جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1405
تبیین دیدگاه انسان شناسی هایدگر و دلالتهای تربیتی آن در نظام آموزش باز از دور
نویسنده:
مریم باقری نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بیان موضوع : از جمله متفکران بزرگ که توجه به آراء تربیتی وی در زمینه انسان شناسی جهت استفاده در آموزش باز از دور می تواند راهگشا باشد اندیشه های تربیتی مارتین هایدگر فیلسوف بزرگ آلمانی است . هایدگر به عنوان یکی از شخصیت های بزرگ و جنجالی تفکر فلسفی قرن بیستم است که علاوه بر فلسفه، بر بسیاری از حوزه های علمی نظیر الهیات، روان پزشکی ، نقد ادبی، تاریخ نگاری فلسفه علم و تحلیل جامعه علم و تکنولوژیکی اثر گذار بوده است. هایدگر اولین فیلسوفی است که در زمینه تکنولوژی نظرات خود را بیان داشته است. با توجه به نیاز به پژوهش های اساسی در زمینه انسان شناسی و استنتاج آراء تربیتی جهت کاربرد در آموزش باز از دور مسیله اصلی در این پژوهش بررسی تحلیلی دیدگاه انسان شناسی هایدگر و دلالت های تربیتی وی در آموزش باز از دور است. هدف کلی : این تحقیق سعی دارد به استخراج نظرات تربیتی هایدگر پرداخته و دیدگاه انسان شناسی وی را و چگونگی بکارگیری آراء تربیتی وی در نظام آموزش بازاز دور را مورد بررسی قرار دهد. روش تحقیق : پژوهش حاضر از نوع تحقیقات بنیادی است و روش متناسب با آن روش توصیفی – تحلیلی است. در تحقیق حاضر اکثر یافته ها و نتایج با اسناد به متون و منابع اصلی اخذ شده و سعی شده است از آراء محققانی که به موضوع رساله مرتبط هستند نیز استفاده شود در این تحقیق جهت استنتاج نتایج از روشهای تحلیل مفاهیم و متن استفاده شده است. یافته ها: غایت تفکر هایدگر "وجود" است وی از انسان تحت عنوان دازاین یاد می کند. در زمینه تربیتی هایدگر فهم و تبیین شرایط وجودی را مهم ترین هدف تعلیم و تربیت قرار می دهد و وظیفه اصلی متربی را رساندن فراگیر به فهم می داند. یادگیری را فرایندی فعال و پویا می داند بر ارتباط دو سویه بین مربی و دانش آموز تأکید دارد با توجه به اشتراکات زیادی که بین اهداف تربیتی دیدگاه هایدگر و نظام باز آموزش از راهدور وجود دارد. از نظرات تربیتی هایدگر در زمینه تکنولوژی می توان در آموزش باز از دور استفاده نمود.
مبانی فلسفی حقوقی جزاء
نویسنده:
جلال‌الدین اسماعیلی‌زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان‌نامه در چهار بخش اصلی و یک نتیجه‌گیری، تنظیم شده است ، کلی‌ترین و اساسی‌ترین اصول درباره هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی در چهاربخش مورد توجه قرارگرفته است که خود در تجزیه و تحلیلهای علوم جنایی ماهوی تاثیر بسزائی دارد و آنگاه در بخش پنجم مهمترین اصول کلی در مبانی فلسفی حقوق جزا ارائه شده است . درباره ساختار این پایان‌نامه باید گفت که از آن جائی که موضوع حقوق جزا، انسان زنده است ، از این رو، برای آشنائی با مفهوم "انسان" و "زنده‌بودن" بحث از هستی‌شناسی و روان‌شناسی فلسفی لازم است . از سوی دیگر، حقوق جزا، علم و یکی از علوم اجتماعی است ، از این دید در گام نخست باید به بررسی ذهن و شناخت پرداخت و آنگاه خود علم و علم اجتماعی و نیز فلسفه را مورد توجه قرارداد و سرانجام، هم باید "انسان" را از دید انسان بودن، یعنی انسان‌شناسی و هم از دید زندگی با همنوعان خود، یعنی جامعه‌شناسی بررسی کرد. نتیجه همه این مباحث ، یک رشته اصول کلی عقلی خواهد بود که در بخش پنجم به عنوان مکتب نوین از دیدگاه اسلام در مبانی فلسفی حقوق جزا می‌توان ارائه داد.
