مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
احساس باطنی احساس ظاهری اعتراض تفرد((اصطلاح وابسته)، قسیم زبان خصوصی و عدم تعین و معقولیت) اعتراض زبان خصوصی((اصطلاح وابسته)، قسیم تفرد و عدم تعین و معقولیت) اعتراض عدم تعین((اصطلاح وابسته)، قسیم تفرد و زبان خصوصی و معقولیت) اعتراض معقولیت((اصطلاح وابسته)، قسیم تفرد و زبان خصوصی و عدم تعین) باز نمون گرایی((اصطلاح وابسته)، مقابل واقع گروی مستقیم) حسات استعلایی((کانت)، اصطلاح وابسته) کیفات اولیه((اصطلاح وابسته)، مقابل کیفیات ثانویه) کیفیات ثانویه((اصطلاح وابسته)، مقابل کیفیات اولیه) واقع گروی مستقیم((اصطلاح وابسته)، مقابل بازنمون گرایی)
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تبیین و نقد رابطه اخلاق و زیبایی‌شناسی از منظر شوپنهاور
نویسنده:
منا مرادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نظریه اخلاق شوپنهاور، در فلسفه اخلاق از اهمیت زیادی برخوردار است. در مباحث فرا اخلاقی با آن که نمی توان کاملاً، تقسیم بندی های تحلیلی را برای فلسفه وی در نظر گرفت، اما نظریات اصلی در فرا اخلاق در باب واقعیت و معنا مبنای استناد و استفاده ما در مباحث فرا اخلاقیِ شوپنهاور می باشد.رساله حاضر به این مسئله می پردازد که شوپنهاور چه معیارهایی را برای گزاره های اخلاقی و صدق و کذب آن ها در نظر می گیرد.همچنین خواهیم دید که شوپنهاور در تبیین رهایی از اراده و روند ژرف اندیشی می تواند تعریفی جامع از اخلاق ارائه دهد. نگارنده کوشیده است در پاسخ به مسائل مورد بحث درباره اخلاق و طریق دیگرِ نفیِ اراده، یعنی زیبایی شناسی، علاوه بر بیان آرای شوپنهاور، دیدگاه های مختلف شارحان و منتقدان وی را نیز مبنا و اساس گزارش قرار دهد. بدین سان در ابتدا صرفاً به نوعی، روایت گری از مباحث شده است و در پایان هر فصل استنباط خویش را از مباحث، در قسمت نتیجه گیری رساله بیان کرده ام. در فصل اول بعد از بیان کلیات، به مبانیِ هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی پرداخته شده و این که این مباحث چه ارتباطی می توانند با فلسفه اخلاق شوپنهاور داشته باشند. فصل دوم به بحث درباره نظریات فرا اخلاقی شوپنهاور، اختصاص یافته است. ابتدا شرح داده ام که شوپنهاور چه جایگاهی را در اخلاق، به واقعیت نسبت می دهد واراده در ماهیت خویش چگونه می تواند اساسِ دیدگاه اخلاقی شوپنهاور را تشکیل دهد. سپس بدین موضوع پرداخته ام که وی نظریه خویش راجع به ارزش و باور را چگونه با بیان «آگاهی برتر» توجیه می کند.بدین سان به شرح نظریه معنا و نیز بعد روانشناسی فرا اخلاق با بیان انگیزه ها در فلسفه شوپنهاور پرداخته شده است و در پایان نیز علاوه بر نتیجه، تحلیلی نیز بر مباحث ارائه داده ام؛ در فصل سومِ رساله طی چندین گفتار به این مسائل پرداخته ام: آزادی و ضرورت ، تفکیک شخصیت، ملال و شکل های آن، عدالت، شفقت، اخلاق فضیلت... و در فصل چهارم ارتباط میان اخلاق و زیبایی شناسی که در طی رساله نیز بدان توجه شده است مورد بررسی قرار گرفته است. آن چه در این فصل، مد نظر است بیانِ شباهت های میان اخلاق و زیبایی شناسی به عنوان دو راه رهایی از اراده است، آن هم، در وجوهِ مختلفی هم چون شکل و روند ژرف اندیشی، ارزیابی، نظریه لذت، روشنگری و فرآیندهای مشابه در اخلاق و هنر مثل عشق و از خود بیگانگی. در آخر نیز باید گفت، آیا شرح این شباهت ها می تواند برای توجیه رابطه متقابل میان هنر و اخلاق کافی باشد یا خیر. با بیان این مسائل می توانیم دریابیم که شوپنهاور به راستی به ارتباط دوسویه ای میان اخلاق و زیبایی شناسی با توجه به رویکردش نسبت به دیدگاه های کانت و افلاطون، معتقد است.
