مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 184
تفسیر الفخر الرازی المجلد 17
نویسنده:
محمد الرازی فخرالدین ابن العلامه ضیاء الدین عمرالشهیر بخطیب الرینفع الله به المسلمین
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ب‍ی‍روت‌: دارالفکر,
چکیده :
تفسير فخر رازی، تفسيرى كلامى، نوشتهء فخرالدين رازى، متكلم و مفسر اشعرى قرن ششم و هفتم هجرى است. تفسير كبير مهم‏ترين و جامع‏ترين اثر فخر رازى و يكى از چند تفسير مهم و برجستهء قرآن كريم به زبان عربى است. اين كتاب به سبب حجم بسيارش به تفسير كبير مشهور شده، ولى نام اصلى آن مفاتيح الغيب است. فخر رازى، بر خلاف زمخشرى، كه هدف از تفسيرش دفاع از آموزه‏هاى معتزلى است، به صراحت به انگيزه و هدف خود در نگارش اين تفسير اشاره‏اى نكرده، ولى عملا در جاى جاى آن، به دفاع از مذهب كلامى ابوالحسن اشعرى(متوفى ٣٣۴) و رد آراى مخالفان وى، به ويژه معتزله، پرداخته است. يكى از دلايل شهرت و اعتبار تفسير كبير، تأثير آن بر تفاسير بعدى است. برخى از مفسرانى كه از محتواى تفسير كبير و روش آن استفاده كرده يا تأثير پذيرفته‏اند، عبارت‏اند از: نيشابورى در غرائب القرآن، بيضاوى در انوار التنزيل، آلوسى در روح المعانى، قاسمى در محاسن التأويل، طباطبائى در الميزان و رشيدرضا كه عالمى سلفى و پيرو ابن تيميّه است، در المنار از شيوهء استدلال و محتواى تفسير كبير بسيار استفاده كرده و طنطاوى نيز در الجواهر، قرآن را به همان شيوهء فخر رازى تفسير كرده است. اين اثر شامل سى و دو جلد مى‏باشد. هر چند فخر رازى در ابتداى تفسير كبير گفته است كه آن را در مقدمه و ابوابى تنظيم كرده و مقدمه نيز شامل ابواب و فصولى است، عملا در همان فصل اول از مقدمه، به تفسير {/«اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم»/} پرداخته است. او تفسير هر سوره را با ذكر نام آن، محل نزول، تعداد آيات و اقوال مربوط به آن آغاز كرده، سپس با ذكر يك يا دو يا چند آيه از آن سوره، توضيح كوتاهى دربارهء مناسبت آنها با آيات قبلى داده است. اين ويژگى از امتيازات بارز اين تفسير است. سپس، چنانچه روايت يا حديثى از پيامبر اكرم(ص)، صحابه يا تابعين دربارهء آيه يا آيات وجود داشته، آنها را بررسى كرده، يا به ذكر مسائلى چون ناسخ و منسوخ يا شرح مصطلحات حديثى(مانند متواتر و آحاد و جرح و تعديل) پرداخته، آنگاه آيه يا آيات مورد نظر را به كوچكترين اجزاى مفهومى، تجزيه كرده و تحت عناوينى؛ چون مسئله، سؤال، وجه، اقوال، امور و غيره، از ابعاد مختلف كلامى و فلسفى و لغوى و ادبى و فقهى و مانند اين‏ها به بررسى و تفسير آنها پرداخته و در پايان، نظر خود را بيان نموده است. اين بحث‏هاى تفصيلى و پرداختن به ابعاد گوناگون يك مسئله، از ويژگى‏هاى بارز و منحصر به فرد تفسير كبير است. تفسير كبير را از نظر روش، در شمار تفاسير عقلى و كلامى آورده‏اند. ذهبى آن را از نوع تفسير به رأى جائز دانسته است. علامه طباطبائى نيز از طرفى اين تفسير را تفسيرى كلامى ذكر كرده و از طرف ديگر، تفسير متكلمان را تطبيق ناميده و رد كرده است. هر چند تفسير فخر رازى پر از مباحث كلامى و عقلى است، ظاهرا خود او لزوما به دنبال نگارش تفسيرى كلامى يا فلسفى يا تفسير به رأى، چه ممدوح چه مذموم، نبوده است، زيرا در تفسير خود به اين نكته اشاره‏اى نكرده و در وصيتنامه‏اش مى‏نويسد كه هيچ يك از اين روش‏هاى فلسفى و كلامى در كنار روش قرآنى ارج و ارزشى ندارند. با توجه به اين كه محور غالب مباحث كلامى، آيات قرآن كريم بوده است، در تفسير كبير كه صبغه‏اى كلامى دارد، مى‏توان مجموعهء نسبتا كاملى را از آراى كلامى اشاعره، معتزله، كراميه و برخى فرق ديگر ملاحظه كرد و به يك دورهء كامل از مباحث كلامى دست يافت. برخى از مباحث كلامى - فلسفى كه فخر رازى به آنها پرداخته عبارت‏اند از: معرفت خداوند و اين كه آيا در شناخت او نظر و استدلال جائز است يا نه، ايمان و اسلام، تفاوت ميان اين دو و اركان ايمان، كلام الهى و بحث از حدوث و قدم آن، رؤيت خداوند، عدل الهى، جبر و اختيار و قضا و قدر، حدوث و قدم عالم، اعجاز قرآن، ارادهء خداوند، مفهوم استواى خداوند بر عرش، تجسيم، تثليث، عصمت انبيا، شفاعت پيامبر اكرم،عقيدهء شيعه در امامت معصوم و احتمال صحت آن، بيان لزوم وجود معصوم در هر زمانى با اين توضيح كه بر خلاف نظر شيعه و بنابر اعتقاد اشاعره و خود فخر رازى، مجموع امت معصوم است نه يك تن، و بحث معاد. در ميان مفسران، فخر رازى بيش از همه در تبيين آيات باران كوشيده است. از آراى خاص تفسيرى رازى، اعتقاد به نبودن واژه‏هاى دخيل و غير عربى در قرآن است، همچنين وى به نقل روايات اسباب نزول و ذكر قرائت‏هاى مختلف اهتمام فراوانى داشته است. غلبهء صبغهء كلامى - عقلى در تفسير كبير مانع از اين نشده است كه فخر رازى در مواردى، از شيوهء قرآن به قرآن، در تفسير آيات كريمه استفاده كند؛ ولى با وجود اشاراتى كه به احاديث پيامبر اكرم و امامان شيعه كرده و رواياتى كه از صحابه و تابعين آورده، در تفسير خود اعتماد اندكى به احاديث داشته است. گفته مى‏شود كه او در نقل احاديث به شيوه‏اى كه در عصر او معمول بوده، سلسله سند حديث را ذكر نكرده و نيز احاديثى را كه بسيارى از مفسران، حتى عقلى مشربانى چون زمخشرى و طبرسى،در فضائل سوره‏ها و ثواب قرائت آنها نقل مى‏كنند، نياورده