مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 373
بررسی مبانی نظری رؤیای صوفیانه با تأکید بر آراء نجم‌الدین کبری
نویسنده:
پدیدآور: ملیحه مرادی پور ؛ استاد راهنما: امیدرضا جانباز ؛ استاد مشاور: علیرضا فاضلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
خواب و رؤیا و تعبیر آن از موضوعات پیچیده و جذابی هستند که همواره مورد توجه فلاسفه، عرفا و اندیشمندان اسلامی بوده است. ‌براساس لوح‌های گلی به‌جای‌مانده، تعبیر خواب سابقه‌ای حدود 6000 سال دارد. در اسطوره‌های ایرانی، خواب‌ها و تعبیر آن‌ها بسیار مهم بود، تا جایی که پادشاهان در دربار خود خواب‌گزارانی داشتند که برای تعبیر خواب‌های خوب یا بد خود به از آن‌ها کمک می‌گرفتند. در بیشتر فرهنگ‌ها معبران و مفسرانی هستند که اگر کسی نتواند معنای رؤیاهایش را بفهمد، به تعبیر رؤیای او بپردازند. آن‌ها با کشف ارتباطات پنهان، به فرد کمک می‌کنند تا زندگی روزمره‌اش را بر اساس تجربیاتش در دنیای رؤیاها سامان دهد (Pavel and Jakob, 2022,1). در رؤیا با این که همه چیز واقعی به نظر می‌رسد، قوانین طبیعی (از جمله زمان و مکان و سلسله علی) از کار می‌افتند. در بسیاری از فرهنگ‌ها و منظومه‌های فکری باور بر این است که خواب‌ها پنجره‌ای به دنیایی دیگر می‌گشایند که از رهگذر آن‌ها می‌توان با مردگان سخن گفت، آینده را دید و یا حتی پیام‌های الهی را دریافت کرد. فیلسوفان بسیاری از زمان یونان باستان تا به امروز در خصوص رؤیا بحث کرده‌اند. به نظر افلاطون رؤیاها ممکن است بازتابی از امیال سرکوب‌شده یا جنبه‌های پست نفس باشند. او معتقد بود که نفس انسان دارای سه بخش است: عقل، اراده و شهوت. در حالت بیداری، عقل بر سایر بخش‌ها حکمرانی می‌کند، اما در خواب، زمانی که عقل ضعیف می‌شود، بخش‌های پایین‌تر نفس (به ویژه شهوت) ممکن است آزادانه‌تر عمل کنند و در قالب رؤیا ظاهر شوند)افلاطون،569تا592 (‌. ارسطو رویا را پدیده‌ای طبیعی می‌داند که از تعامل قوه تخیل با باقی‌مانده ادراکات حسی نشئت می‌گیرد. او با تحلیل دقیق مکانیسم‌های جسمی و روانی، نشان می‌دهد که رؤیاها نه کاملاً واقعی هستند و نه کاملاً خیالی، بلکه ترکیبی از تأثیرات گذشته و وضعیت فعلی بدن و روح هستند)ارسطو،1600تا(1613. برخلاف رویکرد‌های فیزیکالیستی و تفاسیر شمنیستی و دینی، عارفان به سبب نقش ویژه‌ای که خواب و رویا در مختصات فکری ایشان ایفاء می‌کنند، نگاه ریزبینانه و ظریفی ارائه کرده‌اند. ابن عربی، شیخ اکبر، رؤیا را محصول فعالیت خیال می‌داند که بر اساس مشاهدات حسی در بیداری شکل می‌گیرد. در نظر او تنها کسانی که از مقام والایی برخوردارند (مانند انبیاء و اولیا) می‌توانند در خواب، حقایقی فراتر از تجربه‌های حسی معمول را درک کنند. همچنین از دیدگاه او حالت خواب به معنای قطع ارتباط با عالم محسوسات است، در حالی که رؤیا در فضایی خاص و موقعیتی معین تجلی می‌یابد (حداد و بیدهندی،:1393 ص61تا63). در سنت صوفیانه سه ویژگی اصلی رؤیاها عبارت‌اند از 1) ارتباطی بودن (ارتباط با عالم غیب): صوفیان باور داشتند که رؤیاها پُل ارتباطی بین انسان و عالم معنوی هستند. خواب می‌تواند مجرای دریافت پیام‌هایی از جانب خدا، فرشتگان، نفس انسان و یا حتی شیطان باشد. رؤیاهای الهی (رؤیای صادقه) راستین و ارزشمندند، اما خواب‌های