جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 786
مطالعه تطبیقی اصل علیت در نظریه‌ جهان‌های چندگانه و فلسفه اسلامی معاصر با تکیه بر تقریر آیت‌الله مصباح یزدی
نویسنده:
زهرا حبیبیان ، مهدی صفائی اصل
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اصل علیت، همچون اصل امتناع تناقض، از ارکان بنیادین معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی است که نقض یا انکار آن‌ها، به‌ویژه در نظریه‌های چندجهانی، چالش‌هایی جدّی در فهم فلسفی ایجاد کرده است. این جستار با رویکردی تحلیلی‌ـ توصیفی و تطبیقی جایگاه اصل علیت را در دو منظومة فکری بررسی می‌کند: نخست، نظریه‌های چندجهانی در قالب جهان‌های ممکن و موازی که با تقلیل علیت به روابط فیزیکی یا ساختارهای ریاضی از ابعاد متافیزیکی آن غفلت کرده و گاه کلیت آن را نقض کرده است؛ دوم، خوانش وجودشناختی فلسفة اسلامی با محوریت آرای آیت‌الله مصباح یزدی که با تکیه بر «علم حضوری»، «ربط وجودی علل»، و «سلسلة طولی» کلیت علیت را تثبیت کرده و پاسخگوی چالش‌های نظریات موازی، حبابی، و کوانتومی است. این مقاله با تلفیق تحلیل‌های غربی و اسلامی گامی نو در مطالعات تطبیقی برداشته و به واکاوی کاربردهای اصل علیت در نظریه‌های برجستة چندجهانی پرداخته است.
صفحات :
از صفحه 45 تا 59
کیفیت «ارجاع» از طریق الفاظ از منظر فلسفه تحلیلی و بررسی آن باتکیه بر آراء فلسفی استاد مصباح یزدی
نویسنده:
مهدی احمد خانبیگی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در نگاه فرگه هر نوع انتقال از طریق لفظ به یک شیئ در عالم خارج، صرفا از طریق بازنمایی مفاهیم صورت می‌گیرد. از طرف دیگر راسل و ویتگنشتاین اول بر این باورند که اطلاق چنین نظریه‌ای با اشکال نسبیت‌گرایی مواجه است. ایشان برای برون رفت از این مشکل، به دو آموزه فلسفی باور داشتند. اول اینکه برای خروج از عالم ذهن، لازم است آگاهی‌ها از طریق مفاهیم، به آگاهی‌هایی ختم گردند که فاعل شناسا به نحو مستقیم از شیئی برقرار در خارج مطلع باشد. به تبع این آموزه، آموزه دومی را در ساحت زبان نتیجه گرفتند: در عبارات زبانی همواره الفاظی حاضرند که حاوی هیچ معنای وصفی و مفهومی نبوده، تنها برای اشاره مستقیم بر حقایقی که از آنها آگاهی مستقیم داریم، جعل گشته‌‌اند. در این میان علامه مصباح در خصوص آموزه دوم، حق را به فرگه و در خصوص آموزه اول تنها در بخش قضایای خارجیه، حق را به راسل و ویتگنشتاین می‌دهند. این مقاله بعد از بررسی اجمالی آموزه دوم، به نحو مبسوط و با بهره‌مندی از روش توصیفی – تحلیلی، به آموزه اول (امتناع دلالت مستقیم الفاظ) می‌پردازد و در وهله بعد به ثمره نزاع مزبور در ماهیت «معنا»، وظیفه فلسفه و تعیین روش فلسفی نیز اشاره‌دارد.
بررسی تطبیقی "علم بودن متافیزیک" در اندیشه کانت و استاد مصباح یزدی
نویسنده:
عبدالله فتحی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله "علم بودن متافیزیک" از مباحث بنیادین در فلسفه است که با طرح نظام نقادی کانت، ابعاد پیچیده‌تری یافته است. اهمیت این مسئله بدان جهت است که سرنوشت سایر شاخه‌های معرفت به کیفیت پاسخ به این پرسش وابسته است. این پژوهش با روش تطبیقی-تحلیلی به بررسی دیدگاه‌های کانت و علامه مصباح یزدی در این زمینه پرداخته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که کانت با تفکیک پدیدار و نومن و معرفی معیار قضایای ترکیبی پیشینی، متافیزیک سنتی را ناممکن می‌داند، اما خود با چالش‌های مهمی از جمله تناقض در تبیین شیء فینفسه، خودشکنی روش‌شناختی و تقلیل‌گرایی در تحلیل مفاهیم فلسفی روبروست. در مقابل، علامه مصباح با تکیه بر علم حضوری، تمایز معقولات اولی و ثانیه، و واقع‌نمایی مفاهیم فلسفی، نظام معرفت‌شناختی منسجمی ارائه می‌دهد که امکان شناخت حقایق فراحسی را فراهم می‌سازد. بررسی ها نشان می‌دهد که نقد کانت بر متافیزیک صرف نظر از اشکالاتی که بر آن وارد است، ناظر به صورت‌های ناقص متافیزیک است، نه ذات آن، و حکمت متعالیه با ارائه صورت کامل‌تری از متافیزیک، ظرفیت‌های جدیدی برای بنیان‌گذاری متافیزیک به مثابه علمی معتبر گشوده است.
