جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 874
قیاس شعری- شیوۀ بیان تمثیلی- دین از ارغنون ارسطو تا نظریۀ دین فارابی
نویسنده:
گرگور شولر؛ ترجمه: امیر خوش نظر
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
چکیده :
گرگور شولر، استاد بارنشستۀ فرهنگ و زبان عربی و نیز پژوهشگر مطالعات اسلامی در دانشگاه بازل سوییس، در مقالۀ حاضر با بررسی دیدگاه فارابی در باب شعر و تعریفی که وی از این فن به دست می‌دهد ضمن مقایسۀ آن با نظریۀ شعر ابن سینا، با عنایت به عناصر مهم آن چون تخییل، محاکات و مانند آنها نسبت این دیدگاه را با نظریۀ دین فارابی تبیین کرده و کارکرد این عناصر در بیانات دینی را توضیح می‌دهد. از این منظر، یعنی عنایت به فلسفۀ دین فارابی، آثاری چون کتاب الحروف، کتاب الشعر، رسالۀ القول فی التناسب و برخی آثار دیگر فارابی در کنار آثار عمدۀ وی و به‌ویژه کتاب آراء اهل المدینة الفاضلة اهمیتی خاص می‌یابند. از نظر شولر با توجه به این آثار می‌توان گفت فارابی بر آن است که تمایز ادیان از یکدیگر به تمایز محاکات آنها از مضامین حقیقی دین است. در این قلمرو قوۀ متخیّله اهمیتی سزاوار می‌یابد و مضامینی که عقل فعال به عقل انسان‏های خارق‌العاده عطا می‌کند از جانب همین قوه است که در هیئت انطباعات حسی، «محاکات» می‌شوند. از این رهگذر است که در فرایندی خاص، مکاشفات و تجربیات دینی حاصل می‌آیند. مقالۀ حاضر به سبب مضمون و محتوای ویژه‌ای که دارد، خود منبع آثار دیگری در این باب بوده است.
صفحات :
از صفحه 123 تا 137
تطور میمِسیس به محاکات در اندیشه فارابی
نویسنده:
مائده رحمانی ، حسین اردلانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تطور مفهوم محاکات از فلسفه یونان تا فارابی و نسبت محاکات با هنر در اندیشه فارابی مسأله اصلی مقاله پیش رو است. مفهوم میمِسیس در فلسفه یونان نقشی کلیدی در تبیین افکار افلاطون و ارسطو پیرامون مباحث هنری داشته است. همین نقش کلیدی را می‌توان در فلسفه هنر فارابی پی گرفت. چرا که میمِسیس با ورود به مباحث فلسفه اسلامی به محاکات ترجمه شد و ذیل همین عنوان نقشی قابل توجه در تبیین نحوه شکل‌گیری آثار هنری و تأثیرات آن ایفا نمود. مسأله این است که مفهوم محاکات در فلسفه فارابی چگونه نسبت به میمِسیس در فلسفه یونان تطور یافت و چه تفاوتی در تبیین فارابی نسبت به آثار هنری ایجاد کرد؟ روش تحقیق این مقاله توصیفی-تحلیلی است: پرسش اصلی را به متون فارابی ارائه کردیم و در جستجوی پاسخ آن از لابلای سطور وی برآمدیم و تفسیرهای مرتبطی را که در این راستا به ذهن می رسید ارایه نمودیم. پس از بررسی مساله حول متون فارابی این نتیجه حاصل شد که تبیین فارابی از محاکات واجد مختصاتی جدید و منحصر به فلسفه اوست. این مختصات و ویژگی‌های جدید مشخصاً در مفهوم محاکات از معقول خودنمایی می‌کند. به دیگر سخن در فلسفه فارابی، علاوه بر محاکات از محسوسات و مخیلات، محاکات از معقولات نیز به میان آمده است که در ارتقای سطح آثار هنری مدینه فاضله تأثیر عمیقی به دنبال دارد.
