مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
ایمان و عقل جهان دیگر(فلسفه دین) دین و اخلاق(فلسفه دین) زبان دین (فلسفه دین) صورت دینی زندگی علم و دین (فلسفه دین) کثرت گرایی دینی(فلسفه دین) معرفت دینی مفهوم خداوند
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3203
دین‌پژوهی: مهم ترین رویکردهای علمی معاصر [کتابشناسی انگلیسی]
نویسنده:
جان هینِلز
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
کلیدواژه‌های اصلی :
دین‌پژوهی: مهم ترین رویکردهای علمی معاصر
نویسنده:
جان هینِلز؛ ترجمه: علیرضا عنایت
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
در کتاب حاضر، ادیان از چشم‌اندازهای بسیاری بررسی شده ‌است. سخن با بررسی پاسخ‌های مختلفی آغاز می‌گردد که به این پرسش داده شده ‌است: «چرا مطالعۀ دین؟». سپس به نحوۀ بسط مطالعۀ دین (ادیان) پرداخته شده است. در فصولی مستقل نظام‌ها یا رهیافت‌های متعدد در مطالعۀ ادیان بررسی شده‌‌، از جمله دو روش الهیات و دین‌پژوهی، که در خصوص ارتباط بین این دو، حرف و حدیث فراوان است. در هر فصل، نویسندگان متخصص و واجد بینش در حوزۀ فعالیت خود شیوه‌های علمی و / یا اجتماعی گوناگونی برای مطالعه و بررسی ادیان را معرفی کرده‌اند، مانند بررسی جامعه‌شناختی دین، بررسی مردم‌‌شناختی دین یا نگاه فلسفی به دین از طریق پدیدارشناسی دین، و روان‌شناسی دین که خود اصطلاحی عام برای شماری از رویکردها است. در پایان دین‌شناسی مقایسه‌ای به‌عنوان شیوه‌ای مستقل در شناخت ادیان معرفی شده است.
زمان‌گرایی و فرازمان‌گرایی در فلسفه دین
نویسنده:
امیرپویا دانش؛ استاد راهنما: احمد عبادی؛ استاد مشاور: مهدی بیابانکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پرسش از نسبت میان خدا و زمان یکی از بنیادی‌ترین و دیرپاترین مسائل در فلسفه دین و الهیات فلسفی به‌شمار می‌رود. تصور انسان از خداوند به‌عنوان موجودی متعالی، عالم مطلق و فاعل مختار، همواره در پیوندی نزدیک با درک او از زمان و سیر آن تعریف شده است. آیا خداوند خود در درون زمان قرار دارد و تجربه توالی وقایع را دارد؟ یا آنکه فراتر از زمان ایستاده و کل تاریخ را به‌نحو ایستا و یک‌باره درک می‌کند؟ این پرسش‌ها نه‌تنها از اهمیت نظری بالایی برخوردارند، بلکه در تبیین مفاهیمی چون علم پیشین الهی، پاسخ به دعا، وحی، مکاشفه، معجزه، تجلی صفات الهی و اراده آزاد انسان نیز نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. در این زمینه، دو دیدگاه عمده در متافیزیک دین، یعنی زمان‌گرایی (Temporalism) و فرازمان‌گرایی (Hypertemporalism)، پاسخ‌هایی متفاوت و گاه متعارض ارائه داده‌اند. زمان‌گرایی با تأکید بر حضور خداوند در بستر زمان، باور دارد که خداوند توالی رویدادها را تجربه می‌کند و نسبت به تحولات تاریخی واکنش نشان می‌دهد. این دیدگاه، تصویری دین‌گرایانه‌تر و شخص‌وارتر از خداوند ارائه می‌دهد که با متون دینی و نحوه رابطه شخصی با خدا سازگاری بیشتری دارد. در مقابل، فرازمان‌گرایی، که در برخی روایات آن توسط فیلسوفانی چون نلسون پایک (Pike, 1970, pp. 17-39) و جان لوکاس (Lucas, 1973, p. 298) مطرح شده، می‌کوشد از تصویری پیچیده‌تر و چندلایه از «زمان الهی» دفاع کند؛ تصویری که در آن، خدا نه صرفاً در زمان، بلکه در سطحی فراتر از زمان انسانی یا حتی فراتاریخی وجود دارد. این رویکرد می‌کوشد تعارضات کلاسیکی همچون جبر و اختیار، یا تقدم علیت الهی بر رخدادهای زمانی را حل‌وفصل کند. با وجود اهمیت گسترده این مباحث، در ادبیات معاصر فلسفه دین ـ به‌ویژه در زبان فارسی ـ هنوز پژوهشی جامع، تحلیلی و تطبیقی درباره زمان‌گرایی و فرازمان‌گرایی و پیامدهای آن‌ها ارائه نشده است. اغلب تحقیقات یا به تبیین‌های سنتی از خدای بیرون از زمان (atemporal) بسنده کرده‌اند، یا تنها به اشاراتی کوتاه به دیدگاه‌های نوین در متافیزیک زمان پرداخته‌اند. در این پژوهش، تلاش می‌شود تا با رویکردی علمی-فلسفی، و با در نظر گرفتن شاخه‌های مختلف علوم در حوزه فلسفه دین، فلسفه زمان، فیزیک و الهیات، شناختی ژرف از مفاهیم زمان‌گرایی و فرازمان‌گرایی در درک بشر و همچنین نزد خداوند و یک نگرش تطبیقی بین این دو به دست آید، به گونه‌ای که منجر به تدوین یک نظریه‌ی منطقی و علمی گردد. در این مسیر، به تحقیقات پژوهشگران حوزه‌های تخصصی مختلف استناد شده و بهره‌مندی از سنت‌های دینی، مد نظر قرار گرفته شده است. در این تحقیق، ابتدا به شکل روشمند، هر یک از مفاهیم به‌طور مجزا تعریف شده و صدق هر کدام بدون سوگیری و تعصبات فردی اثبات می‌گردد. در نهایت، نتیجه‌ی غایی در درک انسانی و منظر الهی تطبیق داده می‌شود. همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، در این پژوهش برخی مفاهیم به دلیل ضعف در تحقیقات کامل، دچار نقصان‌هایی هستند که در تلاشیم پژوهشی شایسته و قابل تأمل در راستای تکمیل ساختار این مفاهیم، مطابق با دستاوردهای علمی بشر در قرن حاضر، صورت پذیرد. مفهوم زمان، در هم‌تنیده با رشته‌هایی مانند فلسفه زمان، فیزیک و متافیزیک است؛ بنابراین، نیازمند درکی صحیح و تفکیک‌شده از هر حوزه است و انطباق آن در دین و الهیات نیز نیازمند صرف وقت و مطالعات فراوان در هر حوزه می‌باشد.