است. در تفسير كبير استفاده از رواياتى كه از اسرائيليات شمرده مى‏شوند، بسيار اندك است. براى نمونه ذيل آيهء «ن» در سورهء قلم، «ن» را به معناى نهنگى كه زمين بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخر رازى هر چند اين روايت را در تفسير آيهء مذكور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل يا اشكال در سلسله روايت يا محتواى حديث يا از اسرائيليات بودن رد كرده، بلكه از جنبهء ادبى و نحوى مردود دانسته اس. تفسير فخر رازى با وجود صبغهء كلامى، از اشارات صوفيانه خالى نيست و در تفسير برخى آيات به ذكر طريق و شيوهء عارفان در تفسير آيات نيز پرداخته است. از ويژگى‏هاى بارز روش فخررازى در تفسير كبير، اهتمام جدّى او به بيان مناسبات ميان آيات و سور قرآن كريم است. وى تنها به ذكر يك مناسبت اكتفا نمى‏كند، بلكه در بيشتر مواقع به بيان چند مناسبت مى‏پردازد. عنايت به نكات ادبى و بلاغى، از جمله استشهاد به شواهد شعرى دورهء جاهليت در مباحث لغوى و نحوى و بلاغى، از ديگر ويژگى‏هاى روش تفسيرى فخر رازى محسوب مى‏شود. وى در اين خصوص، بيشترين استفاده را از كشاف زمخشرى برده است. توجه به مباحث فقهى نيز از جمله خصايص روش فخر رازى در تفسير كبير است. فخر رازى در برخورد با آيات احكام، ابتدا آراى مكاتب و مذاهب مختلف فقهى را در خصوص آنها مطرح مى‏كند و سپس به تفصيل به بيان گرايش فقهى خود، يعنى مذهب فقهى شافعى، مى‏پردازد و بر صحت آن استدلال مى‏كند. تفسير كبير به دليل مهارت فخر رازى در علوم مختلف، سرشار از مباحث كلامى، فلسفى، منطقى، فقهى، ادبى و غيره است و همين ويژگى آن را دايرةالمعارف گونه كرده است. اين گستردگى و اطناب تفسير فخر رازى مى‏تواند از آن جهت باشد كه وى آن را براى عموم ننوشته است. به نظر برخى از علماى تفسير، اشتمال تفسير فخر رازى بر اين حجم مطالب متنوع، از اهميت تفسيرى آن كاسته است. به گفتهء ابوحيّان غرناطى، (مفسر قرن هفتم و هشتم)، در تفسير فخر رازى مطالبى هست كه در عالم تفسير نيازى به آنها نيست. ابن تيميّه نيز آن را تفسيرى دانسته كه در آن، جز تفسير از هر موضوعى سخنى يافت مى‏شود. به عقيدهء سيوطى، اين تفسير مملو از سخنان حكما و فلاسفه است و بحث‏هاى تفسيرى‏اش بى‏ارتباط با آيات است. ابن خلّكان نيز مى‏گويد كه در آن مطالب غريب و نا آشناى فراوانى آمده است. عده‏اى نيز بر محتواى آن خرده گرفته‏اند و معتقدند كه تفسير كبير از اين جهت عيوب فراوانى دارد، از جمله ابوشامه مقدسى (متوفى ۶۶۵) معتقد است كه فخر رازى در تفسير خود شبهات جدّى مخالفان اسلام و اهل سنّت را به بهترين شكل مطرح كرده، ولى از حل آنها در نهايت عجز و ناتوانى فرومانده است.
تفسیر الفخر الرازی المجلد 19
نویسنده:
محمد الرازی فخرالدین ابن العلامه ضیاء الدین عمرالشهیر بخطیب الرینفع الله به المسلمین
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ب‍ی‍روت‌: دارالفکر,
چکیده :
تفسير فخر رازی، تفسيرى كلامى، نوشتهء فخرالدين رازى، متكلم و مفسر اشعرى قرن ششم و هفتم هجرى است. تفسير كبير مهم‏ترين و جامع‏ترين اثر فخر رازى و يكى از چند تفسير مهم و برجستهء قرآن كريم به زبان عربى است. اين كتاب به سبب حجم بسيارش به تفسير كبير مشهور شده، ولى نام اصلى آن مفاتيح الغيب است. فخر رازى، بر خلاف زمخشرى، كه هدف از تفسيرش دفاع از آموزه‏هاى معتزلى است، به صراحت به انگيزه و هدف خود در نگارش اين تفسير اشاره‏اى نكرده، ولى عملا در جاى جاى آن، به دفاع از مذهب كلامى ابوالحسن اشعرى(متوفى ٣٣۴) و رد آراى مخالفان وى، به ويژه معتزله، پرداخته است. يكى از دلايل شهرت و اعتبار تفسير كبير، تأثير آن بر تفاسير بعدى است. برخى از مفسرانى كه از محتواى تفسير كبير و روش آن استفاده كرده يا تأثير پذيرفته‏اند، عبارت‏اند از: نيشابورى در غرائب القرآن، بيضاوى در انوار التنزيل، آلوسى در روح المعانى، قاسمى در محاسن التأويل، طباطبائى در الميزان و رشيدرضا كه عالمى سلفى و پيرو ابن تيميّه است، در المنار از شيوهء استدلال و محتواى تفسير كبير بسيار استفاده كرده و طنطاوى نيز در الجواهر، قرآن را به همان شيوهء فخر رازى تفسير كرده است. اين اثر شامل سى و دو جلد مى‏باشد. هر چند فخر رازى در ابتداى تفسير كبير گفته است كه آن را در مقدمه و ابوابى تنظيم كرده و مقدمه نيز شامل ابواب و فصولى است، عملا در همان فصل اول از مقدمه، به تفسير {/«اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم»/} پرداخته است. او تفسير هر سوره را با ذكر نام آن، محل نزول، تعداد آيات و اقوال مربوط به آن آغاز كرده، سپس با ذكر يك يا دو يا چند آيه از آن سوره، توضيح كوتاهى دربارهء مناسبت آنها با آيات قبلى داده است. اين ويژگى از امتيازات بارز اين تفسير است. سپس، چنانچه روايت يا حديثى از پيامبر اكرم(ص)، صحابه يا تابعين دربارهء آيه يا آيات وجود داشته، آنها را بررسى كرده، يا به ذكر مسائلى چون ناسخ و منسوخ يا شرح مصطلحات حديثى(مانند متواتر و آحاد و جرح و تعديل) پرداخته، آنگاه آيه يا آيات مورد نظر را به كوچكترين اجزاى مفهومى، تجزيه كرده و تحت عناوينى؛ چون مسئله، سؤال، وجه، اقوال، امور و غيره، از ابعاد مختلف كلامى و فلسفى و لغوى و ادبى و فقهى و مانند اين‏ها به بررسى و تفسير آنها پرداخته و در پايان، نظر خود را بيان نموده است. اين