مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
عالم بالذات عالم به علم عالم لذاته علم اجمالی واجب علم الهی به افعال خود علم الهی به ایمان اطفال علم الهی به ایمان کافر علم الهی به توبه فاسق علم الهی به جزئیات علم الهی به حسن علم الهی به حوادث علم الهی به ذات علم الهی به شهادت علم الهی به صفات افعال علم الهی به علم علم الهی به غیب علم الهی به غیر علم الهی به قبح علم الهی به قدیم علم الهی به کل معلومات علم الهی به کلیات علم الهی به ماهیات علم الهی به مبصرات علم الهی به مخلوقات علم الهی به مدرکات علم الهی به مسموعات علم الهی به مصلحت علم الهی به معدوم علم الهی به معلوم جایز علم الهی به معلوم غیر متناهی علم الهی به معلوم متناهی علم الهی به معلوم مستحیل علم الهی به ممتنع علم الهی به ممکن علم الهی به موجود علم الهی به نظام کل علم الهی به واجب علم تغییر پذیر خدا علم حضوری واجب علم ذاتی الهی علم زاید الهی علم متجدد الهی علم نا متناهی الهی عنایت الهی قضا و قدر
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 302
قضا و قدر و تاثیر دعا بر قضا و قدر از دیدگاه ملاصدرا و علامه طباطبایی
نویسنده:
نجمه علی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مقدمه- تعریف مساله و تبیین موضوع: در عالم انسانی مسائلی وجود دارند که تا زمانی که موجودی به نام انسان باشد و تفکر و اندیشه لازمه چنین موجودی باشد این مسایل همواره ضرورت پرداختن به آن‌ها را به انسان تحمیل می‌کند و تااو هست آن ها نیز هستند اگر چه جواب قطعی برای آن‌ها نتوان یافت از جمله این مسائل، مسئله قضا و قدر است. مسئله‌ای همگانی که هر کس به نحوی سعی کرده است با ارائه نظری خود را قانع سازد. مساله قضا و قدر اگر چه یک مساله متافیزیکی است ولی به لحاظ علمی و اجتماعی دارای اهمیت است.اول : این که در زندگی عملی انسان تاثیر گذار است چون طرز تفکری که نسبت به این موضوع وجود دارد در روش و کیفیت برخورد با حوادث موثر است. اگر کسی معتقد باشد محکوم سرنوشت است با شخصی که خود را دارای نقش می‌بیند و اعتقاد به حریت خود دارد متفاوت است بنابراین بحث قضا و قدر مانندبعضی از مباحث فلسفی بدون کاربرد نیست بلکه در زندگی عملی انسان موثر است.دوم: به لحاظ اجتماعی و عمومی بودن مساله است یعنی تمام افرادی که قدرت تفکر در مسایل کلی را داشته باشند در جست و جوی پیدا کردن راه حل هستند برای همه افراد این مساله مطرح است و هر کسی علاقمند است بداند آیا یک سرنوشت قطعی که تخلف ندارد مسیر زندگی او را مشخص می‌کند و او اختیاری ندارد؟ یا نه چنین سرنوشتی در کار نیست و این خلاف سایر مباحث فلسفی است.- پیشینه تحقیق: مساله قضا و قدر از اصیل‌ترین مباحث فلسفی و کلامی است که از صدر اسلام تا عصر کنونی، همواره در میان دانشمندان این رشته، مورد بحث و نظر بوده و کتاب‌ها و رساله-های فراوانی از دیدگاه‌های گوناگون پیرامون آن نگاشته شده است. هر چند این موضوع مختص آیین خاصی نیست، اما با توجه به کثرت احادیث و روایاتی که پیرامون آن وارد شده، به نظر می‌رسد توجه اسلام و مسلمین بویژه به این بحث، محسوس‌تر است.