مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 342
معرفی کتاب: مدخلی بر معرفت شناسی معاصر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 131 تا 136
معرفی اصطلاحات معرفت شناسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 191 تا 196
بررسی و مقایسه ی پیامدهای حل معضل «دوگانه انگاری نفس وبدن» از بُعد معرفت شناسی در فلسفه ملاصدرا و گیلبرت رایل
نویسنده:
فاطمه راحمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی و مقایسه ی پیامدهای حل معضل)) دوگانه انگاری نفس وبدن(( از بُعد معرفت شناسی در فلسفه ملاصدرا و گیلبرت رایلبه کوششفاطمه راحمییکی از مباحث مهم کهه امهوزز در حهوز ی فلسههه ی ذهه مطهو اسه ، اثبها موجهودی مجهود بههنها نهه ز نحهو ی ارتبها آن بها به ن جسهنانی اسه . در ایه نوشهرار سه ی بهو ایه شه ، تها بههبورسی ز مقایسهه ی آراء دز فیلسهو ) ملاصه را ز گیلبهو رایه ( کهه ههو که ا بهه نحهوی سه ی در -ح مسأله ی دزگانه انگاری نه ز به ن داشهره انه ز تهلا آن هها تهأثیواتی ههم بهو حهوز ی م وفهشناسههی گذاشههره اسهه بپههودازیم . ملاصهه را فیلسههو مسههلنان ، در مبحههث علههم الههنه خههود –کوشههی اسهه ، ضههن اثبهها زجههود نههه ز نحههو ی ارتبهها آن بهها بهه ن بسههیاری از مسههایلی را کهههفلاسهه ی پیش از از در حه ایه مشهک بها آن رز بهه رز بهود انه ، پاسه بگویه . از شهناخ نهه رابسیار مهم تلقهی مهی کنه ز آن را سهوآااز دیگهو م هار بهه خصهو خ اشناسهی مهی دانه . از طوفهیگیلبو رای ، فیلسهو تحلیه زبهان کهه یکهی از مخالههان سوسهخ نظویهه )) دزگانهه انگهاری نهه زبهه ن (( اسهه ز بهها اسههرهءاء از آن بههه )) افسههانه ی رز در ماشههی (( یههاد مههی کنهه ، زجههود موجههودمجودی بهه نها نهه را بهه کلهی انکهار کهود ز م رقه اسه ؛ ایه مسهأله ناشهی از )) خله مقهولی ((اسه . از نهه ز حها نهسهانی را بهه رفرارههای مشهاه پهذیو ارجها مهی دهه . دیه گا از در ایهزمینه سبب شک گیهوی مکربهی بهه نها )) رفرهارگوایی (( شه ، کهه در مقابه دزگانهه انگهاری نهه زب ن قوار دارد .کلمااات کلیاادی : 1 دزگانههه انگههاری نههه ز بهه ن 2 ملاصهه را 3 گیلبههو رایهه 4 م وفهه - - - -شناسی .
جهت داری علوم از منظر معرفت شناسی
سخنران:
نوع منبع :
سخنرانی , کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
قم - ایران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی,
چکیده :
کتاب «جهت داری علوم از منظر معرفت شناسی» متن تنظیم شده یکی از کرسی های نظریه پردازی و نقد اندیشه است که طی دو جلسه در تاریخ 21 بهمن ماه سال 83 و نیز 12 خرداد ماه سال 84 در محل پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شده است. نظریه پرداز این جلسه آیت الله سید مهدی میرباقری، هیئت نقد و بررسی، حجت الاسلام و المسلمین حسن معلمی و حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضا حاجی ابراهیم و دبیر کرسی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی سبحانی بودند. در ادامه گزارشی خلاصه از کتاب آورده شده است. نظریه پردازی این جلسه با با نقد نظریه «کاشفیت علم» در معرفت شناسی آغاز می شود و «تطابق با واقع» به عنوان معیار صدق و کذب معرفت نفی می شود. همچنین مبنای «حضور» بین نفس و صورت علم نیز که به تجرد و اتحاد بین نفس عاقل و معقول باز می گردد مورد مناقشه قرار گرفت. در این تحلیل، با جایگزین شدن «فاعلیت» به جای «علیت»، اراده فاعل در کیف فهم تأثیرگذار خواهد بود و اساساً تنها با فاعلیت، اشراف نسبت به علم قابل تبیین خواهد بود. پس از این ناقدان محترم به ارائه نقدهایی به برخی از لوازم این نظریه پرداختند که مهم ترین آنها