مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
اخلاق پسامدرن (وابسته) اخلاق توصیفی (وابسته) اخلاق سنتی (وابسته) اخلاق مدرن (وابسته) اخلاق هنجاری (وابسته) رویکردهای اخلاقی علم اخلاق(وابسته) فلسفه اخلاق فلسفه اخلاق اسلامی فلسفه اخلاق مسیحی فلسفه اخلاق یهودی فلسفه علم اخلاق (وابسته) فیلسوف اخلاق (وابسته)
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 486
تبیین ماهیت حقایق اخلاقی در عالم وجود
نویسنده:
اکبر حسینی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها : دانشگاه معارف اسلامی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
واقع گرایی اخلاقی به عنوان یکی از اصلی ترین موضوعات عرصۀ فلسفۀ اخلاق به این نکته می پردازد که حقایق اخلاقی از یک سو با نگاهی هستی شناسانه از آدمی مستقل بوده و از سوی دیگر با رویکردی معرفت شناختی، اولاً با ابزارهای ادراکی انسان و نیز وحی قابل شناخت اند. و در ثانی احکام اخلاقی، قابل صدق و کذب بوده و آخر اینکه دست کم برخی از این احکام صادق اند.در این نوشتار کوشیده ایم با نگاهی تحلیلی، درباره این موضوع به بحث بنشینیم که حقایق اخلاقی، وجودی مستقل و منحاز از آدمی دارند، آن هم از سنخ معقولات ثانیۀ فلسفی.
صفحات :
از صفحه 69 تا 90
الاهیات اخلاقی در اندیشه‌ی غزالی و فیض
نویسنده:
منصوره حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
چکیده :
الاهیات اخلاقی اصطلاحی در حوزه‌ی مسیحیت کاتولیک است و امروز از زیرمجموعه‌های الاهیات عملی محسوب می‌شود. الاهی‌دانان مسیحی با روی‌آوردن به الاهیات عملی و نگرش انتقادی به عرف سکولار معاصر، می‌کوشند زندگیِ مبتنی بر ایمان را ممکن ساخته، راه‌های عملیاتی برای نجات دین و ایمان از وضعیت بحرانی در شرایط مدرن را به وجود آورند. الاهیات عملی را در حوزه‌ی اسلام، می‌توان دانشی دانست که در آن، به مباحث عملی دین (فقه و اخلاق) از منظر کلام و عقلانیت پرداخته می‌شود و در این راستا، راه‌های صحیح برای رسیدن به مقاصد دینی را به ما می‌آموزد. آرا و اندیشه‌های غزالی و فیض، این دو دانشمند متأله مسلمان، به‌رغم تفاوتشان در مذهب، بنابر نیازهای زمانه‌ی خویش طرح گردیده و برخوردار از مبانی عقلی نیز بوده است. این دو اندیشمند در دفاع عملی از دین، روش‌های متفاوتی داشته‌اند، اما هر دوی آن‌ها امروزه از کسانی محسوب می‌شوند که دین را تنها نجات‌دهنده‌ی بشریت از دام‌های اخلاقی، دنیاگرایی و مادی‌گرایی و انحراف می‌دانستند.
صفحات :
از صفحه 161 تا 188
علوم انسانی اسلامی به مثابه کاشف عقلانیت اسلامی
نویسنده:
حسن سبحانی، عطاء الله رفیعی آتانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه فرهنگی تحقیقاتی إسراء,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این مقاله با تفکیک «عقلانیت عملی» از «عقلانیت علمی و شناختی» نشان داده می‌شود که عقلانیت شناختی، مربوط به فاعل شناخت و عالم علوم انسانی است که اعتبار خود را از اعتبار عقلانیت پارادایم‌های فلسفه علم می‌گیرد. اما عقلانیت عمل که به «موضوع شناخت» علوم انسانی مربوط است، اعتبار خود را وامدار فلسفه و نظام اخلاقی است. به علاوه وظیفه عقلانیت شناختی در قلمرو علوم انسانی، فهم روشمند رفتارها و کنش‌های آدمی است و از آن جهت که انسان‌ها رفتاری را به عمل می‌آورند که اخلاقاً درست می‌دانند، فرضیات در علوم انسانی ـ که روایتی اولیه درباره شناخت کنش‌ها و رفتارهای آدمی است ـ دارای ماهیت اخلاقی است؛ چون نشانگر نظام عقلانیت در عمل انسان‌ها است. اما اثبات فرضیات، با روش‌های واقع‌نمایی علمی، امکان‌پذیر است. علوم متعارف انسانی عموماً حاوی نظریاتی است که در صدد شناساندن دستگاه عقلانیت در عمل مردمان جوامع غربی است. بر فرض تأیید چنین دستگاهی، درمی‌یابیم که آن‏ها به فلسفه اخلاق زندگی خود پایبندند. در این مقاله نشان داده می‌شود که عقلانیت اسلامی عمل، یک «عقلانیت فازی» است که می‌تواند رفتار همه انسان‌ها را توضیح دهد. بنابراین، علوم انسانی اسلامی، جهانی‌تر از علوم متعارف انسانی است. یادآور می‌شود که اسلام در این مقاله، برای عقلانیت و علوم انسانی، قیدی شناختی ـ و نه قیدی جامعه‌شناختی و فرهنگی ـ است.