با نگاهی به تاریخ گذشته در می‌یابیم که بحث در مورد قضا و قدر در میان مسلمین سابقه طولانی داشته، اما گاهی به واسطه سوء تفسیری که از طرف افراد ناوارد و یا بعضا مغرض، نسبت به این مساله ابراز شده، یا سوء استفاده برخی مستبدان، مردم نسبت به این دو واژه دچار تردید و گاهی ترس شده‌اند.گروهی در این میان سخنان امیر المومنین، علی (ع) را پیرامون قضا و قدر که فرمودند:«طَرِیقٌ مُظْلِمٌ فَلَا تَسْلُکُوهُ وَ بَحْرٌ عَمِیقٌ فَلَا تَلِجُوهُ وَ سِرُّ اللَّهِ فَلَا تَتَکَلَّفُوهُ» مبنا قرار داده و دیگران را از وارد شدن به این وادی باز داشته‌اند. در حالی که با اندکی تحقیق و پژوهش، می-توان پی برد که لبه نهی و بازداری از بحث، متوجه افرادی است که قدرت و توانایی غور در این مسائل را ندارند و ممکن است ناخواسته به اعوجاج کشیده شوند. با وجود این که این مساله از مفاهیم عالی اسلام است، ولی آن‌چنان دقیق و لطیف است که اندک غفلتی درباره آن، انسان را به یکی از دو پرتگاه جبر و تفویض نزدیک می‌کند.با این وجود، این مساله نمی‌تواند دلیلی بر ممنوع بودن ورود به این بحث لطیف فلسفی باشد و الا خود امام، هرگز در طرح آن پیش‌گام نمی‌شدند.مستشرقین مسیحی نیز همواره اعتقاد به قضا و قدر را موجب انحطاطمسلمین دانسته و اسلام را یک آیین جبری معرفی می‌کردند و مساله قضا و قدر را منافی با اختیار بشر می‌دانستند در حالی که با غور و تفحص بیش‌تر در این مساله می‌توان پی‌برد که اعتقاد به قضا و قدر به هیچ رو معنی اعتقاد به جبر را ندارد و همان‌طور که در این تحقیق روشن خواهد شد، قضا از مراتب علم الهی و نیز عالمی از عوالم وجود است که همگی بر هم مترتب بوده و هر مرتبه علت مادون و معلول مافوق می‌باشد. یعنی جهان موجودات مجموعه‌ای از نظام علی و معلولی است که هیچ چیز از سیطره این نظام خارج نخواهد بود. دعا و اختیار انسان نیز از عوامل موجود در جهان خلقت می‌باشند که عدم درک حقیقت آن‌ها باعث این‌گونه اظهار نظ‌رها و اختلافات فرقه‌ای شده است.- ضرورت تحقیق : ضرورت پرداختن به مساله قضا و قدر آن‌گاه با اهمیت‌تر می‌شود که ببینیم برخی از جبرگرایان که اغلب طیف‌های مذهبی را تشکیل می‌دهند با استناد به آموزه‌های دینی پندار جبر را آموزه‌ای دینی تلقی می‌کنند. و از جمله دستاویزهای آنان مساله تقدیر و قضا و قدر الهی است که به سبب آن خداوند نه تنها عالم به چگونگی امور عالم ممکنات است بلکه خود پیش از خلقت نظام‌نامه آن را تعیین و حکم کرده که وقایع عالم بر حسب آن تقدیر و نظامنامه پیشین واقع شود و از آن تخلف نکند.- پرسش‌های اصلی تحقیق:1- قضا و قدر به چه معناست؟2- دعا به چه معناست؟3- چه تاثیری دعا در تغییر قضای الهی دارد؟