آثار پر استناد | کتابخانه مجازی الفبا

آثار پر استناد | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1366
انسان‌شناسی از دیدگاه ابن‌سینا و آکوئیناس
نویسنده:
معصومه علیدوست معززی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
شیخ الرئیس بو علی سینا و سنت توماس آکوئیناس دو حکیم و فیلسوف بزرگ مشائی بودند. آنها با پیروی از مبانی فلسفی ارسطو که آن را تا حدودی با اندیشه ها و باورهای کلامی خود موافقمی یافتند، در صدد تبیین حقیقت آدمی برآمدند . با بررسی برخی شباهتها در آرای فلسفی این دو فیلسوفو میزانتأثیری که آندو در فلسفه اسلام و غرب داشته اند، مسائلی مطرح می گردد از جمله اینکه آیاآکوئیناس در رابطه با موضوع مورد بحثیعنی،انسان و ابعاد وجودیش،تحت تاثیر اندیشه های ابن سینا بوده است ؟ و بطور کلی این تفاوتها و شباهتها در نحوه پرداختن این دو فیلسوف شرق و غرب به مسئله انسان چگونه قابل تبیین است؟ نگارنده در این نوشتار بر آن بوده است که با توجه به مسائل یاد شده به مطالعه تطبیقی آرای بو علی و آکوئیناس در مورد انسان بپردازد .به نظر می رسد با توجه به اینکه هم ابن سینا و هم آکوئیناس هر دو نه عقل گرای صرف هستند و نه ایمان گرای صرف، رابطه انسان و خدا را در قالب عشق ، عبادت ، سعادت و فیض الهی بیان کرده اند. در ضمن آکوئیناس بر رستاخیز بدن و نیز بر خلود نفس صحه گذاشته و ابن سینا هم معاد روحانی را با برهان پذیرفته و در مورد معاد جسمانی اگرچه از نظر استدلالی قادر به اثباتش نشده اما بر اساس فرموده پیامبر اکرم (ص) آنرا پذیرفته است . در نهایت نگارنده به این نتیجه می رسد که آکوئیناس هم از تأثیرات شگرفی که ابن سینا بر مباحث فلسفی و کلامی غربیان گذاشته است ، مستثنا نبوده و رگه های فکری مشترکی بین این دو فیلسوف در زمینه حقیقت انسان مشاهده می شود، هر چند که در مواردی هم اختلاف نظر بین آنها وجود دارد که به آنها نیز اشاره شده است .
بررسی مبانی و روش‌های تربیتی از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهّری با الهام از آیات و روایات
نویسنده:
زهرا دهقان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از آنجا که هدف از تربیت تکامل تمام ابعاد وجودی انسان است این نوشتار بر آن است تا افکار استاد شهید مرتضی مطهّری پیرامون مبانی و روش‌های تربیتی را با الهام از آیات قرآن کریم و روایات بررسی کند و وسیلهای باشد برای بهرهگیری انسانهایی که سعادت ورستگاری را برگزیدهاند.این پژوهش در پنج فصل به شرح زیر نگارش یافته است، در فصل اول به کلیّات، واژهها، مفاهیم و اصطلاحات مربوط به بحث تربیت پرداخته شده است. در فصل دوم شناختی از زندگی استاد مطهّری ارائه شده است تا شناخت بیشتری از ابعاد وجودی ایشان حاصل گردد و کسانی که می‌خواهند راه تربیت را پیش گیرند از نظراتشان بهتر استفاده کنند، در فصل سوم به بحث اهداف، عوامل، دوران‌های تربیتی و در فصل چهارم به مبانی‌ تربیتی و در فصل پنجم به روش-های تربیتی از دیدگاه استاد مطهّری اشاره شده است.
