جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 65
ثبات  و تغییر
نویسنده:
جعفر سبحانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
ت‍رج‍م‍ه‌ ت‍ف‍س‍ی‍ر ال‍م‍ی‍زان جلد 1
نویسنده:
م‍ح‍م‍د‌ح‍س‍ی‍ن‌ طب‍اطب‍ائ‍ی‌؛ م‍ت‍رج‍م‌ م‍ح‍م‍دب‍اق‍ر م‍وس‍وی‌ه‍م‍دان‍ی‌
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ق‍م: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی‏‫,
کلیدواژه‌های فرعی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
جلد اول شامل تفسیر آیات سوره حمد وآیات 1 تا 182 سوره بقره است.
م‍ی‍زان‌ ف‍ی‌ ت‍ف‍س‍ی‍رال‍ق‍رآن‌‬‏‫ المجلد 1
نویسنده:
ت‍ال‍ی‍ف‌ م‍ح‍م‍دح‍س‍ی‍ن‌ ال‍طب‍اطب‍ائ‍ی‌؛ صححه‌ و اشرف‌ علی‌ طبا‌عته‌ حسین‌ الاعلمی‌
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت‌: موسسه الاعلمی للمطبوعات,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
جلد اول شامل تفسیر آیات سوره حمد وآیات 1 تا 182 سوره بقره است.
علم در قرآن کریم
نویسنده:
محمود شکری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع علم وآگاهى در میان انسانهااز اهمیت والایی برخوردار است، و کثرت و فراوانى آیات قرآن درباره ی علم ومشتقات ومترادفات آن که افزون بر هزار آیه، یعنى یک ششم قرآن مى باشد، دلیل براهمیت ودرخشندگى این موضوع است. این پایان نامه باتوضیح وتعریف واژه علم وبررسى مشتق ها ومترادف هاى آن، آغاز شده سپس به بررسى آیات قرآن و نظرات علما و پژوهشگران پرداخته است که از این ره، معلوم مى شود که، علم در قرآن بمعناى شناخت ومعرفت ودرک اشیا ویا حکم به وجود چیزى ویا نفى حکمى از چیزى است واینکه علم موهبتى الهى است، که به انسان- نادان وجاهل وبی خبر از همه چیز- عطا شده است، زیرا، حق تعالى مى فرماید: (وعلمادم الاسمآء کلها)، ونیز (علم الانسن ما لم یعلم")وبالاخره (فألهمها فجورها وتقویها). با نگاه به آیات علمى در قرآن به نظر مى رسد که در وراى ذکر مطالب علمى، هدفى متعالى نهفته است، وآن هدف چیزى جز هدایت گرى بشر به سوى الله نیست. نیز ازآیات مربوط به علم الهى، معلوم مى شود که علوم خاص حق تعالى، مانند، علم لدنى وعلم کتاب وغیره. همه به علم غیب الهى بر مى گردد، وعلم غیب در اختیار حق تعالى وکسانى است که او انتخاب مى کند. علمى که جنبه ى روحانیت ومعنویت بشررا تکمیل نماید واورا از تاریکى برهاند وبه جاده فضیلت وتکامل رهبرى کند، علممورد ستایش قرآن است، ومهمترین این علوم عبارتند از: علم به کتاب الله، علم به احادیث، علم کلام وعلم به احکام شرعى واخلاقى، هرچند نمیتوان منکر علومى، همچون علوم تجربى شد. وسرانجام تعلیم وتعلم از اصول جانبى ومهم علم بشمار مى آید، ومعلوم مى شود که علم مایه حیات ونور است ومعلم پس از انبیا وباذن خدا حیات بخش حقیقى آدمیان است، والسلام.
