جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4599
رابطه عقل واخلاق از دیدگاه امام غزالی و علامه طباطبایی
نویسنده:
داور محمدزاده پیرلو؛ استاد راهنما: عین اله خادمی؛ استاد مشاور: عبداله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اخلاق و عقل دو رکن اساسی در فلسفه و اندیشه اسلامی هستند که تأثیر عمیقی بر رفتارها و ارزش‌های انسانی دارند. بررسی رابطه بین این دو مؤلفه، به‌ویژه از دیدگاه دو متفکر برجسته مانند امام غزالی و علامه طباطبایی، امری ضروری است که می‌تواند به فهم عمیق‌تر مبانی اخلاقی و جایگاه عقل در نظام فکری اسلامی کمک کند. این پژوهش با هدف تبیین نظرات این دو اندیشمند درباره‌ی عقل، اخلاق و رابطه‌ی آنها و همچنین تحلیل وجوه تشابه و تفاوت آرای ایشان صورت گرفته است. روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. در ابتدا، آرای امام غزالی و علامه طباطبایی درباره‌ی عقل و اخلاق به‌طور جداگانه و با استناد به آثار اصلی ایشان تبیین شده است. سپس،رابطه‌ی عقل و اخلاق از دیدگاه هر یک از این دو متفکر تحلیل و بررسی شده است. در نهایت، وجوه تشابه و تفاوت آرای غزالی و طباطبایی در این زمینه مقایسه و تحلیل شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که امام غزالی بر اهمیت وحی و شریعت در شناخت و عمل به اخلاق تأکید دارد و عقل را در حوزه‌ی اخلاق، ابزاری فرعی می‌داند. در مقابل، علامه طباطبایی بر توانایی عقل در شناخت اصول اخلاقی تأکید می‌کند و معتقد است که عقل می‌تواند به‌طور مستقل به درک خیر و شر دست یابد. با این وجود، هر دو متفکر بر اهمیت عقل در فهم و تفسیر متون دینی و همچنین در به‌کارگیری اصول اخلاقی در زندگی تأکید دارند.
بررسی مقایسه‌ای مسئله شر از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و علامه طباطبائی
نویسنده:
مریم خورشیدوند؛ استاد راهنما: فاطمه رجبی همدانی؛ استاد مشاور: محمود موسوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله شرور یکی از مهمترین مسائل حیات بشر است که بر اساس وجود کاستی‌ها، مصائب، آلام و بلاها در طول زندگی بشر زمینه و بستر شبهاتی را درباره خالق هستی بخش و مدبر عالم هستی به وجود می‌آورد. این شبهات سبب به چالش کشاندن مباحثی چون وجود خدا، توحید و یگانگی خدا، عدل الهی، قدرت و علم و حکمت الهی، نظام احسن و اختیار بشر شده ‌است. لذا پاسخ به این مسئله بسیار حائز اهمیت است. پژوهش پیش رو با اتکا به روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی- کتابخانه‌ای در جهت استحصال راه‌های برون رفت از مسئله شر از منظر دو اندیشمند مسلمان، خواجه نصیر طوسی و علامه طباطبائی با دو رویکرد کلامی و فلسفی به این نتایج دست یافت که این دو اندیشمند تا حدود زیادی در تعریف شر اتفاق نظر دارند و پاسخ متمایز خواجه، از منظر توجه دادن به اصل عوض و انتصاف است و پاسخ ویژه علامه، عنایت به فقر وجودی و نظام احسن خلقت است. لذا از آنجا که تمامی پاسخ‌ها تحت تأثیر مبانی فکری قرآنی و روایی بازخوانی می‌شود برای داشتن پاسخی جامع جهت رفع شبهات عملی و نظری مسئله شر باید پاسخ های دو رویکرد فوق تجمیع گردد چرا که مکمل هم هستند. محقق در سیر مطالعاتی به این مسئله دست یافت که اگر مسئله شر با توجه به سنت های الهی به صورت مصداقی مورد واکاوی قرار بگیرد، می‌تواند علاوه بر ارائه پاسخ برای رفع شبهات، منتج به ارائه راهکار برای در امان ماندن نسبی از این شرور گردد.