صفحات :
از صفحه 91 تا 106
بررسی اختلاف فارابی و ابن‌سینا درباره جهات در منفصله
نویسنده:
رحمت الله رضایی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ابن‌سینا پذیرش «جهات» را به قضایای شرطیه متصله محدود می‌کند و کاربرد آنها را در شرطیه منفصله ناموجه می‌داند. با توجه به نقش بنیادین جهت در تحلیل صدق، دوام و ضرورت قضایا، این موضع ابن‌سینا خلأ نظری مهمی پدید می‌آورد: اگر منفصله‌ها همانند متصله‌ها دارای سور هستند، چرا نتوانند واجد جهت باشند؟ این مقاله با برجسته‌کردن این تعارض، دو پرسش محوری را پی می‌گیرد: نخست: چرا از منظر ابن‌سینا «عناد» و «اتفاق» را نمی‌توان جهات منفصله دانست؟ دوم: چرا جهات مشهورِ «ضرورت»، «دوام» و «امکان» قابلیت اطلاق بر منفصله را ندارند؟ در‌حالی‌که محقق طوسی با پذیرش بی‌جهتیِ منفصله پاسخی اجمالی عرضه می‌کند، این پژوهش نشان می‌دهد پاسخ دقیق‌تر به دو مبنای اساسی در اندیشه ابن‌سینا وابسته است: تلقی خاص او از چیستی قضیه منفصله و حقیقت «انفصال» در تمایز با فارابی، و انکار تمایز واقعی میان ضرورت و دوام. بر این اساس، مقاله استدلال می‌کند که هیچ‌یک از جهات چهارگانه مشهور نمی‌توانند در شرطیه منفصله جاری شوند؛ درنتیجه تقسیم منفصله به موجهه و مطلقه از نظر ابن‌سینا ناموجه است.
صفحات :
از صفحه 41 تا 70
نسبت «عقل» و «خیر» در فلسفه فارابی (با نگاهی به کارکرد آن در رهیافت انسان پسامدرن)
نویسنده:
مهدی عباس زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«عقل» در مجموعه آثار فارابی، به‌مثابه قوه‌ای از قوای نفس انسانی که او را از دیگر حیوانات متمایز می‌سازد، دارای جایگاهی بس رفیع است. مسئله پژوهش حاضر این است که عقل به این معنا چه نسبتی با «خیر» دارد و آیا چنین نسبتی می‌تواند نقشی در رهیافت انسان پسامدرن ایفا ‌کند؟ فارابی در رساله فی‌العقل، شش اطلاق یا معنا را برای عقل در نظر گرفته است، اما آنچه از معانی عقل، در مبحث «خیر» و «خیرخواهی»، مدخلیت تام دارد، به‌ویژه معنای اول (تعقل به‌معنای کلی و تأمل نیکو در استنباط افعال خیری که شایسته عمل‌کردن هستند) و معنای چهارم (عقل عملی و ناظر به‌وجه اخلاقی) است. همچنین فارابی در رساله فصول منتزعه، نسبت عقل، فضیلت و سعادت را ترسیم می‌کند و در لابه‌لای مباحث خویش متعرض بحث از خیر نیز می‌شود. در این رساله، قوای نفس ـ به‌ویژه عقل ـ با فضیلت‌ها و سعادت انسانی نسبتی وثیق دارند و وصول به سعادت غایی، بالمآل، در گروِ کسب فضیلت‌های قوه ناطقه به‌ویژه «تعقل» و «عقل عملی» است. بااین‌حال، انسان پسامدرن، با چالش‌های عملی و انضمامیِ جدی روبه‌روست که از آن جمله می‌توان به برخی از «شرور خودخواسته» اشاره کرد. پژوهش حاضر، با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با رویکرد عقلی نشان داده است که شرور خودخواسته بشری در دوره ما بالمآل معلولِ «جداسازی عقل و خیر» و «تغییر معنای این‌ دو» هستند و نگره فارابی در نسبت عقل و خیر می‌تواند با از میان برداشتن این دو علت، معلول آن‌ها را تا حد قابل‌توجهی تحت کنترل انسان درآورد.
