مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 282
مقایسه نسبت بین ایمان و عقلانیت در آثار آقای ملکی میانجی و ایمان گروی کیرکگارد
نویسنده:
پدیدآور: مریم نبی زاده ؛ استاد راهنما: موسی ملایری ؛ استاد مشاور: فضل الله خالقیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
رساله حاضر به بررسی موضوع مقایسه نسبت ایمان و عقلانیت در آثار میرزا محمد باقر ملکی میانجی و سورن کی یرکگور پرداخته است. گفت و گو پیرامون معرفت عقلانی دین و رابطه میان ایمان و عقلانیت و حدود و قلمرو هر کدام مسئله تازه‌ای در میان اندیشمندان نیست. بلکه این مطلب از دیرباز مطرح بوده و به عنوان یکی از دغدغه‌های مهم ذهنی در میان اندیشمندان وجود داشته است. از سوی دیگر این گفتگو و نزاع میان اندیشمندان ادیان مختلف نیز وجود داشته و منحصر به دین خاصی نبوده است. در این پژوهش این مسئله از دیدگاه دو اندیشمند بزرگ اسلام و مسیحیت مورد مطالعه قرار داده شده است. در یک سو میرزا محمد باقر ملکی میانجی که از بزرگان و صاحب نظران مکتب تفکیک هستند قرار داده شده است و در سوی دیگر سورن کی یرکگور از متکلمان و فلاسفه مشهور غرب و موسسین مکتب اگزیستانسیالیسم. پس از طرح موضوع پیرامون این مطلب که نگاه هر کدام از این دو دانشمند در باب نسبت میان ایمان و عقل چگونه است در آثار هر کدام پاسخ‌هایی مهم و قابل توجهی یافت شد. کی یرکگور در پاسخ به این مسأله طی سه برهان تقریب و تخمین، تعویق و شورمندی عقل را به طور کلی نقد نموده و جایگاه آن را در موضع ایمان به کلی زیر سؤال می‌برد و قائل است نه تنها عقل و تعقل نمی‌تواند باعث به وجود آمدن ایمان شود حتی به نوعی باعث می‌شود ایمان به جهت استفاده از عقل دچار تأخیر و تعویق شده و فرد به ایمان واقعی نرسد. وی پس از رد نمودن جایگاه عقل در کسب و ارتقاء ایمان پایگاه دیگری را برای ایمان معرفی می‌نماید. کی یرکگور سیر انفسی یا به تعبیر دیگر علم حضوری را راه کسب ایمان و رسیدن به یقین در ایمان می‌داند و معتقد است برای رسیدن به این یقین و سیر انفسی خود فرد باید به تنهایی این مسیر را طی نماید و در میان جمع بودن اجازه تحصیل یقین ایمانی را نمی‌دهد. از سوی دیگر آقای ملکی میانجی عقل را به دو نوع عقل فطری و عقل اصطلاحی تقسیم بندی می‌نماید و برای هر کدام از این عقول تعاریف خاصی ارائه می‌دهد. ایشان عقل اصطلاحی را نقد نموده و رابطه آن را با ایمان مورد تردید قرار می‌دهد و با نقدهایی که بر عقل اصطلاحی وارد می‌کند جایگاه آن را در کسب ایمان ضعیف خوانده و جایگزین دیگری برای رسیدن به ایمان معرفی می‌کند. ایشان عقل فطری را به عنوان پایگاه ایمان معرفی می‌نماید و با ارائه ویژگی‌هایی برای آن در صدد اثبات این مطلب است که این عقل دارای حجیت است و به واسطه ویژگی‌هایی که دارا می‌باشد می‌تواند پایگاه مناسبی برای کسب ایمان بوده و همچنین از طریق آن کسب یقین کرد. با مقایسه آراء این دو اندیشمند افتراقات و اشتراکی میان دیدگاه‌هایشان احصاء شد. اشتراک هر دو متفکر در نقد عقل اصطلاحی است که هر دو به نحوی جایگاه آن را در کسب ایمان و رابطه‌اش را با ایمان متزلزل دانسته و حتی گاهاً میان آن‌ها ناهمگونی مشاهده کرده‌اند. اما در باب افتراقات این دو دانشمند هر کدام برای رسیدن به ایمان معتقد به مسیری خاص هستند یکی عقل فطری و دیگری سیر انفسی یا به تعبیر دیگر علم حضوری. که با اندک تأملی در همین بخش افتراق سؤالی به ذهن متبادر می‌شود مبنی بر این‌که میان علم حضوری یا همان سیر انفسی کی یرکگور و عقل فطری آقای میانجی به چه میزان تفاوت وجود دارد و آیا به کلی مرز این دو روش از هم جداست یا این‌که می‌توان نسبتی میان این دو روش یافت؟ که در بخش پایانی اشاره‌ای موجز به آن شده است.
