جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3388
تعامل نفس و بدن از دیدگاه ابن سینا و علامه حسن زاده آملی
نویسنده:
حکیمه طاهری جبلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نفس انسان به عنوان موجود مجرد، موجود ممتد و بسیطی است که از مرتبه نازل تا بالاترین مرتبه اش همه از یک حقیقت و واقعیت بوده و برای انجام امورش در عالم ماده نیازمند به مرکبی به نام بدن می باشد . نفس انسانی برای ارتباط با بدن از دیدگاه ابن سینا نیازمند واسطه ای می باشد که از نظر علامه این واسطه به نحوی دیگر بیان می شود. اینکه علامه چه نوع واسطه و ارتباطی را برای مجرد و مادی قائلند از آنجا مهم می باشد که ایشان در این زمینه دیدگاه های جدیدی دارند که پرداختن به آن خالی از لطف نیست.
پاسخ شبهه ی ابن کمونه در باب توحید واجب با تکیه بر آراء ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
وحید داوری چهارده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فیلسوفان ما عموما از طریق اقامه ی برهان به نفی و بلکه استحاله ی ترکب ذات واجب الوجود، می پردازند و آنگاه با استناد به این امر، وحدت واجب الوجود را اثبات می کنند و به اصطلاح امکان وجود شریک الباری را نفی می کنند (=توحید واجب الوجود). البته هر حکیمی برای نفی ترکیب در ذات واجب بر پاره ای از اصول و بنیادهای فکری خود تکیه می کند و آن اصول را مقدمات اثبات توحید قرار می دهد. دو فیلسوف شاخص و بزرگ جهان اسلام یعنی ابن سینا و ملا صدرا نیز به همین منوال عمل کرده اند. در تاریخ اندیشه های فلسفی و کلامی به شبهه ای بر می خوریم که آن را به ابن کمونه نسبت داده اند. او در این شبهه با فرض دو هویت بسیط و غیر مرتبط به همدیگر که کنه آنان مجهول است و فقط در نام واجب مشترک هستند، تصویری از دو واجب بسیط می دهد و به زعم خود یکی ازمهم ترین باورهای دینی و حکمی یعنی توحید واجب را از پشتوانه ی براهین فلسفی بی بهره می سازد. مساله ی این تحقیق آن است که آیا این شبهه در اندیشه ها ی فلسفی ابن سینا و ملاصدرا پاسخ گرفته و یا قابل پاسخ گرفتن است؟ طرح این سوال با این امر که ابن سینا بر ابن کمونه به لحاظ تاریخی مقدم است منافاتی ندارد. زیرا ممکن است با توجه به نوع استدلال ابن سینا بر نفی ترکب واجب و اثبات توحید ذاتی او و نیز نظر به مبانی فلسفی او در این باره، پاسخ را بیابیم و یا شبهه را سالبه به انتفاء موضوع بدانیم. در این تحقیق که به روش توصیفی و تحلیلی و از طریق مطالعه ی آثار این دو متفکر و توجه به نقطه نظرات شارحان این دو انجام شده است، به این نتیجه رسیدیم که حقایقی مانند اصالت وجود، مشترک معنوی بودن وجود، قاعده ی "صرف الشیء و مباحث مربوط به تشکیک وجود در اندیشه ی فلسفی این دو فیلسوف بزرگ مشاء و متعالیه، شبهه ی ابن کمونه را پاسخ گفته و یا حتی به آن اجازه ی عرض اندام نمی دهد.
