جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 5207
فضیلت و رذیلت اخلاقی از نظر سهروردی و ملاصدرا
نویسنده:
زهرا لک زائی؛ استاد راهنما: حسن رهبر
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رفتارها و ویژگی‌های انسانی زمانی ارزشمند تلقی می‌شوند که فرد را در مسیر دستیابی به کمال واقعی یاری رسانند یا زمینه تحقق آن را مهیا سازند. بر پایه تعالیم اسلامی، کمال نهایی انسان و سعادت حقیقی او در نیل به مقام قرب الهی معنا می‌یابد. لذا هر عملی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث تقرب انسان به خدا گردد، فضیلت اخلاقی محسوب می‌شود؛ و برعکس، هر عملی که سبب دوری از خدا شود، از نظر اسلام رذیلت اخلاقی است. معیار اصلی فضیلت یا رذیلت بودن عمل، میزان تقرب یا تبعید آن از خداوند است. در نتیجه، برخی رفتارهایی که در دیدگاه‌های اخلاقی دیگر فضیلت تلقی می‌شوند—مانند شجاعت یا دانش—چنانچه باعث دوری فرد از خدا شوند، در چارچوب اخلاق اسلامی به عنوان رذیلت مطرح می‌شوند. چرا که اخلاق و صفات اخلاقی، وسیله‌ای برای نیل به هدف نهایی یعنی تقرب الهی هستند و نه هدف نهایی خودشان. بنابراین، اگر علمی باعث انحراف از راه حق شود، از منظر اسلامی نه تنها فضیلت نیست بلکه نوعی رذیلت است. متون اسلامی نیز علمای فاسد و کسانی که از دانش خود برای رسیدن به اهداف دنیوی استفاده کرده‌اند را به شدت مورد نکوهش قرار داده‌اند. جامعه‌ای که بر پایه فضایل اخلاقی شکل گرفته باشد، سرمایه‌ای معنوی برای حرکت به سوی سعادت ابدی به‌شمار می‌آید. چنین جامعه‌ای، بستری مناسب برای رشد انسان‌ها و رسیدن به کمال حقیقی فراهم می‌آورد. اخلاقی که هیچ ارتباطی با رذایل ندارد و تماماً در خدمت رشد فضایل است، مسیر زیستن درست را برای انسان‌ها مشخص می‌کند و در مقابل، رذایل را حذف می‌کند. پرهیز از رذایل اخلاقی و گام نهادن به‌سوی فضیلت‌ها، منجر به انسجام اجتماعی، ارتباط مؤثر انسانی و شکوفایی جامعه می‌شود. چنین جامعه‌ای درک صحیحی از حق و باطل خواهد داشت و روابط اخلاقی نیرومندتری در آن شکل می‌گیرد. در مقابل، رواج رذایل موجب فرسایش ایمان، ضعف در روابط انسانی و مانعی برای رشد فردی و جمعی است. از جمله رذایلی که باید از آن‌ها دوری کرد عبارت‌اند از: خودبینی، غرور، دروغ، تمسخر، غیبت، بدگمانی و تجسس. در سنت فکری اسلامی، متفکران مختلف، دیدگاه‌های متنوعی درباره فضیلت و رذیلت داشته‌اند. در این پژوهش، تلاش بر آن است که دیدگاه دو فیلسوف برجسته، سهروردی و ملاصدرا، بررسی و تحلیل گردد. 1. دیدگاه سهروردی نسبت به ویژگی‌های اخلاقی پسندیده و ناپسند چگونه تعریف می‌شود؟ 2. ملاصدرا، فضایل و رذایل اخلاقی را با چه رویکردی مورد تبیین قرار می‌دهد؟ 3. چه اشتراک‌ها و تمایزهایی میان دیدگاه سهروردی و ملاصدرا در زمینه‌ی مفاهیم فضیلت و رذیلت اخلاقی وجود دارد؟
تحلیل امکان تکامل جسمانی و روحانی انسان در عالم برزخ و آثار اجتماعی مترتب بر آن از دیدگاه صدرالمتالهین شیرازی
نویسنده:
