مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
عالم بالذات عالم به علم عالم لذاته علم اجمالی واجب علم الهی به افعال خود علم الهی به ایمان اطفال علم الهی به ایمان کافر علم الهی به توبه فاسق علم الهی به جزئیات علم الهی به حسن علم الهی به حوادث علم الهی به ذات علم الهی به شهادت علم الهی به صفات افعال علم الهی به علم علم الهی به غیب علم الهی به غیر علم الهی به قبح علم الهی به قدیم علم الهی به کل معلومات علم الهی به کلیات علم الهی به ماهیات علم الهی به مبصرات علم الهی به مخلوقات علم الهی به مدرکات علم الهی به مسموعات علم الهی به مصلحت علم الهی به معدوم علم الهی به معلوم جایز علم الهی به معلوم غیر متناهی علم الهی به معلوم متناهی علم الهی به معلوم مستحیل علم الهی به ممتنع علم الهی به ممکن علم الهی به موجود علم الهی به نظام کل علم الهی به واجب علم تغییر پذیر خدا علم حضوری واجب علم ذاتی الهی علم زاید الهی علم متجدد الهی علم نا متناهی الهی عنایت الهی قضا و قدر
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 302
جامعیت قرآن و قلمرو آن با تکیه بر نگرش تطبیقی به دیدگاه‌های فخر رازی و آلوسی
نویسنده:
خدیجه خدمتکارارانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بهترین دلیل برای اثبات جامعیّت قرآن، قرآن کریم است. آیات دال بر جامعیت شامل آیات ناظر بر بیانگری همه چیز در قرآن یا کتاب، جهانی بودن و جاودانگی قرآن می شود. علاوه بر آیات، روایاتی و دلایل عقلی ای چون خاتمیت، تکامل دین اسلام و ... نیز جامعیّت قرآن را تصدیق می کنند.درباره ی تفسیر و تعیین قلمرو جامعیت قرآن بحث های بسیار زیادی صورت گرفته و دیدگاه های متعدّدی اظهار شده است. در این زمینه میان دانشمندان سه دیدگاه را به روشنی می توان دید:1- دیدگاه حداکثری که معتقد است قرآن همه ی علوم، حتّی علوم بشری و غیر دینی را دارا می باشد. 2- دیدگاه حداقلی که معتقد است قرآن تنها عهده دار مسائل معنوی و اخروی و شرعی است. 3- دیدگاه اعتدالی که مدافع رویکردی معتدل و مخالف افراط دیدگاه حداکثری و تفریط دیدگاه حداقلی است.فخر رازی و آلوسی، با اهتمام به موضوع جامعیّت قرآن، آن را به سان یکی از اصول اساسی خویش در تفسیر آیات قرآن قلمداد کرده اند. فخر رازی با توجه به اینکه از مفسّران متقدم به شمار می رود در تفسیر جامعیّت قرآن رویکردی حداقلی دارد و قرآن راصرفاً در حوزه ی اصول و فروع دین جامع می داند و استناد عقلی وی بر جامعیّت، علم مطلق خدا است. آلوسی، که از مفسران متأخّر به شمار می رود، هر چند در تفسیر آیات مرتبط با جامعیت نظر رازی را نقل می کند؛ اما در مقایسه با رازی در تبیین قلمرو جامعیّت از آرای دیگری نیز بهره گرفته است. و با توجّه به تحوّل علمی در قرن سیزدهم نسبت به قرن ششم، دامنه ی این بحث را گسترش می دهد و قرآن را نه تنها در دو حوزه ی اصول و فروع دین، که در سایر حوزه ها نیزجامع می داند و استناد عقلی وی بر جامعیّت، فیّاض بودن خداوند است.