روش شناسی انبیای اولوالعزم در پاسخگویی به شبهات (توحید، نبوت، معاد) در قرآن از منظر علامه طباطبایی
نویسنده:
فاطمه میرحسینی؛ استاد راهنما: حبیب الله حلیمی جلودار؛ استاد مشاور: محسن نورائی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
روش شناسی که از عناوین جدید در علوم مختلف از جمله علوم اسلامی وارد شده است. می‌توان به عنوان الگویی در پاسخگویی به شبهات اعتقادی که در حوزه مسئولیت علم کلام است، به کار برد. از راه‌های مبارزه با بنیاد‌های اعتقادی و تعالیم عملی یک دین، ایجاد شبهه در عقاید مردم و متزلزل ساختن آن عقاید می‌باشد. پاسداری و دفاع از عقاید دینی، نزد انبیا از ارزش بسیار والایی برخوردار است. تنها با ارائه پاسخ صحیح نمی‌توان پاسخگوی موفق بود، بلکه باید با روش‌های مناسب، با این شبهات برخورد نمود تا بتوان تاثیرات آن را خنثی کرد. شبهات را می‌توان از لحاظ هدف و موضوع تقسیم نمود. این اثر بر اساس روش توصیفی و تحلیلی شبهات مطرح شده در قرآن را استخراج کرده و به توصیف و بررسی روش‌های مختلف پاسخگویی به شبهه و تحلیل آن با استفاده از تفسیر المیزان پرداخته و به این سوالات پاسخ داده است که قرآن و انبیا در تعامل با مطرح کنندگان مختلف شبهه چه روش‌های گفتاری و رفتاری دارند. منظور از شبهه در این نوشتار، شبهات اعتقادی می‌باشد. با بررسی و توصیف شبهات مطرح شده در آیات و تحلیل و تفسیر پاسخ‌های داده شده در المیزان، می‌توان گفت روش‌های مختلفی برای پاسخگویی به شبهات اعتقادی وجود دارد که با توجه به شرایط مختلف زمان انبیا و نوع شبهه و مطرح کننده شبهه متفاوت می‌باشد و نمی‌توان برای همه مطرح کنندگان شبهه از یک روش استفاده کرد. به همین دلیل انبیای اولوالعزم از روش‌های متفاوتی از جمله پرسش و پاسخ، مناظره و مجادله و... استفاده می‌کردند و هر کدام از این روش‌ها شیوه‌های خاصی دارد که توجه و عمل به این شیوه‌ها بسیار در امر پاسخگویی حائز اهمیت می‌باشد.
عالم فرشتگان از دیدگاه علامه طباطبائی (ره)
نویسنده:
زینب الهدی شهریاری فرد؛ استاد راهنما: معصومه اسماعیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در فلسفه ی اسلامی اعتقاد بر این است که خداوند یک موجود مجرد واحد و بسیط است، از طرف دیگر در این عالم کثراتی دیده میشود که نمی توان آن را انکار کرد و همچنین عالمی ماده عالمی غیر مجرد است، اما در عین حال با توجه به این که خداوند علت تامه و علت نهایی همه موجودات است خلقت این عالم نیز به فاعلیت خداوند بر می گردد. با توجه به این سوالی پیش می آید که در قوس نزول خداوند که این خصوصیات را دارد چگونه از او این همه کثرت صادر شده و دیگر این که خداوند مجرد چگونه با این عالم ماده - که تجرد و ماده سنخیت باهم ندارند ارتباط بر قرار میکند؟ و آن را به وجود آورده ، همچنین انسان و موجودات دیگر چگونه با خداوند در قوس صعود ارتباط بر قرار می کند. مطلبی که به دست می آید این است که یک عالمی باید باشد که مظهر صفات الهی و واسطه ی خلقت و فیض میان خداوند و بقیه عوالم باشد و در قوس صعود هم برای حصول معرفت و سعادت رابطه ی انسان خداوند واسطه باشد. در فلسفه اسلامی شخصیتهای مانند بو علی سینا ، شیخ اشراق ، ملا صدرا و دیگران به این مطالب پرداختند از جمله علامه طباطبائی که این تحقیق نظر ایشان را مورد بر رسی قرار می دهد.
