جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 37
عقل از دیدگاه مولوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئله عقل از دیدگاه مولانا و نیز سهم عقل در معرفت انسانی و الهی و مسئله انواع عقل و ارتباط عقل و معرفت و نیز مسائلی از قبیل ارتباط عقل با جان ، عقل با عشق ، عقل و نفس ، عقل و وهم و سهم عقل در سلوک معنوی و غیره مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.
جلوه‌های کلامی در آثار مولوی
نویسنده:
جلیل مشیدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله آراء کلامی مولوی در آثار منظوم و منثور، بررسی شده‌است .بدین ترتیب که در مقدمه درباره علم کلام و جنبه‌های مثبت و منفی،و دیدگاه مولوی نسبت به آن، چگونگی استفاده از زبان فارسی برای بیان‌مقاصد کلامی و دینی، و روش مولوی در به کارگیری اصطلاحات و مباحث کلامی‌با ایراد شواهد از آثار او مطالبی آمده است . در متن نیز پنج اصل :توحید، نبوت ، عدل، امامت و معاد به عنوان اساس مباحث و موضوعاتی‌مانند : توحید عارفان، اسما و صفات الهی، صفات ثبوتی و سلبی،سببیت ، رویت حق، حسن و قبح افعال، بداء، هدایت و ضلالت ، لطف‌مقرب و محصل، عصمت انبیاء، معراج، معجزات و کرامات ، مناقب اهل‌بیت (ع) و رهبری، معاد روحانی و جسمانی، شفاعت ، توبه، احباط وتکفیر، عفو الهی و بسیاری مسائل بزرگ و کوچک دیگر، در درون پنج اصل، آمده است .شیوه کار هم بدین گونه بوده است که در هر مبحث ، کلیاتی‌از آراء متکلمان اسلامی آورده شده و سپس وجوه تشابه، توارد یاتخالف‌نظرهای مولوی با آنها یا نظر فردی او تبیین گردیده و جزئیات نیز به‌همان روش در خلال مباحث گنجیده است .از آن جا که اندیشه‌های کلامی‌این‌عارف شاعر، بر خلاف سنت فلسفی و متفاوت با روش یونانی، با ذوق وادب و عرفان درهم‌آمیخته، مسائل عرفانی نیز با مباحث کلامی مربوط آمده‌است .در بیان شواهد هم بیشتر از مثنوی و سپس از فیه‌مافیه، مجالس سبعه‌و دیوان غزلیات بهره گرفته شده است .
بررسی مقایسه‌ای دیدگاههای انسان‌شناسانه مولانا جلال الدین رومی و کرکگور
نویسنده:
مجتبی پنجه شاهین
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بررسی مقایسه‌ای دیدگاههای انسان‌شناسانة مولانا جلال‌الدین رومی و کرکگور عنوان پایان‌نامه‌ای است که به تحریر درآمده است. در این پایان‌نامه موضوع انسان و ابعاد وجودی او، از دیدگاه مولوی و کرکگور بررسی شده است. انسان‌شناسی مولوی مبتنی بر دیدگاههای چهارگانة عرفانی، دینی، کلامی، و فلسفی می‌باشد. از نظر وی شناخت انسان همانند شناخت سایر پدیده‌های موجود این جهان هم ممکن است و هم ضروری، و از راههای مختلف می‌توان به آن دست یافت.مولوی اختیار و آزادی انسان را می‌پذیرد و همزمان بر حاکمیت مشیت و تقدیر قضا و قدر الهی بر جهان و انسان و افعال انسان تأکید می‌نماید. وی انسان را دارای دو ساحت جسم و جان می‌داند که هر کدام دارای ویژگیها و مراتبی هستند. مولوی عقل را تکریم کرده اما عقل-گرایی را به شدت رد می‌کند و آن را نمی‌پذیرد و کرکگور بنیانگذار مکتبی است که تمام یا بیشتر مباحث آن مربوط به انسان و موضوعات انسانی است. انسان‌شناسی کرکگور بر اصولی چند مبتنی است از قبیل: رد تفکر آفاقی و فلسفی، تأیید و اثبات تفکر انفسی، بررسی مقولات وجود، رد عقل‌گرایی، ایمان و ماهیت آن.کرکگور مدافع اصالت ایمان است. به نظر وی ایمان ومتعلقات آن اموری متناقض و محال می‌باشد. ایمان آمیخته با عشق و اعتماد است. ایمان یک وضعیت راکد و ایستا نیست بلکه یک انتخاب مداوم و پویاست و در پایان باید گفت انسان از نظر این دو شخصیت موجودی است دوبعدی که دارای ابعاد و جنبه‌های گوناگونی است از قبیل ساحت جسم و جان؛ و راجع به مسألة عقل و ایمان و مراتب حیات دارای نقطه‌نظرهای مشابهی هستند. یکی دیگر از تشابهات فکری این دو متفکر راجع به انسان مسأله عشق است که هر دو، هستی را سراسر عشق و مستی می‌دانند و رابطة انسان و خدا را رابطة عاشق و معشوق قلمداد می-کنند. یکی دیگر از نکات مهم از نظر این دو اندیشمند، این است که هر دو از انسان آغاز کرده و تمام تلاش انسان را تکاپو برای رسیدن به وصال معشوق می‌دانند و در نهایت اینکه نظرات مشابهی راجع به انسان کامل و اصیل دارند.
