ابنسینا در دو رساله از رسالههای کتاب شفاء به گزارش و توصیف نظریة مثُل روی آورده و سپس به نقد آن میپردازد: مورد نخست فصل دهم از مقالة دوم در رسالۀ برهان از
... ز کتاب شفاء است و مورد بعدی فصل دوم از مقالة هفتم در رسالۀ الهیّات شفاء. در اینجا میکوشیم تا با ارائۀ گزارش و تحلیل مطالب ابنسینا، تا حدّ ممکن جنبههای گوناگون برداشت وی را دربارۀ مسألۀ مُثل ترسیم و تبیین کنیم؛ در بررسی گزارش ابنسینا و تحلیل آن باید به اصطلاحها و عبارتهای خود وی پایبند باشیم تا بتوانیم هر چه بیشتر به جنبههای گوناگون برداشت ابنسینا نزدیک شویم. بررسی نقدهای ابنسینا بر نظریة مُثل مجال دیگری میطلبد و در اینجا تنها به تبیین توصیف و برداشت وی از این نظریه بسنده خواهد شد. در پژوهش حاضر به مواردی مانند میزان آشنائی ابنسینا با مسألة مُثل، چگونگی برداشت ابنسینا از حقیقت مُثل، کارکرد فلسفی نظریۀ مُثل در نگاه وی خواهیم پرداخت. همین بررسی کمک خواهد نمود تا انگیزههای فکری ابنسینا در تدارک نظریۀ جایگزین یعنی پذیرش صورت به معنی ارسطوئی کلمه بجای مثالِ افلاطونی هم نمایان شود. شایان ذکر است که در گزارشهای ابنسینا هم با توصیف مثُل به عنوان امر کلّی و جدا از امور جزئی روبرو خواهیم شد و هم با بیان اجمالی از سه دلیل که افلاطون و افلاطونیان برای اثبات وجود مثُل به آنها متوسل میشوند: دلیل از راه علوم و دانشها، دلیل از راه واحد فوق کثیر و دلیل از راه تفکر به چیزی بویژه چیز نابود شده.
بیشتر