تمایز مبنایی حکمت صدرایی و حکمت سینوی در مسأله حرکت جوهری
نویسنده:
فیض الله عابدینی کردخیلی ، عباس جوارشکیان ، سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از آنجایی که یکی از بارزترین تمایزات اندیشه فلسفی سینوی و صدرایی در محور بسیار مهم حرکت و بویژه حرکت جوهری است و میان رأی ابن سینا و صدرا در این بحث، تقابل کاملی وجود دارد، نگارنده تلاش نموده است به این پرسش پاسخ دهد که ریشه ها و مبانی نظری این اختلاف رأی چیست و کدام موضع و اصل فلسفی به چنین تقابلی دامن زده است؟ در قسمت نخست مقاله با مقایسه تحلیلی که از مسأله حرکت در اندیشه این دو فیلسوف نام‌آور انجام می‌شود، به اختلاف صدرا و ابن سینا در سه موضع اساسی پی می‌بریم: 1- تلقی وجودی صدرا ازحرکت در مقابل نگرش ماهوی و مقولی ابن سینا؛ 2- توسعه قلمرو حرکت از جسم و جسمانیات به امور نفسانی و بویژه نفس انسانی؛ 3- تغییر جایگاه بحث حرکت از طبیعیات فلسفه به مباحث امور عامه. با تحلیل و بررسی نکات یاد شده بویژه با تأمل در اشکالات ابن سینا بر حرکت جوهری، نتیجه نهایی حاصل از این پژوهش آن است که اختلاف این دو فیلسوف نام آور در مسأله حرکت جوهری، ریشه در مهمترین موضع گیری فلسفی ایشان که همان اصالت وجود یا اصالت ماهیت است، دارد. بر این اساس علی رغم انکارها و تشکیکاتی که از جانب برخی متفکرین در اصالت ماهوی بودن اندیشه ابن سینا ابراز گردیده است، بر پایه این تحلیل فلسفی بروشنی میتوان تلقی اصالت ماهوی او را حداقل در بحث حرکت نشان داد و به این تشکیکات پایان داد.
صفحات :
از صفحه 91 تا 103
رابطه عقل و ایمان از دیدگاه غزالی و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: ملیحه محمودی بیات ؛ استاد راهنما: محسن جوادی ؛ استاد مشاور: ابراهیم علیپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل، شأنی از شئون آدمی است که از طریق آن، هم کسب معرفت نموده و هم عمل می‌کند. و ایمان، تصدیقی قلبی به خداوند عالم است که علاوه بر آن که چشم‌انداز جدیدی از عالم و آدم فراهم می‌آورد، انسان را به اطمینان و آرامشی درونی سوق می‌دهد. نوشتار حاضر، به بررسی رابطه میان این دو اصل از دیدگاه دو متفکر بزرگ اسلامی پرداخته که در اندیشه یکی از آن‌ها صبغه ایمان گرایی و در دیگری عقل‌گرایی بارزتر است. غزالی ایمان را ارزشمندتر از عقل می‌داند؛ وی گرچه عقل نظری را پذیرفته، اما آن را در درک و فهم دین ناتوان دانسته است. به همین دلیل، حتی ایمان مردم عوام را به عقل فلسفی ترجیح داده است. اما ملاصدرا، گرچه به محدودیت‌های عقل اشاره می‌کند، لیکن به مباحث عقلانی در حوزه دین بسیار بها می‌دهد و ایمان را نیز نه تنها مغایر با عقل ندانسته، بلکه آن را نوعی علم و تصدیق معرّفی کرده است. نگارش حاضر، پس از بیان تفصیلی دیدگاه‌های این دو اندیشمند درباره عقل و ایمان ضمن ارزیابی و نقد و بررسی آن‌ها، به مقایسه تطبیقی این دو دیدگاه پرداخته است.