دیدگاه ابن‌سینا و ملاصدرا در تعیین موضوع فلسفه و تمایز آن از سایر علوم
نویسنده:
نرجس عمرانیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
علم بودن یک علم مرهون انسجام مسائل و انسجام مسائل در گرو عاملی وحدت آفرین است؛ اغلب حکما این عامل را موضوع علم می‌خوانند و موضوع را ملام تمایز علوم از یکدیگر دانسته‌اند. موضوع فلسفه یکی از مباحث مهم و کلیدی فلسفه می‌باشد؛ به طوری که با تعیین موضوع فلسفه، حوزه فعالیت این علم و چگونگی مسائل آن شخص می‌شود. پرسش از چیستی فلسفه، متعلق به حوزه علم‌شناسی است. موضوع هر علم چیزی است که در آن از عوارض ذاتی آن بحث می‌شود؛ به تعبیر دیگر، محمولات مسائل علم از عوارض ذاتی آن هستند. لذا بین موضوع هر علم و مسائل آن رابطه تنگاتنگی برقرار است. موضوع فلسفه و بررسی مسائل آن همواره مور توجه فیلسوفان اسلامی در دوره‌های مختلف بوده است. اکثر فلاسفه اسلامی درباره موضوع فلسفه نظر یکسانی دارند؛ اما در مورد مسائل مطرح شده در آن اتفاق نظر ندارند و بعضاً مسائلی را در فلسفه وارد می‌کنند که مربوط به علمی دیگر بوده و سنخیتی با موضوع فلسفه ندارد. ازمیان فیلسوفان اسلامی شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا و صدرالمتألهین شیرازی، دو چهره برجسته این علم می‌باشند که دارای نظام فکری منسجم می‌باشند طبق دیدگاه این دو، موضوع فلسفه "موجود بما هو موجود" است و مسائل آن نیز از عوارض ذاتی وجودند که در رساله حاضر به این موضوع پرداخته شده است. برای اثبات موضوعیت "موجود بما هو موجود" برای ما بعد الطبیعه باید این نکته اثبات شود که محمول همه مسائل فلسفی از عوارض ذاتی "موجود بما هو موجود" است. اما نه تنها دلیلی بر اثبات این مطلب نیست، بلکه پاره‌ای از مسائل موجود در آثار این دو فیلسوف منطقاً از مسائل این فن بشمار نمی‌آیند؛ از جمله مباحث نفس، معاد، نبوت و امامت. تطبیق قواعد منطقی علم‌شناسی بر همه‌ی آن چه به عنوان مسائل فلسفی مطرح است، بسیار چالش‌برانگیز است؛ چراکه در مقام تعریف، مسائل فلسفی باید از عوارض ذاتیه "موجود بما هو موجود" باشند اما در مقام تحقق به مشکل برخورده و به نظر می‌رسد در برخی از مسائل فلسفی این نکته رعایت نشده است لذا شکافی میان مقام تعریف و مقام تحقق فلسفه به وجود می‌آید که باید برای پرکردن این شکاف تلاش‌هایی انجام شود. ازجمله اینکه در حوزه عملکرد، فلسفه و کلام اسلامی باید از هم جدا باشند، زیرا این دو، دو علم متفاوت با موضوع، مسائل، روش و غایت متفاوت می‌باشند و اگر بخواهیم فیلسوفانه به اثبات عقاید خود بپردازیم، می‌توان آنرا در علمی جداگانه یا در فلسفه‌های مضاف بررسی کرد لذا هیچ منعی به نظر نمی‌رسد که حوزه‌های گوناگون فلسفی را با شعاع‌های متفاوت و تعریف شده و با قراردادن موضوعات متفاوت و التزام به قاعده عوارض ذاتیه به فلسفه‌های اخص و اعم دست یافت.
علم شناسی فلسفی ملاصدرا
نویسنده:
مریم فخرالدینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علم‌شناسی فلسفی، نگاهی وجودشناسانه به علم است که در آن، مباحث مربوط به علم، عالم و معلوم از آن حیث که وجود دارند، مورد بررسی قرار می‌گیرند. این نوع رویکرد به مسأله‌ی علم، در فلسفه‌ی ملاصدرا که مبتنی بر اصالت وجود است، جایگاه ویژه‌ای دارد و باعث شده که نظر صدرا در مسائل متعدد حوزه‌ی علم، متفاوت از فلاسفه‌ی پیش از او باشد. در این پایان‌نامه با بررسی تعریف علم و اقسام آن از نگاه ملاصدرا تلاش شده است مبانی فلسفی صدرا که در ارائه‌ی نظرات او نقش داشته‌اند، روشن شود. ملاصدرا براساس تعریف خود از علم و اقسام آن، تمام هستی را دارای شعور و ادراک معرفی می‌کند و حتی علم در جسمانیات را ثابت می‌نماید. علاوه بر مبانی هستی‌شناسی ملاصدرا، مبانی انسان‌شناسی او نیز تفاوتی عمده با سایرین دارد و صدرا براساس شناخت خود از نفس انسان و رابطه‌اش با علم، تبیین جدیدی از نحوه‌ی پیدایش ادراکات مختلف در نفس ارائه می‌دهد. همچنین نظرات ملاصدرا در حوزه‌ی علم، او را در تبیین علم خداوند به ماسوا، معرفت انسان به خداوند و اثبات غایتمندی هستی و سریان عشق در همه‌ی مراتب آن یاری نموده است؛ مسائلی که بی‌شک، حل نمودن آن‌ها بدون بهره‌گیری از ابداعات صدرالمتألهین در حوزه‌ی هستی‌شناسی علم، بسیار دشوار و شاید غیرممکن باشد. البته پس از بررسی نظرات ملاصدرا در مسائل وجودشناسانه‌ی علم و مباحث معرفت‌شناختی، بخصوص در رابطه با وجود ذهنی‌، تصور و تصدیق و کلیات، به نظر می‌رسد با وجود ابتکارات ملاصدرا در این مسائل نمی‌توان انتظار داشت که نگاه وجودشناسانه‌ی ملاصدرا تأثیر بسزایی در رویکرد معرفت‌شناسی او داشته باشد، زیرا براساس تفاوت نوع نگاه در این دو حوزه، رویکرد ملاصدرا نیز به مسائل مذکور مطابق با جایگاه بحث و با توجه کامل به این تفاوت‌ها بوده است. اگر چه توجه به همین حیثیت‌های متفاوت علم از جهت وجود یا حکایتگری‌اش، خود، عامل ابتکارات ملاصدرا در مسائل مذکور بوده است.