صفحات :
از صفحه 29 تا 50
تبیین و تحلیلی بر مفاهیم تربیتی - اخلاقی از نظر فارابی، کومنیوس و روسو
نویسنده:
مرجان کیان، فهیمه نظام الاسلامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم,
چکیده :
مطالعه حاضر بر آن است تا اندیشه‌های تربیتی- اخلاقی سه اندیشمند صاحب‌نظر در حوزه تعلیم و تربیت یعنی فارابی، کومنیوس و روسو را بررسی و به بیان شباهت‌ها و تفاوت‌های آرای تربیتی آن‌ها بپردازد. روش پژوهش، توصیفی با رویکرد تحلیلی- مقایسه‌ای است. از نظر فارابی، انسان دارای فضائل و رذائلی است که در زندگی انفرادی‌اش ظهور نمی‌یابند، بلکه جامعه است که آن‌ها را از قوه به فعل در می‌آورد. کومنیوس با بیان تربیت فراگیر، تبعیض‌های بین افراد را نادیده می‌گیرد و در صدد اصلاح و بهبود تعلیم و تربیت کودکان و بزرگسالان و سالمندان بر می‌آید. وی که بنیانگذار نظام آموزش گام به گام متناسب با رشد یادگیرنده است با اصولی بنیادین برگرفته از طبیعت، به بنیان نهادن سازمان آموزش دقیق خود می‌پردازد. روسو نیز از یکسو از فرد و تربیت فردی و بازگشت به طبیعت سخن می‌گوید و از دیگر سو به جامعه و پیمان اجتماعی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش پیش رو حاکی است که بین دیدگاه تربیتی - اخلاقی هر سه اندیشمند تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد.
صفحات :
از صفحه 67 تا 93
بررسی عناصر عرفانی در حکایات قرآنی (حضرت مریم، حضرت یونس، اصحاب کهف)
نویسنده:
سارا نوروزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عرفان، به عنوان راهی که از کشف و شهود به شناخت حق می‌رسد، در همه ادیان، پیروان، رهروان و موافقان خاص خود و نیز مخالفانی داشته است. در میان مسلمانان نیز این مکتب پیروان و موافقانی داشته است. هرچه از زمان طرح مباحث عرفانی در قرون اولیه دورتر می‌شویم، عارفان به ضرورت وضع اصطلاحاتی خاص، که مانع خلط مقصود ایشان با واژگان عرفی مردم و نیز اصطلاحات متکلمان و فلاسفه گردد، اقدام نمودند و به تدریج در عرفان عملی و نظری، اصطلاحاتی پدید آمد و سپس رساله‌هایی در این باب نگاشته شد. عرفای مسلمان در آثار و سخنان خود، ریشه آموزه‌های خود را در تعالیم اسلامی دانسته و برای اثبات سخن خود از آیات و روایات، شواهدی را بیان می‌نمودند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی این ادعای عرفا بود که آیا عناصر عرفانی، ریشه در متن مقدس قرآن دارد یا خیر؟ و نتیجه این تحقیق آن شد که بخش وسیعی از قرآن را حکایات و قصص قرآنی تشکیل می-دهند که برخی از آنها، حکایت‌های عرفانی است؛ از این رو بعضی از عارفان مسلمان به تفسیر و تأویل این حکایت‌ها پرداخته و در آن از عناصر عرفانی برای توضیح منظور خویش، که عمدتاً جنبه تأویلی دارد، بهره جسته‌اند.
