جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
جامع الحکمتین
نویسنده:
ناصر بن خسرو؛ مصححان: هانری کربن، محمد معین
نوع منبع :
کتاب , پرسش و پاسخ
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: طهوری,
چکیده :
کتاب «جامعُ الحِکمَتَین» کتابی است در حکمت اسماعیلی به فارسی تألیف ناصر خسرو قبادیانی، در پاسخ به پرسش‌ های ابوالهیثم جرجانی که آن ها را در قالب قصیده ای مطرح کرده، نگاشته شده است. نویسنده هر پرسش را به دو شیوه برهان فلسفی و استدلال دینی بر پایه تعالیم فاطمیان پاسخ داده است. این مقاله مشتمل است بر دو بخش است: بخش اول، قصیده جرجانی: در این بخش، قصیده‌ ای ۸۹ بیتی از ابوالهیثم جرجانی آمده است. بخش دوم، شرح ناصر خسرو بر قصیده جرجانی: بر اساس قرائن، ناصر خسرو هنگام اقامتش در یمکان نزد دوست و حامی‌ اش، علی بن اسد، به درخواست وی این کتاب را در پاسخ به پرسش‌ های مطرح شده در قصیده ابوالهیثم جرجانی، در سال ۴۶۲، نوشته و آن را جامع الحکمتین نامیده است. جامع الحکمتین مشتمل است بر یک دیباچه و ۳۴ فصل. فصل اول: بیان علت تصنیف کتاب؛ فصل دوم: قصیده ابوالهیثم جرجانی؛ فصل سوم: اثبات خداوند و توحید او بر اساس اقوال فلسفی، کلامی و دینی؛ در مابقی فصول، غیر از فصل آخر: در پاسخ به پرسش‌ های ابوالهیثم است.
بررسی اندیشه‌های عرفانی محوی و جنبه‌های تأثیرپذیری آن از عطار نیشابوری
نویسنده:
محمد محمدی تلوار
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ملا محمد محوی یکی از شاعران و عارفان توانای پارسی‌گوی کُرد در نیمه‌ی دوم قرن سیزدهم و اوایل قرن چهارده هـ. ق است که دیوان اشعار او سرشار از اندیشه‌های عرفانی والایی همچون حال و مقامات عرفانی، فنا و بقای الهی، ترک هستی موهوم مجازی، وحدت وجود، اندیشه‌های حلّاج و ... است.محوی، شاعر بزرگ کُرد، از اندیشه‌های عرفانی عطار نیشابوری متأثر بوده است و در باب مضامین و اندیشه‌های عرفانی و صوفیانه از جهات بسیاری اشتراک داشته است. محوی برای بیان قدرت عشق و گذر کردن از مرحله‌ی تصوُّف عابدانه و روی آوردن به عرفان عاشقانه از داستان شیخ صنعان در منطق‌الطیر و دیوان عطار کمک می‌گیرد. به علاوه وی در زمینه‌ی مضامین عارفانه‌ی دیگری همچون فنا و بقای الهی، مجاهده با نفس، عشق محوری، شریعت مداری، احتراز از دنیا، رهایی از عقل مصلحت بین، نقد زهّاد ریاکار و زهدگرایی خشک، عزلت از خلق و ... با عطار نیشابوری دارای اشتراکات و شباهت‌های قابل توجّهی است و در این پژوهش سعی شده است که با روش ادبیات تطبیقی، شباهت‌ها و اشتراکات عرفانی محوی و عطار بیان شود.
