جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 5289
بررسی استشهاد صدرالمتألهین به دو آیه (آیه 1 انسان و آیه 9 مریم) بر «حدوث جسمانی نفس انسان» بر پایه فهم «شیئیت وجودی» از این آیات
نویسنده:
نرجس بهاءالدینی ، سید محمد انتظام
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صدرالمتألهین قائل به «حدوث جسمانی نفس انسان» است و بر این مدعا علاوه بر استدلالات عقلی و فلسفی به آیاتی از قرآن کریم نیز استشهاد می‌کند. آیه 1 سوره انسان: «هَلْ أَتی عَلَی الْإِنْسانِ حینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً» و آیه 9 سوره مریم: «وَقَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَکُ شَیْئًا» از جمله آیات مورد استشهاد صدرالمتألهین در این مورد است. ایشان در عین حال، «شیئیت مسلوب» در این دو آیه را بر «شیئیت وجودی» حمل می‌نماید. در مورد بیانات صدرالمتألهین در این استشهاد و فهم از آیه 1 سوره انسان و آیه ۹ سوره مریم، اشکالاتی قابل طرح است؛ برخی از این اشکالات وارد نیست و می‌توان پاسخ‌های متقنی در قبال آنها ارائه کرد؛ اما پاره‌ای دیگر از این اشکالات، تأمل و واکاوی عمیق‌تری را می‌طلبد. در این پژوهش به تبیین و بررسی این اشکالات پرداخته شده است.
صفحات :
از صفحه 7 تا 27
آزادی و ضرورت؛ از مغاک نابنیاد تا کمال بنیاد
نویسنده:
الهام سادات کریمی دورکی ، احمد عبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی انتقادی و تطبیقی مسئلۀ بنیادین آزادی و ضرورت در دو نظام فکری متفاوت یعنی ایدئالیسم آلمانی و حکمت صدرایی می‌پردازد. این نوشتار، با فراتر رفتن از دوگانگی‌های سنتی و فروکاهش‌گرایانه (جبرگرایی و اختیار مطلق)، نشان می‌دهد که چگونه هر دو فیلسوف به درکی عمیق‌تر و پیچیده‌تر از آزادی به‌مثابۀ یک تجلی وجودی دست یافته‌اند. این تحلیل نشان می‌دهد که شلینگ، با معرفی مفهوم مغاک «نابنیاد»، آزادی را کنشی فرازمانی می‌داند که از دل این بنیادِ تاریک و بی‌شکل برمی‌خیزد و، درعین‌حال، خود مبنای ضروری و نهاییِ وجود است. درمقابل، ملاصدرا، با استناد به مبانی هستی‌شناختیِ اصالت وجود، تشکیک در مراتب وجود و به‌ویژه نظریۀ نوآورانۀ «امر بین امرینِ» مبتنی بر حرکت جوهری، آزادی را نه در تعارض با ضرورت بلکه در امتدادِ آن و به‌عنوانِ عالی‌ترین مرحله از فرآیند تکامل وجودی (شدن) تبیین می‌کند. نتیجۀ این بازخوانی آشکارساختنِ هم‌گرایی شگفت‌انگیز این دو اندیشمند در تعریف آزادی به‌مثابۀ امری وجودی است که استثنایی بر نظم یکپارچۀ هستی نیست بلکه خودآگاهانه‌ترین و عالی‌ترین تجلی آن است. در این نگاه، آزادی، در ژرف‌ترین لایه‌های خود، با ضرورت پیوند خورده است و پارادوکسیکال بودنِ آن ماهیت حقیقی این مفهوم را آشکار می‌سازد.