جمال بابالیان؛ استاد راهنما: صالح حسن زاده؛ استاد مشاور: علی کربلایی پازوکی، حسین کلباسی اشتری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این رساله به تحلیل امکان تکامل جسمانی و روحانی انسان در عالم برزخ و آثار اجتماعی مترتب بر این تکامل، با عنوان «تکامل اجتماعی»، به روش تحلیلی و توصیفی و رویکردی میان‌رشته‌ای پرداخته است. مسئله اصلی این بحث است که در صورت اثبات این تکامل بر اساس دیدگاه صدرالمتألهین، چه ارکانی از مبنا و اصول صدرایی قابل‌استنباط است؟ نقش این ارکان در تبیین علت، شاخصه‌ها و آثار تکامل اجتماعی مدنظر وی که از آن تعبیر به «حکمت متعالیه نبوی و ولایی» می‌شود، چیست؟ اهمیت و ضرورت بحث از دو جهت است: اولاً با تقریر صدرایی روشن می‌شود که استکمالات دنیوی سایه و ظلی از تکاملات حاکم بر عالم برزخ بوده و «ولایت»، حلقه اتصال این عالم‌ها، بر اساس قافله‌سالاری و رهبری «انسان کامل» می‌باشد و ترقی و تعالی حقیقی برای افراد و جوامع بشری فقط از این رهگذر امکان‌پذیر است. ثانیاً شناخت بسیاری از مسائل فردی و اجتماعی من‌جمله معیار شقاوت و سعادت حقیقی، آزادی‌های فردی و اجتماعی، حقوق شهروندی و... متوقف بر تبیین علت، شاخصه‌ها و آثار تکامل اجتماعی انسان است که این امر می‌تواند از نحوه نگرش بر تکامل برزخی انسان، قابل‌استفاده و استدلال باشد. مهم‌ترین نوآوری در تبیین اصول چهارگانه مبتکرانه عقلانی صدرایی در «فاعلیت نفس ناطقه»، «جایگاه نفس ناطقه»، «کمالات و سلطنت قوه خیال در برزخ» و «نورانیت و بساطت نفس ناطقه»، در حل امکان تکامل برزخی و انبعاث ارکانی از این اصول با عنوان «انسان کامل» و «ولایت» می‌باشد. ضمن آنکه با همین رهیافت و ارتقای حکمت متعالیه صدرایی به «حکمت متعالیه نبوی و ولایی»، علت و شاخصه‌ها و آثار تکامل اجتماعی مدنظر وی نیز نمایان می‌شود. یافته این رساله بدین قرار است که بر اساس مبنای جدید و ارکان ملاصدرا، کمال‌یابی و ارتقای وجودی در برزخ و فردی و اجتماعی در دنیا، حاصل ظهور و تجلی لحظه‌به‌لحظه نفس ناطقه، با سرمایه وجودی که انسان به میزان تحقق ولایت انسان کامل در خود از علم و عمل ایجاد کرده است، می‌باشد. نتیجه آنکه نوع بشر و اجتماعات انسانی، با تمسک به ولایت انسان کامل و علم و عمل به اقتضای آن، تولدی دوباره یافته و به استکمالات حقیقی و سرمنزل مقصود در دنیا و برزخ رهنمون می‌شوند.
آیات معاد در سوره واقعه (بررسی تطبیقی تفسیر قرآن کریم صدر المتألهین شیرازی و تفسیر المیزان علامه طباطبایی)
نویسنده:
فاروق سعد محمود؛ استاد راهنما: محمدرضا حسینی نیا؛ استاد مشاور: عبدالجبار زرگوش نسب
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
سوره واقعه یکی از سوره هایی است که صحبت از قیامت در آن نکته برجسته ای است و این سوره در پاسخ به آنچه شک کنندگان می گویند به موضوع آخرت می پردازد. هدف ما در این تحقیق، تشریح و تحلیل تفسیر صدرالمطالحین شیرازی و تفسیر علامه طباطبایی از سوره واقعه، مقایسه این دو تفسیر در این زمینه و بیان تفاوت ها و شباهت ها در تفاسیر است. این دو متفکر با رویکرد توصیفی- تحلیلی. در تحقیق حاضر به نتایجی دست یافتیم که عبارتند از: هر دو مفسر از همه امکانات استفاده کردند تا تفسیر کاملی از این سوره به ما بدهند، لذا معانی و مفاهیم موجود در این آیات مبارکه را از آن استخراج کردند. همچنین به دلیل نگاه فلسفی صدرالدین شیرازی به این سوره و دیدگاه غالب تفسیری قرآنی در این سوره، تفاوت محتوایی زیادی بین این دو تفسیر از سوره واقعه یافتیم. از علامه طباطبایی. اما شباهت‌های زیادی نیز بین این دو تفسیر یافتیم، مانند انتقال تفاسیر سایر اندیشمندان و روایات تفسیری و استفاده از نظرات مفسران و احادیث منقول و تفسیر آیات سوره واقعه به شیوه تفسیر. قرآن توسط قرآن و توجه به اشکالات مطرح شده در خصوص آیات در تفسیر آیات مبارکه و تلاش برای پاسخگویی به این اشکال.