جریان مبانی انسان شناسی فرهنگی از دیدگاه قرآن
نویسنده:
مهدی محمودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فرهنگ، روش و شیوه زندگی مرسوم و عادت شده جامعه در عرصه‌های گوناگون حیات اجتماعی است و آموزه‌های اجتماعی اسلام و خصوصاً قرآن کریم در متن آیات خود مبانی و شاخصه‌های آن را معرفی نموده است. قرآن کریم در مواجهه با انسان، جهان‌بینی قرآنی معرفی نموده است.از طرفی جامع? بشری بعد از تحمل تجربه‌های تلخ تاریخی خود، حال در عصر کنونی به چالش و بن‌بستی جدی در قبال انسان و فرهنگ برخورد نموده است. بنابراین از یک طرف،با توجه به نوپایی موضوع در میان مسلمانان و کمبود منابع در این عرصه و همچنین با توجه به این‌که اید? اسلامی آن، به گونه‌ای جامع‌نگر و تفصیلی، تاکنون تشریح و تبیین نشده، تحقیق در این موضوع و تشریح ابعاد آن، با تکیه بر آموزه‌های منبع اصیل شریعت؛ یعنی قرآن کریم، ضروری به نظر می‌رسد.
بررسی هنرهای مرتبط با چشم زخم در فرهنگ ایران- اسلامی معاصر و ریشه های تاریخی و مردم شناختی آن
نویسنده:
پریوش سیاه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش به بررسی و مطالعه باستان‌شناسی و مردم‌شناسی چشم‌زخم‌ها‌ (بخصوص چشمواره‌های آبی) و همچنین هنرهای مرتبط با چشم‌زخم با شناخت فنون شیشه‌گریکه در ساخت چشمواره‌های آبی کاربرد دارند پرداخته است. امروزه در جامعه ایرانی-اسلامی چشمواره‌های آبی شیشه‌ای به عنوان مصنوعات در فرهنگ عامه رواج یافته‌اند. با مطالعه داده‌های باستان‌شناسی در مورد چشم‌زخم‌ها ریشه‌های شکل‌گیری و بکارگیری مصنوعاتی که در این زمینه در آداب و رسوم مردمان رایج است، مشخص و روشن می‌گردد. همچنین مطالعه این مواد در زمینه مردم‌شناسی دین و آیین، میتواند جنبه‌هایی از آن باورها و اعتقادات وابسته به آن را در فرهنگ عامه بیان کند. پرسش اصلی در این پایان‌نامه در مورد ریشه‌های تاریخی این چشمواره‌های آبی و حضور این مصنوعات در جامعه ایرانی-اسلامی به عنوان کالاهای مربوط به باور و اعتقاد به چشم‌زخم است. فرضیه‌ای که در راستای این پرسش به وجود آمده غیر ایرانی بودن ریشه‌های تاریخی و شکل‌گیری این چشمواره‌های آبی است. روش‌های گردآوری داده‌ها به دو شیوه کتابخانه‌ای و میدانی انجام گرفته است. داده‌های مورد مطالعه در این پژوهش به وسیله منابع به‌دست آمده از مطالعات باستان‌شناسی در دو بخش متون و اشیاء باستانی در مورد چشم‌زخم‌ها و همچنین مطالعات مردم‌نگاری که تاکنون در مورد چشم‌زخم صورت گرفته می‌باشد. روش گردآوری داده‌ها بر اساس ماهیت به صورت کیفی وتوصیفی بوده‌است. جامعه‌های مورد مطالعه برای پژوهش‌‌های مردم‌نگاری شامل روستای پیربالا از توابع شهرستان مرند در آذربایجان‌شرقی و شهر تبریز می‌باشد. از نتایج و دستاوردهای این پژوهش آگاهی به جهان‌شمول بودن پدیده چشم‌زخم است و اینکه چشم‌زخم اختصاص به یک فرهنگ خاص ندارد. در متون اسلامی هرچند چشم‌زخم به مثابه یک امر شرارت‌بار و آسیب‌رسان پذیرفته می‌شود، اما به‌عنوان بخشی از روان خود انسان و نه نیرو یا موجودی خارج از وی در نظر می‌آید. در فن‌شناسی چشمواره‌های آبی فنون شیشه‌گری سنتی مانند شیشه موزائیکی و روش هزارگل در اکثر مهره‌های چشمی مورد مطالعه از باستان تا کنون استفاده شده‌است. در باور به چشم‌زخم و آداب و رسوم مرتبط با آن در میان مردم روستای پیربالا و شهر تبریز با گونه‌ای تلفیق میان عناصر دینی و غیر دینی مواجه هستیم که در ساحت‌های گوناگون زندگی روزمره‌اشان نمایان است. مشاهده شد که چشمواره‌های آبی با مدرن شدن جامعه تبریز وارد عرصه‌های زندگی مردمان این شهر شده‌است و در روستای پیربالا به عنوان جامعه سنتی ایرانی-اسلامی چشمواره‌های آبی حضور ندارند.