بررسی تطبیقی رابطه عقل و ایمان در اندیشه فخر رازی و علامه طباطبائی
نویسنده:
رویا جهان تیغ؛ استاد راهنما: ابراهیم نوری؛ استاد مشاور: ابوالحسن بارانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تعریف مسأله وبیان سوال های اصلی تحقیق یکی ازمباحث بنیادین ودیرپای درحوزه ی فلسفه وکلام اسلامی،تبیین نسبت عقل وایمان است؛اینکه آیااین دومنبع معرفتی درتعارض بایکدیگرندیادرتعامل؟ودرصورت تعامل،چه نوع رابطه ای میان آن هابرقراراست؟این پرسش نه تنهاازمنظرمعرفت شناختی،بلکه ازحیث انسان شناسی،الهیات وحتی اخلاق دینی،جایگاه برجسته ای دارد.مسئله ی نسبت عقل وایمان،ازنخستین سده های شکلگیری تمدن اسلامی تاکنون،ذهن متفکران مسلمان رابه خودمشغول داشته ودرقالب مکاتب گوناگون کلامی وفلسفی،بازتاب یافته است. دراین میان،دوتن ازاندیشمندان بزرگ مسلمان،فخررازی وعلامه طباطبایی،هریک باپیش زمینه ی خاص فکری وروش شناسی متفاوت،به تبیین این نسبت پرداخته اند.فخررازی(544-606ق)،یکی ازبرجسته ترین متکلمان اشعاری،باگرایش عقل گرایانه درچارچوب اشعری گری،کوشیده است تاعقل رادرمحدوده ای مشخص ودرخدمت فهم وحی قراردهد.گرچه توبرای عقل ،جایگاه ویژه ای قائل است،امادرنهایت آن رامقیدبه آموزه های دینی وشریعت می داند(رازی،1420ق:ج1،ص125).ازسوی دیگر،علامه طباطبایی (1281-1360ش)،به عنوان یکی ازنمایندگان برجسته ی حکمت متعالیه،تلاش داردتاتعادلی میان عقل،وحی وشهودبرقرارسازد.درنگاه وی،عقل نه تنهاابزارفهم دین،بلکه یکی ازمقدمات ضروری برای ایمان آوری حقیقی است (طباطبایی،1374:ج 2،ص 158). این تفاوت رویکردها،ریشه درمبانی هستی شناسی ومعرفت شناختی این دومتفکرداردودرشیوه ی تفسیرآیات قرآنی ،استنباط احکام،ونحوه ی مواجهه باتعارض های ظاهری میان عقل ونقل نمود می یابد.فخررازی درمواضعی ازعقل گرایی مشروط دفاع می‌کند ،حال آنکه علامه طباطبایی درچارچوب حکمت صدرایی ،عقل راباشهودووحی دریک نظام هماهنگ به کارمیگیرد.این رویکردهای متفاوت،درواقع نماینده ی دونحله ی مهم وتاثیرگذاردرسنت فکری اسلامی هستند:یکی عقل گرایی محدوددرچارچوب نص،ودیگری عقل گرایی گسترده درتعامل باکشف وشهودعرفانی. درک صحیح ازاین دودیدگاه ،نه تنهامیتواندماراباعمق مبانی فکری ایشان آشنا سازد،بلکه درک ماازظرفیت هاومحدودیت های عقل درزمینه ی دین شناسی رانیزگسترش می دهد.مقایسه ی این دواندیشه،امکان ارزیابی دقیق تری ازنقش عقل درفرآیندایمان آوری ،تفسیرمتون دینی،وحتی درحل تعارضات نوظهوردرجهان معاصررافراهم می آورد .درشرایطی که جریان های مختلف فکری درجهان اسلام بارویکردهای عقل گریزیاعقل محوردرگیرند،بازخوانی انتقادی وتطبیقی آراءفخررازی وعلامه طباطبایی،می تواندبه بازسازی نوعی عقلانیت دینی متوازن کمک کند اهمیت این پژوهش نه تنهادربازخوانی انتقادی آرای این دواندیشمندبزرگ نهفته است،بلکه درظرفیت آن برای پاسخگویی به چالش های معرفتی معاصرنیزجلوه می‌کند .درعصرکنونی که ازیک سوبارشدعقل گرایی فلسفی وعلمی وازسوی دیگرباگسترش جریان های سلفی وظاهرگرامواجه ایم،بازاندیشی نسبت عقل وایمان می تواندزمینه سازایجادرویکردی متوازن وعمیق درمواجهه بامسائل دینی باشد.ازهمین رو،پژوهش حاضرمیکوشدتابابررسی تطبیقی اندیشه ی فخررازی وعلامه طباطبایی ،ابعادمختلف این نسبت راروشن سازد. براین اساس،پرسش اصلی تحقیق چنین است:رابطه ی عقل وایمان دراندیشه ی فخررازی وعلامه طباطبایی چگونه تبیین می شودووجوه اشتراک وافتراق آن هاچیست؟ 1.فخررازی چه رابطه ای میان عقل وایمان قائل است؟ 2.علامه طباطبایی چگونه به رابطه ی عقل وایمان می نگرد؟ 3.شباهت هاوتفاوت های دیدگاه این دومتفکردرزمینه عقل وایمان چیست؟
مستندات قرانی امامت خاصه اهل بیت علیهم السلام از دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