رابطه انسان و خداوند از دیدگاه مولوی در مثنوی معنوی
نویسنده:
الهام‌السادات صالح
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش ارتباط متقابل خداوند و انسان از منظر مولوی در مثنوی مورد بررسی قرار گرفته است. انسان از آغاز آفرینش و ورود به عالم هستی در ارتباط با خدا بوده و به صورت آگاهانه و یا غیر آگاهانه از این ارتباط سود ‌برده است. در جای جای مثنوی‌ اشعاری وجود دارد که می‌توان با بررسی آن‌ها، نظر و دیدگاه مولوی در مورد ارتباط خداوند با انسان را دریافت. البته بیان این نکته لازم است که در برخی موارد اشعاری که مستقیاً بیان‌گر ارتباط خداوند با انسان باشد وجود ندارد و لازم است با نگاهی تیزبینانه به دنبال یافتن این قبیل ارتباطها در اشعار مثنوی بود.در این پژوهش ارتباط متقابل خداوند با انسان به چهار زیر شاخه شامل سنخیت خداوند و انسان در اصل وجود، ارتباط خداوند با انسان، ارتباط انسان با خداوند و عشق به عنوان ارتباطی دو سویه بین خداوند و انسان تقسیم شده است. نخستین مطلبی که به آن پرداخته شده، سنخیت خداوند با انسان است. این بخش به بررسی مسئله وحدت وجود و دیدگاه مولوی در باب وحدت پرداخته است. گروهی با توجه به آثار مولوی بر این اعتقادند که وی قائل به وحدت وجود بوده و گروهی معتقدند او به وحدت شهودی قائل شده است. با توجه به این مطلب می‌توان گفت که بین وجود خداوند به عنوان اتمّ موجودات و وجود انسان به عنوان موجودی ممکن الوجود، سنخیتی وجود دارد که ارتباط خدا با انسان را امکان‌پذیر می‌کند.در بحث مربوط به ارتباط خداوند با انسان به بررسی: 1- ارتباط پیامی خدا با انسان به صورت مستقیم (وحی) و غیر مستقیم (آیات آفاقی و انفسی)، 2- ارتباط از طریق خلقت و هدایت و 3- ارتباط کرداری از طریق آزمایش و امتحان پرداخته شده است. آن‌چه از اشعار مولوی در این زمینه بر می‌آید این است که انواع ارتباط‌های خداوند با انسان اشراف داشته و در کنار استناد به آیات قرآن کریم، از آن‌ها در اشعارش استفاده نموده است. در این پژوهش ارتباط انسان با خداوند از سه جهت: 1- ارتباط انسان با خدا به نحو قرب و بعد، به صورت تقرب، وصال و فنا، 2- ارتباط انسان با خداوند از طریق دعا و مناجات و 3- ارتباط آدمیان با یکدیگر مورد بررسی قرار می‌گیرد. آثار و نشانه‌های موجود در مثنوی نشان از آن دارد که مولوی با همه اقسام روش‌های ارتباطی انسان با خداوند آشنایی داشته و در اشعار خود به صورت آشکار و نهان از آن‌ها یاد نموده است. در بخش پایانی به بررسی نظر مولوی در مورد بالاترین مرتبه ارتباط میان خداوند با انسان یعنی عشق و چگونگی تاثیر آن در روح و روان آدمی پرداخته شده است. اشعار مولوی در این بخش نشان می‌دهد که او به عشق به عنوان رابطه دو سویه خدا و انسان وقوف تام داشته و چنان بر تاثیرات آن بر انسان اشراف دارد که گویی رابطه عاشقانه با خدا را با تمام وجود خود احساس کرده است.