عبارت است از: منجر شدن این نظریه به نسبیت و شکاکیت مطلق، از بین رفتن اصل تفاهم. در ادامه نظریه پرداز این کرسی به پاسخ به نقد ها پرداختند و بیان داشتند که اساساً «تطابق میان دو» علاوه براینکه هیچ دلیل و برهانی ندارد، بی معنا و خلاف بداهت است. ایشان حضور اراده در معرفت را دارای سطوح متفاوتی دانستد که در سطوح حداقلی معرفت، اراده ها هماهنگ بوده و همان مرحله پایگاه تفاهم قرار می گیرد. همچنین مطلق نبودن اراده ها و حاکمیت اراده های مافوق بر دیگر اراده ها را موجب پیدایش «نظام اراده های فاعلیتی» دانستند که این دستگاه معرفت شناسی را از نسبیت مطلق نجات می دهد. به عبارت دیگر این نظریه معتقد است که «اختیار» در «معرفت» دخالت دارد اما این دخالت، مطلق نبوده و به نظامی از اراده بر محور ربوبیت خدای متعال ختم می شود و هرگز به نسبیت مطلق نمی انجامد. در جلسه دوم حجت الاسلام معلمی میان دو بحث «وجود ذهنی» و «کاشفیت» تفکیک کرده و بیان داشتند پایگاه کاشفیت بر بحث وجود ذهنی و تجرد نبوده که با مناقشه در آن، تطابق و کاشفیت زیر سوال برود بلکه کاشفیت و خطاناپذیری آن مبتنی بر بداهت و علم حضوری است. علم حصولی نیز تا آنجا که مبتنی بر بدیهیات استوار گردد، خطاناپذیر و مطابق با واقع خواهد بود. نظریه پرداز این کرسی، در پاسخ به این مطلب به ناکافی بودن ادعای بداهت در تطابق اشاره کردند و تطابق میان دو را خلاف بداهت دانسته و ادعا کردند اساساً عدم تطابق بدیهی است! در اینصورت میان علم و معلوم، «تناسب» وجود دارد که با فرایند فاعلیتی علم سازگار است و نه «تطابق». به بیان ایشان، فهم و ارجاع آن به بیرون و کاشفیت نسبی فهم مورد قبول است ولی آنچه که مورد مناقشه است، تطابق صد در صدی است. فهم به حضور در نسبت بین تولی و ولایت تعریف می شود، پایگاه تفاهم نیز هماهنگی در پرستش و جهت است و تناسب در جهت پاگاه حقانیت و صدق می باشد. در ادامه حجت الاسلام حاجی ابراهیم به تفکیک میان «تطابق هستی شناسی» و «تطابق معرفت شناسی» پرداختند و اشکال صاحب نظریه را به خلط میان ایندو دانستند و اینکه تطابق به معنای عینیت دو شیء تنها از منظر هستی شناسی تصور دارد، در حالیکه انکشاف، تطابق معرفت شناسی است مانند تصویر انسان در آینه. ایشان در ادامه ضمن تعریف اقسام نسبیت گرایی، از نسبیت گرایی «معرفتی» دفاع کرده و نسبیت گرایی «معرفت شناسی» را نفی نمودند و نظریه مطرح شده را منجر به «نسبیت گرایی در صدق» دانستند چرا که برابری در فهم را منکر می شود. آیت الله میرباقری مجدداً بر ناممکن بودن «فهم برابر» تأکید کرده و نادیده انگاشتن خصوصیات فردی افراد را لازمه این ادعا دانستند. براین اساس فهم دو نفر هیچگاه برابر نخواهد بود هرچند فهم هماهنگ و متناسب ممکن است. اساس «تفاهم» هم بر «هماهنگی در جهت» می باشد که بر دو پایه «عقلانیت» و «ایمان» واقع می شود، بنابراین «عقلانیت» طریق جریان «ایمان» است. ایشان همچنین تفاوت مسیر انبیاء (ع) با فلاسفه را نیز به تفاوت در «انسان شناسی» این دو دانسته و انسان شناسی فلسفی را مبتنی بر انسان شناسی ارسطویی معرفی کردند که انسان را صرفاً به عقل نظری صرف تنزل می دهد. طبق این مبنا پیامبر اکرم(ص) نیز با کفار تفاهم می کند اما این بدان معنا نیست که فهم آنها برابر شده باشد. براین اساس فهم انسان در روابطی که با خداوند برقرار می کند و جهتی که انتخاب می کند (حق یا باطل) شکل می گیرد و متناسب با حساسیت هایی که برای او شکل می گیرد عالم را می فهمد. بنابراین نفس پیدایش معرفت، تابع جهت ایمان و کفر است. لازم به ذکر است که کتاب «مذکور» با تلاش پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ۲۰۸ صفحه در قطع رقعی تنظیم و تدوین شده است.