صفحات :
از صفحه 9 تا 30
تبیین «حقیقت آزادی» بر اساس «نظریه انکشاف نفس» در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
امین دهقانی ، سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این مقاله استنباط و ارائۀ تعریفی صحیح از یکی از مهم‌ترین مسائل و چالش‌های معاصر یعنی «حقیقت آزادی» براساسِ دیدگاه نهایی صدرالمتألهین است. اندیشۀ ملاصدرا را می‌توان به دو دستۀ میانی و نهایی تفکیک کرد. آزادی در نظام حکمت صدرایی را می‌توان به «فراروی در تعالی» تعریف کرد. این فراروی، براساسِ دیدگاه صدرای میانی، «فراروی وجودی» و مبتنی بر «خروج از قوه به فعل و اکتساب کمالات» است اما، براساسِ دیدگاه صدرای نهایی و نظریۀ انکشاف، «فراروی ظهوری» و مبتنی بر «انکشاف ما فی الضمیر» خواهد بود. در این پژوهش، با استفاده از عبارات ملاصدرا و مبنا قرار دادن نظریات نهایی او و با اقامه سه دلیل عین‌الربط، فطرت و معرفت نفس، به اثبات تعریفی متعالی از حقیقت آزادی دست یافته و آزادی را به «انکشاف و آشکارشدگی حقیقت و ذات نفس» معنا کرده‌ایم. این آشکارشدگی به جانب ذات اقدس ربوبی و مرتبه کمونی نفس است و لازمه‌اش توسعۀ وجودی و افزایش ظرفیت انسانی است. بنابراین، آزادی امری عروضی و اکتسابی نیست بلکه امری انکشافی و آشکارشدگی کمالات نهفته باطنی در ذات انسان در حرکت و فراروی ظهوری است. این آزادی دارای مراتب است. هرچه از تعیّنات حیوانی و نفسانی بیشتر زدوده شود، اطلاق و آزادی بیشتر متجلی می‌گردد. غایت این آزادی مقام انسان کامل است. این نظریۀ ملاصدرا دارای لوازم و نتایجی است که موجب تحولاتی در نگاه‌های رایج می‌گردد. ازجمله اینکه (1) بنیاد آزادی «خویشتنِ خویش» است، (2) مسیر آزادی فراروی انکشافی و اکتشاف کمالات است، و (3) غایت آزادی غایت انکشاف است.
صفحات :
از صفحه 55 تا 76
وحدت نفس در انسان؛ بررسی انتقادی نظریه استاد فیاضی درباره نفس انسان در پرتو «نظریه صدرالمتألهین»
نویسنده:
مهدی مشکی ‌
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صورت‌هایی که بر هیولی حلول می‌کنند، دارای ترتّب‌اند؛ چراکه نمی‌توان فرض کرد صورت عنصری قبل از صورت جسمیه در هیولی حلول کند. به همین جهت، در ترتیب صوَر ابتدا صورت جسمیه، سپس صورت عنصریه و سپس صورت معدنیه حلول می‌کند و هر کدام از این صوَر، آثار خاصی متفاوت از دیگری دارند؛ اما هر صورتی که بر صورت قبلی می‌آید، آثار صورت قبلی را دارا است. لذا، کامل‌تر از قبل و در عین‌حال چون به ترکیب قبلی اضافه شده است، پیچیده‌تر خواهد بود؛ تا به مرتبه‌ای از پیچیدگی می‌رسد که به آن «نفس» یا «صورت نفسی» می‌گویند و نقطۀ تمایز آن با صورت‌های قبلی، ویژگی «حیاتی» آن است (نمو، احساس، نطق و عقل). از مباحث مهم در انسان‌شناسی فلسفی، مسأله «نفس» انسان است. درباره نفس مسائل فراوانی مطرح است، یکی مسائل آن است که آیا انسان دارای یک نفس است و یا نفوس متعدد دارد؟ این مسأله معمولاً ذیل بحث صور طولی متراکب در ماده واحد مطرح می‌شود. همچنین آیا با فعلیت صورت جدید در ماده، فعلیت صورت قبلی از بین می‌رود و یا در طول صورت جدید باقی می‌ماند. به نظر ابن سینا صور عنصری چه مفرد یافت شوند و چه مرکب، همواره صورت‌اند، اما به نظر صدرالمتألهین این صور در حال افراد صورت بوده و در حال ترکیب قوه. به همین جهت از نظر ملاصدرا هر وجودی یک صورت بالفعل دارد. این مسأله در نفس ظهور و بروز بیشتری یافته و تقریباً تمام فلاسفه اسلامی در این باب نظریه داده‌اند. برخی معتقد به تعدد نفوس شده‌اند و برخی وحدت نفس را در انسان پذیرفته‌اند. آیا در هریک از افراد انسان یک نفس وجود دارد و تمام افعال انسان از یک نفس صادر می‌شود و یا انسان نفس‌های متعددی دارد که هرکدام مبدأ صدور افعال مرتبط با آن نفس هستند؟ در میان فلاسفۀ متقدّم، فیلسوفی که معتقد به کثرت نفس در انسان بوده، افلاطون است. اما فلاسفه دیگر مانند فارابی، ابن سینا و ملاصدرا هر فرد انسان را دارای نفس واحده می‌دانستند، ولی معتقدند که نفس در افعالش محتاج قوا است؛ تا جایی‌که ملاصدرا این ویژگی را معرّف نفس می‌داند؛ با این تفاوت که وی نفس را دارای مراتب دانسته و معتقد است خودِ نفس مبدأ صدور افعال متفاوت می‌باشد و به‌تنهایی کل‌القوی است. از نظر وی، چون نفس دارای مراتب و درجات وجودی است، برای توجیه افعال و آثار متفاوت، نیازی به نظریۀ تعدد قوا نداریم و اگرچه برای توجیه آثار متفاوت از نفس دو نظریه را مطرح می‌کند (تعدد قوا و مراتب نفس)، اما در انتها شقّ دوم را می‌پذیرد و مبدأ صدور آثار مختلف را درجات و مراتب خود نفس می‌داند. در میان فلاسفه معاصر استاد فیاضی معنقد به تراکب صور و صورت‌های بالفعل در یک موجود می‌باشد، و انسان را دارای نفس واحده نمی‌داند. از نظر ایشان انسان دو نفس دارد؛ نفس نباتی که با قوای خود (تغذیه، تنمیه و...) اتحاد دارد، و نفس انسانی که با قوای خود (کارهای ادراکی و تحریکی اختیاری) اتحاد دارد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، نظریه استاد فیاضی هم از جهت ادلّه و هم خود نظریه نقد و بررسی شده است. در نهایت نظریه ملاصدرا تبیین و پذیرفته شد. از نظر ملاصدرا نفس در عین بساطت و وحدت، دارای مراتب است و خود نفس در مراتب شدید و ضعیفش مبدأ تمام افعال ادراکی و غیرادراکی است. از نظر ملاصدرا افعال غیرادراکی نفس با وجود نفس سنخیّت دارد، لذا، تغذیه انسانی با تغذیه نباتی ماهیتاً دو نوع تغذیه می‌باشند. طبق نظریۀ وی دربارۀ رابطۀ تشکیکی در علت و معلول، نفس و قوا یک سنخ حقیقت‌اند؛ هنگامی که به‌نحو کامل‌تر و بسیط‌تر یافت می‌شود، با مفهوم نفس از آن حکایت شده و هنگامی که به نحو ناقص‌تر، محدودتر و تفصیلی تحقق می‌یابد، با مفهوم قوا به آن اشاره می‌شود. نتیجه آنکه، طبق نظریۀ «ان النفس کل القوی»؛ اولاً: انسان یک نفس بیشتر ندارد و آن نفس ناطقه یا نفس انسانی است؛ چراکه در صورت نفوس متعدد، در نظام تدبیر انسانی اختلال ایجاد می‌شود. ثانیاً: نفس، علت فاعلی قوا است؛ چنانچه تمام فلاسفه به آن معتقدند. ثالثاً: رابطۀ علت و معلول، رابطۀ تشکیکی است و هرآنچه معلول دارد، علت به‌نحو کامل‌تر دارا است.
