جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 12
تفسير الثعالبي: الجواهر الحسان في تفسير القرآن [طبع: اعلمی، بیروت] - الجزء الاول (الفاتحة - الانعام)
نویسنده:
عبدالرحمن بن محمد بن مخلوف الثعالبی
نوع منبع :
کتاب , خلاصه اثر , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت - لبنان: موسسة الاعلمی للمطبوعات,
چکیده :
مهم ‌ترین کتاب ثعالبی، الجواهرالحسان فی تفسیرالقرآن، تفسیر کاملی از قرآن کریم و در اصل خلاصه‌ای از تفسیر المحرر الوجیز فی تفسیرالکتاب العزیز، اثر ابن عطیه اندلسی (متوفی ۵۴۶)، است که ثعالبی نکاتی را به آن افزوده است؛ چنانکه غزی این تفسیر را اختصار تفسیر ابن عطیه نامیده و ذهبی آن را گردآوری آرای پیشینیان دانسته است.ثعالبی، به گفته خودش در مقدمه کتاب، برای نگارش این تفسیر از حدود صد کتاب بهره برده است. التفسیرالکبیر فخررازی در زمره این کتابها است اما ثعالبی در مقدمه، به استفاده از آن تصریح نکرده، گرچه در کتاب بارها سخنان فخررازی را ذکر کرده است. ثعالبی برای پرهیز از خطا در نقل قولها، عین سخنان نویسندگان را آورده و برای برخی کتابها علامت اختصاری به کار برده است.او پس از ذکر هر آیه، نکات دستوری و لغوی آن را آورده و در این زمینه عموماً از آرای صفاقسی (متوفی ۷۴۳)،ابوحیان نحوی (متوفی ۷۴۵) و ابوالبقاء عکبری (متوفی ۶۱۶) بهره گرفته است.سپس به بیان معنای آیه و تفسیر آن پرداخته و روایات متعلق به آیه را ذکر کرده است. منابع ثعالبی در این زمینه عموماً تفسیر طبری، کتب صحاح و سنن و مستدرک حاکم نیشابوری است.او روایات را بدون ذکر سلسله سند آورده با این همه، در آوردن روایات معتبر دقت فراوان کرده و پس از ذکر احادیث ضعیف، از بی اعتمادی خود به آن‌ها سخن گفته است. ثعالبی در تفسیر خود به اختلاف قرائات نیز پرداخته و منبع اساسی وی در این باره، تفسیر ابن عطیه بوده است.علاوه بر این به مسائل کلامی، فقهی و اصولی نیز پرداخته است.روش وی در تفسیر آیات اختصار و ایجاز است، به طوری که از تفسیر بخشهایی از آیات که ضروری نمی‌دانسته، صرف نظر کرده و مسائل بحث انگیز و مورد نزاع را نیز به میان نیاورده است. تألیف این تفسیر در ۱۵ ربیع الاول ۸۳۳ به پایان رسیده است. الجواهرالحسان فی تفسیرالقران نخستین بار در ۱۳۲۳/ ۱۹۰۵ به کوشش و تحقیق محمد بن مصطفی بن خوجه در الجزایر چاپ شد.
