مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 278
بررسی تحلیلی مفاهیم و اندیشه‌های غربی تأثیرگذار بر نظریه تکوین عقل عربی عابد الجابری
نویسنده:
عبدالله زکی ، قاسم ابراهیمی پور
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
نظریه تکوین عقل عربی به دلیل نگاه انتقادی آن، بارها از سوی پژوهشگران مختلف عربی و اسلامی و از زاویه‌های گوناگون مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این نوشتار با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و انتقادی تلاش شده است به مفاهیم و اندیشه‌های غربیِ که در طراحی این نظریه به کارگرفته شده، پرداخته شود. این مفاهیم عبارتند از: تفکیک عقل به دو قسم «عقل برسازنده یا کنشگر»[1] و «عقل برساخته یا متعارف»[2] از آندره لالاند، انگاره مثلث گاسدورف که مبتنی است بر رابطه میان انسان، خدا و طبیعت، «ساختار ناخودآگاه» استروس، «ناخودآگاه معرفتی» پیاژه و «اپیستمه»، «تحلیل ساختاری» و «تحلیل تاریخی» فوکو. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که علی‌رغم انسجام ساختاری نظریه، جابری مفاهیم فوق را از زمینه‌‌ی اصلی آن جدا و در زمینه کاملاً متفاوت به کارگرفته است. ضمن اینکه راهبرد روش‌شناختی نظریه به منظور ساختاری دیدن فرهنگ عربی نیز با اشکال مواجه است، زیرا با فرض اختلافاتی که جابری ترسیم می‌کند، امکان ساختاری دیدن آن به مثابه یک کل واحد منتفی می‌گردد.
صفحات :
از صفحه 31 تا 52
تطبیق آراء ابن سینا بر آراء ارسطو و ذکر علل اختلاف نظر این دو حکیم درباره عقل و نفس
نویسنده:
علی مراد داودی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
صفحات :
از صفحه 7 تا 23
واکاوی تاثیر ابن رشد بر ابن میمون در چگونگی کاربرد عقل در شریعت
نویسنده:
عباس بخشنده بالی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نسبت میان عقل و شریعت یکی از بحث‌های مهم و مورد اختلاف اندیشمندان ادیان بوده است. پرسش اساسی این جستار عبارت است از «تاثیر ابن‌رشد بر ابن‌میمون در به‌کارگیری عقل در شریعت چگونه است؟» برخی از نکاتی که در این پژوهش بدان دست یافتیم حاکی از تاثیر عمیق ابن‌رشد بر ابن‌میمون در بحث عقل و شریعت می‌باشد. ابن‌رشد در فرازهای مختلفی از آثارش به خطرات عقل‌گرایی محض هشدار داده و به‌کارگیری آن را در شریعت محدود می‌کند. وی معتقد است عقل به تنهایی توان تاویل را نیز ندارد و باید به واسطه اهل‌شریعت با شرایطی که در دین تبیین شده انجام شود. ابن‌میمون نیز به مشروط بودن به‌کارگیری عقل در شریعت تصریح کرده و معتقد است کتاب مقدس یهودیّت موازین کاربرد عقل در شریعت را تعیین می‌نماید که به واسطه اهل شریعت صورت می‌گیرد. در تطبیق آرای ابن‌رشد و ابن‌میمون با دلائلی مواجه می‌شویم که به تاثیر ابن‌رشد بر ابن‌میمون در مسئله چگونگی کاربرد و محدودسازی عقل در شریعت تاکید دارد.