بررسی تطبیقی تربیت دینی از دیدگاه ژان ژاک روسو و شهید مطهری
نویسنده:
مریم احسان فر
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بحث ارتباط دین و تربیت از دیرباز مورد توجه بوده است. تربیت دینی با این که ظاهری بسیار روشن دارد، ولی در عین حال از ابهام برخوردار است و بررسی جامع و دقیقی را می طلبد. مسئله مورد مطالعه ما این است که با انجام یک مطالعه بین آراء روسو و شهید مطهری، شباهت ها و تفاوت های موجود را استخراج نموده و از آن یک نتیجه کلی گرفته شود. روشی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته روش تطبیقی است، یعنی نکات مشترک و متضاد موجود در نظرات روسو و مطهری را مورد مقایسه قرار داده ایم. هدف از انجام این تحقیق این است که ببینیم میان یک متفکر غرب و یک متفکر شرق که در دوره های متفاوتی می زیسته اند در مورد تربیت و مخصوصاً تربیت دینی نکات مشترک و متضادی دیده می شود و تا آن جا که می شود سعی شده است پیشنهاداتی از میان نظرات آنان در رابطه با تعلیم و تربیت ارائه دهیم. نتیجه ای که از این تحقیق گرفته ایم این است که مطهری و روسو با این که در دو دوره متفاوت می زیسته اند، در رابطه با انسان و ابعاد و ویژگیهای او و همجنین در مورد راههای خداشناسی نظرات مشترکی دارند، ولی در ارتباط با جایگاه عقل در دین شناسی، مطهری برای عقل، ارزش بالایی قائل است، ولی روسو برای احساسات.
تأثیر گناه بر غایت و کارکرد عقل در اندیشه غزالی
نویسنده:
زهرا (میترا) پورسینا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
چکیده :
مسئله بسیار مهم تأثیرات معرفتی گناه که امروزه در حوزه معرفت‌شناسی معاصر مجال طرح یافته است می­تواند از جنبه‌های گوناگون بررسی شود. یکی از این جنبه‌ها مربوط به تأثیرات واقعی گناه در عامل کسب معرفت، و دیگری مربوط به ارتباطی است که انسان با خداوند به منزله افاضه‌کننده معرفت دارد. در این مقاله جنبه نخست را به روش تحلیلی، آن هم از دید غزالی، دنبال می­کنیم. این تأثیر هم تأثیری بنیادین در غایت و کارکرد عقل است و هم تأثیر در فرآیند و فرآورده کسب معرفت. ما در این‌جا تنها به تأثیر گناه در غایت و کارکرد عقل، در سه حیث تأثیر در غایت وجودی عقل، تأثیر در چگونگی روی‌کردن عقل به حقایق، و تأثیر در احساس و اراده ناظر به درک و دریافت حقیقت می‌پردازیم. تأثیر گناه در فرآیند معرفت و فرآورده آن محل بحث این مقاله نخواهد بود.
صفحات :
از صفحه 161 تا 181
روش قرآن در جذب عاطفی انسان
نویسنده:
حبیب عفیفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهعواطفکه مجموع کشش‌ها و گرایش‌های نفسانیرا شامل می‌شود به دو دسته‌یفطری و حصولی تقسیم می‌شوندو در هندسه‌ی دورنی انسان‌‌ نقش کلیدیداشته تا آنجا کهسرنوشت او را در سایه‌سار خود رقم می‌زنند.مهندسی سازه‌واره‌هاینرم‌افزار درونی انسان به گونه‌ای است که برای تربیت، هدایت و مدیریت انسان ملاحظه عواطف وی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. از‌این‌رو قرآن در جذب انسان به سمت و سوی هدایت وسعادت، روش خاصی دارد که این پژوهش کوشیده است روشقرآن در جذب عاطفی انسانرا به صورت نظام‌مند بررسی کند.در این بارهبا مطالعه‌یچیستی، هستی، گستره‌یعواطف و ارزش آنهاو نیز میزان توجه قرآن به این ویژگی انسان و بیان اصول، مبانی و راهبرد‌های جذب عاطفیروش قرآن با نگاه ضمنی به راه‌کار‌های کلی و کاربردی آن، این پژوهش سامان یافته است.طرح بحث پیرامون معناشناسی واژگان عاطفی قرآنیبه ویژه واژگان عاطفی‌ایکه در رابطه با خداوند متعال در قرآن آمده است و تقریر چالش‌هایجدی پیرامون معنا و مفهوم آنها و نقل و نقد دیدگاه‌های اندیش‌وران و بیان زاویه‌ی پنهان نگره‌های بنیادینِ دیدگاه‌هایآنها از جنبه‌های نو در این پژوهش استاز‌این‌رو گوشه‌هایی از لغزش‌های معنا و مفهوم‌شناسان و لغت‌پژوهان در این عرصه را نمایانده و نیازهای پژوهشی مسئله را روشن کرده است.