مواهب الرحمن في تفسير القرآن - الجزء الاول (الفاتحة - البقرة: 123)
نویسنده:
السيد عبد الأعلى الموسوي السبزواري
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم - ایران: دارالتفسیر,
چکیده :
این تفسیر یکی از تفاسیر جامع و متقن شیعه در دوره‌های اخیر است زیرا از زاویه‌ای علمی به ابعاد مختلف ادبی، لغوی، بلاغی، فقهی، کلامی، اجتماعی، فلسفی و عرفانی پرداخته و در هر قسمت به تناسب وارد بحث شده است. روش تفسیر اجتهادی و در عین حال جمع بین معقول و منقول است، شامل همه آیات قرآن می‌شود و با نثری روان و بدون پیچیدگی و تفنن در عبارات مطالب را ارائه داده است. ایشان قبل از ورود به تفسیر در مقدمه‌ای کوتاه انگیزه و شیوه خود را اینچنین بیان می‌دارد: «اکثر مفسرین، قرآن را به رنگ و بوی علمی که با آن مانوسند، تفسیر کرده‌اند، فلاسفه، متکلمین، فقها، عرفا، صوفیه، اهل لغت، اهل حدیث و دیگران. تلاشم این است که تفسیر به رای نکنم، و تفسیر قرآن را به قرآن ارائه دهم، و با آنچه از ائمه علیهم السلام» در تبیین آیات آمده، در آمیزم، و آنچه مورد پذیرش و اتفاق جمیع اهل شریعت است، به آن اضافه نمایم و در نهایت، آنچه را که می‌توان با قرائن معتبر از آیات استظهار کرد، کنار آن ذکر نمایم. روش من این بوده که مضمون آیه را بیان کنم، سپس مفردات و بعد از آن مباحث مربوط به آیه را مطرح کنم، و در مبحث دلالی، معنای عامی که، آیه با دلالتهای ظاهری یا دقائق علمی به آن، اشاره دارد، را، بیان کرده‌ام. متعرض بیان نظم آیات و ارتباط آنها نشدم زیرا معتقدم، جامع قریب آنها هدایت و تکامل انسانی است، با این وصف، وجهی برای ذکر نظم آیات نمی‌بینم. شان نزول آیات را غالبا ذکر نکردم، چون معتقدم، آیات قرآن، کلیاتی است که بر مصادیق خود، در همه زمانها تطبیق می‌کند، پس وجهی برای تخصیص آن به زمان نزول یا به فرد خاصی، نیست. روایاتی از ائمه «علیهم السلام» نیز که در صدد بیان مصادیق هستند از باب تخصیص معنای آیه به آن مصداق، نخواهد بود، بلکه مصداق تطبیق کلی بر افراد خود می‌باشد. از عبارتهای مغلق و الفاظ سخت و تفصیل زائد احتراز جستم.»
قاعدة جليلة في التوسل و الوسيلة
نویسنده:
أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن تيمية حراني؛ محقق: عبد القادر أرناؤوط
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , حاشیه،پاورقی وتعلیق , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
عربستان/ریاض: رئاسة إدارة البحوث العلمية والإفتاء,
چکیده :
ابن تیمه حرانی بنیان گذار و موسس وهابیت و از مخالفین سر سخت تشیع و عقاید آن می باشد. مهمترین عقاید وهابیت و ابن تیمه رد توسل، شفاعت، زیارت قبور می باشد که شیعه را مشرک می دانند چون بنظر خودشان شیعه ائمه را می پرستند و... در حالی که هیچ کس این را قبول نمی کند و شیعه کلهم بیان داشته اند که معبود خداست و ما ائمه را خدا نمی دانیم بلکه بندگان شایسته خدا می دانیم که با اذن خدا و من عندالله می توانند حوائج بندگان خدا را برطرف کنند و این هم عین توحید و تاکید صریح قرآن است که می فرماید: وابتغوا الیه الوسیله... به هر حال این کتاب ابن تیمیه در بیان عقاید وهابیت و رد مذاهب مخالف از جمله شیعه است.
سنن ابی داود المجلد 2
نویسنده:
الحافظ ابی داود سلیمان بن الاشعث الازدی السجستانی، تعلیق:محمدکامل قره بللی، شعیب ارنووط
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دار الرساله العالمیه,
چکیده :
سنن أبي‌داود، تأليف ابى‌داود سليمان بن اشعث بن اسحق سجستانى (متوفى 275ق)، يكى از جوامع اوليه حديث اهل سنت (صحاح سته) است. اين كتاب نزد محدثين از جهت صحت بعد از صحيحين در مرتبه سوم قرار دارد. ابو داود دارای آثار مختلف علمی ؛ از جمله کتاب المسائل است که در آن به پرسش های احمد بن حنبل پاسخ گفته است. ابو داود به دنبال آن بود تا احادیثی را گرد آورد که برای استدلال فقهاء به کار می آمد و احکام از آنها استنباط می شد، بر این اساس کتاب سنن خود را فراهم آورد. ابوبکر بن داسه یکی از راویان سنن از ابو داود این سخن را نقل کرده است: از روایات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پانصد هزار روایت نگاشتم و از میان آنها ۴۸۰۰ حدیث انتخاب کردم و روایات صحیح و نزدیک به صحیح را در آن آوردم. او کتاب خود را پس از نگارش به رؤیت احمد بن حنبل رسانده و او کتابش را مورد تأیید قرار داد.
