جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تحلیل تطبیقی دیدگاه شیعه و اهل سنت در صفات خبری با تکیه بر مساله رویت
نویسنده:
محمد معینی فر, فاطمه سادات مشیریان
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از جمله مباحث مهم علم کلام اسلامي، صفات خبريه است که مذاهب مختلف اسلامي، ديدگاه هاي مختلفي درباره آن اتخاذ کرده اند. در اين ميان، برخي متهم به تشبيه، عده اي متهم به تجسيم و برخي ديگر هم متهم به تعطيل شده اند. حتي فرقه اي مانند وهابي ها پا را از اين هم فراتر گذاشته اند و مخالفان خويش در باب صفات خبري را تکفير کرده اند. گاهي معدودي از فرق اسلامي، شيعه را متهم به تشبيه و تجسيم کرده اند، اما در طول تاريخ، علماي شيعه اين تهمت هاي واهي را رد کرده اند و گفته اند موضع شيعه در قبال صفات خبري، همان موضع اهل بيت پيامبر اکرم، يعني تنزيه، است. زيرا در روايات وارد شده از امامان معصوم (ع)، درباره صفات خبري به سه نظريه مهم، يعني اثبات به تشبيه، نفي صفات و اثبات بدون تشبيه اشاره شده است که نظريه اخير، همان ديدگاه تنزيهي شيعه است. در تحقيق پيش رو، کوشيده ايم با تقسيم بندي منظمي، انظار مختلف در باب صفات خبري و ادله مطرح شده در اين زمينه را به صورت تطبيقي و با تکيه بر رويت الاهي ذکر کنيم و به تنها حالت رويت الاهي، که همان رويت قلبي است، اشاره کنيم.
صفحات :
از صفحه 9 تا 31
پیامبر وهابیت : ‫اهانت مفتیان وهابی به ساحت مقدس نبوی صلی‌الله علیه و آله با استناد به روایات کتاب مسلم و بخاری‬
نویسنده:
‏‫مجتبی عصیری.‬
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
قم - ایران: رشید,
چکیده :
تحقیقی در زمینه «فتاوای اهانت‌آمیز» مفتیان اعظم وهابی عربستان سعودی به ساحت «پیامبر اسلام»(ص) به استناد روایات مندرج در صحیح بخاری و صحیح مسلم است. در این نوشتار برخی از اهانت‌ها و جسارت‌هایی که در فتاوای هیات عالی افتاء عربستان وجود دارد منعکس شده و عدم شناخت آنان از مقام والای نبوت به تصویر کشیده شده است. در این فتاوای موهن شان و شخصیت پیامبر اسلام حتی از یک فردی عادی نیز پایین‌تر آورده شده و نسبت‌هایی به ایشان وارد شده است که معمولا این نسبت‌ها به افراد لاابالی و بی‌دین داده می‌شود و این در حالی است که در روایات متعددی از منابع روایی معتبر اهل‌سنت به‌ویژه صحیح بخاری و صحیح مسلم طعن‌های فراوانی نسبت به خلفا و برخی از زنان پیامبر اسلام به چشم می‌خورد.
وهّابیت، احیاگر تفکّر عثمانیّه و نواصب
نویسنده:
رضا گشتیل
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
همواره دشمنان اسلام برای رسیدن به اهداف شان، درصدد از بین بردن پیوند و علاقه مردم به عترتِ پیامبر اکرم(ص) بوده اند و در راه جدایی مردم از اهل بیت پیامبر(ص)، تمام توان خود را به کار گرفته اند. این جماعت در لباس های مختلف، سیاست خود را در میان توده مردم ارائه می کردند؛ گاهی در لباس نواصب، گاهی در لباس عثمانیه، گاهی در لباس غلات و گاهی نیز در لباس خوارج خود را نشان می دادند. شاید بزرگ ترین دشمنان اهل بیت را بتوان در نواصب و عثمانیه خلاصه کرد که هر دو، در نفی فکری و فیزیکی اهل بیت شمشیر را از رو بسته بودند؛ در این مقاله خواهیم گفت که این عترت ستیزی که در صدر اسلام بوده، کماکان نیز وجود دارد. وهابیت که فرقه ای نام آشنا برای تمام مردم است، دنباله رو دشمنان اهل بیت یعنی عثمانیه و نواصب است؛ یعنی همان طور که تمام قرآن و سنت نبوی در اهل بیت متبلور است، تمام عترت گریزی و گاهی اهل بیت ستیزی نیز در این فرقه نمود دارد؛ در واقع وهابیت احیاگر و پیرو راه دشمنان اهل بیت پیامبر(ص) است که بقاء خود را در محو نام و آثار و قبور اهل بیت می بیند. آنها با دوری و تحذیر دیگران از این حبل الهی، مسبّب ایجاد انحراف و خشونت و به تبع آن، بدنامی اسلام در جهان امروز نیز شده اند.