- فرضیه‌های پژوهش: در این رساله شده تا جایی که امکان دارد، حقیقت قضا و قدر به خوبی تشریح گردد و به خصوص این مساله از دیدگاه حکیم متاله، ملاصدرا و جناب علامه طباطبایی که تمامی افکار و آرای خود را از مشکات پر نور ولایت دریافته‌اند و با آموزه‌ای از عرفان همراه نموده‌اند تبیین گردد. ملاصدرا بیان می‌کند که جمیع موجودات علاوه بر صور طبیعی و نفسانی، دارای صور عقلی هستند که به آن قضا می‌گویند. چون این صور عین محض نمی‌باشند و غیر محض هم نیستند، دو نوع قضا اثبات می‌شود، قضای ذاتی و قضای فعلی. صور قضایی ذاتی لازمه ذات واجب بوده، بدون جعل و تاثیر موجودند. پس وجه الله‌اند نه این که جزء عالم باشند. این قضا علم تفصیلی الهی است که خارج از صقع ربوبی نیست و اگر از آن گاهی به صفت قدم یاد شود، منظور قدم ذاتی بالذات نخواهد بود بلکه قدم به توسط ذات واجب قدیم است. قضای فعلی، صور عقلیه عالم عقل است که از جمله عالم و فعل الهی محسوب می‌شوند و فعل ذاتا جدای از فاعل است و با آن تباین ذاتی دارد. ملاصدرا در تفسیر قضا با دیگر حکما اختلاف نظر دارد، زیرا مراتب علم الهی را مراتب وجود می داند و قائلبهقضای ذاتی است که به هیچ نحو امکان در آن راه ندارد، در حالی کهسایر حکما قضا را منحصر در فعل الهی از جمله عالم دانسته‌اند. علامه در این نظریه ایراد کرده و فرموده است: صورت‌های علمی لازمه ذات واجب که در کلام صدرالمتالهین آمده است باید به همان علم ذاتی واجب که جدای از او نیست حمل گردد و گر نه اگر این صورت‌ها لازمه ذات و بیرون از آن باشند. لاجرم جزء عالم خواهند بود و دیگر نمی‌توان آن‌را قدیم بالذات به شمار آورد. . البته ملاصدرا برای اشیا علاوه بر وجود طبیعی، مثالی و عقلی از وجود دیگری به نام وجود اسمائی نام می‌برد که در صقع ربوبی است و از آن به وجه الله تعبیر نموده است ‌و جز عالم ندانسته است در این نحو وجود موجودات نه عین وجود واجب‌اند و نه موجودات مستقل بلکه از مراتب ربوبیت واجبند یعنی به وجود خدا موجودند نه به ایجاد او. صدرا معتقد است هر یک از قضا و قدر از محل بهره‌مند می‌شوند و قلم محل قضا و لوح محل قدر است. به‌عبارتی قضا و قدر هر دو صورعقلی‌اند اما محل آن‌ها با یکدیگر تفاوت دارد صور عقلی کلی بدون زمان و تغییر در عالم عقول جای دارند و صور عقلی موجود در عالم نفوس مجرد که جزیی و مطابق با مواد خارجی‌اند قدر شمرده می‌شود به عبارتی در عالم قضا اجمال وجود دارد و درعالم قدر تفصیل. علامه طباطبایی قضا را نسبت ضرورت شی با محمولش تعریف نموده و قضای الهی را ایجاب و ایجاد موجودات امکانی تفسیر می‌کند.وی معتقد است که قدر مربوطبه عالم ماده است، یعنی ظرف آن اختصاص به عالم ماده دارد چرا که قدر وجود تدریجی و مرتبط با استعدادهای اشیا شمرده می‌شود که در مقایسه با علل گوناگون آن قابل تغییر و تخلف استهم‌چنین روشن شود با وجود آن که هستی هر چیز از عنایت و علم ذاتی حق ناشی می‌شود، وذات و صفات او ثابت و بی بدیل است، تاثیر دعا در سرنوشت انسان چگونه است؟آیا علم الهی تغییر پذیر است و قضا و قدر دگرگون می‌شود؟ و چگونه است که انسان با وجود محاط بودن در عالم ماده و با تمام کوچکی و تعلق خود به عالم بالا، در عالم ملکوت تاثیر گذارده و به مطلوب خویش می‌رسد. دعا که منبع عظیم تغذیه روح و نفس انسانی است و نیایش به درگاه خدای بزرگ در طول تاریخ، عامل تلطیف روح انسانی و سازندگی جوامع بشری بوده است. هیچ جامعه‌ای نتوانسته به دور از یک ارتباط عمیق با خداوند به فلاح و رستگاری رهنمون گردد. از این رو، اگر دعا با همه ابعادی که دارد و همه ریزه‌کاری‌هایی که در آن نهفته است، رعایت شود، وسیله‌ای خواهد بود برای نیل به سعادت جامعه و فرد.