پدیدار شناسی تاریخی باور شیعیان به علم امام در سده اول هجری
نویسنده:
عبد الحمید ابطحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسأله اصلی این رساله اینست که باور شیعیان به علم الاهی و گسترده امامان با چه فرایند تاریخی شکل گرفته است و آیا می توان بر اساس شواهد و قرائن تاریخی اصالت آن را نشان داد. روش ما در این رساله اینست که زمینه های تاریخی شکل گیری این باور را از دوران پیامبر دنبال کنیم و روند رشد این باور را پیش از شکل گیری جریانات و مکاتب فکری شیعی در نیمه دوم قرن دوم ترسیم کنیم. برای این کار تلاش شده مطالعه پدیدار شناسانه در تاریخ وسیره و حدیثو رجال صورت پذیرد و با کمک گیری از روش تحلیل گفتمان و رمز گشایی از برخی گزارش های تقیه ای یا تعصب آمیز در حد امکانگره های این تصویر تاریخی گشوده شود. در مجموع یافته های این پژوهش نشان میدهد کهدر کنار موانع زیادی که برای معرفی مقامات امامان به جامعه مسلمین وجامعه شیعه وجود داشته است به تدریج باور شیعیان به مقام علم الاهی امامان تا میانه قرن دوم خصوصا در میان نخبگان شکل گرفته است. در این پژوهش به کمک شواهد متعددی فرایند این شکل گیری در قالب یک مدل تاریخی تصویر شده است.در این فرایند روشن شده است که باور به علم الاهی پیامبر نیز با مقاومت های زیادی روبرو شد ولی به تدریج و در دوران حیات ایشان در اندیشه مسلمین تثبیت شد. پس از پیامبر نیز علی علیه السلام نقش عمده ای در حفظ و توسعه میراث علمی پیامبر ایفا کرد و در دوران خلافتش به دلیل تجلیات علمی و علنی فراوان که داشتعلی رغم مخالفت های فراوان و سرسختانه مخالفان وی، به عنوان میراث دار اصلی علم پیامبر که بهره های فراوان از اخبارات غیبی نیز دارد شناخته شد و همین نکته نقطه عطف قبول انتقال علم الهی از پیامبر به یک غیر نبی شد. نحوه توسعه و تعمیق تلقی وباور به علم الاهی امامان به کمک شواهد فراوان ترسیم شده است و با کمک گیری از متون تذکره و سیره سنی و گزارش‌های ملل و نحل نشان داده شده است که باور به علم گسترده امام در نیمه اول قرن دوم در میان شیعیان تثبیت شده بود و این چنین نیست که غالیان در قرون بعدی این اخبار را ساخته باشند. در این تحقیق نشان داده شده است که ابوالخطاب نیز نمادی از تندروی شیعی در قبال تندوری انکاری زیدیه نسبت به مقامات اهل بیت بوده است.
روش‌شناسی تفسیرآیات توحیدی، باتأکید بر احادیث امام رضا (ع)
نویسنده:
احمد آقایی زاده ترابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
توحید به گواهی آیات قرآن، محوری‌ترین پیام وحی الاهی وعترت به گواهی پیامبر اسلام (ص) مطمئن ترین مرجع فهم وتفسیر قرآن است،چه این که رسول اعظم،قرآن وعترت را دومیراث گرانسنگ خویش معرفی کرد تا امّت پس از او با تمسّک به آن دو از اختلاف وکجی بدورمانند،امّا دریغ! که کم توجّهی به عترت پس از رسول خدا، سبب گردید تا امّت اسلامی درفهم دین وتفسیر قرآن- حتی درمباحث توحیدی-گرفتار اختلاف شوند!اختلافی که برون رفت ازآن راهی جز بازگشت به قرآن وفراگیری«روش فهم وتفسیرقرآن» از عترت پیامبر ندارد.پژوهش حاضر، تلاشی است برای روش شناسی فهم وتفسیر آیات توحیدی،باتکیه بر روایات امام رضا(ع) که طی آن530 مبنا، قاعده، منبع وروش تفسیری،شناسایی شده که شامل موارد ذیل است:61 مبنای بنیادین(شامل مبانی هستی شناختی ومعرفت شناختی)مانند: «امکان شناخت» ،«جایگاه محوری عقل در مقوله شناخت»،«اعتبارواهمیت انتخاب طبیعی انسان»،«ارزش سیره عملی عقلا»و...266مبنای کلامی-تفسیری مانند؛ «امکان شناخت انسان از خدا»،«عقل با همه حجّیت، دارای محدودیت در شناخت کُنه ذات خدا»، «کنه وحقیقت ذات خدا،فراعقل، فرا تصّور وفرا حسّ »و...89 قاعده(که برگرفته از مبانی کلامی- تفسیری است) مانند؛«لزوم پایبندی به ملازمات عقلی ،در مباحث توحیدی»،«ضرورت متکی بودن، ایمان واعتقاد به خدا، برعقل و مبانی عقلی»و...44 نکته در باره منابع قابل استناد(شامل معرفی، نقد وتحلیل منابع) «عقل وادراکات عقلی، منبعی معتبربرای شناخت خدا وصفات الاهی»،«هستی شناسی تجربی، از منابع شناخت خدا»و... 70روش به کار گرفته شده از سوی امام(ع)که دارای کاربرد درتفسیر آیات کلامی است،مانند؛«اعتماد امام(ع)به عقل نظری، رفتار فطری و سیره عملی عقلا» و...بدیهی می نماید که بسیاری از موارد یاد شده، دارای تکرار وهمپوشانی است، امّا تکراری که از یکسو دارای مستنداتی متفاوت است واز سوی دیگراهمیت یک مبنا،قاعده،منبع یا روش را می رساند.