بررسی رابطه عقل و ایمان از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و کرکگارد
نویسنده:
پدیدآور:رضا زند وکیلی ؛ استاد راهنما: حسن پناهی آزاد ؛ استاد مشاور: ابوذر رجبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل و ایمان و رابطه میان آن دو از حساس‌ترین و اثر گذارترین مقولات گفتمان دینی،‌ مباحث کلامی و فلسفی بشمار می‌رود و در مورد آن نگارش‌های متعددی صورت گرفته است. در این تحقیق در ضمن پرداختن به معانی لغوی و اصطلاحی عقل و ایمان و نوع رابطه این دو در نظرگاه آیت الله جوادی آملی و کرکگارد، به نقدهای مهم عقل‌گرایی اعتدالی بر ایمان‌گرایی کرکگارد اشاره شد. کرکگارد عقل را در سپهر اخلاقی و مرحله قبل از حیطه ایمان، محصور دانسته و متعلق ایمان را دور از دسترس عقل ضعیف انسانی می‌داند. او معتقد است ایمان از جنس معرفت نیست و از درون می‌جوشد و شورمندانه عمل می‌شود و «خدای متجسد» که متعلق اصلی ایمان است، ایمان آوردنی است نه فهمیدنی. عقل در نگاه کرکگارد استفاده‌هایی حداقلی دارد و برای صیانت از حریم دین و خدا، باید عقل را طرد نمود و لازمه رسیدن به خدا و عشق واقعی، پیمودن مسیر «ترک نامتناهی» و جهش از روی دیوار عقل است و این همان ایمان‌گرایی کرکگارد است که به ایمان‌گرایی افراطی شهرت دارد. آیت الله جوادی آملی میان عقل و ایمان تعاملی سازنده و راه گشا، قائل شده و با نگاهی مصباحی به عقل در عرصه ی ایمان، عقل را با تمامی معانی یاد شده، در مفهوم ایمان دخیل دانسته و محصول آن می‌داند. در نگاه ایشان، راه دستیابی به اطمینان و آرامش، کسب براهین نظری منتهی به بدیهیات بوده و این راه جمع میان شور و شعور است و عقل در کنار نقل، دو ابزار هدایت بشر در قالب درونی و بیرونی‌اند. فاصله گرفتن از عقل و تکیه بر احساسات و درون‌گرایی بدون معیار، سر از گمراهی، نسبیت و از بین رفتن دین درمی‌آورد و این به نوعی نقض غرض مدعیان ایمان‌گراییست؛ و این بیان، همان ادعای عقل‌گرایی اعتدالی است.
بررسی تطبیقی جایگاه عقل در شناخت تجربی از دیدگاه کانت و شهید مطهری
نویسنده:
محسن قمی ، حسن کرمی
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف ما در این مقاله آن است که با نگاه تطبیقی به جایگاه عقل، حدود و ثغور آن در شناخت تجربی و ارزش آن از منظر کانت و شهید مطهری را مورد بررسی قرار داده و به را‌ه‌کارهای آنان جهت حل مشکل معرفت تجربی و مقایسه و بررسی تطبیقی میان آنها بپردازیم. کانت برای عقل معانی‌ای ذکر کرده و عقل به معنای فاهمه را دارای اعتبار معرفتی می‌داند. وی قضاوت عقل را درحوزة متافیزیک، غیرمعتبر و در حوزة فیزیک با توجه به زمانمند و مکانمند بودن، معتبر می‌داند. کانت برای حل مشکل شناخت تجربی، احکام تألیفی پیشین مطرح کرده و برای کلیت و عینیت آن از مقولات محض فاهمه استفاده می‌کند و همچنین شناخت صحیح مفهوم عقل و عملکرد آن را در تشخیص شناخت تجربی درست دخیل می‌داند. اما شهید مطهری نقش عقل را در معرفت تجربی از راه مبدئیت احکام بدیهی عقلی برای شناخت تجربي دانسته و با استفاده از معقولات ثانیه در معرفت تجربی به حل مشکل شناخت تجربی می‌پردازد. ایشان نقش عقل در معرفت تجربی را در دو حوزة تصورات و تصدیقات ترسیم می‌کند. در باب تصورات، ادراکات تجربی و حسی مقدم و زمینه ساز برای تصورات عقلی بوده و در حوزة تصدیقات، اصالت با عقل بوده و تصدیقات عقلی مقدم بر تصدیقات تجربی است و بدون عقل هیچگونه حکم و تصدیقی حتی تصدیق تجربی حاصل نخواهد شد.