تحلیل انتقادی وحدت سنخی وجود برپایه وحدت سریانی، با تاکید بر دیدگاه استاد مصباح و آقاعلی مدرس زنوزی
نویسنده:
رضا اسکندری ، روح الله سوری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله پژوهش پیش‌رو کالبد شکافی و بازشناسی دوگونه تبیین از وحدت نفهته در تشکیک وجود بوده و در صدد نقد برداشت سنخی از آنف در مسئله تشکیک است؛ مصباح‌یزدی طبق تبیین سنخی از وحدت، تحقق خارجی برای او نمی‌بیند و وحدت را به وجودی بالقوه و بدون مابازاء خارجی، تقلیل می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که تنها در ذهن مستقر بوده و صدق حقیقی‌ای بر خارج ندارد. اما آقاعلی مدرس به وحدت سریانی گرایش دارد و درنتیجه تحقق بالفعل وحدت، در خارج را می‌پذیرد. هستی از نگاه او فعل خداوند است که با وحدت سِعی و به‌گونه تشکیکی سریان می‌یابد. بنابراین کثرات در متن همین وجود منبسط پدید می‌آیند و درون همان می‌آرمند. پژوهش پیش‌رو با روش تحلیلی- انتقادی نخست به تبیین این‌دو دیدگاه پرداخته و سپس وحدت سنخی را برپایه وحدت سریانی نقد می‌کند. یافته‌های اصلی این پژوهش عبارتند از: 1. وحدت مفهوم وجود، به وحدت خارجی آن می‌انجامد که تنها به‌گونه سریانی تصورپذیر است. 2. اصرار بر وحدت سنخی، به تباین وجودها خواهد انجامید. 3. وحدت سنخی، ویژه ماهیت‌هاست و نمی‌تواند وصف ذاتی وجود باشد. 4. وحدت سنخی، به تجافی در عالم می‌انجامد که با نگاه میانی‌اندیشیِ حکمت متعالیه سازگار نیست. 5. وحدت سنخی، امکان جریان در تمایز تشکیکی را نداشته و انگاره‌ای خودمتناقض است. 6. وحدت سنخی با اصالت وجود سازگاری ندارد. در نتیجه، به نظر می‌آید نمی‌توان زیر بار معنای سنخی از وحدت رفته و تشکیک در وجود را وحدت سنخی معنا کنیم.
صفحات :
از صفحه 57 تا 89
بررسی سه خوانش در مورد دیدگاه آیت الله مصباح یزدی در کمیات متصل
نویسنده:
سید میثم امامی میبدی ، عسکری سلیمانی امیری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلاسفه، عرَضی را که ذاتاً قابل انقسام ‌باشد، مقولۀ کمیت نامیده‌اند. کمیت به‌طور کلی به دو قسم متصل و منفصل تقسیم می‌شود. با اینکه آیت‌الله مصباح بیان می‌دارند که کمیات متصل، نحوه وجود جسم‌اند، اما درباره اینکه از نظر ایشان کمیات متصل از چه سنخی هستند، سه خوانش متفاوت وجود دارد. برخی مدعی‌اند که ایشان کمیات متصل را ‌عرض می‌دانند و معلوم است که عرض از امور ماهوی به‌شمار می‌رود. برخی دیگر به این نتیجه رسیده‌اند که از منظر ایشان کمیات متصل ‌ماهوی نیست ‌وچون از راه مقایسه نیز به دست نیامده‌اند، اطلاق معقول ثانی فلسفی نیز بر آنها صادق نیست. خوانش سوم آن است که کمّ متصل از سنخ معقولات ثانیه فلسفی‌اند. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی- انتقادی، تلاش می‌کند دو خوانش اول را نفی کند و خوانش سوم، یعنی معقول ثانی فلسفی بودن کمیات متصل را بر اساس مبانی ایشان، همراه با شواهدی در عبارات ایشان تثبیت کند.
