مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 188
کمال و سقوط انسان ازدیدگاه مولانا و مایستراکهارت
نویسنده:
علیرضا خواجه گیر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهرویکرد مولانا و مایستر اکهارت به مسئله انسان و سیر کمالی او متاثر از نگاه ذو مراتبی به حقایق هستی اعم از خدا و انسان است . انسان موجودی است دارای ساحت های ظاهری و باطنی که هرکدام منعکس کننده بخشی از حقیقت پنهان اوست .بنابراین کمال و سقوط او نیز با توجه به این سلسه مراتب وجودی او معنا می شود .اگرچه این دو عارف متعلق به دو سنت عرفانی جدا از یکدیگر بوده اند و تاثیر سنت های دینی شان در تعالیم عرفانی آنها منعکس شده ، امّا رویکرد عرفانی آنها به انسان و بویژه کمال و سقوط او از وجوه تشابه و تفاوت معناداری برخوردار است. از این جهت نگاه تطبیقی به مسئله کمال و سقوط در آموزه های این دو عارف ، هم از جهت مقایسه دو سنت عرفانی اسلام و مسیحیت بطور اعم و هم تحلیل و مقایسه نگاه عرفانی این دو عارف بطور اخص به مسئله مذکور ، قابل توجه می باشد. در این رساله مسئله کمال و سقوط انسان در دو مرحله اصلی که مشتمل بر مراحل فرعی تری است و همه مراحل با یکدیگر ارتباط متقابل دارند ، مطرح شده است .در مرحله اول که نقش معرفت و شناخت در کمال و سقوط انسان است ، این مسئله در سه سطح حسی ، عقلی و شهودی مطرح شده است. محدودیت و عدم توانایی معرفت حسی در درک حقیقت مستلزم گذر کردن از این مرحله و رسیدن به حواس باطنی است ، علاوه بر این گرفتار شدن انسان در دایره ی تنگ عقل جزیی در مرحله شناخت عقلی نیز مانع رسیدن انسان به مرتبه ی عقل کلی است ، که از محدودیت های عقل جزیی به دور است.آنچه می تواند مکمل این دو مرحله شود ، رسیدن به معرفت شهودی از حقیقت و درک بی واسطه آن است . رسیدن به این مرحله مستلزم از بین بردن موانع ارتباط برقرار کردن با حقیقت الهی خویشتن و رسیدن به خودشناسی حقیقی است، که در تعالیم عرفانی آنها این مسئله بسیار با اهمیت و برجسته است . رسیدن به این مرحله از کمال نیز مستلزم عبور کردن از موانعی است کهگاهی از سنخ دانستنی های کاذب و گاهی از سنخ بیماری های اخلاقی ، تعلقات عاطفی و عدم برخورداری از عنایت خداوند و رهبری معنوی است.رویکرد مولانا و اکهارت در معرفی و سلوک در این مراحل،برای رسیدن به کمال و رها شدن از سقوط معنوی، با تاکید بر عشق در تعالیم مولانا و وارستگی در تعالیم اکهارت قابل بررسی است.کلمات کلیدی: مولوی ، اکهارت ،خودشناسی،عشق،وارستگی،عقل،شهود،کمال،اخلاق
اصول تعلیم  و تربیت اخلاقی ا ز نظر احمد نراقی و استاد  مطهری
نویسنده:
لیلا کمال لو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده: اخلاق، رمز سعادتمندی انسان است و غفلت از آن، به منزله فاجعه‌ای دردناک است و این مطلب است که کمتر اندیشمندی از کنار آن به راحتی گذشته است، به طوریکه می‌توان گفت عموم فیلسوفان و متکلمان تاریخ، بخشی از رسالت خویش را در سامان‌بخشی به نظام‌های مختلف اخلاقی سپری کرده‌اند، چه در میان مسلمانان و چه اندیشمندان غیر مسلمان. در حوزه اسلامی از معاصرین شهید مطهری، و از متقدمین ملا احمد نراقی، از جمله کسانی هستند که به ضرورت پرداختن به مباحث اخلاقی به طور جدی توجه داده‌اند. لذا ما در این پژوهش این دو تن را، که خود نمونه اخلاق‌اند، انتخاب نموده‌ایم تا با مطالعه آثار گران بهایشان، اصول تعلیم و تربیت اخلاقی مورد نظر آنها را استخراج کنیم. در این زمینه به نقاط اشتراک بسیاری بین نراقی و استاد مطهری رسیدیم و نقاط افتراق در آنها به ندرت دیده می‌شد، که افتراق آنها بیشتر به دلیل معاصر بودن و حوزه وسیع مطالعات استاد مطهری، در دو زمینه تعلیم و تربیت و اخلاق بود. و بیشتر مباحث، در زمان نراقی، مبتنی بر اخلاق بود. و او برای اثبات گفته‌های خویش بیشتر به آیات و روایات استناد می‌کرد و اخلاق را همان تربیت می‌دانست، و تربیت را در اخلاق جستجو می‌کرد، اما بیانات استاد مطهری، بیشتر مبتنی بر نقل و به تفکیک اخلاق از تربیت بود.
