مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
تاریخ عرفان روانشناسی عرفان عارفان عرفان اسلامی عرفان تطبیقی عرفان شرقی عرفان مسیحی عرفان های نوظهور عرفان یهودی فلسفه عرفان (فرا عرفان)
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بازخوانی و نقد معرفت‌شناختی و تربیتی سماع در عرفان اسلامی
نویسنده:
مریم جماعتی گلسفیدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سماع در لغت به معنی شنیدن و بهره بردن است، و در اصطلاح صوفیه عبارت است از آواز خوش و روح‌نواز و به‌طور مطلق غزل، به عبارتی آنچه ما امروزه از آن به موسیقی تعبیر می‌کنیم که به قصد صفای دل و حضور قلب شنیده می‌شود. اگرچه سماع در همه انواع خود با ابزار آلات طرب همراه نیست، اما در هر شکل نوعی التذاذ موسیقایی است. حقیقت این است که تأثیر موسیقی در روح انسان محتاج شرح و بیان نیست؛ انسان نیز همچون سایر موجودات به طور طبیعی از موسیقی تأثیر می‌پذیرد و بهره می‌برد.در مورد پیدایش سماع به معنی اصطلاحی آن که با ساز و آواز آمیخته بود، و در مجالس صوفیان با آدابی خاص اجرا می‌شد، اطلاع دقیقی در دست نیست. اگرچه صدای موذنان و نغمه دلنواز قاریان قرآن، از همان آغاز پیدایش اسلام، روح مومنان را تقویت می‌کرده،اما مجالس سماع صوفیانه چیز دیگری بوده است. از انتقادات منکران سماع که آن را بدعت می‌شمرده‌اند، می‌توان دریافت که در صدر اسلام در مجالس مومنان، چنین چیزی رواج نداشته، و از گفته‌های مشایخ برمی‌آید که در قرن سوم، سماع به‌عنوان رسمی خانقاهی رایج بوده است و در دوره‌های بعد کسانی چون ابوالسعید ابو‌الخیر، احمد غزالّی و مولانا، که همگی از بزرگان مکتب عاشقانه تصوّف‌اند، از بزرگترین مروجّان سماع بوده‌اند. البّته پیروان مکتب زاهدانه تصوّف مانند هجویری و امام قشیری و محمد غزالّی نیزبا احتیاط بیشتری سماع می‌کردند. برپایی مجالس سماع در تاریخ تصوّف سه گونه بارز داشت:1.سماع مبتدیان، 2.سماع عادتی، 3.سماع پختگان تصوّف. رواج سماع در محافل صوفیه نشان می‌دهد که عارفان به تأثیر جسمی و روانی موسیقی واقف بوده‌اند و می‌کوشیدند تا از ظرفیّت‌های موسیقی، در ارتقاء سالکان و تسهیل مراحل سلوک بهره بگیرند. جلسات سماع از طریق تقویت حالت‌های درونی و پایکوبی‌های آهنگین، زمینه تخلیه عاطفی را فراهم می‌آوُرد و تأثیر اشعار و تکرار اوراد و هم‌نوایی برای ایجاد خلسه و رهاسازی هیجان‌ها و افکار موثر بود. استفاده عملی از موسیقی در برنامه شفا و درمان در گذشته بیشتر به دو شکل قومی و سماعی رواج داشت. امروزه نیز موسیقی‌درمانی یکی از رشته‌های علمی دنیاست. در هرشکل اگر از ظرفیّت‌های موسیقی به گونه صحیح استفاده شود می‌تواند به صورت یک نیروی قوّی و پیش‌بینی کننده درمانی به‌کار آید که هدف آن آرامش و سلامتی روحی و جسمی انسان‌هاست.