صفحات :
از صفحه 53 تا 70
تحلیل آرای مثبتان و منکران قاعدۀ الواحد در سنت فلسفی و کلامی با تأکید بر نوآوری‌های ملاصدرا
نویسنده:
صالح حسن زاده ، محمد رضا علوی راد ، علی کربلائی پازوکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«قاعدۀ الواحد» به‌مثابۀ اصلی بنیادین در تبیین علیت و نظام صدور، امتناع صدور کثیر از واحد بالذات را لازمۀ بساطت و وحدت حیث تعقل و تعلق آن می‌داند؛ زیرا صدور کثیر متوقف بر حیثیات متکثره و تعینات متباینه در مبدأ فاعلی است که با اطلاق وحدت حقیقی ذات واجب‌الوجود در تعارض است. ابن‌سینا و خواجه ‌نصیر در سنت مشاء، این قاعده را از بدیهیاتی نزدیک به فطریات عقل معرفی کرده‌اند؛ در مقابل، متکلمانی چون شیخ مفید و غزالی با استناد به تجرد مطلق ذات و توحید افعالی، قاعدۀ الواحد را نفی و صدور کثرت را با تساوی نسبت فعل الهی به ممکنات و نفی ترجیح بلامرجح توجیه می‌کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با شیوۀ تطبیقی و انتقادی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، ابتدا به تبیین مفهوم الواحد می‌پردازد و سپس مهم‌ترین آرای مثبتان و منکران این قاعده را بررسی و در بعضی فروض نقد می‌کند و درنهایت بر دیدگاه ملاصدرا و نوآوری او تأکید می‌ورزد. منشأ انکار الواحد بر اساس این پژوهش، نداشتن تصور صحیح وحدت حقیقی و بساطت ذات واجب است و رأی مختار، دیدگاه ملاصدرا است که با ارتقای تبیین الواحد به رویکردی تجلّی‌محور و تلقی صدور به‌مثابه تجلی وجود بسیط‌الحقیقة، نظامی منسجم بنا می‌نهد که هم مقتضای برهان عقلی و هم هم‌ساز با شهود عرفانی است؛ در این نگاه، کثرت نه نافی وحدت، بلکه مرتبه‌ای از تعین حقیقت واحد است و رابطه واحد و کثیر نه تقابل عرضی، بلکه تشأن طولی در سیر وجود است.
صفحات :
از صفحه 153 تا 185
ملاک آگاهی از دیدگاه صدرا؛ تجرد یا وجود؟
نویسنده:
بهداد غفاری اباذر ، روح‌الله سوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در آثار صدرالمتألّهین، مسئلۀ آگاهی اشیاء روندی تدریجی و تحول‌پذیر را طی می‌کند. وی در مراحل ابتدایی تفکر خود، اشیای بی‌جان را فاقد هرگونه آگاهی می‌دانست؛ اما به‌مرور از این موضع فاصله گرفت و برای آنها نوعی ادراک ضعیف و حداقلی قائل شد. این دیدگاه میانی نیز در نهایت جای خود را به تبیینی فراگیرتر داد که ریشه در اصول بنیادین حکمت متعالیه، به‌ویژه نظریۀ اصالت وجود و گسترش معنای آن دارد. بر این اساس شعور و ادراک نه اموری عارضی یا بیرون از وجود، بلکه از شئون ذاتی آن تلقی می‌شوند و به تمام مراتب هستی سرایت می‌کنند. در افق نهایی اندیشۀ صدرا، با تکیه بر وحدت و تشکیک وجود، آگاهی به‌منزلۀ حقیقتی مشکّک فهم می‌شود که متناسب با شدت و ضعف مراتب وجودی تحقق می‌یابد. ازاین‌رو، هر موجودی به میزانی که از وجود بهره‌مند است، از مرتبه‌ای از آگاهی نیز برخوردار خواهد بود، هرچند در مراتب نازل این آگاهی به شکلی ضعیف و نارس ظهور کند. دیدگاه نهایی صدرالمتألّهین دربارۀ آگاهی همگانی هستی، هم از حیث انسجام درونی با اصول حکمت متعالیه موجه‌تر است و هم با آموزه‌های دینی سازگاری بیشتری دارد. افزون بر این، استدلال‌های مخالفان آگاهی اشیاء از استحکام کافی برخوردار نیست.