بررسی دیدگاه علامه طباطبایی(ره)دربارۀ معرفت نفس و رابطۀ آن با تهذیب و اخلاق
نویسنده:
علیرضا کلبادی نژاد؛ لیلا قدیری جاوید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علامه طباطبایی(ره) با بررسی آیات معرفت نفس در قرآن کریم علاوه بر تعریف فلسفی از نفس، آن را موجودی معتدل و ساده دانسته که تقوا و فجور بر اساس آن نسبت پیدا می­کند. موجودی که با گناهان آلوده‌شده و با تقوا، تزکیه و تهذیب می‌شود. بر اساس نفس است که انسان محروم یا سعادتمند و رستگار می‌­شود. به‌طورکلی نفس آدمی موجودی مجرد و ماورای بدن بوده و احکامی غیر از احکام بدن دارد. به بیانی دیگر موجودی است غیرمادی که نه طول دارد نه عرض و نه در چهاردیواری بدن می­گنجد؛ بلکه با بدن ارتباط و علقه ­ای دارد و یا به عبارتی با آن متحد است و با شعور، اراده و سایر صفات ادراکی، بدن را اداره می­کند. علامه طباطبائی(ره) معتقد است نفس انسان طریقی است که به‌واسطۀ آن به پروردگار خود می­رسد. راه و مسیر انسان به‌سوی خداوند متعال همان نفس است زیرا چیز دیگری به‌جز خود انسان نمی­تواند طریق او باشد و این خود انسان است که دارایِ تطورات، درجات و مراحل مختلف است. این حرکت و سیر در نفس، تنها به‌واسطۀ اعمال قلبی و تهذیب نفس که با اعمال بدنی، انجام فرایض و ترک محرمات صورت می­گیرد، واقع می‌شود. در این مقاله با استناد به آیات قرآن کریم به بیان مراتب نفس، ارتباط آن با معرفت نفس و ارتباطِ معرفت نفس با تهذیب و اخلاق پرداخته‌شده است. مسئلۀ اصلی تحقیق بررسی چگونگیِ ارتباطِ تهذیب نفس با اخلاق است و فرضیۀ آن به اثبات این موضوع می­پردازد که با استناد آیات قرآن کریم رابطۀ اخلاق و معرفت نفس دوطرفه است.
صفحات :
از صفحه 129 تا 150
مبانی نظری "خودشناسی" در مثنوی
نویسنده:
محمدرضا رجبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بی‌تردید، شناخت «هویت»آدمی، یعنی «کیستی و چیستی خود»، یکی از دلمشغولی‌های اصلی اندیشمندان علوم انسانی از گذشته تا کنون بوده است. از این‌رو، دانشمندان از زاویه‌ها و چشم‌اندازهای مختلف علمی و با رویکردهای متفاوت، همواره کوشیده‌اند تا چارچوبی نظری برای این مسئله ترسیم و تبیین نمایند. در عرفان اسلامی نیز این بحث زیر عنوان «معرفت نفس یا خودشناسی» مجال طرح و بررسی می‌یابد.«خودشناسی» در رهیافت عرفانی همواره یکی از مهم‌ترین مباحث و مسائل هر نظام عرفانی تلقی شده و در اغلب طریقت‌های عرفانی معرفت حق و معرفت نفس قرین و همدوش دانسته شده است به گونه‌ای که از بین راه‌های خداشناسی، عارفان نه تنها راه انفسی را برتر از راه آفاقی می‌دانند بلکه وصول به حق را جز از رهگذر خودشناسی میسر نمی‌دانند.نوشتار حاضربا رویکرد عرفانی، تبیین مبانی معرفتی مولانا جلال‌الدین بلخی، عارف برجسته قرن هفتم را در مواجهه با مسئله «هویت شخصی» بر عهده دارد.مولانا در پاسخ به چیستی انسان و دیگر سوالات مطرح‌شده از این دست، از دو منظر هستی‌شناسی ـ معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی عرفانی پاسخ می‌دهد. از نگاه هستی‌شناسی مولانا معتقد است انسان‌ها تا هنگامی که در سطح آگاهی پدیداری به سرمی‌برند از حقیقت هستی بی‌خبرند و نیست را هست و هست را نیست می‌پندارند. تنها با تسلیم به مطلق شدن می‌توان به حقیقت هستی (مطلق) رسید و براساس همین رهیافت از منظر انسان‌شناسی به انسان از منظر پیوندش با مطلق می‌نگرد و آدمی را دارای ماهیتی متعین و متشخص نمی‌داند. آنچه انسان‌شناسی