مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 54
هنرحقیقی راهی به سوی ادراک زمان انفسی مطالعه تطبیقی زمان در آرای آگوستین قدیس، خیام، مارتین هیدگر و ادراک آن در نگاره "فرار یوسف از زلیخا" اثر کمال الدین بهزاد
نویسنده:
ستاره هزارخانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش بر محور پاسخ به چیستی «زمان» تنظیم گردیده است. «زمان انفسی» استعاره از زمانی است برای شناخت «نفس». خودشناسی از هستی شناسی و خداشناسی جدا نیست. «زمان» پدیداری است که شناسایی آن ما را به شناخت هستی نزدیک می کند. هنر از آن دسته مقولاتی است که آوردن تعریفی ثابت و جامع برای آن متصورنیست. هر اثر هنری که به وجود می آید، جهانی تازه خلق می کند؛ جهانی که می تواند همانند هستی که در آن زندگی می کنیم زیبا، پیچیده و رازآلود باشد. هنر همچون هستی سرچشمه و آفریننده است. ادراک و رسیدن به حقیقت هستی با ادراک و دستیابی به حقیقیت هنر یکسان است؛ زیرا حقیقت ثابت است. هر پدیداری در این جهان که از طریق شناخت آن بتوان به ادراکی از هستی رسید، آنگاه که در هنر نمود یابد راهی به سوی شناخت هنر نیز می تواند باشد. در برخی نگاره های ایرانی با زمانی مواجه هستیم که در آن مکانها در هم شکسته شده اند و یا دو فصل سبز و خشک یکجا دیده می شوند؛ این تعلیق در زمان و مکان به خصوص در نگاره «فرار یوسف از زلیخا» اثر کمال الدین بهزاد، نگارگر شهیر قرن 9 ،نمایان است. در جستجوی مفهوم پدیدۀ زمان به دنبال رسیدن به ادراک این زمانی هستیم که زمان معمولی نیست. در این پژوهش که اطلاعات آن به طریق اسنادی گردآوری شده، ابتدا پدیده «زمان» را ابتدا مورد شناسایی قرار میدهیم. مفهوم زمان به عنوان «مورد تطبیق » در نظریات اگوستین قدیس، خیام و مارتین هیدگر بررسی و سپس نتیجه نظری حاصل از تطبیق را به هنرنگاری و به طور ویژه به نگاره «فرار یوسف از زلیخا» تعمیم می دهیم. در پاسخگویی به چیستی «زمان» در می یابیم که زمان گذشته تنها یک خاطره و زمان آینده فقط یک انتظار است، اما هر دوی اینها در «زمان حال» واقعیت می یابند؛ زیرا در «اکنون» انسان در این هستی واقعی است. درک «زمان حال»، درک «لحظه» است. حضور در «لحظه» یعنی بودن در تنها زمان واقعی. «لحظه»، «دم»، «وقت»، «آن» از منظر عرفان، زمانی است برای رسیدن به شناخت؛ این شناسایی با ادراکات شهودی و در نهایت، رسیدن به «بینش» همراه است. «بینش» داشتن یعنی از ابتدا تا انتهای یک رویداد را دیدن، که در آن گذشته و حال و آینده همزمان دیده می شود و در این زمان است که «بهزاد» هفت طبقه ساختمانش را به یکباره برای بیننده آشکار می کند و گذشته و حال و آینده را در هم می شکند و این ادراک تنها در «بودن در زمان حال» ممکن می گردد؛ این همان زمان نگاره بهزاد است. به راستی چنین هنری به واسطه ادراکی که از زمان «حال» می دهد، همواره در تمامی دوران در زمان حال زنده می ماند و این هنر می تواند، هنری حقیقی باشد.