بحث‏هاى تفصيلى و پرداختن به ابعاد گوناگون يك مسئله، از ويژگى‏هاى بارز و منحصر به فرد تفسير كبير است. تفسير كبير را از نظر روش، در شمار تفاسير عقلى و كلامى آورده‏اند. ذهبى آن را از نوع تفسير به رأى جائز دانسته است. علامه طباطبائى نيز از طرفى اين تفسير را تفسيرى كلامى ذكر كرده و از طرف ديگر، تفسير متكلمان را تطبيق ناميده و رد كرده است. هر چند تفسير فخر رازى پر از مباحث كلامى و عقلى است، ظاهرا خود او لزوما به دنبال نگارش تفسيرى كلامى يا فلسفى يا تفسير به رأى، چه ممدوح چه مذموم، نبوده است، زيرا در تفسير خود به اين نكته اشاره‏اى نكرده و در وصيتنامه‏اش مى‏نويسد كه هيچ يك از اين روش‏هاى فلسفى و كلامى در كنار روش قرآنى ارج و ارزشى ندارند. با توجه به اين كه محور غالب مباحث كلامى، آيات قرآن كريم بوده است، در تفسير كبير كه صبغه‏اى كلامى دارد، مى‏توان مجموعهء نسبتا كاملى را از آراى كلامى اشاعره، معتزله، كراميه و برخى فرق ديگر ملاحظه كرد و به يك دورهء كامل از مباحث كلامى دست يافت. برخى از مباحث كلامى - فلسفى كه فخر رازى به آنها پرداخته عبارت‏اند از: معرفت خداوند و اين كه آيا در شناخت او نظر و استدلال جائز است يا نه، ايمان و اسلام، تفاوت ميان اين دو و اركان ايمان، كلام الهى و بحث از حدوث و قدم آن، رؤيت خداوند، عدل الهى، جبر و اختيار و قضا و قدر، حدوث و قدم عالم، اعجاز قرآن، ارادهء خداوند، مفهوم استواى خداوند بر عرش، تجسيم، تثليث، عصمت انبيا، شفاعت پيامبر اكرم،عقيدهء شيعه در امامت معصوم و احتمال صحت آن، بيان لزوم وجود معصوم در هر زمانى با اين توضيح كه بر خلاف نظر شيعه و بنابر اعتقاد اشاعره و خود فخر رازى، مجموع امت معصوم است نه يك تن، و بحث معاد. در ميان مفسران، فخر رازى بيش از همه در تبيين آيات باران كوشيده است. از آراى خاص تفسيرى رازى، اعتقاد به نبودن واژه‏هاى دخيل و غير عربى در قرآن است، همچنين وى به نقل روايات اسباب نزول و ذكر قرائت‏هاى مختلف اهتمام فراوانى داشته است. غلبهء صبغهء كلامى - عقلى در تفسير كبير مانع از اين نشده است كه فخر رازى در مواردى، از شيوهء قرآن به قرآن، در تفسير آيات كريمه استفاده كند؛ ولى با وجود اشاراتى كه به احاديث پيامبر اكرم و امامان شيعه كرده و رواياتى كه از صحابه و تابعين آورده، در تفسير خود اعتماد اندكى به احاديث داشته است. گفته مى‏شود كه او در نقل احاديث به شيوه‏اى كه در عصر او معمول بوده، سلسله سند حديث را ذكر نكرده و نيز احاديثى را كه بسيارى از مفسران، حتى عقلى مشربانى چون زمخشرى و طبرسى،در فضائل سوره‏ها و ثواب قرائت آنها نقل مى‏كنند، نياورده است. در تفسير كبير استفاده از رواياتى كه از اسرائيليات شمرده مى‏شوند، بسيار اندك است. براى نمونه ذيل آيهء «ن» در سورهء قلم، «ن» را به معناى نهنگى كه زمين بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخر رازى هر چند اين روايت را در تفسير آيهء مذكور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل يا اشكال در سلسله روايت يا محتواى حديث يا از اسرائيليات بودن رد كرده، بلكه از جنبهء ادبى و نحوى مردود دانسته اس. تفسير فخر رازى با وجود صبغهء كلامى، از اشارات صوفيانه خالى نيست و در تفسير برخى آيات به ذكر طريق و شيوهء عارفان در تفسير آيات نيز پرداخته است. از ويژگى‏هاى بارز روش فخررازى در تفسير كبير، اهتمام جدّى او به بيان مناسبات ميان آيات و سور قرآن كريم است. وى تنها به ذكر يك مناسبت اكتفا نمى‏كند، بلكه در بيشتر مواقع به بيان چند مناسبت مى‏پردازد. عنايت به نكات ادبى و بلاغى، از جمله استشهاد به شواهد شعرى دورهء جاهليت در مباحث لغوى و نحوى و بلاغى، از ديگر ويژگى‏هاى روش تفسيرى فخر رازى محسوب مى‏شود. وى در اين خصوص، بيشترين استفاده را از كشاف زمخشرى برده است. توجه به مباحث فقهى نيز از جمله خصايص روش فخر رازى در تفسير كبير است. فخر رازى در برخورد با آيات احكام، ابتدا آراى مكاتب و مذاهب مختلف فقهى را در خصوص آنها مطرح مى‏كند و سپس به تفصيل به بيان گرايش فقهى خود، يعنى مذهب فقهى شافعى، مى‏پردازد و بر صحت آن استدلال مى‏كند. تفسير كبير به دليل مهارت فخر رازى در علوم مختلف، سرشار از مباحث كلامى، فلسفى، منطقى، فقهى، ادبى و غيره است و همين ويژگى آن را دايرةالمعارف گونه كرده است. اين گستردگى و اطناب تفسير فخر رازى مى‏تواند از آن جهت باشد كه وى آن را براى عموم ننوشته است. به نظر برخى از علماى تفسير، اشتمال تفسير فخر رازى بر اين حجم مطالب متنوع، از اهميت تفسيرى آن كاسته است. به گفتهء ابوحيّان غرناطى، (مفسر قرن هفتم و هشتم)، در تفسير فخر رازى مطالبى هست كه در عالم تفسير نيازى به آنها نيست. ابن تيميّه نيز آن را تفسيرى دانسته كه در آن، جز تفسير از هر موضوعى سخنى يافت مى‏شود. به عقيدهء سيوطى، اين تفسير مملو از سخنان حكما و فلاسفه است و بحث‏هاى تفسيرى‏اش بى‏ارتباط با آيات است. ابن خلّكان نيز مى‏گويد كه در آن مطالب غريب و نا آشناى فراوانى آمده است. عده‏اى نيز بر محتواى آن خرده گرفته‏اند و معتقدند كه تفسير كبير از اين جهت عيوب فراوانى دارد، از جمله ابوشامه مقدسى (متوفى ۶۶۵) معتقد است كه فخر رازى در تفسير خود شبهات جدّى مخالفان اسلام و اهل سنّت را به بهترين شكل مطرح كرده، ولى از حل آنها در نهايت عجز و ناتوانى فرومانده است.