بررسی تطبیقی معاد ازدیدگاه ابن سینا و غزالی
نویسنده:
کبری سالاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مرگ و معاد دغدغه همیشگی انسان در طول تاریخ بوده است، اندیشه معاد قدمتی به بلندای زندگی بشر دارد، بحث از معاد و روز رستاخیز از جمله مباحث مهم فلسفی و کلامی است، متفکران درباره معاد آرای مختلفی را ذکر کرده‌اند، مساله اصلی پژوهش حاضر این است که ابن سینا و غزالی بر اساس چه مبانی و ادله-ای معاد روحانی و جسمانی را اثبات می‌کنند؟ نگارنده با روش تحلیل محتوا مبانی و ادله دو متفکر و وجوه تشابه و تفاوت دو شخصیت را در اثبات معاد روحانی و جسمانی آشکار نموده است، دو متفکر معاد روحانی انسان را از طریق تجرد نفس و حدوث روحانی آن اثبات می‌کنند؛ چون که هویت انسان را متعلق به نفس او می‌دانند اما در باب معاد جسمانی ابن سینا و غزالی دو دیدگاه متفاوت را مطرح می‌کنند، ابن سینا در کتاب اضحویه معاد جسمانی را با ادله و براهین عقلی انکار می‌کند، سپس در الهیات شفا و نجات معاد جسمانی را از طریق صادق مصدق می‌پذیرد، غزالی هم در باب معاد جسمانی قائل به دو نظریه برانگیختگی و بدن جدید است،در هر دو نظریه غزالی هویت انسان را نفس او می‌داند، اما مستندانی وجود دارد که غزالی نظریه بدن جدید را پذیرفته است، نتایجی که در بررسی تطبیقی از آراء و اندیشه‌های دو شخصیت بدست می‌آید این است که هر دو متفکر هویت انسان را نفس او می‌دانند و معاد انسان را از طریق ادله عقلی و نقلی اثبات می-کنند، افتراق دیدگاه دو شخصیت در بحث معاد این است که ابن سینا معاد روحانی را از طریق ادله عقلی اثبات می‌کنند، اما غزالی عقل را برای اثبات معاد روحانی کافی نمی‌داند، باور و اعتقاد غزالی بر این است که نقل برای اثبات معاد روحانی باید عقل را یاری کند.
بررسی تطبیقی ماده و صورت و رابطه آن دو از دیدگاه ابن‌سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا
نویسنده:
کرامت مرادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
نقد و بررسی تطبیقی وحی از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
نرجس خالقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پدیده وحی یکی از مهمترین مفاهیم دینی است که چیستی آن و کیفیت وقوع این رخداد از دیرباز مورد توجه بوده است. از این رو ارائه تبیین و تحلیلی درست به منظور شناخت هر چه بهتر و دقیق‌تر این پدیده ، اهمیت بسیاری برای متفکران و دین‌پژوهان داشته است، فیلسوفان مسلمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند و سعی بر ارائه تبیین و تحلیلی در خصوص چیستی و چگونگی فرآیند وحیداشته‌اند. از آنجا که پرداختن به آراء تمامی فلاسفه‌ای که در این خصوص نظر داده‌اند کار دشوار و زمان بری است بنابراین در این پژوهش تنها با نگاهی نقادانه به تبیین فلسفی وحی از دیدگاه دو تن از این فیلسوفان ابن‌سینا و ملاصدرا پرداخته خواهد شد و با مقایسه تطبیقی میان دیدگاه هریک در باب وحی نقاط قوت و ضعف دیدگاه هریک از آنها مشخص خواهد شد.
نظریه آراء محموده و مبانی و پیامدهای آن در اندیشه ابن سینا
نویسنده:
فرزانه ذوالحسنی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ابن سینا نظریه آراء محموده خویش را بر پایه تقسیم مبادی اقیسه و دقت در تداخل بین آنها، شناخت قوای انسان با تأکید بر عقل عملی و ارتباط‌های سه گانه آن با عقل نظری، بدن و نفوس اجرام سماوی و بررسی نقش آن در تولید مشهورات، و نیز روش شناسی در صناعت جدل به ویژه در مقایسه با برهان و توجه به جایگاه شهرت در فن جدل استوار ساخته است. آراء محموده از نظر ابن‌سینا مشهورات مطلقه‌ای هستند مانند «عدل خوب است» که عامه مردم با تکیه بر اذعان همگانی و متأثر از اسباب شهرت، آنها را بدیهی می‌انگارند و بدان‌ها جزمی در حد یقین دارند. این جایگاه، کارکرد مهمی درجهت مصالح اجتماعی به این قسم قضایا بخشیده است. از نظر ابن سینا تنها با آزمون فطرت عقل می‌توان خود را از اسباب شهرت فارغ انگاشت و آنگاه شک در آراء محموده و اولیات باب برهان را به عقل نظری عرضه داشت. در این شرایط عقل می‌یابد که قادر به تشکیک در آراء محموده هست ولی نمی‌تواند در اولیات عقلی شک کند و اینچنین جزم به آراء محموده از جزم به اولیات متمایز می‌گردد. البته ابن سینا صدق پذیری این قضایا را پذیرفته و بررسی آنها در باب برهان و حصول یقین نظری بدانها را میسر می‌داند. حاصل این دو نگاه شکل‌گیری دو سطح در اخلاق است. اخلاقی در سطح عامه مردم که از کلیات عقلی ناتوان هستند ولی به آراء محموده مانند اولیات یقین دارند. و اخلاقی شامل قضایای کلی یقینی معطوف به عمل در قلمرو عقل نظری که حکمت عملی ثابت و جاودانه را در سطح حکما رقم می‌زند.
