جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4599
اصلاح اجتماعی نزد علامه طباطبایی و سید محمد باقر حکیم، مطالعه تطبیقی قرآنی
نویسنده:
علی کاتب مطلک الجهف؛ استاد راهنما: مصطفی جعفرطیاری دهاقانی؛ استاد مشاور: محمد امام
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
تبیین ظرفیت‌های تمدنی دیدگاه‌های فلسفی علامه طباطبائی
نویسنده:
محمدرضا حیدری نقدعلی؛ استاد راهنما: ضیاء‌الدین میرمحمدی؛ استاد مشاور: ابوذر رجبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تشکیل و توسعه تمدن اسلامی یکی از دغدغه‌های اصلی و مهم حکومت‌های مسلمانان بوده است. در اعصار مختلف اندیشمندان و حتی حاکمان نسبت به این موضوع نظریه‌پردازی کردند و بعضاً برخی از حکومت‌های مسلمانان به تمدن اسلامی دست پیدا کردند و شکوهمندی و شکوفایی‌های متنوعی را به ارمغان آوردند. طبیعی است در راستای شکل‌گیری و توسعه هر تمدنی نیاز است به دو ساحت، چارچوب نظری و جهان علم تمدن و ساحت سخت‌ افزاری و نرم‌افزاری توجه شود و برای نیل به این مهم باید از طریق مجاهدت علمی و همچنین مبانی مستحکم گام برداشت. چه‌‌ ‌بسا مبانی مختلفی از علوم مختلف بتوانند متکفل این موضوع باشند.اما آن علمی که به عنوان علم پایه و مادر علوم و مبانی تمام معارف می‌تواند در بعد فلسفه تمدن و همچنین در بعد مبانی نرم افزار تمدن نقش اساسی را داشته باشد فلسفه است و متأسفانه در ادوار گذشته به این مهم کمتر توجه شده است. در انقلاب شکوهمند و الهی ایران اسلامی به برکت مرحوم حضرت امام خمینی قدس سره و رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای مدظله العالی نگاه و توجه به فلسفه اسلامی و کارکرد‌های اجتماعی تمدنی آن بیشتر شد و از جهت دیگر شخصیت علمی و نظریات کم نظیر مرحوم علامه طباطبائی با تأکید بر حکمت متعالیه می‌تواند در راستای تشکیل و توسعه تمدن اسلامی نقش کلان و بسزایی را ایفاء کنند. اساساً فلسفه، برای زیست عقلانی در پرتوی معنویت است و مطابق با همین سخن اصول و قواعد فلسفی فراوانی از اصالت وجود، بسیط الحقائق کل الاشیا، خیر و شر، الواحد، وحدت شخصی وجود، نظریه ادراکات اعتباری و... وجود دارد که می‌تواند در دو بُعد نظری و امتدادی تمدن نقش کلانی را داشته باشد. روش پژوهش حاضر میان رشته است و به سبب ظرفیت اندیشه‌های فلسفی علامه طباطبائی در تمدن اسلامی با استفاده از دو اصل مهم یکی وحدت شخصی وجود و دیگری اعتباریات سعی دارد در بُعد تولید محتوای نرم افزاری تمدن از جمله نظام فرهنگی تمدن، سبک زندگی اسلامی، تعلیم و تربیت،هنر و معماری، همبستگی اجتماعی، عدالت اجتماعی، حکومت و سیاست، نظام حقوقی و قضائی، اخلاق و معنویت و... به اندازه وسع و توان گامی برداشته شود.