«تأمّلی در ساختار معنایی غزل حافظ»
نویسنده:
عسگر صلاحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
الف. موضوع و طرح مسئله(اهمیت موضوع و هدف): دیوان حافظ به نظر بسیاری زنده‌ترین دیوان شعر در عصر ماست. در این که راز این ماندگاری در چیست بسیار گفته‌اند و «گویند به دوران‌ها». به گمان ما ساختار معنایی ویژ? غزل حافظ یکی از رموز زیبایی، تأویل‌پذیری و در نهایت ماندگاری آن است. بحث روشمند در ساختار معنایی غزل حافظ، بحثی است تازه که به صورت بسیار جزئی در یکی دو ده? اخیر مورد توجه منتقدان ادبی قرار گرفته است و هنوز در آغاز راه است و در همین آغاز راه نیز اختلاف نظرها چشم‌گیر است؛ تا جایی که برخی پژوهش‌گران به ساخت‌شکنی در شعر او توجه دارند و برخی دیگر به ساختگرایی.بیان مسأله یکی از ویژگی‌های سبکی غزل حافظ پوشیده بودن پیوند معنایی ابیات - به عنوان واحدهای معنایی سازنده ساختار معنایی غزل- با یکدیگر است که موجب می‌شود ساختار معنایی در یک غزل او در ظاهر و در نگاه‌های نخستین گسسته احساس شود تا جایی که بعضی پژوهندگان این گسستگی و شکاف میان مضامین ابیات در یک غزل را، ویژگی خاص غزل حافظ می‌دانند و چنین می‌پندارند که هر بیت یا هر چند بیت در یک غزل از حافظ استقلال معنایی دارد و مستقل از ابیات دیگر یا بی‌ارتباط با آنهاست. اما به باور این پژوهش چنین نیست چرا که ساختار معنایی در غزل‌های حافظ اگرچه اغلب در ظاهر گسسته نماست ولی در میان ابیات یک غزل او با هسته مرکزی همان غزل پیوند معنایی وجود دارد؛ این پیوند معنایی اغلب در میان خود ابیات یک غزل نیز وجود دارد؛ یعنی پیوندها و تداعی‌های معنایی باریک و گاه باریک‌تر از مو در میان بیت‌ها وجود دارد که اغلب در نگاه‌های نخستین ناپیداست و کشف این پیوندها میان ابیات با یکدیگر و میان ابیات با هسته مرکزی غزل و نیز کشف خود هسته مرکزی غزل، نیازمند تأمل بسیار و اغلب نیازمند تأویل است چرا که یکی از اهداف تأویل متن - چه سنتی و چه مدرن - کشف انسجام در ساختار معنایی متن - در اینجا غزل - است. البته ساختار غزل حافظ اجاز? هر تأویل را به خواننده نمی‌دهد و این نکته‌ای است باریک که برخی تأویل کنندگان غزل حافظ از آن غافل بوده‌اند.ب. مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسشها و فرضیه ها:واحد تحلیل واحد تحلیل ما در این رساله بیت است. اما نه به صورت مجزّا و مستقل، بلکه در ساختار کلی غزل و در پیوند با بیت‌های پیش و پس آن و نیز در پیوند با هست? مرکزی غزل.سوال‌های تحقیق الف) آیا در یک غزل از حافظ، هر یک از ابیات «ساز و سرودی دیگر» سر می‌دهد و ابیات یک غزل هر کدام استقلال معنایی دارند؟ و یا این که معمولاً به ظاهر چنین می‌نماید و حال آن که به واقع و یا به باطن چنین نیست؟ ب) آیا می‌توان در هر غزل حافظ از دید معنایی، هسته‌ای مرکزی کشف کرد و پیوند ابیات با این هست? مرکزی را نشان داد؟ ج) و اگر بر آن شدیم که اغلب غزل‌های حافظ از یک ساختار معنایی منسجم برخوردار است، پس چه عواملی در ایجاد چنین ساختاری نقش دارد؟سوابق تحقیق از اشارات بسیار جزئی که بگذریم – البته در متن رساله و در جای خود، به این اشارات پرداخته‌ایم - به قول دکتر علی محمد حق‌شناس، مقال? «قرآن و اسلوب هنری حافظ» از بهاء الدین خرمشاهی را می‌توان آغازگر جدی بحث‌های روشمند در این زمینه دانست. مقال? «حافظ شناسی: خود شناسی» از دکتر حق‌شناس، مقال? «بحثی در ساختار غزل فارسی» از دکتر سعید حمیدیان، کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ» از داریوش آشوری، و به ویژه کتاب «گمشد? لب دریا» از دکتر تقی پورنامداریان، از جمله تحقیقات راهگشایی است که در این باب صورت گرفته است. پ. روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه مورد تحقیق، نمونه