جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
ماهیت علم دینی از منظر آیت‌الله جوادی آملی
نویسنده:
پدیدآور: جعفر سالمی ؛ استاد راهنما: سیداحمد برکات دیباجی ؛ استاد مشاور: رضا شکرانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علم دینی یکی از مهم‌ترین مباحثی است‌که امروزه در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های سراسر کشور مورد توجه و عنایت ویژه‌ای قرار گرفته است، زیرا سال‌ها است که نزاع علم(به عنوان محصول و فرایند عقل)و دین به(عنوان ره‌آورد وحی)اذهان بسیاری را به خود مشغول داشته است. این نزاع، محصول تصوری ناصواب از نسبت علم و دین می‌باشد مبنی بر این که علم در مقابل دین است. آیت الله جوادی آملی به عنوان یک نظریه‌پرداز بزرگ علوم اسلامی در صدد رفع این تعارض و دینی ساختن همه‌ی علوم بر آمده است.نگرش خاص معظم له در خصوص علم دینی را از سه منظر می‌توان مورد بررسی قرار داد. منظر اول، علم دینی از لحاظ موضوع است از این جهت که موضوع علم دینی کل خلقت است چون همه‌ی هستی مخلوق خدا است و متعلق علم الهی؛ منظر دوم، ماهیت علم دینی از منظر غایت است که همانا کشف حقیقت و رسیدن به معرفت و نهایتا قرب حضرت باری تعالی است؛و منظر سوم،علم دینی از منظر روش است که این روش یا شهود است و در عرفان کارآیی دارد، و یا استنباط عقلی است که در فلسفه و علوم عقلی به کار گرفته می‌شود، ویا استقراء است که در علوم تجربی استعمال دارد.هر کدام ازاین سه منظر دارای فرعیاتی است که می‌تواند به تبیین دقیق بحث کمک کند. و نهایتا به آسیب‌شناسی علم دینی می‌رسیم که ناظر به مسئله‌ی نباید‌های علم دینی است. چون علم دینی فرع بر دین است، بدین خاطر باید ابتدا به بحث آسیب‌شناسی خود دین و پژوهش دینی یا همان دین‌پژوهی پرداخت و سپس موضوع آسیب‌شناسی علم دینی در کلام آیت الله جوادی آملی مورد بحث قرار گیرد. این آسیب‌شناسی هم ناظر به خود علم دینی است وهم ناظر به عالم دینی به عنوان علت فاعلی و حقیقی علم دینی و همچنین عمل به علوم، علم بدون ایمان، صبغه‌ی بشری به عقل دادن، آفت جدایی دین از علم و آسیب‌های پنج‌گانه‌ی مطرح در آسیب‌شناسی‌های مشترک در ادیان و علوم مختلف که به صورت مختصر و مفید مطرح شده است.
بازنمایی تقلیدِ آفریده تا تقلیدِ آفرینش در هنر اسلامی از منظر استاد جوادی آملی
نویسنده:
روح اله آدینه ، سیده رقیه موسوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هنر یکی از ارکان مهم فرهنگ و تمدن هر جامعه‌ای و عرصه تجلّی و روایت چیزی غیر خویش و خصیصه‌ای نفسانی است که منجر به بروز کارهای شگفت‏انگیز و زیبا از سوی هنرمند می‌گردد. در این میان هنر اسلامی نیز دارای جایگاه خطیری در تمدن اسلامی است و با نگاهی از دریچه فلسفه، هنری استوار بر قوه خیال و عالم مثال است. عالم مثالی که از ثمرات ذو مراتب بودن هستی و تشکیک وجود است. اکنون سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که در نگاه استاد جوادی آملی، غایت هنر اسلامی چیست؟ آیا غایت هنر اسلامی، بازنمایی واقعیت تازه‌ای است که به وسیله قوه خیال در نفسِ هنرمند ایجاد و انشاء می‌شود یا هدف، بازنمایی حقیقتی متعالی و فرا‌‌ طبیعی است که توسط قوه خیال در نفس هنرمند اظهار می‌گردد؟ به عبارت دیگر در هنر اسلامی خیالِ هنرمند، فعّال است یا منفعل؟ در مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی این نتیجه حاصل شد، بر مبنای حرکت جوهری نفس، هنر اسلامی که ثمره عملکرد قوه خیال است، در ابتدا ثمره و حاصلِ انفعالِ خیال و مشاهده صور خیالی توسط نفس در عالم مثال متصل یا مثال منفصل است و هنرمند در این مرحله به تقلیدِ آفریده مشغول است و هنر وی بازنمایی و تجسیم تقلید آفریده در عالم طبیعت و خارج است، ولی در نهایت حاصل خلاقیت و فعالیت نفس و صدور صور خیالی و مثالی از سوی نفس است که در این مرحله نفسِ هنرمند به تقلیدِ آفرینش می‌پردازد و هنر وی بازنمایی تقلید آفرینش در عالم خارج و طبیعت است.