موانع شناخت در نظام معرفتی قرآن از دیدگاه ملاصدرا و علامه طباطبایی
نویسنده:
سعیده گوهریان؛ استاد راهنما: رحمت اله عبدالله زاده؛ استاد راهنما: مهدی زمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
یکی از مهم ترین مبانی هر دیدگاه نظری و اعتقادی موضع آن در مساله شناخت است که عموماً از آن با تعبیراتی مانند بحث المعرفه با معرفت شناسی ( epistemology) یاد می شود. معرفت شناسی به بحث از اعتبارشناخت، ماهیت، انواع و موانع آن میپردازد. اهمیت مباحث معرفت شناسی در فلسفه، دین، علوم و سایر عرصه ها به گونه ای است که از آن به دالانی برای ورود به مباحث دیگر یاد میشود. بیشتر صاحب نظران را عقیده بر آن است که مباحث معرفت شناسی در هر مکتب کلیدی برای فهم مباحث وجود شناسی، انسان شناسی و ... است. از میان مباحث متعدد معرفت شناسی مسأله موانع شناخت، به بررسی موانع معرفتی و غیر معرفتی میپردازد که آنها در کسب معرفت تأثیر گذار هستند. قرآن به مثابه متنی دینی و وحیانی، نظامی سازگار و منسجم را در قالب پیامی برای هدایت آدمی در ابعاد نظری و عملی عرضه نموده است. این نظام مبتنی بر پایه های وجود شناختی، جهان شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی است. پایه های معرفت شناختی قرآن کریم شامل ارائه دیدگاهی هماهنگ در زمینه انواع معرفت، درجه اعتبار و موانع معرفت می باشد. در قرآن به موازات بیان انواع شناخت (معرفت حسی، عقلی، قلبی و ...) از موانع حصول معرفت در هر مرتبه یاد می شود. به طور مثال در مقابل انواع شناخت یقینی ( علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین ) از شک و تردید و ریب سخن می گوید. و در مقابل توجه و تذکر، به سهو و نسیان و غفلت اشاره می کند. هم چنین در برابر شناخت دل یا تفقه قلبی انواع موانعی مانند ختم ، مرض، غلف، زیغ و طبع را مطرح می کند. افزون بر این از منظر قرآن کریم حقیقت ایمان هم نوعی معرفت و شناخت است که سایر ابعاد وجودی آدمی را در برمیگیرد و به همین سبب ازعلل کفر ( عدم شناخت و تصدیق ) ما نند غفلت، اعراض، انکار و جحد و استکبارو... سخن به میان می آورد. و چون اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در مواجهه با قرآن و تلاش برای شناخت و تدبر در آن از مبانی عرفانی، فلسفی، کلامی و ...... استفاده نموده اند به همین سبب تفاسیر گوناگونی از این متن وحیانی به وجود آمده است. اما از سوی دیگر آشنایی با قرآن و انس با آن نیزدر مبانی فکری این اندیشمندان مؤثر بوده است. و بدین سان نوعی تأثیر متقابل و رابطه دو سویه در میان دیدگاه های فکری و نگاه تفسیری در میان بیشتر اندیشمندان مسلمان وجود دارد . به دیگر سخن، هر چند مبانی فکری متفکران (عرفانی، فلسفی، کلامی و ........) در تفسیر آنان از آیات قرآن و فهم احادیث مؤثر بوده اما مواجهه آنان با آیات و روایات نیز به شیوه های گوناگون و درجات متفاوت در شکل گیری و طراحی یا تکمیل نظام های فکری آنان