نفیسه اربابی؛ استاد راهنما: محمدحسن محمدی مظفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دین اسلام ازجمله ادیان ابراهیمی است که خداوند آن را توسط خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی (ص) فرستاده است.دو مذهب اصلی در دنیای اسلام ، تشیع و تسنن هستند. که دارای مشترکاتی هستند.اما مهمترین و اساسی ترین اختلاف انان در مورد مسئله امامت است. موضوعی که اختلافی و بحث‌برانگیز در میان مذاهب اسلامی است.( شهرستانی، الملل و النحل، 1364ش، ج1، ص24؛ میلانی، «مقدمه»، در کتاب دلائل الصدق، تألیف محمدحسن مظفر، 1422ق، ص26. )، و جایگاه منحصر به فردی را در علم کلام دارد.همه مذاهب مسلمان معتقد هستند که امامت ضروری و واجب است امااختلاف انان در تعریف امام و انتصاب است . ولایت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از اصول عقاید شیعه به شمار میرود، و نقطه تمایز میان تشیع و سایر مذاهب اسلام است. برای مثال اهل تسنن امامت را حکومت و ریاست دنیوی بر مردم میدانند و از امام به خلیفه تعبیر میکنند و وظیفه اورا اجرای احکام شریعت پیامبر میدانند. انان انتخاب امام را بر عهده مردم قرار میدهند(اجماع مسلمین). برخی از اشاعره و معتزله و برخی دیگراز مذاهب اهل‌سنت، امامت را از فروع دین و مسئله‌ای فقهی تلقی کرده‌اند ( برای نمونه نگاه کنید به تفتازانی، شرح المقاصد، 1409ق، ج5، ص232؛ جرجانی، شرح المواقف، 1325ق، ج8، ص344 ). شیعه زیدیه نیز نظری نزدیک به اهل سنت دارد. اما شیعه امامیه معتقداست امامت مقامی است که توسط خداوند به بندگان شایسته او عطا میشود وعهدی الهی است .امامت ریاست اصیل و مطلق دین و دنیاست.( بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، 1435ق، ص417.) از نظر امامیه، شرط امامت عصمت است وعصمت هم متکی بر نص وانتخاب الهی است. وعلم امام هم علمی الهی و لدنی است نه اکتسابی. از طرف دیگر اساسی‌ترین منبع و سند برای تمام معارف دین اسلام، قرآن میباشد و شیعه امامیه معتقد است که شرایط و ویژگیهای امام در ایات قران امده است.در ایاتی مانند : ولایت ، تبلیغ،مباهله، تطهیر، مودت، اولی الامر واکمال... . . این پژوهش دارای اهمیت ویژه ای است زیرا با پاسخ دادن به این مساله، تفاوت بین شیعه امامیه با دیگر مذاهب شیعه و اهل سنت در میان مسلمانان مشخص شده و تشیع امامیه میتواند با پاسخ دادن به این سوال که دلایل قرانی شیعه امامیه برای اثبات امامت خاصه اهل بیت (ع) چیست ؟حقانیت خود را اثبات کند.زیرا قرآن اساسی‌ترین منبع و سند برای تمام معارف دین اسلام میباشد. ازطرفی اسلام دینی است که به نص کتاب و سنت بر اساس فطرت استوار است (علامه طباطبایی، شیعه در اسلام1386،ص151، موسسه بوستان کتاب ) . بنابراین در این پژوهش سعی بر این است که از طریق کتاب الهی_قران کریم _ به اثبات مساله امامت خاصه از دیدگاه شیعه امامیه بپردازیم. یافتن این پاسخ طی پژوهشی مساله محور وبا روش توصیفی - تحلیلی به بررسی اثار علامه محمد حسین طباطبایی از مفسرین بزرگ قران در جهان تشیع می پردازد. دلیل انتخاب علامه و اثارش برای انجام این پژوهش این استکه ایشان متفکری بزرگ و گرانسنگ در دنیای اسلام در دوران معاصر میباشد که نظرات ایشان جایگاه ویژه ای در بین اندیشمندان شیعه و جهان اسلام دارد و علاوه براین روش تفسیر ایشان قران به قران میباشد و قران نیز به عنوان مهمترین سند مورد اتفاق جمیع مسلمانان است. ایشان صاحب اثار برجسته ای مانند: المیزان فی تفسیرالقران، شیعه در اسلام،مجموعه مذاکرات علامه با پروفسور هانری کربن،و...است .که محور این پژوهش تفسیر المیزان میباشد. علامه در تفسیر المیزان از روش تفسیر قران به قران استفاده نموده است .او معتقد است وقتی قرآن خود را «تبیاناً لِکُلّ شیء»[سوره نحل ایه 88] (روشنگر هر چیز) معرفی می‌کند، چطور ممکن است برای بیان معنا و مقصود خود محتاج به غیر خود باشد.