تعریف اول افلاطون از معرفت
نویسنده:
ملاعاشور قاضی
نوع منبع :
مقاله , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
افلاطون در رساله تئاتتوس به موضوع اصلی معرفت و شناخت آن می پردازد و سعی می کند تعریفی برای آن بیابد. سه تعریف افلاطون در پاسخ به سؤال (معرفت چیست) (estin episteme) سه قسمت اصلی رساله را تشکیل می دهند. هر سه تعریف افلاطون از شناخت که در واقع آرای مختلف موجود درباره معرفت، از جمله سوفیست ها و حس گرایان می باشد، بی نتیجه می ماند. موضوع این مقاله تعریف اول افلاطون از معرفت می باشد. سؤال (معرفت چیست ؟) در مکالمه اصلی (9 س 143- 3د 151 ) طرح می گردد. نخستین پاسخ تئاتتوس به سؤال درباره ماهیت معرفت (معرفت =aesthesis) با استناد به جمله پروتاگوراس و نظریه هراکلیت نقد و بررسی می شود (4د151-8س183).
صفحات :
از صفحه 245 تا 257
ادراک حسي از ديدگاه حکمت صدرايي و مباني فيزيولوژيک
نویسنده:
‫سيديوسف موسوي
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
‫قم : ‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي، جامعة المصطفی العالمیة,
چکیده :
‫در اين پايان‌نامه فرايند ادراک حسي از ديدگاه دانش علوم تجربي يا علم فيزيولوژيک و حکمت متعاليه صدرايي از طريق منابع کتابخانه‌اي و اينترنتي و مشاوره با اساتيد اين دو فن گردآوري و مطالعه و تحليل شده و در چهار بخش ارائه گرديده است. نگارنده پس از بررسي، به اين نتيجه رسيده است که فرايند ادراک حسي، صرفا محصول واکنش‌هاي فيزيولوژيک سيستم عصبي و يا معلول نفس به تنهايي نيست؛ بلکه نفس و قواي آن مدرک حقيقي است و فعاليت فيزيولوژيک سيستم ادراکي، نقش اعدادي در فرايند ادراک دارد. ملاصدرا بر خلاف بسياري از فيلسوفان گذشته مانند افلاطون که معتقد بودند سيستم يادگيري به معناي يادآوري آن چيزهايي است که انسان از قبل در عالم مُثُل آموخته است، معتقد به خالي بودن ذهن انسان از بدو تولد مي‌باشد و بر اين باور است که سير تکوين ادراک، از ادراکات حسي آغاز مي‌شود و ضمن تکامل نفس، مراتب حسي، خيالي و عقلي را مي‌پيمايد. وي معتقد است: علم و ادراک، وجود مجرد و ذومراتبي است که از يک سو به بدن جسماني و از سوي ديگر به نفس غيرمادي مرتبط است و محصول اين ارتباط دو سويه مي‌باشد. البته صدرا بين نفس و بدن، چيزي به نام روح بخاري را به عنوان رابط تصوير کرده است که نگارنده آن را نمي‌پذيرد. وي تحقيق نسبتاً جامعي در باره مباني فيزيولوژيک ادراک حسي، از زمان انعقاد نطفه و دوره جنيني انجام داده و نحوه تشکيل مغز و سيستم عصبي، نقش نورو بيولوژيک سيستم ادراکي و شيوه انتقال پيام‌ها در اين سيستم، نحوه پردازش اطلاعات، ارتباط ادراک و حواس پنج‌گانه، و مفهوم يادگيري و حافظه در اين فرايند را به نحو علمي بيان کرده است. از سوي ديگر مطالعه مفصلي در انديشه فيلسوفان، از يونان باستان گرفته تا متکلمان و فيلسوفان جديد غرب و فلاسفه اسلامي در باره علم و ادراک را انجام داده و بهترين نظريه را نظريه حکمت صدرايي دانسته و به تبيين آن پرداخته است و يافته‌هاي علوم تجربي را نيز همسو با ديدگاه ملاصدرا مي‌داند.