صفحات :
از صفحه 17 تا 0
بررسی استدلال محمد بن عبدالوهاب بر شرک بودن استغاثه با تأکید بر حدیث «لا اغنی عنک من الله شیئا»
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
محمد بن عبدالوهاب مؤسس وهابیت، در کتاب التوحید، حدیثی از رسول خدا(ص) می ‌آورد که خطاب به حضرت زهرا، دختر بزرگوار خود می ‌فرمایند: در دنیا از مال من هرچه می ‌خواهی درخواست کن؛ ولی من نمی‌توانم تو را از خداوند بی‌نیاز کنم. ابن عبدالوهاب از این حدیث چنین برداشت می ‌کند که درخواست امور غیرمقدور از پیامبران، گویا به این منزله است که شخص، خود را از خدا بی‌نیاز دیده و پیامبر(ص) را در جای خدا قرار داده است؛ زیرا درخواست‌هایی که باید از خدا داشته باشد، از او می ‌طلبد. برای بررسی ادعای وی و استنباطی که از این حدیث داشته، نظرات دانشمندان بزرگی از فریقین در ذیل روایت فوق، مورد مطالعه قرار گرفت و آنچه به دست آمد این بود که حدیث درصدد تحریم استغاثه نیست و صرفاً این را می ‌رساند که سرنوشت هر انسانی در گرو اعمال خویش است و نمی‌توان از شرافت خانوادگی و بزرگواری پدر، عاقبت به خیر شدن و ورود به بهشت را توقع داشت؛ بنابراین هر انسانی برای جلب رضوان خدا، نیاز به اعمال نیک دارد؛ لذا استنباط محمد بن عبدالوهاب، مبنی بر حرمت درخواست از غیر خدا با استناد به روایت مذکور، ناصحیح است.
صفحات :
از صفحه 39 تا 0
حدیث "اثناعشر" و دیدگاه انحرافی ابن‌تیمیه
نویسنده:
میثم اورنگی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
حدیث «اثناعشر خلیفه» از جمله روایات مورد قبول فریقین می باشد که به بحث مهم امامت و خلافت پرداخته است. حدیث بشارت، در مقام بیانِ تعداد خلفای راستین و حقیقی بعد از پیامبر (ص) است. نظرات مختلفی در مورد مصادیق این حدیث، از سوی علما مطرح شده است. شیعه بر این باور است که مصادیق راستین حدیث بشارت، امام علی (ع) و یازده نفر از نسل اوست که در تمامی زمان ها حضور دارند و زمین هیچ گاه از وجود خلیفه حقیقی پیامبر (ص) خالی نیست؛ در مقابل، ابن تیمیه به شدت با این باور شیعه به مخالفت پرداخته و مصادیقی غیر از اهل بیت پیامبر (ص) را به عنوان خلیفه معرفی کرده است. در این مقاله، با بررسی سندی و دلالی و با روش توصیفی ـ تحلیلی، به این نتیجه رسیدیم که دیدگاه ابن تیمیه در خصوص حدیث بشارت، با اشکالات فراوانی روبرو می باشد و باور حق در تفسیر حدیث، قول شیعه است.
صفحات :
از صفحه 109 تا 0
بررسی حکم سَب‌کنندگان صحابه از دیدگاه وهابیت
نویسنده:
شاکر سعدونی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مواردی که وهابیان آن را از علل تکفیر می خوانند، سب صحابه است؛ دلیل ایشان بر این اعتقاد، فتوای بزرگان سلف، اجماع مسلمانان، آیات و روایاتی است که صحابه را دارای مقام و منزلت رفیعی دانسته و از سب صحابه بر حذر می دارد؛ اما در این مقاله به شیوه ی توصیفی _ تحلیلی اثبات می گردد که اولا، در میان خود وهابی ها، در مورد حکم سب کنندگان صحابه، اجماعی وجود ندارد؛ ثانیا، نوع فتاوا در مذاهب اربعه نیز بر خلاف ادعای وهابیت، نهایتا حکم به تادیب و تعزیر سب کننده می باشد؛ ثالثا، محتوای آیات و روایت نهایتا حرمت این عمل را می رساند و رابعا، سیره و روش صحابه، برخلاف این ادعا می باشد.