صفحات :
از صفحه 30 تا 44
بررسی عقل گرایی حداکثری، حداقلی و اعتدالی در ترابط عقل و ایمان در فلسفه اسلامی و مسیحی
نویسنده:
پدیدآور: عاشق‌الله جلال‌زاده ؛ استاد راهنما: احمد سعادت
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
مسئله عقل و ایمان، از دیرینه ترین و مشهور ترین مسائل، در طول تاریخ بشریت بوده که همواره در معرض اندیشمندان واقع شده است و نیز مورد تقسیم بندی های بسیاری قرار گرفته است. یکی از تقسیماتی که از عقل ارائه شده، دسته بندی آن به عقل عملی و نظری است. ایمان نیز به تعاریف مختلف و ابعاد گوناگون تقسیم بندی شده است. بنابراین، عقل و ایمان با رویکرد های مختلف و بصورت های متنوع ظاهر می‌گردد، گاهی از آن به عقل گرایی حد اکثری، گاهی به عقل گرایی حد اقلی و گاهی هم به اعتدالی تعبیر شده است که این روند در جهان اسلام و مسیحیت مطرح شده و به یکی از مباحث مهم نظری مبدل گشته که همیشه مورد تأملات دانشمندان در فضا های آکادمیک واقع شده است. بنابراین، یکی از ضرورت های علمی محسوب می‌شود، و نیز می‌بینیم در جوامع مثل افغانستان عقل گرایان دین ستیز و دین باوران خرد گریز بین عقل و ایمان، فاصله ایجاد کردند که این اختلافات باعث افول عقلانیت در این کشور شد. با توجه به این مطالب، در این تحقیق سعی می‌شود با روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی مسئله عقل و ایمان را در سه رویکردی آن بررسی کنیم؛ عقل گرایی حد اکثری همه چیز را در اختیار عقل قرار می‌دهند و باورمند هستند که هیچ چیزی فراتر از عقل نیست، در صورت تعارض عقل و ایمان، عقل مقدم بر نقل است. عقل گرایی حداقلی، اولاً، عقل را مردود می‌دانند؛ چون منشأ غیر دینی دارد. ثانیاً، عقل اختلاف آفرین است برخلاف ایمان که وحدت آفرین است. ثالثاً، ایمان از باورهای پایه است، باور های پایه نیاز به برهان و استدلال ندارد. اما در عقل گرایی اعتدالی، عقل و ایمان با هم جمع می‌شود؛ چون هدف یکی است هرچند در روش اختلاف دارد و در عین حال عقل و ایمان در طول هم است و دیگر اینکه عقل و ایمان دنبال اتصال طبیعت و ماوراءالطبیعت است. بابررسی مؤلفه های هرکدام به این نتیجه رسیدیم که حق به عقل گرایی اعتدالی است.
دیدگاه های شناختی و فلسفی کانت و نقش اساسی آن برای الحاد معاصر (یک مطالعه مهم با توجه به دیدگاه های حکمت متعالیه)
نویسنده:
پدیدآور: حازم عبدالجبار حسن ؛ استاد راهنما: احمد غفاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
یکی از نکات مهم فلسفی، که پیگیری آن برای دانش آموزان فلسفی، ضروری است، شناخت زمینه‌سازان اندیشه‌ها و مکاتب فلسفی اصلی جهان است. از این طریق، تدبیر دقیقی در بررسی و نقد این مکاتب می‌توان داشت. به همین جهت، این نوشتار متمرکز بر بررسی اندیشه‌های کانت شده است؛ مدعای اصلی این نوشتار آن است که اندیشه-های کانت، نقش پنهان در تأسیس و ترویج نظامات فلسفی مادی و شک گرایانه نوین دارد. کانت فلسفه‌ی خویش را متمرکز بر شناخت نمود، و عقل نظری را مورد نقد قرار داد و بر این اساس، ناکام گذاردن مبادی عقلی متافیزیکی از اثبات مسائل فلسفه اولی به حد اعلای خود رسید. در این نوشتار به این مطلوب دست یافتیم که کانت معتقد است عقل نظری صرفا به حکم به ظواهر اشیاء می‌کند و به خود آنها دسترسی ندارد، و مقولات عبارت دیگری از بنیان‌های ذهن هستند که ارتباطی با حقائق اشیاء ندارند و مقدم بر هر گونه شناخت تجربی، در ذهن حضور دارند. همچنانکه کانت قانون