تأثیر داشته است. از میان این اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان، ملا صدرا به عنوان برجسته ترین فیلسوف شیعی با مشرب خاص خویش تلاش نموده از نقاط قوت رویکردهای گوناگون کلامی، فلسفی، عرفانی، اشراقی و مشانی بهره ببرد و از آن در ارائه تبیینی جامع از آیات قرآن و احادیث استفاده نماید. و همان گونه که خود وی درمواضع گوناگون ازآثار خویش اشاره نموده انس با قرآن و احادیث و تعمق در مفاهیم و مضامین آنها در شکل گیری و ژرفا بخشیدن و کامل نمودن مشرب فکری وی بسیار اثر گذار بوده است. درهم-تنیدگی نظریه معرفت‌شناختی حکمی ملاصدرا با فهم وی از آیات قرآن چنان است که به هیچ‌وجه نمی‌توان گفت که یکی از این‌دو بر دیگری تقدم دارد. همان گونه که صدرا بارها تصریح نموده است، عقل و وحی جلوه هایی گوناگون از مشکات نور الهی هستند وتوگوئی پرتوهای متجلی از این منابع نورانی در هم‌افزائی پیوسته به ارتقای یکدیگر مدد می‌رسانند. به طور مثال او در3 کتاب المبدأ و المعاد( ملاصدرا، 1354: 378) ، رساله سه اصل ( ملاصدرا، 1340: 96-100) و مفاتیح الغیب (ملاصدرا، 1354: 368-370) خود علل و اسبابی را که مانع ادراک معقولات و شناخت حقیقت معانی کتاب الهی گردیده و محرومیت نفوس از رسیدن به سعادت را در پی دارد در پنج دسته زیر خلاصه نموده است. 1- نقص ذات و گوهر قوه عقل. 2- تیرگی ذات و خباثت گوهری عقل در اثر پیروی از تمایلات شهوانی و گناهان. 3- انحراف قوه عاقله از جهت مطلوب و روی‌گردانی آن از حقیقت. 4- حجاب تقلید، تعصب، سطحی‌اندیشی و باورهای نادرست. 5- نادانی نسبت به جهت و سمت و سوئی که به رسیدن به مطلوب را در پی دارد. (ملاصدرا،1381: 18-20) همچنین در کتاب مفاتیح الغیب ضمن برشمردن مراتب فهم قرآن، یکی از شرائط شناخت معنای قرآن را پیراسته شدن از موانع فهم می‌داند. او موانع فهم را به درونی و بیرونی و هر یک را به عدمی و وجودی تقسیم می‌کند. از دیدگاه وی قلب آدمی در درک حقایق همانند آینه‌ای است که تصوبرهای دیدنی در آن نقش می‌بندد. برخی از حجاب‌ها مانند زنگار، تیرگی و صیقلی نبودن، از درون آینه مانع انعکاس تصویر می‌شود. در مقابل برخی دیگر از موانع مانند وجود حائل از بیرون آینه انعکاس را ناممکن می‌کنند: (ملاصدرا،1354: 368 -370) اگر بخواهیم مصداقی بحث کنیم می بینیم ملاصدرا در مواضع گوناگون از آثار خویش به آیاتی از قرآن که معرفت قلبی را مطرح نموده و آن را اساس ایمان معرفی می‌کند، اشاره و استناد می‌نماید. این حکیم همراه و هماهنگ با آیات وحی بارها به بحث از موانع این نوع از معرفت توجه نشان می‌دهد. صدرا معرفت قلبی را امری دارای درجات و مراتب می‌داند و متناظر با آن موانع شناخت قلب را که در قران کریم از آن به نابینائی (عمی) تعبیر شده («فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی اَلْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی اَلْقُلُوبُ اَلَّتِی فِی اَلصُّدُورِ») را هم دارای شدت