عرفانی در باب آدمی می‌گوید مبتنی بر نوعی تجربه خاص از وجود انسان و نوعی معرفت نسبت به سرشت و حقیقت او در پیوند با امر متعالی است که با تجربه خاصی به نام «تجربه عرفانی» در پیوند است که از راه تجربه عادی مقدور و میسور نیست و تنها از رهگذر شکستن چارچوب آگاهی و شاکله‌های مفهومی متعارف صورت می‌پذیرد. به موجب این رهیافت، شناخت حقیقی «خود» تنها از رهگذر «نفی خود» امکان‌پذیر است؛ حالتی که در آن هم? تمایزات «فاعل شناسا و متعلق شناسایی» از میان برمی‌خیزد و اراده و آگاهی و عقل انسان در وجودی برتر استحاله می‌یابد. مولوی این حالت را تنها راه رسیدن به «خودشناسی» و «خداشناسی» محسوب می‌کند و آن را فنای فی‌الله می‌نامد.مولانا برای رسیدن به این ساحت از فقر کامل هیچ نخواستن، هیچ نداشتن و هیچ ندانستن را توصیه می‌کند و درنهایت به عشق می‌رسد و این عشق را هم علت فنا و نیستی می‌داند و هم معلول آن.روش این پژوهش کتابخانه‌ای و براساس رجوع به منابع اصلی است. و تحلیل اطلاعات و داده‌های فراهم‌آمده براساس طرح تحقیق و فصول مختلف آن، پژوهش را به اهداف خود نزدیک کرده است.
تحلیل عقلی حقیقت نفس انسانی در کلمات امیرالمومنین علی علیه السلام
نویسنده:
علی آل‌طیب
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
از آنجا که معرفت نفس از مهم ترین و اساسی ترین مسائل فلسفی است و در کلمات حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام، بر آن تاکید شده است، نگارنده را بر آن داشت تا پژوهش خود را به «تحلیل عقلی حقیقت نفس انسانی در کلمات امیرالمومنین علی علیه السلام» اختصاص دهد.ابتدا به بررسی نفس در لغت و قرآن کریم و کلمات امیرالمومنین علیه السلام و فلسفه پرداختیم و اثبات شد که مراد از آن همان حقیقت انسان است .در ادامه همخانواده بودن روح،قلب،فواد،صدر و عقل در لغت و قرآن کریم و کلمات امیرالمومنین علیه السلام و فلسفه، در برخی اطلاق ها ثابت شد.در فصل دوم با تحلیل عقلی کلمات امیرالمومنین علیه السلام،پیرامون ظرف بودن نفس برای علم ودو دلیل دیگر،وجود نفس اثبات شده است.و پس از تحقیق روایات نقل شده از امیرالمومنین علیه السلام پیرامون خلقت ارواح قبل از ابدان به این نتیجه رسیدیم که باید روایات را جزء احادیث «صعب مستعصب» برشمرد.در فصل سوم دلایل عدم امکان معرفت نفس،باطل و امکان معرفت نفس اثبات شده است وبا تحلیل معنای روح در کلام امیرالمومنین علی علیه السلام تجرد و بقای روح ثابت شد.وبا تحلیل عقلی حدیث کمیل از امیرالمومنین علیه السلام پیرامون نفس،جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا بودن نفس و سیر نفس از جسمانی بودن آن تا رسیدن به عقل بالمستفاد ثابت گردید.و در پایان با تحلیل عقلی روایات نقل شده از امیرالمومنین علیه السلام، در ابعاد فردی و اجتماعی اموری به نفس نسبت داده شده است.در بعد فردی سه ویژگی اخلاق الهی و شیطانی، معرفتی و رفتاری به نفس نسبت داده شده است.در بعد اخلاقی محل اوصاف اخلاقی متقابلی مانند خشوع و تکبر می باشد، در بعد ادراکی هم،آن چه معرفت پیدا می کند،نفس است وانسان به واسطه نفس،به درک حق و شناخت علوم و حقائق می رسدو به خاطر همین ویژگی، نفس ظرف ایمان است و دارای حقیقتی مشکک.در بعد رفتاری، عامل اعمال و رفتار انسان، نفس است و بدن وسیله ای است که نفس عمل خود را با آن انجام دهد. در بعد اجتماعی،اتحاد و اختلاف مردم با یکدیگرونزاع حاکمان ناشی از الفت و دشمنی نفوس آنان با همدیگر است.