تفسير القران الكريم - الملا صدرا - المجلد الاول
نویسنده:
صدر المتألهين محمد بن ابراهيم صدر الدين الشيرازي؛ تصحيح: محمد الخواجوي؛ تعلیقات: المولی علی النوری
نوع منبع :
کتاب , حاشیه،پاورقی وتعلیق , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم - ایران: انتشارات بيدار,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسیر ملاصدرا در هفت جلد به زبان عربی و شیوه فلسفی و کلامی و سبک اشراقی می‌باشد. مـلاصدرا نخست بعضی از آیات قرآن و سوره‌های مناسب را که امکان خوض در مباحث فلسفی و عرفانی داشته انتخاب نموده سپس به تفسیر آنها می‌پردازد. لـذا تـفـسیر او شامل بخشی از قرآن است که آنها عبارتند از سوره حدید، سوره اعلی، آیة الکرسی، سوره نور، سوره سجده، سوره واقعه، سوره زلزال و سوره جمعه. بـعـد از سـال ۱۰۴۱ ق مـفسر تصمیم به تفسیر تمامی قرآن می‌گیرد و از آغاز قرآن سوره الحمد شـروع نموده لغایت آیه ۶۵ سوره بقره (و لقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت) دیگر اجل به او مهلت نداده و در راه حج در شهر بصره وفات یافت و در همان سامان به خاک سپرده شد. وضعیت کتاب: نسخه‌ای از آن از مخطوطات کتابخانه ای در قزوین و نسخه‌های متعدد در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی و کتابخانه مرعشیه قم موجود است. این تفسیر نخستین بار سوره الواقعه و تفسیر آیه النور در سال ۱۳۱۳ ق و بعد بارها با بقیه سوره‌ها و مجموع تفسیر در تهران چاپ سنگی شده است. سـپـس آقـای سید عبداللّه فاطمی از سوره الحمد لغایت آیه (یا ایها الناس اعبدوا ربکم) در ۴۵۶ صـفـحـه بـقـطـع وزیـری بدون تاریخ طبع نموده و مجدد در سال‌های ۱۳۵۲ - ۱۳۶۷ ش توسط انتشارات بیدار قم در هفت مجلد طبع گردیده است.
تفسیر الفخر الرازی المجلد 32
نویسنده:
محمد الرازی فخرالدین ابن العلامه ضیاء الدین عمرالشهیر بخطیب الرینفع الله به المسلمین
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ب‍ی‍روت‌: دارالفکر,
چکیده :
تفسير فخر رازی، تفسيرى كلامى، نوشتهء فخرالدين رازى، متكلم و مفسر اشعرى قرن ششم و هفتم هجرى است. تفسير كبير مهم‏ترين و جامع‏ترين اثر فخر رازى و يكى از چند تفسير مهم و برجستهء قرآن كريم به زبان عربى است. اين كتاب به سبب حجم بسيارش به تفسير كبير مشهور شده، ولى نام اصلى آن مفاتيح الغيب است. فخر رازى، بر خلاف زمخشرى، كه هدف از تفسيرش دفاع از آموزه‏هاى معتزلى است، به صراحت به انگيزه و هدف خود در نگارش اين تفسير اشاره‏اى نكرده، ولى عملا در جاى جاى آن، به دفاع از مذهب كلامى ابوالحسن اشعرى(متوفى ٣٣۴) و رد آراى مخالفان وى، به ويژه معتزله، پرداخته است. يكى از دلايل شهرت و اعتبار تفسير كبير، تأثير آن بر تفاسير بعدى است. برخى از مفسرانى كه از محتواى تفسير كبير و روش آن استفاده كرده يا تأثير پذيرفته‏اند، عبارت‏اند از: نيشابورى در غرائب القرآن، بيضاوى در انوار التنزيل، آلوسى در روح المعانى، قاسمى در محاسن التأويل، طباطبائى در الميزان و رشيدرضا كه عالمى سلفى و پيرو ابن تيميّه است، در المنار از شيوهء استدلال و محتواى تفسير كبير بسيار استفاده كرده و طنطاوى نيز در الجواهر، قرآن را به همان شيوهء فخر رازى تفسير كرده است. اين