شیطانی (أحلام) گمراه‌کننده‌اند. 2) کاربردی بودن (راهنمای عملی زندگی): در تصوف، از رؤیاها برای راهنمایی در زندگی و سلوک معنوی استفاده می‌شود. مرشدان صوفی با تفسیر خواب‌های مریدان، به آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های مهم (مثل سفر یا ازدواج) کمک می‌کردند. گاهی ایشان با نماز استخاره، پاسخ پرسش‌های خود را از طریق خواب دریافت می‌کردند.3) اثبات‌گر بودن (نشانه‌ای از مقام معنوی): صوفیان معتقد بودند رؤیاها مقام معنوی فرد را نشان می‌دهند. آن‌ها خود را وارثان پیامبران می‌دانستند و خواب‌های صادقه را بخشی از نبوت می‌پنداشتند )ص206تا201 (Felek X Knysh, 2012, صوفیان از رؤیا به عنوان ابزاری برای هدایت بحران‌های اجتماعی استفاده می‌کردند. اما آیا این کاربست‌ها و دعاوی مرتبط با آن توجیه فلسفی هم دارند. مستمسک عرفا برای ادعاهای خود در خصوص کارکرد و نقش خواب و رؤیا چیست؟ ایشان برای چنین برداشت‌هایی چه مبانی نظری ارایه داده‌اند؟ و یا در معاضدت برداشت ایشان چه مبانی را می‌توان از سنت فلسفی دست و پا کرد؟ رجوع به متون ایشان در این زمینه چندان کارساز نیست. با این حال تابعین و مفسران ایشان نکاتی را بیان کرده‌اند. مراجعه به نگرش سنت اسلامی، و گاه سایر سنن، دست‌مایه‌هایی را برای ما فراهم می‌کنند که به نظر جمع و صورت‌بندی آن‌ها نیازمند یک پژوهش است. برای این منظور شایسته است به یکی از خاستگاه‌های معتبر مراجعه کرد، که به نظر طریقه کبرویه، منسوب به، شیخ نجم‌الدین کبری، فضل تقدم را داراست. چنان که پژوهش اولیه ما نشان می‌دهد نظریات شیخ نجم‌الدین به طور کلی و در زمینه رؤیا و تعبیر رؤیا، به طور خاص، بسیار تأثیرگذار بوده است.
بررسی کیفیت معرفتی در مکاشفات روزبهان و مقایسه آن با تجربه دینی از دیدگاه ویلیام جیمز
نویسنده:
فرهاد فرضی، عبدالرضا مظاهری، انشاءالله رحمتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده: در عرفان اسلامی – مکاشفه مساله مهم و مورد توجه خاص و ویژه ای بوده و هست زمانی که عارف بر اثر تهذیب نفس و ریاضتی که از سوی مرشد و پیر به اوالقا می شود و به حالات و مقاماتی دست یافت در واقع واحد مکاشفاتی شده است. کشف و شهود در عرفان به معنای اطلاع بر معنای غیبی و امور حقیقی است که در ماورای حجاب است، از روی وجود وجدان آن‌ها به گونه‌ای که مکاشف متحقق به حقیقت مکشوف گردد یعنی همان مقام حق الیقین و یا از روی شهود و رؤیت که همان مقام عین الیقین است.از مسائل مهم در فلسفه عرفان، شناخت تجربه عینی است. تجربه دینی مواجهه درونی و شهودی با امر قدسی است. ویلیام جیمز معتقد است که احساسات، ثابت‌ترین و بنیادی‌ترین عناصر هستند. در نگاه او تجربه دینی، تجربه‌ای است که فاعل، آن را دینی می‌فهمد. ویژگی‌های تجربه‌ دینی، براساس نظریۀ ویلیام جیمز عبارتند از: توصیف ناپذیری، کیفیت معرفتی، زودگذری و حالت انفعالی این تحقیق به بررسی یکی از مهم ترین این ویژگی ها یعنی کیفیت معرفتی در مکاشفات روزبهان و مقایسه آن با تجربه دینی از نگاه ویلیام جیمز خواهد پرداخت.روش تحقیق: روش این مطالعه توصیفی- تحلیلی می‌باشد و روش گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه‌ای است و از کتاب، مقاله، نرم‌افزار استفاده شد. همچنین ابزارگردآوری اطلاعات فیش‌برداری می‌باشد.