صفحات :
از صفحه 123 تا 148
مبادی کنش در دیدگاه ملاصدرا و نظریۀ خودتعیین‌گری دسی و رایان‏
نویسنده:
محمدصادق یوسفوند ، فروغ السادات رحیم پور ، مهدی گنجور ، احمد شه‌گلی ، محمدصادق شجاعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رفتار انسان و فرایند شکل‌گیری، هدایت، کنترل و تغییر آن از مباحث بنیادینی بوده که در حوزه‌های مختلف علمی به تفصیل بررسی شده است. با وجود پژوهش‌های متعدد، مقایسۀ نظام‌مند میان تبیین فلسفیِ «مبادی عمل» در اندیشۀ ملاصدرا و نظریۀ «خودتعیین‌گری» دسی و رایان کمتر صورت گرفته است. هدف این پژوهش شناسایی وجوه اشتراک و افتراق این دو رویکرد و بررسی پیامدهای آن برای روان‌شناسی و آموزش است. ملاصدرا، موضوع مبادی عمل را در چارچوب انسان‌شناسی مورد بررسی قرار داده و تلاش نموده است تا تمامی رفتارهای انسانی را بر پایه اصول فلسفی تحلیل کند. در فلسفۀ ملاصدرا، مبادی عمل در قالب سلسه‌ای از قوای نفس، از «تصور» تا «قوۀ فاعله»، و با تأکید بر پیوند انگیزش با مراتب وجودی انسان تبیین می‌شود. نظریۀ خودتعیین‌گری، بر سه نیاز ذاتی -خودمختاری، شایستگی و ارتباط- به‌عنوان محرک‌های اصلی رفتار و پیوستاری از انگیزش درونی تا بی‌انگیزگی تأکید دارد. این مطالعه با رویکرد تطبیقی-تحلیلی و بر پایه منابع اصیل فلسفی و روان‌شناختی انجام شد. نتایج نشان می‌دهد هر دو دیدگاه نقش اراده را اساسی می‌دانند و میان عوامل درونی و بیرونی تمایز می‌گذارند، اما در خاستگاه انگیزش و ساختار آن تفاوت دارند؛ ملاصدرا انگیزش را بر بنیاد غایات متعالی و ساختاری سلسله‌مراتبی می‌بیند، در حالی که دسی و رایان بر نیازهای روان‌شناختی و تعامل هم‌زمان مؤلفه‌ها تأکید دارند. این مقایسه می‌تواند به غنی‌سازی روان‌شناسی انگیزش و طراحی مداخلات آموزشی کمک کند.
صفحات :
از صفحه 471 تا 492
مدل کیهان‌شناختی جهان نوسانی استاینهارت و دلالت‌های الحادی آن‏ تحلیلی انتقادی در پرتو فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
زهرا رویائی ، جعفر شانظری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
براساس باور سنتی متکلمان توحیدی، خداوند جهان را از عدم خلق کرده و عالم ازلی نیست. در دیدگاه مقابل پل استاینهارت- یکی از برجسته ترین فیزیکدانان معاصر- با ارائه «مدل جهان نوسانی» جهان را متشکل از دوره های بی‌پایان کیهانی دانسته و با تأکید بر وجود جهانی بدون آغاز، درصدد ارائۀ تصویری از ازلیت عالم و بی‌نیازی از فرضیۀ خدای خالق است. این مقاله ابتدا مدل کیهانی جهان نوسانی استاینهارت را معرفی و تبیین کرده و پیامدهای فلسفی-الهیّاتی آن را استخراج کرده و بر اساس فلسفه صدرایی آن را تحلیل و بررسی می‌کند. استاینهارت بی‌نیازی از نقطه آغاز را دال بر نفی ضرورت خالق بیرونی دانسته و مسئله خلقت را به تحلیلی صرفاً علمی فرو می‌کاهد. دراین سو در فلسفه اسلامی، ملاصدرا نیز گاهی تفسیر ادواری از ساختار کیهان مطرح می‌کند اما دیدگاه نوین وی از حدوث عالم، امکان بازخوانی مدل نوسانی را در چارچوبی توحیدی فراهم می‌آورد. این مقاله نشان می دهد که فهم ما از «حدوث» در حکمت متعالیه، می تواند ساختار نوسانی عالم را به عنوان تبیینی از تجلی مستمر نظام علّی مطلق بازخوانی ‌کند و تعارض ظاهری میان ابدیت در مدل فیزیکی و حدوث زمانی را حل ‌نماید.
