نقش عقل، در فهم آموزههای دینی موضوعی است که، از دیرباز مورد توجه دین باوران، بوده و پیرامون آن بحث های فراوانی شده است. البته عقل به عنوان ابزار فهم مورد اتفا
... اق همه اندیشمندان میباشد، لکن اختلاف بین دو گروه از اندیشمندان دراین موضوع است که، تا چه اندازه می توانیم عقل را، به عنوان یک منبع معرفتی، در محور آموزههای دینی به رسمیت بشناسیم، در این میان دو عالم برجسته حوزه معرفتی، یعنی ملاصدرا و میرزا مهدی اصفهانی، نظریه های متفاوتی ارائه کردهاند. ملاصدرا سخت مدافع عقل است و نقش آن را در تقویت دین بارز و آشکار می بیند و در بسیاری از آثارش، عقل و نقل را هماهنگ می داند، اما در مقابل این تفکر، میرزا مهدی اصفهانی پایههای عقل را در کنار نقل، سست و لنگ میداند. این پایان نامه با روش تحلیلی و توصیفی و مراجعه به منابع کتابخانهای و سایت های معتبر علمی به نتایج زیر رسیده است، عقل در نظرگاه صدرا، از جایگاه بلندی برخوردار است و مهمترین بحثهای ایشان در مساله عقل، در چند نکته است. اولاً؛ عقل قوه قدسیه نفسانی است که محصول آن برهان و یقین است. ثانیاً؛ عقل به دو قسم نظری و عملی تقسیم میشود که از این دو قسم، بیشترین سهم برای عقل نظری میباشد. صدرا با شمارش مراتب عقل نظری، معتقد است نفس ناطقه از عقل هیولانی تا مرحله عقل بالفعل، کمالات علمی را طی میکند و توانایی درک بسیاری از امور عقلی و غیر عقلی را دارد. مرتبه عقل بالفعل، جو هر عقل نوری، است که اشیاء در آن منعکس شده و حضور مییابند. برای عقل عملی نیز مراتب، قائل میشود و کمال عقل عملی را در پاکی و تنزّه از شرور و بدیها و تجرد از تمایلات جسمانی، می داند. ثالثا؛ مهمترین تکیه صدرا، اتصال عقل نظر، به عقل فعال است. رابعا؛ محدوده شناخت و ادراک، مشخص است. صدرا مراتب وجود را سه مرتبه می داند و عقل را از شناخت دو مرتبه عاجز، می داند. یکی مرتبه هیولانی که، فی نفسه ضعیف و جوهر خسیس، است و دیگری ذات واجب، موجودی که در غایت کمال است. لذا عقل حدود خاصی دارد و از آن تجاوز نمیکند. خامسا؛ با ابداع براهین متعدد، خصوصاً برهان صدیقین در مقام اثبات ذات و صفات و لوازم توحید برآمده، از جمله معاد و نبوت و ضرورت نبوت را با عقل نظری تبیین میکند. سادسا؛ صدرا اولین کسی است که توانست بر اساس مبانی حکمت متعالیه، معاد جسمانی را تبیین عقلانی نماید و معتقد است، بدن تحت تدبیر نفس قرار دارد و در آخرت مستحق عذاب و پاداش می شود. سابعا؛ بر اساس مبانی فلسفی خود، از جمله تشکیک در وجود، حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول، به تبیین حقیقت و ضرورت نبوت میپردازد. از دیدگاه او، نبیّ، انسانی است که با گذر از مرحله حسّ، خیال و عقل، به بالاترین مرتبه عقل نظری و عملی رسیده و نفس نبیّ با صورت معقول و عقل فعال، متحد میشود و این مقام نبوت است. در مقابل این تفکر، میرزا مهدی اصفهانی و جریان موسوم به مکتب تفکیک است که، برای تبیین معارف الهی و نحوه نیل به آن، استفاده از برهان را حجاب اصلی وصول به عمق معارف دین می دانند. نکات قابل ذکر در این بخش، این است که دیدگاه ایشان مشابه اندیشه اخباریگری، است و میگوید هر یقینی ارزش معرفتی ندارد و اینکه عقل در علوم الهی نوری خارج از ذات انسان است که پس از دوران طفولیت واجد آن میشود، و ظهور ذاتی دارد و حسن و قبح افعال، با آن آشکار می شود، از نظر او صرفاً عقل عملی داریم، نه عقل نظری، به عبارت دیگر ایشان کارکرد عقل را، در خوبی ها و بدی ها، بایدها و نبایدها می داند. محصول معرفت فطری مکتب تفکیک، در تقابل با معرفت عقلی، است که برای وصول به آن، فرد باید از تمام استدلالات عقلی جدا بشود و شخص به توسط معرفت فطری به گونه ای روشن، به وجود خداوند، اقرار می کند، بدون اینکه نیاز به براهین پیچیده، باشد. زیربنای این مکتب در اثبات و تبیین ذات واجب و صفات و اسماء الهی، حجیت عقل فطری، است که از آن به نور عقل، هم تعبیر شده است. در بخش نبوت و ضرورت آن، میرزا معتقد است، استماع دعوت نبی به حکم عقل فطری، ضرورت دارد و با بهرهگیری از تعالیم وحیانی، تصریح میکند که رسول خدا به خود خدا، شناخته میشود و خداوند با تذکار به معروف فطری بندگان، برصدق رسولانش گواهی میدهد.
بیشتر