نحوه‌ی بیان مضامین مشترک عرفانی در سه دفتر اول مثنوی وغزلیات فخرالدین عراقی
نویسنده:
ام‌البنین محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع در این پژوهش به نحوه ی بیان مضامین مشترک عرفانی در دفتر اول ، دوم، سوم و غزلیات عراقی اختصاص یافته و هدف بررسی بیان در شعر مولاناو عراقی می‌باشد. در هر بخش به مضمون خاصی پرداخته شده و موضوعات هر گفتار به طور متمایز از یکدیگر می باشد.روش تحقیق به صورت تحقیق و گردآوری می باشد و مضامین هر بخش مورد تعریف قرار گرفته و هر کدام از مضامین را به طور کلی در مقدمه و به صورت مجزا در آغاز هر فصل تعریف کرده کرده ایم. برای هر کدام از مضامین عرفانی مورد نظر در شعر عراقی و مولانا نمونه هایی ارائه داده و به مقایسه و نحوه ی بیان این اشعار پرداختهایم. شیوه ی تحقیق هم به صورت گردآوری استو هم به صورت تجزیه و تحلیل می باشد به این معنا که ابتدا نظرات و عقاید مختلفی را بیان کرده و سپس به بررسی هر کدام از نظریات در شعر مولانا و عراقی پرداخته ایم. یافته های تحقیق شامل مقایسه‌ ی عقاید عراقی و مولاناست و بررسی دیدگاه‌های هر کدام و مقایسه‌ی با دیگری و در نهایت متفاوت دیدگاه های هر کدام و نحوه‌ی بیان این دو شاعر می باشد.عراقی و مولانا دیدگاه های مشابه بوده و از نظر اعتقادی تا حد بسیار زیادی به هم نزدیکند تنها تفاوت آن‌ها در بخش جبرو اختیار ومبحث انسان کامل است که مولانا نگاه ویژه به پیامبر دارند ولی عراقی به اندازه ی مولانا شعرش از عشق پیامبر لبریز نیست در شعر مولانا خواننده با مدح هیچ ممدوحی جز چهره‌های دینی روبرو نمی‌شود اما در عراقی به مدح ممدوح و شاهان وقت پرداخته و آنان را انسان کامل معرفی می کند .مولانا معتقد به جبر مطلق و یا اختیار مطلق نبوده اما عراقی تا حدودی به جبر گرایش دارد . مولانا برای فنای فی الله معتقد به ترک تعلقات است اما عراقی بزرگ‌ترین حجاب راه وجود خود می‌داند.
بررسی تطبیقی مسائل کلامی در حدیقه سنائی و مثنوی مولوی
نویسنده:
مریم شفیعی تابان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در پژوهش حاضر، حدیقه الحقیقه-به عنوان نخستین منظومه عرفانی-و مثنوی شریف-به کامل ترین و مهمترین اثر عرفانی-از جهت آرا و اندیشه های کلامی بررسی و با هم مقایسه شده اند. علم کلام-به عنوان یکی از مهمترین علوم اسلامی-وظیفه دفاع از دیانت-به ویژه اعتقادات-در برابر معارضان را به عهده دارد. سنائی و مولوی را در وهله اول، به عنوان چهره هایی عارف می شناسیم، سپس عنوان متکلم در مورد آن دو عزیز، صدق می کند. هر دو شاعر، اشعری هستند-البته با گرایشهای شیعی- و با عقل گرایی صرف در ستیز.تار اندیشه های عرفانی آن دو بزرگوار، بسیاری جاها در پود عقاید فلسفی و کلامی تنیده می گردد و افکاری عالی و درخشان را شکل می دهد. با عنایت به تفاوت موجود در مشرب عرفانی آن دو مرد ربانی، و این که مولوی در حوزه عرفان و تصوف مسلک خاصی را می پیماید، برخی آرای کلامی صرفا به مولانا اختصاص دارد و آنها را بدان گونه که در مثنوی مندرج است، در حدیقه به هیچ وجه نمی بینیم. همچنین سنائی و مولوی در برخی مباحث، با یکدیگر اختلاف عقیده دارند که در متن، بدین موارد پرداخته شده است. نکته مهمی که از این رساله منتج می گردد، این است که آزاد اندیشانی چون سنائی و مولانا را در حوزه یک مذهب خاص نمی توان محدود کرد، چرا که این دو شاعر عارف مسلک-به دور از هر گونه تعصب و خام اندیشی-گرایش به آرای مختلف از مذاهب متفاوت را اختیار نموده و با کیمیای عشق، رنگ ها و نمودهای ظاهری را از میان برداشته اند.