علم امامان علمی که شب و روز به امام می رسد
نویسنده:
لیندا جی. کلارک
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
اعجاز قرآن
نویسنده:
محمد بیابانی اسکویی؛ گردآورنده: عباس شاه منصوری
نوع منبع :
کتاب , پرسش و پاسخ
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: موسسه فرهنگی نبأ,
چکیده :
كتاب حاضر، درس گفتارهاي محمد بياباني اسكويي در شرح نامه مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني در پاسخ به سوال يكي از شاهزاده هاي دوران قاجار به نام شاهزاده افسر كه در مورد وجه اعجاز قرآن داشته اند، مي باشد. مرحوم ميرزا در همين متن مختصر با استناد به حدود 156 آيه از آيات قرآن، هم گستره علمي خود در رجوع به بنيادهاي اصلي معرفت ديني را به نمايش گذاشته و هم تلاش خود را در پي ريزي انديشه اي بدون تكيه بر آراء بشري مي سازد.
بررسی تطبیقی علم الهی از منظر حکمت اشراق و حکمت متعالیه
نویسنده:
زینب مشایخی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش تلاش شده تا دو نظریه حکمت اشراق و حکمت متعالیه در باب علم الهی تبیین و تطبیق گردد. درست است که بخشی از موضوع رساله مربوط به حکمت متعالیه است ولی از آنجا که ملاصدرا موسس حکمت متعالیه است و دیدگاه شخصی وی مبین نظریات حکمت متعالیه است دیدگاه این دو بزرگوار یعنی شیخ اشراق و ملاصدرا مورد بررسی قرار گرفته است.در فصل اول این رساله، به مبادی تصوریه و تصدیقیه بحث علم خداوند پرداختیم مطالبی همچون: تعریف علم، اقسام علم و... .فصل دوم به دیدگاه شیخ اشراق اختصاص یافته است. شیخ اشراق بر این باور است که علم واجب به اشیاء، غیر از حضور اشیاء در حضور واجب ،معنای دیگری ندارد علم در واقع همان حضور شیء نزد شیء دیگر است، بنابراین تمام موجودات در محضر حق تعالی حاضرند. دیدگاه شیخ اشراق به علم حضوری علم واجب به اشیاء شهرت دارد. که در انتهای این فصل اعتراضات شیخ اشراق بر نظر ابن سینا در این رابطه مطرح می‌شود که ملاصدرا به پاسخ آن اعتراضات پرداخته و به نوعی از نظریه مشاء دفاع می‌کند.در فصل سوم ،اختصاصاً نظریه ملاصدرا در باب علم ازلی واجب به خود و ماسوا مطرح شده است. ملاصدرا برای تبیین علم واجب به ماعدا ،دوروش را طی می‌کند: اول ،روش حکما و دوم، روش عرفا. در این بخش ،روش برهانی به این نحو بیان شده است که با مقدمات برهانی، علم واجب به ماسوا را در مقام ذات واجب اثبات می‌کند و کمبود دیدگاه مشاء و اشراق را در این می‌داند که علم واجب را در مقام ذات اثبات نمی‌کنند و این موجب نقص ذات واجب می‌شود. در روش عرفانی با بیان چند مقدمه، به این نتیجه می‌رسیم که واجب در مقام ذات، علم به ذات و صفات و لوازم ذات و صفات داشته و هیچ کدام خارج از ذات نمی‌باشد.در فصل چهارم ،علم فعلی واجب تعالی به مادیات از نظر ملاصدرا بیان شده است. ملاصدرا با به کار بردن مبنای اصالت وجود و لوازم آن یعنی :بساطت و وحدت تشکیکی وجود به منظور اثبات مساوقت علم و وجود به بیان کیفیت علم فعلی واجب به مادیات می‌پردازد و این که تغییر در علم فعلی واجب تعالی به مرتبه مادیات، موجب اثبات هیچ نقصی برای وی نمی‌باشد.فصل پنجم نیز نگاهی انتقادی و تطبیقی به هر دو دیدگاه داشته که محوریت این پایان‌نامه را تشکیل می‌دهد.