- هدف پژوهش: هدف رساله حاضر پاسخ به این سوالات و روشن ساختن اذهان از بحث احیانا شبهه برانگیز قضا و قدر است. در این رساله سعی شده با دیدی واقع بینانه و جست وجوگر و به دور از نزاع‌های کلامی و در یک تحلیل نسبتا عمیق فلسفی، نظریات عمده فلسفی پیرامون موضوع، مورد بررسی قرار گرفته و مبنا و استدلات هر کدام تشریح گردد. البته سعی بر آن است که همواره نظریات صدرالمتالهین و جناب علامه طباطبایی محور اصلی قرار بگیرد.- ساختار پژوهش: در تدوین این رساله سعی بر این بوده است که ترتیب مطالب کاملا با عنوان رساله مطابقت داشته باشد و ترکیب ساختار مطالب مرکب از آراء فیلسوفان، متکلمان و دیدگاه آیات و روایات باشد. و به نظریات حکیم متاله صدرالمتالهین و جناب علامه طباطبایی پرداخته شود و شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو فیلسوف بزرگوار بیان شود و سرانجام نتیجه لازم گرفته شود.مباحث رساله در چهار فصل و به صورت زیر تدوین شده است:فصل اول: ابتدا قضا و قدر و دعا از لحاظ لغوی و اصطلاحی مورد بررسی قرار گرفته، سپس حقیقت آن در فلسفه، کلام، و آیات و روایات از مطالب این فصل است.فصل دوم شامل اقسام قضا و قدر است. فصل سوم: به تبیین رابطه قضا و قدر با اختیار انسان و مسئله عدل الهی و هم‌چنین امکان تغییر در قضای الهی می‌پردازیم.فصل چهارم: از عالی‌ترین مفاهیم قرآن در معارف بلند اسلامی، موضوع امکان تغییر و دگرگون ساختن تقدیر و سرنوشت است و این‌که انسان می‌تواند قسمتی از سرنوشت خود را با دعا و اعمال خود دگرگون سازد. این مساله تحت عنوان «تاثیر دعا در قضا و قدر» بیان می‌شود.
فاعلیت خدا در نظر ملاصدرا و علامه طباطبایی
نویسنده:
محمد حکاک
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‌,
چکیده :
يكی از اصلی ترين مسائل خداشناسی، مسئله فاعليت خداست. فاعليت خدا- هماننـد فاعليـت هـر فاعل ديگری- ربطی كامل به علم او به فعلش دارد كه آن نيز يكی ديگر از اساسـی تـرين مسـائل الهيات است. مسئله فاعليت خدا از آغاز تكون فلسفه اسلامی مورد توجه فيلسوفان مسـلمان بـوده است. يكی از نظريه های غالب در اين باب، نظريه فاعليت بالعنايه است. ابن سينا قائل به اين نظريه اســت و صــدرالدين محمــد شــيرازی (ملاصــدرا) آن را پذيرفتــه و تغييراتــی درآن داده اســت. نظريه ای ديگر در اين مبحث نظريه عرفاست. از نظر عرفا خدا فاعل بالتجلی است: فعل او ظهور اوست. حكيم ملاصدرا ايـن نظريـه را نيـز پذيرفته است و بين آن با نظريه فاعليت بالعنايه تعارضی نمی بيند. علامه طباطبايی نيز هر دو نظريـه را قبــول دارد، نهايــت آنكــه در نظريــه فاعليــت بالعنايــه مــورد قبــول او اراده خــدا بــه علــم او بر نمی گردد، بلكه از صفات فعل او محسوب اسـت و ايـن، بـارزترين تفـاوت بـين رأی او و رأی ملاصدرا در اين باب است.