صفحات :
از صفحه 86 تا 111
تحلیل لوازم و پیامد های دیدگاه اقبال لاهوری در تجربه دینی و حقیقت وحی
نویسنده:
محمد علی رضا رمضانی؛ استاد راهنما: محمد مظفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
اقبال لاهوری از اولین مسلمانانی است، که از تجربه دینی و هم سنخ بودن آن با وحی و گذاره های پیامبر سخن گفته است. بحث در این است که در صورت پذیرش تجربه دینی اقبال چه لوازم و پیامد های را خود وحی و مسائل مرتبط با آن در بر خواهد داشت دیدگاه اقبال هم در اصل وحی و هم در مسائل مرتبط با آن مانند خاتمیت و عصمت منجر به تبعات غیر قابل قبول است و چنین دیدگاهی با متون دینی ما سازگاری ندارد ، از تبعاتی که تجربه دینی دانستن وحی به بار می آورد می توان ، لغو ارسال رسل، عدم حجییت معارف وحیانی ، عدم انقطاع وحی و نفی خاتمیت ، خطا پذیری وحی ، اشاره کرد . از تحقیق پیش رو این نتیجه حاصل شد که اصل دیدگاه تجربه دینی با متون دینی ما مغایرت دارد و نیز تجربه دینی در خواستگاه خود بنا بر ضروت هایی بوجود آمد که آن ضرورت ها در اسلام وجود ندارد هدف این نوشتار بیان این لوازم و پیامد ها می باشد که با روش توصیفی و گاها تحلیلی به همراه تبیین مختصری از تجربه دینی را بررسی و تبیین خواهد کرد.
بررسی تجربه معنوی در روان شناسی دین از نظر ویلیام جیمز و اندرو نیوبرگ
نویسنده:
شهربانو راستین؛ استاد راهنما: علی سنایی؛ استاد مشاور: عظیم حمزئیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
هدف پژوهش حاضر بررسی تجربه معنوی در روان‌‌شناسی دین از نظر ویلیام جیمز و اندرو نیوبرگ است. روش تحقیق توصیفی-مقایسه‌‌ای می‌‌باشد و محقق با استناد به مقالات و کتب به بررسی متون در زمینه عنوان پژوهشی خویش پرداخته است. نتایج بررسی نشان داد که بر اساس نظر نیوبرگ، دین و مذهب با فیزیولوژی مغز مرتبط هستند و می‌‌توان تاثیر دین بر افراد را به واسطه اندازه‌‌گیری تغییرات مغزی و هورمونی مورد بررسی قرار داد. به همین دلیل، در مدل نیوبرگ، زمانی می‌‌توان به نتیجه قطعی از دین دست پیدا کرد که قابل آزمایش و بررسی باشد. نتایج این مطالعه نشان داده است که برخلاف ایده نیوبرگ، ویلیام جیمز معتقد است که دین و تجربه دینی قابل اندازه‌‌گیری نیست و تنها شخصی که آن را تجربه کرده قادر به توصیف برخی از تجارب خویش است. بر اساس این دیدگاه‌‌ها، این مطالعه کوشش کرده است تا تفاوت این دو رویکرد را به صورت دقیق‌‌تر و با جزییات بیشتری مورد بررسی قرار دهد و تمایزات و نقطه نظرات نیوبرگ و جیمز را برجسته‌‌تر سازد. به صورت کلی، نتایج به دست آمده نشان داد که جیمز و نیوبرگ بر اهمیت تجربه درونی و غیرعینی در شکل‌گیری باورهای دینی تأکید دارند. آن‌ها معتقدند که تجربه مستقیم و عمیق معنوی، نقش محوری در شکل‌گیری و تقویت ایمان افراد ایفا می‌کند. هر دو فیلسوف بر تنوع بسیار زیاد تجربیات مذهبی در سراسر جهان تأکید می‌کنند. آن‌ها معتقدند که یک تعریف واحد و جامع برای تجربه مذهبی وجود ندارد و این تجربیات می‌توانند بسیار متفاوت باشند. همچنین، معتقدند که تجربه معنوی تأثیر عمیقی بر زندگی افراد می‌گذارد و می‌تواند به آن‌ها معنا، هدف و آرامش بدهد. وجه اختلاف آنان نیز این است که رویکرد جیمز بیشتر فلسفی و روانشناختی است. او بر تحلیل و تفسیر تجربه‌های درونی و غیرعینی افراد تأکید دارد. اما رویکرد نیوبرگ بیشتر علمی و عصبی است. او از روش‌های علمی و تصویربرداری مغز برای مطالعه پایه‌های عصبی تجربه‌های مذهبی استفاده می‌کند. همچنین، تعریف جیمز از تجربه معنوی گسترده‌تر است و شامل طیف وسیعی از تجربیات می‌شود. اما تعریف نیوبرگ از تجربه معنوی بیشتر بر جنبه‌های عصبی و فیزیولوژیکی این تجربه تمرکز دارد. این موارد با تفصیل بیشتری در مطالعه حاضر مورد بررسی قرار گرفته است.