( المیزان فی تفسیر القران ) او این روش را همچنین مستند به روایات می‌داند. برای مثال او نمونه گفتاری از امام علی(ع) در نهج البلاغه را که به توصیف قرآن می‌پردازد ذکر میکند به عنوان سند .امام علی (ع) میفرماید: "پاره‌ای از آن پاره‌ای دیگر را به زبان می‌آورد، و بعضی از آن شاهد بر بعضی دیگر است" .او همچنین روش تفسیر قرآن به قرآن را قدیمی‌ترین روشی می‌داند که پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام نیز همین روش را داشتند. در این پژوهش ابتدا به بیان معنی و مفهوم امامت و ولایت به طور اجمال میپردازیم .در این میان دو موضوع در مورد امامت مطرح میشود: امامت عامه و امامت خاصه.که به طور مختصر به توضیح امامت عامه پرداخته و به نام بردن تعدادی از ایات در این مورد بسنده میکنیم.موضوع اصلی در این پژوهش امامت خاصه است که ابتدا تعدادی از مهمترین ومعروفترین ایات را که شیعه امامیه برای اثبات امامت خاصه به عنوان سند قرانی به کار میبرد نام برده و سپس به توضیح وتفسیر ان ایات بر مبنای اثار علامه طباطبایی پرداخته و نتیجه گیری میشود. منبع اصلی در این پژوهش تفسیر المیزان نوشته علامه طباطبایی است .علامه دراین اثر ابتدا به تفسیر ایات قرانی میپردازد، سپس روایات مربوطه را بررسی میکند و پس از ان مساله را ازنظر عقلی توضیح داده و دراخر شبهاتی را که به مساله وارد کرده اند پاسخ میدهد.
تحلیل مقایسه ای مراحل و مؤلفه های بنیادین تجربیات نزدیک به مرگ با آرای معاد شناختی علامه طباطبایی
نویسنده:
فاطمه اسدی؛ استاد راهنما: کمال صحرایی اردکانی، احمد زارع زردینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مبحث معاد، در کنار باور به زندگی جاویدان انسان همواره یکی از تاریخی‌ترین جنبه‌های اعتقادی ملازم با هبوط بشر به زمین بوده است. از این رو در بسیاری از ادیان، ادبیات گسترده‌ای حول موضوع معاد شکل گرفته است که در این میان، بیشترین حجم از آن تعالیم ادیان ابراهیمی است. در گذر از این نکته، باید به پدیده تجربیات نزدیک به مرگ اشاره کرد که اخیراً در برهان‌های پسینی اثبات جاودانگی روح و برخی گزاره‌های معاد شناختی جایی برای خود گشوده است. این مهم از حوزه‌های جدید دانشی زیر شاخه علوم فلسفه دین و فرا روان‌شناسی و از منظر درون دینی، علم کلام اسلامی در حوزه معاد شمرده می‌شود. عمر این تجربیات به قدمت تاریخ پیدایش بشر بر روی زمین است اما در مطالعات معاصر به طرز مدوّن و ساختار یافته از منظر علوم گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. عناصر مشترک و هم‌سانی در این تجارب در بین ملل، مذاهب و نژادهای گوناگون از سراسر جهان گزارش شده است. در رساله حاضر برخی ادراکات پر تکرار و بنیادین در این تجربیات انتخاب و سپس بر اساس دفعی یا مستمر بودن پدیده، به دو بخش مراحل و مؤلفه‌ها تقسیم شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و منابع صوتی و تصویری که در آرشیو مجموعه‌های رسمی کشور، موجود است، انجام گرفته است. پس از تحلیل و بررسی مؤلفه‌ها با آرای معاد شناختی فیلسوف و مفسر معاصر علامه سید محمد حسین طباطبایی مقایسه صورت گرفته است. در این مطالعه از مجموع مؤلفه‌های منتخب، یازده مرحله و مؤلفه‌ بنیادین تجسم اعمال، مرور زندگی، رؤیت نور عظیم درخشان، احساس حضور فرشته محافظ، برخورد و تزاحم شیاطین، بهره‌مندی از شفاعت مقربین، تشدید قدرت حواس، دست‌یابی به آگاهی گسترده و احوال سایر انسان‌ها، ادراک یگانگی با هستی، ادراک انس و آشنایی با محیط و بازگشت به موطن اصلی و دیدار با آشنایان درگذشته، در آرا و آثار علامه احراز و با استنباط و تحلیل به همراه شواهد دیگر تأیید و صحت آنان در گزارش‌های منقول از این تجربیات به اثبات رسید. مؤلفه عبور از گذرگاه نورانی نیز به صورت طرح احتمال در آرای علامه طباطبایی مطرح شده است.