تفسیر الفخر الرازی المجلد 29
نویسنده:
محمد الرازی فخرالدین ابن العلامه ضیاء الدین عمرالشهیر بخطیب الرینفع الله به المسلمین
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ب‍ی‍روت‌: دارالفکر,
چکیده :
تفسير فخر رازی، تفسيرى كلامى، نوشتهء فخرالدين رازى، متكلم و مفسر اشعرى قرن ششم و هفتم هجرى است. تفسير كبير مهم‏ترين و جامع‏ترين اثر فخر رازى و يكى از چند تفسير مهم و برجستهء قرآن كريم به زبان عربى است. اين كتاب به سبب حجم بسيارش به تفسير كبير مشهور شده، ولى نام اصلى آن مفاتيح الغيب است. فخر رازى، بر خلاف زمخشرى، كه هدف از تفسيرش دفاع از آموزه‏هاى معتزلى است، به صراحت به انگيزه و هدف خود در نگارش اين تفسير اشاره‏اى نكرده، ولى عملا در جاى جاى آن، به دفاع از مذهب كلامى ابوالحسن اشعرى(متوفى ٣٣۴) و رد آراى مخالفان وى، به ويژه معتزله، پرداخته است. يكى از دلايل شهرت و اعتبار تفسير كبير، تأثير آن بر تفاسير بعدى است. برخى از مفسرانى كه از محتواى تفسير كبير و روش آن استفاده كرده يا تأثير پذيرفته‏اند، عبارت‏اند از: نيشابورى در غرائب القرآن، بيضاوى در انوار التنزيل، آلوسى در روح المعانى، قاسمى در محاسن التأويل، طباطبائى در الميزان و رشيدرضا كه عالمى سلفى و پيرو ابن تيميّه است، در المنار از شيوهء استدلال و محتواى تفسير كبير بسيار استفاده كرده و طنطاوى نيز در الجواهر، قرآن را به همان شيوهء فخر رازى تفسير كرده است. اين اثر شامل سى و دو جلد مى‏باشد. هر چند فخر رازى در ابتداى تفسير كبير گفته است كه آن را در مقدمه و ابوابى تنظيم كرده و مقدمه نيز شامل ابواب و فصولى است، عملا در همان فصل اول از مقدمه، به تفسير {/«اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم»/} پرداخته است. او تفسير هر سوره را با ذكر نام آن، محل نزول، تعداد آيات و اقوال مربوط به آن آغاز كرده، سپس با ذكر يك يا دو يا چند آيه از آن سوره، توضيح كوتاهى دربارهء مناسبت آنها با آيات قبلى داده است. اين ويژگى از امتيازات بارز اين تفسير است. سپس، چنانچه روايت يا حديثى از پيامبر اكرم(ص)، صحابه يا تابعين دربارهء آيه يا آيات وجود داشته، آنها را بررسى كرده، يا به ذكر مسائلى چون ناسخ و منسوخ يا شرح مصطلحات حديثى(مانند متواتر و آحاد و جرح و تعديل) پرداخته، آنگاه آيه يا آيات مورد نظر را به كوچكترين اجزاى مفهومى، تجزيه كرده و تحت عناوينى؛ چون مسئله، سؤال، وجه، اقوال، امور و غيره، از ابعاد مختلف كلامى و فلسفى و لغوى و ادبى و فقهى و مانند اين‏ها به بررسى و تفسير آنها پرداخته و در پايان، نظر خود را بيان نموده است. اين بحث‏هاى تفصيلى و پرداختن به ابعاد گوناگون يك مسئله، از ويژگى‏هاى بارز و منحصر به فرد تفسير كبير است. تفسير كبير را از نظر روش، در شمار تفاسير عقلى و كلامى آورده‏اند. ذهبى آن را از نوع تفسير به رأى جائز دانسته است. علامه طباطبائى نيز از طرفى اين تفسير را تفسيرى كلامى ذكر كرده و از طرف ديگر، تفسير متكلمان را تطبيق ناميده و رد كرده است. هر چند تفسير فخر رازى پر از مباحث كلامى و عقلى است، ظاهرا خود او لزوما به دنبال نگارش تفسيرى كلامى يا فلسفى يا تفسير به رأى، چه ممدوح چه مذموم، نبوده است، زيرا در تفسير خود به اين نكته اشاره‏اى نكرده و در وصيتنامه‏اش مى‏نويسد كه هيچ يك از اين روش‏هاى فلسفى و كلامى در كنار روش قرآنى ارج و ارزشى ندارند. با توجه به اين كه محور غالب مباحث كلامى، آيات قرآن كريم بوده است، در تفسير كبير كه صبغه‏اى كلامى دارد، مى‏توان مجموعهء نسبتا كاملى را از آراى كلامى اشاعره، معتزله، كراميه و برخى فرق ديگر ملاحظه كرد و به يك دورهء كامل از مباحث كلامى دست يافت. برخى از مباحث كلامى - فلسفى كه فخر رازى به آنها پرداخته عبارت‏اند از: معرفت خداوند و اين كه آيا در شناخت او نظر و استدلال جائز است يا نه، ايمان و اسلام، تفاوت ميان اين دو و اركان ايمان، كلام الهى و بحث از حدوث و قدم آن، رؤيت خداوند، عدل الهى، جبر