علم خداوند به جزئیات از دیدگاه حکمت متعالیه و بررسی آن در آیات و روایات
نویسنده:
زهرا رسولی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مسائل مهمی که در بحث خداشناسی از جایگاه ویژه ای برخوردار است مسأله علم خداوند به جزئيات عالم هستي (ماديات) قبل از آفرینش و در مقام ذات و همینطور بعد از خلقت و در مقام فعل می باشد. در این پژوهش به بررسي علم خداوند به جزئيات از ديدگاه حكمت متعاليه و آیات و روایات پرداخته شده است.در ابتدا،مبادی تصوري و تصديقي مسأله علم مانند ماهيت و اقسام علم بیان شد و معلوم گردید که ماهیت و حقیقت علم از نگاه فیلسوفان حكمت متعاليه،از سنخ وجود است و از مقولات ماهوی نیست و از آنجا كه نظريه حكمت متعاليه تكامل يافته و مبتنی بر حكمت مشاء و اشراق است، لذا در ادامه به تبيين ديدگاه ابن‌سينا و شيخ اشراق پرداخته شد.از نگاه ابن سینا،علم الهی به جزئیات به وسیله صور مرتسمه و به نحو کلی است و از نظر شيخ اشراق، علم خداوند به موجودات مادی به وجود عینی آنها تعلق می گیرد. پس از بررسي و ارزيابي اين دو ديدگاه توسط صدرالمتألهين، ديدگاه وي كه علم اجمالي خداوند در عين كشف تفصيلي در مقام ذات است مطرح گرديد، ايشان اين نظريه را به دو طريق تبيين و اثبات مي‌كند: يكي شيوه‌ي فلاسفه است كه در آن از قاعده‌ي «بسيط الحقيقه كل الاشياء» استفاده كرده است و ديگري طريقه عرفاست، كه علم پيشين الهي را در مقام ذات به نحو تفصيلي تبيين و مبرهن مي‌سازد.سپس رأي نهايي صدرالمتألهين در ارتباط با علم خداوند به موجودات در مقام فعل بيان گردید.در محتوای آیات قرآن و روایات ائمه علیهم السلام تصریح به علم خداوند به جزئيات قبل و بعد از آفرینش شده ولی تبیینی که مبتنی بر اصولی مانند اصول فلاسفه باشد،دیده نشد اما در ارتباط با ویژگیهای علم الهی،وجوه مشترک زیادی همچون ذاتی بودن،حضوری بودن، اکتسابی نبودن،مطلق و نامتناهی بودن،عدم شباهت میان علم خدا و موجودات و... میان نظرات فیلسوفان حكمت متعاليه و محتوای آیات و روایات وجود دارد. کلید واژه ها:علم خداوند، جزئيات، علم حضوری، قاعده «بسيط الحقيقه كل الاشياء»، حکمت متعالیه، علم الهی در آیات، علم الهی در روایات.
بررسی تطبیقی علم الهی از دیدگاه غزالی و ملاصدرا
نویسنده:
سجاد همایونی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در پژوهش حاضر، ضمن بررسی تطبیقی دیدگاه غزالی و ملاصدرا در باب علم الهی، از قبیل علم خداوند به ذات، به غیر ذات و به ویژه به مادیّات و متغیّرات، به انتقادات غزالی به فلاسفه مشاء، و سپس به دیدگاه‌ ها و پاسخ های مبتنی بر حکمت متعالی? ملاصدرا پرداخته می شود. غزالی با دلایل سه گان? حیّ بودن واجب تعالی، افعال متقن خداوند و تجرّد ذات الهی، به اثبات علم الهی به ذات می‌پردازد. اما ملاصدرا علم الهی به ذات را بر سه اساس مبتنی می‌سازد: ارجاع حقیقت علم به حقیقت وجود، ضرورت صفات کمالی‌ای که به امکان عام برای واجب تعالی ثابت است، و این که معطی شیء، خود نیز دارای (کمالات) آن است. در زمینه علم الهی به ذات، اشکال غزالی به نظری? حکما (یعنی این که باور حکما به قدم زمانی عالم، ناقض اراده واجب تعالی است) توسط صدرالمتألهین با نظریه حدوث مستمر زمانی عالم پاسخ داده شده است. در مسأل? علم الهی به غیر، دلایل غزالی عبارتند از: مرید بودن خداوند (که خود از راه حدوث عالم به اثبات می رسد) و برهان اتقان صنع. اما ملاصدرا با تمسک به قاعد? بسیط الحقیقه، مبتکر نظری? علم اجمالی در عین کشف تفصیلی است.