بررسی تطبیقی جایگاه «نور» در حکمت سهروردی و «وجود» در حکمت سینوی و صدرایی
نویسنده:
خالق دیوسالار
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفکر در هستی و پی بردن به راز و رمز آن از دغدغه های بشر پرسش گر بوده به طوری که مدام خود را تشنه چنین آب هستی بخشی می داند، چرا که حقیقت انسانیت در ذات متفکر اوست و تفکری با ارزش است که فارغ از عقل معاش به پهنه بی پایان هستی مخصوصاً به مبدأ با شکوه و والای آن نظر داشته باشد. در این ارتباط مسلمانان متفکر بیکار ننشسته و آستین همت بالا زدند و در این راه رنج و مشقاتی را متحمل شدند که در این بین نقش سه شخصیت یعنی بوعلی سینا ، ملاصدرا و سهروردی بارزتر به نظر می رسد، البته این بدان معنی نیست که کوشش های بقیه ازجمله فارابی ناچیز بوده است. در حقیقتسه شخصیت مذکور عصاره ماقبل خود بوده اند.ابن سینا به موجود می اندیشید و آن را موضوع فلسفه دانسته، مسائل آن را نیز عوارض ذاتی موجود بماهوموجود می داند او موجود را هم از نظر مفهوم و هم از نظر تحقق خارجى بدیهى فرض کرده و آن را مشترک معنوی می دانست و معتقد بود ماهیّت هر چیز غیر از هستى آن است یعنی دو مفهوم مغایرند اما این دو در خارج با هم اتحاد وجودی دارند. اومفهوم وجود را تنها در سه حکمِ تقدم و تاخر، بی نیازی و نیاز، وجوب و امکان مشکک می داند که آن نیز به خاطر حکایت ازواقعیت مشکک متصف به تشکیکمذکور است و در ارتباط با اصالت وجود ابن سینا نفسِ وجودِ ماهیت را معلول خود ماهیت ندانسته بلکه آن را معلولِ علت وجود می داند. او ماهیت را در سایه وجود، حق بالغیر می داند .سهروردی بر پایه آن چه ظاهر است به بحث درباره ساختار حقیقت که مستقیماً معلوم ما واقع می شود می پردازد. موضوع حکمت او انوار است. او نور را به آن چه ظاهر بنفسه و مظهر لغیره باشد تعریف می نماید. ظهور نور موجب بداهتش است. سهروردی نورها را تنها به کمال و نقصان مختلف می داند نه به لحاظ نور بودنشان چرا که نور نزد وی چیزی است که به واسطه شدت و ضعفش، مابه الاشتراک و هم مابه الامتیاز به خودش برمی گردد. وی نسبت میان نور وظلمت را سلب وایجاب می داند و ظلمت را قالب نور معرفی می کند. نزد وی در مقوله جوهر، همه انحاء تشکیک تحقق پذیر است. مراد از اصالت نور سهروردی "مبدئیت برای وجود و هستی ها"ست، وی در حکمت خویش حقیقت را به وجود نسبت نمی دهد بلکه آن را به حقایق عینی که بدون واسطه معلوم ما واقع می شوند نسبت می دهد و برای رسیدن بدین منظور از قضایای وجدانی استفاده می کند. وجود نزد ملاصدرا مبناى مسائل الهى است او موضوع فلسفه راواقعیت خارجى معرفی می کند. او وجود را تحقق و صیرورت در اعیان واذهان می داند. مفهوم وجود نزد وی ابسط از هر تصوری بوده و شروع و اول هر تصوری می باشد و از شدت ظهور و بساطتش نمی توان آن را به چیزی آشکارتر از خودش تعریف نمود. عقل بین دو موجود، مناسبت و مشابهتی می یابد که نظیرش رابین موجود و معدوم نمی یابدبدین جهت او مشترک معنوی بودن وجود در بین ماهیات را قریب به اولیات می داند. او ماهیات را اموری تبعی دانسته که از نظر به حدود و مراتب وجودات دریافت شده اند و رابطه میان ماهیّت و وجود را نوعی ملازمه عقلی بین وجود هر شىء و ماهیّت آن است. او وجود را بالذات و?ماهیّت رابالعرض موجود می داند و زیادت مفهوم وجود بر ماهیت از نظر او با تحلیل عقل حاصل می شود. نزد وی وجود در خارج و حاق ذهن با ماهیت اتحاد دارد. ملاصدرا بر خلاف سهروردی قائل به تشکیک در ماهیات نبوده و چون ماهیات را مثار کثرت می داند ذاتاً آن ها را با هم مختلف می داند. او وجودات عینى را حقایقى اصیل می داند و معتقد است که ماهیات، همان اعیان ثابته اند که هیچ گاه بوى هستى به مشامشان نخورده است. سبق زمانى و سبق علّى وجود بر ماهیت را او از اثبات اصالت وجود به دست می آورد. وجود تقدم عینی بر ماهیت دارد و ماهیت بر وجود تقدم مفهومی دارد. ملاصدرا به تشکیک مفهوم وجود از آن نظر توجه دارد که بیانگر ویژگی ای در اصل هستی است او مفهوم صرف را مشکک نمی داند. او در بیان تشکیک از شدت و ضعف و کمال و نقص وجود سخن به میان مى آورد که مفاهیمى ناظر به واقعیتند.