معرفت شناسی تجربه دینی از نظر رودلف اتو و ملاصدرا
نویسنده:
مرتضی حسینی وردنجانی؛ استاد راهنما: پروین نبیان؛ استاد مشاور: محمد جواد صافیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این رساله بررسی معرفت‌ شناسی تجربه دینی از دیدگاه ردولف اتو و ملاصدرا است و با روش تطبیق و ارزیابی به بررسی مسائلی از قبیل عینیّت و فرا عقلانی بودن تجربه دینی و نسبت آن با وحی در سنت دینی اسلام و مسیحیت پرداخته ‌شده است. اتو با تاثیرپذیری از کانت و انتقادات او بر براهین طبیعی بر وجود خدا، با رویکردی پدیدارشناسانه و تفکیک نومن از فنومن و ابداع واژه‌ای به نام امر مینوی بر فراعقلانی بودن این تجربه تأکید می‌کند. وی با بیان عناصر موجود در تجربه امر مینوی از قبیل احساس مخلوقانه، راز هیبتناک و شوق بیان می‌کند که این عناصر ضرورتاً متوجه متعلّق خود هستند. اتو حقیقت امر مینوی را دارای عمق و باطنی می داند که برای عقل استدلالی دسترس‌ناپذیر است. وی فرآیند تجربه دینی و آگاهی عرفانی را یک امر بشری و معطوف به تکامل تاریخی دانسته، بیان می کند که تجربه امر مینوی در بستر زمان برای بشر شکل گرفته است. تکامل این تجربه در ادیان ابراهیمی خاصه مسیحیت تحقق یافته است. تبعیّت از سبک زیستن پیامبران که محصول این تجربه است باعث می‌شود که ما خود از طریق شهود و احساس، حضور خداوند را دریابیم. در فلسفه ملاصدرا فراعقلانی بودن امر قدسی را به معنای مشاهده حضوری، تقدم معرفت حاصل از شهود بر معرفت استدلالی، شدت ظاهر بودن این حقیقت دانست. ملاصدرا با بیان عناصری مانند فنا، اتحاد شهودی، احساس شوق و عظمت در مواجهه با امر قدسی، کمال نهایی انسان را فنا و استغراق دانسته که با پشت سر نهادن مراتب استکمالی، این مشاهده حاصل می گردد. از نظر وی انسان کامل، هم حامل وحی است و هم مهبط وحی است، و انسان با پیروی از قول و فعل پیامبر می تواند زمینه آن شهود را در خود متجلی کند.