علیت را در ذیل قالب‌های ذهنی قرار داد، و بدین ترتیب، این قانون ارتباطی با وعاء خارجی ندارد، و نیز، مختص محسوسات است. همچنین، کانت نظام عقل را بر اساس دو صورت زمان و مکان قرار داد که سلبا و ایجابا حاکم بر عقل محض هستند، و بدین ترتیب، دانش فلسفه بطور کامل از ماورائ طبیعت تخلیه می‌شود، و دیگر نمی‌توان با ادله‌ی فلسفی به اثبات واجب بالذات پرداخت، و این نیست مگر به دلیل بنیان‌های معرفتی که کانت از خلال نقد عقل نظری بدانها راه یافت. کانت ادله وجود واجب بالذات در سه قسم منحصر نموده است، که این حصر، خالی از اشکال نیست؛ لکن برهان وجودی، سبک‌های مختلفی دارد، و اشکالات کانت صرفاً بر سبک دکارتی آن وارد می‌شود؛ فلذا نمی‌توان به نقد وی به دلیل آنتولوژیک اعتباری قائل شد، مگر اینکه جمیع سبکها را مرور نماییم. اما اینکه کانت دلیل امکان و وجوب را به برهان وجودی برمی‌گرداند که به صفات واجب می‌پردازد، سخنی نادرست است؛ چرا که این برهان درصدد شناخت اوصاف واجب بالذات نیست، مگربدین بیان که هر بالعرضی باید به بالذات بازگردد. بر این بنیانها، کانت تفکیک دین و عقل نظری نموده است، و جمع میان آنها را مضرّ به دین وایمان دانسته است؛ این نیز، رویکرد نادرستی است، چرا که استدلال عقلی، زمینه ساز تحقق ایمان راسخ است. در نتیجه، می‌توان چنین گفت که کانت منهج حسی و تجربی را به سبک شریفی تأسیس نموده است، و عقل نظری را از ریاست در شناخت واقع، نازل نموده است؛ بر این اساس، هیچ قضیه‌ی متافیزیکی را نمی‌توان اثبات یا نقد نمود؛ همچنین، علم به معنای هر آن گزاره‌ای می‌شود که متمرکز بر حس و تجربه است؛ این رویکرد سهم وافری در تشکیل منظومه اندیشه مادی و احیاء اندیشه شک گرایی نوین دارد، که امروزه جهان را به خود آلوده نموده است.
عقل و قلمرو آن از دیدگاه مکتب مشاء و حکمت متعالیه
نویسنده:
پدیدآور: مریم اسدی ؛ استاد راهنما: شهاب‌الدین وحیدی مهرجردی ؛ استاد مشاور: محسن مروی‌نام بغدادآبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
عقل یا خرد قوه ی ادراکی است که با آن می توان کلیات را درک و واقعیت ها را سازماندهی کرد و یا صدق و کذب قضایا را بررسی نمود . عقل یکی از خصوصیات قطعی طبیعت انسان به شمار می آید و ارتباط نزدیکی با فعالیت های مخصوص به انسان ها دارد . عقل در فلسفه اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است ، زیرا با نگاهی به تاریخ اسلام متوجه خواهیم شد که یکی از مهمترین دغدغه های متفکران اسلامی از گذشته تا کنون پرداختن به این نیروی درونی بشر بوده است، که فیلسوفان مسلمان در این زمینه نظریاتی را بیان کرده اند. برخی از آنها عقل را سلاح قدرتمندی برای باز کردن گره های بسیاری از مجهولات معارف بشری و الهی می دانند . برخی دیگر نیز، آن را اساس جست وجوها و پژوهش های فلسفی دانسته اند . در این پژوهش توانمندی و محدودیت های عقل از دیدگاه دو مکتب فلسفی مشاء و حکمت متعالیه مورد بررسی قرار خواهد گرفت که آیا عقل پاسخگوی تمام مسائل و معارف بشری است یا خیر؟ هر یک از فیلسوفان این دو مکتب چه توانمندی هایی برای عقل ذکر می کنند و قائل به چه محدودیت هایی برای عقل هستند ؟ ابن سینا چهره برجسته ی مکتب مشایی است که عقل جایگاه ویژه ای در مکتب او دارد و از تفکر برهانی و استدلال عقلانی بهره می جوید که از آن به حکمت بحثی نیز تعبیر می کنند . ابن سینا استدلال عقلی را شایسته ی درک حقایق جهان دانسته و معتقد است در تلاش به نیل به حقیقت هستی، عقل کفایت می کند البته در بعضی موارد ازجمله معاد جسمانی منابع دیگر از جمله وحی و قول صادق مصدق را لازم می داند . به طور مثال در الهیات شفا و نجات اثبات معاد جسمانی و شرح تفاصیل آن را به شرع ارجاع داده است . در سه سده ی اخیر در بین فلاسفه ی اسلامی فیلسوفی صاحب مکتب و دارای نظام فلسفی خاص نظیر ملاصدرا ظهور نکرده است ، از این رو می توان نگرش ایشان را در باب عقل یکی از مهمترین دیدگاههای این موضوع به حساب آورد . ملاصدرا رویکرد خاصی به حدود شناختی عقل و کارکرد آن دارد و برای عقل انسان محدودیت قائل است . او در فلسفه ی خود هم از آیات و هم از احادیث و روایات معصومین (ع) استفاده نموده و کلام معصوم (ع) را همچون چراغی فروزان روشنی بخش راه سعادت و تکامل انسان می داند . به طور مثال ملاصدرا شناخت اسماء و صفات خدا را به وسیله ی عقل نظری و فلسفی غیر ممکن می داند و در این مورد در کتاب مفاتیح الغیب چنین می گوید : بدان به درستی که شناخت اسماء و صفات خدا در نهایت عظمت و شکوه است و به دست آوردن آن صفات با عقل فلسفی و مباحث فکری ممکن نیست و همچنین عقل ، این مطالب عالیه را حتی به واسطه ی مطالعه و دقت در اقوال متعدد و متکثر هم نمی تواند کشف کرده و بفهمد چرا که هیچ یک از این معارف باعث بصیرت برای عقل نمی شود و اثری ندارد مگر افزودن حجابی بر حجاب دیگر . از امام صادق (ع ) سوال شد : آیا عقل انسانی به تنهایی برای مردمان کافی است ؟ امام فرمودند : خود عقلی که در انسان وجود دارد در می یابد که نمی تواند همه چیز را درک کند و بفهمد و محتاج است که چیزهایی را فرا گیرد و بیاموزد . ملاصدرا معتقد است که فلاسفه و به طور کلی عقل به تمام اسرار و رموز جهان هستی دسترسی ندارند و لزوما به پیامبرانی از طرف خداوند محتاج اند تا آن رموز و اسرار را برای بندگان خدا بیان کند و به اختلاف فلاسفه در مورد رموز جهان پایان دهد . در این پژوهش سعی بر آن است تا دیدگاه بنیانگذاران و برخی پیروان دو مکتب فلسفی مشاء مانند فارابی ابن سینا و ابن رشد، و حکمت متعالیه در مورد قلمرو عقل و محدودیت ها و توانمندی هایی که برای آن قائل شده اند مورد بررسی و مقایسه قرارگیرد.
رابطه عقل و دین از دیدگاه فخر رازی و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: عبدالکریم کشوری ؛ استاد راهنما: جهانگیر مسعودی ؛ استاد مشاور: جعفر مروارید
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش به واکاوی نظرات فخررازی و ملاصدرا درمورد رابطه عقل و دین می‌پردازدکه: آیا می توان تمام گزاره های دینی را عقل پذیر نمود؟ تعارضات میان دستاوردهای عقل فلسفی و فرآورده های دینی، واقعی است یا ظاهری؟ راه رفع تعارض چیست؟ لذا به روش توصیفی تحلیلی نظرات آندو تبیین وبا ذکر نمونه‌های عینی نظیرشش مسأله کلامی، (تاویل، حدوث عالم؛ رویت حق تعالی، علم خداوند به جزئیات، مساله صفات و اسماء، معاد جسمانی)، بررسی و مقایسه شده است. فخررازی، منقولات را درپرتو معقولات معتبر می داند"فخرمتاخر" با گرایش به شیوه عرفانی-قرآنی به ایمان گرای خردپیشه مبدل شده است. ملاصدرا بر هماهنگی عقل و دین تاکید داشته ونسبت گزاره‌ها رابه سه شکل بیان می کند: عقل پذیر، عقل ستیز، عقل‌گریز.که معارف خردستیزوجود ندارد ومعارف عقل‌گریز خارج از محدوده عقل انسانی هستند.وی حکم قطعی در موردگزاره های فرا عقلی را منوط به عواملی همچون قطعیت در حکم عقل و فهم دقیق ونه ظاهری ازآیات می داند.