شناخت‌شناسی از دیدگاه مولانا و استلزامات تربیتی آن
نویسنده:
شیما کازرونی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
شناخت شناسی یکی از موضوعهای بسیار مهم در مبحث فلسفه است که فعالیّت تربیتی با توجه به آن و سایر ابعاد فلسفه انجام می‌گیرد، برای دست‌یابی به چگونگی شناخت لازم است که دیدگاه صاحبنظران مورد بازکاوی قرار گیرد، یکی از این اندیشمندان مولاناست که صاحب اندیشه و منابع معتبری در این خصوص است این مهم مرا علاقمند کرد تا شناخت شناسی از دیدگاه مولانا را مورد بررسی قرار دهم و استلزامات تربیتی مربوط به آن را استخراج کنم.روش پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و اطلاعات مربوط به اهداف پژوهش از آثار مولوی استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این بررسی یافته‌ها گویای این موضوع است که مولانا در زمینه چگونگی شناخت با توجه به خصوصیات انسان مورد نظر خود مطالب مهمی ارائه نموده است. در این تحقیق پس از مبحث شناخت شناسی، شناخت جایگاه علم و آگاهی و اقسام علم از دیدگاه مولوی مورد بحث قرار گرفته وهمچنین در قسمت معرفت شناسی، ابزار ،منابع و موانع شناخت مورد بررسی قرار گرفته و همچنین در قسمت استلزامات تربیتی از دیدگاه مولوی نیز مقام و منزلت معلّم روش‌های آموزشی و محتواهای آموزشی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. در پایان نیز نتیجه‌گیری و پیشنهادات نگارنده مطرح شده است.
بررسی مبانی انسان‌شناختی تعلیم و تربیت از دیدگاه امام علی (ع)
نویسنده:
نرجس سلحشور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان نامه در نظر دارد از منظر انسانشناسی نهج البلاغه نقبی به تعلیم و تربیت نهج البلاغه بزند به این معنا که تعلیم تربیت مبتنی بر دو بحث مهم انسانشناسی است: وضع موجود انسان وضع مطلوب است. تعلیم و تربیت موفق تعلیم و تربیتی است که تصویر مطابق با واقع ای از وضع موجود انسان و همچنین تصور روشنی از وضع مطلوب انسان داشته باشد.حال نقش تعلیم و تربیت چیست؟ به نظر برخی از فلاسفه، تعلیم و تربیت ابزار و وسیله ای است که انسان را از وضع موجود به وضع مطلوب می رساند. با توجه به این مبانی نظری ای که اتخاذ کردیم وضع موجود انسان از منظر نهج البلاغه دارای سه مولفه ی اساسی است:‌الف) انسان طوری ساخته شده است که بالطبع تمایل به بدی دارد و با کراهت خوبی را انجام می دهد. ب) انسان موجودی تنهاست، و تنهایی یک ویژگی اجتناب ناپذیر انسان است و تنهایی به این معنا که آثار و نتایج افعال آدمی فقط بر دوش خود اوست نه بر دوش دیگری ج)‌نیت آدمی است که خوبی و بدی افعال آدمی را تعیین می کند. یعنی همان نظریه ی فضیلت گرایی در فلسفه ی اخلاق.وضع مطلوب انسان از منظر نهج البلاغه در یک مولفه ی بسیار مهم خلاصه می شود:‌عبودیت خدا، این عبودیت خدا اگر به درستی صورت بگیرد، با خود سه مطلوب مهم دیگر به همراه می آورد: الف) مطلوب های روانشناختی : یعنی عبودیت خدا با خود شادی، آرامش، امید به همراه می آورد.ب) مطلوب های اخلاقی: یعنی عبودیت خدا ضامن اخلاقی زیستن ماست، بدون خدا همه چیز مجاز می شود. خداست که تضمینی است برای اخلاقی زیستن ما. ج) مطلوب ارزشمندی زندگی: خدا و بندگی او به زندگی انسان معنا می بخشد، یعنی به زندگی انسان هدف و ارزش می بخشد.حال تعلیم و تربیت از منظر نهج البلاغه باید انسان را از این وضع موجود به وضع مطلوب برساند. و اینکه این تعلیم و تربیت چگونه باید باشد خود پایان نامه ی دیگری را می طلبد.