بررسی تطبیقی دیدگاه فخر رازی و علامه طباطبایی در مسأله ی قلمرو دین
نویسنده:
مژگان مرادی؛ استاد راهنما: ابراهیم نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
5-1 تعریف مسأله و بیان سؤالهای اصلی تحقیق یکی از موضوعاتی که همواره ذهن آدمی را به خود مشغول کرده است، چه در گذشته که جوامع دین‌مدارتر بودند و دین نقش پررنگی در زندگی بشر داشت، و چه در زمان حال که با پیشرفت های علمی در جامعه بشری مواجه هستیم، مسئله و موضوع قلمرو دین است. تعریف و تبیین قلمرو دین از این جهت مهم است که با تعریف درست از قلمرو دین، کارکرد آن و انتظارات بشر از آن مشخص می شود. به عبارت دیگر، این سوالات که دین چه کارکردی دارد؟ چه انتظاری باید از دین داشت؟ دین در چه حوزه هایی از زندگی برای شناخت و پرداختن به مسائل گوناگون، کاربرد دارد؟ گستره دین تا چه اندازه ای است و چه ابعادی را دربرمی‌گیرد؟ دین به کدام نیازهای بشری پاسخ می دهد؟ آیا دین صرفا موضوع و مسئله ای اخلاقی واخروی است؟ آیا مسائل اجتماعی و سیاسی را نیز دربر می-گیرد و تبیین می‌کند؟ آیا محدوده دین و قوانین دینی زندگی فردی است یا زندگی اجتماعی؟، و مسائلی از این دست بویژه در زمان حال، به یکی از بحث های کلامی مهم تبدیل شده است. در مواجه با این سوالات، دانشمندان و متخصصان دینی سعی در ارائه پاسخ هایی از منظر و دیدگاه های مختلف و تبیین قلمرو دین داشته اند. برخی محدوده و گستره دین را صرفا شامل امور فردی و اخلاقی و برای سعادت اخروی دانسته اند. برخی دیگر، قلمرو دین را تمامی ابعاد و گسترده زندگی بشر شامل مسائل دنیوی و اخروی تعریف کرده اند. دیدگاه های مطرح شده عمدتا براساس دو رویکرد حداقلی و حداکثری هستند. طبق رویکرد حداقلی، قلمرو اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فقهی بسیار کوچک و محدود است و دین محدود به امور آخرتی است و در امور دنیایی باید به حداقل بسنده کرد. در مقابل دیدگاه حداکثری ، حوزه گسترده تر و جامع تری برای دین در تمامی عرصه های زندگی انسان شامل امور اخروی، و دنیوی مثل سیاست، آموزش، اخلاق، مسائل اجتماعی، مسائل فردی و غیره قایل است. براین اساس، بعضی از اندیشمندان دینی قلمرو دین را تمام عرصه های زندگی و حیات دنیوی و اخروی بشر شامل عرصه های اخلاق فردی، اخروی، اجتماعی و سیاسی می دانند. درحالیکه، برخی دیگر در نقطه مقابل این دیدگاه، بیشتر تفکر و اندیشه فردگرا یا شبیه به سکولار دارند و قلمرو دین را محدود به چارچوب های زندگی شخصی افراد و در بیشترین حالت به نوع تعامل آنها با افراد دیگر و یا همان حوزه اخلاق اجتماعی، می دانند. علامه طباطبایی (1281-1360)، یکی از مفسران، فیلسوفان، فقیه اصولی و عارف شیعه ایرانی، از جمله اندیشمندان شیعی است که به مسئله و پرسش فلسفه شریعت و کارکرد دین پرداخته است. از نظر نیاز به دین و کارکرد دین برای تامین سعادت انسان در دنیا و آخرت است. به عقیده ایشان، دین روشی برای زندگی اجتماعی برای انسان به عنوان یک موجود اجتماعی. این روش زندگی شامل قوانین و مقرارتی هم برای خوشبختی دنیوی انسان و هم شامل یک سلسله عقاید و اخلاق و عبادات است که تضمین کننده سعادت اخروی بشر است (طباطبایی، 1388 (ج)، ج1، ص 127). فخر رازی(544-606 ق)، فقیه، متکلم، فیلسوف و مفسر شافعی، نیز آراء و نظرات متعددی درباب مسائل فلسفی و دینی و تفسیری دارد. از نظر ایشان دین برای انسان کارکرد هدایت دنیوی و اخروی دارد. ایشانبا اتخاذ رویکرد کارکردگرایی قلمرو وسیعی برای دین اسلام قائل می شود و وظیفه هدایت دنیوی و اخروی بشر در قلمرو د ین را به پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام نسبت می دهد (تلخیص المحصل، صص 373-367). بنابراین، قوانین زندگی بشر در سطح فردی و اجتماعی باید تابع و براساس قوانین دین باشد. به عبارت دیگر، می توان اینگونه استنباط کرد که طبق نظر فخر رازی بشر برای رسیدن به کمال مطلوب و سعادت و حفظ آن نیازمند دین است و در نبود آن به کمال و سعادت نمیرسد. با درنظر گرفتن مباحثی که مطرح شد، و با توجه به اهمیت تبیین و شناخت قلمرو دین از منظر اندیشمندان مسلمان، چه شیعی و چه اهل سنت، برای پاسخگویی به سوالاتی که امروزه در ذهن انسان نسبت به دین مطرح است، پژوهش حاضر قصد دارد تا با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع اِسنادی-کتابخانه-ای به بررسی تطبیقی دیدگاه فخر رازی اندیشمند اهل سنت و علامه طباطبایی، اندیشمند شیعه، در مسأله‌ی قلمرو دین بپردازد و وجوه اشتراک و افتراق اندیشه این دو اندیشمند را با مصادیقی نشان دهد.