گیری و روشهای نمونه گیری، ابزار اندازه گیری، نحوه اجرای آن، شیوه گرد آوری و تجزیه و تحلیل داده ها: روش انتخاب غزل‌ها در این رساله نخست چند غزل از حافظ (14 غزل) در قیاس با و به همراه با غزل‌هایی از سلمان ساوجی (7 غزل)، عماد فقیه (4 غزل) و خواجوی کرمانی (5 غزل) که از منظر وزن، قافیه، ردیف، و نیز معنا یا محتوا و یا فضای کلی به هم شبیه‌اند، مورد تحلیل ساختاری قرار گرفته است؛ به این صورت که از میان غزل‌های مشابه این چهار شاعر غزل‌هایی انتخاب شده است که هم بیشترین شباهت را از منظر وزن، قافیه، ردیف، و نیز معنا یا محتوا و یا فضای کلی غزل – همه یا برخی از این موارد – دارا باشند و هم این که از منظر ساختار معنایی، گسستگی و یا گسسته نمایی بیشتری میان ابیات هر یک از این غزل‌ها احساس شود. و سپس چند غزل از حافظ (19 غزل) به صورت مستقل، تحلیل ساختاری شده است. در انتخاب این غزل‌ها موارد زیر لحاظ شده است: الف) اغلب در هر یک از این غزل‌های گزیده، بیشترین گسست معنایی در میان ابیات هر غزل احساس شده است. ب) سعی شده است که به نحوی از گونه‌های معنایی مختلف غزل حافظ نمونه و یا نمونه‌هایی مطرح شود. گونه‌هایی چون: عرفانی، عاشقانه، سیاسی – مدحی، ملامتی و یا «شعر رندانه»، غزل – مرثیه، انتقادی (چون غزل «نقد صوفی نه همه ...»)، خیّامی، حسب حال نامه، و ... . ج) تا حد امکان سعی شده است غزل‌هایی انتخاب شود که از منظر ساختار معنایی – البته تا جایی که نگارنده اطّلاع دارد – مورد بحث و بررسی جدی و روشمند، قرار نگرفته باشند. و اگر به ندرت مورد چنین تحلیلی قرار گرفته باشند، حتماً و البته به گمان نگارنده، نکته و یا نکته‌های دیگر در آن قابل طرح بوده است که تحلیل مجدد آن را اقتضا کرده است. روش تحلیل ساختار معنایی غزل‌ها یکی از اصول اساسی در نگرش ساختاری «تأکید بر روابط میان اجزاء» در یک نوع یا گون? ادبی است تا جایی که این رویکرد، پیام یا محتوای اثر ادبی را چیزی جز انسجام درونی اثر و روابط اجزای آن نمی‌داند و بر آن است که معنا یا محتوای اثر همان ساختار اثر است. رویکرد هرمنوتیکی نیز، خواه هرمنوتیک سنتی – که در پی رسیدن به معنای ثابت و نیت مولف است – و خواه هرمنوتیک گادامری، تلاش می‌کند که ساختار منسجم متن را نشان دهد و پراکندگی ظاهری آن را توجیه کند. هرمنوتیک ادبی «در پی آن است که هر یک از اجزای یک متن را در فرایندی که عموماً «دور تفسیر شناختی» نامیده می‌شود بر کلی کامل منطبق سازد: ویژگی‌های فردی در مقابل کل متن قابل فهم است و کل متن در پرتو ویژگی‌های فردی قابل فهم می‌شود». تأکید این دو نوع رویکرد برای نشان دادن کلیت یک متن یا نوع ادبی، از طریق کشف و نشان دادن روابط و پیوند‌ها میان اجزای آن متن یا نوع ادبی، نکت? مشترک مهمی است که این دو نوع رویکرد را در کنار یکدیگر و در پیوند با هم قرار می‌دهد. راهنما و راهگشای ما در تحلیل ساختار معنایی غزل‌های مورد بحث در این رساله، همین نکت? مشترک و مهم بوده است؛ به این صورت که تلاش ما برای نشان دادن روابط معنایی میان بیت‌ها در هر غزل، داخل در مقول? ساختارگرایی است و اغلب برای نشان دادن این پیوند‌ها از رویکرد هرمنوتیکی یعنی تأویل مدد جسته‌ایم و هدف از این تأویل نیز چیزی جز رسیدن به ساختار منسجم آن غزل و توضیح گسسته‌نمایی ظاهری میان اجزای آن یعنی ابیات آن، نبوده است. نکت? دیگر این که ما کوشیده‌ایم تا در هر یک از غزل‌های مورد بحث در این رساله، یک هست? مرکزی کشف کنیم و پیوند آن را با ابیات غزل نشان دهیم. این هست? مرکزی را می‌توان ژرف‌ساخت غزل شمرد که با روساخت غزل یعنی هر یک از ابیات به عنوان واحد‌های روساختی، پیوند معنایی دارد. و این نیز داخل در مقول? ساختارگرایی است یعنی در راستای یکی دیگر از اصول اساسی رویکرد ساختارگرایی است ؛اصلی که بیان می‌دارد «ساختار‌ها در زیر سطح روساخت قرار دارند».