بررسی سیر تطور تجربه دینی و معناگرایی در شخصیت های آثار داستانی مصطفی مستور
نویسنده:
نسرین نیسی؛ استاد راهنما: منوچهر جوکار؛ استاد مشاور: داوود پورمظفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
مصطفی مستور، داستان‌نویس نامدار معاصر در بیشتر آثار داستانی‌خود رویکردی معناگرا دارد و بیشتر شخصیّت‌های داستانی‌اش درگیر موضوعات و مسائل معنایی، دینی و هستی‌شناسانه‌اند. درک و شناختِ نوعِ دین‌ورزیِ شخصیت‌های آثار داستانی مستور و بررسی تأثیر این دین‌ورزی و معناگرایی بر کنش‌های داستانیِ آن‌ها، هدف اصلی این پژوهش است. ما، برای نتیجه‌گیری دقیقتر و گریز از کلّی‌گویی در بررسی و توصیف یافته‌ها، از روش پژوهشیِ«داده‌بنیاد»(Grounded theory)‌ که بیشتر در مطالعات علوم اجتماعی به کار می‌رود، استفاده کرده‌ایم. پژوهشگر در این شیوه، داده‌ها را از جزء به کل رصد می‌کند تا در نهایت به یک نظریه برسد. در پژوهش حاضر پس از آنکه داده‌های برآمده از خود متن را در انگاره‌ی پیشنهادیِ داده‌بنیاد اعمال کردیم این نتیجه به دست آمد که گفتمانِ مسلط بر ذهن و زبانِ شخصیّت‌های آثار مستور، معناگرایانه و اغلب برآمده از تجربه‌ی دینیِ آنها است؛ به‌علاوه، از میانِ شاخص‌های مختلف جهتِ بازشناختِ جنس و نوعِ ارتباط انسان و خدا در جهانِ داستانی این آثار، توجه به فردیتِ هر شخصیت، نکته‌ای محوری و کلیدی است؛ بدین معنی که نوعِ دین‌ورزی در آثار مستور از بالا به پایین و مبتنی بر بایدها و نبایدهای ازلی نیست یلکه باید گفت به‌واقع هر شخصیتِ داستانی، خدای‌ خود را - که از متنِ آثار، گفت‌وگوها و جهت‌گیری‌های داستانی کشف و دریافت می‌شود - در تجربه‌ی زیسته‌ی خویش مشاهده می‌کند. در این نگره، نوعی تطابق میان نگاهِ فردی و معنایی که جهانِ بیرون از وجود خدا به ما می‌دهد، وجود دارد. آگاهی مهمترین متغیّر در تحلیل موضوع رساله‌ی حاضر است. این آگاهی که دستاوردِ جهانِ مدرن است، شخصیت‌ها را از وضعیتِ ثبات خارج می‌کند و طیِ روندی علّی و معلولی با کنش‌های داستانی به نوعی از روشن‌نگری منجر می‌شود. مستور در آثارِ آغازینِ خود از جمله رمان روی ماه خداوند را ببوس به تعریف مشخصی از جنسِ دین‌ورزیِ شخصیت‌های داستانی رسیده است و در آثار بعدی نیز به گونه‌‌های مختلف بر آن تأکید دارد. برابرِ یافته‌های این رساله مستور در ادبیات معاصرِ ایران، روایتگرِ جانِ ناآرام است، این جانِ ناآرام در فرایند آگاهی به آرام می‌رسد. سیرِ مفاهیم مرتبط با نوعِ دین‌ورزیِ شخصیت‌های داستانی مستور عبارتند از: آگاهی، جانِ ناآرام، برزخِ سنت و مدرنیست، عمل‌گرایی، تغییرِ نگرش و بینش.
شیوه ها و شاخصه های بیان تجارب دینی و عرفانی در زبان مولانا با تکیه بر غزلیات شمس
نویسنده:
مرضیه رستگار؛ استاد راهنما: علی محمد سجادی؛ استاد مشاور: قدرت الله طاهری، احمد خاتمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در مطالعات عرفانی جدید، بر جنبه‌های درونی یا ناخودآگاه و ادراکات شخصی از خداوند تأکید می-شود و آنها را کـه در پیوندی مستقیم با احساسات و عواطف آدمی قرار می‌گیرند، با عنوان «تجارب دینی و عرفانی» می‌شناسند. اگرچه آغاز این اندیشه را در غرب با شلایرماخر و ویلیام جیمز دانسته‌اند؛ اما با نگاهی کلّی به نظرات ایشان در می‌یابیم آنچه را آنان تجارب دینی و عرفانی نام نهاده‌اند، در آثار عارفانه ایرانی هم، با تسامحاتی دارای سابقه بوده است و چیزی در ردیف همان کشف و شهود عرفانی و حالات وجدآمیزِ حاصل از آن به شمار می‌آید. با توجه به همین مشابهات، پژوهش حاضر درصدد برآمد تا شیوه‌ها و شاخصه‌های بیان ادبی و مفهومی تجارب دینی را عموماً در آثار مولانا و خصوصاً در غزلیات شمس بررسی، و معلوم نماید که او در بیان چنین تجاربی، شیوه‌های خاصی مثل استفاده از استعارات، تمثیل‌ها‌ و متناقض‌نمایی داشته است؛ اما به دلیل گنجایش و محدودیت ابیات یک غزل از بین آن شیوه‌ها، طبعاً استعاره و متناقض‌نمایی با خاصیت ایجازی خود، عنصر غالب در غزلیات شمس؛ و شاخصه بیانیِ تمثیلْ با اطناب‌آمیزیِ خود، ویژگی بارز در مثنوی بوده‌اند. همچنین با تحلیل آنها مشخص شد استعارات و متناقض‌نماها، خصوصاً در غزلیات شمس، صرفاً برای تخییل و زیباسازی در سخن مولانا به‌کار نرفته‌اند؛ و در غالب موارد او سعی کرده است مفاهیم بیان‌ناپذیرِ تجارب عرفانی را با استمداد از این روش‌ها، از حالت انتزاعیِ محض به سمت عینیّات قابل ادراک سوق دهد و آنها را ملموس نماید. هرچند کلام وی خصوصاً در غزلیات ـ که مبتنی بر ثبت تجربه-های لحظه‌ای و ناب عرفانی بوده ـ گاه در ساختار عمودی و ربط ابیات دچار ابهام می‌شود و به همین دلیل فهم آنها در گرو اُنسِ شنونده با این تجارب قرار می‌گیرد.