مبانی نظری حسن خلق در قرآن و حدیث
نویسنده:
راضیه حیدری، سهراب مروتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم : دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم,
چکیده :
حسن ‌خلق، موضوعی است که در قرآن و روایات بسیار مورد تاکید قرار گرفته است و همواره از مسلمانان خواسته شده است که با دیگران با حسن‌‌ خلق برخورد کنند. لازمه‌ی این دستور پی بردن به مبانی نظری حسن‌ خلق است، زیرا زمانی امید آن می‌رود که حسن خلق آنچنان در جامعه‌ای همه گیر شود که مبانی نظری آن از آیات قرآن کریم و احادیث معصومین علیهم‌السلام به درستی استخراج شده باشد و هر فردی دقیقا بداند که باید چه نوع نگاهی به خدا، انسان و جهان داشته باشد که باعث بروز رفتارهای صحیح اجتماعی شود. در این مقاله سعی شده است پس از تبیین معنای دقیق واژه حسن‌خلق، مبانی نظری آن در سه دسته خداشناسی، انسان‌شناسی و جهان‌شناسی بررسی شده و در هر دسته با استناد به آیات و روایات مشخص شود که هر کدام از این موارد چه تاثیری در حسن‌ خلق دارند. نتیجه به دست آمده اینکه حسن‌ خلق در فرد تا حدود زیادی به نوع شناخت و نگاه وی به خداوند، انسان و جهان بستگی دارد و تاثیر این معارف و نگاه‌ها در خوش‌ اخلاق بودن فرد نسبت به سایر علل بیان شده در این زمینه، بنیادی‌تر و با اهمیت‌تر به نظر می‌رسد.
صفحات :
از صفحه 9 تا 43
تبیین و بررسی تقریرهای نظریه امر الهی (با تأکید بر نگرش اُکام)
نویسنده:
رحیم دهقان سیمکانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دانشگاه باقرالعلوم,
چکیده :
بر اساس نظریه امر الهی که پیشینه‌ای بس طولانی در تاریخ اندیشه بشری دارد تنها معیار در احکام اخلاقی، شرع مقدس و اوامر و نواهی خداوند است. این نظریه، در تاریخ اندیشه، تقریرهای مختلف معرفت‌شناختی، وجود‌شناختی، انگیزشی و ... را به خود گرفته است، به گونه‌ای که امروزه باید به جای نظریه امر الهی از نظریه‌های امر الهی سخن گفت. ویلیام اُکام از جمله کسانی است که به این نظریه توجه جدی داشته، بر اساس آن، منشأ ارزش‌‌های اخلاقی را اوامر خداوند می‌داند و تقریری وجودشناختی از این نظریه ارائه می‌کند. او اوامر الهی را شرط ضروری و نیز شرط کافی برای اخلاق دانسته، معتقد است تنها معیار ارزش اخلاقی اراده یا قانون الهی است. چنین دیدگاهی، البته، انکار عقلانیت اخلاقی را در پی خواهد داشت، عقلانیتی که آدمی را به عدالت و انصاف فرا می‌خواند. این مقاله، ضمن تبیین نظریه امر الهی و بیان تقریرهای مختلف از این نظریه، به تبیین و بررسی رویکرد وجودشناختی ویلیام اکام در این باب پرداخته است.
صفحات :
از صفحه 65 تا 92
بررسی رابطه هنر معماری و اخلاق در تمدن‌های ایران و غرب
نویسنده:
محمد صادق موسیوند
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
توجه به رابطه و نسبت مسائل اخلاقی با ساحت های هنری و حرفه ای معماری با توجه به تاثیر این فن - هنر در ساختارهای جامعه از طریق شکل دادن به محیط کالبدی و فضای قابل زیست انسانی اهمیت زیادی دارد. مقاله حاضر ضمن ارائه تعریف حکما و فلاسفه ایران و مغرب زمین درباره مفاهیم مرتبط با هنر، زیبایی و اخلاق، رابطه اخلاقیات با هنر و زیبایی در حوزه تمدنی ایران و غرب و تناسب و ارتباط اخلاقیات و هنر معماری را در این دو حوزه بررسی کرده است. جلب توجه مهندسان، پژوهشگران و همه منتفعان به وجوب حضور اخلاقیات در آفرینش های هنری و معماری، تبیین یک رابطه مفید و مستقیم بین مفاهیم اخلاقی و هنر معماری با توجه به پیشرفتها و تغییرات سریع در علوم و تکنولوژی و نیز حوزه های هنر و علوم انسانی از نتایج مورد انتظار این پژوهش است.