بررسی علیت یا فاعلیت خداوند در هستی از منظر آیات و روایات
نویسنده:
مهدی نصرتیان اهور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علت عبارت است از آنچه که وجودش، سبب پیدایش و نبودش، موجب نیستی چیزی می‌گردد. فاعل به معنای تأثیرگذار در شی دیگر است. هر یک از این دو واژه، دارای تقسیمات مختلفی هستند. در این پایان نامه به دو نظریه اشاره می‌شود: نظریه علیت و نظریه فاعلیت. نظریه علیت، علم الهی را سبب تام در تحقق موجودات می‌داند. مطابق این نظریه قدرت، اراده و مشیت الهی تابع علم و از جمله صفات ذاتی خواهند شد. علم پیشین الهی در این مکتب، با اختلافاتی رو به روست؛ به طوری که مکتب مشاء، علم حصولی پیشین خداوند را سبب تحقق عالم هستی می‌داند؛ در حالی که مکتب اشراق، وجود چنین علمی را انکار کرده، علم اجمالی خداوند به ذات فعّالش را سبب این امر معرفی می‌کند. مکتب حکمت متعالیه نیز رأی هر دو گروه را اشتباه دانسته، وجود مرتبه موجودات به وحدت جمعی و علم خداوند به آن را سبب تحقق اشیاء قلمداد می‌کند. اختلاف در تلقی از علم خداوند به دیدگاه آنها از فاعلیت خداوند نیز سرایت نمود؛ به نحوی که مشائیون، خداوند را فاعل بالعنایه، اشراقیون وی را فاعل بالرضا و پیروان مکتب حکمت متعالیه او را فاعل بالتجلی شمرده اند. نظریه علیت لوازم و آثاری همچون: نظام احسن بودن این جهان، وجود رابطه سنخیت میان تمام علت ها و معلول ها، فراگیر بودن تلقی صدور معلول از علت، پذیرش قاعده الواحد و وجود داشتن رابطه ضرورت علّی میان تمام علت ها و معلول ها را در پی دارد. این لوازم ذکر شده با اشکالات عدیده ایرو به رو هستند، به همین جهت نمی‌توان به نظریه مذکور پایبند گشت.نظریه فاعلیت نیز علاوه بر علم، بر دخیل بودن اموری همچون: مشیت و اراده الهی پافشاری می‌کند. مطابق این نظریه، اراده و مشیت از جمله صفات فعل هستند. انکار قاعده الواحد، عمومیت نداشتن تلقی صدور معلول از علت و کلیت نداشتن رابطه سنخیت میان علت و معلول از جمله لوازم نظریه فاعلیت است. مهمترین اشکال رو به روی این نظریه، راه یابی امکان به ذات خداوند است که می‌توان به آن پاسخ گفت.بهترین نظریه ای که بتواند چگونگی رابطه خداوند و موجودات دیگر را توجیه کند، همین نظریه فاعلیت است؛ زیرا با آیات و روایات هماهنگی و تناسب بیشتری دارد.
اجل معلّق و اجل مسمّی از منظر آیات و تجلّی آن در روایات
نویسنده:
محمدحسین بیات
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
موضوع اجل معلّق (قضای مشروط) و اجل مسمّی (قضای محتوم) در ارتباط با زمان مردن آدمیان، از دیرزمان مورد بحث مفسّران اسلامی بوده است. بعضی از آیات قرآن کریم، در اجل معلّق ظهور دارند؛ مثل آیة Pأَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطیعُونِ * یغْفِرْ لَکمْ مِنْ ذُنُوبِکمْ وَ یؤَخِّرْکمْ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی..: اینکه خدا را عبادت نمایید و تقوا پیشه کنید و از دعوت من اطاعت نمایید تا خداوند گناهانتان را بیامرزد و مرگتان را تا وقتِ نامیده شده (در علم خدا) به تأخیر اندازدO (نوح/ 3 4). لیکن برخی دیگر از آیات در اجل مسمّی ظهور دارند؛ مثل آیة Pنَحْنُ قَدَّرْنا بَینَکمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقینَ: ما زمان مرگ را میان شما تعیین کرده ایم و هیچ کس آن را تغییر نتواند دادO (الواقعه/60). نویسندة این مقاله، نخست با استناد به آیات و روایات، اجل معلّق و مسمّی را به اثبات رسانیده، سپس با استناد به مراتب علم خداوندی، به این نتیجه رسیده که دو گونه بودن اجل آدمی با یکدیگر منافات ندارند؛ چراکه بازگشت اجل معلّق به اجل مسمّی می باشد.
  • تعداد رکورد ها : 302