علم دینی، مبانی، چالش‌ها و کارکردها از منظر آیت الله جوادی آملی، محمد نقیب العطاس و پلانتینگا
نویسنده:
علی قنواتی؛ استاد راهنما: عین الله خادمی؛ استاد راهنما: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در سالهای اخیر نظریه‌ی «علم دینی» به یکی از محورهای بحث‌های علمی در محافل فکری شرق و غرب تبدیل شده است. اندیشمندان و صاحب‌نظران بسیاری در پی کشف ماهیت این نظریه و ارائه راهکارهای عملی برای تحقق آن بوده‌اند. در این میان، اندیشمندانی همچون آیت‌الله جوادی آملی، سید محمد نقیب العطاس و آلوین پلانتینگا با رویکردی کاربردی به این عرصه وارد شده و تلاش کرده‌اند تا نظریه‌های جامع‌تری در باب علم دینی ارائه دهند. با این حال، ماهیت نظریه‌های علمی همواره در گرو امکان ابطال‌پذیری آن‌هاست و نظریه‌های این سه اندیشمند نیز از این قاعده مستثنی نیست و در این عرصه نیاز به تحقیق مفصل‌تر و کامل‌تری احساس می‌شود. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این نیاز و با بهره‌گیری از روش تحلیلی-توصیفی حول محور سوال اصلی آن «علم دینی، مبانی، چالش‌ها و کارکرد‌ها از منظر آیت الله جوادی آملی، محمد نقیب العطاس و پلانتینگا چگونه است؟» انجام شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از این بوده است که مقوله علم دینی از منظر جوادی آملی، نقیب العطاس و آلوین پلانتینگا، دارای مفهوم مشخص، مبانی دینیِ روشن و تأثیرپذیری قابل توجه از ارزش‌‌ها و آموزه‌های دینی است. علاوه بر این، تحقق علم دینی در نظرگاه این سه اندیشمند، با چالش‌‌ها و مشکلات عدیده‌ای، ازجمله آلایش علوم رایج با مظاهر تمدن غربی، وجود تفکر قارونی دانشمندان، تقابل عقل و نقل و در حاشیه بودن دین مواجه است که قابل رفع‌ورجوع هستند. گذشته از این، مشخص گردید که در صورت تحقق علم دینی، نتایج و کارکردهای متعددی از قبیل وحدت دین، وحدت علم، تکامل انسان، تحول در تمدن‌سازی، جامعیت منابع معرفت و دستیابی به حیات طیبه بر آن مترتب است. گرچه پلانتینگا در این راستا تحقق معرفت‌شناسی اصلاح‌شده (باور دینی) را پیشنهاد کرده است تا بار دیگر دین از حاشیه به متن آمده و مومنان و شهر خدا غالب گردد.