صفحات :
از صفحه 145 تا 163
مبانی انسان‌شناختی اخلاق از دیدگاه خواجه افضل‌الدین کاشانی
نویسنده:
محمدربیع میرزایی، هادی صادقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دفترتبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم,
چکیده :
پژوهش حاضر برگرفته از پایان‌نامه کارشناسی ارشد نویسنده با عنوان «مبانی نظری اخلاق از دیدگاه باباافضل کاشانی» است. در این مقاله، بررسی مبانی انسان‌شناختی اخلاق از نگاه باباافضل که یکی از زمینه‌های لازم برای استخراج نظریه اخلاقی وی است، فراهم می‌شود. باباافضل ضمن اعتقاد به تشکیل انسان از سه جزء تن، جان و خرد یا عقل، با تأکید بر رابطه شناختی و وجودی مثلث «خداشناسی، هستی‌شناسی و انسان‌شناسی» معتقد است که وجود تام و حقیقی هر چیز، صورت علمی و معقول آن است و بر همین اساس، کمال نهایی انسان نیز در بقای عقلانی اوست؛ زیرا کمال حیات و حس، به قوه ادراک و تعقل است و کمال ادراک و تعقل نیز به فعلیت آن و کمال فعلیت تعقل و دانش و به اتحاد عاقل و عقل و معقول است. از نگاه وی حقیقت وجودی انسان و بعد جاودان او، به نفس عاقله و خردش وابسته است و سعادت حقیقی انسان این است که در عالم نفسانی، صورت نفسانی‌اش به بهترین حالت علمی باشد. مهم‌ترین بن‌مایه‌های این سعادت و کمال نفسانی، علم و یقین یا حکمت است؛ یعنی هدف نهایی انسان این است که دانایی بالقوه را به دانایی بالفعل تبدیل کند و به مرتبه عقل بالفعل برساند.
صفحات :
از صفحه 137 تا 164
بررسی جایگاه فضیلت در اخلاق کانت
نویسنده:
سیدمسعود آریادوست
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
وظیفه‌گرایی، فضیلت‌گرایی و نتیجه‌گرایی از جمله شاخه‌های فلسفه اخلاق هستند. این سه قسم از فلسفه اخلاق به جهت نوع نگرش و مدخلی که در فلسفه اخلاق دارند از همدیگر جدا می‌شوند؛ و گویا آنها را باید به عنوان رقیب محسوب کرد. اصولا گفته می‌شود نحله‌های سه گانه فلسفه اخلاق، به جهت تمایز در منشهای منتخب، یارای این را ندارند که با هم جمع شوند. اگر وظیفه‌گرا با این پرسش شروع می‌کند که عمل درست چیست و در پاسخ به اعمالی اشاره دارد که فی حد نفسه معتبرند، نتیجه‌گرا هم همین سوال را با اشاره به سنجش نتایج اعمال پیگری می‌کند. در مقابل، فضیلت‌گرایان با طرح سوالی مبنی بر چگونه زیستن، و دعوت کردن به سوی مجموعه‌ای از فضایل، فلسفه اخلاق را به سرانجام می‌رساند. با چنین نگاهی باید گفت که این سه تفکر نه تنها با یکدیگر قابل جمع نیستند بلکه در تقابلی همیشگی در ترد رقیبانشان به سر می‌برند.حتما به یاد داریم که این گفتمان اخیر را پذیرا نشدیم و با ارائه تاریخچه‌ای مستند، در راستای شناخت ماهیت حرکت تاریخی فضیلت‌گرایی، دیدیم که چنین ایده‌ای – یعنی در تقابل به سر بردن شاخه‌های فلسفه اخلاق – حداقل در مورد فضیلت‌گرایی و وظیفه‌گرایی محلی از اعراب ندارد. روشنگریهای جیمز ریچلز در این مورد را شاهد بودیم. با توجه به تفکرات این فیلسوف آنچنانکه دیدیم بر خلاف تفکر فضیلت‌گرایان رادیکال، می‌توان با تدبیر اندیشی خاصی، و با نگرشی به دور از غرض‌ورزی، حداقل برای وظیفه‌گرایی و فضیلت‌گرایی، میدانی را حاضر نمود که در آن دوشادوشِ هم، در جهت هدایت کنشگر اخلاقی برای فتح قله‌های اخلاق، در تحرکی شایسته و سامان‌مند، در تعامل – و نه تقابل – به سر ببرند.