بررسی انتقادی تأثیر زمینه اجتماعی بر معرفت در اندیشه گادامر از منظر حکمت صدرایی
نویسنده:
پدیدآور: میثم واثقی ؛ استاد راهنما: حمید پارسانیا ؛ استاد مشاور: سیدمحمدتقی چاوشی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
معرفت و ساختار حاکم بر آن از دیرباز در صدر توجهات فلاسفه قرار داشته است. این موضوع با دوپاره شدن هستی به جهان عینی و جهان ذهنی در فلسفه دکارت مسائل جدیدی را برای فلسفه بعد ایجاد نمود. کانت که توانست دو نحله فلسفی منتج از دوئالیسم دکارتی را جمع کند، با طرح مقولات استعلایی، قالبهایی را معرفی کرد که حصول معرفت نزد آدمی در چهارچوب آنها امکان‌پذیر می‌شد. این قالبها که نزد کانت ثابت و بین همه انسانها مشترک بودند، در فلسفه‌های نوکانتی صورتهایی متفاوت و متکثری می‌یابد. زمینه‌مندی معرفت و تأکید بر زمینه اجتماعی و تأثیر آن بر معرفت، از جمله نتایج تفکر نوکانتی است که در مسئله معرفت ایجاد شده است. رساله حاضر با روش گفتگو، تلاش دارد تا این مسئله را با ابعاد مختلف آن، موضوع گفتگوی میان هرمنوتیک فلسفی گادامر و حکمت متعالیه صدرایی قرار دهد. جسمانیت الحدوث و روحانیت البقاء بودن معرفت؛ عالم‌مندی، تاریخمندی و ساختار دیالکتیکی معرفت؛ هویت معرفتی جامعه؛ فرهنگ و لایه‌مندی آن و افق توحیدی از جمله مهم‌ترین فروعاتی هستند که از طریق آن تحلیل نهایی راجع به موضوع رساله حاصل می‌شود. با گذر از فروعات مذکور این نتیجه از منظر حکمت متعالیه صدرایی حاصل می‌شود که زمینه اجتماعی اگرچه استقلال فردی را در کسب معرفت ذائل نمی‌کند، اما نقش اعدادی در کسب معرفت داشته، می‌تواند در مسیر هویت یابی فرد سهیم باشد. همچنین معرفت توحیدی می‌تواند به عنوان معیاری برای نقد دیگر معارف که در حاشیه غفلت از توحید شکل گرفته‌اند واقع شود. نگاه خاص گادامر به فرهنگ و توجه او به امر متعال در ساختار دیالکتیکال معرفت و همچنین جایگاه زبان در نظام معرفتی او، از مهمترین فروعاتی هستند که تحلیل نهایی را در اندیشه او راجع به موضوع رساله فراهم می‌آورند. از منظر گادامر هویت معرفتی انسان مستقل از تأثیر اموری چون فرد و جامعه بوده، لذا زمینه اجتماعی تنها جرقه‌های الهام علمی در انسان را شعله‌ور می‌سازد. تفاوتی که امکان نقد را برای حکمت صدرایی نسبت به فلسفه گادامر فراهم می‌سازد، معیار بودن معرفت توحیدی برای قرائت و نقد دیگر معارفت است.
"أفق ديكارتي قبل الأوان"  أو النزعة العقلية عند ابن باجة
نویسنده:
محمد ألوزاد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
نسبت عقل و باور دینی در فلسفه ابن سینا و اسپینوزا
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه فرج‌پور مقدم ؛ استاد راهنما: یوسف نوظهور ؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نسبت میان عقل و ایمان یکی از مسائل جدال آمیز فلسفه دین محسوب می‌شود. رابطه میان عقل و ایمان همواره مناقشه برانگیز بوده است. اندیشمندان بسیاری مدعی شده اند که ایمان و عقل به هیچ وجه با یکدیگر سازگار نیستند البته در این بین خوانش های متعادل تری هم وجود دارد. در این پایان نامه به بررسی چگونگی تعامل میان عقل و باورهای دینی در فلسفه ابن سینا و اسپینوزا خواهیم پرداخت. در اینجا ما با دو نظام فکری متفاوت مواجه هستیم، از یکسو ابن سینا فیلسوفی مسلمان و از سوی دیگر اسپینوزا که به همه-‌در-خدایی اعتقاد دارد. با ملاحظه در آثار ابن سینا میتوان به وضوح تلاش وی را برای برقراری پیوند میان عقل و باور دینی مشاهده کرد. ابن سینا دغدغه آشتی دادن میان عقل و ایمان را داشته است. او هم به دستاوردهای عقلی و هم به ایمان و شریعت پایبند بوده است و ناسازگاری میان آنها نمی‌بیند. اسپینوزا به دنبال تفکیک عقل و ایمان است و از عقل گرایی حداکثری دفاع میکند. اسپینوزا قلمرو باور دینی را با قلمرو عقل از هم تفکیک میکند و با این تفکیک نشان میدهد که تعارضی بین عقل و ایمان نباید به وجود آید.
  • تعداد رکورد ها : 278