بررسی علل و دلایل افول روشن‌ فکری دینی
نویسنده:
دانیال ملک محمدی؛ استاد راهنما: محمد جعفری هرندی؛ استاد مشاور: علیرضا جوادزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
روشن‌فکری دینی با هدف جمع میان سنت و مدرنیته از دل کشمکش‌ روشن‌فکری لائیک و شریعت‌گرایی اسلامی پدیدار شد. این جریان، سه دوره فکری را از سر گذرانده است. التقاط فکری، تفسیر به رأی و التزام به مبانی مدرن از سویی و عدم آگاهی لازم از دین از سوی دیگر، باعث شد تا این جریان در هر دوره در دست‌یابی به اهداف خود ناکام بماند. در دوره اول شاهد انطباق آموزه‌های دینی با علوم طبیعی توسط مهندس بازرگان هستیم. دوره دوم نیز با رویکرد جامعه‌شناسانه شریعتی و غلبه اندیشه‌های سوسیالیستی و اگزیستانسیالیستی همگام است. اما نسل سوم روشن‌فکری دینی با رویکرد معرفت‌شناختی و فلسفه تحلیلی، در یک چرخش آشکار پا را فراتر گذاشته و بنیان‌های اندیشه دینی را متزلزل نمود. بدین‌سان، کانون توجه در این پژوهش، معطوف به دوره سوم روشن‌فکری دینی بوده و تنها آرای دو شخصیت تأثیرگذار آن، یعنی عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری واکاوی شده است. این جریان در دو دهه اخیر به جهت اتخاذ برخی نظریات و مواضع ضد دینی رو به افول رفته و مقبولیت خود را ازدست داده است. در این تحقیق با روش توصیفی تبیینی و تا حدودی هم انتقادی سعی بر آن شده است دلایل این افول را در قالب عوامل معرفتی و غیر معرفتی بررسی و تحلیل نماییم. از مهم‌ترین عوامل معرفتی این افول می‌توان به تناقضات درونی، التقاط فکری و التزام عملی به مدرنیته، ضعف مبانی فکری و ناکارآمدی در تطبیق دین و مدرنیته اشاره کرد و در عوامل غیرمعرفتی نیز، علل فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و فردی مورد واکاوی قرار گرفت.
فایده‌مندی دین از منظر ویلیام جیمز و اریک فروم
نویسنده:
آرزو علی پور؛ استاد راهنما: اکرم عسکرزاده مزرعه؛ استاد مشاور: مریم سلطانی کوهستانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
این پژوهش به بررسی تطبیقی دیدگاه‌های ویلیام جیمز و اریک فروم درباره فایده‌مندی دین در زندگی انسان‌ها می‌پردازد. جیمز دین را از منظر تجربه دینی و احساسات فردی می‌بیند و معتقد است که ایمان دینی بر اساس احساسات و عواطف انسان، نه دلایل عقلانی، باعث آرامش و معنای زندگی می‌شود. وی همچنین دین را عاملی برای بروز رفتار اخلاقی می‌داند. در مقابل، فروم دین را پدیده‌ای اجتماعی می‌داند که از نیاز انسان به الگوهای فکری و اجتماعی ناشی می‌شود. او معتقد است که دین باید به رشد توانایی‌های درونی فرد مانند آزادی، تفکر و عشق کمک کند و تأکید دارد که انتخاب دین باید آزادانه و بر اساس این مؤلفه‌ها باشد. در نتیجه، جیمز به وجود حقیقت مستقل خدا در جهان خارج از ذهن انسان اعتقاد دارد، در حالی که فروم وجود خدا را به‌عنوان ساخته اجتماعی انسان‌ها می‌داند.