صفحات :
از صفحه 49 تا 73
تحلیل مواضع فیلسوفان مسلمان از فارابی تا ملاصدرا در باره تجرد فوق عقلانی نفس
نویسنده:
هادی رستگار مقدم گوهری ، سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حکمای اسلامی، تجرد برزخی و عقلانی نفس را باور دارند، اما تنها ملاصدرا مقام فوق تجرد عقلانی نفس را اثبات کرده است. مقام فوق تجرد عقلانی یعنی تجرد از ماهیت و ابن‌سینا و پیروان او چنین مقام و رتبه‌ای را برای نفس نپذیرفته‌اند، چون این مقام را تنها برای حق‌تعالی ثابت می‌دانند و معتقدند اگر نفس چنین مقام و رتبه‌ای داشته باشد مقام واجب‌الوجودی را دارا خواهد بود. نویسندگان این پژوهش با شیوهٔ توصیفی و تحلیلی درصدد نشان دادن این واقعیت است که چگونه میان حکما از فارابی تا ملاصدرا اعتقاد به تجرد نفس دچار دگرگونی شده است و ادلهٔ آنها در این باره چیست؟ همچنین این نوشتار ریشه‌های این دگرگونی را تحلیل کرده و ارزیابی می‌کند. نتایج پژوهش نشان می‌‌دهد فارابی و ابن‌سینا به تجرد تام عقلی معتقدند و ادله‌ای برای اثبات آن مبتنی بر مبانی دستگاه خود ارائه کرده‌اند. اما شیخ اشراق تنها به بیان کشفی تجرد فوق‌عقلانی نفس پرداخته است، بدون اینکه ادله‌ای برای اثبات آن ارائه کند و برای نفس امکان سیر لایتناهی قائل است. بنابراین ملاصدرا تنها کسی است که برای تجرد فوق‌عقلانی نفس ناطقهٔ انسانی بر اساس مبانی دستگاه خود برهان اقامه کرده است؛ زیرا مبانی وی برای اثبات این دیدگاه مناسب می‌باشد.
صفحات :
از صفحه 51 تا 72
خوانش بوطیقایی نمایش ایرانی بر اساس آرای فارابی و ‌پورسینا
نویسنده:
فریده دلبری
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
قم: بوستان کتاب,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بوطیقای ارسطو یکی از بنیادی‌ترین متون نظری در باب هنر نمایش است که تأثیر آن در سنت فلسفی و هنری جهان اسلام، به‌ویژه در آثار فارابی و ابن‌سینا، چشمگیر بوده است. این کتاب با بررسی رساله‌های شعری این دو فیلسوف، به شناسایی شباهت‌ها و تفاوت‌های دیدگاه آنان در مواجهه با بوطیقای ارسطو می‌پردازد و سپس با نگاهی تطبیقی، امکان بازشناسی ساختار نمایش ایرانی را واکاوی می‌کند. اثر حاضر در دو فصل اصلی و یک فصل تطبیقی تنظیم شده و می‌کوشد با تکیه بر اصول نظری و تحلیل سنت‌های نمایشی، نسبت میان بوطیقای ارسطویی، فلسفه اسلامی و نمایش ایرانی را روشن سازد. این کتاب برای پژوهشگران تئاتر، فلسفه هنر و مطالعات نمایش ایرانی منبعی پژوهشی و تحلیلی به‌شمار می‌آید.