صفحات :
از صفحه 1 تا 24
امکان شناخت انسان در آراء یاسپرس و جوادی آملی
نویسنده:
حمید رضا خادمی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یاسپرس، به عنوان فیلسوفی اگزیستانس، ذات و حقیقت انسان را اگزیستنس می‌نامد و بر این باور است که شناخت من به عنوان اگزیستنس در فرآیند خودنگری -تأمل در خویش- انسان را به بیرون از خود که همان امر متعالی است می‌رساند. یاسپرس بر آن است که اگزیستنس در لحظاتی از زندگی انسان به صورت تفسیرشده ظهور پیدا می‌کند و با فراروی از درونِ مرزهای سوژه به نحوی از بیرون از خود آگاهی می‌یابد. از سوی دیگر در فلسفۀ اسلامی شناخت انسان امری ممکن و مقدور است و این شناخت به نوعی در پیوند با امر متعالی تصویر شده است. جوادی آملی، به عنوان فیلسوفی مسلمان، به مسئلۀ انسان‌شناسی به طور ویژه پرداخته است. دیدگاه اصلی وی در شناخت انسان بر موضوع فطرت مبتنی است. جوادی آملی، با بررسی راه‌های شناخت انسان، موضوع فطرت را پیش کشیده و، با برجسته کردن آن، ایدۀ انسان محکم و متشابه را طرح می‌کند. بر خلاف یاسپرس، که معتقد است اگزیستنس هرگز به یک شکل واحد و کلّی ظهور پیدا نمی‌کند و لذا هیچ نسخۀ یکسانی برای شناخت انسان راهگشا نیست، جوادی آملی، با ترسیم ایدۀ انسان محکم، مسیر شناخت حقیقی انسان را هموارتر می‌کند. در رویکرد یاسپرس انسان با فراروی از حدّ خویش و در ارتباط با امر متعالی به درک اگزیستنس به نحو حضوری و وجودی دست می‌یابد. همچنین در دیدگاه جوادی آملی بر رابطۀ حضوری خودشناسی و خداشناسی تأکید شده است.
صفحات :
از صفحه 51 تا 74
بررسی جهتداری علوم تجربی از منظر برخی اندیشمندان معاصر
نویسنده:
محمد تقی سبحانی، حسین سعدآبادی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
را میتوان از مهمترین مبانی معرفت شناسانه در راستای قبول و یا رد مسأله « جهتداری علم » مسأله دانست و از همین رو موضوعی پر اهمیت به شمار میرود. « علم دینی » در نوشتار پیش رو، مسأله مذکور از نگاه سه اندیشمند معاصر؛ یعنی آیت الله جوادی آملی، دکتر سروش و حجت الاسلام و المسلمین میرباقری مورد بررسی قرار گرفته است و سعی شده تا با تکیه بر مبانی و تصریحات هر یک، نظر ایشان در مسأله جهتداری تبیین شود. برخی از اندیشمندان مذکور، مبانیای دارند که در نگاه اول با موضوع جهتداری علم سازگار نیست؛ از جمله استاد جوادی آملی و دکتر سروش قائل به واقع نمایی علم هستند و فهم نسبی را رد میکنند، بر خلاف آقای میرباقری که تعریف مشهور از علم را نقد و سخن از حضور فاعلی در فرایند فهم به میان آوردهاند و به نوعی قائل به نسبیت فهم هستند. در ترابط فهم و اختیار نیز استاد جوادی و دکتر سروش فهم را غیر اختیاری میدانند و در مقابل، حجت الاسلام میرباقری معتقد است فهم بدون اختیار شکل نمیگیرد. از این گذشته ظاهرا سایر مبانی این سه شخصیت، بر موضوع جهتداری علوم تجربی موجود صحّه گذاشته و آن را تایید میکند. از جمله همگی قائل به تاثیر فلسفه در این علوم هستند. همچنین هر سه، فرضیهها و نظریهها را در علم مؤثر دانسته و از نقش شخصیت عالم و محیط پیرامون او در علم سخن گفتهاند.