بررسی و نقد پیامدهای تبیین باور دینی از منظر علوم شناختی دین با تأکید بر آراء پاسکال بویر و جاستین برت
نویسنده:
میثم فصیحی رامندی؛ استاد راهنما: منصور نصیری؛ استاد مشاور: سعید صباغی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد و بررسی کتاب
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این رساله به بررسی و نقد پیامدهای فلسفی تبیین باور دینی از منظر علوم شناختی دین (CSR) با تأکید ویژه بر آراء متضاد پاسکال بویر و جاستین برت می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش این است که یافته‌های این حوزه علمی نوپا، که منشأ باورهای دینی را در سازوکارهای شناختی تکامل‌یافته انسان جستجو می‌کند، چه تأثیری بر دو حوزه کلیدی «صدق هستی‌شناختی» و «توجیه معرفت‌شناختی» باور دینی دارد. این حوزه غالباً در دوگانه‌ی تقلیل‌گرایی علمی و انکار دفاعی گرفتار شده است و ضرورت این پژوهش در ارائه چارچوبی منسجم برای فراتر رفتن از این دوگانه و ایجاد یک گفتگوی سازنده میان علم و فلسفه نهفته است. این پژوهش با هدف ارائه یک تحلیل انتقادی عمیق، با اتخاذ یک روش تحلیلی-انتقادی و با ارائه یک چارچوب نظری نوین تحت عنوان «نظریه سه‌سطحی باور دینی»، به تحلیل و ارزیابی این پیامدها می‌پردازد. این نظریه، باورهای دینی را به سه لایه متمایز اما مرتبط تقسیم می‌کند: سطح اول باورهای شهودی (مانند باور به عاملیت فراطبیعی)، سطح دوم باورهای شهودی-الاهیاتی (مانند باور به خدای شخص‌وار و قادر و عالم مطلق)، و سطح سوم باورهای الاهیاتی پیچیده (مانند آموزه‌های کلامی نظام‌مند). یافته‌های پژوهش در حوزه هستی‌شناسی نشان می‌دهد که تبیین شناختی منشأ باور دینی، به خودی خود، دلالتی بر صدق یا کذب محتوای آن ندارد و استدلال‌های هر دو گروه موافق و مخالف خداباوری که از این یافته‌ها بهره می‌برند، از یک «پرش معرفتی» و خلط میان منشأ پیدایش باور و صدق محتوای آن رنج می‌برند و لذا فاقد اعتبار فلسفی لازم هستند. مهم‌ترین دستاورد این رساله، ارائه یک الگوی چندوجهی برای توجیه معرفت‌شناختی و معقولیت باور دینی است که بر اساس آن، هر سطح از باور نیازمند رویکردی متناسب با ماهیت خود است. بر این اساس، باورهای شهودی (سطح اول) با رویکردی برون‌گرایانه (مانند معرفت‌شناسی اصلاح‌شده و اعتمادگرایی) به بهترین شکل توجیه می‌شوند؛ باورهای شهودی-الاهیاتی (سطح دوم) نیازمند رویکردی ترکیبی یا دوپایه هستند که هم قابلیت اعتماد فرآیند شناختی و هم انسجام درونی و گواهی را در بر می‌گیرد؛ و در نهایت، باورهای الاهیاتی پیچیده (سطح سوم) با رویکردی درون‌گرایانه، مبتنی بر انسجام‌گرایی و استدلال‌محوری، ارزیابی می‌شوند. در نهایت، این پژوهش نتیجه می‌گیرد که ارزش اصلی علوم شناختی دین برای فلسفه و الهیات، نه در داوری نهایی درباره وجود خدا، بلکه در فراهم آوردن ابزاری قدرتمند برای فهم دقیق‌تر سازوکارهای شکل‌گیری، ماندگاری و انتقال باورهاست. این حوزه با آشکار ساختن پیچیدگی‌های پدیده دین، به ما کمک می‌کند تا از نگاهی یکپارچه به معقولیت دینی فراتر رفته و آن را به مثابه یک طیف چندلایه درک کنیم که از تعامل میان شهود طبیعی، تفسیر فرهنگی و عقل تأملی تنیده شده است.