اثر شامل سى و دو جلد مى‏باشد. هر چند فخر رازى در ابتداى تفسير كبير گفته است كه آن را در مقدمه و ابوابى تنظيم كرده و مقدمه نيز شامل ابواب و فصولى است، عملا در همان فصل اول از مقدمه، به تفسير {/«اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم»/} پرداخته است. او تفسير هر سوره را با ذكر نام آن، محل نزول، تعداد آيات و اقوال مربوط به آن آغاز كرده، سپس با ذكر يك يا دو يا چند آيه از آن سوره، توضيح كوتاهى دربارهء مناسبت آنها با آيات قبلى داده است. اين ويژگى از امتيازات بارز اين تفسير است. سپس، چنانچه روايت يا حديثى از پيامبر اكرم(ص)، صحابه يا تابعين دربارهء آيه يا آيات وجود داشته، آنها را بررسى كرده، يا به ذكر مسائلى چون ناسخ و منسوخ يا شرح مصطلحات حديثى(مانند متواتر و آحاد و جرح و تعديل) پرداخته، آنگاه آيه يا آيات مورد نظر را به كوچكترين اجزاى مفهومى، تجزيه كرده و تحت عناوينى؛ چون مسئله، سؤال، وجه، اقوال، امور و غيره، از ابعاد مختلف كلامى و فلسفى و لغوى و ادبى و فقهى و مانند اين‏ها به بررسى و تفسير آنها پرداخته و در پايان، نظر خود را بيان نموده است. اين بحث‏هاى تفصيلى و پرداختن به ابعاد گوناگون يك مسئله، از ويژگى‏هاى بارز و منحصر به فرد تفسير كبير است. تفسير كبير را از نظر روش، در شمار تفاسير عقلى و كلامى آورده‏اند. ذهبى آن را از نوع تفسير به رأى جائز دانسته است. علامه طباطبائى نيز از طرفى اين تفسير را تفسيرى كلامى ذكر كرده و از طرف ديگر، تفسير متكلمان را تطبيق ناميده و رد كرده است. هر چند تفسير فخر رازى پر از مباحث كلامى و عقلى است، ظاهرا خود او لزوما به دنبال نگارش تفسيرى كلامى يا فلسفى يا تفسير به رأى، چه ممدوح چه مذموم، نبوده است، زيرا در تفسير خود به اين نكته اشاره‏اى نكرده و در وصيتنامه‏اش مى‏نويسد كه هيچ يك از اين روش‏هاى فلسفى و كلامى در كنار روش قرآنى ارج و ارزشى ندارند. با توجه به اين كه محور غالب مباحث كلامى، آيات قرآن كريم بوده است، در تفسير كبير كه صبغه‏اى كلامى دارد، مى‏توان مجموعهء نسبتا كاملى را از آراى كلامى اشاعره، معتزله، كراميه و برخى فرق ديگر ملاحظه كرد و به يك دورهء كامل از مباحث كلامى دست يافت. برخى از مباحث كلامى - فلسفى كه فخر رازى به آنها پرداخته عبارت‏اند از: معرفت خداوند و اين كه آيا در شناخت او نظر و استدلال جائز است يا نه، ايمان و اسلام، تفاوت ميان اين دو و اركان ايمان، كلام الهى و بحث از حدوث و قدم آن، رؤيت خداوند، عدل الهى، جبر و اختيار و قضا و قدر، حدوث و قدم عالم، اعجاز قرآن، ارادهء خداوند، مفهوم استواى خداوند بر عرش، تجسيم، تثليث، عصمت انبيا، شفاعت پيامبر اكرم،عقيدهء شيعه در امامت معصوم و احتمال صحت آن، بيان لزوم وجود معصوم در هر زمانى با اين توضيح كه بر خلاف نظر شيعه و بنابر اعتقاد اشاعره و خود فخر رازى، مجموع امت معصوم است نه يك تن، و بحث معاد. در ميان مفسران، فخر رازى بيش از همه در تبيين آيات باران كوشيده است. از آراى خاص تفسيرى رازى، اعتقاد به نبودن واژه‏هاى دخيل و غير عربى در قرآن است، همچنين وى به نقل روايات اسباب نزول و ذكر قرائت‏هاى مختلف اهتمام فراوانى داشته است. غلبهء صبغهء كلامى - عقلى در تفسير كبير مانع از اين