صفحات :
از صفحه 93 تا 104
نقد و بررسی رابطه دین و معنویت از دیدگاه ملکیان با تکیه بر دیدگاه شهید مطهری و جوادی آملی
نویسنده:
وحیده فرشباف زیرک کار ، حمید رضا سروریان
نوع منبع :
نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در منظر ملکیان جمع عقلانیت و معنویت راه رهایی است و گزاره­های دینی به جهت تعبدی بودنشان غیرعقلانی‌اند و انسان مدرن نیازمند معنویت توأم با عقلانیت است که به کاهش درد و آلام انسانی بینجامد. در مقابل، به عقیده شهید مطهری معنویت همان دین و حقیقت اسلام است و از لوازم فطرت بشر است که دین به تعالی‌رساننده این نیاز فطری است و تعبد محض و غیر عقلانی را از ساحت اسلام دور می‌داند. جوادی آملی شالوده طرح معنویت را بر اصل هماهنگی نظام تکوین و تشریع پی‌ریزی می‌کند که هر امر معنوی از پشتوانه تکوینی برخوردار است و تعالیم دینی از سنخ حقایق‌اند که به صورت اعتبار ظاهر شده و به شکل دین تجلی یافته‌اند. ما در این مقاله با مقایسه اندیشه‌های آنان به تحلیل و نقد نظریات ملکیان پرداخته‌ایم. ما حصل بحث آن است که ادله نظریه‌پرداز ناتمام بوده و از تحلیل منطقی متقن برخوردار نیست و به دیدگاه پراگماتیستی می‌انجامد.
صفحات :
از صفحه 127 تا 150
مسأله تکنولوژی در اندیشه قرآنی آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
قاسم جعفرزاده ، شمس الله مریجی
نوع منبع :
نمایه مقاله
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این مقاله مساله اصلی این است که نظر کلی قرآن در مورد تکنولوژی بررسی شود و به این پرسش می پردازد که آیا قرآن در این مبحث ساکت است و مساله تکنولوژی و تصرف در طبیعت را به انسان و عقل معاش او واگذارده است و یا اینکه چارچوب‌های بنیادینی را برای آن ترسیم می کند؟ در این مقاله ابتدا به بیان اصول کلی لازم برای تکنولوژی از منظر قرآن و در اندیشه آیت الله جوادی پرداخته ایم وسپس با نگاه به آثار قرآنی وی و دسته بندی آیاتی که مصادیق فن آوری را بیان می کنند، استدلال شده است که این دسته آیات نمی توانند صرفا برای هدایت تشریعی و و ناظر به آخرت انسان باشد. درگام بعد با اشاره به سیره انبیا در راه اندازی حکومت الهی و پایه گذاری فن آوری‌های اولیه، به این مساله پرداخته شده که در بسیاری از موارد خدای متعال از طریق تعلیم انبیا فنون بسیاری را به بشر تعلیم نموده است تا او در ادامه مسیر زندگی آنها را تکمیل نماید
صفحات :
از صفحه 7 تا 27
هویت حقیقی انسان در اندیشه انسان‌شناختی جوادی آملی
نویسنده:
روح الله شهریاری ، حسن نجفی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر با روش توصیفی‌تحلیلی و از طریق رجوع به اندیشه‌های انسان‌شناختی جوادی آملی چیستی هویت انسان را می‌کاود و به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد که: انسان چه هویتی دارد؟ چه لوازمی مترتب بر هویت او است؟ و نیز چه مسائلی موجب انحراف در بینش از هویت می‌شود؟ نتایج حاکی از آن است که در اندیشه جوادی آملی برخلاف تعریف منطقی، حقیقت انسان در حیوان ناطق به ‌عنوان جنس و فصل آن خلاصه نمی‌شود، بلکه فصل یا فصول دیگری نیز لازم است، که ملاک نهایی در تعیین هویت حقیقی انسان است. وی باتعیین جنس و فصل ممیز حقیقت انسان معتقد است انسان هویتی جز حیات متألهانه ندارد و اساس حقیقتش در تأله او است. مراد از «تأله»، خداخواهی مسبوق به خداشناسی و ذوب‌شدن در الاهیت او است که خود لوازمی دارد، از جمله پذیرش دین، عقاید و ارزش‌های آن، التزام عملی به ارزش‌های اخلاقی، درک مفهوم حقیقی «آزادی»، پرورش عقل نظری و عملی و درک فقر ذاتی خویشتن. در این بین اگر مغالطات روان‌شناختی (بینشی، عاطفی و رفتاری) دامن‌گیر انسان شود او را از تشخیص هویت حقیقی‌اش محروم، و از شکوفایی حیات متألهانه دور می‌کند.