ارزش شناختی عقل و شهود بررسی تطبیقی دیدگاه آیت الله جوادی آملی و دکتر محمد عابد جابری
نویسنده:
پدیدآور: عادل لغریب ؛ استاد راهنما: محمد مهدی گرجیان ؛ استاد مشاور: علیرضا قائمی‌نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسایل معرفت شناسی از بنیادیترین و مهمترین بحثها در جستارهای علمی و فکری در جهان معاصر به شمار می رود. در این میان, مسأله ی ارزش شناختی عقل و شهود در صدر موضوعات معرفت شناسی قرار می گیرد. اگر چه این مسأله از سوی دو استاد: محمد عابد جابری و عبد الله جوادی مورد توجه فراوان قرار گرفت, ولی دیدگاه این دو شخصیت درباره این مسأله متفاوت است. جابری که متفکری مراکشی است بر اساس مجموعه‌ای از مبانی معرفت شناسی که عبارت‌اند از دیدگاه پست مدرنیستی نسبت به عقل, عقلانیت نقاد و شالوده‌شکن, انسجام گرایی معرفتی, ساختار ناخودآگاه عقل, تاریخمندی, گسیختگی معرفتی, معتقد است که شناخت عقلی نسبت به واقع، آکنده از خطاست, و مفاهیم صدق و کذب بر اساس معنای مرسوم خود (مطابقت با واقع) نمی توانند دیدگاه منسجمی را درباره ارتباط ذهن با واقع ارائه دهند. حقیقت نزد او نه مبتنی بر مبادی و نه کلی و مطلق بوده, بلکه محلی و موضعی است که از شرایط تاریخی و جامعه شناختی وامثال آن تاثیر می پذیرد. جابری درباره عرفان و شهود نگرشی منفی دارد؛ شهود نزد او در شمار نازلترین وسسترین انواع معارف است و حقیقت آنگونه که شهود مدعی رسیدن به آن است چیزی جز بافته ی خیال نیست وهیچ معیار یا مبنایی ندارد. بنابراین دیدگاه جابری راجع به ارزش شناختی عقل با پارادوکسی درونی رو به رو بوده و خود-ویرانگر است و همچنین به سفسطه، شکاکیت و نسبیت منتهی می شود. علاوه بر این، خارج نمودن شهود و عرفان از حوزه معرفت بشری از جانب او هیچ مبنای عقلی یا علمی محکمی ندارد و با نظرات بسیاری از متفکران و علما در تعارض است. در مقابل آن، آیت الله جوادی آملی که یکی از پیشگامان جریان حکمت متعالیه می باشد معتقد است عقل بر مبانی متعددی استوار بوده و از ویژگیهایی برخوردار است که از جمله آن ثبات و ضرورت می باشد. ارزش شناخت عقلی در مطابقت ذهن با نفس الامر است و صدق و کذب، هر دو بر اساس مطابقت با واقع یا عدم آن سنجیده می شوند, و به وسیله ی ارجاع مرکب به بسیط و نیز نظری به بدیهی محرز می گردند. از نگاه آیت الله جوادی، شهود یکی از راههای اصلی برای دستیابی به شناخت حقیقی است. اگر چه شناخت کشفی به علت مشخصات و ویژگییهای وجودی خود و همچنین عدم نیاز به دلیل برای اثبات آن از جایگاهی والا برخوردار است و لی استاد جوادی مجموعه ای از ادله عقلی و نقلی برای امکان وشرافت آن اقامه می کند. از نظر استاد جوادی معارف کشفی از لحاظ احتمال دراُفتادن در خطا و اشتباه مانند معارف حصولی است، از این رو برای رسیدن به معرفت درست شهودی باید واجد مقدماتی باشد, و همچنین این نوع معرفت بر اساس معیارهایی همچون وحی، شهود معصوم، عقل و براهین آن که روشنگر صدق وکذب است ارزیابی می شود.