صفحات :
از صفحه 109 تا 128
اخلاص، مناط اصلی بین دین و اخلاق
نویسنده:
ابراهیم رضایی، جعفر شانظری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ایصال نفس به امر نامتناهی که سرچشمه حقیقی اوست، در گرو انجام آیین مند تکلیف از سر حکمت است. این امر در سه ساحت انضباط پیشه وری، گذر پیروزمندانه و مؤدبانه از موقعیت اخلاقی و انجام منسک دینی، ظهور می یابد. زمانی که نفس، با پذیرش مشقت و ریاضت موفق می شود، استعدادهای خود را فعلیت ببخشد، نور نهفته خود را آشکار ساخته است که سند ربانیت اوست. با وجود این، نور الهی نفس، به تحقق نمی پیوندد مگر آن‌که فرد مکلف، به هنگام التزام خویش به انجام اعمال خاصه، بر شرط اخلاص مراقبت داشته باشد و از آن تخطی نورزد. به عبارت دیگر، خالصانه انجام دادن کارها، در هر سه ساحت نامبرده، عین تجلی نور ناظمه نفس است. شرط اخلاص، هم در ادای مناسک دینی حضور دارد و هم در آداب اخلاقی. بنابراین، اخلاص، در درجه اول، متعلق به خود نفس است و به نحوه عملکرد فاعلی بستگی دارد که ملتزم به ادای تکالیف است.
صفحات :
از صفحه 65 تا 84
امکان استقبالی و تعیّن صدق در گزاره‌های ناظر به آینده
نویسنده:
علی شیروانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ارسطو در کتاب باری ارمینیاس بحثی را دربارة تعیّن صدق گزاره‌های ناظر به آینده مطرح کرده است که از جمله بحث‌انگیزترین مباحث وی به شمار آمده است. وی با برشمردن توالی فاسد تعیّن صدق و یا کذب گزاره‌ای مانند «نبرد دریایی فردا در تنگه‌ها صورت خواهد گرفت»، نوعی عدم تعیّن و امکان را - موسوم به امکان استقبالی - در رویدادهای آینده اثبات می‌کند که رویدادهای مربوط به زمان حال و یا گذشته فاقد آن می‌باشند. بحث امکان استقبالی به فلسفة اسلامی راه یافت؛ و مورد نفی و اثبات قرار گرفت و در این کشاکش نکات معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی، منطقی و کلامی در خور توجهی مطرح شد. در این مقاله تلاش شده با گزارش تحلیلی و ارزیابی انتقادی سخنان ارسطو، فارابی، ابن‌سینا، خواجه نصیر طوسی، صدرالمتألهین، ملاهادی سبزواری و دو تن از فیلسوفان معاصر، اوّلاً با تحوّلات تاریخی طرح این مسأله آشنا شویم و ثانیاً نقاط قوّت و ضعف دیدگاه‌های گوناگون در این مسأله را بشناسیم و ثالثاً از دیدگاه مورد نظر خود دفاع کنیم.
صفحات :
از صفحه 120 تا 143
علم حق تعالی از دیدگاه افلاطون
نویسنده:
مهدی زمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث دربارة علم خداوند از مهمترین مسائل فلسفه والهیات است. فلاسفه بزرگ در مورد علم خداوند نسبت به ذات خود واشیاء آراء متخالف ومتضادی ابراز نموده‌اند. در این مقاله تلاش شده تا با استفاده از متون اصلی آثار افلاطون نظر وی درباره علم الهی بررسی شود. برهمین اساس بخشهایی از محاورات پارامنیدس،سوفسطایی، جمهوری وتیمائوس گزینش شده ومورد تفسیر وارزیابی قرار گرفته است. در این میان ضمن اشاره به نظرات مفسران آثار افلاطون به تفسیر نو افلاطونیان توجه بیشتری شده است. مطلب مهم دیگری که در مسأله علم الهی مطرح می‌شود، نحوه فعل خداوند ورابطه آن با علم الهی است که تلاش گردیده تا با توجه به محاوره تیمائوس، نظر افلاطون در مورد نوع فاعلیت خداوند توضیح داده شود. علاوه بر این نسبت ایده خیر با عالم مثل ودمیوژر، جایگاه عالم مثال، علل شش گانه و انگیزه آفرینش هستی از جمله مسایلی است که در خلال بحث از نحوه علم ونوع فعالیت خداوند مورد بررسی قرار گرفته است.