نشده است كه فخر رازى در مواردى، از شيوهء قرآن به قرآن، در تفسير آيات كريمه استفاده كند؛ ولى با وجود اشاراتى كه به احاديث پيامبر اكرم و امامان شيعه كرده و رواياتى كه از صحابه و تابعين آورده، در تفسير خود اعتماد اندكى به احاديث داشته است. گفته مى‏شود كه او در نقل احاديث به شيوه‏اى كه در عصر او معمول بوده، سلسله سند حديث را ذكر نكرده و نيز احاديثى را كه بسيارى از مفسران، حتى عقلى مشربانى چون زمخشرى و طبرسى،در فضائل سوره‏ها و ثواب قرائت آنها نقل مى‏كنند، نياورده است. در تفسير كبير استفاده از رواياتى كه از اسرائيليات شمرده مى‏شوند، بسيار اندك است. براى نمونه ذيل آيهء «ن» در سورهء قلم، «ن» را به معناى نهنگى كه زمين بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخر رازى هر چند اين روايت را در تفسير آيهء مذكور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل يا اشكال در سلسله روايت يا محتواى حديث يا از اسرائيليات بودن رد كرده، بلكه از جنبهء ادبى و نحوى مردود دانسته اس. تفسير فخر رازى با وجود صبغهء كلامى، از اشارات صوفيانه خالى نيست و در تفسير برخى آيات به ذكر طريق و شيوهء عارفان در تفسير آيات نيز پرداخته است. از ويژگى‏هاى بارز روش فخررازى در تفسير كبير، اهتمام جدّى او به بيان مناسبات ميان آيات و سور قرآن كريم است. وى تنها به ذكر يك مناسبت اكتفا نمى‏كند، بلكه در بيشتر مواقع به بيان چند مناسبت مى‏پردازد. عنايت به نكات ادبى و بلاغى، از جمله استشهاد به شواهد شعرى دورهء جاهليت در مباحث لغوى و نحوى و بلاغى، از ديگر ويژگى‏هاى روش تفسيرى فخر رازى محسوب مى‏شود. وى در اين خصوص، بيشترين استفاده را از كشاف زمخشرى برده است. توجه به مباحث فقهى نيز از جمله خصايص روش فخر رازى در تفسير كبير است. فخر رازى در برخورد با آيات احكام، ابتدا آراى مكاتب و مذاهب مختلف فقهى را در خصوص آنها مطرح مى‏كند و سپس به تفصيل به بيان گرايش فقهى خود، يعنى مذهب فقهى شافعى، مى‏پردازد و بر صحت آن استدلال مى‏كند. تفسير كبير به دليل مهارت فخر رازى در علوم مختلف، سرشار از مباحث كلامى، فلسفى، منطقى، فقهى، ادبى و غيره است و همين ويژگى آن را دايرةالمعارف گونه كرده است. اين گستردگى و اطناب تفسير فخر رازى مى‏تواند از آن جهت باشد كه وى آن را براى عموم ننوشته است. به نظر برخى از علماى تفسير، اشتمال تفسير فخر رازى بر اين حجم مطالب متنوع، از اهميت تفسيرى آن كاسته است. به گفتهء ابوحيّان غرناطى، (مفسر قرن هفتم و هشتم)، در تفسير فخر رازى مطالبى هست كه در عالم تفسير نيازى به آنها نيست. ابن تيميّه نيز آن را تفسيرى دانسته كه در آن، جز تفسير از هر موضوعى سخنى يافت مى‏شود. به عقيدهء سيوطى، اين تفسير مملو از سخنان حكما و فلاسفه است و بحث‏هاى تفسيرى‏اش بى‏ارتباط با آيات است. ابن خلّكان نيز مى‏گويد كه در آن مطالب غريب و نا آشناى فراوانى آمده است. عده‏اى نيز بر محتواى آن خرده گرفته‏اند و معتقدند كه تفسير كبير از اين جهت عيوب فراوانى دارد، از جمله ابوشامه مقدسى (متوفى ۶۶۵) معتقد است كه فخر رازى در تفسير خود شبهات جدّى مخالفان اسلام و اهل سنّت را به بهترين شكل مطرح كرده، ولى از حل آنها در نهايت عجز و ناتوانى فرومانده است.