صفحات :
از صفحه 55 تا 0
عالمان منتقد سلفیه؛ سلیمان بن عبدالوهاب التمیمی
نویسنده:
سعید سلمانی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مدخل آثار(دانشنامه آثار)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این عالم حنبلی، نگارنده اولین ردیه بر جریان وهابیت می باشد. به گزارش ابن حمید نجدی، او ردیه خوبی بر اساس آیات و روایات نگاشت و از کلمات ابن تیمیه و ابن قیّم در ابطال نظرات محمد بن عبدالوهاب استفاده نمود؛ زیرا محمد تنها نظرات این دو تن را قبول داشته و با آنان معامله نصوص دینی را می نمود که قابل تأویل نیستند. این کتاب به عنوان نامه ای به "حسن بن عیدان" نگاشته شده و با نام های گوناگونی چون فصل الخطاب فی الرد علی محمد بن عبدالوهاب و الصواعق الإلهیة فی الرد علی الوهابیة و الرد علی من کفّر المسلمین بسبب النذر لغیرالله منتشر گردید. وی در ابتدای این کتاب، خطاب به حسن بن عیدان می نویسد: در حال حاضر، شما کسانی که شهادت به یگانگی پروردگار و نبوت رسول اکرم(ص) که بنده و پیامبر خداست می دهند و نماز را به پا می دارند و زکات می دهند و روزه می گیرند و با ایمان به خدا و فرشتگان و کتب آسمانی و پیامبران، حج به جا می آورند و به تمامی شعائر اسلامی ملتزم هستند، تکفیر می کنید.
صفحات :
از صفحه 129 تا 134
گزارشی از کتاب «التکفیر ضوابط الاسلام و تطبیقات المسلمین»
نویسنده:
مجتبی محیطی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مدخل آثار(دانشنامه آثار)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تکفیر پدیده ای نوظهور نیست و از همان صدر اسلام در جامعه اسلامی وجود داشته است؛ نمونه بارز آن خوارج هستند که به جهت فهم نادرست از دین، به تکفیر دیگر مسلمانان اقدام کردند. فهم متفاوت از دین باعث شد که برخی فقط فهم خود را سائغ و درست بدانند و برای فهم دیگر مسلمانان، احترام قائل نشوند و حکم به کفر دیگران بدهند. تکفیرِ مسلمانان به جهت عدم اعتقاد به تجسیم خداوند و اعتقاد به مخلوق نبودن قرآن، از نمونه های این تفکر است که در قرون ابتدایی اسلام به وجود آمد. این تفکر همچنان ادامه داشته و اکنون برخی از عالمان مذاهب اسلامی، دیگر مذاهب و اشخاص مسلمان را تکفیر و حکم به ارتداد آنها می کنند. جریان های وهابی تندرو، یکی از جریان های تکفیری در دوران اسلام معاصر هستند که به تکفیر مخالفین خود همت گماشته اند. نویسنده این کتاب دکتر احمد برکات با توجه به تفکر تکفیری در بین مسلمانان، کتاب خود را با عنوان التکفیر ضوابط الاسلام و تطبیقات المسلمین نام گذاری کرده است، تا مشخص کند که ضوابط و اصول اسلامی در تکفیر چیست؟ و آیا می توان هر شخص را با سلیقه شخصی تکفیر کرد، یا اینکه تکفیر مسلمانان دارای ضوابط و اصول است؟
صفحات :
از صفحه 135 تا 140
مجله سراج منیر [پژوهش‌نامه نقد وهابیت] شماره 3
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مجموعه مقالات
منابع دیجیتالی :
سلفیه بدعت یا مذهب
نویسنده:
محمد سعيد رمضان البوطى ؛ مترجم: حسين صابرى ؛ مقدمه نويس: محمد واعظ‌ زاده خراسانی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
وضعیت نشر :
مشهد - ایران: بنياد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوی ,
چکیده :