صفحات :
از صفحه 417 تا 438
تحلیل مقایسه‌ای–انتقادی مبانی معرفت‌شناختی در اندیشه ملاصدرا و مرلوپونتی
نویسنده:
سیدعلی حسینی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش با رویکردی تطبیقی به بررسی مبانی معرفت‌شناسی ملاصدرا و مرلوپونتی می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که ملاصدرا ادراک را حرکتی تکاملی از حس به عقل و شناخت وجودی می‌داند، در حالی که مرلوپونتی آن را تجربه‌ای بدنی و زیسته در پیوند مستقیم و پیشاتأملی با جهان معرفی می‌کند. در حوزه‌ی خودشناسی و ادراک دیگری، مرلوپونتی بر هم‌زیستی و تعامل بدنی تأکید دارد، اما ملاصدرا آن را امری روحانی و عقلانی در مسیر کمال نفس می‌بیند. همچنین معنا در نگاه مرلوپونتی محصول تجربه‌ی زیسته است، در حالی که در اندیشه‌ی ملاصدرا بر پایه‌ی مراتب نفس شکل می‌گیرد. با وجود این تفاوت‌ها، هر دو فیلسوف بر اصالت تجربه و وجود، نقش بنیادین بدن در شناخت و تعامل فعال انسان با جهان تأکید دارند. تفاوت رویکرد فلسفی آنان در روش نیز مشهود است: مرلوپونتی با تکیه بر پدیدارشناسی و تجربه‌ی مستقیم، و ملاصدرا با بهره‌گیری از عقل، شهود و وحی. در نهایت، این مطالعه چشم‌اندازی نو برای بازخوانی و تطبیق فلسفه‌ی اسلامی و پدیدارشناسی غربی در حوزه‌ی معرفت‌شناسی معاصر فراهم می‌کند و زمینه‌ی گفت‌وگوی میان سنت‌ها را گسترش می‌دهد.
تحلیل مبانی اصالت ماهیت و اصالت وجود بر اساس صورت عینی مفاهیم فلسفی‏ با تأکید بر آراء سهروردی، میرداماد و ملاصدرا
نویسنده:
محمد باقر درخشان‌پور ، مسعود عبداله‌زاده ارپناهی ، یارعلی کرد فیروزجایی ، میرسعید موسوی کریمی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این مقاله با روش تحلیلی-تطبیقی به بررسی مبانی دو مکتب اصالت ماهیت و اصالت وجود در فلسفه اسلامی با محوریت مسئلۀ «صورت عینی» معقولات ثانی فلسفی (وجود، امکان، وحدت) و مقولات منطقی (جنس، فصل) می‌پردازد. سهروردی و میرداماد به عنوانِ نخستین بنیانگذاران مکتب اصالت ماهیت، با انکار صورت عینی مستقل برای این مقولات و استناد به برهان امتناع تسلسل در عین، وجود را صرفاً «تقرر ماهیت» در ظرف خارج یا ذهن و ماهیت را تنها واقعیت اصیل می‌دانند. در این دیدگاه، واقعیت خارجی که همان «شیء واحدِ مخلوط» است، فاقد تمایزات ذاتی است و مقولات مذکور، اعتبارات ذهنی (معقولات ثانی) محسوب می‌شوند که ذهن از تحلیل ماهیات انتزاع می‌کند. پیامد معرفت‌شناختی این نگرش، چالشی جدی در تبیین انطباق کامل ذهن و عین و استوار شدن معیار صدق بر «صلاحیت ذاتی ماهیت» است. در مقابل، ملاصدرا در چهارچوب حکمت متعالیه و با تأکید بر اصالت وجود، وجود را واقعیتی واحد، بسیط، مشکک و همان صورت عینی اصیل می‌داند که مبنای تحقق ماهیاتِ اعتباری است. وی با تمایز نهادن میان «اتصاف انضمامی» (دارای صورت عینی مستقل برای صفت و موصوف) و «اتصاف انتزاعی» (فاقد صورت عینی زائد، مبتنی بر انتزاع ذهنی از نحوه وجود موصوف)، مسئله انطباق را بر اساس وحدت وجود و تشکیک مراتبی آن تبیین می‌کند. نتیجه آنکه پذیرش یا انکار صورت عینی مستقل برای این مفاهیم بنیادین، شالوده اصلی اختلاف این دو مکتب در تبیین ساختار واقعیت، نسبت ذهن و عین و معیارهای صدق معرفت‌شناختی است.
صفحات :
از صفحه 523 تا 543
  • تعداد رکورد ها : 5289