بررسی و نقد اضطراب دینی در فلسفه‌ی کی‌یرکگارد
نویسنده:
دانیال بادان فیروز؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده قراملکی؛ استاد مشاور: عباس عباس زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
دوره ی قرون وسطی دوره ای است که الهیات و اخلاق مسیحی بر جهان غرب غالب شده است. مردمی که مسیحی هستند بر اساس اخلاق مسیحی نیز زندگی می کنند. بعد از ورود به قرن16 م و شروع فلسفه ی جدید با دکارت، ایجاد دوگانگی بین سوژه و ابژه و رشد علوم و تغییر سبک زندگی انسان این اندیشه جرقه زد که می توان پیرو دینی بود و مناسک آن را انجام داد بدون آن که به اخلاق آن دین هم پایبند بود. به عبارتی لزومی میان دین و اخلاق وجود ندارد و عدم پایبندی به اخلاق نقصی در دین ایجاد نمی کند. از آن پس شاخه ی جدیدی در فلسفه به نام فلسفه ی اخلاق ایجاد شد که باید ها و نباید ها را مستقل از عقاید دینی بررسی می کند. کی یرکگارد بعد از هگل دومین دانشجوی مهم شلینگ و از جمله ی کسانی بود که حیطه ی اخلاق را از ساحت دین جدا کرد. دلیل کی یرکگارد بر این جدایی و تمایز را میتوان نوعی تمایز زبانی دانست که نیچه هم بعدها آن را دوباره مطرح کرد. کی یرکگارد معتقد است که زبان اخلاق در واقع زبان فاهمه است که با مفاهیم کلی و مطلق و عقلانی سرو کار دارد. وقایع و گزاره ها در این ساحت قابل پیش بینی هستند و از یکدیگر استنتاج می شوند اما ساحتی نیز فراتر از ساحت فاهمه وجود دارد که ایمان دینی در این ساحت قرار می گیرد. زبان این ساحت با مفاهیم کلی سروکار ندارد. در این ساحت است که معجزه معنا می یابد. وی ایمان دینی را فراتر از اخلاق می داند. انسان دین دار در مواجه با ساحت ایمان دائما در شک و اضطراب است که آیا راه درست را می‌رود یا دچار توهم شده ‌است. گویا روی لبه‌ی تیغ است. بنابراین اضطراب دینی حالتی است که در آن، فرد موقعیتی را تجربه می‌کند که ایمان در مقابل اخلاق قرار می‌گیرد و فرد باید یکی از آن‌ها (بین ایمان و اخلاق) را انتخاب کند. در این موقعیت ساحت عقلانی و ساحت ایمان در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. کی‌یرکگارد مصداق این اضطراب دینی را در داستان حضرت ابراهیم روایت می‌کند هرچند تلاش کی یر کگارد برای دفاع از دین و نقش بی بدیل آن در زندگی انسان در عصری که نگرش های ضد دینی و ادعای بی نیازی انسان به دین و آموزه های وحیانی حاکم بوده است، ستودنی است، در عین حال این دیدگاه مبتنی بر مبانی است که نمی توان به این سادگی آن ها را پذیرفت. یکی از مبانی این نظریه که مورد تأکید کی یرکگارد نیز است، تضاد عقل و ایمان است. به راستی اگر راه فهم دین، ایمان است و عقل را یارای ارزیابی اعتقادات و باورهای دینی گوناگون و متعارض نیست، در این صورت بر چه اساس می‌توان دین حق را تشخیص داد تا بدان ایمان آورد. آیا غیر از این است که در این صورت هیچ دینی به جهت برخورداری از باورهای نامعقول و عجیب و غریب استحقاق مذمت را نخواهد داشت.؟ و آیا غیر از این است که در این صورت راه را بر خرافه پرستی و یاوه سرایی گشودیم.؟
معرفت شناسی زبان دینی ایان تی رمزی و نقد مبانی آن
نویسنده:
عبدالرضا رمضان نیای ارباستان؛ استاد راهنما: محمدحسین مهدوی نژاد؛ استاد مشاور: زینب شکیبی، یداله رستمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