مطالعه و تحلیل مبنای انسان شناختی و ارزش شناختی آموزش از دور
نویسنده:
عذرا شالباف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات، نظام آموزش از دور به‌ عنوان یک رویکرد مهم آموزشی، توانایی پرورش تفکر مستقل و یادگیری مبتنی بر خودتنظیمی فردی را داراست و جایگاه مسلمی در تعلیم و تربیت امروز دارد. این امر ناشی از به کارگیری فن‌آوری در امر آموزش است که به سبب انعطاف‌پذیری، جذابیّت، امکان دسترسی ارزان و همگانی و کاستن از محدودیت‌های زمانی- مکانی و الزام به حضور فیزیکی یادگیرنده مورد توجه کارشناسان و متخصصین آموزشی قرار گرفته است. با وجود این، آموزش از دور رشته‌ای جوان است و مبانی نظری و بنیادی آن نیازمند تبیین و تحلیل است، و شناخت عمقی پدیده‌های مرتبط با فرآیندهای یاددهی- یادگیری مستلزم آن است که نه ‌تنها ابعاد آشکار پدیده‌های یادشده مورد بررسی قرار گیرد، بلکه ابعاد پنهان آن‌ها نیز مطالعه شود. بر همین اساس، پژوهش حاضر به تبیین و تحلیل مبانی انسان‌شناختی و ارزش‌شناختی آموزش از دور پرداخته است. از آنجا که رویکرد روش‌شناختی در این تحقیق کیفی بود و در تحقیق کیفی، نتیجه‌گیری نمی‌تواند چیزی جدا از فرایند تحلیل باشد، محقق در گزینش واژگان و جمله‌های خاص برای داده‌ها و نشان دادن میزان پیچیدگی آنها دست به کار نوعی تفسیر شد تا بتواند به انبوهی از داده‌ها و اطلاعات خام شکل و معنی بدهد. به همین دلیل، تلاش شد تا با کالبدشکافی مفاهیم و تجزیه و تحلیل و نقد آنها به این تفسیر برسد. یافته‌های تحقیق نشان داد که مبنای غالب در نظام آموزش از دور در نسل اول بر پایه اثبات‌گرائی و دیدگاه‌ رفتارگرایان، بر اساس توصیف، کنترل، پیش‌بینی و تبیین پدیده‌های آموزشی و با در نظر گرفتن انسان به عنوان موجودی منفعل برنامه‌ریزی شده است. در نسل دوم با یک چرخش تفسیری- شناختی، درک و فهم فرایند آموزش و یادگیری برای یادگیرندگان اهمیت دارد، و در نسل‌های سوم، چهارم و پنجم بر مبنای پایه‌های نظری در رویکرد انتقادی و به تبع آن سازنده‌گرائی، تغییر فرایند آموزش و یادگیری با توجه به توان‌مندی یادگیرندگان برای هدایت این فرایند ارزش است.
انسان‌شناسی از منظر سهروردی
نویسنده:
علیرضا مرادی گروسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان‌شناسی سهروردی رابطه عمیقی با هستی‌شناسی وی دارد بنابراین:اولاً:سهروردی عالم را فیض الهی می‌داند و مبدأ فیضان موجودات را علم اومعرفی می‌کند.خدا موجودات را با اضافه اشراقی موجود می‌کندوتمام علل و عوامل جهان ، معلول انوار مدبره‌اندکه در نهایت همه اشراقی از نورالانوارند.ثانیاً:‌‌انسان را در پرتو اشراق نورالانوار مورد بررسی قرار می‌دهد و به راه و روش این تقرب جستن انسان بسیار تأکید می‌کند وانسان رادر بالاترین جایگاه بین موجودات، تنها موجودی می‌داند که به عنوان جانشین خدا در زمین مطرح شده‌است. پس بایددر راه تهذیب نفس خود بکوشد و در راه سیر وسلوک گام بردارد تا از اشراق نورالانوار برخوردار گردد.وی شناخت انسان را مقدمه‌ی شناخت نورالانوار می‌داند.ثالثاً:معتقد است در مرکز هر نفس یک نور اسفهبدی وجود دارد که فعالیت‌های او را رهبری می‌کند و همه انواع بشری روهم رفته تحت رهبری جبرئیل قرار دارند که رب‌النوع انسانی نامیده می‌شود.رابعاً: نفس وتهذیب آن را شرط لازم در شناخت شهودی نور الانوار و رستگاری می دخدا موجودات را با اضافه اشراقی موجود می‌کندوتمام علل و عوامل جهان ، معلول انوار مدبره‌اندکه در نهایت همه اشراقی از نورالانوارند.ثانیاً:‌‌انسان را در پرتو اشراق نورالانوار مورد بررسی قرار می‌دهد و به راه و روش این تقرب جستن انسان بسیار تأکید می‌کند وانسان رادر بالاترین جایگاه بین موجودات، تنها موجودی می‌داند. بدین ترتیب مقصدو هدف انسان‌شناسی شیخ در مجموع به سوی تطهیر نفس و توجه آن برای وصول به انوار عالیه در نهایت نور الانوار پیش می‌رود و چون تن مانع تحقق این هدف است ،گریز از آن برای رهایی و آزادی تا وصول به هدف لازم است.خامساً:سهروردی اند. بدین ترتیب مقصدو هدف انسان‌شناسی شیخ در مجموع به سوی تطهیر نفس و توجه آن برای وصول به انوار عالیه در نهایت نور الانوار پیش می‌رود و چون تن مانع تحقق این هدف است ،گریز از آن برای رهایی و آزادی تا وصول به هدف لازم است.خامساً:سهروردی رابطه نفس و بدن را یک امر اضافی و ضعیف‌ترین امر قلمداد کرده و می‌گوید: با مرگ و فساد بدن، تنها رابطه مزبور از بین می‌رود، امّا خود نفس برای همیشه باقی است.