بررسی استعاره‌های مفهومی در عبهر العاشقین
نویسنده:
زهرا خدادادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عبهرالعاشقین، متنی عرفانی و سرشار از مفاهیم انتزاعی است. در پژوهش حاضر این مفاهیم با توجّه به رویکرد جدید «لیکاف» و «جانسون» به استعاره مورد بررسی قرار گرفته اند. این پژوهش در سه فصل تنظیم شده است. در فصل نخست، ضمن بیان سیر مطالعۀ استعاره در غرب، ساختار نظریّۀ معاصر استعاره نیز بیان شده است. در فصل دوّم، در ابتدا استعاره‌های شناختی عبهرالعاشقین در قالب دسته‌بندی ارائه شده از سوی «لیکاف» و «جانسون» معرّفی شده، و سپساین استعاره‌ها با توجّه به اصول ارائه شده از سوی «یاکل» توصیف شده است. در فصل سوّم، به ارتباط میان این استعاره ها اشاره شده و نیز نظام استعاری متن مورد بررسی قرار گرفته است.یافته‌های ما نشان می-دهد که در این متن با سه دسته استعارۀ هستی شناختی، جهتی و ساختاری مواجه هستیم. این استعاره‌ها بر اساس انسجام معنایی موجود در عبهرالعاشقین در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته، مجموعه‌ای از شبکه‌های استعاری را به وجود می‌آورند که بر اساس مدل‌های شناختی نظام‌مند و منسجمی شکل یافته اند.
خلوت و صحبت در مثنوی مولانا و تآثیر آن بر روابط اجتماعی
نویسنده:
سلمان فیجان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
خلوت، تعریف خلوت و تنهائی در لغت نامه ها و متون عرفانی مختلف و مقایسه این تعاریف با یکدیگر، خلوت و تنهایی از دید گاه روان شناسي اجتماعی، علت های مختلف روی آوردن افراد به خلوت و عزلت و راه های پیشگیری آن از دیدگاه روان شناسی و روان پزشکی، خلوت و تنهایی از دیدگاه اسلام، بررسی آیات و احادیث گوناگون در این موارد، آسیب شناسی خلوت از دیدگاه اسلام ( دیدگاه اسلام در مورد دنیای مذموم و دنياي ممدوح ) خلوت از دیدگاه عرفا و شاعران و بزرگان قبل از مو لانا، بررسی خلوت در شش دفتر مثنوی و دیدگاه مولانا در این مورد، بررسی حکایات مختلف در مورد خلوت. صحبت ، تعریف صحبت و همشینی در لغت نامه ها و متون عرفانی، صحبت دوستی وهم نشینی از دیدگاه روان شناسی، دوستی و انواع آن از دید گاه روان شناسی، صحبت وهم نشینی از دیدگاه اسلام، بررسی آیات و احادیث مختلف در مورد دوستی و هم نشینی، صحبت از دیدگاه عرفا و شاعران و بزر گان قبل وبعد از مولانا، بررسی متون های مشهور عرفانی (کشف المحجوب، مصباح الهدایه و تذکره الاولیا و ...) در این موردصحبت و هم نشینی از دیدگاه مولانا در مثنوی، بررسی حکایات مثنوی در این مورد .روابط اجتماعی، تعریف ارتباط و رابطه اجتماعی از دیدگاهجامعه شناسی، انواع روابط اجتماعی بین گروه ها و احزاب مختلف، کشش های میان فردی که باعث ایجاد رابطه افراد با یکدیگر می گردد، روابط اجتماعی در جامعه مدرن یا پیوندهای اجتماعی اینترنتی ) مقایسه اندیشه های محققان در مورد مفید یا غیر مفید بودن اینترنت در روابط اجتماعی، بررسی حکایات مثنوی در مورد روابط اجتماعی و دیدگاه مولانا در این مورد تاثیر خلوت و صحبت عرفا و بزرگان بر روابط اجتماعی، بررسی این نکته که خلوت و خودسازی عرفا چه تاثیری در جامعه بخصوص هنگام رویدادهای بزرگ دارد و بررسی چند حکایت مثنوی که به این موضوع ربط دارد.