فطرت در اندیشه ابن عربی و ارتباط آن با اعتقاد به وجود خداوند
نویسنده:
رضا اکبری، محمد غفوری نژاد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: انجمن علمی عرفان اسلامی ايران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله فطرت و به تبع آن خداشناسی و خداگروی فطری مساله ای دیرباز در اندیشه دینی است. در سنت اسلامی می توان به افرادی همچون علامه مجلسی و شهید مطهری و در سنت مسیحی به افرادی همچون کالون و پلانتینگا اشاره کرد. ابن عربی یکی از مهم ترین متفکران و نظریه پردازان در این عرصه است. او در مقام پاسخ به پرسش های حکیم ترمذی بحث مفصلی را درباره فطرت به صورت عام و فطرت انسان به صورت خاص در کتاب فتوحات مکیه مطرح کرده است. از نظر او فطرت انسان را، از حداقل چهار حیثیت وجودشناختی می توان مورد مداقه قرار داد که بر اساس هر یک از این چهار جنبه حکم خاصی در مورد فطرت حاصل می شود. او با استفاده از آیات فطرت و میثاق و نیز روایت مشهور از حضرت رسول (ص) مبنی بر تولد هر کودکی بر اساس فطرت، معتقد است که انسان دارای خداشناسی و خداگروی فطری است. تحلیل او از فطرت یک تحلیل عرفانی و در سازگاری با نظام عرفانی اوست.
صفحات :
از صفحه 23 تا 42
شادی در قرآن و روایات با تاکید بر روشهای ایجاد آن
نویسنده:
اعظم اکبرشاهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مهم ترین نیازهای بشر شادی و شاد زیستن است . اما امروزه با کمال تاسف مشاهده می شود که عده ی زیادی – به ویژه از میان قشر جوان – به علل گوناگون به جای روی آوردن به شادی های حقیقی و برخورداری از لذتهای معنوی گمشده خود را در میان برنامه هایی مانند موسیقی ، مجالس مختلط ، پارتی ها ، قمار ، مشروبات الکی ، قرص های روان گردان و ... می جویند .از طرف دیگر در دین اسلام که منطبق بر فطرت است به این نیاز انسان توجه شده است اما متاسفانه در رویکرد مباحث دینی شادی مورد غفلت و کم توجهی قرار گرفته است این در حالی است که در آموزه های دینی به طور گسترده ای به روشهای شادی پرداخته شده است و هدف تحقیق حاضر بررسی این روشها در قالب آیات و روایات است . روش مورد استفاده در این تحقیق تحلیل محتوایی است که برای انجام این تحقیق ابتدا واژه های مترادف با شادی و غم استخراج و با استفاده از نرم افزارهای گنجینه روایات نور و جامع تفاسیر آیات و روایات مرتبط با شادی استخراج گردیده است و با روشهای نقلی و عقلی اطلاعات پردازش شده است .روشهایی که در آیات و روایات در مورد ایجاد شادی توصیه شده است به سه دسته روشهای شناختی (تخریب حصارهای غم ، امید ، مثبت اندیشی ، خودشناسی ،مژده و بشارت ، تعجب و شگفتی ، هدفمندی ، واقع نگری و رضایت مندی) ، روشهای رفتاری (بهره گیری و بهره مندی از موهبت های الهی ، آراستگی و خودآرایی ، کار ، کمک و نوع دوستی ، هدیه دادن ، گشاده رویی و خوشخویی ، روابط و پیوندهای خانوادگی و اجتماعی ) و روشهای شناختی – رفتاری (مذهب و دین ، به وضع موجود نگریستن ، سلامتی ، وضعیت اقتصادی ، رویکرد به ادبیات و هنر ، بخشوده شدن و بخشودن) را نام برد .در مجموع از بررسی آیات و روایات چنین استنباط می شود که نه تنها شادی نهی و انکار نشده ، بلکه روشهای مختلفی برای ایجاد آن بیان شده است که ارتباط بین این روشها و شادی در تحقیقات متعدد تایید شده است .
