رد یا اذعان و بوجود حوایج در جهت رسیدن به کمالات را منسوب به عقل می کند و او است که اعتبارات واهی را که انسان را از کمالات باز می دارد از اعتبارات غیرواهی باز می شناسد. شهید مطهری تصدیقات عقلی را یکی از مقدمات صدور فعل ذکر می کند و این احکام اذعانات به پیروی از حوایج بعضا متغیر بوده و در موارد کلی است استاد مصباح تصدیقات عقلی را در ارتباط افعال اختیاری انسان و اهداف مطلوب از آن توضیح می دهد طبق این نظر این رابطه نوعی رابطه سبب و مسببی بوده و داخل در مباحث معقولات ثانیه فلسفی است و حس می تواند منشا انتزاع باشد اما لزوما چننی نیست علامه طباطبایی در مورد آخر علم را متمم فاعلیت ذکر می کند و شوق و اراده را از لوازم آن لذا در انگیزه های اخلاقی دخالت می دهد شهید مطهری انسان را فاعل بالتدبیر می خواند که تنها در صورت بزرگ بودن منافع از مضار فعل مجوز صدور می یابد اما استاد مصباح این مورد را نمی پذیرد.
بررسی رابطه عقل و دین از دیدگاه فیض کاشانی و علامه طباطبایی
نویسنده:
حسن عفتی نصرابادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رابطه عقل و دین از موضوعات بسیار مهم و چالش زا در عرصه دین پژوهشی است. در نگاه علامه و فیض کاشانی عقل جایگاه بسیار مهم و اساسی در حوزه معرفت دینی دارد و به عنوان شریف ترین موجود مطرح است. فیض کاشانی ارزش و اهمیت عقل را به عنوان اولین مخلوق خداوند می داند و معتقد است عقل در حکم چراغ است و شرع به منزله روغن یا نفت است که سبب روشنایی آن است، و تا زمانی که نفت وجود نداشته باشد چراغ روشن نمی‌شود، و مادام که که چراغ نباشد نفت روشنایی ندارد. از سویی علامه طباطبایی هم اعتبار و اصالت دین و معارف دینی و ادله حجج شرعی را بر پایه عقل استوار می‌داند و به همین دلیل می‌گوید که هرگز معقول نیست که دین به بی‌اعتباری عقل و احکام قطعی عقل حکم صادر کند. نتیجه اینکه علامه طباطبایی و فیض‌ کاشانی اعتقاد دارند که عقل و دین با همدیگر سازگاری و هماهنگی دارند و امکان تعارض میان گزاره‌های عقلی و آموزه های دینی منتفی است. بنابراین به عقیده این دو دانشمند گزاره‌های دینی یا عقل پذیر هستند یا عقل گریز که در هر صورت هیچ کدام به معنای نفی عقل و تعارض با آن نخواهد بود همچنین رابطه عقل و دین از نوع عموم و خصوص من وجه است. بنابراین، عقل و دین در مواردی که قلمرو اختصاصیخودشان است هرگز به وسیله دیگری مورد تخطیه قرار نمی گیرند و همدیگر را تایید می‌کنند. کلید‌واژه‌ها: علامه طباطبایی، فیض کاشانی، عقل، دین، تاویل، تخصیص.
نقش و جایگاه عقل در حوزه معرفت شناسی دینی از دیدگاه علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
مرتضی اسماعیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اهمیت فهم و تبیین مسئله‌ی رابطه‌ی عقل و دین بر کسی پوشیده نیست. از این جهت بحث مذکور مهم و مورد توجه است که هر کسی که به نحوی با علوم دینی سر و کار دارد و با مسائل دین پژوهی درگیر است، دیدگاه‌ها و نظریات او بسته به این که چه شکل تعاملی بین عقل و امور دینی قائل است متفاوت خواهد بود؛ خواه متکلم باشد، فقیه باشد و یا فیلسوف دین؛ زیرا عقل و شرع همواره در تاریخ اسلام دو منبع گران سنگ معرفتی بوده و هستند و طبیعتاً توضیح و تفسیر و تبیین رابطه و جایگاه این دو نسبت به یکدیکر از حساسیت خاصی برخوردار است.
جایگاه عقل و احساس به عنوان مبنای اخلاق در آرای علامه طباطبایی
نویسنده:
مهدی افتخاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی جایگاه عقل و احساس به عنوان مبنای اخلاق در آرای علامه طباطبایی از‌یک طرف منوط به واکاوی مفاهیم عقل و احساس است، و از طرف دیگر نیازمند به بازشناسی مبانی انسان‌شناسی وی می باشد. از این‌رو، مواردِ کاربردِ عقل و احساس ؛ شناخت واقعیتِ انسان؛‌یعنی، نفس، قوا، افعال، ماهیت ذهن و رابطه میان طبیعت عینی با مُدرَکات آدمی‌حایز اهمّیّت است. تفاوت میان مُدرَکات عقل عملی با مدرَکات عقل نظری مبحثی مهم در عرصه فلسفه ی اخلاق معاصر است، که مورد بررسی شارحان آثار علامه طباطبایی نیز قرار گرفته است. آراء و نظرات علاّمه بیشتر در کتاب‌های مختلف و به طور پراکنده آمده است. اکثر بحث‌ها پیرامون رابطه ی ارزش‌های اخلاقی با عالم واقع می‌باشد. مشهور مفسرین به دلیل هنجاری دانستن نظریه اعتباریات در اخلاق، کلی و دائمی ‌بودنِ مفاهیم و اصول اخلاقی، تعقلی بودن اعمال و رابطه‌ی اخلاق با واقع را مردود دانسته‌اند. در این تحقیق ضمن بررسی و تبیین رابطه‌ی طبیعت انسان با قوای ادراکی؛ معانی واژه ها‌ی اخلاقی با تفکیک آن ها از بحث معیار ارزش اخلاقی به طور ماهوی مورد مطالعه قرارگرفته است. اعتباری دانستن مفاهیم اخلاقی با معیار خوب و بد ‌یا باید و نباید خَلط شده است. در این پژوهش مشخص شده است، که موارد متعددی در آثار علامه طباطبایی خلاف دیدگاه مشهور را نشان می‌دهد.واژگان کلیدی: علامه طباطبایی، عقل، احساس، اعتباریات، اخلاق
رابطه عقل و دین از دیدگاه غزالی و علامه طباطبایی
نویسنده:
محمد بشیر فهیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در بررسی رابطه عقل و دین از دیدگاه غزالی و علامه طباطبایی، که معتقدند که هم دین حرف دارد و هم عقل و میان حرف دین و عقل هیچگونه ناسازگاری وجود ندارد. و مایه الامتیاز از ناحیه شرع یعنی این که برخی از قلمروها قلمروهای اختصاصی شرع است که اصلا عقل توان دسترسی و درک آن قلمروها را ندارد و چون توان درک و فهم آن را ندارد هیچگاه آن را نفی نمیکند و با آن مخالفت نمیکند و همینطور برخی از قلمروها قلمروی اختصاصی عقل است که یقینا شرع هم آن را با پیروی از عقل میپذیرد. بنابراین آن چه در این رساله از بیانات و عبارات این دو محقق و دانشمند بزرگ عالم اسلام بدست می آید هماهنگی میان عقل و دین است البته به صورت جزئی اختلافات هم در میان دو دیدگاه وجود دارد که در متن رساله به آن پرداخته شده است ولی عمدتا دو دیدگاه به صورت کلی هماهنگی عقل و دین را اثبات میکند.
  • تعداد رکورد ها : 1191