مبانی انسان شناسی اخلاق اقتصادی از منظر قرآن و روایات شیعی
نویسنده:
مرتضی اکبری دهزیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
امروزه بسیاری از کشورهای اسلامی با مشکلات ناشی از فقر و توزیع نابرابر امکانات روبرو هستند و این درحالی است که عناصر مهم رشد و توسعه اقتصادی و گسترش عدالت اجتماعی در آموزه های اسلامی مطرح گردیده است که توجه به آن در برنامه ریزی های اقتصادیمی تواند تمدن شکوهمند اسلامی را زنده و رفاه و آسایش عمومی را به ارمغان آورد؛ یکی از نگرش های کارآمد اسلام دراین باره، آمیختن ارزش های اخلاقی با اقتصاد است که از آن به اخلاق اقتصادی تعبیر می شود؛ اساساً پرداختن به نظام های اقتصادی، سیاسی و یا حقوقی هر مکتب، در ابتدای امر نیازمند توجیه و تبیین شناخت انسان از منظر آن مکتب است؛ با شناخت صحیح از انسان می توان، برنامه و طرحی جامع درباره نظام اجتماعی یک جامعه ارائه داد. استفاده از آموزه های قرآنی و روایی از راهکارهای شناخت صحیح انسان در مکتب اسلام به شمار می رود که دستیابی به موضوع یاد شده را میسر می نماید. اخلاق اقتصادی نیز که از شاخص های مهم مکتب اقتصادی اسلام محسوب می گردد، دارای مبانی انسان شناسانه ای است که تاثیر به سزایی در پردازش الگوی مطلوب مکتب اقتصادی اسلامی دارد. در واقع مبانی انسان شناسی اخلاق اقتصادی اسلامی، در صدد بیان نحوه عملکرد انسان در مواجهه با فعالیت های اقتصادی در سه حوزه کار و تولید، توزیع و تجارت و مصرف بر اساس اصول و ضوابط انسان شناخت اخلاق اسلامی است؛ دستیابی به مبانی و اصول یاد شده از طریق بازپردازش مبانی عام انسان شناسی اسلامی، بازبینی و تحلیل نیازهای انسان که خاستگاه پدیداری اقتصاد و رفتارهای اقتصادی است، امکان پذیر است.برایند پایبندی جامعه دینی به مبانی و اصول انسان شناخت اخلاق اقتصادی و معیار قرار دادن آن ها در رفتارهای اقتصادی، زمینه های انحراف از الگوی اقتصادی مطلوب اسلام را اصلاح می کند و با عقلانی- وحیانی- اخلاقی شدن رفتارهای مزبور، ایجاد عدالت اجتماعی و نیل به رفاه نسبی جامعه دینی را به عنوان چشم انداز آرمانی مکتب اقتصادی اسلام، در پی خواهد داشت.
تحلیل و تبیین اندیشه‌های انسان‌شناسی مولوی و دلالت‌های تربیتی آن
نویسنده:
فاطمه هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان‌نامه به دنبال بررسی دیدگاه انسان‌شناسی مولوی و دلالت‌های تربیتی آن است. در واقع هدف این پژوهش مطالعه انسان از دیدگاه مولوی و دلالت‌های تربیتی آن در خصوص نظام تعلیم و تربیت است. این پژوهش که از جمله طرح‌های تحقیق کیفی است، ساخت نظریه را هدف خود قرار داده و لذا از بالاترین سطح انتزاع برخوردار می‌باشد؛ و بر اساس نگرش اسمیت مبنی بر استنتاج دلالت‌های تربیتی از فلسفه خاص شکل یافته است. و لذا با این دیدگاه وی که بین فلسفه و تعلیم و تربیت رابطه وجود دارد، به تبیین و استخراج دلالت‌های تربیتی از انسان‌شناسی مولوی پرداخته‌ایم. در این مطالعه ضمن تبیین دیدگاه انسان‌شناسی مولوی، با تشریح مقوله‌های مطرح در حوزه نگرش انسان‌ کامل مدنظر مولوی، ارائه تعلیم و تربیت عرفانی به صورت یک نظام پیشنهادی در قالب اهداف، اصول، معلم و متعلم، مورد بحث قرار گرفته است. نتایج تحقیق در زمینه اهداف، شامل سطوح مختلف اهداف واسطه‌ای و اهداف غایی، می‌شود. اصول شامل خدامحوری، عبودیت، متربی‌محوری (توجه به تفاوت‌های فردی، تدریجی بودن تربیت)، توجه به فردیت، تقدم اصلاح خود بر دیگران، توجه به آزادی فرد و همچنین معلم کسی است که مظهر کمال انسانی است و دانش‌آموز ضمن تجربه شخصی با راهنمایی معلم حرکت می‌کند.