و ضعف معرفی می‌کند و این دیدگاه او از مراتب(تشکیک) وجود که یکی از مبانی فلسفی اوست گرفته شده است. (ملاصدرا،1366الف: 4/57) برخی از این موانع عبارتند از: 1-غشاوه فَأَغْشَیْنٰاهُمْ فَهُمْ لاٰ یُبْصِرُونَ‌« 2-ختم«خَتَمَ اَللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ‌» 3-طبع «بَلْ طَبَعَ اَللّٰهُ عَلَیْهٰا بِکُفْرِهِمْ‌» 4-رین «کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ‌» بدین‌س
ارزیابی انتقادی حسن حنفی در علم کلام با تأکید بر آراء علامه طباطبایی
نویسنده:
سمیه صدیقی؛ استاد راهنما: نصرالله آقاجانی؛ استاد مشاور: نسرین میانجی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
اندیشه ادراک بین فلسفه اسلامی و فلسفه غربی (علامه طباطبایی و شهید صدر / دیوید هیوم و امانوئل کانت) به عنوان نمونه
نویسنده:
محمد بنعماره؛ استاد راهنما: أحمد ماجد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش به نظریه ادراک انسان بین فلسفه های اسلامی و غرب می پردازد و دو الگو را برای مکتب اسلامی انتخاب کرده است: آقایان محمد حسین طباطبایی و محمدباقر صدر و برای فلسفه غرب دیوید هیوم و ایمانوئل کانت را برگزیده است. موضوع ادراک یکی از ارکان پژوهش فلسفی است که بین یک مکتب فلسفی و مکتب دیگر تمایز قائل می شود. زیرا گفتن اینکه ادراک صرفاً حسی است و نمی توان آنچه را که توسط حواس ظاهری یا درونی هدایت نمی شود، همانطور که هیوم و مکتب تجربی به طور کلی استدلال می کردند، درک کرد، منجر به نگاه مادی به هستی و انسان می شود. در حالی که گفتن از دوگانگی حس و عقل در ادراک، همان طور که کانت در نگاه خود به این دوگانگی می گوید، یا علامه طباطبایی و شهید صدر در ترکیب حس و عقل می فرمایند، به دیدگاه متفاوتی از وجود و انسان منجر می شود. . بررسی موضوع ادراک و علم در فلسفه از دو جنبه است که به هم پیوسته اند، یعنی: هستی شناسی (هستی شناسی) و نظریه معرفت (معرفت شناسی). بررسی ادراک از منظر هستی شناسی موضوعاتی را مطرح می کند: اثبات منشأ وجود ادراک و مجرد بودن آن، رابطه ادراک با ادراک کننده و ادراک شده، پرداختن به وجود روح و چگونگی ادراک آن و... رابطه روح و علم ... ادراک از منظر نظریه معرفت به بررسی منابع و حدود و ارزش آن می پردازد. از این رو، پژوهش به یک مقدمه و چهار فصل تقسیم شد: مقدمه، ادراک را در زبان و اصطلاح تعریف کرد و علوم مختلفی را که ادراک را تحقیق می‌کرد، نشان داد. فصل اول با برجسته کردن توالی تاریخی نظریه، که از فیلسوفان یونان شروع می شود و به فلسفه مدرن در غرب ختم می شود، به ادراک پرداخته و دیدگاه پنج فیلسوف مسلمان را روشن می کند. فصل دوم به ادراک از نظر هیوم و کانت می پردازد. فصل سوم از طریق علامه طباطبایی و شهید صدر به این موضوع پرداخته است. فصل چهارم نتایج مقایسه فیلسوفان چهارگانه را ارائه کرد. پژوهش با نتیجه‌گیری که شامل مهم‌ترین نتیجه‌گیری و نتایج بود به پایان رسید.