مطالعه ابعاد عدل الهی در دیدگاه علامه طباطبایی (از جنبه ‌های اعتقادی، تفسیری، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی)
نویسنده:
علی جواد عبدالکاظم الناهض؛ محمد حسن صانعی پور؛ استاد مشاور: مصطفی عباسی مقدم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این مطالعه به ارائه درک جامع و عمیق از دیدگاه علامه طباطبایی در مورد مفهوم عدل الهی می‌پردازد، که به غنی ‌سازی دانش در مورد این موضوع حیاتی در تفکر اسلامی کمک می‌کند. همچنین این مطالعه به استخراج درس‌ها و کاربردهای عملی می‌پردازد که مسلمانان می‌توانند از آن‌ها در زندگی روزمره خود بهره‌برداری کنند. اهداف اصلی شامل شناسایی مفهوم عدل الهی به‌عنوان آنچه که علامه طباطبایی می‌بیند، مطالعه تفسیر او از آیات قرآنی مربوط به عدل، و تحلیل ابعاد اخلاقی، اجتماعی و سیاسی عدل الهی در اندیشه او است. همچنین این مطالعه به بررسی روش‌های کاربرد ابعاد عدل الهی در زندگی روزمره مسلمانان می‌پردازد.این مطالعه بر اساس روش توصیفی تحلیلی استوار است، به‌طوری‌که افکار علامه طباطبایی در مورد عدل الهی از طریق آثار او، به‌ویژه تفسیر ",المیزان فی تفسیر القرآن",، توصیف و تحلیل خواهد شد. این مطالعه به پنج فصل تقسیم شده است: فصل اول به چارچوب کلی تحقیق می‌پردازد، از جمله مقدمه، مشکل تحقیق، اهداف تحقیق، اهمیت تحقیق، مطالعات قبلی، سوالات و فرضیات، و روش تحقیق. فصل دوم به چارچوب نظری می‌پردازد، در حالی که فصل سوم بر ابعاد اعتقادی و تفسیری عدل الهی در دیدگاه علامه طباطبایی تمرکز دارد. فصل چهارم به ابعاد اخلاقی، اجتماعی و سیاسی عدل الهی می‌پردازد و در نهایت، فصل پنجم شامل نتیجه‌گیری است که در آن نتایج خلاصه و توصیه‌ها ارائه می‌شود.نتایج نشان می‌دهد که دیدگاه علامه طباطبایی در مورد عدل الهی تنها یک مفهوم فلسفی نیست، بلکه یک ارزش عملی است که اخلاق و رفتارهای انسانی را تقویت می‌کند و به ساختن جامعه‌ای متعهد و محترم کمک می‌کند. همچنین عدل الهی تجسم اصول حق و انصاف است که درک انسان را از مسئولیت‌های فردی و جمعی‌اش تقویت می‌کند. عدل الهی به‌عنوان تضمینی برای حقوق افراد در نظر گرفته می‌شود، به‌طوری‌که به هر ذی حق حق خود را می‌دهد و حقوق افراد را تقویت کرده و آن‌ها را از ظلم محافظت می‌کند. این مطالعه توصیه می‌کند که مطالعات مقایسه‌ای بین دیدگاه علامه طباطبایی و دیدگاه‌های مدارس فکری دیگر مانند معتزله و اشاعره انجام شود تا تفاوت‌ها و شباهت‌ها در مفاهیم مربوط به عدل را درک کنیم. همچنین توصیه می‌شود که تحقیقات بر روی چگونگی کاربرد اصول عدل الهی در زندگی روزمره متمرکز شود و برنامه‌های آموزشی بر اساس مفاهیم عدل الهی برای افزایش آگاهی از ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی توسعه یابد.