مطالعه و تحلیل مبنای انسان شناختی و ارزش شناختی آموزش از دور
نویسنده:
عذرا شالباف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات، نظام آموزش از دور به‌ عنوان یک رویکرد مهم آموزشی، توانایی پرورش تفکر مستقل و یادگیری مبتنی بر خودتنظیمی فردی را داراست و جایگاه مسلمی در تعلیم و تربیت امروز دارد. این امر ناشی از به کارگیری فن‌آوری در امر آموزش است که به سبب انعطاف‌پذیری، جذابیّت، امکان دسترسی ارزان و همگانی و کاستن از محدودیت‌های زمانی- مکانی و الزام به حضور فیزیکی یادگیرنده مورد توجه کارشناسان و متخصصین آموزشی قرار گرفته است. با وجود این، آموزش از دور رشته‌ای جوان است و مبانی نظری و بنیادی آن نیازمند تبیین و تحلیل است، و شناخت عمقی پدیده‌های مرتبط با فرآیندهای یاددهی- یادگیری مستلزم آن است که نه ‌تنها ابعاد آشکار پدیده‌های یادشده مورد بررسی قرار گیرد، بلکه ابعاد پنهان آن‌ها نیز مطالعه شود. بر همین اساس، پژوهش حاضر به تبیین و تحلیل مبانی انسان‌شناختی و ارزش‌شناختی آموزش از دور پرداخته است. از آنجا که رویکرد روش‌شناختی در این تحقیق کیفی بود و در تحقیق کیفی، نتیجه‌گیری نمی‌تواند چیزی جدا از فرایند تحلیل باشد، محقق در گزینش واژگان و جمله‌های خاص برای داده‌ها و نشان دادن میزان پیچیدگی آنها دست به کار نوعی تفسیر شد تا بتواند به انبوهی از داده‌ها و اطلاعات خام شکل و معنی بدهد. به همین دلیل، تلاش شد تا با کالبدشکافی مفاهیم و تجزیه و تحلیل و نقد آنها به این تفسیر برسد. یافته‌های تحقیق نشان داد که مبنای غالب در نظام آموزش از دور در نسل اول بر پایه اثبات‌گرائی و دیدگاه‌ رفتارگرایان، بر اساس توصیف، کنترل، پیش‌بینی و تبیین پدیده‌های آموزشی و با در نظر گرفتن انسان به عنوان موجودی منفعل برنامه‌ریزی شده است. در نسل دوم با یک چرخش تفسیری- شناختی، درک و فهم فرایند آموزش و یادگیری برای یادگیرندگان اهمیت دارد، و در نسل‌های سوم، چهارم و پنجم بر مبنای پایه‌های نظری در رویکرد انتقادی و به تبع آن سازنده‌گرائی، تغییر فرایند آموزش و یادگیری با توجه به توان‌مندی یادگیرندگان برای هدایت این فرایند ارزش است.