اندیشه های عرفانی شاه داعی شیرازی در مثنوی مشاهد
نویسنده:
سعید اقانژاد صائین
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
شاه داعی شیرازی یکی از شاعران عارف قرن نهم هجری، از شاگردان شاه نعمت‌الله ولی و از مبلّغان اندیشه-های عرفانی ابن‌عربی است که آثار متعدّدی به نظم و نثر از وی باقی مانده‌است. مثنوی «مشاهد» اوّلین مثنوی ازمثنوی‌های شش‌گانه‌ی وی است. این مثنوی از هفت مشهد تشکیل یافته که عبارتند از: طلب، تجرید، ذوق، کشف، معرفت، حقیقت و توحید. با توجّه به این‌که این اثر عرفانی تاکنون آن‌گونه که شایسته است، مورد مطالعه قرار نگرفته است، در این پژوهش اندیشه‌های عرفانی شاه داعی شیرازی در مثنوی یاد شده، با بهره‌گیری از روش تحلیلی - توصیفی مطالعه شده‌است. به این منظور ابتدا اصطلاحات عرفانی این مثنوی استخراج و با امّهات کتب صوفیّه و عرفای سنّت اوّل عرفانی مقایسه و تطبیق داده شد. سپس بازتاب اندیشه-های عرفانی ابن عربی و عارفان سنّت دوم عرفانی در مطالعه‌ی اصطلاحات عرفانی این مثنوی مطمح نظر قرار گرفت. حاصل این مطالعه و مقایسه و تطبیق بیانگر این نکته است که: 1. طرز تلقّی شاه داعی در بیان برخی از اصطلاحات عرفانی، با عرفای سنّت اوّل عرفانی مشابه هست. 2. شاه داعی در بیان مضامین عرفانی، مطابق با مشرب فکری خو و متأثر از اندیشه‌های ابن عربی به بیان مضامین عرفانی پرداخته است. 3. هرچند که میان سنّت اوّل و دوم عرفانی، یا به تعبیر برخی از صاحب‌نظرانِ معاصر، میان دو رویکرد عملی و نظری، در مثنوی مشاهد نمی‌توان خطّ و مرزبندی مشخّصی را معیّن کرد؛ امّا رویکرد هستی‌شناسانه شاه داعی، بیش از رویکرد معرفت‌شناسانه‌ در این اثر بازتاب پیدا کرده است و انتخاب عنوان «مشاهد» برای این مثنوی گویای تأکید شاعر برشهود و رویکرد هستی‌شناسی وی است.
بررسی میراث عرفان ایرانی در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی، قیصر امین‌پور و سید حسن حسینی
نویسنده:
فروغ خانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از موضوعات عمده‌ی شعر فارسی، عرفان است که از دیرباز ، میان شاعران این مرز و بوم جلوه‌ای خاص داشته است و آن‌ها با بهره گیری از افکار ناب عرفانی ، اشعاری زیبا و دلنشین سروده‌اند .اگرچه در دوره‌ی معاصر، آموزه‌های عرفانی شاعران عارف مسلک گذشته نظیر حافظ و مولانا دیگر نمود پیدا نمی‌کند؛ اما از آن‌جا که عرفان با جان و دل مردم ایران آمیخته است و شعر بهترین حوزه برای نمودار کردن عواطف و افکار درونی شاعر است، می‌توان جلوه‌هایی از این اندیشه‌ های ناب را در اشعار این دوره هم مشاهده کرد .در میان شاعران معاصر، محمدرضا شفیعی کدکنی ( م . سرشک )،قیصر امین پور و سید حسن حسینی از شاعرانی هستند که به دلیل تحصیل در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی و انس و پیوند با متون صوفیّه و اشعار عرفانی، در سروده‌های خود از مباحث عرفانی بهره گرفته‌اند و می‌توان انعکاس عرفان آزاد اندیش و پویای خراسان را در شعر آن ها مشاهده کرد.این سه شاعر با توجه به دیدگاه‌های نزدیکشان، از عرفانی مشابه برخوردارند و طرز تلقی آن‌ها نسبت به مباحث هستی شناسی و معرفتی و تأملات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی و عرفانی ، تقریباً مشابه است .البته میزان بهره گیری این سه شاعر نام آشنا، از موضوعات عرفانی به یک مقدار نیست و در این میان م.سرشک از اهمیّت بیشتری برخوردار است و در مجموعه-ی « هزاره‌ی دوم آهوی کوهی» عمّده ترین تأملات فلسفی و عرفانی خود را نمایان ساخته است .جایگاه قیصر امین پور ، بعد از م . سرشک می باشد و بیشترین اندیشه‌های عرفانی خود را در واپسین دفترهای خود ( گل‌ها همه آفتابگردانند و دستور زبان عشق ) نمودار ساخته است .سید حسن حسینی نیز ، در دفترهای شعر و نثر خود ، این اندیشه‌ها را بصورت پراکنده به‌کار برده است.در این جستار، به بررسی بازتاب اندیشه های عرفان ایـرانی، در سـروده های این سه شاعرمی پردازیم و مباحث هستی شناسی و معرفتی و تأملات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی مرتبط با اندیشه‌های عرفانی را در سروده‌های آن ها بررسی می‌نماییم.