تحلیلی از دوگانۀ واقعیت/ارزش در پرتو نسبت توصیف و توصیه نزد هیلاری پاتنم و فارابی
نویسنده:
محسن اشرفیان فر ، جنان ایزدی ، جعفر شانظری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این باور وجود دارد که دوگانة توصیفی/توصیه­ای وجه زبانی/مفهومی، دوگانه ی واقعیت/ارزش است. مقصود از دوگانه ی توصیفی/توصیه ­ای آن است که الفاظ/مفاهیم به‌طور کلی به دو دسته ی ارزش­گذارانه و غیر ارزش­گذارانه تقسیم می‌شوند، به‌نحوی که الفاظ/مفاهیم ارزش­گذارانه، خالی از هرگونه واقع‌نمایی بوده و غیر صدق و کذب ­پذیرند. در مقابل، الفاظ/مفاهیم توصیفی و غیر ارزش­گذارانه وجود دارند که حکایت­گر ویژگی ­های واقعیت خارجی بوده و صدق و کذب ­پذیرند. برخی معتقدند الفاظ/مفاهیمی وجود دارد که هر دو خاصیت توصیف و توصیه را توأمان دارا هستند و این الفاظ/مفاهیم، که غلیظ اخلاقی نامیده می­شوند، توانایی نقض دوگانه ی توصیفی/توصیه­ای را دارند و به‌دنبال آن با رد این دوگانه، دوگانة واقعیت/ارزش نیز فرو می­ریزد. مقصود از دوگانة واقعیت/ارزش آن است که ارزش‌ها واقعی و عینی نبوده و ویژگی اصیل واقعیت خارجی نیستند. در این پژوهش قصد داریم در آثار هیلاری پاتنم و فارابی دو مسأله را واکاوی کنیم: اول، نقش الفاظ/مفاهیم غلیظ اخلاقی در رد دوگانه ی توصیفی/توصیه ­ای و به تبع آن دوگانه ی واقعیت/ارزش. دوم، نحوة درهم­ تنیدگی توصیف و توصیه و رابطه ی آن با مسأله واقعیت/ارزش. اهمیت این موضوع ازآن‌جهت است که واقع ­نمایی، عقلانیت، استدلال پذیری و نسبی­ گرایی احکام و جملات اخلاقی مستقیماً به حل این مسأله وابسته است؛ بدین‌خاطر در فلسفة اخلاق و حکمت عملی دارای جایگاه مبنایی بوده و سایر مسائل اخلاقی از آن تأثیر می­پذیرند. هدف از مقایسة این دو فیلسوف، علی­رغم اشتراک در صرف اعتقاد به واقع­گرایی اخلاقی، نشان دادن اختلاف اساسی آن دو در تبیین و تفسیر از واقع­گرایی است. فارابی از منظر واقع­گرایی متافیزیکی و پاتنم درمقابل، از منظر واقع­گرایی درونی و واقع­گرایی فهم ­متعارفی به اخلاق نظر می­کند.
صفحات :
از صفحه 35 تا 51
ارزیابی وجودشناختی تقریر فارابی از برهان طرف و وسط ارسطو در اثبات وجود خدا
نویسنده:
حسن مومنی میوله ، عین الله خادمی ، عبدالله صلواتی ، سید محسن حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
برهان طرف و وسط، یکی از براهین مشهور ارسطو در امتناع تسلسل است که فارابی برای اثبات وجود خدا از آن بهره گرفته است. در برهان طرف و وسط، خصوصیتی که تاثیرگذاری عمده و غیر قابل انکار دارد، مساله علیت است. پرسش اصلی ما در این نوشتار و جهت مغفول مانده در این برهان، این است که سلسله معالیل در برهان طرف و وسط از چه جهتی محتاج علت مافوق خود هستند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده های کتابخانه ای می کوشد ساختار وجودشناختی برهان را تجزیه و تحلیل نماید و به این نتیجه رسیده است که می توان این برهان را همچون موجودی خارجی و صاحب تاثیر در نظر گرفت که دارای ماده و صورتی است. ماده این برهان مولفه های سه گانه-طرف اولی، واسط و طرف اخیر- و صورت برهان، اصل علیت است و از آنجا که هویت اشیا به صورت آنها است، هویت برهان طرف و وسط هم به اصل علیت است. نتیجه ای که در پایان حاصل شده این است که پاسخ به مساله علیت در برهان طرف و وسط را باید در نظام هستی شناختی فارابی پیدا کرد. در جهانبینی فارابی نظام هستی متشکل از وجود و ماهیت است و او برای هر دوی آنها شیئیت قائل است اما عینیت، خارجیت و تاثیر برای وجود است و به همین خاطر باید گفت که علیت در برهان طرف و وسط به وجود است. وجودی که از علت العلل منشا گرفته و انتظام بخش سلسله علل و معالیل است.
