چارچوب های مفهومی کنشگران بر نوع شناخت آنان از امور تاثیرگذار است. در خصوص پدیدار علم تجربی (اعم از علوم فیزیکی، زیستی، انسانی، و اجتماعی)، هر یک از دو رهیافت
... رئالیستی و ضد رئالیستی تصویر متفاوتی از معرفت علمی را ترویج می کنند. این دو گروه درباره معیارهای معرفت مرتبه دوم و چارچوب های مفهومی نظریه هایی که می باید برای ارزیابی علم مورد استفاده قرار گیرد، با یکدیگر اختلاف نظرهای اساسی دارند. شماری از رئالیست ها که می توان آنها را به اعتبار دعاوی شان رئالیست- های متواضع یا حداقلی نامید، بر این نکته تاکید می ورزند که هر نظریه معتبر درباره علم تجربی می باید اولا، شماری از اهداف بنیادی و اساسی را برای علم تجربی و فعالیت علمی تعریف کند. ثانیا، مجموعه ای از قواعد متدولوژیک را پیشنهاد دهد که به شیوه ای موثر راه را برای رسیدن به اهداف تعریف شده هموار کند، و ثالثا، استدلال های معتبری ارایه دهد که روشن سازد اهداف تعریف شده و قواعد متدولوژیک پیشنهادی از بدیل هایی که در این زمینه عرضه شده اند برترند. ضد رئالیست ها مدعی اند که رویکرد آنان در قبال علم تجربی از رویکرد مورد نظر رئالیست ها موفق تر است و تصویر دقیق تری از علم و فعالیت علمی ارایه می دهد. به اعتقاد شماری از ضد رئالیست ها، هدف علم می باید عبارت باشد از دستیابی به کفایت و توانایی تجربی. این گروه تاکید می ورزند که نقش اصلی نظریه های علمی، بر خلاف آنچه رئالیست ها ادعا می کنند، دستیابی به معرفت درباره امور زیرین بنیاد نیست بلکه نقش نظریه های علمی، سازماندهی و انتظام بخشیدن به داده های تجربی و کسب معرفت در تراز پدیدارهای مشهود است. در داوری میان دو اردوگاه رقیب رئالیسم و ضدرئالیسم در علم می باید به سه پرسش اساسی توجه کرد: نخست، عالم می یابد چگونه باشد تا معرفت علمی نه تنها امکان پذیر گردد که از بالاترین شانس پیشرفت برخوردار شود؟ دوم، هدف و ساختار علم چگونه باید باشد تا آن را به فعالیتی موفق بدل سازد، یعنی معرفت مربوط به پدیدارها و امور زیرین را در اختیار آدمی قرار دهد؟ و سوم، متدولوژی چگونه باید باشد تا شانس موفقیت علم را به حداکثر برساند؟ در مقاله حاضر با بهره گیری از آرا شماری از فیلسوفان علم و محققانی که به جنبه های اجتماعی علم توجه داشته اند، کوشش خواهد شد تا پاسخ هایی خرسند کننده برای پرسش های فوق ارایه شود. نکته اصلی مورد تاکید در استدلال های مقاله آن خواهد بود که نوعی رهیافت رئالیستی، که عقل گرایی نقاد را با تجربه گرایی هدفمند ترکیب می کند نه تنها به دانشمندان و افراد عادی در درک بهتر علم کمک می کند بلکه برنامه تحقیقاتی قدرتمندی برای پیشبرد بهینه علم نیز در اختیار محققان قرار می دهد.
بیشتر