بنیان های هستی شناختی و انسان شناختی نظریه ارزش اخلاقی صدرالمتالهین
نویسنده:
مرضیه ورمزیار ، سیداکبر حسینی قلعه بهمن ،غلامحسین گرامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفکر صدرالمتألهین ظرفیت لازم برای ورود به ساحت‌های گوناگون، به‌ویژه فلسفة اخلاق را داراست. نظریة اخلاقی از محوری‌ترین مباحث فلسفة اخلاق است که از مبانی تفکر وی نشئت می‌گیرد. از مهم‌ترین بنیان‌ها در این ساحت، بنیان‌های هستی‌شناختی و انسان‌شناختی نظریة اخلاقی است. نویسنده به روش کتابخانه‌ای، تحلیلی و استنباطی به اهم هر دو بنیان اشاره کرده است. اصالت وجود، مساوقت وجود با خیر، علم، کمال و سعادت، حرکت جوهری و استکمال نفس، تشکیک وجود، تقسیم وجود به رابط و مستقل و امکان فقری وجودات ربطی، سریان عشق در همة موجودات، حمل حقیقت و رقیقت و برخی دیگر از مبانی هستی‌‌شناختی، وجود فقری، حب ذات، کرامت، فطرت الهی، کمال‌طلبی، شوق به لقای حضرت حق و فنای فی‌الله، مسئولیت اخلاقی، انتخاب آگاهانه، جسمانیة‌‌الحدوث و روحانیة‌‌البقاء بودن نفس انسانی، اصالت روح و خلود آن، نیازمندی انسان به وحی برای دستیابی به کمال حقیقی و بعضی دیگر از جمله مبانی انسان‌شناختی نظریة اخلاقی صدرالمتألهین است که نویسنده به تبیین و استنباط آنها و سپس به ارتباط میان آن بنیان‌ها و نظریة اخلاقی وی پرداخته است.
صفحات :
از صفحه 19 تا 32
نشست علمی رویکردهای نوصدرایی و نوصدری در علم اجتماعی
شخص محوری:
سیدعلی سیدی فرد
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
بررسی تبیین ویژه صدرالدین شیرازی درباره ضرورت فراگیری حکمت
نویسنده:
محمد علی محیطی اردکان ، غلامرضا فیاضی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فراگیری علوم عقلی به ویژه فلسفه نقش بسیار مهمی در زندگی انسان دارد. حکمت‌پژوهان در آثار گفتاری و نوشتاری خود کوشیده‌اند به ابعاد گوناگون این موضوع بپردازند و اهمیت و ضرورت فراگیری حکمت را تبیین کنند. ملاصدرا که از حکمای برجستة مسلمان است در این باره تبیین ویژه‌ای دارد. هدف این مقاله بررسی تبیین مزبور با روش تحلیلی- انتقادی است. به نظر می‌رسد هر چند برخی مقدمات تبیین ملاصدرا نادرست است، اما ضرورت آموختن فلسفه انکارنشدنی است. فلسفه تنها ابزار پاسخگو به پرسش‌های بنیادین بشر و شبهات عقلی پیش روی وی به شمار می‌رود و فهم بهتر کتاب و سنت و حقایق عالَم در گرو آن است. به نظر می‌رسد هر چند برخی مقدمات تبیین ملاصدرا نادرست است، اما ضرورت آموختن فلسفه انکارنشدنی است. فلسفه تنها ابزار پاسخگو به پرسش‌های بنیادین بشر و شبهات عقلی پیش روی وی به شمار می‌رود و فهم بهتر کتاب و سنت و حقایق عالَم در گرو آن است.