و اختيار و قضا و قدر، حدوث و قدم عالم، اعجاز قرآن، ارادهء خداوند، مفهوم استواى خداوند بر عرش، تجسيم، تثليث، عصمت انبيا، شفاعت پيامبر اكرم،عقيدهء شيعه در امامت معصوم و احتمال صحت آن، بيان لزوم وجود معصوم در هر زمانى با اين توضيح كه بر خلاف نظر شيعه و بنابر اعتقاد اشاعره و خود فخر رازى، مجموع امت معصوم است نه يك تن، و بحث معاد. در ميان مفسران، فخر رازى بيش از همه در تبيين آيات باران كوشيده است. از آراى خاص تفسيرى رازى، اعتقاد به نبودن واژه‏هاى دخيل و غير عربى در قرآن است، همچنين وى به نقل روايات اسباب نزول و ذكر قرائت‏هاى مختلف اهتمام فراوانى داشته است. غلبهء صبغهء كلامى - عقلى در تفسير كبير مانع از اين نشده است كه فخر رازى در مواردى، از شيوهء قرآن به قرآن، در تفسير آيات كريمه استفاده كند؛ ولى با وجود اشاراتى كه به احاديث پيامبر اكرم و امامان شيعه كرده و رواياتى كه از صحابه و تابعين آورده، در تفسير خود اعتماد اندكى به احاديث داشته است. گفته مى‏شود كه او در نقل احاديث به شيوه‏اى كه در عصر او معمول بوده، سلسله سند حديث را ذكر نكرده و نيز احاديثى را كه بسيارى از مفسران، حتى عقلى مشربانى چون زمخشرى و طبرسى،در فضائل سوره‏ها و ثواب قرائت آنها نقل مى‏كنند، نياورده است. در تفسير كبير استفاده از رواياتى كه از اسرائيليات شمرده مى‏شوند، بسيار اندك است. براى نمونه ذيل آيهء «ن» در سورهء قلم، «ن» را به معناى نهنگى كه زمين بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخر رازى هر چند اين روايت را در تفسير آيهء مذكور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل يا اشكال در سلسله روايت يا محتواى حديث يا از اسرائيليات بودن رد كرده، بلكه از جنبهء ادبى و نحوى مردود دانسته اس. تفسير فخر رازى با وجود صبغهء كلامى، از اشارات صوفيانه خالى نيست و در تفسير برخى آيات به ذكر طريق و شيوهء عارفان در تفسير آيات نيز پرداخته است. از ويژگى‏هاى بارز روش فخررازى در تفسير كبير، اهتمام جدّى او به بيان مناسبات ميان آيات و سور قرآن كريم است. وى تنها به ذكر يك مناسبت اكتفا نمى‏كند، بلكه در بيشتر مواقع به بيان چند مناسبت مى‏پردازد. عنايت به نكات ادبى و بلاغى، از جمله استشهاد به شواهد شعرى دورهء جاهليت در مباحث لغوى و نحوى و بلاغى، از ديگر ويژگى‏هاى روش تفسيرى فخر رازى محسوب مى‏شود. وى در اين خصوص، بيشترين استفاده را از كشاف زمخشرى برده است. توجه به مباحث فقهى نيز از جمله خصايص روش فخر رازى در تفسير كبير است. فخر رازى در برخورد با آيات احكام، ابتدا آراى مكاتب و مذاهب مختلف فقهى را در خصوص آنها مطرح مى‏كند و سپس به تفصيل به بيان گرايش فقهى خود، يعنى مذهب فقهى شافعى، مى‏پردازد و بر صحت آن استدلال مى‏كند. تفسير كبير به دليل مهارت فخر رازى در علوم مختلف، سرشار از مباحث كلامى، فلسفى، منطقى، فقهى، ادبى و غيره است و همين ويژگى آن را دايرةالمعارف گونه كرده است. اين گستردگى و اطناب تفسير فخر رازى مى‏تواند از آن جهت باشد كه وى آن را براى عموم ننوشته است. به نظر برخى از علماى تفسير، اشتمال تفسير فخر رازى بر اين حجم مطالب متنوع، از اهميت تفسيرى آن كاسته است. به گفتهء ابوحيّان غرناطى، (مفسر قرن هفتم و هشتم)، در تفسير فخر رازى مطالبى هست كه در عالم تفسير نيازى به آنها نيست. ابن تيميّه نيز آن را تفسيرى دانسته كه در آن، جز تفسير از هر موضوعى سخنى يافت مى‏شود. به عقيدهء سيوطى، اين تفسير مملو از سخنان حكما و فلاسفه است و بحث‏هاى تفسيرى‏اش بى‏ارتباط با آيات است. ابن خلّكان نيز مى‏گويد كه در آن مطالب غريب و نا آشناى فراوانى آمده است. عده‏اى نيز بر محتواى آن خرده گرفته‏اند و معتقدند كه تفسير كبير از اين جهت عيوب فراوانى دارد، از جمله ابوشامه مقدسى (متوفى ۶۶۵) معتقد است كه فخر رازى در تفسير خود شبهات جدّى مخالفان اسلام و اهل سنّت را به بهترين شكل مطرح كرده، ولى از حل آنها در نهايت عجز و ناتوانى فرومانده است.