سلفيه بدعت يا مذهب، به قلم حسين صابرى، ترجمه فارسى كتاب «السلفية مرحلة زمنية مبارکة لا مذهب إسلامي»، اثر دكتر محمد سعيد رمضان البوطى، استاد دانشگاه دمشق است. توجه به نكات زير درباره اين اثر مفيد است: كتاب حاضر، كتابى است در طريق وحدت اسلامى كه نقاب نفاق از چهره اين گروه خودخوانده برمى‌دارد. نكته جالب در اين كتاب آن است كه نقد افكار و انديشه‌هاى سلفيه و از جمله آرا و عقايد ابن تيميه از سوى يكى از عالمان اهل سنت صورت مى‌پذيرد كه - به تعبير استاد گران‌قدر آيت‌اللّه واعظ‌زاده خراسانى - تا نيمه راه تقريب را پيموده است. او در اين كتاب مى‌كوشد تا روشن سازد چگونه برساختن مذهبى به نام سلفيه و تكفير همه ديگر مذاهب، بدعتى است كه با ادعاى پيروى از سلف سازگارى ندارد. اين سخن نخست و بنيادين كتاب است، گرچه در كنار آن به پاره‌اى از نمونه‌هايى كه سلفيه آنها را بدعت مى‌شمرند، مى‌پردازد و اثبات مى‌كند كه اين نمونه‌ها نه فقط بدعت نيست، بلكه كارى است كه «سلف» انجام مى‌داده‌اند. از جمله درباره توسل و استشفاع مى‌گويد: «در مورد توسل به آبروى رسول خدا(ص) يا ديگر صالحان و مقربان، ما هيچ بحث و منازعه‌اى بر سر آن در عصر سلف و در سه نسلى كه به برترى آنان گواهى داده شده است، سراغ نداريم و آنچه مى‌دانيم و آنچه در اين موضوع صحتش براى ما ثابت شده، روايات ثابت و صحيحى است كه از توسل جستن صحابه و يا از تبرک جستن آنان به عرق رسول خدا(ص) و موى او و نيز آب وضوى او حكايت دارد و در صحيح مسلم و صحيح بخارى ثبت و نقل شده است». همان‌گونه‌كه از عنوان كتاب پيداست، اين كتاب نقدى است از سوى يكى از عالمان اهل سنت بر مبانى وهابيت؛ ازاين‌روى، ممكن است نویسنده نكاتى را آورده باشد كه با عقيده شيعه سازگارى ندارد. مترجم با عنايت به اين مهم كه هدف اصلى كتاب، نقد وهابيت است، در برابر آن‌گونه نكاتى كه نویسنده آورده تا جايى كه توانسته بى‌طرف مانده است؛ چه، نقد و بررسى آن نكات، اولا: در چهارچوب هدف كتاب حاضر نيست و ثانيا: به اعتقاد نگارنده اين يادداشت، بحث و بررسى و نقد و كنكاش درباره «فرقه ناجيه» همان اندازه به «وحدت اسلامى» آسيب مى‌رساند كه برساختن مذهبى با نام سلفيه. اين كتاب، نه آراى سلفيه را مناقشه و نه آنها را تخطئه يا تصويب مى‌كند، بلكه مطلبى مهم‌تر از اين را دنبال مى‌نمايد و آن اينكه آيا درست است كه از قلب جماعت اسلامى و از ميان اهل سنت و جماعت، بدعت جديدى به نام «سلفيه» و به‌عنوان يك مذهب نو سر درآورد و باصراحت و بى‌جهت همه سلف صالح و پيروان مذاهب سنت را رد كند و تنها خود را حق و باقى را باطل بداند؟ آيا اين خود يك بدعت جديد نيست؟ وى در آنجا به معنى لغوى و اصطلاحى كلمه «السلف» و اينكه در اصطلاح بر قرون ثلاثه (سه نسل اول صدر اسلام، صحابه، تابعين و اتباع تابعين) به استناد حديث مروى از عبداللّه بن مسعود كه پيغمبر فرمود: «خير النّاس قرني، ثم الذين يلونهم، ثم الذين يلونهم...» اطلاق شده و آراء علما را در مراد از اين قرون ثلاثه ذكر نموده، نتيجه مى‌گيرد كه سبب خيريّت اهل آن قرون، آن است كه آنها؛ يعنى صحابه و تابعين و تابعين تابعين، حلقات سلسله منتهى به منبع وحى را تشكيل مى‌دهند و اسلام را دست‌نخورده فراگرفتند و به نسل‌هاى بعد رسانيدند و بدعت‌ها پس از اين تاريخ در اسلام پيدا شده است؛ اين است سبب «خيريّت» آن سه نسل از مسلمانان. نهايت مطلبى كه از اين به دست مى‌آيد آن است كه ما سلوك آنان را در فهم اسلام، ميزان استنباط خود قرار دهيم و به آنان اقتدا نماييم و از آنچه برخلاف منهج آنها است، اجتناب نماييم. همواره منهج آنان را شاخص قرار دهيم و الاّ «سلف» خصوصيتى ندارند. «خلف» هم اگر راه آنان را بروند جز در فضيلت سبقت با آنان فرق ندارند؛ پس وجهى براى علم كردن كلمه «سلف» نيست، بلكه اين امر ضرر دارد؛ زيرا جامعه اسلامى را (مراد او اهل سنت است) به دو دسته سلفيه و غير سلفيه تقسيم مى‌كند و اين خود يك بدعت است. خود سلف هم، از اين كلمه براى خود شخصيت و امتيازى قائل نشدند، بلكه بين ايشان و مابعد ايشان نهايت التيام و تبادل فهم و اخذ و عطاى علمى وجود داشته است. آنگاه مى‌گويد: راه ورود در جماعت اسلامى و روش سلف، آن است كه مانند آنان در كتاب و سنت تأمّل كنيم و با همان اصول موروثى از آنان به سراغ كتاب و سنت برويم؛ نه اينكه حرف‌به‌حرف آنچه آنان در هر مسئله گفته‌اند بپذيريم و برخلاف سنت ايشان جلو فهم و استنباط خود را (چنان‌كه سلفيه مى‌گويند) بگيريم. اين است نقطه اختلاف ما با سلفيه: تبعيت از روش و اسلوب سلف در فهم كتاب و سنت و نه تبعيت از فهم آنان؛ وگرنه كاروان علم و دانش اسلامى در چهارچوب فهم سلف محدود و راه پيشرفت و گسترش علوم اسلامى مسدود مى‌گردد. آنگاه بسيارى از موارد اختلاف فهم و استنباط خلف و سلف را ذكر مى‌كند و نتيجه مى‌گيرد كه دانشمندان قرون بعد از سه نسل اول، خود به استنباط دست مى‌زدند و نيازهاى عصر خود را برآورده می‌كردند و مقيّد به عين استنباط سلف نبودند و اين يك سنت مستمرّ اسلامى است. حال «سلفيه» كه مقيّد به استنباط و فهم سلف هستند، مى‌خواهند اين باب رحمت را كه بقاء و ابديّت اسلام را تضمين مى‌نمايد، سد كنند؛ يا لازمه سخن آنان سدّ اين باب، است هرچند آنها خواستار آن نباشند. سرانجام به اين نتيجه مى‌رسد كه كلمه «سلفيه» از لحاظ علمى بر جامعه اسلامى انطباق ندارد، بلكه بين اين جماعت سنگ تفرقه مى‌اندازد و اينكه «سلفيه» تنها يك مرحله زمانى و مقطعى بابركت از سير علمى اسلام است و لاغير و مذاهب اسلامى (كه وى آنها را در چهار مذهب معروف منحصر مى‌نمايد و جماعت اسلامى را عبارت از پيروان آن چهار مذهب مى‌شمارد) در اصول كلّى پيرو سلف هستند، اما خود در استنباط و فهم از كتاب و سنت استقلال دارند و دليلى بر لزوم پيروى از سلف در جزئيات وجود ندارد. استاد بوطى، در متن كتاب، همين مطالب را شرح مى‌دهد و در پاره‌اى از مسائل اعتقادى كه سلفيه به سلف نسبت مى‌دهند، تشكيك نموده و از اينكه آنان مذاهب را بدعت و پيروان آنها را گاهى تكفير مى‌كنند انتقاد مى‌نمايد؛ درحالى‌كه بسيارى از آنچه را كه آنان كفر و بدعت مى‌شمارند كفر نيست؛ از جمله در ص128 به بعد جمله‌اى از مسائل شاذ و نادر را برمى‌شمارد و مى‌گويد: اينها گرچه باطل است، اما كفر نيست؛ از جمله مى‌گويد: بر سبيل مثال انكار امامت شيخين كه بسيارى از شيعه بر آن هستند كفر نيست، هرچند خلاف اجماع است و نيز اعتقاد به اينكه اعمال انسان عمل خود او است، چنان‌كه معتزله مى‌گويند، باعث كفر نمى‌شود و گرچه برخلاف آراء مورد اتّفاق اهل سنت است (مراد اشاعره است كه اكثريت اهل