صفحات :
از صفحه 155 تا 172
چیستی « شخصیت» و مبانی هستی شناختی و انسان شناختی آن در حکمت متعالیه صدرا
نویسنده:
مرضیه اخلاقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شخصیت که از ریشه ی یونانی «persona» به معنای نقاب و ماسک، أخذ شده است اصطلاحاً اشاره دارد به ویژگی های بیرونی قابل مشاهده ی رفتارهای افراد و میزان تأثیر گذاری و تطابق خواسته ها و انتظارات اجتماعی آنها. اما چون یک مفهوم انتزاعی است تبیین معنای علمی آن نه تنها دشوار است بلکه به دلیل ارائه تعاریف متعدد و مختلفی از سوی روان شناسان که ریشه در جهان بینی و نگرش آنها به ماهیت انسان و شرایط فرهنگی و اجتماعی آنان دارد، تاکنون توفیقی در ارائه ی تعریفی واحد و قابل قبول از سوی نظریه پردازان شخصیت، حاصل نشده است. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی ـ تحلیلی صورت گرفته است با جستجوی در آثار صدرالمتألهین و با تکیه بر مبانی هستی شناختی و انسان شناختی، هدف، یافتن معنای «شخصیت» است. نتیجه ی حاصل، حکایت از این دارد که همه افراد انسان فطرت واحد اما شخصیت های متفاوتی دارند. طبیعت و فطرت واحد داشتن به معنای مستوی الخلقه بودن آنهاست اما «شخصیت» همان «شاکله وجودی» است که بر مجموعه ای از صفات طبیعی و اکتسابی ویژه ی هر فرد اطلاق می شود که تعیین کننده ی خط مشی او در زندگی است. کمالات اکتسابی که براساس افکار و اعمال حسنه یا سیئه و تحت تاثیر عوامل محیطی و تربیتی و وراثتی، شکل دهنده ی ساختار وجودی انسان می گردد و رفتار وی تابع و هماهنگ با همین شخصیت شکل گرفته ی اوست و همانگونه که بر اساس حرکت جوهری، وجودش دائما در جریان و تحوّل است خویشتن شکل گرفته او نیز همانند رودخانه سیّالی خواهد بود که اگرچه شکل و موجودیت کلی آن ثابت است اما همانند وجودش در سیر استکمالی خود در جریان و تغییر و تحوّل خواهد بود.
صفحات :
از صفحه 37 تا 53
بررسی و تحلیل مبانی عقلی و نقلی رجعت از دیدگاه ملاصدرا و سید عبدالله شبر
نویسنده:
شیما قربانی؛ استاد راهنما: جعفر شانظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
باور و اعتقاد به رجعت به معنای بازگشت به دنیا، برای برخی انسان‌ها پس از مرگ و پس از ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) و قبل از قیامت از مسائل مهم اعتقادی در کلام شیعی است. در این پژوهش برآنیم که به بررسی و تحلیل مبانی عقلی و نقلی مسئله رجعت از دیدگاه ملاصدرا و سید عبدالله شبر بپردازیم. در بررسی این هدف، با روش جمع آوری اطلاعات از آثار آن دو فیلسوف و متکلم استفاده شده است. از بررسی آثار آن دو بدست آمده که مسئله رجعت در ساحت عقلی قابل شناخت، تحلیل و اثبات است و در نتیجه آن امکان وقوع رجعت می‌باشد. و لذا از مهم‌ترین دلایل عقلی امکان وقوع رجعت می‌توان به قاعده فلسفی و حکم امثال «فِی مَا یَجُوز وَ فِی مَا لاَیَجوز وَاحد» اشاره کرد و باز به این نتیجه دست یافتیم که اصل رجعت از نظر نقل نه تنها محال نیست بلکه آیات فراوانی بر زنده شدن مردگان در زمان‌های پیشین دلالت دارد. ازجمله: زنده شدن برخی انسان‌های مرده در زمان ابراهیم، موسی، عزیر، ارمیا و غیره است و این اتفاق در امت اسلامی نیز حادث می‌گردد. از این رو اعتقاد به رجعت که از مسلمات اعتقادی شیعه است، خود گواه بقای نسل است. البته برخی اندیشمندان و فیلسوفان بر اساس التزام به قواعد و وجود شناسی فلسفی مسئله رجعت را با آرای فلسفی خود ناسازگار دانسته و به تأویل آیات دال بر رجعت پرداخته‌اند و تنها پذیرفته‌اند که نفس پس از مرگ بدن، هویت نفسانی و شخصی خود را حفظ می‌کند و انعدام هویت شخصی نفس مردود خواهد بود. اما ملاصدرا و سید عبدالله شبر، رجعت را بر اساس تعالیم قطعی وحیانی قرآن و احادیث و استدلال عقلی، آن را ممکن دانسته‌ و به اثبات و تبیین عقلی و نقلی آن پرداخته‌اند‌ که در این پژوهش، دیدگاه آن دو را تبیین و تحلیل خواهیم کرد.
رویکردی انتقادی بر ادله عقلی موافقین تناسخ با تکیه بر آراء ملاصدرا
نویسنده:
امیرمهدی افتخاری؛ استاد راهنما: محمد بیدهندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تعاریف متعددی از ملاصدرا درباره تناسخ آمده. او تناسخ را به این شکل تعریف میکند: تناسخ انتقال نفس از بدنی عنصری یا طبیعی به بدن دیگری است که غیر از آن بدن اولی است (صدرالدین شیرازی، 1981: 4).فلاسفه و محققانی هستند که با ارائه دلایل مختلف وقوع تناسخ را ممکن میدانند. قائلین به تناسخ را میتوان به چهار گروه تقسیم کرد: 1- برخی از تناسخ در ابدان بشری سخن میگویند 2- گروهی به تناسخ در کالبد حیوانات معتقد اند 3- جمعی تناسخ را در نباتات بیان میکنند 4- شماری تناسخ را در جمادات معرفی میکنند (کاظم زاده، 1391: 6).برخی فلاسفه و عرفا، با ادله عقلی بر اساس استدلال های فلسفی و منطقی، سعی در اثبات تناسخ دارند. برخی فلاسفه یونانی و اسلامی تناسخ را بر اساس اصل قدم و بقای نفس، اثبات میکنند. به عنوان مثال تناسخ از جمله دیدگاه های خاص و برجسته زکریای رازی است. او دیدگاه ارسطویی درباره نفس را نمیپذیرد و بیشتر دیدگاه افلاطونی در اینباره دارد و به طبع در نظریه تناسخ نیز دیدگاهی مشابه با افلاطون دارد. رازی تنها راه رهایی نفس از جهان ماده را استکمال نفس میداند. او بیان میدارد که در صورتی که نفس نتواند مقدار کافی از استکمال را تحصیل کند، در اسارت بدن و در جهان ماده خواهد ماند و این نکته، رازی را وا میدارد تا قائل به تناسخ شود (قراملکی، 1398: 8). رازی بر این باور بود که کشتن حیوانات به روح اسیر درون بدن آنها کمک میکند تا برای انتقال به اجسام شایسته تر و دستیابی به بدن انسان و رهایی از ماده، امیدوارتر شوند. این اعتقاد نشان میدهد که رازی به نحوی به تناسخ صعودی معتقد بوده است. (رازی، 1371: 104-105).از دیگر موافقین تناسخ که سعی داشته با استدلال فلسفی تناسخ را اثبات کند، قطب الدین راوندی بوده که سعی کرد با توجه به مبانی فلسفی، دلیلی به نفع تناسخیان بیان کند (راوندی، ج4: 1). او بیان میدارد که: 1-تعدد معلول یا ناشی از تعدد علت است یا تعدد حیثیات علت (بنا به قاعده الواحد) 2- علت ها و حیثیت های علت ها محدود است پس تعداد نفوس که معلول این علت ها میباشند هم محدود و متناهی است. 3- تعداد تکون های بدنی انسان ها نامتناهی است. پس درنتیجه هر آدمی که به دنیا بیاید، یک روح میخواهد و به هر روح میباید بیش از یک بدن تعلق گیرد و لذا تناسخ لازم می آید.در میان فیلسوفان یونان باستان نیز، اشخاص مهمی بودند که به تناسخ اعتقاد داشتند. از جمله سقراط، افلاطون، فیثاغورس، افلوطین و...افلاطون در رساله تیمائوس به طور صریح، به تناسخ ملکی و انتقال روح به بدن مادی دیگر پس از مرگ اشاره میکند. او بیان میکند که: ((نفسی که در زندگی اش به وجود های متعالی توجه نداشته است، در هنگام تولد دوم، صورت زن را خواهد پذیرفت و اگر در زندگی دوم از بدی کناره گیری نکند، هر بار در کالبدی حیوانی که از لحاظ خلقیات به آن شباهت دارد، قرار خواهد گرفت و پیوسته از بدنی به بدن دیگر خواهد رفت و رنج و عذابش به پایان نخواهد رسید مگر اینکه از حرکتی یکنواخت که درون خود دارد تبعیت کند و بوسیله خرد خویش، خرد به توده آشفته و عاری از خردی که از آمیزش آتش، آب، هوا و خاک بوجود آمده است، پیروز گردد تا دوباره به صورت والای نخستین خود بازگردد)) (Plato, 1924, vol.3: 461).