ت. یافته های تحقیق و نتیجه گیری: در ساختار معنایی غزل حافظ، هسته یا موضوعی مرکزی وجود دارد و ابیات هر غزل به عنوان واحدهای معنایی سازنده و یا شکل دهنده به ساختار معنایی آن غزل، همواره با این هست? مرکزی و غالباً با یکدیگر روابط معنایی دارند. اما کشف هست? مرکزی غزل‌ها و نشان دادن پیوند معنایی ابیات با این هسته و نیز نشان دادن پیوند معنایی ابیات با یکدیگر – که تلاشی است برای کشف انسجام ساختاری غزل- نیازمند تأمل بسیار و اغلب نیازمند تأویل است چرا که یکی از اهداف تأویل - چه سنتی و چه مدرن – کشف یا نشان دادن انسجام در ساختار معنایی متن – در این جا غزل – است. و چنین تأویلی بر این فرض مهم استوار است که متن – در اینجا غزل حافظ- از انسجام معنایی برخوردار است و از این رو تلاش می‌کند تا این انسجام معنایی را کشف کند؛ یا آن را بازسازی کند و یا انسجام معنایی نوینی برای آن بیافریند. در غزل حافظ یکی از عوامل مهمی که هم کشف هست? مرکزی غزل را دشوار می‌کند و هم پیوند معنایی ابیات در یک غزل و در نتیجه انسجام ساختار معنایی آن را گسسته می‌نمایاند و توجه به آن در کشف انسجام ساختار معنایی غزل، نقش موثری دارد، تغییر مخاطب ابیات (صناعت التفات) در یک غزل و گاه حتا در یک بیت است که هم بسامد بالایی دارد و هم اغلب به گونه‌ای پوشیده صورت می‌گیرد. و اما عواملی که در ایجاد انسجام ساختار معنایی غزل – غزل‌های مورد بحث در این پژوهش – نقش دارد، عبارتند از:الف) وجود هسته‌ای مرکزی در غزل. ب) تناسب و یا پیوند معنایی میان ابیات.ج) تناسب معنایی ردیف با هسته و یا موضوع غزل.د) تناسب معنایی مطلع و مقطع غزل.ه) استعاره‌گرایی.
بررسی تطبیقی شاخصه های اخلاقی در مثنوی معنوی و بوستان سعدی
نویسنده:
طاهر طباطبائی وکیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بخش اعظمی از ادبیات فارسی را ادب تعلیمی تشکیل می‌دهد. قسمت عمده آن را اشعاری به وجود آورده‌اند که مضامین اصلی آنها تعالیم اخلاقی است که ضمن بیان فضایل و رذایل اخلاقی، انسان را به ترک رذیلت‌ها و کسب فضیلت‌های اخلاقی دعوت می‌کنند. مثنوی مولوی و بوستان سعدی از جمله این آثار تعلیمی و اخلاقی در زبان فارسی هستند که ابعاد تربیت عرفانی موجود در آنها از نکات مشترک تعلیمات مولانا و سعدی است. کیفیّت و نوع آموزه‌های اخلاقی این گونه شاعران و عارفان به نوع تعالیم، اندیشه‌ها و جهان بینی آنها بستگی دارد. مولانا انسان را موجودی غریب در این دنیای مادّی دانسته که از اصل خویش جدا گشته است. لذا به عنوان مرشد و مربّی و با روحیه خاص عارفانه خود، نگاهی متعالی به انسان در جهت رساندن او به مبدأ خویش و معشوق ازلی داشته وبا ارائه تعالیم عرفانی و شاخصه‌های اخلاقی، راه سعادت انسان را فراهم می‌آورد. سعدی به عنوان معلم اخلاق و بر پایه تعالیم شرعی و تا حدّی عرفانیِ خود، رذایل و فضایل اخلاقی را معرفی کرده وانسان آرمانی خود را به پیروی از آنها در جهت رسیدن به سعادت و اصلاح روابط انسانی دعوت می‌کند. به عبارتی دیگر، شاخصه‌های اخلاقی سعدی همان ایده‌آل‌های کلی و ذهنی وی هستند که برای اصلاح فرد و جامعه و رسیدن به سعادت و زندگی ایده‌آل مطرح کرده است. در این پایان نامه در ابتدا به تعاریف و مفاهیم مربوط به اخلاق، تربیت و عرفان و نوع روابط آن با یکدیگر پرداخته و سپس آن را در حوزه اجتماعی و فرهنگی، بویژه در عصر حیات سعدی و مولانا مهم دانسته و نقش داستان گویی و حکایت محور بودن این آثار را درقابل فهم بودن طبقات جامعه و عوام، موثر دانسته است. در فصول بعدی به بررسی مبانی نظری و اندیشه‌های مولانا و سعدی در دو بخش مجزا با معرفی صفات و ویژگی‌های انسان به صفات نفسانی و بُعد اخلاقی او پرداخته‌ایم.