معرفت شناسي مفاهيم فلسفي در انديشه علامه طباطبائي و آيت‌الله مصباح
نویسنده:
زينب درويشي، محمدحسين ايراندوست، حسن معلمي
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تحليل و بررسي معقولات ثاني از گذشتۀ دور در ميان فيلسوفان مطرح بوده است. معرفت‌شناسي مفاهيم فلسفي به بررسي نحوه انتزاع اين مفاهيم مي‌پردازد و در نوشتار حاضر، با روش توصيفي ـ تحليلي، معرفت‌شناسي مفاهيم فلسفي در انديشه علامه طباطبائي و آيت‌الله مصباح واکاوي شده است. از رهگذر اين جستار مشخص مي‌شود که علامه طباطبائي نخستين فيلسوفي است که نحوه انتزاع مفاهيم فلسفي از جمله مفهوم وجود و عدم را مطرح ساخته است. به باور وي، مفاهيم فلسفي با بهره‌گيري از علم حضوري انتزاع مي‌شوند. آيت‌الله مصباح برخلاف علامه طباطبائي، علم حضوري و تجربه دروني را براي انتزاع هريک از نخستين مفاهيم فلسفي کافي نمي‌داند، بلکه معتقد است که علاوه بر آن بايد با هم مقايسه شوند و رابطه خاصي ميان آنها در نظر گرفته شود. به باور آيت‌الله مصباح، روش علامه طباطبائي در انتزاع مفاهيم فلسفي از عموميت برخوردار نيست.
نگاهی انتقادی به معرفت شناسی جدید
نویسنده:
/ نویسندگان نیکلاس اوریت، الیک فیشر,عنوان اصلی: ‎Modern epistemology: a new introduction.
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
معرفت شناسی ادراک از دیدگاه علوم شناختی و حکمت متعالیه
نویسنده:
نویسنده:الهه میرزاپور؛ استاد راهنما:اعلی تورانی؛ استاد مشاور :سیدعباس موسوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
بحث ادراک و معرفت از مسائل بسیار مهم فلسفی است که بخش قابل توجهی از مباحث فلسفه اسلامی ، به ویژه فلسفه ملاصدرا را به خود اختصاص داده است. مسئله ادراک همواره یکی از جنجالی ترین مسائل فلسفی بوده و هست ، ملاصدرا در این مسأله نیز نظریه ی خاص خودش را دارد. نظریه ی او از آراء مشهور فلاسفه (مشاء) گسترده تر و دقیق تر به نظر می رسد . وی منشأ همه ی ادراکات را عینیت خارجی، می داند که به محض ورود به ذهن انسان به درجه ای از تجدید می رسند . ذهن، که به نظر برخی از فلاسفه مانند ظرفی برای معلومات فرض می شود. در نظر ملاصدرا، چیزی نیست جز همان ادراکات و معلومات که نفس انسان با خلاقیت خاص خود آن را می آفریند. ملاصدرا را ادراکات کلی را ( لقاء و وصول ) تعریف می کند. و حقیقت ادراکات جزئی را عبارت از وجود مدرَک ( ادراک شونده ) برای مدرِک (ادراک کننده ) به وجود صدوری نه حلولی می داند. همچنین علوم شناختی به عنوان یک حوزه مطالعاتی فرا رشته ای کارکردهای ذهن یا مغز که شامل : علوم اعصاب، روان شناسی زبان شناسی، هوش مصنوعی، فلسفه ذهن می شود را مورد بررسی قرار می دهد. دانشمندان علوم شناختی، بر نقش ذهن در نظام ادراکی تأکید می کنند و ذهن انسان را شبکه ی پیچیده ای می دانند که اطلاعات را نگه داری و بازیابی می کند و می تواند آن را تغییر شکل یا انتقال می دهد.