روش تفسیر عقلی و نقش عقل در تفسیر
نویسنده:
رضوی کشمیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
این تحقیق «روش تفسیر عقلی و نقش عقل در تفسیر» را مورد بررسی قرار داده و منظور از آن چگونگی تفسیر بر اساس برهان ها و قرائن عقلی است که نمونه هایی از این روش در شیوه تفسیری اهل بیت(علیه السلام) مشاهده می شود. این روش با روش های دیگر (اجتهادی، تفسیر به رأی، تفسیر کلی، تفسیر فلسفی و...) متفاوت است و دلایل و معیارهای خاص خود را دارد. در بخش دیگری از این تحقیق، دیدگاه های مختلف معتزله، اشاعره، اخباریون و اصولیین مورد بررسی قرار گرفته است. روش عقلی بر اساس برهان ها و قرائن عقلی است؛ ولی سایر روش ها بر اساس ذوق و سلیقه شخصی (تفسیر به رأی)، آیات و روایات (تفسیر اجتهادی) یا تحمیل و تطبیق آرای فلسفی و کلامی بر قرآن است. در پایان، تعدادی از تفاسیر بزرگانی که از شیوه عقلی استفاده کرده اند و تعدادی از آیاتی که تفسیر عقلی شده اند به همراه مثال هایی، مورد بررسی قرار گرفته است.
عقل و دین در تفسیر المیزان
نویسنده:
ظاهر ابیش اف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تلاش و کوشش که در این تحقیق به انجام رسیده، این است که دیدگاه های علآمه طباطبایی (ره) را در باره عقل و دین مورد بررسی و ارزیابی قرار داده شده است. نگارنده کوشیده است که دیدگاه های و نظرات ایشان را از تفسیر المیزان به اندازه توان علمی خود در باره نسبت عقل و دین مورد بحث و بررسی قرار دهد.بررسی رابطه عقل و دین یکی از بحث های دیرینه در میان دین پژوهان بوده است که هر کدام نسبت به سازگاری و ناسازگاری آن پرداخته اند. در این رساله دیدگاه اختصاصی این شخصیت بی نظیر جهان اسلام که نقش مهمی در این میدان دارد مطرح شده است.آنچه مطالب این رساله را در بر خواهد داشت یک مقدمه و سه بخش است در مقدمه طرح تحقیق مطرح شده است. بخش اول به عنوان کلیات مطرح شده است از دو فصل تشکیل شده در فصل اول به زندگی نامه ، اساتید ، آثار وتألیفات ، روش و جایگاه علمی و ویژگیهای فکری علاّمه طباطبایی اشاره و در فصل دوم به معرّفی اجمالی، تاریخ تألیف و ویژگیهای تفسیر المیزان پرداخته شده است.در بخش دوم مفاهیم اساسی مطرح شده است این بخش نیز از سه فصل تشکیل شده است که در فصل اول به معانی لغوی و اصطلاحی عقل از دیدگاه علاّمه، و همچنین به مباحث از قبیلعقل در قرآن و روایات، متعلقات تعقل، شرائط تعقل، پیدایش و سیر علوم عقلیه در میان مسلمین و در فصل دوم به معانی لغوی و اصطلاحی دین ، دیدگاه علامه طباطبایی (ره) در تعریف دین و سایر و در فصل سوم این بخش به انواع نسبت ها بین عقل و دین پرداخته شده است.بخش سوم تحت عنوان چگونگی نسبت عقل و دین در المیزان مطرح شده است و این بخش نیز از چهار فصل تشکیل شده و در فصل اول به مباحث امکان اعتماد بر ادراکات عقلی، اهمیت و منزلت عقل، اعتبار و حجیت عقل، دلائل اعتبار عقل از دیدگاه قرآن، دین و تفکر منطقی و در فصل دوم به بحث چگونگی ارتباط عقل و وحی و درفصل سوم به بحث قلمرو عقل و دین و سر انجام در فصل حهارم به نمونه های از استدلال قرآنی بر اصول اعتقادی پرداخته شده استدر پایان نیز تحت عنوان سخن پایانی به نتایج تحقیق اشاره شده است.
بررسی نظریه «رابطه سه گانه نص و معارف عقلی» در آثار صدرالمتالهین
نویسنده:
غلامرضا میناگر، عبدالحسین خسرو پناه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی,
چکیده :
صدرالمتألهين، با توجه به مراجعـات فراوانـی كـه در تفـسيرها و شـرح اصـول كـافی بـه آيـات و احاديث معصومان ع داشته، به هريك از آنها به نوعی تمسك جسته است و بـه سـه شـيوه در برخی از نصوصی كه شأنيت طريقيت در استنباط معارف عقلی را داشته اند، تمسك نمـودهاسـت. بنابراين، نوشتار حاضر براين ادعاست كه صدرالمتألهين در نوع رابطه ای كه بين نـص و معـارف عقلـی جست وجو می كند، نوعی روش نيمه پنهان در بهـره بـرداری از نـص دينـی (آيـات وروايـات)، از خود به جای گذارده است. بررسی و كشف اين روش به هرچه بهتر و بيـشتر شـناختن روش صـدرا در استنباطات عقلی او از نصوص كمك شايانی می نمايد. ناگفته نماند كـه ايـن فرضـيه، مـدعای صـرف نيست، بلكه برای آن در هر يك از مراحل در وسع اين گفتـار شـواهد و قراينـی ارائـه گرديـده اسـت .در برخی از مواقع نقش نص در استنباط و اصطياد معارف عقلی سهم مستقلی را به خود اختصاص داده است . روشِ سه گانه يادشده توانسته است مدعا و فرضيه اين نظريه را در اين گفتار پوشش دهد.