امامت و خلافت از منظر نهج البلاغه با تاکید بر نقد شبهات
نویسنده:
معصومه دولت ابادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
جایگاه ویژه امامت و خلافت به لحاظ اهمیت آن در راهبری اجتماعی، هدایت‌گری معنوی و وحدت جامعه و نیز نقش محوری آن- به لحاظ تئوریک- در مسایل تفسیری و روایی، کلامی و تحلیلی، فقهی، عرفانی، تاریخی و سیاسی بر کسی پوشیده نیست. این آموزه از دیرباز مورد توجه دانشمندان با مشرب‌های گوناگون همراه با نقد و نظر بوده است.هدف از این تحقیق، اولا کشف رابطه معنایی امامت و خلافت در نهج البلاغه، ثانیا ارائه جایگاه امامت ائمه شیعه علیهم السلام در نهج البلاغه با رویکرد روایی همراه تحلیل‌های عقلی و نقلی است. ثالثا تحقق بخشی اصالت امامت در ضرورت وجود امام، نص بر آن، علم و عصمت امام ازنهج البلاغه و سایر منابع اصیل می‌باشد. رابعا گردآوری شبهات، ناظر به نهج البلاغه از منابع قدیم و جدید، و سپس نقد و ارزیابی و ارائه پاسخ‌های مستدل و منطقی به آنهاست. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات بر اساس فیش‌‌برداری کتابخانه‌ای و جمع‌آوری اطلاعات از منابع و اسناد دست اول، و همچنین استفاده از لوح‌های فشرده و نرم‌افزارهای تخصصی در این زمینه و نیز مراجعه به پایگاه‌ها و سایت‌های موافق و مخالف در موضوع بحث بود. امامت و خلافت هرچند در لغت متفاوتند اما هر دو بر یک واقعیت دلالت دارند. و دو عنوان منطبق بر یک مصداق‌اند. در متن برآمده از نهج‌البلاغه، امامت رکن رکین دین و از اصول و ضروری مذهب تشیع به شمار آمده است. و با توحید و معاد پیوند معنادار و منطقی دارد. ضرورت هدایت تکوینی و مرجعیت دینی و احیا و پاسداری از سنت نبوی ایجاب می‌کند زمین هیچگاه از وجود حجت خدا و خلیفه الهی بر مردم خالی نباشد که واسطه فیوضات ربوبی بر بندگان فراهم آورد. در اندیشه علوی، امامت و خلافت مقام وراثت، وصایت و اصطفای الهی است که امام را به سلسله انبیا و اوصیا متصل می‌کند و برخاسته از انتصاب الهی و حق امام علی(ع) و فرزندان آن حضرت است. این احقیت از حکمت حق تعالی و سپس از کمالات ذاتی نشات می‌گیرد که مهمترین آنها علم خاص و ملکه عصمت امام است. امام‌علی(ع) در اثبات حقانیت خود به جانشینی پس از رسول‌خدا(ص) به نص و نصب، شایستگی‌ها و فضائل خود استناد فرمودند. از سوی دیگر انتقادها از همان ظهور اولیه یعنی رحلت پیامبر اعظم(ص) و نادیده انگاشتن اصل جانشینی امام علی(ع) در جریان سقیفه از طرف مخالفان مطرح شد که امروزه در بعضی سایت‌ها و در آثار نوشتاری و گفتاری، بعضی روشنفکران شبهات در شکلی جدید احیا و تبلیغ می‌شود. حال آن که امامت بر سه پایه اصلی نصب ونص، علم خاص و ملکه عصمت مبتنی است و شبهات تردیدها در هر سه حوزه قابل ابطال است.