حیات طیبه از دیدگاه المیزان
نویسنده:
غلام محمد فخرالدین
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع رساله «حیات طیبه از دیدگاه المیزان»‌ است مسئله حیات طیبه برای انسان از نظر قرآن دارای اهمیت فوق العاده‌ای می‌باشد این پژوهش عهده دار بررسی موضوع فوق از دیدگاه تفسیر شریف المیزان می‌باشد که در پنج فصل مورد بررسی قرار گرفته است.در فصل اول بعد از طرح مسأله به بیان کلیات و مفاهیم کلیدی و معرفی اجمالی مرحوم علامه طباطبایی و المیزان پرداخته شده است در توضیح مفاهیم کلیدی واژگان حیات، طیب و حیات طیب مورد بررسی قرار گرفته است.در فصل دوم نظر علامه طباطباییدر باره حقیقت حیات طیبه و ویژگیها و آثار آن مورد بررسی قرار گرفت. مرحوم علامه مدعی است که انسان مومن بوسیله ایمان و انجام عمل صالح در همین دنیا به حیاتی جدید و برتر می‌رسد که آن حیات متفاوت با زندگی عمومی انسانهای دیگر است مرتبه آن حیات جدیدبالاتر و قوی‌تر است نایل شدگان به این مرحله از حیات حقیقت اشیاء را چنانکه هست درک و مشاهده می‌کنند و دیگران این توانایی را ندارد. علامه طباطباییدرباره ویژگی هایاین مرحله از حیات می‌فرماید:‌ چنین انسانی در نفس خود نور و کمال وقوت و عزت و لذت و سروری درک می‌کند که نمی‌توان اندازه‌اش را معین کرد.در فصل سوم راجع به راه دستیابی به حیات طیبه و راهکارهای حفظ و تداوم آن از دیدگاه المیزان سخن گفته شده است مرحوم علامه به پیروی از آیا ت قرآن برای رشد تعالی معنوی انسان دو چیز را لازم می‌داند که عبارت است از ایمان و عمل صالح.در فصل چهارم راجع به آثار حیات طیبه در حیات دنیوی مانند سعادت و خوشبختی، آرامش روحی، امنیت جامعه، تعاون و همکاری، فراوانی نعمتها و اخروی مانند آسانی حساب و کتاب و حشر با نیکان و غیره بحث شده است و برای هرکدام شواهدی از کلام علامه طباطباییارائه شده است.فصل پنجم به شناخت موانع حیات طیبه اختصاص یافته که شامل دو بخش است؛ یکی: موانع پیدایش حیات طیبه؛ مانند: کفر و نفاق، هوا پرستی، آرزوهای طولانی، معاشرت با ناپاکان و غیره. دومی:‌ موانع استمرار حیات طیبه؛ مانند انحراف قلب از هدایت، غفلت از یاد خدا، محیط فاسد.
شناخت حضوري
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
شناخت بر دو گونه است ؛ حصولی و حضوری. شناخت حصولی ، شناخت مفهومی است. يعني مفهوم و صورتي از معلوم نزد عالِم حاصل مي گردد ؛ و عالِم به وسيله صورت ذهني به بيرون از خود ، آگاه مي شود. به عبارت دیگر علم حصولی ، علم با واسطه است ؛ یعنی در علم حصولي بين عا بیشتر ...
خودشناسی جهت طرح
نوع منبع :
پرسش و پاسخ
پاسخ تفصیلی:
انسان گل سر سبد موجودات و اعجوبه خلقت است و عجايبى كه در انسان يافت مى‏شود، در هيچ جاى دنيا پيدا نمى‏شود و از اين جهت به انسان عالم كبير مى‏گويند. مطالعه و دقت در نيروها و قوايى كه خداوند متعال در وجود انسان به وديعت نهاده و ظرفيت عظيمى كه دراين موجو بیشتر ...
کلیدواژه‌های اصلی :
  • تعداد رکورد ها : 188