نگاره ماندالا، ریختار ساخت اسطوره، حماسه اسطوره ای و عرفان
نویسنده:
بهروز اتونی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تهران جنوب),
چکیده :
ماندالا، دايره های تو در تو و درهم تنيده ای است که از دايره ای مهين آغاز، و به دايره ای كهين به فرجام می آيد و اين دايره های تو در تو دست كم برای فراهم آمدن حواس (تمركز حواس) و دست بالا برای نشان دادن مركز روان، يعنی «خود» به كار برده می شود. اين نگاره آن سری و جادويی، در باور ما، ريختار (= فرمول) ساخت اسطوره، حماسه اسطوره ای و عرفان است، و حتی با نگاهی فراگير، ريختار ساخت همه هستی است كه ما در اين جستار با پيش كشيدن كهن نمونه ای نامزد به «خود» و پيوند دادن آن با نگاره ماندالا، بحث هايی درباره رويا، مركز در اسطوره، كاركرد آيين ها، سفر هفت خوانی قهرمان و زينه های (= مراحل) هفت گانه رازوری را با نگاهی نو فراروی می گسترانيم.
صفحات :
از صفحه 9 تا 43
بررسی اهداف و روش های تربیتی بر مبنای دیدگاه دینی-اسلامی دکتر علی شریعتی
نویسنده:
فاطمه موسوی‌نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر به منظور بررسی اهداف و روشهای تربیتی از دیدگاه دکتر علی شریعتی انجام گرفته است .روشاین پژوهش توصیفی است . سوال اصلی این است که: اهداف و روشهای تربیتی از دیدگاه دکترشریعتی کدامند؟ سوالات ویژه نیز در این تحقیق عبارتند از: 1-دیدگاه انسان شناسی دکتر شریعتی چیست؟ 2-اهداف تربیتی در خصوص ارتباط انسان با خدا از دیدگاه دکتر شریعتی چیست؟ 3- اهداف تربیتی در خصوص ارتباط انسان با خود از دیدگاه دکتر شریعتی چیست؟ 4- اهداف تربیتی در خصوص ارتباط انسان با مردم از دیدگاه دکتر شریعتی چیست؟ 5- اهداف تربیتی در خصوص ارتباط انسان با طبیعت از دیدگاه دکتر شریعتی چیست؟ 6- روش های تربیتی از دیدگاه دکتر شریعتی چیست؟در فصل چهارم این سوالات در سه بخش پاسخ داده شد.دکتر شریعتی تربیت را بدون در نظر گرفتن شناخت انسان غیر ممکن میداند و برای پی بردن به آراء تربیتی اونیز باید ابتدا دیدگاه انسان شناسی او بررسی شود که در بخش اول از فصل چهارم مفصلاً به آن پرداخته شده است.در بخش دوم از این فصل به استنباط اهداف تربیتی از دیدگاه دکتر شریعتی پرداخته شده و در آن اهداف تربیتی را به چهار قسمت طبقه بندی کردیم، که شامل اهداف ویژه ی ما در این تحقیق نیز میشود .1- اهداف تربیتی در خصوص ارتباط انسان با خدا: پرستش خدا ، تقرب به خدا. 2- اهداف تربیتی در خصوص ارتباط انسان با خود: خود آگاهی ، خود سازی ، انسان شدن ، کرامت ، فلاح ، آزادی ، اخلاص وجودی، چیرگی روح خدایی در انسان ، سعادت در دنیا و آخرت. 3- اهداف تربیتی در خصوص ارتباط انسان با مردم، که خود بر چهار بعد است: الف) اقتصادی : عدالت اقتصادی ، تامین نیاز های مادی از طریق کار. ب) سیاسی : دادن حق انتخاب آزاد به مردم ،مبارزه ی سیاسی . ج)اجتماعی: عدالت اجتماعی ،احساس مسئولیت در قبال سرنوشت مردم.د) فرهنگی : بازگشت به ارزشهای پیشین در تربیت، حفظ هویت و فرهنگ ملی و اسلامی خویش (مبارزه با از خود بیگانگی )4-اهداف تربیتی در خصوص ارتباط انسان با طبیعت :شناسایی طبیعت و دستیابی به تکنو لوژی و صنعت.در بخش سوم از فصل چهارم به استنباط روش های تربیتی از دیدگاه دکتر شریعتی پرداخته شد و هشت روش از آثارایشان استنباط گردید.این روشها عبارتند از:روش سخنرانی ، روش تشبیه و تمثیل ، روش قصه گویی ، روش بحث و گفتگو ، روش الگو سازی ، روش مقایسه ای (مکاتب و فرهنگ غرب و شرق)، روش تفکر و تعقل ، روش توسل به خدا.