مبانی فلسفی حقوقی جزاء
نویسنده:
جلال‌الدین اسماعیلی‌زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان‌نامه در چهار بخش اصلی و یک نتیجه‌گیری، تنظیم شده است ، کلی‌ترین و اساسی‌ترین اصول درباره هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی در چهاربخش مورد توجه قرارگرفته است که خود در تجزیه و تحلیلهای علوم جنایی ماهوی تاثیر بسزائی دارد و آنگاه در بخش پنجم مهمترین اصول کلی در مبانی فلسفی حقوق جزا ارائه شده است . درباره ساختار این پایان‌نامه باید گفت که از آن جائی که موضوع حقوق جزا، انسان زنده است ، از این رو، برای آشنائی با مفهوم "انسان" و "زنده‌بودن" بحث از هستی‌شناسی و روان‌شناسی فلسفی لازم است . از سوی دیگر، حقوق جزا، علم و یکی از علوم اجتماعی است ، از این دید در گام نخست باید به بررسی ذهن و شناخت پرداخت و آنگاه خود علم و علم اجتماعی و نیز فلسفه را مورد توجه قرارداد و سرانجام، هم باید "انسان" را از دید انسان بودن، یعنی انسان‌شناسی و هم از دید زندگی با همنوعان خود، یعنی جامعه‌شناسی بررسی کرد. نتیجه همه این مباحث ، یک رشته اصول کلی عقلی خواهد بود که در بخش پنجم به عنوان مکتب نوین از دیدگاه اسلام در مبانی فلسفی حقوق جزا می‌توان ارائه داد.
انسان‌شناسی کانت
نویسنده:
بهاره دائی جعفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در اندیشه کانت انسان همواره نقشی اساسی و محوری داشته است؛ در اهمیت این موضوع همین بس که وی در اواخر عمر خویش کتاب انسان‌شناسی از منظر پراگماتیک را به طور خاص به موضوع انسان اختصاص می‌دهد. آنچه انسان‌شناسی را از مباحث عقل نظری و عقل عملی صرف متمایز می‌کند ویژگی پراگماتیکی آن است. این ویژگی حاکی از این است که انسان‌ها صرفاً از ماهیت ثابتی برخوردار نیستند، و در نتیجه آنها را نمی‌توان بر اساس این ماهیت ثابت تعریف نمود؛ آنها با اعمال و رفتار خویش، به ویژه در ارتباط متقابل با دیگران و در سطح اجتماع، به هویت خود شکل می‌دهند. کانت انسان را در حیطه تجربه و مشاهده عینی مورد بررسی قرار می‌دهد و از تفکر نظری صرف درباره آن فاصله می‌گیرد. به زعم وی انسان تنها موجودی است که قابلیت رسیدن به فرهنگ و تمدن و اخلاق را دارد. این کتاب با پرداختن به زندگی عینی و واقعی انسان‌ها می‌تواند مبنای عمل همگان در زندگی باشد. کتاب انسان‌شناسی، که به معرفی منشأ همه‌ی علومی که به نوعی با اخلاق، توانایی معاشرت اجتماعی، شیوه تربیت و تصمیمات انسانی و هر آنچه عملی است مرتبطند می‌پردازد، از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست انسان‌شناسی تعلیمی و بخش دوم انسان‌شناسی توصیفی نام دارد. انسان‌شناسی تعلیمی به بررسی قوا و توانایی‌های نفس که بین همه مشترک است، می‌پردازد و انسان‌شناسی توصیفی ابتدا ویژگی‌های متفاوت افراد، جنسیت‌ها، اقوام و نژادها را بیان می‌کند سپس تعریفی از ویژگی‌های مشترک میان انواع انسانی ارائه می‌دهد. کانت در این دو بخش می‌کوشد تا نشان دهد کهانسان در عرصه عمل چگونه خویشتن را تحقق می‌بخشد.