صفحات :
از صفحه 123 تا 140
عوامل رشد و تعالی اخلاقی انسان: بررسی مقایسه‌ای دیدگاه فارابی و طباطبایی
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی ، صبا مطاعی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر عوامل درونی و بیرونی رشد و تعالی اخلاقی در دیدگاه فارابی و محمدحسین طباطبایی را بررسی می‌کند. روش پژوهش بررسی مقایسه‌ای است؛ یعنی توصیف نقاط اشتراک و افتراق این دو دیدگاه و البته فراتر از آن، چرایی تمایزها بر اساس مبانی این دو متفکر نیز تبیین شده است. دیدگاه هر دو متفکر در تحلیل عوامل رشد و تعالی اخلاقی به نظریۀ تعاملی (یعنی تعامل عوامل درونی و بیرونی) انتساب‌پذیر است. در خصوص عوامل بیرونی‌اجتماعی، عوامل ذکرشده یکسان است، جز آنکه عواملی که طباطبایی بیان می‌کند با ساختار جوامع امروزی متلائم‌تر است. همچنین، در خصوص نقش جامعه در تعالی اخلاقی افراد، فارابی صرفاً به تعاون و همکاری افراد (به عنوان موجودی اجتماعی)، به مثابۀ رمز تعالی، اشاره کرده است، در حالی ‌که طباطبایی، فراتر از این تحلیل، با پذیرش هویت جامعه، جامعه را همچون یک واحد، در اخلاقیات افراد به صورت مثبت یا منفی دخیل می‌داند، تا جایی که حتی جامعه، به عنوان عامل بیرونی، بر عوامل درون‌فردی غلبه می‌کند و آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این تمایز به دلیل مبانی مختلف این دو متفکر است که نظریۀ «اعتبارات اجتماعی» طباطبایی و تحلیل امروزی «هویت جامعه» نزد وی، و مبانی هستی‌شناختی و علم‌النفسی متفاوت او، در تبیین چرایی این تفاوت دیدگاه تحلیل شده است. همچنین، داوری خود دربارۀ برتری‌ها و نواقص هر یک از دیدگاه‌ها را به صورت مقایسه‌ای بیان کرده و مدل فرآیند تأثیر و تأثر عوامل درونی و بیرونی بر تعالی اخلاقی انسان نزد طباطبایی را بازسازی کرده‌ایم.
چرایی تألیف رساله «الجمع» توسط فارابی؛ یک اشتباه تاریخی یا ایده‌ای بزرگتر؟
نویسنده:
رضا مختاری خویی ، محمد محمدرضایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رساله معروفِ فارابی موسوم به «الجمع بین رأی الحکیمین» در صدد آن است که نشان دهد علیر غم اعتراضاتی که مردم عصر فارابی به وجود اختلافات اساسی میان افلاطون و ارسطو _به عنوان دو تن از اعلام فلسفه_ و در نتیجه بی‌ اعتباری روش فلسفی می‌ کردند، میان آن دو اختلافی وجود نداشته است و برداشت اختلافات، نتیجه نگاه‌ های سطحی است. ما ضمن اشاره به نقش بسیار کمرنگ و غیر اساسی اثولوجیا در تألیف رساله الجمع _بر خلاف دیدگاه رایج که مدعی است اثولوجیای منحول دلیل اصلی تألیف الجمع بوده است_ و ضمن پاسخ به کسانی که در انتساب رساله الجمع به فارابی تشکیک کرده‌اند، با مروری بر تاریخچه الجمع‌ نویسی و رساله‌هایی که با هدف هماهنگ کردن آراء افلاطون و ارسطو تألیف شده‌اند، بطور خاص به بررسی این مطلب خواهیم پرداخت که چرا فلاسفه نخستینِ جغرافیای اسلام مجبور بودند الجمع بنویسند و در پی چنین اندیشه‌ ای باشند.
صفحات :
از صفحه 37 تا 72
  • تعداد رکورد ها : 874