جامعه‌شناسی فلسفی از منظر علامه سید محمد حسین طباطبایی
نویسنده:
محمد پاکدین اصل؛ استاد راهنما: محمد کیوانفر؛ استاد مشاور: مصطفی فرهودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این رساله به بررسی چیستی و اساسی‌ترین ویژگی‌های جامعه بر اساس مبانی فلسفی علامه سیدمحمدحسین طباطبایی (ره) می‌پردازد. برخلاف فلسفه علوم اجتماعی که بر مطالعه منطق، متدها و شالوده مطالعات اجتماعی تمرکز دارد، جامعه‌شناسی فلسفی رسالت بررسی و تحلیل چیستی جامعه بر اساس مبانی و براهین فلسفی را بر عهده دارد تا بتواند حقیقت یک جامعه و احوال و لوازم آنرا تعریف و تحلیل نموده و به پرسش‌های بنیادین پیرامون حقیقت جامعه،‌ روابط حقیقی افراد با جامعه و جوامع با یکدیگر، میزان و شیوه تاثیر و تاثرات آنها و در نهایت حقوق طبیعی جوامع پاسخ دهد. اگرچه موضوع این تحقیق با موضوع علم جامعه‌شناسی که همان شناخت جامعه است مشترک است ولی به جهت تمرکزی که بر تحلیل مبانی فلسفی مورد نیاز برای دست‌یافتن به شناختی صحیح از جامعه دارد، بیش از آنکه یک پژوهش جامعه‌شناسانه باشد یک پژوهش فلسفی بوده و مبتنی بر برهان است. جامعه‌شناسی فلسفی آن هم از نوع اسلامی آن، نیازمند توجه به گستره تقریبا وسیعی از موضوعات و مبانی فلسفی است و هم‌یاری و تعامل بسیار «مبانی عقلانی» و «گزاره‌های وحیانی» بویژه در آثار و نظام فکری علامه طباطبایی، ضرورت داشتن نگاهی فراگیر به موضوع این رساله در آثار فلسفی و تفسیری علامه طباطبایی را برجسته می‌کند. علامه طباطبایی قائل به وحدت حقیقی بین افراد جامعه است و جامعه را یک موجود واحد می‌داند. تعهد به مرزبندی علوم و روش‌های مخصوص هر یک، علامه را واداشت تا دلایل عقلی و وحیانی مرتبط با موضوع فوق را به صورت جداگانه مطرح نماید که بررسی این ادله و نشان‌دادن میزان مطابقت یافته‌های عقلانی و تفاسیر وحیانی در این موضوع بر عهده این رساله است. پرسش اصلی این رساله درباره چیستی جامعه متوجه این پرسش بنیادی است: از آنجایی که طبق نظر علامه جامعه یک واحد حقیقی است، به موجب دلایل عقلانی و وحیانی، چه عواملی موجب ایجاد وحدت در جامعه هستند؟ همچنین، چنانچه جامعه از ترکیب حقیقی افراد تشکیل شده است، آیا این واحد جدید دارای حیات نباتی است یا حیوانی یا انسانی یا اَبرانسانی؟ و بسته به پاسخِ پرسش قبل، ‌رابطه فرد با جامعه و بالعکس و نیز رابطه جوامع با یکدیگر به چه صورتی خواهد بود و در صورت تعارض منافع،‌ اولویت با کدام است؟ با توجه به پرسش‌های فوق، چه عواملی، طبق براهین فلسفی و ادله وحیانی، موجب تقویت یا تزلزل بنیان‌های جامعه می‌شوند؟ علامه طباطبایی با استناد به آیات 19 از سوره یونس و 213 از سوره بقره،‌ اولین باری را که بشر متوجه منافع اجتماع شد و بطور تفصیل (و نه ناخودآگاه) به مصالح آن پی برد و در صدد حفظ آن مصالح بر آمد را زمانی می‌داند که اولین پیامبر الهی در میان بشر مبعوث شد.