مقایسه مولّفه های ارزش شناسی و انسان شناسی حکمت متعالیه ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم الهی
نویسنده:
مجید فیروزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این پژوهش مقایسه مولّفه‌های ارزش‌شناسی و انسان‌شناسی حکمت متعالیه ملاصدرا با اگزیستانسیالیسم الهی (کی‌یرکگارد ، یاسپرسو مارسل ) می‌باشد. حوزه معرفتی فلسفه تعلیم و تربیت فارغ از تعاریف بسیار گوناگونی که درباره آن وجود دارد، از دو منظر کلّی قابل بررسی است. از منظر اوّل، این حوزه معرفتی به مثابه قلمروی در طرح دیدگاه‌ها و نظریات فلسفی درباره ارزش و انسان محسوب می‌شود که سابقه‌ای به اندازه تاریخ تفکّرات بشری دارد. و منظر دوّم، می‌توان با مقایسه مولّفه-های ارزش‌شناسی و انسان‌شناسی حکت متعالیه ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم الهی به وفاق‌ها، شباهت‌ها، تأثیر گذاری و تأثیر پذیری از یکدیگر پی برد. این پژوهش روش اسنادی_ تحلیلی می‌باشد. برای جمع آوری داده‌ها از روش سند کاوی استفاده شده است. برای این منظور به کتاب‌ها، مدارک، اسناد، پایگاه‌ها و مقالات و پژوهش‌هایی که به دیدگاه ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم الهی پرداخته‌اند، مراجعه شده است. در تحلیل داده‌ها از روش توصیفی_ تحلیلی استفاده شده است. ملاصدرا درباره ارزش‌ها می‌گوید: ارزش‌ها با زوج محمول‌های حسن و قبیح، خیر و شر، مصلحت و مفسده، حق و باطل و طیب و خبیث و مانند این‌ها شناخته می‌شوند. منشأ ارزش‌ها در کمالات وجودی فرد، سیر تکاملی نفس و کمالات اولی می‌باشد. آزادی و حرّیت، عشق و تزکیه نفس. این ارزش‌ها خاصّ انسان و زمینه قرب الهی هستند. اگزیستانسیالیست‌های الهی معتقدند ارزش‌ها را انسان با انتخاب‌هایش خلق و آفرینش می‌کند. و هیچ ارزش ثابتی در دنیا وجود ندارد. ارزش‌هایی مانند ایمان به خداوند، ارتباط، آزادی، اختیار، تفرّد، مسئوولیت، کرامت و عشق در بین آن‌ها دارای اهمیّت می‌باشد. درباره انسان ملاصدرا می‌گوید: مقام انسان فراتر از مقام سایر موجودات، حتّی ملائکه است (اشرف مخلوقات بودن). هر چند صدرا معتقد به وحدت نفس و جسم است . جسم را مرتبه نازله نفس می‌داند ولی در نهایت به ثنویّت اعلی و ادنی درباره نفس می‌رسد. صدرا هویّت انسان را پسینی نه پیشینی می‌داند و معتقد است انسان خود باید سرنوشت خویش را بسازد. اگزیستانسیالیست‌های الهی معتقدند، تنها انسان است که از وجود برخوردار می‌باشد و باید تلاش کند که هستی دار گردد. انسان نباید خود را در این دنیا به امور بی فایده مشغول سازد. انسان باید از مرحله داشتن به بودن برسد. و در این راه ارتباط با دیگران در جهت هستی دار شدن از اهمیّت بیشتر برخوردار است. آنها معتقدند انسان‌ها در این جهان با وضعیت‌هایی روبه‌رو هستند و گریزی از آنها نیست، زلزله، سیل، مرگ، و... در مورد مرگ اعتقاد دارند که با مرگ افق تازه‌ای به روی انسان گشوده می‌شود و انسان فنا ناپذیر است.
انسان شناسی به روایت قدیس پولس
نویسنده:
محمد مهدی ملک زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در الاهیات مسیحی به انسان شناسی توجه جدی شده، در پنج قرن اول مسیحی انسان شناسی یکی از موضوعاتی است کمه باعث ایجادبحث و نزاع های الهیاتی شدید شده است. در مسیحیت دو نوع انسان شناسی مطرح است. انسان شناسی بر مبنای اناجیل همنوا و انسان شناسی بر اساس تعالیم پولس و انجیل یوحنا و نامه های او. ما در این پژوهش مبحث انسان شناسی بر اساس تعالیم پولس و قدیس و با بهره گیری از منبع کتابخانه ای و روش توصیفی و بعضاً تحلیلی، را مورد مطالعه قرار داده ایم. در اندیشه پولس انسان جایگاه ویژه ای دارد. پولس معتقد است که انسان وارث گناه آدم ابوالبشر ( گناه اساسی) است. آن گناه باعث شد که ذات انسان گناهکار و پلید و او گناه عبد و برده خدا شده و ملزم به اجرای قوانین شریعت شود و برای کفاره ی آن عیسی مسیح فرزند خدا به صورت انسان تجسد یافته ( دارای جسم شود) نهایتاً بر بالای صلیب رود . بقیه ی ابنای بشر با ایمان آوردن به مسیح هم می توانند نجات یافته و از انجام قوانین شریعت معاف گردند. ایمان دار مانند فردی است که طبیعت کهنه و خلقت قدیم را ترک نمودند و خلقت جدید و تازه ای یافته است.