دیدگاه مکاتب قم و بغداد درباره ی عصمت، علم و غلو و بازخورد آن در مطالعات حدیثی
نویسنده:
روح‌الله شهیدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مکتب نصّ گرای قم و مکتب عقل گرای بغداد با توجه به اختلاف روش و منبع تحقیق، در نظام امامت پژوهی، زیر شاخه ها و ملازمات آن به ویژه علم و عصمت و غلو اختلافات و تمایزهایی دارند. این اختلافها در تبیین و ارزیابی روایات نیز ثاثیر داشته است. قمیان بر پای? احادیث و نصوص معتقد بودند که امام محور تعادل عالم تکوین و تشریع است و در راستای ایفای این نقش از منابع علم متعدّدی چون توارث، تحدیث، توسّم و فراست بهره می برد و علوم مختلفی را چون علم به دین، رخ دادهای آینده، باطن افراد و غیره در اختیار دارد. امّا بغدادیان از منظر عقلی، امام را لطفی در راستای تقرّب بندگان به طاعت خداوند می دیدند و بر این اساس منابع علم امام را نوعاً به توارث فرو کاسته و علم او را به حوز? احکام و سیاست ویژه می ساختند. پذیرشِ روایات منابع و گستره های علم امام و فهمِ ظاهر گرایان? آنها از سوی قمیان و عدم پذیرش برخی از روایات منابع علم، تخصیص روایات عامّ علم امام به حوز? احکام، حمل روایات دالّ بر آگاهی امام از آینده، بواطن و ... بر معجز? امام و نه یک صفت ضرور و همیشگی برای امام از سوی بغدادیان، بازخورد مبانی کلامی پیش گفته در مطالعات حدیثی دو مکتب است. در مسأل? عصمت نیز هر چند قمیان امام را از عیوب ظاهری و گناه معصوم می شمردند ولی سهو در اعمال عبادی را بر او جایز می دانستند. بغدادیان هم در عین باور به عصمت امام از گناه و برخی از عیوب ظاهری، او را مطلقاً از سهو در عبادات مبرّا می دانستند. هر دو مکتب روایات منافی با عصمت امام از گناه را باطل انگاشته یا آن را به گونه ای توجیه و تأویل می نمایند ولی در موضوع عصمت امام از سهو، قمیان افزون بر پذیرش صدور روایات سهو النبی، در موجّه ساختن آن نیز سعی بلیغ دارند ولی بغدادیان این روایات را نقد و ردّ می کنند. هر دو مکتب باور به الوهیّت و ربوبیّت ائمه را از شاخصه های غلو در ذات می دانند و در نقد یا توجیه روایاتی که به صراحت بر این امور دلالت دارند، می کوشند. امّا در تعیین مصداق روایاتی که لازم? معنایی آنها به چنین غلوی می انجامد، همداستان نیستند. پذیرش روایاتِ عوالم پیشا خلقتی و توجیه مسائل مختلف با بهره گیری از آن و قبولِ روایات سهو النبیّ از سوی قمیان و ردّ پاره ای از روایات مربوط عالمهای پیش از آفرینش، متّهم کردن راویان ناقلِ آنها، تأویل پاره ای دیگر از این روایات وردّ احادیث سهو النبیاز سوی بغدادیان نمونه ای از این اختلاف است. افزون بر این بغدادیان ثابت ماندن تعداد روزهای ماه رمضان را از شاخصه های غلات می دانند، حال آنکه قمیان این روایات را نقل کرده و در صدور آن شکّی به خود راه نمی دهند. تعیین مصداق راویان غالی بر اساس معیارهای پیش گفته نیز از موارد اختلاف میان قمیان و بغدادیان است. بغدادیان بحث غلو در صفات را نیز به غلو در ذات افزوده اند و معتقدند ضروری و همیشگی دانستن علم امام به رخ دادهای آینده، باطن افراد، زبانها و... معتقد باشد، غلو است و منابعحدیثی در بردارند? این مطالب را نقد می کنند، حال آنکه قمیان روایات دالّ بر این علوم را به راحتی پذیرقته، منابعدر بردارند? آن را مورد استناد قرار می دهند و جزء باورهای بنیادین ایشان است. قمیان و بغدادیان اباحی گری را شاخص? عملی غلات می دانند ولی در برابرمستند آن، یعنی احادیثی که اصل دین را معرفت اهل بیت و دشمنان آنها می دانند، عملکردی متفاوت دارند. قمیان با اعتقاد به اصالت باطن در دین و ملازم? جدایی ناپذیر ظاهر با آن، این روایات را می پذیرند، امّا بغدادیان این روایات و مآخذ آن را ردّ می کنند.