بررسی مقایسه ای موضوع فلسفۀ اولی در فلسفۀ فارابی و حکمت متعالیۀ ملاصدرا
نویسنده:
زهرا سالاری طرزقی ، طاهره کمالی زاده ، فاطمه شهیدی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
محوریت «موجود» درفلسفۀ ارسطو و بتبع آن درفلسفۀ فارابی، به «وجود» در حکمت متعالیۀ ملاصدرا تحول یافت. بر همین اساس، مسئلۀ اصلی این پژوهش، تبیین تطور موضوع فلسفه از «موجود» به «وجود» است. در مرحلۀ بعد بررسی عوامل این تطور، مورد توجه است. ماحصل این مطالعۀ مقایسه­ای، آن است که هرچند فارابی با انتخاب «موجود بما هو موجود» به عنوان موضوع فلسفه، توانست از تنوع نظرات شارحان ارسطو (درمورد مواضع چهارگانه ارسطو) فاصله بگیرد، ولی بدلیل درهم تنیدگی معنای وجود و ماهیت، به حقیقت وجود راه نیافت، اما ملاصدرا با استعانت از نظریۀ بنیادین اصالت وجود، وحدت تشکیکی وجود و در نتیجه اتخاذ عینیت و اتّحاد وجود و ماهیت و گذر از تمایز وجود و ماهیت سینوی و تفکیک حقیقت وجود از مفهوم آن، تبیین متفاوتی از موضوع فلسفه ارائه نمود و حقیقت وجود را موضوع فلسفه قرار داد و به این ترتیب موضوع فلسفه از «موجود» به «وجود»، انتقال یافت. هرچند در فلسفۀ صدرا، بدلیل اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، «موجود» و «وجود» (در مسئله موضوع فلسفه)، غالبا به یک معنا بکار می­روند و هر دو به حقیقت وجود، دلالت دارند.
صفحات :
از صفحه 51 تا 76
فلسفه ارتباطات از گراماتولوژی دریدا تا حکمت صدرا
نویسنده:
سیدمحمدعلی غمامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به هر میزان که شبکۀ‌‌ ارتباطی انسان کمیت می‌‌یابد و فناوری جدید، آدمی را مسحورتر می‌‌کند، انسان از کیفیت ارتباط، غافل‌تر و کاربرد فناوری، صورت نامعقول‌‌تری به خود می‌‌گیرد. فلسفه ارتباطات اوج تلاش جهان غربی به نفع کیفیت و عقلانیت است، تلاشی سرد و مأیوس‌کننده در برابر تحولی گرم و وسوسه‌‌آمیز. اولین باری هم که جان لاک اصطلاح «علم ارتباطات» را به معنای امروزی‌‌اش به‌کار برد، آن را شکست‌خورده اعلام کرد. جان لاک در کتاب قوای فاهمه بشری، ذیل مباحث «درباره کلمه»، ارتباطات را فلسفه‌‌پردازی کرد. این مسئله و توجه می‌‌تواند آغازی باشد برای کشف «نظریه ارتباطات» در حوزه‌‌های معرفتی جهان شرقی. به هر میزان که صراحت‌ها و دقت‌های یک حوزه فکری در خصوص «کلمه» بیشتر باشد، به همان میزان معرفت جامع‌‌تر و عمیق‌‌تری درباره ارتباطات به دست خواهد آمد. مقاله پیش‌رو با رویکردی تطبیقی و روشی منطقی تلاش می‌‌کند به خاستگاه ارتباطات در معرفت دینی و اسلامی نزدیک شود؛ ازاین‌رو معنا ـ واژۀ «کلمه» در مباحث «کلام و کتاب الهی» ملاصدرا با مباحث «گفتار و نوشتار» دریدا به گفتگو نشاندیم. سپس ادعاها و استدلال‌های آنها ارائه شده است. دریدا دغدغۀ «تفاوت» و احترام به دیگری را دارد؛ ازاین‌رو بر امر نوشتاری و «تعویق» تأکید می‌‌کند. در مقابل، صدرا دغدغه «تعالی» را در سر می‌‌پروراند و بر وحدت امر نوشتاری و گفتاری اصرار می‌‌ورزد. از نگاه وی، کلمه از خلال «تشریع»، «تکوین» و «ابداع» معنادار می‌‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر علاوه بر لایۀ «اجتماعیِ» ایجاد کلام، توجه به لایۀ «الهامی» (فرشته‌‌شناسی) و «الهی» (خداشناسی) در ایجاد کلمه سبب خواهد شد ارتباط، متعالی شود.