بررسی تأملات خواجه نصیرالدین طوسی در دانش اخلاق
نویسنده:
قاسم پورحسن
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اکثر پژوهشگران و تاریخ نویسان غربی بر این باورند که با ابن رشد، حیات عقلی اسلامی پایان پذیرفته و او واپسین فیلسوف و نماینده فلسفه در تاریخ عقلی تمدن اسلامی محسوب می‌شود. بدین‌سان اینان توجه مطلوب به میراث عقلی شیعه ننمودند. علی‌رغم آن‌که حیات شیعی، عنصر نیرومند و شاید تنها رهیافت حیات عقلی اسلامی در حکمت و علوم بود اما مورد غفلت واقع شد. غفلتی که به نوعی فقر تئوری و انحطاط اندیشه را در دوران پس از 615 هجری قمری مؤدی گردید. گفتار حاضر می‌کوشد تا ضعف و سستی نظریه پایان حیات عقلی را آشکار ساخته و نقش خواجه نصیر در تجدید حیات عقلی حداقل در بعد علم اخلاق و فلسفه اخلاق در سده هفتم را تبیین سازد. تلاش خواجه نصیر در فلسفه و اخلاق در دوره انحطاط برجسته است. پژوهش علمی نشان می‌دهد که خواجه نصیر در ظهور و بروز سه مکتب فلسفی و عقلی شیراز، اصفهان و تهران نقش پر اهمیتی دارد. اخلاق ناصری نخستین و مهم‌ترین اثر او در دانش اخلاق است. وی اخلاق ناصری را به عنوان اثری اصیل و مستقل حسب گفتارش در کاستی تهذیب الاخلاق خاصه در حوزه تدبیر منزل و سیاسات، می‌نگارد. سه موضوع بنیادین در اخلاق ناصری مورد پژوهش قرار می‌گیرد: دانش نفس، فضایل و سعادت و سرانجام عدالت. خواجه نصیر بر این عقیده است که سعادت موضوع و غایت اخلاق است. این غرض او را واداشت تا بخش عمده‌ای از اثرش را به بحث و فحص در مفهوم رستگاری، کمال و نقصان نفس و بالاخره کردار نیک و خودآگاهی اختصاص دهد. نقد او بر ارسطو و ابن رشد در اصناف فضایل و انواع رذایل بر اساس اندیشه قرآنی مورد توجه و حائز اهمیت است.
صفحات :
از صفحه 33 تا 48
فرآیند تجلی روح و خودآگاهی دینی از دیدگاه هگل
نویسنده:
علی فلاح رفیع
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پدیدارشناسی روح از جمله چهار کتابی بود که هگل در زمان حیات خود به چاپ رساند.وی در این کتاب که پیش‌درآمدی بر کل دستگاه فلسفی اوبود، از یک سو روح را تنها حقیقت حاکم بر جهان دانست که فراگردهای شناخت جهان در آن تجلی پیدا می‌کند و از سوی دیگر فهم آدمی را از حوزه تجربه روزانه فراتر برد و در سطح و لایه‌های عمیق‌تر دانش فلسفی تفسیر کرد.بر این اساس حتی می‌توان گفت حاکمیت روح بر جهان نیز به نوعی به دانش فلسفی و فراگرد شناختِ مبتنی بر تجربه درونی آدمی تکیه کرده است.لذا هگل کار خود را از تجربه شناخت معمولی یعنی یقین حسی و قابل درک برای همه آدمیان آغاز کرد و سیر تکاملی روح را اندک اندک به عمیق‌ترین لایه‌های شناخت یعنی ادراک، فاهمه، خودآگاهی و عقل پیش ‌برد. هگل در پدیدارشناسی خود سودای آن داشت تا پس از طی مسیرهای طولانی و پرپیچ و خم به شناخت راستین دست ‌یابد و از این رهگذر ادعای بزرگ فلسفی خود یعنی تفسیر حقیقت به واقعیت و واقعیت به حقیقت را اثبات ‌کند.