بررسی حیات در فلسفه، کلام، قرآن و روایات
نویسنده:
مریم عباس آباد عربی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
متکلمان و فلاسفه بر این عقیده‌اند که حیات صفتی است که به خاطر آن صفت، موجود می‌تواند ادراک و فعل داشته باشد. اما آنان تذکر می‌دهند که علم و قدرت از نظر مفهومی غیر از مفهوم حیات می‌باشد. قرآن هم این تشخیص را تأیید کرده و هم‌چنین در آیات و روایات، فلسفه و کلام، این صفت به خداوند نسبت داده شده است. فلاسفه و متکلمان شیعه صفت حیات را عین ذات خدا می‌دانند ولی اشاعره آن‌را زائد بر ذات خدا می‌دانند و معتزله قائل به نفی صفات‌اند.در مقایسه میان این آرا نقاط ضعف دیدگاه اشاعره و معترله واستواری دیدگاه متکلمین شیعه و فلاسفه روشن می‌شود.اکثر متکلمان و فلاسفه، نفس را به سه دسته نباتی و حیوانی و ناطقه تقسیم کرده و آن را مبدأ حیات می‌دانند ولی در حکمت متعالیه هر موجودی به اندازه‌ای که از وجود بهره دارد، از حیات نیز برخوردار است. آیات و روایات وجود حیات در جمادات را تأیید می‌کنند. با پذیرش مبانی حکمت متعالیه ضرورتا باید وجود مرتبه ای از شعور در جمادات را پذیرفت.در علوم جدید نیز به جای تعریف حیات نشانه‌های حیات در موجودات مانند رشد، تغذیه، تولید مثل و ...بررسی گردیده است.
مناسبات دین و علوم انسانی از منظر شهید مطهری
نویسنده:
محمود موسوی درچه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع این رساله مناسبات دین و علوم انسانی از دیدگاه استاد مطهری می‌باشد . اکنون در جامعه علمی ما، تفاسیر و تلقی‌های گوناگونی از «هویت» علوم انسانی اسلامی وجود دارند که حتی گاه، با یکدیگر متعارض هستند. بنابراین، می‌باید به عنوان یک گام بنیادی در مسیر طراحی و ترسیم «مناسبات دین و علوم انسانی »، بتوانیم به طور دقیق به این مسأله بپردازیم. در این زمینه استاد مطهری از جمله کسانی هستند که با مجهز ساختن خویش به علوم روز و نیز تحقیق درباره اسلام و تعالیم حیات بخش آن و فهم دقیق آن، در برابر انبوه تهاجمات و شبهات مختلف ایستادگی کرد و با منطق و استدلال به مبارزه با افکار الحادی، التقاطی و متحجرانه پرداخت و اسلام را بدور از هرگونه تحریف و بدعت و کژاندیشی معرفی کرد.این رساله در سه فصل سامان یافته است. در فصل اول از این رساله بعد از بیان سوالات اصلی و فرعی و ضرورت و پیشینه موضوع، به تعریف انسان و دین و علم و علوم انسانی می‌پردازیم. زیرا نگاه ما به علوم انسانی و مناسبات آن با دین بستگی به نگاه ما و تعریف ما از این موضوعات دارد. در ادامه در بخشی از این فصل به جایگاه ویژه استاد مطهری در اندیشه معاصر و مناسبات مکتب استاد با علوم انسانی اشاره خواهد شد.در فصل دوم به صورت کلی از رابطه علم و دین و رابطه انسان و ایمان دینی و همچنین مسأله فطرت انسان و تکامل انسان و قلمرو دین و پویایی دین از دیدگاه استاد مطهری بحث می‌کنیم.اما در فصل سوم به صورت جزئی وارد بحث اصلی مناسبات دین و علوم انسانی می‌شویم و رابطه دین و علوم انسانی فردی (اخلاق، تعلیم و تربیت، روانشناسی) و رابطه دین و علوم انسانی اجتماعی (تاریخ، جامعه شناسی، سیاست، مدیریت، اقتصاد، حقوق) را از دیدگاه استاد مطهری به بحث می‌گذاریم. رساله حاضر در صدد است تا از دیدگاه استاد مطهری به نزاع و کشمکش دین و علوم انسانی که بعضیها به آن قائلند، پایان دهد.
  • تعداد رکورد ها : 65