صفحات :
از صفحه 29 تا 46
عقلانیت کُنشِ اجتماعی، از منظر حکمت اسلامی در مواجهه با سنت وِبِری
نویسنده:
نصرا... آقاجانی ، اصغر اسلامی تنها ، منصور محمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
عقلانیت و کنش، واژه‌هایی هستند که از حیث انتزاعی، به‌معنای برخاستگی از عقل و اراده‌اند، اما از حیث انضمامی، مبتنی بر چگونگی نگاه به ماهیت و قوای إدراکی و حرکتیِ انسان، معنای خاص خود را پیدا می‌کنند. بر همین اساس، در تحلیل وِبِر، عقل و کُنش، به روش و عمل برآمده از عقل عملی خودبنیاد و عقلانیت کُنش اجتماعی، نیز به داشتن محاسبه ریاضی‌وار برای دست‌یابی به اهداف زندگی، تقلیل و جامعه غربی، جامعه‌ای عقلانی و در عین‌حال، مبتلا به بحران معنویت دانسته شده است. اما حکمای اسلامی، مبتنی بر نگاه خود، به ماهیت و قوای انسان، عقل را به‌معنای ظرفیت ادراک معانی؛ و کُنش را نیز منبعث از إراده برخاسته از قوه شوقیه متاثر از قوا وگرایشات نفوس سافل و عالی انسان می‌دانند؛ بنابراین، عقلانیت کُنش اجتماعی را به‌معنای مبتنی‌کردن کُنش‌های اجتماعی، بر ظرفیت ادراک معانی مجرد، در مراتب و مصادیق مختلف آن، تعریف و رعایت روش و محاسبه منطقی در کُنشِ ‌اجتماعی را تنها یکی از معیارهای عقلانی‌بودن در نظر می‌گیرند و از این حیث، جامعه را نیز دچار بحران معنویت نمی‌کنند.
صفحات :
از صفحه 7 تا 28
عقل عملی نزد کانت و ملاصدرا و بررسی نتائج فلسفی آن
نویسنده:
پدیدآور: حسین قاسمی ؛ استاد راهنما: رضا اکبریان ؛ استاد مشاور: حسین هوشنگی ؛ استاد مشاور: محمد محمدرضائی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کانت با تفسیر عقل عملی به مثابه واقعیتی پیشینی، تصویری از اخلاق ارائه می‌دهد که وجهه‌ی آرمان-گرائیِ آن بمراتب قوی‌تر از وجهه‌ی واقعیِ آن است. در ملاصدرا عقل عملی به مثابه پدیده‌ای ذومراتب با واقعیات انسانی همخوانی داشته و مصلحت میزان برانگیختن اراده قرار می‌گیرد. در نتیجه احکام به تبع مصالح به «کلی، ضروری، جزئی و غیر ضروری» تقسیم می‌شوند. چنین تلقی از اخلاق بهتر از تلقی مطلق‌گرایانه‌ی کانت می‌تواند مشکل نسبیّت را حلّ ‌کند. کانت با اعتبار بخشی به «قانون اخلاق» و مبتنی کردن امکان گزاره‌های اخلاقی بر «اراده‌ی آزاد»، صدق و عینیّت این گزاره‌ها را معلول انطباق آنها با قانون اخلاق می‌داند. اراده آزاد به مثابه علیّت مطلق تنها بکار توجیه امکان این گزاره‌ها می‌آید. این امر سبب می‌گردد تا این گزاره‌ها با چالش ثنویت ذهن و عین مواجه گردند. اما در ملاصدرا گزاره‌های عملی با تکیه به وحدت جمعی نفس و اتحاد رقیقه و حقیقه، با ذات نفس و حقیقت واحده‌ی وجود مرتبط است. قهراً صدق این گزاره‌ها معلول ارتباط آنها با مراتب هستی بوده و از این چالش بدور خواهند بود. کانت برای اثبات جاودانگیِ گزاره‌های اخلاقی از مفهوم «جاودانگی نفس» کمک می‌گیرد. این مفهوم نیز تنها بکار توجیه چگونگی تحقق فعل اخلاقی در زندگی درازمدت انسان می‌آید. این امر سبب می-گردد تا جاودانگی اخلاق در قلمرو پدیدار اما به پشتوانه ناپدیدار توجیه گردد. اما در ملاصدرا جاودانگیِ فعل حکیمانه از طریق «ملکات نفسانی» و بر اساس «وحدت شخصی نفس» و به پشتوانه «علم حضوری به ذات» تبیین می‌شود. قهراً جاودانگی اخلاق مستقیماً بر دریافت نفس‌الامری اشیاء مبتنی خواهد بود. کانت با مبتنی نمودن اخلاق بر اصول موضوعه، بناچار تمام نتائج آن مانند «جمعی بودن اخلاق» و «حقوق متقابل شهروند و حاکم» را در قلمرو پدیدار اما به پشتوانه ناپدیدار تفسیر خواهد کرد. اما در ملاصدرا شناخت ذات ممکن است، در نتیجه تلقی «فردی و اجتماعی» از اخلاق و یا مبتنی کردن جامعه ایده‌آل بر «خلیفه الهی و روابط متقابل خلیفه با مردم»؛ همگی ریشه در درک وجودی دارد که حکیم متعالیه مستقیماً از ذات موجودات دارد.
  • تعداد رکورد ها : 282