فارابی و ابنسینا عللی را که تخالف نظر و عمل را تببین پسین میکنند و راهکار بالقوه این تخالفاند و همچنین از عوامل و مؤلفههای پیشین تخالفسازند، در آثارشان پر
... راکنده بررسی کردهاند. تناسب کیفیت علم با سطوح ادراکی مختلف میتواند عاملی مهم در توجه به مؤلفههای تخالف باشد. باتوجه به پیروی بیشتر افراد از ظن و تخیل، شخص حتی با وجود علم مضاد با تخیلات و ظنیات خود، همچنان براساس ظنیات و تخیلات خود عمل میکند و دربرابر آنها منفعل میشود. چنین چیزی نمایانگر تأثیر قوی تخیل در سطح تصوری و بهتبع آن اقناع در سطح تصدیقی است؛ بهگونهایکه میتوان عوامل نقصان یا پیشرفت هر برنامهای را در پرتو این دو بعد ارزیابی کرد. از دیگر عوامل تخالف، نبود انگیزش، ارشاد، شوق و همچنین خلقیات، انفعالات و عوامل روانی است که به آنها توطئات ذهنی میگویند. گرایش مردم به تبعیت از امیال، بیانگر جایگاه هریک در افعال ارادی است. فارابی و ابنسینا به نقش اعتیاد نیز توجه کردهاند. این اعتیاد، نقش نظر و علم را در مبادی فعل ارادی کاهش میدهد. باید توجه کرد که دامنۀ افراد خاصی برای جایگاه هریک از عوامل تخالف بیان شده است؛ درنتیجه، مسئلۀ تحقیق و پاسخهای آن در دو سطح توصیفی و تحلیلی، مطلق نیستند و نسبت به افراد و شرایط متغیر است.
بیشتر