فرهنگ  نمادین مثنوی و زبان سمبلیک  مولانا
نویسنده:
علیرضا حاتمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مثنوی معنوی جلال‌الدین مولوی در زمرهء بزرگترین حماسه‌های روحانی بشریتاستکه خداوند برای جاودانه کردن فرهنگایرانی آن را به زبان پارسی هدیه کرده است . این اثر همواره مورد توجه کسانی بوده استکه با زبان فارسی و فرهنگایرانی آشنایی داشته‌اند. لذا همواره افراد علاقمند و صاحبان علم و دانش ، برداشتها، تحلیل‌ها و تفسیرهای خود را از مثنوی در قالبکتابها و مقالاتمختلفی نگاشته‌اند. اما هنوز که هنوز استبسیاری از مرواریدهای گرانبهای این دریای بیکران، به روی غواصان خرد و اندیشه رخ نگشوده است . گرچه تا بحال پژوهشگران مشتاق فراوانی بوده‌اند که مثنوی را از دیدگاههای مختلفمورد بحثو بررسی قرار داده‌اند و الهاماتو دریافتهای خود را از مثنوی به رشتهء تحریر درآورده‌اند و آثار ارزشمندی به جامعهء ادبی ما عرضه داشته‌اند. اما این دریا همچنان بی‌کرانه می‌نماید. یکی از علل این امر آن استکه مولانا علاوه بر اینکه حکایاتو داستانهای مثنوی را به زبانی سمبلیکو به صورتی تمثیلی بیان می‌کند، در جای جای مثنوی از زبانی نمادین و رمزگونه که خاصعرفان اسلامی استاستفاده می‌کند. لذا خواننده مثنوی یا آنکه سودای تحقیق در سر دارد، بدون دانستن زبان نمادین مولانا در مثنوی، هرگز قادر به دریافتاندیشه‌ها و پیامهای والای مولانا که اساسعرفان اسلامی است ، نمی‌گردد. البته در تمام شرحها و تفسیرهایی که بر مثنوی نوشته شده استاشاراتی پراکنده به این سمبلها شده است ، اما کار منظم و دقیقی که از خود مثنوی یاری جسته باشد و تنها به بیان نمادهای آن بپردازد، می‌تواند راهگشای طالبان معرفتباشد. چرا که ظهور اصلی زبان مولانا در نمادهای شعر اوست . و هر کسی که قدرتتعبیر و تفسیر این نمادها را داشته باشد، به خوبی مثنوی را می‌فهمد. با توجه به این مسائل می‌توان گفتکه، این رساله به این مهم پرداخته استو نمادهای دفتر دوم مثنوی را مشخصکرده و به شرح، توضیح، تفسیر و تعبیر آنها پرداخته است . و هر کجا که لازم بوده استشواهدی از دفترهای دیگر مثنوی و نیز دیگر آثار عرفانی و شرحها و تفسیرهای مثنوی بدان افزوده است ، تا روشنگر کلام باشد.