(المیزان،‌ج4،‌ 147) او همچنین معتقد است که اسلام اولین دین در میان همه ادیان و همه سنت های فکری بوده است که به سوالات اصلی فلسفه اجتماع پرداخته و بنیان خود را بر اجتماع گذاشته است و صراحتا آنرا اعلام نموده است. او حکومتی را که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در مدینه بنا کرد را نمونه همین نگاه اجتماعی اسلام می‌داند. علامه معتقد است قرآن بیش از آنکه به تاریخ افراد پرداخته باشد به تاریخ امت‌ها پرداخته است و این به جهت این است که قرآن امت‌ها (جوامع) را یک موجود واحد می‌داند که دارای وجودی است غیر از وجودی که افراد آن جامعه دارند. او می‌گوید بعد از قرآن اولین کسی که درباره تاریخ جوامع (نه افراد آن) نوشتند افرادی چون علی‌بن حسین مسعودی (896-957) و ابن خلدون (1332-1406) و اگوسنت کنت فرانسوی (1798-1857) بود (همان، ص 152-153). علامه با استناد به آیات قرآن قائل به وجود حقیقی برای جامعه بوده و‌ هفت مورد از ویژگی‌های جوامع که قرآن درباره آنها صحبت می‌کند را برجسته می‌کند که از قرار زیر هستند: 1. عمر و أجل داشتن،‌ 2. شعور داشتن 3. کتاب آسمانی داشتن 4. عمل داشتن 5. اطاعت داشتن 6. عصیان داشتن 7. خلاف‌کار بودن (ضد قوانین عقلائی عمل‌کردن) برخی امت‌ها. ایشان در آثار فلسفی خویش برای دو مورد از این آثار تبیین برهانی ارائه کرده‌اند. در این رساله علاوه بر تبیین و بررسی نظریات مرحوم علامه درباره چیستی جامعه و ویژگی‌های اساسی آن، نوآوری‌های زیر انجام می‌پذیرند: 1. بررسی ادله فلسفی علامه طباطبایی درخصوص چیستی جامعه و عوامل وحدت‌بخش و ویژگی‌های اساسی آن 2. بررسی و نقد برخی از نقدهای وارد شده بر نظریات جامعه شناسانه علامه طباطبایی 3. ارائه استدلال‌های برهانی برای تمامی آثاری که علامه در تفسیر المیزان به جامعه نسبت می‌دهد. 4. ارائه پاسخی فلسفی به پرسش اصلی رساله که در آثار علامه به ان پرداخته نشده است. 5. مقایسه و بررسی میزان تطبیق براهین فلسفی و قرآنی درباره ماهیت، هویت و ویژگی‌های اصلی جامعه. در بخش پیشینه پژوهش توضیحات بیشتری در این باره آمده است.
رابطه عقل واخلاق از دیدگاه امام غزالی و علامه طباطبایی
نویسنده:
داور محمدزاده پیرلو؛ استاد راهنما: عین اله خادمی؛ استاد مشاور: عبداله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اخلاق و عقل دو رکن اساسی در فلسفه و اندیشه اسلامی هستند که تأثیر عمیقی بر رفتارها و ارزش‌های انسانی دارند. بررسی رابطه بین این دو مؤلفه، به‌ویژه از دیدگاه دو متفکر برجسته مانند امام غزالی و علامه طباطبایی، امری ضروری است که می‌تواند به فهم عمیق‌تر مبانی اخلاقی و جایگاه عقل در نظام فکری اسلامی کمک کند. این پژوهش با هدف تبیین نظرات این دو اندیشمند درباره‌ی عقل، اخلاق و رابطه‌ی آنها و همچنین تحلیل وجوه تشابه و تفاوت آرای ایشان صورت گرفته است. روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. در ابتدا، آرای امام غزالی و علامه طباطبایی درباره‌ی عقل و اخلاق به‌طور جداگانه و با استناد به آثار اصلی ایشان تبیین شده است. سپس،رابطه‌ی عقل و اخلاق از دیدگاه هر یک از این دو متفکر تحلیل و بررسی شده است. در نهایت، وجوه تشابه و تفاوت آرای غزالی و طباطبایی در این زمینه مقایسه و تحلیل شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که امام غزالی بر اهمیت وحی و شریعت در شناخت و عمل به اخلاق تأکید دارد و عقل را در حوزه‌ی اخلاق، ابزاری فرعی می‌داند. در مقابل، علامه طباطبایی بر توانایی عقل در شناخت اصول اخلاقی تأکید می‌کند و معتقد است که عقل می‌تواند به‌طور مستقل به درک خیر و شر دست یابد. با این وجود، هر دو متفکر بر اهمیت عقل در فهم و تفسیر متون دینی و همچنین در به‌کارگیری اصول اخلاقی در زندگی تأکید دارند.