مواجهه انتقادی با معرفت شناسی فمینیستی بر اساس حکمت صدرایی
نویسنده:
نویسنده:مهناز مظفری‌فر؛ استاد راهنما:علیرضا حسن‌پور؛ استاد مشاور :مجید ضیایی قهنویه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
معرفت شناسی فمینیستی نخست با مرجعیت و محوریت نگاه مردسالارانه سنت فلسفه‌ی غربی به ویژه فلسفه‌ی مدرن مخالفت و آن را نقد می‌کند و دوم در صدد به رسمیت شناختن معرفت زنانه نسبت به جهان بر می‌آید. معرفت‌شناسان فمینیست معرفت را «باور صادق موجه» می‌دانند که تنها شامل معرفت‌ گزاره‌ای می‌شود. در حالی که به عقیده‌ی ملاصدرا معرفت گزاره‌ای تنها نوعی از شناخت انسان آن‌ هم پایین‌ترین مرتبه‌ی آن را شامل می‌شود. مسئله‌ی دیگر اینکه یکی از مؤلفه‌های معرفت‌شناختی فمینیسم، مخالفت با مبناگرایی است، زیرا مبناگرایی را ناشی از نگاه مردانه در معرفت‌شناسی می‌پندارند و خواستار پایان دادن به آن هستند. اما ملاصدرا مبناگراست یعنی به وجود گزاره‌های پایه و غیر استنتاجی یا همان بدیهیات معتقد است که خطا‌ ناپذیر و غیر قابل اصلاحند و برهان و تشکیل قیاس تنها راه به دست آوردن گزاره‌های غیر پایه هستند. به نظر فمینیست‌ها معرفت‌شناسی مدرن به انفکاک فاعل شناسا و متعلَّق شناسایی قائل شده و به همین دلیل از دستیابی به معرفت حقیقی محروم مانده است. در حالی که ملاصدرا با احیای نظریه‌ی اتحاد عقل و عاقل و معقول رابطه‌ی فاعل شناسا و متعلَّق شناسایی یا عالم و معلوم یا نفس و صور ادراکی را «اتحاد وجودی» دانست. اما بحث ما در اینجا در مورد رابطه‌ی فاعل شناسا و معلوم ‌بالعرض یا شیء خارجی، نه معلوم بالذات است. در حقیقت می‌توان گفت که در معرفت‌شناسی صدرایی علاوه بر رابطه‌ی اتحادی که بین فاعل شناسا و متعلَّق شناسایی وجود دارد، با نوعی ارتباط نیز مواجه می‌شویم، ارتباطی از نوع اضافه‌ی اشراقی بین فاعل شناسا و رب‌النوع. بنابراین ملاصدرا در معرفت‌شناسی خود در زمینه‌ی ارتباط فاعل شناسا و متعلَّق‌شناسایی به سطحی عمیق‌تر از ارتباطی که فمینیست‌ها به آن قائل شده‌اند اعتقاد دارد یعنی ارتباط با ارباب‌الانواع که آفریننده‌ها‌ی متعلَّق‌های‌ شناسا هستند. در معرفت‌شناسی فمینیستی و حکمت صدرایی ورود حقایق علمی به ذهن فارغ از تأثیر عوامل و زمینه‌های اجتماعی نیست، اما در فلسفه‌ی ملاصدرا تأثیر این‌گونه عوامل در سطح علت اعدادی است نه علت تامه. در حالی که به نظر فمینست‌ها با تغییر شرایط اجتماعی، معرفت هم تغییر می‌یابد. در مورد ابزار کسب معرفت، در دو معرفت‌شناسی معتقدند ارتباط عقلی و عاطفی در فرایند شناخت را نمی‌توان از جریان کسب معرفت جدا کرد با این تفاوت که ملاصدرا مهمترین ابزار کسب معرفت را عقل می‌داند. معرفت‌شناسان فمینیست نقش عاطفه و عقل را در کسب معرفت یکسان تلقی می‌کنند و اولویتی برای هیچ‌کدام قائل نمی‌شوند، اما ملاصدرا بنیادی‌ترین ویژگی انسان را در عقلانیت او می‌داند و عقل را حاکم بر سایر قوای انسان قرار داده است. معرفت‌شناسان فمینیست و ملاصدرا معتقدند انسان‌ها از نظر برخورداری از دانش و معرفت در یک مرتبه نیستند با این تفاوت که فمینیست‌ها بر این اعتقاد هستند که در فرایند کسب معرفت باید تفاوت‌های جنسیتی و همین‌طور محیطی، تاریخی و فرهنگی فاعل شناسا را در نظر گرفت، اما در حکمت صدرایی علم از سنخ وجود و مقول به تشکیک است، در نتیجه شرایط و موانع معرفت دارای درجات مختلف هستند. تأثیر عوامل غیر معرفتی در تمامی موضوعات و مراتب ادراک یکسان نیست و حوزه‌های معرفتی مختلف، به نسبت‌های متفاوت از این عوامل تأثیر می‌پذیرند.