معنای زندگی از نگاه مولانا و کی‌یرکگور
نویسنده:
آلاله اصغری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از موضوعاتی که همواره ذهن بشر را به خود معطوف کرده است و در بحران معنوی انسان امروز مورد واکاوی و تحلیل روان-شناسانه، کلامی و فلسفی قرار دارد، موضوع «معنای زندگی» است. «ارزش زندگی» یکی از سه مفهوم مورد نظر از این اصطلاح است که همچون سایر مفاهیم آن در دو دیدگاه طبیعت‌گرا و فرا‌طبیعت‌گرا مورد تحلیل فلسفی قرار می‌گیرد. در این پژوهش کوشش شده به بررسی تطبیقی مولفه‌های ارزش‌بخش به زندگی و کارکردهای آن به عنوان عاملی موثر در معنای زندگی، در پنج فصل پرداخته شود.پس از مقدماتی درباره‌ی معنای‌ِ معنای زندگی و رویکردهای مطرح در آن، به بررسی مولفه‌های ارزش‌بخش به زندگی از دیدگاه کی‌یرکگور پرداخته می‌شود. در ادامه بحث از معنای زندگی از دیدگاه مولانا بررسی شده و سرانجام به بررسی تطبیقی این مبحث از دیدگاه هر دو متفکر پرداخته شده است. پس از مقایسه، نکات اشتراک و اختلاف هر دو دیدگاه مورد واکاوی قرار گرفته است و به نظر می‌رسد که این دو متفکر بر خلاف اختلاف‌های چشم‌گیر مانند اختلاف در دین و اختلاف در زمان و مکان و ... نقاط اشتراک زیادی دارند. مانند اینکه هر دو به بازشناسی خود الهی در معنابخشی به زندگی انسان‌ها توجه داشته و مولفه‌هایی چون ایمان و عشق الهی را جهت ایجاد یک زندگی پویا توأم با ارزش و معنا و فاقد یأس و ملال و تکرار، حیاتی می‌دانند. با این تفاوت که کی‌یرکگور قائل به ایمان غائبانه (عقل ستیز) بوده در حالی که مولانا بر فراعقلی بودن ایمان تأکید ورزیده و بر این باور بوده که انسان در مقام عشق الهی از ایمان، خوف و رجا رهیده و به درجه‌ی حق الیقین نائل می‌شود.به طور کلی می‌توان گفت روح حاکم بر اندیشه‌های این دو متفکر عارف‌پیشه در باب مولفه‌های ارزش‌بخش به زندگی (در راستای بحث از معنای زندگی) ریشه در باورهای دینی و منشأ الهی داشته است اما مولانا از دیدگاه و بصیرت نافذ و جامع‌تری برخوردار بوده است چراکه مولانا قائل به نحوی خدای‌گونگی بی‌حد و مرز برای ساحت آدمی است که می‌تواند به مقام حق‌الیقین نیز نائل آید در حالی که چنین دیدگاهی در اندیشه‌ی کی‌یرکگور دیده نمی‌شود.
اخلاق عملی در نهج‌البلاغه و بازتاب آن در مثنوی مولوی
نویسنده:
عنایت الله شریف پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بعد از قرآن و سخنان رسول خدا (ص) گرانبهاترین اثر معنوی که در دست داریم نهج‌البلاغه است .در این اثر تابناک ه گزیده‌ای از سخنان امام علی (ع) است ، مسائل گوناگون دینی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، تاریخی و ادبی، در زیباترین الفاظ و عالی‌ترین معانی مطرح شده است .بنابراین، تحقیق در ابعاد مختلف نهج‌البلاغه و سعی در شناختن و شناساندن بیشتر آن، کاری شایسته و ضروری، و خدمتی بزرگ به جامعه انسانی است .در این رساله با توجه به کتب مهمی که دانشمندان اسلام در اخلاق نوشته‌اند، پیرامون بعد اخلاقی نهج‌البلاغه تحقیق شده و 62 موضوع اخلاقی از آن استخراج گردیده است .هر موضوع با آیه‌ای از قرآن یا حدیثی از پیامبر اسلام (ص) آغاز گردیده و مختصری در مورد آن موضوع صحبت شده و خلاصه و نتیجه‌ای از سخنان علی (ع) بیان گردیده است .سپس سخنان آن حضرت (ع) پیرامون موضوع مورد بحث ، با ذکر شماره نقل گردیده و به زبان فارسی ترجمه شده است .همچنین پیرامون 62 موضوع مذکور، در مثنوی مولوی نیز تحقیق شده و سخنان آن عارف بزرگ و فقیه وارسته استخراج گردیده و برای تفسیر و توضیح نکات اخلاقی و کلام علی (ع) مورد استفاده قرار گرفته و میزان عشق و ارادت آن بزرگوار نسبت به علی (ع) و تاثیرپذیری از کلام آن حضرت (ع) روشن گردیده است .
