در پژوهش پیش رو سه فعالیت اصلی پیرامون نظریه اخلاقی ابوعلی مسکویه و خواجه عبدالله انصاری مورد توجه قرار گرفته است. ابتدا استخراج و استنباط مبانی معرفت شناختی و
... و انسان شناختی دو نظریه. دوم؛ تطبیق این مبانی با یکدیگر و دیگر؛ نقد و ارزیابی این مبانی. در بخش معرفت شناسی اخلاقی محورهایی که مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از چیستی، امکان، انواع و ابزارها و نسبیت معرفت اخلاقی، به علاوه نظریه صدق و شیوه توجیه گزاره های اخلاقی. در بخش انسان شناسی اخلاقی نیز ماهیت و سرشت اخلاقی و همچنین مراحل رشد و کمال اخلاقی انسان مورد مطالعه قرار گرفته است.یکی از اهداف اصلی ارزیابی دو نظریه آن است که مشخص شود نظریات سنتی تا چه اندازه قابلیت پاسخگویی به نیازهای امروزی را دارند و در واقع دستگاه معرفتی آن ها تا چه حد توانایی و ظرفیت بازسازی نظریه و پویاسازی آن برای استفاده در دوران معاصر را دارا می باشد. در رساله سعی شده است این هدف با طراحی محورهایی از ارزیابی چون بررسی میزان اتقان روش و منابع نظریه، شرایط پویایی نظریه، جامعیت موضوعات، قابلیت حل تعارضات اخلاقی، راهنمای عمل بودن نظریه و بررسی میزان انسجام میان مبانی و بنا ها محقق گردد. در یک جمعبندی نظریه ای مناسب دوران معاصر دانسته شده است که قادر باشد در افق تمدنی پاسخگوی نیازهای جامعه در عرصه عمل و حوزه نظر باشد. نظریه مسکویه در شکل سنتی اش نمی تواند تمامی تعارض های اخلاقی را حل نماید و نیازمند اصلاح و بازسازی در برخی محورها می باشد. اما نظریه عرفانی خواجه عبدالله از انسجام و درجه اتقان بالایی برخوردار بوده و با اشکال جدی در این زمینه مواجه نمی باشد. همچنین در مورد تطابق با دیدگاه اخلاقی اسلام هر دو نظریه با انتقاداتی روبرو هستند که می بایست به آن پاسخ داده و یا تغییراتی را در خود ایجاد نمایند. در عرصه عمل نیز لازم است با ترسیم فرایند رشد اخلاقی و افزودن به گستره موضوعات ظرفیت و استاندارد های لازم در این زمینه را در خود ایجاد نمایند.
بیشتر