تفسير القرآن الكريم المجلد 2
نویسنده:
صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازي
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسير القرآن الكريم، نام تفسيرى از ملاصدراى شيرازى (متوفاى 1050ق) است كه شامل مجموعه‌اى از تفاسير برخى سوره‌هاى قرآن كريم و به زبان عربى مى‌باشد. وى اين تفاسير را به‌صورت رساله‌هاى پراكنده و در مدتى كمتر از بيست سال نوشت. ملاصدرا رسايل تفسيرى خود را در فواصل زمانى گوناگون نوشته است؛ ازاين‌رو، در شيوه كار او اختلافاتى وجود دارد. برخى از آنها مختصرترند و او در آنها از شيوه مفسران چندان دور نشده است؛ مثلاً، در تفسير سوره بقره، به تبعيت از «مجمع البيان»، بخش ادبى را از بقيه مطالب، كه آنها را «معنى» ناميده، جدا كرده است. برخى ديگر از تفاسير او مفصّل و به شيوه تفاسير ذوقى عرفانى‌اند؛ به‌خصوص رساله‌هايى كه در اواخر عمرش نوشته است... ملاصدرا عالم را سه‌گونه (دنيا، آخرت و عالم الاهيت) مى‌دانسته و عقيده داشته است كه الفاظ قرآن نيز گاهى بر پديدارهاى آشكار و محسوس (دنيا)، گاهى بر سرّ (حقيقت و باطن آخرت) و گاهى بر سرِّ سرّ (باطنِ باطن يا عالم الاهيت) دلالت دارند؛ به همين علت، او از كسانى كه تفسير قرآن را فقط محدود به بحث‌هاى لغوى و ادبى و قرائت و نقلِ روايت مى‌دانند، انتقاد كرده و آنان را «أهل القول و العبارة» يا پرستندگان و بندگان مذاهب و آرا و خواهندگان نفس و هوا خوانده است... ملاصدرا در تفسير، ابتدا به سراغ تفاسير و عقايد پيروان هريك از فرقه‌ها، حتى آنهايى كه با مذاق او سازگار نبوده‌اند، رفته و به اين ترتيب، به شيوه اغلب مفسران به بحث‌هاى صرفى و نحوى و بلاغى و روايى و اختلاف قرائت و اقوال صحابه و تابعين پرداخته و گاه آنها را نقد كرده است. وى در اين موارد، از تفاسير مشهور، مانند تفسير نيشابورى، بيضاوى، ثعالبى، على بن ابراهيم قمى و خصوصاً كشاف زمخشرى و مجمع البيان بهره گرفته است (تفسير القرآن الكريم، جاهاى متعدد). ملاصدرا در موارد بسيار، براى تفسير آيات، از ديگر آيات استفاده كرده؛ مثلاً، در تفسير سوره حمد كه مجموعاً هفت آيه دارد، بيش از صد بار به آيات ديگر استناد كرده است... در مرحله دوم تفسير قرآن، ملاصدرا مطالبى از خود يا كسانى كه آنها را «أهل الكشف و الإشارة» يا «أهل اللّه» ناميده، آورده است. اين مطالب، مشتمل بر لطايف عرفانى و حكمى‌اند. در اين مرحله، او از سخنان خواجه عبداللّه انصارى، بايزيد بسطامى، جُنَيد بغدادى، سهل تُستَرى و خصوصاً از غزالى، ابن عربى و شارحان آثار ابن عربى، مانند صدرالدين قونوى و قيصرى، استفاده كرده و آراى آنان را با لحنى ستايش‌آميز نقل نموده... و از اشعار عرفانى مولوى و عطار و سنايى، كه آنها را از حكيمان شمرده، نيز بهره گرفته است... ملاصدرا برخى اشعار فارسى خود را نيز در ضمن تفاسيرش آورده است... او به آرا و آثار فيلسوفان اسلامى