مرگ و حیات در حکمت و عرفان مولوی
نویسنده:
لیلی افراسیابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موجوداتی به نام انسان دیده به دنیا می گشایند و زندگی را آغاز می کنند و سپس چشم می بندند و در کام مرگ فرو می روند. در آثار نویسندگان و شاعران هیچ منظره ای به اهمیتو جلال آغاز و پایان زندگی خود نمایی نمی کند. جلال الدین محمد رومی درباره ی مرگ و زندگی تعبیرات و تشبیهات فوق العاده ای در مثنوی خود آورده است. اگر انسان حقیقت مرگ را در همین دوران زندگی دریابد، مرگ را به عنوان نعمت الهی می پندارد و مرگ را تحول می داند. و چنین می پندارد که هر لحظه در مرز میان مرگ و حیات حرکت می کند. پس نه تنها از مرگ نمی هراسد بلکه از مرگ استقبال می کند زیرا کمال خود را در مرگ می داند.از آنجا که شناسائی هر حقیقتی برای دانشمند یا فیلسوف هنگامی به طور صحیح و کامل امکان پذیر است که مفهوم مقابل آن حقیقت نیز به طور روشن درک شود، (تُعرَف الاشیاء باضدادها). بنابراین شناسائی صحیح مرگ به فهمیدن حقیقت زندگی پیوسته است. از دیدگاه مولوی، مرگ نابودی نیست بلکه فصل دیگری از حیات است، نوعی تغییر صورت و خلع جامه ی مزاحم از پیکر روح آدمی است. مرگ پلی است که دوست را به دوست می رساند.مرگ یکی از ضروریات حیات و سنّت های عالم هستی است. مرگ از جمله عواملی است که لایه ی وجودی انسان را کشف می کند. در نگاه مولوی، مرگ آگاهی مخصوص به انسان به طبیعی و اختیاری تقسیم می شود. مرگ اجباری سنّت تکوینی عالم است لکن مرگ اختیاری میراندن نفسانیات و فنای در حق و مرگ قبل از مرگ است. این مرگ با اماته بدن و احیاء صور اسرافیل که همان "دم محمدی" است، صورت می پذیرد. تلقّی انسانها از مرگ و شوق و ترس آنها پیوند تنگاتنگ با جان و بینش انسانها و زدودن آن از هوسها و آلودگیها دارد. جان سرشار از عشق الهی برای مرگ لحظه شماری می کند.همچنانکه مرگ اقسام مختلف دارد، قیامت نیز در زندگی انسانها متفاوت است. قیامت در حقیقت ظهور عالم باطن است. و انسان کامل تحقق عینی قیامت است. مولوی معتقد است انسان اگر از حیات تیره ی جسمانی شهوانی و اخلاق رذیله‌ی نفسانی بمیرد به حیات روشن روحانی و خصال حمیده ی انسانی زنده می شود، مولوی این را حیات دوم می‌نامد و می گوید ولادت دوم و تبدیل مزاج قیامت صغری و حشر قبل از نشر است و قیام قیامت را منوط و مشروط به موت می‌داند، اعم از طبیعی یا ارادی. و نیز مولوی مرگ را آغاز پیشرفت می داند و در غزلیات شمس، جا به جا، مرگ را می‌ستاید.در مورد موضوع مرگ و حیات تحقیقات بسیاری شده است اما آنچه که من در این تحقیق مد نظر دارم بررسی این موضوع از دیدگاه مولوی است. هر چند مولوی این موضوع را در قالب شعر بیان کرده لکن باید اذعان نمود که در ورای این ابیات، حکیمی متأله و عارفی عاشق و فقیه و متکلمی زبردست حضور دارد. لذا استخراج نظرات این اندیشمند تجربت اندیش در زمینه‌ی مرگ و حیات که قطعاً محصولی از شهود و نقل و عقل است، بسیار حائز اهمیت است. وروشی که در این پایان نامه از آن استفاده شده است، روش تحلیلی- توصیفی و کتابخانه‌ای است.
  • تعداد رکورد ها : 37