تحلیل مقایسه ای مراحل و مؤلفه های بنیادین تجربیات نزدیک به مرگ با آرای معاد شناختی علامه طباطبایی
نویسنده:
فاطمه اسدی؛ استاد راهنما: کمال صحرایی اردکانی، احمد زارع زردینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مبحث معاد، در کنار باور به زندگی جاویدان انسان همواره یکی از تاریخی‌ترین جنبه‌های اعتقادی ملازم با هبوط بشر به زمین بوده است. از این رو در بسیاری از ادیان، ادبیات گسترده‌ای حول موضوع معاد شکل گرفته است که در این میان، بیشترین حجم از آن تعالیم ادیان ابراهیمی است. در گذر از این نکته، باید به پدیده تجربیات نزدیک به مرگ اشاره کرد که اخیراً در برهان‌های پسینی اثبات جاودانگی روح و برخی گزاره‌های معاد شناختی جایی برای خود گشوده است. این مهم از حوزه‌های جدید دانشی زیر شاخه علوم فلسفه دین و فرا روان‌شناسی و از منظر درون دینی، علم کلام اسلامی در حوزه معاد شمرده می‌شود. عمر این تجربیات به قدمت تاریخ پیدایش بشر بر روی زمین است اما در مطالعات معاصر به طرز مدوّن و ساختار یافته از منظر علوم گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. عناصر مشترک و هم‌سانی در این تجارب در بین ملل، مذاهب و نژادهای گوناگون از سراسر جهان گزارش شده است. در رساله حاضر برخی ادراکات پر تکرار و بنیادین در این تجربیات انتخاب و سپس بر اساس دفعی یا مستمر بودن پدیده، به دو بخش مراحل و مؤلفه‌ها تقسیم شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و منابع صوتی و تصویری که در آرشیو مجموعه‌های رسمی کشور، موجود است، انجام گرفته است. پس از تحلیل و بررسی مؤلفه‌ها با آرای معاد شناختی فیلسوف و مفسر معاصر علامه سید محمد حسین طباطبایی مقایسه صورت گرفته است. در این مطالعه از مجموع مؤلفه‌های منتخب، یازده مرحله و مؤلفه‌ بنیادین تجسم اعمال، مرور زندگی، رؤیت نور عظیم درخشان، احساس حضور فرشته محافظ، برخورد و تزاحم شیاطین، بهره‌مندی از شفاعت مقربین، تشدید قدرت حواس، دست‌یابی به آگاهی گسترده و احوال سایر انسان‌ها، ادراک یگانگی با هستی، ادراک انس و آشنایی با محیط و بازگشت به موطن اصلی و دیدار با آشنایان درگذشته، در آرا و آثار علامه احراز و با استنباط و تحلیل به همراه شواهد دیگر تأیید و صحت آنان در گزارش‌های منقول از این تجربیات به اثبات رسید. مؤلفه عبور از گذرگاه نورانی نیز به صورت طرح احتمال در آرای علامه طباطبایی مطرح شده است.
عالم فرشتگان از دیدگاه علامه طباطبائی (ره)
نویسنده:
زینب الهدی شهریاری فرد؛ استاد راهنما: معصومه اسماعیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در فلسفه ی اسلامی اعتقاد بر این است که خداوند یک موجود مجرد واحد و بسیط است، از طرف دیگر در این عالم کثراتی دیده میشود که نمی توان آن را انکار کرد و همچنین عالمی ماده عالمی غیر مجرد است، اما در عین حال با توجه به این که خداوند علت تامه و علت نهایی همه موجودات است خلقت این عالم نیز به فاعلیت خداوند بر می گردد. با توجه به این سوالی پیش می آید که در قوس نزول خداوند که این خصوصیات را دارد چگونه از او این همه کثرت صادر شده و دیگر این که خداوند مجرد چگونه با این عالم ماده - که تجرد و ماده سنخیت باهم ندارند ارتباط بر قرار میکند؟ و آن را به وجود آورده ، همچنین انسان و موجودات دیگر چگونه با خداوند در قوس صعود ارتباط بر قرار می کند. مطلبی که به دست می آید این است که یک عالمی باید باشد که مظهر صفات الهی و واسطه ی خلقت و فیض میان خداوند و بقیه عوالم باشد و در قوس صعود هم برای حصول معرفت و سعادت رابطه ی انسان خداوند واسطه باشد. در فلسفه اسلامی شخصیتهای مانند بو علی سینا ، شیخ اشراق ، ملا صدرا و دیگران به این مطالب پرداختند از جمله علامه طباطبائی که این تحقیق نظر ایشان را مورد بر رسی قرار می دهد.