موانع شناخت در نظام معرفتی قرآن از دیدگاه ملاصدرا و علامه طباطبایی
نویسنده:
سعیده گوهریان؛ استاد راهنما: رحمت اله عبدالله زاده؛ استاد راهنما: مهدی زمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
یکی از مهم ترین مبانی هر دیدگاه نظری و اعتقادی موضع آن در مساله شناخت است که عموماً از آن با تعبیراتی مانند بحث المعرفه با معرفت شناسی ( epistemology) یاد می شود. معرفت شناسی به بحث از اعتبارشناخت، ماهیت، انواع و موانع آن میپردازد. اهمیت مباحث معرفت شناسی در فلسفه، دین، علوم و سایر عرصه ها به گونه ای است که از آن به دالانی برای ورود به مباحث دیگر یاد میشود. بیشتر صاحب نظران را عقیده بر آن است که مباحث معرفت شناسی در هر مکتب کلیدی برای فهم مباحث وجود شناسی، انسان شناسی و ... است. از میان مباحث متعدد معرفت شناسی مسأله موانع شناخت، به بررسی موانع معرفتی و غیر معرفتی میپردازد که آنها در کسب معرفت تأثیر گذار هستند. قرآن به مثابه متنی دینی و وحیانی، نظامی سازگار و منسجم را در قالب پیامی برای هدایت آدمی در ابعاد نظری و عملی عرضه نموده است. این نظام مبتنی بر پایه های وجود شناختی، جهان شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی است. پایه های معرفت شناختی قرآن کریم شامل ارائه دیدگاهی هماهنگ در زمینه انواع معرفت، درجه اعتبار و موانع معرفت می باشد. در قرآن به موازات بیان انواع شناخت (معرفت حسی، عقلی، قلبی و ...) از موانع حصول معرفت در هر مرتبه یاد می شود. به طور مثال در مقابل انواع شناخت یقینی ( علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین ) از شک و تردید و ریب سخن می گوید. و در مقابل توجه و تذکر، به سهو و نسیان و غفلت اشاره می کند. هم چنین در برابر شناخت دل یا تفقه قلبی انواع موانعی مانند ختم ، مرض، غلف، زیغ و طبع را مطرح می کند. افزون بر این از منظر قرآن کریم حقیقت ایمان هم نوعی معرفت و شناخت است که سایر ابعاد وجودی آدمی را در برمیگیرد و به همین سبب ازعلل کفر ( عدم شناخت و تصدیق ) ما نند غفلت، اعراض، انکار و جحد و استکبارو... سخن به میان می آورد. و چون اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در مواجهه با قرآن و تلاش برای شناخت و تدبر در آن از مبانی عرفانی، فلسفی، کلامی و ...... استفاده نموده اند به همین سبب تفاسیر گوناگونی از این متن وحیانی به وجود آمده است. اما از سوی دیگر آشنایی با قرآن و انس با آن نیزدر مبانی فکری این اندیشمندان مؤثر بوده است. و بدین سان نوعی تأثیر متقابل و رابطه دو سویه در میان دیدگاه های فکری و نگاه تفسیری در میان بیشتر اندیشمندان مسلمان وجود دارد . به دیگر سخن، هر چند مبانی فکری متفکران (عرفانی، فلسفی، کلامی و ........) در تفسیر آنان از آیات قرآن و فهم احادیث مؤثر بوده اما مواجهه آنان با آیات و روایات نیز به شیوه های گوناگون و درجات متفاوت در شکل گیری و طراحی یا تکمیل نظام های فکری آنان تأثیر داشته است. از میان این اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان، ملا صدرا به عنوان برجسته ترین فیلسوف شیعی با مشرب خاص خویش تلاش نموده از نقاط قوت رویکردهای گوناگون کلامی، فلسفی، عرفانی، اشراقی و مشانی بهره ببرد و از آن در ارائه تبیینی جامع از آیات قرآن و احادیث استفاده نماید. و همان گونه که خود وی درمواضع گوناگون ازآثار خویش اشاره نموده انس با قرآن و احادیث و تعمق در مفاهیم و مضامین آنها در شکل گیری و ژرفا بخشیدن و کامل نمودن مشرب فکری وی بسیار اثر گذار بوده است. درهم-تنیدگی نظریه معرفت‌شناختی حکمی ملاصدرا با فهم وی از آیات قرآن چنان است که به هیچ‌وجه نمی‌توان گفت که یکی از این‌دو بر دیگری تقدم دارد. همان گونه که صدرا بارها تصریح نموده است، عقل و وحی جلوه هایی گوناگون از مشکات نور الهی هستند وتوگوئی پرتوهای متجلی از این منابع نورانی در هم‌افزائی پیوسته به ارتقای یکدیگر مدد می‌رسانند. به طور مثال او در3 کتاب المبدأ و المعاد( ملاصدرا، 1354: 378) ، رساله سه اصل ( ملاصدرا، 1340: 96-100) و مفاتیح الغیب (ملاصدرا، 1354: 368-370) خود علل و اسبابی را که مانع ادراک معقولات و شناخت حقیقت معانی کتاب الهی گردیده و محرومیت نفوس از رسیدن به سعادت را در پی دارد در پنج دسته زیر خلاصه نموده است. 1- نقص ذات و گوهر قوه عقل. 2- تیرگی ذات و خباثت گوهری عقل در اثر پیروی از تمایلات شهوانی و گناهان. 