حافظ و ابن‌فارض : بحثی در مقایسه نظرگاههای عرفانی حافظ و ابن‌فارض
نویسنده:
سعید زهره‌وند
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نوشته‌ای که پیشروی خواننده گرامی استبه رغم عنوان کلی "حافظ و ابن‌فارض " تنها در سه فصل و یکمقدمهء نسبتا طولانی فراهم آمده است . در مقدمه سعی شده استکه با استناد به مدارکتاریخی و پاره‌ای شواهد و قراین درونی از شعر حافظ و ابن‌فارض ، نزدیکی دیدگاههای آن دو و تشابه فضای شعرشان به اثباتبرسد اما در بابمتن، بیشتر حجم کار به دو مبحثمهم "هستی" و "عشق" اختصاصیافته است . در مدخل هر فصل و نیز در زیر هر یکاز عناوین کلی متن پوشششده استتا بشتر با نقل و قولهایی مستقیم از زبان بزرگان عرفان و تصوف ، زمینه را برای بحثهستی خود فراهم آورید. مقایسه اشعار حافظ و ابن‌فارضعمدتا به دو شیوه انجام پذیرفته است : گاهی به مقتضای شرایط مقایسه مستقیم و بیتبه بیتبوده و گاهی نیز به سببپرهیز از پراکنده‌گویی و جلوگیری از خلط مطالب ، شعر آنها به صورتموضوعی مورد مقایسه و تطبیق واقع شده است .
مبانی دینی انسان شناسی در شعر فارسی
نویسنده:
علوی سیدحمیدرضا
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
هدف اصلی این مقاله، استخراج دیدگاهها و نقطه نظرات شعرای فارسی زبان راجع به انسان شناسی و سپس تبیین تفسیرمبانی دینی مربوطه می باشد که آن شعرا دردید گاههای انسان شناختی خود ازمتون دینی، آیات و روایات الهام گرفته اند و اساس و چارچوب انسان شناسی خود را برآن مبتنی ساخته اند. به منظور وصول به این هدف، اشعار حدود بیست تن از شعرای فارسی مورد برسی قرار گرفته و سپس با آیات قرآن کریم و شانزده تفسیر عربی و چهارده تفسیر فارسی قرآن و با سایر متون دینی که مشتمل برروایات اسلامی می باشند مورد مقایسه و بررسی تطبیقی و تحلیلی قرار داده شده است .