یکی از دیدگاه های منحصر به فرد زبان دین، رویکرد ایان توماس رمزی اسقف و فیلسوف دین آکسفورد دهه 80 میلادی است. رویکرد معرفتی ایان رمزی استفاده از روش تجربه گرایی منطقی برای دفاع از آموزه های دینی در برابر موضع انتقادی آنتونی فلو و آیر مبنی بر ابطال ناپذیری و بی معنایی گزاره های دینی بود. از نظر رمزی برخی اصول تجربه گرایی منطقی که اصرار بر شواهد تجربی در معرفت شناسی دارد، می تواند آموزه ها و اعتقادات دینی ما را احیا کند و منافات با توجیه باورهای دینی ندارد. روش تجربه گرایی مدلها و معیارهایی را در اختیار ما قرار می دهد که می توان با بسط آن به تجربه دینی دست یافت. از این رو روش سخن گفتن با خداوند را می توان در روش غیرتوصیفی و مکاشفه ای جستجو کرد و تجربه از نوع دیگر را برای توجیه گزاره های دینی مفید یافت. مبانی معرفت شناختی ایان رمزی درباره زبان دین مبتنی بر تجربه دینی است؛ در زبان دینی سوق یافتن به تجربه دینی شواهدی را در اختیار ما قرار می دهد که می تواند باورهای دینی را توجیه نماید. از سوی دیگر شناخت مبانی زبانی می تواند برای مسائل الهیات راه حل بدیعی ارائه کند و چالش های بی معنایی زبان دین را برطرف سازد. رمزی برای چالش بی معنایی زبان دین و رفع مشکلات معرفتی اش لازمه دستیابی به تجربه دینی را در خلق «موقعیت های بصیرت بخش» می بیند که می تواند لحظه ی شخص را از امور روزمره به امر ورای تجربی بکشاند. موقعیت هایی که در تجربه روزمره قدرت برانگیختن مکاشفه دارند، می تواند بعد عمیقی گرفته و حاکی از امور وراحسی باشد. در این صورت می توان در چنین موقعیتهایی مکاشفه را با استعاره «پرتو نوری شروع به تابیدن کرده» و یا «یخی شکسته» و... برای توجیه باورهای دینی بکار برد. از سوی دیگر رمزی همانند دانشمندان علوم طبیعی، با مدل سازی دینی جریانی را برای لحظه ای بصیرت فراهم می کند. دانشمند از توصیف و بررسی کیفیات شیء به اسرار و ناشناخته های آن پی می برد و در لحظه ای که چیزی دریافت شد، حکایت از آن دارد که رازی از ماهیت اشیا آشکار شده است. به همین سبب رمزی مدل را در گزاره های دینی لازمه کشف و آشکارسازی امور متافیزیکی لحاظ می کند. با توجه به روش، مبانی و لوازم معرفتی زبان دین رمزی، مهترین اشکال بر وی اینست که آن چیزی که آشکار شده چیست. آیا می توان آن را تجربه خداوند نهاد یا خیر. تجربه خداوند با زبان غیرتوصیفی رازآلود است و خلق موقعیت ها می تواند باعث تجربه از چیزی شود که دقیقا نمی دانیم چیست. اگر سه شق سخن گفتن(اشتراک لفظی، اشتراک معنوی و مدل تمثیلی) نزد رمزی از خداوند را در نظر بگیریم، وی به نوعی بر زبان توصیف یافته تاکید دارد و زبان مبتنی بر اشتراک لفظی را یادآوری می کند. تاکید بر بیان زبان غیرتوصیفی و برانگیزاننده ای به خاطر اینست که خداوند از طریق مکاشفه درک شود که بر مبنای نسبی گری در فرهنگ های مختلف می تواند متفاوت به نظر رسد. هدف رساله حاضر تحلیل و بررسی و نقد دیدگاه زبان دین ایان توماس رمزی به نگارش درآمده که عمده مباحث اش شامل دوموضوع خواهد بود؛ اولا تبیین و توصیف معرفت زبان دین و ثانیا؛ زبان سخن گفتن رمزی از خداوند و توجیه گزاره های الهیات. مهمترین مسائل پیش روی رمزی جایگاه تجربی بخشیدن به زبان دین، کشف امور واقع جهان با مدل سازی و بکارگیری استعاره جهت فهم زبان الهیات بود. در نتیجه معتقد بود کلمات زبان دین و گزاره های دینی همچون گزاره های علمی می توانند دربردارنده معنا و در موقعیت خاصی مکاشفاتی را آشکار سازند.
  • تعداد رکورد ها : 3203