جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 938
زمینه های پیدایش خرابات و تطورات آن در متون عرفانی
نویسنده:
خلیل بهرامی قصرچمی ,عبدالرحیم عناقه ,سمیه سبزواری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان ,
چکیده :
مفهوم خرابات از بعد لغوی و سپس جایگاه خاص آن در آئین مهرپرستی به دلایل متعددی آن گونه که می بایست مورد بررسی واقع نشده و معنای مستقلی که جامع و مانع باشد برآن مترتب نگردیده است. سیر تاریخی و تطور لغوی و مشربی این واژه نشان می دهد، خرابات در اصل همان «خورآبه» در آیین میترائیسم بوده که با طی مراحلی دشوار، سالک طریق آن مشرب به آنجا ره می یافته است. بعد از اسلام و ظهور مشرب عرفان و تصوف این واژه و مفهوم، با بسامدی فراوان در آثار عرفانی و ادبی متجلی گردید و در ادبیات قلندرانه چنان راه یافت که هر کس به ظن خود از آن تعبیری نمودو متاسفانه نقب انحرافی از این واژه به وجود آمد که با اصل جایگاه خاصی که در آیین میترائیسم داشت؛ تفاوت کلی دارد و متاسفانه در مفهوم عام، به عشرتکده و شرابخانه، نقل به معنی گردید. نگارنده در این مقاله بر آن است تبیین نماید که اصل مفهوم خرابات بر خاسته و برگرفته از چه آیینی است و سیر تاریخی آن چگونه است؟
صفحات :
از صفحه 161 تا 193
بررسی اصل معرفت و خداشناسی از دیدگاه مولانا در مثنوی و مقایسه آن با جهان بینی شبستری در گلشن راز
نویسنده:
لیلی عباسی منتظری ,نوازاله فرهادی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان ,
چکیده :
معرفت و خداشناسی شرط اساسی ورود به طریقت و نیل به حقیقت است. در واقع تلاش انسان همواره بر این مبنا بوده است تا حقانیت ذات خداوند را از راه های مختلف شناخته و از این رهگذر حس فطری پرستش را در درون خویش ارضا نماید، هرچند که هنوز هم بعد از گذشت قرون متمادی نتوانسته است به کنه ذات حق تعالی پی ببرد و تلاش وی در این زمینه در حد و مرز اندیشه محدود مادی تاحدودی ناکام مانده است. اگرچه در طول تاریخ افراد بسیاری این اصل و جنبه های مختلف آن را بررسی کرده اند، اما به نظر می رسد صوفیه ژرف تر به این موضوع پرداخته اند؛ خاصه عارفان بزرگی نظیر مولانا جلال الدین محمد بلخی و شیخ محمود شبستری. این مقاله کوششی در جهت بررسی جهان بینی این دو عارف در حیطه مساله معرفت و چگونگی رسیدن به شناخت بهتر خداوند است.
صفحات :
از صفحه 161 تا 183
بررسی نقش نشانه ها و نمادواژه ها در زبان شعری مولانا با رویکرد نشانه شناسی
نویسنده:
فاطمه رحیمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان,
چکیده :
در زبان عرفانی مولانا بسیاری از تعالیم عرفانی و تجربه های معنوی از طریق نشانه ها و نماد واژه هایی بیان می شود که وی آنها را گاه به صورت نشانه های فرازبانی و نمایه ای و گاه به صورت نشانه های شمایلی و نمادین در قالب تشبیه و تمثیل و استعاره آورده است. در زبان مولانا بسیاری از نشانه های تکراری که در ادبیات عرفانی در قالب تشبیهات و استعاره های شناخته شده کاربرد دارد، به نشانه هایی با قابلیت تفسیرهای جدید تبدیل گردیده و گویی روح تازه ای در قالب عبارت و واژگان دمیده شده و معناهای تازه ای در ذهن مخاطب ظهور پیدا می کند. مولانا بسیاری از نمادواژه ها و نشانه های نمادین را با توجه به تجربه های عمیق خود، دلالت تازه ای بخشیده و تفسیری جدید از این نشانه ها را فرا روی مخاطب می نهد. این گونه تغییر و استحاله در نشانه های نمادین، علاوه بر آن که نشان گر تقلیدگریزی ذهن مولاناست، در بسیاری اوقات در حکم نشانه ای نمایه ای است که تا حدودی جنبه هایی از اندیشه و مکتب عرفانی وی را نشان می دهد. نشانه های نمایه ای در اشعار مولانا را می توان اغلب نشانه های فرازبانی دانست که ظاهرا در بسیاری از موارد به صورت ناخودآگاه در زبان شاعر به کار رفته است. ظاهرا بی اعتنایی مولانا نسبت به رعایت صورت برخی الفاظ و عبارات و سایر مسامحات لفظی در زبان وی را می توان نشانه ای از کارکرد ابزاری «لفظ» و ناچیز یودن آن در برابر اهمیت و اصالت «معنا» نزد وی تلقی نمود.