صفحات :
از صفحه 126 تا 162
استعاره‌های تربیتی در مثنوی معنوی
نویسنده:
اسدالله زنگویی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله استعاره (که تمامی ساخت های استعاری در زبان را در برمی‌گیرد و درفرایند آموزش و پرورش انسان تأثیر شگرفی دارد) از منظر مولوی درمثنوی معنوی بررسی و تحلیل می شود و مهمترین اهداف مترتّب بر آن به شرح ذیل است:- به کاربردن استعاره به ویژه استعاره های مثنوی معنوی در فضای تعلیم و تربیت.- شناسائي ساخت‌های مهم استعاری در مثنوی معنوی و مهمترین ساخت یا تصویری که مولوی بیشتر آن را در فرایند آموزش و پرورش مخاطبان گوناکون و فراوان به کار می برد.- شناساي ابزارها و منابع معرفت همانند عقل، عشق و شهود از منظر مولوی در مثنوی معنویعمده ترين سئوالات پژوهش مورد نظر به اين شرح است:1- اصلی‌ترین تصویرهای زبانی و کلان استعاره‌ها در مثنوی معنوی کدامند ؟2- کارکردهای‌تربیتی استعاره‌های مثنوی معنوی کدامند ؟3- مولانا درمثنوی معنوی بیشتر از کدام تصویر زبانی و برای چه مقصودی استفاده می‌نماید؟در اين پژوهش، روش بيشترخاصيت ابداعی دارد تا خاصيت تنظيمي؛ بنابراین، پژوهشگر برای پاسخ به پرسش های مطرح شده، پس از مطالعۀ کتاب‌ها و مقالات نماد‌پردازی در آثار مولوی و پاره ای از شرح های مثنوی و... چندکلان استعاره را گزینش نمود و سپس با مطالعۀ عمیق در مثنوی معنوی، این استعاره ها از آن استخراج و ثبت و ضبط شد و نهایتاً، هر یک از کلان استعاره‌ها به طور مستقل بررسی، تحلیل و نتایج، بر اساس کارکردهای استعاره تدوین ونگارش یافت.در پاسخ به سؤال اول می توان گفت که اصلی ترین تصویر های زبانی مثنوی، تشبیه، استعاره، تمثیل و نماد و برخی از کلان استعاره های مثنوی نی، آفتاب (خورشید) ، آینه، دریا، نردبان، کوه، آب، آتش، باد، خاک، طوطی، شیر، روباه و اسماءحسنی هستند.در پاسخ به دوّمین سؤال رساله می توان گفت که عمده ترین کارکردهای تربیتی استعاره، کارکردهای انگيزشي، اقناعي، گسترش معني، تأكيد بر معنی و برجسته‌سازی، اكتشافي، پوشيده‌گویي، تأويلي، شناختي تزييني، ابداعي و. . . . می‌باشند. در پاسخ به سوّمین پرسش پژوهشی این رساله می‌توان گفت که مولوی در مثنوی ساخت تمثیلی دارد و از آن برای اقناع مخاطبین خود بهره می‌گیرد. به طور کلّی مولانا دو ساحت ذهنی دارد:1.ساحت نظری: مولوی در این ساحت کلان استعاره‌هایی را انتخاب و با بهره‌گیری از ساخت‌های مهم زبانی دیدگاه‌های جهان‌شناسی خود را تبیین می‌نماید و نظر، هدف و منظور خود را بیان می‌کند.2. ساحت عملی:مولوی این ساحت را در فرایند آموزش و پرورش مخاطبان و هنگام تعامل با آن‌ها و بیان دیدگاه‌های نظری خویش به کار می‌برد. او تلاش می‌کند با تمثیل نحوه‌ی تحقّق یا نیل به آرمان‌ها یا اهداف کلّی که در ساحت نظری بیان نموده است را به مخاطب القا نماید و ضمن این‌که او را اقناع می‌کند او را برانگیزد تا آن روش‌ها را برای نیل به آن اهداف به کار ببرد.