صفحات :
از صفحه 53 تا 81
بررسی معناداری زندگی در اندیشه ملاصدرا و کی یر کگور
نویسنده:
محمد بیدهندی,محمدجواد ذریه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‌,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
درميان تعاريفی كه از معناداری زندگی ارائه گرديده است، هدفمند بودن، عامل اصلی در معنـاداری زندگی لحاظ گرديده است. هدفی كه عدم شناخت درسـت آن و بـه دنبـال آن، نبـود برنامـه ای بـرای رسيدن به آن، انسان هايی را دچار پوچی وبدبينی نمـوده اسـت. درميـان متفكـران اسـلامی ملاصـدرا به عنوان انديشمند يكه در مكتب اسلام پرورش يافته است، نظامی را پيشروي ما قرار می دهد كه در آن، رابطه انسان با مبدأ و عالم هستی به خوبی تبيين شده است. در حكمت متعاليه با الهام از آموزه هـای دينی يك نوع پيوستگی ميان انسان، خدا و هستی وجود دارد كه وجود خداوند هدف و غايت نهـايی عامل اصلی اين پيوستگی تلقی می گردد. در انديشه صدرا، فهم درست اين رابطه معنـا دار وتـلاش در اين راستا كليد معناداری زنـدگی انسـان مـی باشـد. سـورن كـی یركگـور( -1855) (Kierkegaard. S 1813 (پايه گذار مكتب اگزيستانسياليسم نيزاز جمله متفكران مسيحی است كه غايـت و هـدف اصـيل زندگی را در درون مسيحيت جست و جو می كند. وی با رويكردی انتقادی به مسيحيت موجود و با نقد روش عقلانی در حوزه دين به دنبال دستيابی به زندگی معنادار است؛ چرا كه وی ساحت دين را فراتـر از ساحت عقل می داند ومعتقد است انسان تنها زمانی می تواند به زندگی اصيل يا معنادار نائل شود كه با سيری انفسی وجود خاص خود را كه همانا اگزيستانس است، دريابد. به بـاور وی از آنجاكـه انسـان موجودی مختار و آزاد است،در انتخاب زندگی خود نيز ناگزير از انتخاب است. ازاينرو،در جهـت معرفی زندگی اصيل يا معنادار به تبيين مراحل زنـدگی مـی پـردازد. كـی یركگـور زنـدگی معنـادار را مرادف با زندگی دينی يا ايمانی در نظر می گيرد و شرط اصلی زنـدگی معنـادار را دسـتيابی بـه ايمـان شورمندانه به خداوند می داند. در اين مقاله تلاش گرديده است تا انديشه های اين دو متفكر مسلمان و مسـيحی در رابطـه بـا انسان و معناداری زندگی او با نگرشی تطبيقی مورد بررسی قرار گيرد.