صفحات :
از صفحه 95 تا 124
تفسیر عقلی روشمند قرآن
نویسنده:
محمدعلی رضایی اصفهانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این‌ مقال، مطالب‌ زیر مورد بررسی‌ قرار گرفته‌ است‌ و نتایج‌ ذیل‌ به‌ دست‌ آمده‌ است. 1. در مقدمه‌ بیان‌ شده‌ که‌ تفسیر عقلی‌ از جایگاه‌ ویژه‌ای‌ در روش‌های‌ تفسیری‌ بر خوردار است‌ و مورد نقض‌ و ابرام‌ مذاهب‌ (شیعه، معتزله‌ و اشاعره) قرار گرفته‌ است‌ و معانی‌ متفاوتی‌ از آن‌ ارائه‌ شده‌ است. 2. در مبحث‌ واژگان، مقصود از روش‌ تفسیر و عقل‌ روشن‌ می‌شود که‌ در این‌ جا گاهی‌ عقل‌ فطری‌ یا نیروی‌ فکر مراد است‌ و گاهی‌ عقل‌ اکتسابی‌ یا مدرکات‌ و برهان‌ عقلی‌ که‌ هر دو در تفسیر کاربرد دارد. 3. برخی‌ صاحب‌ نظران‌ تاریخچه‌ تفسیر عقلی‌ را از عصر پیامبر(ص) دانسته‌اند؛ ولی‌ ریشه‌های‌ این‌ روش‌ در روایات‌ اهل‌بیت(ع) یافت‌ می‌شود. و در دوره‌ تابعین‌ توجه‌ بیش‌تری‌ به‌ آن‌ شد و در قرون‌ بعدی‌ اوج‌ گرفت. 4. دیدگاه‌ها درباره‌ تفسیر عقلی‌ بیان‌ شده‌ که‌ برخی‌ استفاده‌ ابزاری‌ از برهان‌ و قراین‌ عقلی‌ را تفسیر عقلی‌ دانستند و برخی‌ استفاده‌ از نیروی‌ فکر در جمع‌بندی‌ آیات‌ و احادیث‌ را تفسیر عقلی‌ دانستند و برخی‌ هر دو را مطرح‌ کردند. و ما در پایان‌ به‌ نتیجه‌ رسیدیم‌ که‌ در حقیقت‌ تفسیر عقلی‌ قسم‌ اول‌ است، ولی‌ طبق‌ اصطلاح‌ مشهور - و به‌ طور تسامحی‌ - قسم‌ دوم‌ نیز از تفسیر عقلی‌ به‌شمار می‌آید
بررسی تطبیقی قلمرو حجیت عقل در تفسیر وحی بر اساس المیزان و مناهج البیان
نویسنده:
محمدهادی قهاری کرمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش ضمن نفی دو طیف افراطی (تفسیر به رأی) و تفریطی (ظاهرگرایی و اخباری گری) کاربرد عقل در تفسیر قرآن و تأکید بر صحت تفسیر اجتهادی به عنوان راه اعتدالی بهره گیری از عقل در تفسیر وحی، به بررسی قلمرو و محدوده حجیت و اعتبار عقل در تفسیر اجتهادی قرآن پرداخته ایم؛ زیرا واقعیت آن است که در بین مدافعان تفسیر اجتهادی نیز در مورد حیطه و دایره حجیت عقل در تفسیر قرآن، اختلاف نظر وجود دارد.از جمله اختلافاتی که در بین مدافعان تفسیر اجتهادی وجود دارد، اختلافی است که بین مفسران وابسته به «مکتب تفکیک» و مخالفان آنها در زمینه قلمرو حجیت عقل در تفسیر وحی می‌باشد.مکتب تفکیک، به دستگاه معرفتى اطلاق مى‏شود که بر تفکیک و جداسازی قرآن، برهان و عرفان(نقل، عقل و کشف) اصرار دارد، و معتقد است این ها سه راه و منبع کسب معرفت اند که محصولات آنها هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته و نباید از داده های هریک از این منابع معرفت‌زا، برای فهم و تفسیر داده های دو منبع دیگر، بهره جست.در این رساله ضمن تبیین دقیق دیدگاه های مدافعان و مخالفان مکتب تفکیک در زمینه قلمرو حجیت عقل در تفسیر وحی، حتی المقدور دایر? این اختلاف را محدود کرده و با پافشاری بر نقاط اشتراک و اتفاق دو طرف، زمینه تقریب و نزدیک سازی دو نظریه را فراهم ساخته ایم. برای رسیدن به این هدف مهم، به سراغ تفاسیری که در این دو مکتب بر قرآن کریم نگاشته شده رفتیم تا در مقام اثبات و وقوع، بتوانیم قضاوت و داوری منصفانه ای در مورد دیدگاه های طرفین داشته باشیم. از این رو، دو تفسیر گرانسنگ المیزان و مناهج البیان به عنوان مبنای کار قرار گرفت. البته از دیدگاه های صاحب نظران هر دو مکتب نیز بهره برداری شده است که مهم ترین آنها آیت الله جوادی آملی و آیت الله سیّدان می‌باشند که در حقیقت، به عنوان آینه تمام نمای تفکرات صاحبان المیزان و مناهج البیان مطرح هستند.برای انجام این تحقیق، ابتدا مراد از عقل و گو نه های آن(عقل منبع و عقل مصباح) روشن گردید، و بر اساس آن تفسیر اجتهادی قرآن به سه گونه نقل گرا، عقل گرا و کشف گرا تقسیم بندی شد، و با عنایت به این که کشف و شهود، تخصصاً از موضوع رساله، خارج بود، لذا بحث را در مورد دو گونه نقل گرا و عقل گرا ادامه داده و کل تفسیر المیزان و مناهج البیان مطالعه و مطالبی که مرتبط با قلمرو حجیت عقل در تفسیر وحی بود، جمع آوری گردید. در طی مرحله فیش برداری روشن شد که نقاط اشتراک دیدگاه های دو مفسر درباره قلمرو حجیت عقل در تفسیر قرآن، بسیار زیاد و برعکس آن، نقاط اختلافی بسیار اندک است.گزارش فصل های رسالهاین رساله در شش فصل سامان یافته است. فصل یکم، تحت عنوان کلیات و مبانی به بیان موضوع، هدف، ضرورت، سوالات، فرضیات و پیشینه پژوهش پرداخته شده، و همچنین گزارشی از زندگی نامه علامه طباطبایی و آیت الله ملکی میانجی به اختصار آورده شده است.در فصل دوم به تحلیل مفاهیم مطرح شده در عنوان رساله، یعنی معانی لغوی و اصطلاحی عقل، تفسیر وحجیت از دیدگاه دو مفسر المیزان و مناهج البیان پرداخته شده است. فصل سوم، به بررسی تفسیر اجتهادی و تفسیر عقلی قرآن و دیدگاه های مختلف درباره آن دو، تخصیص یافته است. در این فصل به چهار مبحث اشاره شده است: در مبحث یکم، تاریخچه تفسیر اجتهادی و تفسیر عقلی و زمینه های ایجاد آنها تبیین شده است. مبحث دوم به معناشناسی تفسیر اجتهادی و تفسیر عقلی قرآن اختصاص یافته که در آن به دیدگاه دانشمندان درباره معنای تفسیر اجتهادی و تفسیر عقلی، و نقد و بررسی آنها، و نیز گونه‌های تفسیر اجتهادی، اعم از نقل گرا و عقل گرا پرداخته شده است. در مبحث سوم دلایل موافقان و مخالفان تفسیر اجتهادی مطرح گردیده است؛ و مبحث چهارم به رابطه تفسیر اجتهادی با تفسیر به رأی- به عنوان مهم ترین آسیب تفسیر اجتهادی- اختصاص یافته است.در فصل چهارم، ضمن بررسی تطبیقی گونه‌های تفسیر اجتهادی نقل گرا در المیزان و مناهج البیان، به این نتیجه رسیدیم که این دو مفسر در مورد به کارگیری این گونه‌ها در تفسیر قرآن تردیدی به خود راه نداده و دیدگاه یکسانی دارند. به عبارت دیگر، در همه انواع این کاربرد عقل در تفسیر وحی، نظر هر دو مفسر با یکدیگر منطبق بوده و اتفاق نظر دارند.فصل پنجم به بررسی تطبیقی گونه‌های تفسیر اجتهادی عقل گرا در المیزان و مناهج البیان اختصاص یافته است. حاصل این بررسی آن شد که نقاط اشتراک این دو مفسر در این مورد، بیش از نقاط اختلافی ایشان است؛ بنابراین به هدف این پژوهش که همانا تقریب دیدگاه مدافعان و مخالفان مکتب تفکیک در زمینه قلمرو حجیت عقل در تفسیر وحی بود، نایل گردیدیم.فصل ششم و پایانی به مبحث مهم و بحث برانگیز تعارض عقل و نقل اختصاص یافته است. در این فصل، ابتدا محل نزاع دقیقاً روشن شده و سپس راه حلّ های گونه‌های مختلف تعارض عقل و نقل از دیدگاه صاحبان المیزان و مناهج البیان مطرح، و نقاط اختلاف و اشتراک آنها تبیین گردیده است.