بررسی مقایسه ای وجود ذهنی نزد ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
زهراسادات دهقان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأل? وجود ذهنی از مباحث مهم و قابل تأمل حوزه‌های فلسفی است که در باب حقیقت شناخت، ارزش معلومات و نحو? تحقق و تبیین علم نقش برجسته‌ای دارد، در همین راستا این پایان‌نامه به بررسی و تبیین این مسأله نزد دو حکیم نامدار اسلام، ابن‌سینا و ملاصدرا پرداخته است و جوانب مختلف مسأل? وجود ذهنی از جمله: معنای وجود ذهنی، جایگاه وجودشناختی وجود ذهنی، مبانی و پیش‌فرضهای این مسأله، ادله، اشکالات وارد بر آن و پاسخهای ارائه شده توسط هر دو فیلسوف را مورد بررسی قرارداده است و در آن سعی شده که مقایس? مسأل? وجود ذهنی از نظر دو فیلسوف مذکور بر اساس محورهایی همچون روش، مبانی و ادله صورت گیرد.
صدور کثیر از واحد از دیدگاه ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا
نویسنده:
علی رستمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بنابر قاعده«الواحدلایصدرعنه الاالواحد» ازعلت واحد جز واحد صادر نمی‌شود. و از آنجایی که علت‌العلل اشیاء یعنی واجب الوجود از هر جهت واحد است و هیچ کثرتی در او راه ندارد، یعنی وحدت او وحدت حقیقی حقه است پس از او جز واحد صادر نمی‌شود.درپاسخ به این پرسش که چگونه از واحد من‌ جمیع‌الجهات، جهان جسمانی متکثر صادرشده است:ابن سینا، سهروردی و صدرالمتألهین هرکدام برای حل این مشکل راه حلی نشان داده اند و نظام خلقت و چگونگی خلق را به گونه‌ای توجیه نموده‌اند. ابن سینا مسأله صدورکثرت از وحدت را تنها از طریق عقول دهگانه طولی تبیین می‌کند ولی سهروردی برخلاف مشائیان عقول طولی را منحصر در ده نمی‌داند و علاوه برعقول طولی به عقول عرضی نیز قایل می شود اما ملاصدرا درخصوص صدورکثرت نظرخاصی دارد که جامع آراء وعقائد عرفا و فلاسفه است او می‌گوید که اولین صادر نفس رحمانی و وجود منبسط است وآن ساری درتمام عالم و بلکه جهان از ذره تا ذره عبارت از یک وجود است وآن مراتبی است به شدت و ضعف که آن درهرمرتبه ای به صورتی خاصی در می‌آید.
جوهر و عرض از نظر فلاسفه مسلمان، (ابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا)
نویسنده:
نسرین ژیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بحث جوهر و عرض از مباحث مهم طبیعت شناسی و هستی شناسی فلسفه محسوب می شود.فلاسفه درباره جوهر وعرض از نظر اقسام و انواع نظرات متفاوتی دارند، در باره اقسام جوهر و عرض برخی قائل به چهار نوع جوهر و برخی قائل به پنج نوع هستند که هیولا، صورت، جسم، عقل و نفس می باشند ودر انواع عرض همان نه قسم بودن آن مورد تائید می باشند. درباره ترکیب جوهر و عرض ملاصدرا قائل به ترکیب اتحادی است و این ترکیب را حاصل ارتباط جوهر و عرض می داند اما فلاسفه مشاء قائل به ترکیب انضمامی جوهر و عرض می باشند.صدرالمتألهین با این نظر موافق است که اعراض قائم به یک جوهر با وجود همان جوهر موجودند نه اینکه هر یک وجودی خاص خود داشته باشد. و اینکه وجودنه جوهر است نه عرض بلکه با جوهر، جوهر است و با عرض، عرض است.
  • تعداد رکورد ها : 3388