بررسی تحلیلی ابعاد وجودی انسان در ادبیات  عرفانی (از آغاز تا پایان قرن هفتم)
نویسنده:
فاطمه کوپا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این تحقیق عقاید و دیدگاههای عرفا در خصوصابعاد گوناگون وجود آدمی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته استروشکار به این صورتبوده که ضمن مطرح نمودن دیدگاههای عرفا در هر مورد عقاید ایشان مورد تجزیه و تحلیل واقع شده، گذشته از این مقایسه‌ای ضمنی میان آراء ایشان و عقاید فلاسفه و موضوعاتمطرح شده در قرآن و سنتصورتگرفته استتا دیدگاه هر کدام بدرستی معلوم گشته و شناخته شود. انجام این تحقیق ما را به این نتیجه کلی می‌رساند که اکثر عرفا به این نکته قائلند که: روح جوهری مخلوق، محدثو غیرجسمانی است ، علاوه بر این ایشان به وجود روح حیوانی و انسانی معتقدند و بر این باورند که روح انسانی هرگز دچار مرگو نیستی نمی‌گردد و جوهری باقی استو تنها روح حیوانی استکه دچار بطلان و نیستی می‌گردد، و گذشته از این ترقی و تعالی روح با ضعفو کاهشجسم رابطه متقابل دارد و به بیان دیگر رشد و تعالی یکی باعثتنزل و انحطاط دیگری است . علاوه بر این بر اساسباور ایشان دل انسان عبارتاز باطن و حقیقتوجودی آدمی استکه از خلقتی بی‌مانند و جدای از سایر ابعاد وجود آدمی برخوردار است ، و هر چه جز آن استدر حکم تبع، لشکر و خدمتکار او محسوبمی‌شود و معدن اصلی آن حضرتالهیتاستو سرانجام به جایگاه اصلی خود رجوع خواهد نمود. از نتایج دیگر تحقیق روی نظر عرفا درباره عقل آدمی به عنوان یکی از مهمترین ابعاد وجود بشر است . از دیدگاه ایشان عقل آدمی آنگاه مثبتو ممدوح استو به کار آدمی می‌آید که مطیع اوامر حق و احکام الهی باشد و هرگز از صراط مستقیم ایمان و تبعیتاز احکام و تعالیم عالیه الهی روگردان نشود، چه در غیر این صورتاز پایگاه برتر و والای خود تنزل می‌نماید و در حکم پای بندی می‌شود که انسان از سپردن راه حقیقتو معنویتباز می‌دارد. از این گذشته اهل معرفت ، نفسآدمی را منبع شر و قاعده سوء و اصل جامع همه صفاتمذموم در وجود آدمی می‌دانند که همواره بر عداوتدیرینه خود با فرزندان آدم پای می‌فشارد و هر لحظه به رنگی در می‌آید و طرحی نو می‌اندیشد تا آدمی را تا اعماق تباهی و سقوط تنزل دهد و در این میان تنها راه تسلط و ولایتبر نفسرا ریاضت ، مخالفتبا نفسو خوار و حقیر شمردن آن می‌دانند. و در نهایتانسان کاملی که سالکان طریق حقیقت ، او را به عنوان نمونه، سرمشق و راهنمای خود در سیر و سلوکمی‌جویند و دست‌یابی به دامان رهبری و پایگاه معنویشرا آرزو می‌کنند، به عالی‌ترین صفاتو سجایای اخلاقی آراسته است ، به بیان دیگر انسان کامل مثل اعلا و نمونه تام و تمامی استاز پویندگان راه پر مخاطره سیر به سوی حق که ارزشهای والای انسانی را در حد کمال در وجود خود پرورانده‌اند و با چیرگی بر نفساماره و تمایلاتشیطانی، وادی سلوکرا به قدم صدق و رهتوشهء ایمان در نور دیده و به سرمنزل مقصود دستیافته‌اند.
جلوه‌های کلامی در آثار مولوی
نویسنده:
جلیل مشیدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله آراء کلامی مولوی در آثار منظوم و منثور، بررسی شده‌است .بدین ترتیب که در مقدمه درباره علم کلام و جنبه‌های مثبت و منفی،و دیدگاه مولوی نسبت به آن، چگونگی استفاده از زبان فارسی برای بیان‌مقاصد کلامی و دینی، و روش مولوی در به کارگیری اصطلاحات و مباحث کلامی‌با ایراد شواهد از آثار او مطالبی آمده است . در متن نیز پنج اصل :توحید، نبوت ، عدل، امامت و معاد به عنوان اساس مباحث و موضوعاتی‌مانند : توحید عارفان، اسما و صفات الهی، صفات ثبوتی و سلبی،سببیت ، رویت حق، حسن و قبح افعال، بداء، هدایت و ضلالت ، لطف‌مقرب و محصل، عصمت انبیاء، معراج، معجزات و کرامات ، مناقب اهل‌بیت (ع) و رهبری، معاد روحانی و جسمانی، شفاعت ، توبه، احباط وتکفیر، عفو الهی و بسیاری مسائل بزرگ و کوچک دیگر، در درون پنج اصل، آمده است .شیوه کار هم بدین گونه بوده است که در هر مبحث ، کلیاتی‌از آراء متکلمان اسلامی آورده شده و سپس وجوه تشابه، توارد یاتخالف‌نظرهای مولوی با آنها یا نظر فردی او تبیین گردیده و جزئیات نیز به‌همان روش در خلال مباحث گنجیده است .از آن جا که اندیشه‌های کلامی‌این‌عارف شاعر، بر خلاف سنت فلسفی و متفاوت با روش یونانی، با ذوق وادب و عرفان درهم‌آمیخته، مسائل عرفانی نیز با مباحث کلامی مربوط آمده‌است .در بیان شواهد هم بیشتر از مثنوی و سپس از فیه‌مافیه، مجالس سبعه‌و دیوان غزلیات بهره گرفته شده است .