مقايسه برداشت‌هاي عقلي علامه طباطبايي و رشيد رضا درتفسير الميزان و المنار
نویسنده:
‫ابراهيم حسن‌زاده يکاولنگي
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
‫قم : ‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي، معاونت پژوهشي، دفتر تبليغات اسلامي,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
‫در اين نوشتار، مطالعه‌اي تطبيقي بين تفاسير الميزان تأليف علامه طباطبايي و تفسير المنار تأليف محمد رشيد رضا انجام گرفته اختلاف آنان در روش تفسير به ويژه برداشت آنان از عقل و مباني عقلي در فهم آيات قرآن بيان شده است و در ادامه، مباني آن ها، به عنوان دو مفسر شيعه و اهل سنت، براي فهم قرآن با يکديگر مقايسه گرديده است. نويسنده در چهار بخش با مطالعه اين دو تفسير، وجه تمايز و تفاوت و صحت برداشت‌هاي عقلي و عقلاني هر يک از شخصيت‌هاي تفسيري را بررسي نموده و مشخص کرده است که در صورت برخورد و تعارض عقل و نقل، اين دو مفسر از چه مباني براي رفع اين تعارض استفاده مي‌کنند؛ از اين رو در پژوهش حاضر، هر مسأله عقلي از دو ديدگاه علامه و رشيدرضا مورد بحث و نقد قرار گرفته و در پايان همان بحث اختلاف نظر اين دو مفسر بيان شده است. بخش اول را نويسنده به کليات تحقيق و معاني مفردات تحقيق اختصاص داده و مختصري از زندگاني علامه طباطبايي و رشيد رضا و همچنين اجمالي از ويژگي‌هاي دو کتاب تفسيري آن ها را بيان نموده است. در بخش دوم، وي مباني کلامي و عقلي اين دو تفسير را بيان کرده و نوع جهان بيني، هستي شناسي، مباحثي در مورد توحيد و براهين اثبات وجود خدا، مباحث مربوط به عدل الهي، حسن و قبح عقلي، قضا و قدر الهي، جبر و اختيار انسان، خير و شر موجود در عالم و تفسير آن ها از شرور را مطرح نموده است. مقايسه ديدگاه‌هاي علامه طباطبايي و رشيد رضا در مورد مباحث نبوت و امامت، موضوع بخش سوم است و نگارنده برداشت‌هاي عقلي آنان در زمينه ادله نبوت و امامت در قرآن، ويژگي‌هاي نبي و امام به ويژه عصمت آنان و علم آن ها به غيب، مفهوم وحي و اعجاز از منظر آنان، ادله اعجاز قرآن، مفهوم ولايت و حکومت و شرايط زمامدار از ديدگاه ايشان را تبيين کرده است. در همين زمينه، نويسنده در مورد مفهوم توسل و شفاعت و انواع و شرايط آن (شرايط شفاعت شوندگان و شفاعت کنندگان بررسي و بحثي را انجام داده است.) در پايان در بخش چهارم، وي معارف قرآني مندرج در تفسير الميزان و تفسير المنار مانند علم غيب، روح، ملائکه، شيطان، جن، سحر و... نيز را مقايسه کرده است.
چهارده استدلال بر جواز و لزوم بهره گيرى از عقل در تفسير قرآن
نویسنده:
حميد آريان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‌سره,
چکیده :
جريان عقل گرايى به مثابه يك طيف، نظريه ها و ديدگاه هاى مختلفى را در بر مى گيرد. تمام نگرش ها در اين طيف نسبت به اصل اثرگذارى عقل در فرايند تفسير توافق دارند، اما در كم و كيف و شرايط آن، اختلاف هايى در بين آنان ديده مى شود. از ديدگاه اين جريان، نه تنها بهره گيرى از قوه عقل و داده هاى عقلى در فهم و تفسير قرآن مجاز، بلكه لازم است. مقاله با روش توصيفى ـ تحليلى و با هدف ارائه مهم ترين استدلال هاى اقامه شده در اثبات مدعاى يادشده فراهم آمده است. تعدادى از اين ادله ناظر به اصل جواز به كارگيرى عقل در تفسير هستند و برخى ديگر بر لزوم به كارگيرى عقل در فرايند تفسير دلالت و تأكيد دارند. حاصل پژوهش اين است كه با وجود ادله متقن عقلى و نقلى، دخالت عقل به عنوان قوه استنباط و نيز به كارگيرى مدركات عقلى به عنوان قرينه براى فهم مراد خدا از آيات قرآن لازم است و با حذف عقل از صحنه تفسير قرآن، دستيابى به معناى مراد الهى در بخشى از آيات ناممكن و در تعدادى ديگر از آيات منجر به انحراف در تفسير و حصول معنايى نادرست از آيات خواهد شد.
صفحات :
از صفحه 29 تا 40
  • تعداد رکورد ها : 184