بررسی رویکرد علوم اعصاب به تجربه دینی از دیدگاه پاتریک مک‌‌نامارا و ارزیابی آن از منظر حکمت متعالیه
نویسنده:
نویسنده:مصطفی مرآتی؛ استاد راهنما:سیدمحمود موسوی؛ استاد مشاور :حسن عبدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
همواره یکی از راه‌های مهم توجیه باورهای دینی از سوی دینداران، تجربه دینی بوده است؛ هرچند که این موضوع مخالفان و موافقان زیادی را هم داشته است، امّا به هرحال بررسی تجربه دینی از نگاه علوم اعصاب در قرن حاضر یکی از مباحث مهم به حساب می‌آید. این بررسی‌ ‌ها به این مسأله می‌پردازند که عامل اصلی وقوع تجربه‌های دینی "خود" است یا عصب‌های مغز؟ و در این پژوهش به مطالعه این موضوع از دیدگاه مک‌نامارا و ارزیابی نتایج او از منظر حکمت متعالیّه پرداخته شده است. دکتر پاتریک مک‌نامارا این موضوع را به خوبی مورد آزمایش قرار داده‌ و نتیجه بررسی ‌های خود را در آثار علمی مختلفی عرضه کرده است. همانگونه که در حکمت متعالیّه حقیقت انسان به نفس او نسبت داده می‌شود، دکتر مک‌نامارا نیز "خود" را به عنوان واحد اصلی وقوع تجارب دینی نگریسته و نقش وساطت عصب‌های مغز را در وقوع تجربه دینی به خوبی شرح داده‌است. قطعه‌های گیجگاهی راست و پیش‌پیشانی از جمله بخش‌های محوری هستند، امّا موارد متعدّد دیگری نیز در سیر بحث، بیان خواهند شد. آنچه که برای نتیجه این بررسی در نظر گرفته شده، این است که نفس یا به تعبیر مک‌نامارا "خود" مسئولیّت تحوّلات درونی انسان و حتّی تحریک مغز را به عهده دارد؛ برای این ادّعا نیز از دلایل عقلی و شواهد آزمایشگاهی بهره گرفته شده تا اتقان پژوهش بیشتر گردد. از جمله نقاط مثبت دکتر مک‌نامارا این است که یک نگاه متعادل به بحث علم و دین داشته و در صدد آشتی میان دینداران و بی‌دینان است. از نگاه صدرالمتألّهین نفس دارای مراتبی است که با حرکت جوهری به استکمال می‌رسد و با گذر از هر مرحله می‌تواند بتدریج به تجربه‌ها و حالات عرفانی نایل آید. دراینجا، مراتب نفس و حرکت جوهری ملاصدرا تا حدودی بر خودهای مورد نظر مک‌نامارا و رشد آن‌ها قابل تطبیق است.
گفتگوهای جهانی در فلسفه دین: از تجربه دینی تا زندگی پس از مرگ [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Yujin Nagasawa, Mohammad Saleh Zarepour
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Oxford University Press ,
تجربه دینی: پیامدهایی برای آنچه واقعی است [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Phillip H. Wiebe
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Cambridge University Press ,
  • تعداد رکورد ها : 373