سنت را تشكيل مى‌دهند)؛ زيرا معتزله خدا را خالق قوّت‌ها و قدرت‌ها مى‌دانند. وى شانزده اصل را به شرح ذيل، به‌عنوان آنچه شايسته اختلاف نيست، برشمرده است؛ هرچند مختصات مذهب شيعه و معتزله و اباضيه را به حساب نياورده و اين نقطه ضعف كتاب است و با فكر تقريب مذاهب سازگار نيست. - يقين به اينكه اسلام دين حق و اتّباع آن لازم است؛ - يقين به وحدانيّت ذات و به صفات الهى؛ - صفات خدا قديم است به قدم ذات او؛ - يقين به اينكه خدا نظير و شبيه ندارد؛ - يقين به اينكه همه چيز مخلوق خداست؛ - يقين به اينكه همه چيز به قضا و قدر الهى است؛ - يقين به اينكه تكفير اهل قبله كه آثار و مقدّمات ايمان در آنها باشد، با هيچ گناهى جايز نيست؛ - يقين به اينكه خدا در قيامت با چشم ديده مى‌شود؛ - يقين به سؤال قبر (عالم برزخ)؛ - يقين به ضرورت حب سلف و صحابه و صرف نظر كردن از آنچه در بين آنان رخ داده است؛ - يقين به اينكه جمع كلمه مسلمين بر اصول هدايت و رشد، از اعظم اهداف دين است؛ - اقرار و يقين به اشراط و علايم قيامت؛ - يقين به اينكه بدعت نهادن در دين خدا و داخل كردن چيزى در دين كه از دين نيست جايز نيست، اما استنباط نيازمندى‌هاى جديد از دين جايز است؛ - يقين به اينكه ائمه اربعه مرجع احكام هستند براى كسانى كه به مراتب اجتهاد نرسيده‌اند بدون اينكه يك مذهب مشخص از آنها لازم الاتباع باشد. مجتهدان بايد اجتهاد نمايند نه تقليد (اين مطلب، نكته‌اى مثبت است و زمينه فتح باب اجتهاد و بالاخره تقريب مذاهب را فراهم مى‌نمايد)؛ - اكتساب علوم و بارور كردن عقل با آنها جايز است، به‌استثناى سحر و برخى از علوم مانند منطق و فلسفه يونانى مورد اختلاف است؛ - در پايان يقين به اينكه دين حق اسلام و ايمان است با فرق ميان آن دو به اينكه مركز ايمان قلب و مركز اسلام جوارح است، از شهادت به زبان و عمل به اركان. استاد بوطى در مقام بيان منهج سلف از موازين و ادله احكام مورد اتّفاق و مرز اختلاف و از اقسام روايات بحث مى‌كند و وظيفه مسلمانان را در قبال هريك روشن مى‌سازد و بعدا نتيجه مى‌گيرد كه سه قسم احكام و آراء در اسلام وجود دارد: - آنچه در آن اختلاف شايسته نيست كه همان اصول 16گانه است؛ - آنچه مسلما و بدون ترديد، ضلالت و انحراف از راه راست است كه گاهى به كفر و فسق مى‌انجامد، نه همه وقت؛ - آنچه قابل اختلاف نظر است و ابدا به كفر و فسق و بدعت نمى‌انجامد. آنگاه مصاديق هريك را برمى‌شمرد. هركس اين كتاب را با دقت مطالعه كند اعتراف مى‌كند كه نویسنده در عين انتقاد از «سلفيّه» كه تنها خود را حق و ديگران را باطل مى‌دانند، با وسعت نظر، همان‌طوركه گفتيم تا نيمه راه تقريب مذاهب و جلوگيرى از تكفير و تفسيق، حتى نسبت به شيعه كه خلافت شيخين و عدالت صحابه را قبول ندارند، پيش رفته است. اين قبيل اعتقادات و حتى اعتقاد به عصمت ائمه اهل‌بيت(ع) يا آنچه را از قداست، صوفيان براى شيوخ خود قائل مى‌شوند، از قسم دوم؛ يعنى ضلالت‌هايى كه در بطلان آنها شك نيست، دانسته؛ درعين‌حال، باعث كفر نمى‌داند و اين خود يك نقطه مثبت در سخن او است كه راه تقريب و وحدت بين شيعه و اهل سنت را به‌كلّى سد نمى‌كند؛ درحالى‌كه وهابيّت و اكثر سلفيه و شايد برخى ديگر از علماى اهل سنت، با كفر دانستن اين قبيل اعتقادات، راه تقريب را مى‌بندند.