3- انحراف قوه عاقله از جهت مطلوب و روی‌گردانی آن از حقیقت. 4- حجاب تقلید، تعصب، سطحی‌اندیشی و باورهای نادرست. 5- نادانی نسبت به جهت و سمت و سوئی که به رسیدن به مطلوب را در پی دارد. (ملاصدرا،1381: 18-20) همچنین در کتاب مفاتیح الغیب ضمن برشمردن مراتب فهم قرآن، یکی از شرائط شناخت معنای قرآن را پیراسته شدن از موانع فهم می‌داند. او موانع فهم را به درونی و بیرونی و هر یک را به عدمی و وجودی تقسیم می‌کند. از دیدگاه وی قلب آدمی در درک حقایق همانند آینه‌ای است که تصوبرهای دیدنی در آن نقش می‌بندد. برخی از حجاب‌ها مانند زنگار، تیرگی و صیقلی نبودن، از درون آینه مانع انعکاس تصویر می‌شود. در مقابل برخی دیگر از موانع مانند وجود حائل از بیرون آینه انعکاس را ناممکن می‌کنند: (ملاصدرا،1354: 368 -370) اگر بخواهیم مصداقی بحث کنیم می بینیم ملاصدرا در مواضع گوناگون از آثار خویش به آیاتی از قرآن که معرفت قلبی را مطرح نموده و آن را اساس ایمان معرفی می‌کند، اشاره و استناد می‌نماید. این حکیم همراه و هماهنگ با آیات وحی بارها به بحث از موانع این نوع از معرفت توجه نشان می‌دهد. صدرا معرفت قلبی را امری دارای درجات و مراتب می‌داند و متناظر با آن موانع شناخت قلب را که در قران کریم از آن به نابینائی (عمی) تعبیر شده («فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی اَلْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی اَلْقُلُوبُ اَلَّتِی فِی اَلصُّدُورِ») را هم دارای شدت و ضعف معرفی می‌کند و این دیدگاه او از مراتب(تشکیک) وجود که یکی از مبانی فلسفی اوست گرفته شده است. (ملاصدرا،1366الف: 4/57) برخی از این موانع عبارتند از: 1-غشاوه فَأَغْشَیْنٰاهُمْ فَهُمْ لاٰ یُبْصِرُونَ‌« 2-ختم«خَتَمَ اَللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ‌» 3-طبع «بَلْ طَبَعَ اَللّٰهُ عَلَیْهٰا بِکُفْرِهِمْ‌» 4-رین «کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ‌» بدین‌س
براهین اثبات وجود خدا در قرآن از منظر علّامه طباطبائی و امام ابومنصور ماتریدی (رحمهما الله تعالی)
نویسنده:
ذکر الله عمار؛ استاد راهنما: زهیر المسیلینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اثبات وجود خداوند به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین مسائل در الهیات اسلامی، همواره مورد توجه متفکران اسلامی بوده است. این پژوهش با عنوان «براهین اثبات وجود خدا در قرآن از منظر علامه طباطبایی و امام ابومنصور ماتریدی»، به بررسی تطبیقی دیدگاه‌های این دو اندیشمند برجسته اسلامی می‌پردازد. علامه طباطبایی، با رویکردی فلسفی و تفسیری، از براهینی همچون برهان امکان و وجوب و برهان صدیقین برای تلفیق مفاهیم قرآنی با تفکر عقلی استفاده کرده و معتقد است قرآن به‌دنبال اثبات وجود خدا از طریق براهین فلسفی نیست، بلکه هدف آن هدایت عموم مردم است. با این حال، او در آثار فلسفی و کلامی خود به براهین اثبات وجود خدا پرداخته تا به شبهات پاسخ دهد و هماهنگی عقل و نقل را نشان دهد. از منظر امام ابومنصور ماتریدی، متکلم برجسته اهل سنت، وجود خداوند نه تنها اثبات‌پذیر است، بلکه او یکی از متکلمانی است که با استفاده از عقل و نقل (قرآن و حدیث) به اثبات وجود خداوند پرداخته است. ماتریدی در آثار خود، استدلال‌های عقلی و نقلی متعددی را برای اثبات وجود خداوند ارائه می‌دهد. وی با تکیه بر اصول کلامی و آموزه‌های قرآنی، از براهینی مانند برهان اعجاز قرآن، برهان عِلّیت (برهان علت و معلول) و برهان حدوث برای اثبات وجود خدا استفاده کرده است. این پژوهش با رویکردی تطبیقی، به تحلیل دیدگاه‌های فلسفی و کلامی این دو متفکر می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هرچند روش‌شناسی و مبانی فکری آن‌ها متفاوت است، هردو متفکر با استفاده از براهین متنوع قرآنی، تصویری روشن از اثبات وجود خداوند ارائه داده‌اند. نتایج این مطالعه، غنای فکری و جامعیت روش‌های آنان در تقویت بنیان‌های ایمان اسلامی را نشان می‌دهد.
  • تعداد رکورد ها : 4599