معرفت نفس از دیدگاه علامه طباطبایی و دلالت های آن در تربیت اخلاقی
نویسنده:
سجاد علی پور؛ استاد راهنما: اکبر رهنما؛ استاد مشاور: محسن فرمهینی فراهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تربیت اخلاقی یکی از بنیادی‌ترین نیازهای جوامع انسانی است که همواره مورد توجه اندیشمندان، مربیان و مکاتب فلسفی و عرفانی بوده است. در این میان، معرفت نفس به‌عنوان یکی از ارکان اساسی فلسفه و عرفان اسلامی، رویکردی منحصر‌به‌فرد به مسئله تربیت اخلاقی ارائه می‌دهد. از دیدگاه علامه طباطبایی، معرفت نفس نه‌تنها پیش‌نیاز خودشناسی و تکامل فردی است، بلکه زیربنای تحقق اخلاق الهی و عبودیت حقیقی محسوب می‌شود. ازاین‌رو، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که معرفت نفس از دیدگاه علامه طباطبایی چه دلالت‌هایی برای تربیت اخلاقی دارد و چگونه می‌توان این دلالت‌ها را در قالب یک مدل تربیتی منسجم ارائه داد؟ این پژوهش به روش کیفی و تحلیلی-استنباطی و بر اساس روش ضرورت عقلی و سازواری و انسجام مفهومی انجام شده است. در بخش نظری، ابتدا مبانی معرفت نفس در آثار علامه طباطبایی بررسی شده و سپس مفاهیم مرتبط با تربیت اخلاقی در چارچوب معرفت نفس تحلیل گردیده است. در ادامه، استلزامات تربیت اخلاقی مبتنی بر مبانی معرفت نفس استخراج شده و گزاره های تجویزی مشتمل بر اهداف و اصول تربیت اخلاقی بر پایه معرفت نفس ارائه شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که معرفت نفس در اندیشه علامه طباطبایی، نه‌تنها مقدمه‌ای برای درک حقیقت وجودی انسان است، بلکه راهی برای تحقق توحید عملی و نیل به اخلاق الهی به شمار می‌آید. بر این اساس، تربیت اخلاقی باید بر سه سطح هدف‌گذاری بنا شود: هدف غایی: تحقق توحید عملی که بالاترین مقصد تربیت اخلاقی است. اهداف عالی شامل نیل به مقام ولایت و ورود به عالم اخلاص و هدف کلی؛ تجلی اسما و صفات الهی در انسان، که نتیجه تحقق اهداف عالی است. علاوه بر این، پژوهش حاضر هشت اصل اساسی برای تربیت اخلاقی بر اساس معرفت نفس را استخراج و معرفی کرده است که عبارتند از: ضرورت پرورش محبت و ابتنای زندگی بر اساس آن، مراقبه و محاسبه، ضرورت حضور استاد در فرآیند تربیت اخلاقی، پیوند اخلاق فردی و اجتماعی، توجه به تأثیر محیط و شرایط اجتماعی، تدریج و استمرار در تربیت اخلاقی، التزام به عبادات، ذکر و ریاضت‌های شرعی، لزوم توجه به قابلیت و ظرفیت افراد در تربیت اخلاقی.
  • تعداد رکورد ها : 4599