اما از سویی، ملاصدرا در اثار متعدد خود به ویژه در جلد نهم کتاب اسفار به تفصیل به بحث تناسخ میپردازد. ایشان ضمن اشاره به رابطه ماده و صورت و ترکیب اتحادی آن دو، تصویری از رابطه نفس و بدن ترسیم می نماید که عملا راه را برای ورود تناسخ میبندد (یوسفی، سالک، 1396: 4)ملاصدرا بیان میدارد که: تعلق نفس به بدن یک تعلق ذاتی است و ترکیب آن دو، اتحادی و طبیعی است نه صناعی یا انضمامی. از سویی دیگر، هر یک از جوهر نفس و بدن با یکدیگر در سیلان و حرکت اند: یعنی هر دو در ابتدای پیدایش نسبت به کمالات خود بالقوه اند و روی به سوی فعلیت دارند. بنابراین تا هنگامی که نفس به بدن عنصری تعلق دارد، درجات قوه و فعلیت او متناسب با درجات قوه و فعلیت بدن خاص اوست. حال میگوییم هرنفسی در مدت حیات دنیوی اش با افعال و اعمال خود به فعلیت میرسید. به همین خاطر سقوط او به حد قوه محض محال است. همانطور که بدن یک حیوان پس از کامل شدن، دیگر به حد نطفه بودن باز نمیگردد. زیرا حرکت همان اشتداد و خروج از قوه به فعلیت است و حرکت معکوس امری بالعرض است. بنابراین، نفس اگر پس از مفارقت از بدن بخواهد به بدن دیگری در مرتبه جنینی و مثل آن تعلق گیرد، ناگزیر بدن در مرتبه قوه و نفس در مرتبه فعلیت خواهد بود و چون ترکیب این دو طبیعی و اتحادی است، ترکیب بین دو موجود بالقوه و بالفعل محال است (صدرالدین شیرازی، 1981: 16).همچنین ملاصدرا در پاسخ به طرفداران تناسخ، با استفاده از حرکت جوهری برهانی اقامه میکند که مقدمات آن به شرح زیر است:1- نفس پس از مرگ به بدن دیگری تعلق میگیرد (فرض تناسخ) 2- عالم ماده دارای حرکت جوهری است 3- نفس برآمده از حرکت جوهری بدن است 4- نفس در اثر حرکت اشتدادی جوهری از حالت ضعف و نقص بیرون آمده و تدریجا وجودش قوی تر میشود 5- قوت یافتن وجود نفس موجب استقلال نفس از بدن مادی میشود. 6- تعلق نفس پس از جدایی از بدن اول به بدن دیگر به معنای حرکت رجوعی از شدید به ضعیف و از کامل به ناقص است 7- اگر نفس پس از مرگ به بدن دیگر تعلق گیرد، آنگاه حرکت رجوعی از شدید به ضعیف و از کامل به ناقص لازم می آید 8- تالی باطل است؛ زیرا حرکت رجوعی از شدید به ضعیف و از کامل به ناقص ذاتا ممتنع و محال است 9- پس مقدم، یعنی تعلق نفس به بدن دیگر پس از مرگ (تناسخ) هم باطل است (اکبری، شمس، 1386: 12).طبق براهین فوق، مشخص میشود که ملاصدرا تناسخ را به طور مطلق رد میکند و حتی با بیان استدلالی مبنی بر فرض آن نیز تناسخ را غیرممکن میداند و با استفاده از لوازم فلسفی خودش، راه را بر هرگونه امکان تناسخ میبندد. بنابراین در این پایان نامه سعی شده تا به بررسی ادله موافقین، مقدمات و نتایج آنان بپردازد و با شناخت نظریات ملاصدرا در اینباره به نقد ای
بررسی تحلیلی نسبت اراده انسانی با عامل های هوشمند با تاکید بر مبانی ملاصدرا
نویسنده:
مصطفی مختاری؛ استاد راهنما: حسن عبدی؛ استاد مشاور: کاظم فولادی قلعه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
  • تعداد رکورد ها : 5207