صفحات :
از صفحه 29 تا 55
آفتابی در میان سایه ای (جلوه های انسان کامل در مثنوی مولانا)
نویسنده:
ناصر ناصری , فریبا جلالی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان,
چکیده :
با سیر در دنیای داستان های مثنوی به ردپای سالکان طریقت و عارفان حقیقت برمی خوریم که در کوچه پس کوچه های افکار مولانا، سبیل سعادت پیموده و نغمه روح نواز زندگی واقعی را با نوای نی مولانا در بزم بیدلی عاشقانه سروده اند و در میدان کسب حقایق معانی، گوی سبقت از دیگران ربوده اند و در کمال بندگی و خلوص نیت، سر تعظیم بر آستان بارگاه احدیت سوده و از خواهش های خویشتن خویش به کلی آسوده اند.انسان کامل مولانا از یک سو عارفی است از خود تهی و سرشار از روح خدایی، که در لحظات بی خودی به دریافت حقایق معانی و موهبت نعمت های معنوی الهی نایل آمده است و از طرف دیگر عاشق دل سوخته ای است که آتش در دل مشتاقان حضرت احدیت زده، از قابلی به مقبولی رسیده و مستغرق دریای وحدت الهی گردیده است. او مظهر اسماء و صفات الهی است و متصرف در جهان هستی؛ قلب جهان و علت غایی خلقت است.
صفحات :
از صفحه 103 تا 128
تجلی عشق در اشعار مولانا
نویسنده:
خداویردی عباس زاده ,هانیه طاهرلو
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان ,
چکیده :
عشق و محبت، اکسیر حیات است و بهانه بودن؛ و اگر عشق نبود، هیچ نبود. این معنا در جهان بینی عرفانی که آثار مولانا نمونه های درخشان آن است، ژرف تر و لطیف تر بیان می شود. عرفا معتقدند که اصل همه محبت ها حضرت حق است و از اوست که محبت در همه هستی جاری و ساری می شود. عشق، راز آفرینش و چاشنی حیات و خمیرمایه تصوف و سرمنشاء کارهای خطیر درعالم و اساس شور و شوق و وجد و نهایت حال عارف است که با رسیدن به کمال، به فنا در ذات معشوق و وحدت عشق و عاشق و معشوق منتهی می شود.عشق ودیعه ای الهی است که در وجود انسان نهاده شده و با ذات و فطرت وی عجین گشته و انسان پیوسته به دنبال معبود و معشوق حقیقی بوده است. مولانا می گوید:ناف ما بر مهر او ببریده اند عشق او در جان ما کاریده اندمولانا به سبب سوز عشقی که در دل دارد پله پله مقامات تتبل تا فنا را پشت سر می نهد تا به ملاقات معشوق حقیقی نایل آید. عشقی که مولانا از آن صحبت می کند عشق حقیقی و راستین است نه عشق های رنگین که عاقبت به ننگ انجامد.