صفحات :
از صفحه 191 تا 206
نحوه فاعلیت حق تعالی از منظر ابن سینا
نویسنده:
علی محمد ساجدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
چکیده :
مقالۀ حاضر غایتمندی نظام آفرینش را از دیدگاه ابن سینا بررسی کرده و می کوشد تا مبانی نظریه فاعلیت بالعنایه سینوی را در دستگاه فلسفی او ریشه یابی کند. از نظر ابن سینا متکلمان غرض و هدف فعل خدا را در چیزی بیرون از ذات باری تعالی جستجو می نمایند. و رمز عدم توفیق در استدلالشان نیز همین است، در فلسفه ابن سینا فعل باری قابل تعلیل به اموری از قبیل "چرا" و "به چه علت" نمی باشد زیرا فعل او مقتضای ذات اوست و نه برای انگیزه ای که او ر ا به سوی فعل برانگیزد، بر خلاف افعال بشری که چنین است. اما مشابهت میان گفتۀ ابن سینا و اشاعره ظاهری است و تفاوت بین آن دو در این مقاله نمایانده شده است.
صفحات :
از صفحه 79 تا 100
آفرینش اجباری و اختیار انسان
نویسنده:
احمد شجاعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
خردورزی پیرامون آفرینش عالم به ویژه انسان یکی از اصلی ترین دغدغه های بشر بوده است. آدمی بدون اراده و اختیار پا به عرصه هستی گذاشته است. ازین رو با این مساله رو به رو است که چرا محکوم به زندگی است؟ چرا با او درباره خلقتش مشورت نشد؟ آفرینش ریشه در کمالات وجودی خدا دارد و کمالات مقتضای ذات اوست. آفرینش خداوند نیز از کمالات ذاتی خداوند نشات میگیرد. پس نه انسان و نه هیچ موجود دیگری در مرحله آفرینش حضور نداشته پس بحث مشورت با آن ها منتفی است. این مقاله با تکیه بر مبانی عقلی و نقلی به این مسائل پرداخته است.
صفحات :
از صفحه 23 تا 47
بررسی ماهیت حیات و مرگ
نویسنده:
عوضعلی اعتمادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از نزدیک‌ترین و ملموس‌ترین پدیده‌های اسرارآمیز جهان خلقت، راز مرگ و زندگی است. اندیشمندان و پژوهش‌گران مختلف، از منظر علم، عقل و دین آثار فراوانی را در این خصوص خلق نموده‌اند؛ اما هیچ‌کدام نتوانسته‌اند به ماهیت آن دست یابند. مرگ و زندگی از جمله مقولاتی است که مکاتب مختلف الهی و غیرالهی درباره آن به اظهار نظر پرداخته‌اند؛ خداوند در قرآن کریم به روند خلقت موجودات، به‌ویژه انسان، اشاره نموده و توضیحات گزارش‌گونه و آگاهی‌دهنده‌ای را مطرح کرده است. اما از مطالعه هیچ آیه‌ای نمی‌توان به ماهیت حیات پی برد. در قرآن آمده است که حیات هر موجودی به دست خداوند است و او بر همه مراحل زندگی موجودات، چه در ابتدای حیات و چه در روند تکامل آن، اشراف دارد. مرگ نیز همانند حیات دارای رمزواره‌های ناگشوده است. یکی از مقولات فهمیده شده در مورد این دو پدیده، آن است که از قانون‌های آفرینش بوده و در پیدایش آن‌ها نظم خاصی وجود دارد. مرگ در آینه احادیث، شستشوی چرک و کثافات، و انتقال از نشئه‌ای به نشئه دیگر تعبیر شده، و به انواع مرگ نباتی، حیوانی و انسانی تقسیم می‌شود. هرچند در بعضی از آیات قرآن، خداوند گرفتن جان را به خود نسبت می‌دهد، اما این به‌معنای تدبیر خداوند و مدیریت او در پدیده مرگ موجودات می‌باشد، و در حقیقت این کار توسط مأموران او صورت می‌گیرد. ترس از مرگ، واقعیتی است که همواره انسان‌ها با آن دست به‌گریبان بوده‌اند. علت ترس از مرگ، سوالی است که از زبان بزرگان دین و در احادیث متعدد به آن جواب داده شده، و علت‌های مختلف این پدیده به‌شکل طبقه‌بندی شده مورد بررسی قرار گرفته است. آگاه نبودن انسان از زمان مرگ خود، قدری از این هراس می‌کاهد، و گرنه آگاهی انسان از اجل خود، انگیزه‌ای برای زندگی او باقی نمی‌گذاشت، و چه بسا از ترس مرگ، پیشاپیش قالب تهی می‌نمود.