صفحات :
از صفحه 69 تا 102
وجدان‌گرایی اخلاقی و جایگاه وجدان اخلاقی و ساحات وجودی آدمی از دیدگاه اسلام
نویسنده:
اکرم بختیاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پایان نامه حاضر با عنوان وجدان گرایی اخلاقی و جایگاه وجدان اخلاقی و ساحات وجودي آدمی ازدیدگاه اسلام؛ پژوهشی است که در آن برآنیم که به نظریه اخلاقی وجدان گرایی روسو از یک سو و نقشوجدان در هدایت انسانها و جایگاه آن در رشد و تربیت انسانها از نظر اسلام بپردازیم. قبل از هر چیز بهتعریف وجدان پرداخته شده که همانا آن را آگاهی شخصاز شخصیت خود تعریف کردند؛ پس یک دركباطنی است؛ به عبارتی نیروي دراکه نفس بشر است که همان وجدان توحیدي می باشد. در ادامه به ارتباطوجدان با سه نیروي غریزه و عقل و فطرت پرداختیم که به این نتیجه رسیدیم که که آزادي بدون قید وشرط غرایز، منافی با وجدان اخلاقی است و باید غرائز را با وجدان هم آهنگ کرد، و نیز بین وجدان باعقل رابطه اي دوسویه است، وجدان به کمک عقل، حس و درك اخلاقی انسان را تحریک می کند وموجب عمل اخلاقی می شود. بین وجدان و فطرت نیز رابطه بسیار تنگ است تا حدي که گاهی در قرآنوجدان را نفس تعبیر کرده است. در ادامه به نقش تعیین کننده وجدان در زندگی در حیطه وجود شناسی ومعرفت شناسی پرداختیم؛ در وجودشناسی منشأ احکام و ارزشها، عقل عملی که همان وجدان است میباشد؛ عمده کار مربوط به عقل عملی است و فقط یک کمال و سعادت وجود دارد و آن اراده نیک است کهآن مطیع مطلق بودن در مقابل فرمانهاي وجدان است. در حوزه معرفت شناسی نیز از راه حس اخلاقی کهامري است درونی وجدانی و انسان با علم حضوري کشف می کند که مختار و آزاد است. لازم به ذکراستمطلب بالا و تحلیل مبانی هر یک و نشان دادن سازگاري یا عدم سازگاري آنها با دیدگاه اسلام و بیانجایگاه ساحات وجودي انسان از نظر اسلام از طرفی؛ و اخلاق مقتضی آن به طور منقح؛ و تبیین رابطه هریک از این ساحات با جنبه هاي مختلف اخلاق و وجدان در بینش اسلام از جنبه هاي نوآوري این تحقیقبه شمار می رود. در ادامه مسئله را در نظر اخلاق اسلامی بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که مبنايانسان شناسانه نظریه اخلاقی اسلام چنان است که آدمی از ساحات درونی معرفتی، عاطفی و اراديبرخوردار است و انسان تمام عیار اخلاقی انسانی است که در ساحت معرفتی، حقیقت جو، در ساحتعاطفی، عشق ورز به دیگران و در ساحت ارادي خیرخواه است. بنابراین اسلام فطرت را منشأ فعل می داندو در فطرت نیرویی نهفته است که همان وجدان است و به عبارتی پیروي از وجدان جزئی از دین اسلاماست. در اخلاق اسلامی نیت و عمل بهم پیوسته است و بر این اساس اسلام شرط اساسی خوشبختی وسعادت را پیوند دادن درون و برون و هم آهنگ کردن ایمان معنوي و اعمال ظاهري میداند؛ بنابراین اخلاقدر اسلام مجموعه قول و عمل و نیت است و انسان اخلاقی کسی است که درون و برونش اخلاقی باشد.در پایان لازم به ذکر است که روش ما در این تحقیق روش توصیفی تحلیلی می باشد.
رابطه انسان و جهان چه نوع رابطه‌ای است؟
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
یکی از مهم‌ترین مباحث معرفت شناسی «رابطه انسان با جهان هستی» است؛ در این موضوع بحث می‌شود که انسان از کجا آمده و در کجا هست؟ جهان چگونه به وجود آمده است؟ انسان چگونه موجودی است؟ خیر و شرّ انسان در این جهان چیست؟ جایگاه و موقعیّت انسان در جهان آفرینش بیشتر ...
رابطه اثبات نفس و علم حضوری در حکمة الاشراق
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دائرة المعارف اسلامی طهور,
  • تعداد رکورد ها : 54