قصه فضیلت‌گرایی در نوع رادیکالش به این مساله ختم نمی‌شود. هجمه به کانت و گلایه از اصول وظیفه-گرایی او، از اصول جدا ناپذیرِ این تفکر بنیادگرای انحرافی است. الیزابت آنسکوم بذر این جریان انحرافی را پاشید. به خاطر داریم که این جریان رادیکال عامل اساسی از یادبرده شدن فضیلت‌گرایی را تفکر اخلاقی کانتی می‌دانست. تفلسف اخلاقی کانت به دو سبب ویران‌کننده اخلاق فضیلت‌گرا دانسته شده است: یکی اعتبار فی حد نفسه وظایف اخلاقی در مقابل فضایل اخلاقی، و دیگری عدم گرایش به غایات.این تفسیر از اخلاق کانت، کذب محض است. هر چند که در وظیفه گرایی‌اش برای قواعد اخلاقی فی حد نفسه اعتبار قائل است، اما این تمام فلسفه اخلاق کانت نیست. چنین تفکری فقط از خواندن کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق ناشی می‌شود. باید توجه داشته باشیم که این کتاب تنها کتاب کانت در زمینه اخلاق نیست. علاوه بر بنیاد، نوشته دیگری تحت عنوان مابعدالطبیعه اخلاق باب فلسفه فضیلت، وجود دارد که به شدت گرایشهای نتیجه‌گرایانه دارد. در مابعدالطبیعه است که کانت از غایات سخن به میان می‌آورد و غایات مورد طلب را فضیلت می‌نامد. از دیدگاه کانت محال است که اَعمال فاقد غایت باشند. غایات مد نظر کانت بر آمده از همان امر مطلقی هستند که اصول و قواعد اخلاقی را تشکیل می‌دهند. بنابراین نزد کانت صحبت از غایاتی نیست که ذیل انگیزه حسی و عاطفی هستند؛ بلکه سخن از تمایلات تکلیف مآبی است که انسان، با اراده‌ی خود آنها را انتخاب می‌کند. در همین مابعدالطبیعه است که بزرگ‌ترین وظیفه آدمی کسب فضیلت ذکر شده. آری؛ درست است که کانت با وظیفه‌گرایی سخت و خشن خود آغاز می-کند، اما در ادامه بحث که در دو کتاب نقد عقل عملی و مابعدالطبیعه اخلاق، به آن پرداخته شده، این سوال را می‌پرسد که هدف از انجام عملِ مبتنی بر امر مطلق چیست؟ پاسخ هم این است: غایت عالی و نامشروطی که همواره تکلیف است فضیلت می‌باشد. حقیقتا کانت نظریه اخلاقی خود را با مبحث فضیلت به پایان می‌برد. او غایت نظریه اخلاق‌اش را در همین فضیلت ذکر کرده است. نگریستن بدون اغماض به تفکر اخلاقی کانت حاکی از این خواهد بود که کانت اصول اخلاقی را با غایات اخلاقی که همان فضایل باشند، به نحوی کاملا انحصاری ترکیب کرده است؛ آنچنانکه می‌توان کانت را یک فیلسوف فضیلت‌گرای کثرت‌گرا، در مقابل فضیلتگرای رادیکال دانست. تفاوت اصلی کانت با دیگر فضیلت‌گرایان و نتیجه‌گرایان در این است که او از غایات و از فضایل شروع نمی‌کند. بلکه از ساخت و ساز وظیفه‌گرایی مبتنی بر امر مطلق آغاز کرده و در نهایت به فضیلت ختم می-کند. منکر این نیستم که کانت وظیفه‌گراست، به یک معنا کانت وظیفه‌گرا هست؛ آنهم زمانیکه خواهان نگارش قواعد اخلاقی مبتنی بر امر مطلق است. در این قسم از ایده اخلاقی‌اش، هر چند که در پی دسترسی به قواعد و اصول اخلاقی است، اما در اوایل کتاب مابعدالطبیعه اخلاق، آب پاکی را دست خواننده می‌ریزد که هدفش از درج مباحث وظیفه‌گرایی، ادراک فضیلت است و نه چیز دیگر. حال در اینجا باید گفت که او یک فضیلت گرا می‌شود. آنچنانکه جان استوارت میل بنابه گفته‌های موثق او، در اصول اخلاقی به سودگرایی نظر دارد؛ و در نهایت سودهایی را که آنها را هم نوع با فضیلت می‌داند، برای غایت اخلاق، فرا می‌خواند؛ یا ارسطو که در قواعد اخلاقی به حدوسط می‌پردازد، اما در مبحث غایات، فضایل را هدف رسیدن به اصول اخلاقی قید می‌کند. کانت هم مانند عموم فلاسفه اخلاق؛ یک بخش نظریه اخلاقی‌اش به بررسی قواعدی اختصاص دارد که آدمی را در موقعیتهای اخلاقی راهنما باشد. در این بخش به مساله چه باید انجام دهم پرداخته شده، بخش دیگر چرا باید انجام دهم مد نظر است؛ و کانت می‌گوید چونکه باید فضیلتمند شویم. این پایان کار تفلسف اخلاقی ایمانوئل کانت فیلسوف نخبه آلمانی قرن هیجده است
  • تعداد رکورد ها : 486