صفحات :
از صفحه 9 تا 19
علامه مصباح و رد حس‌گرایی با تأکید بر تفکیک مراحل شش‌گانه در فرایند ادراک حسی
نویسنده:
مهدی احمد خان بیگی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
گاهی از وجود یک شیء در عالم فیزیک یا ویژگی‌‌های آن آگاه می‌شویم. این نوع آگاهی (ادراک حسی) متأخر از نوعی تجربه و تأثر حسی است. با عنایت به عدم امکان مشابهت تأثرات با حقایق خارجی، متوجه می‌شویم که تأثرات حسی، مفهوم نبوده و به خودی خود هیچ‌گونه حکایتی از وراء خویش ندارند. ازاین‌رو فیلسوفان اسلامی بر این باورند که با اتکا و اکتفا به تأثر حسی، هیچ‌گونه ادراک حسی از شیئی محسوس در عالم فیزیک به عنوان عامل آن تأثر قابل تدارک نخواهد بود. بنابراین، برخلاف تصور غالب حس‌گرایان در فلسفه غرب، در این میان به امور دیگر از جمله عقل و استدلال‌های عقلی و بهره‌مندی از مفاهیم کلی متعدد محتاجیم. اما آنچه تشخیص و تبیین حلقات این فرایند از تجربه حسی تا ادراک حسی را دشوار می‌سازد، دست‌کم وجود چهار مفهوم و تحقق دو حقیقت مشابه در امتداد هم می‌باشد. این مقاله بر آن است که با الهام از مبانی معرفت‌شناختی علامه مصباح یزدی و استفاده از روش توصیفی به تحلیل این مفاهیم و حقایق و تفکیک آنها از یکدیگر و تبیین نقش سازنده آنها در ایجاد ادراک حسی بپردازد.
صفحات :
از صفحه 21 تا 39
بررسی تطبیقی فلسفه کمال و سعادت از منظر آیت الله محمدتقی مصباح یزدی و ژان پل سارتر
نویسنده:
سید محسن پورخیاط ، مریم برهمن
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این تحقیق بررسی تطبیقی فلسفه کمال و سعادت از منظر آیت الله محمدتقی مصباح یزدی و ژان پل سارتراست. از اساسی‌ترین انتظاراتی که از مکاتب فلسفی وجود دارد، تعیین کمال انسان و قله‌ی سعادت در زندگی انسان و معرفی مسیری برای رسیدن به آن است. از این دریچه، محقق به بررسی مکتب الهی اسلام و فلسفه‌ی انسان‌محور اگزیستانسیالیسم با محوریت آراء آیت‌الله مصباح یزدی در فلسفه‌ی اسلامی و اگزیستانسیالیسم سارتر پرداخته است. دیدگاه های ذکر شده در این پژوهش با رویکرد بنیادی و کیفی؛ به روش تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای تطبیق داده‌ شده، تا به مقایسه دریابد که هر کدام از این اندیشه ها نسبت به امکان تحقق کمال و سعادت چه نظری داشته، تا چه حد به این نیاز اساسی انسانی پاسخ گفته و چه میزان دست‌گیر او در این مسیر هستند.یافته های تحقیق با توجه به مبانی انسان شناسی و هستی شناسی هر دو دیدگاه، شاهدی بر ناکارآمدی اگزیستانسیالیسم سارتر برای کمال و سعادت بشر به علت ایجاد یأس است. چرا که انسان را با تصریح به محال بودن کمال و عدم وجود معیار و راهنمای بیرونی، با کوله‌بار سنگینی از مسئولیت جهانی رها می‌کند.