مبانی دین از دیدگاه مولانا 
(براساس مثنوی معنوی)
نویسنده:
مریم صوفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دین اسلام را می‌توان از ابعاد گوناگونی مورد بحث و بررسی قرار داد. یکی از مهمترین ابعاد دین، شناخت مبانی آن است. اصول و مبانی دین، مجموعه‌ای از اعتقادات دینی را دربرمی‌گیرد که قابل تقلید نیست و هر انسانی برای رسیدن به درک درستی از اصول دین، باید تحقیق کند؛ در این راستا عامّۀ مردم، بحثها و مباحثه‌های اندیشمندان و علماء دینی را الگوی اعتقادی خود قرار داده و آنها را پذیرفته‌اند. مولانا جلال‌الدّین محمّد بلخی نیز به عنوان اسلام شناسی عارف، تعریف خاصّی از مبانی دین دارد. او با درک عمیق از رابطۀ ناگسستنی بین دین و عرفان و با الهام از رحمانیّت الهی، اثر عظیم خود، مثنوی معنوی، را سرود؛ چرا که مثنوی چکیدۀ تمام معارف نظری و تجربه‌های دینی و عرفانی او را شامل می‌شود. مبانی دین از نظر مولانا در اصولی چون توحید، اسلام، عشق، عمل صالح، صلات، ایمان و مبدأ و معاد تجلّی یافته است که آنها را می‌توان در دو اصل اسلام و عشق خلاصه کرد. تا زمانی که انسان به درک درستی از عشق نایل نشود، مفهوم درست اسلام را درک نخواهد کرد. لذا با مطالعه و تحقیق در مثنوی معنوی و با عنایت به نگاه خاص و عارفانۀ مولانا به دین، می‌توان به این نتیجه رسید که همسویی دین و عرفان برای نیل به حقّ و حقیقت، در حد چشمگیری قابل مطالعه و بررسی است.
ویژگی‌های عرفان مولانا بر اساس غزلیات شمس
نویسنده:
لیلا جهان‌پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دیوان شمس به عنوان یکی از مهمترین کتب ادب فارسی است که نه تنها از نظر ادبی حائز اهمیّت فراوان می باشد بلکه از نظر عرفانی نیز قابل تأمّل و بررسی است. با نظر به اینکه آثار محدودی در مورد دیوان شمس تهیّه و تدوین شده است، و این اثر عظیم را تا حدّی مبهم و ناشناخته باقی گذاشته است، بنابراین نباید این نکته را فراموش کرد که ناآگاهی خواننده از اصطلاحات عرفانی آن موجب می‌شود که او فقط از خواندن این اثر به لذّت ادبی دست بیابد، ولی از درک اندیشه و عرفان آن تا حدود زیادی بی‌نصیب ماند. از این‌رو بررسی کلمات عرفانی و فهم عمیق معنا و مفهوم آنها، نقشی اساسی در شناخت غزلیّات شمس برعهده دارد.هدف اصلی کشف و شناخت این واژه‌ها و بررسی دیدگاه مولانا نسبت به آنهاست، که از میان اصطلاحات موجود، شاید نزدیک به 200 واژه برای نخستین بار مورد بحث و بررسی قرار گرفته، تا با این پژوهش، گامی به سوی درک معانی اشعار برداشته شود و موجبات فهم درست از اندیشه وی در غزلیّات شمس فراهم آید. شایان ذکر است مهمترین واژگانی که مولانا دیوان شمس را حول محور آنها بگردش درآورده است عبارت‌اند: از عشق، معشوق، خاموشی و سکوت، تجلّی، جوشش و حرکت، فنا و در نهایت وصال به بارگاه ملکوتی حضرت حق.