و پيش از اسلام نيز توجه كرده و آنان را ستوده است. وى از رساله نيروزيه ابوعلى سينا، كه او را استاد فيلسوفان مسلمان خوانده، مطالب فراوانى در تفسير حروف مقطعه نقل كرده... و از كتاب اثولوجيا، منسوب به ارسطو، مطالبى درباره نشئه‌هاى سه‌گانه انسان نقل نموده و آن را با قرآن تطبيق داده است... ملاصدرا ارسطو را نيز ستوده؛ چندان‌كه از پيامبر اكرم نقل كرده كه در حق او فرموده‌اند كه او پيامبرى از پيامبران بود و قوم وى قدرش را نشناختند... وى آيه 122 سوره انعام را با نظريه فُرفوريوس، كه او را پيشواى مشائيان و بزرگ‌ترين شاگرد ارسطو معرفى كرده، تطبيق داده است... به نظر ملاصدرا، حكيمان يونانىِ پيش از افلاطون مصداق آيه «... رِجالٌ صَدَقوُا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَيْهِ...»... بودند و با روان‌هاى پاك و دل‌هاى طاهر به معراج رفتند. او حكيمان را اهل بيت حكمت دانسته - همان‌گونه كه امامان، اهل بيت نبوت و ولايتند - و بر ايشان درود فرستاده است... ملاصدرا، در ضمن تفاسيرش، بسيارى از عقايد فلسفى و عرفانى خود را مطرح كرده و با استناد به آيات قرآن، بر صحت آنها استدلال نموده است. ملاصدرا دلايل معتقدان به دائمى نبودن دوزخ را به‌تفصيل و به‌گونه‌اى تأييدكننده نقل نموده و از فتوحات و فصوص و شرح قيصرى بر فصوص، مطالب بسيارى آورده و حديثى از رسول اكرم و سخنى از ابن مسعود در تأييد آن ذكر كرده، ولى پاسخ مخالفانِ آنان را تنها در دو سه سطر نقل نموده است... البته ملاصدرا در پاره‌اى از آثار خود عقيده‌اى برخلاف اين نظريه اظهار داشته است... ملاصدرا عظمت افراد را ملاك درستى آراى ايشان ندانسته و كسانى را كه به‌عنوان پيشوايان دين، معتقدات خود را بر پايه تقليد از ديگران نهاده‌اند و كسانى را كه عقايد دينى را با استناد به معجزه و سخنان ديگران ثابت مى‌كنند، نكوهش كرده است... به عقيده وى، كمال و عبوديت در آزادگى فكرى است... كتاب حاضر، شامل هفت جزء مى‌باشد. در جزء اول، در قسمت مقدمه، به معرفى مؤلف، حكمت، مباحث مهم در حكمت متعاليه، همچنين اساتيد، شاگردان، تأليفات و روش تفسيرى ملاصدرا و... پرداخته شده است. جلد اول كتاب، شامل تفسير سوره فاتحه و قسمتى از سوره بقره است. در جلد دوم، از آيه 17 تا آيه 33 و در جلد سوم، از آيه 34 تا آيه 65 سوره بقره، تفسير شده است. جلد چهارم، مشتمل بر تفسير آية الكرسى و آيه نور (آيه 35) از سوره نور است. در جلد پنجم، به تفسير سوره «يس»، پرداخته شده است. در جلد ششم، تفسير سوره سجده و حديد، در جلد هفتم، تفسير سوره‌هاى واقعه، جمعه، طارق، اعلى و زلزال را مشاهده خواهيم كرد. روش مؤلف در تفسير چنين است كه مثل عامه مفسرين به مفردات آيات پرداخته، اختلافات قرآئات را ذكر مى‌كند و به نقد آنها مى‌پردازد، سپس به تحقيقى كه از ايشان يا ديگر محققان از اهل حق بوده، اشاره مى‌نمايد.
  • تعداد رکورد ها : 12