ماهیت و کارکرد فضایل معرفتی از دیدگاه معرفت شناسی فضیلت و حکمت متعالیه
نویسنده:
نویسنده:حسین همت‌زاده؛ استاد راهنما:محسن جوادی؛ استاد مشاور :عباس ایزدپناه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
معرفت‌شناسی فضیلت، مجموعه‌ای از رویکردها در معرفت‌شناسی معاصر است که معرفت را «باور صادقِ نشئت‌گرفته از فضایل عقلی انسان» می‌داند. مسئولیت‌گرائی فضیلت و اعتمادگرائی فضیلت دو رویکرد مهم معرفت‌شناسی فضیلت‌اند که شیوه نگرش‌شان به ماهیت فضیلت عقلی با یکدیگر متفاوت است. مسئولیت‌گرایان، فضایل عقلی را خصائلِ منشیِ اکتسابی می‌دانند که باید به‌وسیله تمرین و تعلیم و با تلاش فراوان از سوی عامل مختار به‌دست آید. در مقابل اعتماد‌گرایان فضیلت، فضایل عقلی را قوای شناختی قابل‌اعتماد و فطری دانسته و معتقدند که این قوای طبیعی از بدو تولد در وجود انسان قرار داده شده‌اند و اگر در محیط و شرایط مناسب به‌کار گرفته شوند، به‌نحو قابل‌اطمینانی صدق‌رسانند. این عدم‌توافق، باعث گردیده تا طرفداران هر رویکردی منحصراً بر روی صفاتی متمرکز شوند که خود، آن‌ها را فضایل عقلی می‌دانند و صفاتِ مورد رغبتِ گروه دیگر را نادیده گرفته و یا کمتر از آن‌ها سخن می‌گویند. در این اثناء، متفکرانی از قبیل جیسون‌بِئِر دیدگاه جامعی داشته و معتقدند که هر کدام از دو دسته می‌باید صفاتِ گروه مقابل را در خزانه فضایل شناختی خودشان بگنجانند، یعنی هم فضایل قوه‌ای طبیعی و هم فضایل مَنِشی اکتسابی، هر دو در جریان دستیابی به شناخت حقیقی مورد نیازند. فضایل عقلی، خصایص و یا قوای ویژه‌ای هستند که باعث تحقق و ارتقاء شناخت انسان می‌شوند. در نگرش حکمت متعالیه نیز، فضایل عقلی ویژگی‌ها و اوصاف مختص قوه عقل هستند که به‌کار بستن آن‌ها، انسان را به‌سمت مُدرِک خوب و قوی‌شدن سوق می‌دهد و بالفعل داشتن آن‌ها یا اکتساب تدریجی آن‌ها موجب کمال نفس و شرافت وجود انسان میگردد. حکمای متعالیه معرفت را درک صور غیرمادی، ماهیت، ذوات یا واقعیات اشیاء دانسته و متفق‌القول بر این عقیده‌اند که لازمه حصول چنین معرفتی تلطیف باطن و پاک‌سازی درون از هرگونه رذیلت مادی و متخلق شدن به فضایل عقلی است. این رساله نتیجه می‌گیرد که دیدگاه صدرا درباره ماهیت و کارکرد فضیلت معرفتی با هر دو رویکرد معرفت‌شناسی فضیلت و با دیدگاه بئر سازگارتر است و صفت وجودی دانستن فضایل معرفتی و ارزش خاص قائل شدن به آن‌ها در رسیدن به کمال و سعادت نهایی آدمی (= پیدایش وجود قوی‌تر و تقرّبِ به علت غایی حقیقی که أشرف و أفضل موجودات است)، مهم‌ترین ویژگی تعریف صدرا از این‌گونه فضایل است. از منظر هر دو مکتب فلسفی حکمت متعالیه و فضیلت‌محوری معاصر، فضایل شناختی در نظام‌های تعلیم و تربیت و در زندگانی مادی و معنوی انسان کارآمد بوده و امداد‌رسانِ او در راه نیلِ به سعادت و کمال شناخته می‌شود.
معیار صدق قضایا در معرفت شناسی اسلامی
نویسنده:
خادم حسین احمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
معیار صدق قضایا در معرفت شناسی اسلامی چیست؟ این سوال مسأله اصلی این رساله می‌باشد. برای پاسخ به این پرسش به سه تئوری مهم، به خصوص تئوری مطابقت از دیدگاه فیلسوفان اسلامی پرداخته شده است.در این بررسی مشخص شد که تنها تئوری مطابقت توانایی‌های لازم را برای ارائه پاسخ درست به اشکالات علیه خود رادارد. در آخر به این نتیجه می‌رسیم که پاسخ درست این تحقیق به سوال اصلی خودش، این است که معیار صدق قضایا در معرفت‌شناسی اسلامی، مطابقت با واقع است.
  • تعداد رکورد ها : 342