بررسی تطبیقی آرای تربیت اخلاقی مطهری و نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس
نویسنده:
حسن‎آقا یوسفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اخلاق از مسائل مهم در زندگی بشر است. همه فلاسفه و مربیان از گذشته تا به امروز به مسئله اخلاق به عنوان یکی از مسائل اساسی بشر پرداخته اند و هر یک در نظریه های خود به تعبیر و تفسیر اخلاق، رابطه اخلاق با زندگی بشر، وجدان اخلاقی و یا مطلق و نسبی بودن قضایای اخلاقی اشاره کرده اند.در تحقیق حاضر موضوع تربیت اخلاقی از دیدگاه دو متفکر نامدار، مرتضی مطهری و یورگن هابرماس بررسی می شود. در یک دیدگاه نظریه ای از اخلاق تبین شده است که اخلاق را با دین و وجدان درونی انسان ها عجین شده می داند. مطهری به عنوان اندیشمند مسلمان برای اخلاق چنین نظریه ای ارائه کرده است. بر طبق این دیدگاه انسان ها از هویتی برخور دارند که خداوند در درون آنها از روح خود دمیده است و در مفهوم اخلاق نوعی قداست وجود دارد.چنین نظریه ای در باره اخلاق، بعضی دلالت ها را برای تربیت اخلاقی به دنبال دارد که بیشتر تبیین کننده رویکرد اخلاق و تربیت اسلامی با اهداف، اصول و تنظیم محتوای آموزشی اسلامی است. اما با این حال، عدم توجه به اخلاق خادم، عادات فعلی، و مونولوگ بودن بعضی از دیدگاه های وی، از جمله انتقادات وارد بر آراء تربیت اخلاقی مطهری است.در دیدگاه دوم نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس فیلسوف معاصر نئومارکسیسم همراه با دلالت های آن در تربیت اخلاقی و چگونگی کاربست این نظریه در تعلیم و تربیت، بررسی می شود. بر خلاف نظریه مطهری، هابرماس اخلاق را فاقد بنیاد دینی و متافیزیک می داند. به نظر هابرماس، اخلاقیات ریشه در شناخت، گفتمان و در نهایت اجماع انسان ها دارد نه در فطرت آنها. از نظر وی دستورات الهی اعمال اخلاقی ما انسان ها را هدایت نمی کند. بلکه آنها بر اساس زیست جهان با استدلال و تفاهم افراد به وجود می آیند. چنین دیدگاهی اهداف و اصول خاصی را جهت کاربست تربیت اخلاقی ارائه می دهد که از جمله تدارک برنامه های درسی متنوع و قابل انعطاف در برنامه ریزی تربیت اخلاقی است. دیدگاه هابرماس از سوی اندیشمندان مختلف به خصوص پست مدرن ها مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. عدم تعریف عدالت، نبود اختیار در انسان و هم رتبه بودن معلم و دانش آموز از جمله انتقادهای وارد بر نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس است.از آنجاکه مطهری و هابرماس هر دو از اندیشمندان معاصر محسوب می‌شوند که، مکاتب سرمایه‌داری و مارکسیسم را مورد مطالعه و نقد قرارداده‌‌اند. و علاوه بر آن دیدگاه‌های مختلف فرق اسلامی از طریق مطهری و دیدگاه‌های اندیشمندان نسل اول مکتب فرانکفورت بوسیله هابرماس مورد تجزیه و تحلیل و بازسازی قرار گرفته است، فلذا هر دو شخصیت منتقد به حساب می آیند و در مقوله های مانند عدالت و آزادی و اکتسابی بودن اخلاق مشابهت های وجود دارد.جهت وصول به اهداف تحقیق؛ مبانی فلسفی، اخلاقی، رویکردها، اصول، اهداف، تشابهات و تفاوت‌ دیدگاه‌های دو اندیشمند فوق در تربیت اخلاقی و چگونگی کار بست این دیدگاه ها در تعلیم و تربیت، به روش پژوش تحلیلی که به طریق کتابخانه‌ای با استفاده از فیش برداری از اسناد اصلی، مدارک و منابع گردآوری گردیده است، پس از تجزیه و تحلیل، نتیجه‌گیری به عمل آمده است. تحقیق در پایان با ارائه پیشنهادات و طرح محدودیت‌های پژوهش به پایان رسیده است.
  • تعداد رکورد ها : 1366