رابطه انسان و خداوند از دیدگاه مولوی در مثنوی معنوی
نویسنده:
الهام‌السادات صالح
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش ارتباط متقابل خداوند و انسان از منظر مولوی در مثنوی مورد بررسی قرار گرفته است. انسان از آغاز آفرینش و ورود به عالم هستی در ارتباط با خدا بوده و به صورت آگاهانه و یا غیر آگاهانه از این ارتباط سود ‌برده است. در جای جای مثنوی‌ اشعاری وجود دارد که می‌توان با بررسی آن‌ها، نظر و دیدگاه مولوی در مورد ارتباط خداوند با انسان را دریافت. البته بیان این نکته لازم است که در برخی موارد اشعاری که مستقیاً بیان‌گر ارتباط خداوند با انسان باشد وجود ندارد و لازم است با نگاهی تیزبینانه به دنبال یافتن این قبیل ارتباطها در اشعار مثنوی بود.در این پژوهش ارتباط متقابل خداوند با انسان به چهار زیر شاخه شامل سنخیت خداوند و انسان در اصل وجود، ارتباط خداوند با انسان، ارتباط انسان با خداوند و عشق به عنوان ارتباطی دو سویه بین خداوند و انسان تقسیم شده است. نخستین مطلبی که به آن پرداخته شده، سنخیت خداوند با انسان است. این بخش به بررسی مسئله وحدت وجود و دیدگاه مولوی در باب وحدت پرداخته است. گروهی با توجه به آثار مولوی بر این اعتقادند که وی قائل به وحدت وجود بوده و گروهی معتقدند او به وحدت شهودی قائل شده است. با توجه به این مطلب می‌توان گفت که بین وجود خداوند به عنوان اتمّ موجودات و وجود انسان به عنوان موجودی ممکن الوجود، سنخیتی وجود دارد که ارتباط خدا با انسان را امکان‌پذیر می‌کند.در بحث مربوط به ارتباط خداوند با انسان به بررسی: 1- ارتباط پیامی خدا با انسان به صورت مستقیم (وحی) و غیر مستقیم (آیات آفاقی و انفسی)، 2- ارتباط از طریق خلقت و هدایت و 3- ارتباط کرداری از طریق آزمایش و امتحان پرداخته شده است. آن‌چه از اشعار مولوی در این زمینه بر می‌آید این است که انواع ارتباط‌های خداوند با انسان اشراف داشته و در کنار استناد به آیات قرآن کریم، از آن‌ها در اشعارش استفاده نموده است. در این پژوهش ارتباط انسان با خداوند از سه جهت: 1- ارتباط انسان با خدا به نحو قرب و بعد، به صورت تقرب، وصال و فنا، 2- ارتباط انسان با خداوند از طریق دعا و مناجات و 3- ارتباط آدمیان با یکدیگر مورد بررسی قرار می‌گیرد. آثار و نشانه‌های موجود در مثنوی نشان از آن دارد که مولوی با همه اقسام روش‌های ارتباطی انسان با خداوند آشنایی داشته و در اشعار خود به صورت آشکار و نهان از آن‌ها یاد نموده است. در بخش پایانی به بررسی نظر مولوی در مورد بالاترین مرتبه ارتباط میان خداوند با انسان یعنی عشق و چگونگی تاثیر آن در روح و روان آدمی پرداخته شده است. اشعار مولوی در این بخش نشان می‌دهد که او به عشق به عنوان رابطه دو سویه خدا و انسان وقوف تام داشته و چنان بر تاثیرات آن بر انسان اشراف دارد که گویی رابطه عاشقانه با خدا را با تمام وجود خود احساس کرده است.