بررسی تطبیقی آرای تربیت اخلاقی مطهری و نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس
نویسنده:
حسن‎آقا یوسفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اخلاق از مسائل مهم در زندگی بشر است. همه فلاسفه و مربیان از گذشته تا به امروز به مسئله اخلاق به عنوان یکی از مسائل اساسی بشر پرداخته اند و هر یک در نظریه های خود به تعبیر و تفسیر اخلاق، رابطه اخلاق با زندگی بشر، وجدان اخلاقی و یا مطلق و نسبی بودن قضایای اخلاقی اشاره کرده اند.در تحقیق حاضر موضوع تربیت اخلاقی از دیدگاه دو متفکر نامدار، مرتضی مطهری و یورگن هابرماس بررسی می شود. در یک دیدگاه نظریه ای از اخلاق تبین شده است که اخلاق را با دین و وجدان درونی انسان ها عجین شده می داند. مطهری به عنوان اندیشمند مسلمان برای اخلاق چنین نظریه ای ارائه کرده است. بر طبق این دیدگاه انسان ها از هویتی برخور دارند که خداوند در درون آنها از روح خود دمیده است و در مفهوم اخلاق نوعی قداست وجود دارد.چنین نظریه ای در باره اخلاق، بعضی دلالت ها را برای تربیت اخلاقی به دنبال دارد که بیشتر تبیین کننده رویکرد اخلاق و تربیت اسلامی با اهداف، اصول و تنظیم محتوای آموزشی اسلامی است. اما با این حال، عدم توجه به اخلاق خادم، عادات فعلی، و مونولوگ بودن بعضی از دیدگاه های وی، از جمله انتقادات وارد بر آراء تربیت اخلاقی مطهری است.در دیدگاه دوم نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس فیلسوف معاصر نئومارکسیسم همراه با دلالت های آن در تربیت اخلاقی و چگونگی کاربست این نظریه در تعلیم و تربیت، بررسی می شود. بر خلاف نظریه مطهری، هابرماس اخلاق را فاقد بنیاد دینی و متافیزیک می داند. به نظر هابرماس، اخلاقیات ریشه در شناخت، گفتمان و در نهایت اجماع انسان ها دارد نه در فطرت آنها. از نظر وی دستورات الهی اعمال اخلاقی ما انسان ها را هدایت نمی کند. بلکه آنها بر اساس زیست جهان با استدلال و تفاهم افراد به وجود می آیند. چنین دیدگاهی اهداف و اصول خاصی را جهت کاربست تربیت اخلاقی ارائه می دهد که از جمله تدارک برنامه های درسی متنوع و قابل انعطاف در برنامه ریزی تربیت اخلاقی است. دیدگاه هابرماس از سوی اندیشمندان مختلف به خصوص پست مدرن ها مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. عدم تعریف عدالت، نبود اختیار در انسان و هم رتبه بودن معلم و دانش آموز از جمله انتقادهای وارد بر نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس است.از آنجاکه مطهری و هابرماس هر دو از اندیشمندان معاصر محسوب می‌شوند که، مکاتب سرمایه‌داری و مارکسیسم را مورد مطالعه و نقد قرارداده‌‌اند. و علاوه بر آن دیدگاه‌های مختلف فرق اسلامی از طریق مطهری و دیدگاه‌های اندیشمندان نسل اول مکتب فرانکفورت بوسیله هابرماس مورد تجزیه و تحلیل و بازسازی قرار گرفته است، فلذا هر دو شخصیت منتقد به حساب می آیند و در مقوله های مانند عدالت و آزادی و اکتسابی بودن اخلاق مشابهت های وجود دارد.جهت وصول به اهداف تحقیق؛ مبانی فلسفی، اخلاقی، رویکردها، اصول، اهداف، تشابهات و تفاوت‌ دیدگاه‌های دو اندیشمند فوق در تربیت اخلاقی و چگونگی کار بست این دیدگاه ها در تعلیم و تربیت، به روش پژوش تحلیلی که به طریق کتابخانه‌ای با استفاده از فیش برداری از اسناد اصلی، مدارک و منابع گردآوری گردیده است، پس از تجزیه و تحلیل، نتیجه‌گیری به عمل آمده است. تحقیق در پایان با ارائه پیشنهادات و طرح محدودیت‌های پژوهش به پایان رسیده است.
  • تعداد رکورد ها : 1405