تحلیل و بررسی ویژگی معقولات ثانیه فلسفی از منظر علامه مصباح یزدی
نویسنده:
سید میثم امامی ، عسکری سلیمانی امیری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تقسیم مفاهیم کلی به اولی و ثانیه از لحاظ تاریخی تا زمان فارابی قابل رهگیری است.از میان این مفاهیم ، مقعولات ثانیه فلسفی جایگاه ویژه دارد زیرا از لحاظ ویژگی¬ها مابین مفاهیم ماهوی و منطقی قرار می¬گیرند. در میان فیلسوفان معاصر علامه مصباح تاکید زیادی بر اهمیت این تقسیم¬بندی دارند و مدام به دقت و توجه به ویژگی¬های مفاهیم علی الخصوص مفاهیم فلسفی توصیه می¬کنند تا مبادا گرفتار انحرفات شویم. ویژگی¬های این مفاهیم به صورت یکجا در آثار علامه مصباح بیان نشده است و همین امر موجب برخی ابهامات شده است. در این مقاله سعی شده با روش توصیفی-تحلیلی و انتقادی در حد امکان تمام ویژگی¬های که این دسته از معقولات از منظر علامه مصباح گردآوری شود که عبارت اند از عدم دلالت بر حدود وجودی آنها، عروض ذهنی و اتصاف خارجی بودن آنها، تحلیل ذهنی بودن و نیز بررسی قید ثانیه و انتزاع این مفاهیم از علوم حضوری و نداشتن صورت جزئی و این مقاله به اشکالاتی که در برخی از ویژگی¬ها پاسخ داده شود.
صفحات :
از صفحه 7 تا 28
نقد فرضیه حذف فرایند ذهنی در دلالت اسامی خاص و عام بر پایه اندیشه علامه مصباح یزدی
نویسنده:
مهدی احمد خان بیگی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
برخی از فیلسوفان تحلیلی همچون راسل و ویتگنشتاین اول معتقدند برای برون‌رفت از اشکال ذهن‌گرایی، عبارات وصفی در گزاره‌های حاکی از عالم خارج باید به عبارتی در ناحیه موضوع ختم گردد که دلالت آن بر متعلق‌اش در خارج بدون تبادر هیچ معنایی در ذهن و مستقیم صورت پذیرد (أتمیسم منطقی). اسامی اشاره و نام‌های خاص چنین نقشی را در ساحت واژگان بر عهده دارند. موافق با ایشان دانلان، پاتنم و کریپکی نیز نظریه علی دلالت را مطرح کرده‌اند؛ کریپکی معتقد است این‌گونه دلالت مخصوص امور متشخص نیست، بلکه در ارجاع از اسامی عام به انواع موجودات در عالم فیزیک نیز برقرار است و برای ادعای خود به دلایلی استناد می‌کند. نوشتار حاضر ابتدا با روش توصیفی - تحلیلی به تبیین مهم‌ترین دلایل این نظریه می‌پردازد و پس از نقادی آنها، نظر فلسفه اسلامی در مبحث «نام‌گذاری» را با تأکید و الهام از آرای علامه مصباح ارائه می‌دهد. این رویکرد با تحلیل کیفیت ساخت مفهوم جزئی و ماهوی، به این نتیجه دست می‌یابد که انتقال از طریق اسامی اشاره و نام‌ها اساساً انتقالی مستقیم نیست، بلکه از طریق حکایت مفاهیم پیش‌گفته تدارک می‌گردد. در این میان به پیامد‌های مهم هر یک از این دو نگاه نیز پرداخته خواهد شد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 40
بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح
نویسنده:
محمدرضا کرم رضایی اسحق وند
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به صورت کلی می‎توان گفت بین حکما و فلاسفه در عقلی بودن روش تحقیق علم فلسفه اختلافی نیست، بین استدلال‌‎های عقلی غیرمباشر، فلسفه تنها از برهان بهره می‎برد. برهان به سه قسم تقسیم شده است؛ زیرا جهت انتاج صحیح نتیجه، یا از علت به معلول سیر می‎شود (برهان لمّی)، یا از معلول به علت (برهان إنّ دلیل) و یا از احد المتلازمین به متلازم دیگر (برهان إنّ مطلق). علامه طباطبایی و علامه مصباح بدون اختلاف می‎فرمایند، در فلسفه نمی‎توان از برهان إنّ مطلق استفاده کرد، ولی می‎توان از برهان إنّ دلیل در این علم بهره برد؛ امّا در امکان استفاده از برهان لمّی در این علم بین آنها اختلاف وجود دارد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ این پرسش برآمده است که بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح چگونه می‎باشد؟ در مقام پاسخ باید گفت، علامه طباطبایی قائل به عدم امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه بوده و بر آن استدلال اقامه فرموده است. امّا علامه مصباح در مقام ردّ دیدگاه ایشان چهار اشکال ذکر فرموده و ادعای خلاف آن را پذیرفته‎اند، امّا این تحقیق ضمن پاسخ به عمدۀ اشکال‎های مزبور، دو اشکال دیگر به کلام علامه طباطبایی وارد کرده و با استدلال، به امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه قائل شده است.
صفحات :
از صفحه 69 تا 88
  • تعداد رکورد ها : 786