صفحات :
از صفحه 93 تا 119
خلوت و عزلت از دیدگاه ابوحامد غزالی، مولوی، و امام خمینی(ره)
نویسنده:
زهرا جبرائیل‌زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
خلوت و عزلت از دیرباز تا کنون جزو سنت‌ها و رسوم رایج در عرفان ادیان و مکتب‌های مختلف جهان بوده است و سالکان بسیاری در طول تاریخ آن را همچو شیوه سلوکی خود برگزیده‌اند. در تصوف و عرفان اسلامی نیز سالکان و عارفان بسیاری با استفاده از این شیوه به سیر وسلوک پرداخته و علی الادعا به نتایج شهودی و معرفتی مطلوبی دست یافته‌اند. با وجود این، عزلت در عرفان اسلامی دارای مخالفانی –هم از سوی عارفان و هم غیر عارفان- است که آن و یا دست‌کم برخی از انواع آن را –همچون چله- بر خلاف دین اسلام پنداشته و سنتی برآمده از سایر ادیان و مکتب‌ها دانسته‌اند. از سوی دیگر، عزلت سنتی است که با وجود دارا بودن فوائد و ثمرات سلوکی بسیار، آفاتی نیز دارد که برخی از آن‌ها فردی و برخی دیگر اجتماعی‌اند. در این میان برخی از موافقان عزلت کوشیدند با ارائه راه‌حل‌هایی این معضل را حل کنند تا سالک ضمن بهره‌مندی از ثمرات و فواید عزلت از آفات آن در امان بماند.از میان سه عارفی که آثارشان مورد بررسی قرار گرفت، غزالی به مثابه یک متکلم و عارف خوفی جزو موافقان عزلت است. او در عین التفات به ثمرات عزلت در حیات معنوی آفات آن را هم مد نظر داشته است. وی راه رهایی از آفات عزلت را هم‌جواری با یک دوستِ همراه می‌داند که تضمین‌کننده سلامت روان سالک در عزلت بوده و او را در برابر خطرات غلبه تنهایی در امان می‌دارد. باوجود این، در برابر آفات اجتماعی عزلت، راه حلی ارائه نمی‌دهد. مولوی عارف دوم مورد بررسی پایان‌نامه حاضر، عارفی است که برخلاف غزالی جزو مخالفان عزلت و قائلین به صحبت است. راه حل او برای رفع این مشکل، نیل سالک به خلوت در انجمن است. در واقع، او بر آن است که اگر سالک بتواند خود را به مرتبه‌ای برساند که حضور در اجتماع مانع از تمرکز فکر و حضور قلب او از یاد خدا نشود، می‌تواند علاوه بر استفاده از فواید عزلت از آفات آن برکنار بماند. راه‌حل وی برای حصول به این نتیجه صحبت با پیر است.امام خمینی نیز همچون مولوی جزو مخالفان عزلت و موافقان صحبت است. او نیز چون مولوی راه حل این معضل را حصول به مرتبه خلوت در انجمن می‌داند که در آن عارف علاوه بر حضور در جامعه و انجام وظایف اجتماعی خود از یاد خدا نیز غافل نمی‌شود.
معراج در تفاسیر عرفانی
نویسنده:
سیدنادر محمدزاده ,بهروز کثیرلو
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان ,
چکیده :
در این مقاله به دنبال بررسی مفهوم معراج از منظر قرآن کریم، تفاسیر، به ویژه تفاسیر عرفانی هستیم. معراج مفهومی دینی، عرفانی است که در ادیان دیگر نیز سابقه دارد. معراج از نظر برخی، جسمانی و از نظر برخی روحانی است، گروهی هم آن را جسمانی و روحانی تفسیر کرده اند. از معراج پیامبر گرامی اسلام (ص) در دو سوره از قرآن کریم (سوره مبارکه اسراء و نجم) به صراحت سخن رفته است. مقصود از معراج روحانی همان تدبر در مصنوعات الهی و مشاهده جلال و جمال وی، استغراق در فکر و ذکر حق و سرانجام رهایی از قیود مادی و علایق دنیوی و عبور از مراتب امکانی در مراحل باطنی و قلبی است.دراین سفر روحانی، پیامبر (ص) تمام مراتب و عوالم را سیر می کند، حتی به مقامی بالاتر از فرشتگان می رسد. در حقیقت از نظر عرفا، معراج حضرت محمد (ص) نمونه الهی صعود عرفانی است که دیگران هم با داشتن شرایط می توانند نه به اندازه پیامبر، بلکه هر کس متناسب با ظرفیت عرفانی وجود خویش در این راه قدم بگذارد.