صفحات :
از صفحه 69 تا 92
تحلیلی بر دیدگاه علامه طباطبایی و جوادی آملی در مسئله عالم ذرّ با تکیه بر مبانی ملاصدرا
نویسنده:
فاطمه باقری نژاد ، مرتضی مزگی نژاد
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث درباره عالم ذر همواره با دو پرسشِ «عالم ذر چه جایگاهی در نظام هستی دارد؟» و «چرا هیچ انسانی این میثاق را به یاد نمی‌آورد؟» همراه بوده است. پاسخ‌های متعددی به این دو پرسش داده شده است که پاسخ علامه طباطبایی و جوادی آملی از دقت و اهمیت بیشتری برخوردار است. در این مقاله با استفاده از روش کتابخانه‌ای سعی کرده‌ایم به منابع دست اول نظریه‌پردازان این بحث مراجعه کنیم. پاسخ‌های علامه طباطبایی و جوادی آملی به گونه‌ای هستند که در ابتدا در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. در این مقاله ضمن بررسی پاسخ‌های این دو اندیشمند مشخص می‌شود که نظریه فطرت جوادی آملی، مسائل را بهتر و راحت‌تر حل می‌کند. در ادامه با توجه به نوآوری‌های ملاصدرا در مباحث حکمت متعالیه، مانند مسئله تشکیک وجود و مبحث «بسیط الحقیقة کلّ الأشیاء» و مخصوصاً حمل حقیقه و رقیقه مشخص می‌شود که نظریه فطرت با نظریه وجود جمعی قابل انطباق بوده و مکمل هم هستند.
صفحات :
از صفحه 23 تا 46
مبانی روابط بین‌الملل کنونی از منظر آیت‌الله جوادی آملی
نویسنده:
مهدی مشکی‌باف مقدم
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نحوه تعاملات جهانی را که آشفتگی آن هویداست، باید اولاً در مبانی ترابطات بین‌المللی، و ثانیاً تسری جهانی این مبانی، اصطیاد و نقادی کرد. برای نیل به این مقصود، با بهره‌گیری از مبانی فکری آیت‌الله جوادی آملی، به روش تحلیل محتوا به این مهم پرداخته‌ایم. از منظر ایشان، ازیک‌سو عدم فهم صحیح از مسئلة علیت، که به غفلت یا انکار علت‌العلل عالم می‌انجامد؛ ضعف کلان هستی‌شناسی محسوب می‌شود و در روابط بین‌الملل به قدرت‌محوری به‌جای خدامحوری منتهی شده است. از سوی دیگر، نگاه مادیِ معرفت‌شناسان غربی، مانع اصلی ترسیم تصویری صحیح از چینش عالم هستی می‌شود که عرصة بین‌الملل را صحنه آنارشیسم معرفتی کرده است. بالتبع با این دو رویکرد هستی‌شناسانه و معرفت‌شناسانه، جایگاه حقیقی انسان به‌عنوان مخلوق کریم عالَم، در ساحت انسان‌شناسی به سمت اومانیسم سوق پیدا می‌کند که به کارگزارمحوری در حوزة بین‌الملل منتهی گردیده است.
صفحات :
از صفحه 47 تا 56
تبیین تمایز علم از وجود ذهنی بر اساس دیدگاه جوادی آملی
نویسنده:
نرگس زرگر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
جستار حاضر در پی ارائۀ تبیین روشنی از تفکیک علم و وجود ذهنی، از منظر جوادی آملی، به منظور حل برخی مشکلات شناخت‌شناسی مبتنی بر حکمت متعالیه است. یافته‌های مقاله را می‌توان چنین برشمرد: 1. ضمن اینکه علم همواره حضوری است، حصولی‌بودن علم مربوط به وجود ذهنی است. وجود ذهنی وجودی ظلّی دارد و در پرتو علم موجود می‌شود، چراکه حصول حقیقت علم افاضه است از سوی خداوند. علم و وجود ذهنی هر دو قیام صدوری به نفس دارند؛ 2. ماهیت معلوم ‌بالذاتِ درجۀ اول، خودِ علم است؛ اما ماهیت معلوم ‌بالذاتِ درجۀ دوم، ماهیت شیء معلوم و موجود به وجود ذهنی است؛ 3. هنگامی که نفس به آن مرتبه می‌رسد که نور علم در آن می‌تابد، نور قوی، همان وجود علم است و در پرتو آن نور، نفس یک علم ظلّی همراه با صورت ذهنی، متناسب با ماهیت شیء خارجی در ذهن صادر می‌کند؛ 4. حصول علم حصولی مبتنی بر علم حضوری است؛ نفس در این هنگام با دو دشواری مواجه است: نخست، توان نفسانی انسان (که به ‌تناسب آن)، نور علم به چه درجه‌ای از قوّت به او افاضه شده است؛ دوم، ضرورت تبدیل علم حضوری خویش از موجود خارجی به علم حصولی؛ 5. پس، احتمال خطا در علم حصولی، برخلاف علم حضوری، وجود دارد؛ از این‌رو، فاعل شناسا ادعای قطع و جزم بی‌اساس ندارد.
صفحات :
از صفحه 111 تا 129