روش تفسیری امام رضا
نویسنده:
محسن نامجو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مسائلی که در تفسیر قرآن لازم است مورد بررسی قرار گیرد بحث روش‌شناسی تفسیر است چرا که شناخت روش تفسیر، مفسرین و قرآن‌پژوهان را در شیوه درست و دقیق فهم قرآن یاری می-نماید.با عنایت به گونه‌های تفسیری اهل بیت که مصادیق بارز اهل ذکر می‌باشند درمی‌یابیم که آنها بر اصولی معتقد بوده‌اند که راهگشای بسیاری از مسائل تفسیری می‌باشد.امام رضا7 در مناظرات ومراجعات مردم، از روش‌های خاصی برای تبیین آیات قرآن کریم استفاده نموده‌اند.با بررسی روایات تفسیری امام رضا 7در می‌یابیم ایشان از روش‌های تفسیری قرآن به قرآن، قرآن به سنت، قرآن به عقل،قرآن به لغت ونیز گونه‌های تفسیری تاریخی، بیان شأن نزول و ذکر مصادیق آیات، در بیان مفاهیم آیات الهی بهره جسته‌اند که شناخت آنها می‌تواند مدل صحیح تفسیر قرآن را به ما ارائه نماید.
علم الهی و رابطه آن با بداء از دیدگاه صدرالمتألهین و فخر رازی
نویسنده:
مینا سهرابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مسائل عمیق و پیچیده فلسفی – کلامی که از یک سو با خدا شناسی و از سوی دیگر با انسان شناسی پیوند می یابد ، آموزه بدا است . آن چه در این رساله سعی بر تجزیه و تحلیل آن است ، علم الهی و رابطه آن با بدا از دیدگاه ملاصدرا و فخر رازی در مقام متکلم و فیلسوف است . بنابر تصور بسیاری ، بدا از لوح محو و اثبات سرچشمه می گیرد ، در حالی که در این رساله روشن می شود بدا در مقام شامخی از صقع ربوبی تحقق می یابد و از اسم مستاثر الهی سرچشمه می گیرد و آن چه در لوح محو و اثباتسافل و علم قدری و نظام عینی تحقق می یابد ، ظهور بداست نه وقوع آن . بر این اساس ، نقش مبادی عالی و علت های متوسط در این زمینه ، تنها به عنوان مجاری ابداء و اظهار بدا به الواح سافل است . هر تغییر در لوح قدر خارجی ، منوط به اختیار انسان است و اختیار او می تواند تأثیر گذاربر جهت دهی سلسله اسباب و علل وارده بر طبیعت باشد . ملاصدرا با شرح فلسفی خود بر اصول کافی ، به خوبی حقیقت بدا را شرح داده است . هر چند به طور تفصیلی توضیح نداده که چگونه بدا به خداوند منتسب می شود و این که با وجود برتر بودن اولیای محمدیین از لوح محفوظ ، چگونه در علم آنان بدا ظاهر می شود ؟ و مطالب دیگری که در این زمینه مبهم مانده اند . با وجود انکار بدا از ناحیه فخر رازی ، تناقض های فراوانی در آثارش مبنی بر تغییر سرنوشت می یابیم که شاید دلیل آن این است که وی نتوانسته با چهار چوب های سست تفکر بر جبر ، مفاد روشن و محکم مأثورهایی را انکار کند کهبر وجود اختیار آدمی دلالت دارد و نتوانسته تأثیر دعا ، صدقه و مانند آن را بر تغییر سرنوشت آدمی ، براساس محو و اثبات نادیده بگیرد . روش تحقیق این رساله ، روش تطبیقی همراه با تحلیل می باشد .واژگان کلیدی : بدا ، لوح محو و اثبات ، لوح محفوظ ،علم الهی ، ملاصدرا ، فخر رازی
  • تعداد رکورد ها : 302