صفحات :
از صفحه 53 تا 95
مفهوم عشق از دیدگاه روزبهان بقلی
نویسنده:
محمودرضا اسفندیار، فاطمه سلیمانی کوشالی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی,
چکیده :
عشق در تصوف عاشقانه روزبهان بقلی جایگاه ممتازی دارد. این عارف بزرگ قرن ششم قمری در ادامه سنتی که از قرون قبل آغاز شده بود، مفهوم عشق را به شکل برجسته ای در آثار خود، به ویژه در عبهرالعاشقین، مطرح کرد. در واقع روزبهان بنای طریقت خویش را در تصوف بر عشق نهاد و گستره این مفهوم در اندیشه وی تا بدان جاست که عشق را در تمام مراتب هستی، از بالاترین تا نازل ترین مرتبه ساری می داند. از نظر او عشق از صفات حق است و چون ذات و صفات حق از هم جدا نیستند، پس عشق نیز چون ذات حق قابل توصیف نیست، و تنها عشق قادر به وصف خود است. عشق را حد و نهایتی نیست و تنها عشق است که می تواند رابطه میان مخلوق و خالق را به رابطه عاشقانه میان عاشق و معشوق بدل سازد. روزبهان ضمن توجه به انسان به عنوان تجلی جمال الهی، به حسن و زیبایی ظاهری در انسان و تاثیر آن در ایجاد عشق در عاشق، عنایت بسیار دارد و میان حسن و عشق پیوند ازلی برقرار می بیند. او عشق انسانی را نردبانی برای رسیدن به عشق ربانی می داند و با ارائه تقسیم بندی هایی از انواع عشق، چگونگی طی این طریق را بیان داشته است.
صفحات :
از صفحه 31 تا 46
سیمای ادبی زردشت، مانی و مزدک در آثار منظوم فارسی
نویسنده:
محمدجواد شریعت، مریم السادات خبوشانی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی,
چکیده :
نظر به تاثیر تاریخ باستان در ادبیات فارسی نگارنده در نظر دارد سیمای ادبی سه شخصیت برجسته ایرانی یعنی زردشت، مانی و مزدک را در آثار منظوم فارسی مقایسه نماید. ناگزیر، پس از بررسی ردپای آنها در متون نظم و شناخت دیدگاه شعرا نسبت به این سه نام آور در می یابیم که زردشت بیش از دو دیگر کانون توجه ادبا، البته در جهت ذم و نکوهش وی بوده است. همچنین شعرا به جنبه هنری و مضامین زیباسازی مانی بدون در نظر گرفتن پیامش توجه داشته اند، حال آنکه مزدک همواره مورد بی اعتنایی و مذمت شدید شعرا قرار گرفته است. از دلایل کم توجهی برخی شعرا به این بزرگان می توان به غرض ورزی های سیاسی- مذهبی معاندان، بی اطلاعی شعرا از احوال پیشینیان و نیز نفوذ اسلام در ایران و رد این سه آیین توسط مسلمانان اشاره کرد. به نظر می رسد که توجه بیش از حد به جنبه هنری مانی نیز به دلیل پنهان کردن و مرموز بودن عقاید او می باشد.
صفحات :
از صفحه 13 تا 31
تغییر دین تدریجی آگوستین به مسیحیت
نویسنده:
مهدی حسن ‌زاده، الهام موحدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی,
چکیده :
برخلاف نظریاتی که در آنها تغییر دین آگوستین به مسیحیت دفعی و اتفاقی تلقی شده است، این تغییر، چهارچوب یک فرایند را دارد. عوامل زمینه ای، مانند سیاست دینی وقت، خانواده، اقتصاد و نیز تجربیات شخصی خود آگوستین باعث می شد که قوی ترین مقصد برای تغییر دین او مسیحیت باشد؛ زیرا در اکثر آنها مسیحیت کانون توجه و عنایت بود. عواملی هم چون بحران، جستجو و فعالیت، برخورد با مبلغ، و تعامل با کسانی که یا تجربه مسیحی شدن داشتند و یا سرنوشت کسانی را با چنین تجربه ای برای او بازگو می کردند، گرایش وی را به مسیحیت بیشتر کرد و از نظر عقلانی او را در این باره مجاب ساخت. در نهایت، تجربه شنیدن صدای کودک منجر به تصمیم او به پذیرش نهایی مسیحیت شد. ادامه روند تغییر دین وی را می توان در آثار آن، یعنی آرامش باطنی پیدا شده برای آگوستین، و تاثیر خود او بر مسیحیت دنبال کرد.
صفحات :
از صفحه 33 تا 52
  • تعداد رکورد ها : 938