جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 43
مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة
نویسنده:
روح الله خميني؛ مقدمه نویس: جلال الدین آشتیانی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
مصباح الهداية الى الخلافة و الولاية، به زبان عربى، تأليف عارف نامدار، رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران، حضرت امام خمينى(1320 - 1410ق) است. تاريخ آغاز رساله، به‌درستى روشن نيست، ولى تاريخ انجام و پايان آن را مؤلف در آخر رساله، 25 شوال سنه 1349ق، بيان نموده است. همان‌گونه كه از نام رساله هويدا است، موضوع مورد تحقيق در اين رساله، شرح و بيان خلافت الهيه و نبوت محمديه و ولايت علويه بر مشرب اصحاب معارف و منطبق با حقايق قرآنى و دقايق روايى است. اين كتاب، مشتمل بر يك مدخل، دو مشكات و يك خاتمه است: مشكات اول، داراى پنجاه و شش مصباح و مشكات دوم، مشتمل بر سه مصباح است. مصباح اول، داراى بيست و يك نور و مصباح دوم، شامل سيزده مطلع و چهار اصل و يك خاتمه و مصباح سوم، داراى دوازده وميض (برق و نور) است. در مشكات اول، پيرامون اسرار خلافت محمديه و ولايت علويه در حضرت علميه بحث مى‌شود و در لابه‌لاى مباحث، برخى از مسائل نبوت نيز مطرح مى‌گردد. در مشكات دوم، پيرامون رموز خلافت و ولايت و نبوت در عالم غيب و معنا و ظاهر بحث مى‌شود. اين مشكات، مشتمل بر سه مصباح است. در مصباح اول، به بعضى از اسرار عالم امر و معنا و در مصباح دوم، پيرامون آنچه كه از سرّ خلافت و نبوت و ولايت در نشانه غيبى و انوار عقلى الهى منكشف مى‌گردد، مى‌شود و در مصباح سوم، پيرامون اسرار و رموز خلافت و نبوت و ولايت در نشانه ظاهرى خلقى و راز بعثت پيامبران و مقام و منزلت ايشان نسبت به پيامبر ما، بحث شده است و در خاتمه، وصيت مؤلف به خوانندگان كتاب نسبت به كتمان اسرار عرفانى از نااهلان و تعليم آنها به طالبان، بيان شده است. مؤلف، در تفسير خلافت الهيه مى‌فرمايد: «خلافت الهيه، از شئونات بزرگ الهى و عالى‌ترين مقام ربانى است. باب ابواب تجلى و كليد فتح عالم غيب و شهود است و در اصطلاح خاص عبارت از مقام عنديت و قرابت ويژه عبدو سالك به‌سوى حق تعالى است و مفاتيح الغيبى كه جز خدا كسى از آن خبر ندارد، در اين مقام، ظهور مى‌كند. اسماء و صفات، به سبب خلافت الهيه از عالم غيب و بطون، ظهور و بروز مى‌كند؛ اين همان حجاب بزرگ است كه كوچك و بزرگ در مقابل آن، نيست و نابود مى‌گردند و دارا و نادار در حضور آن، هلاك و فانى مى‌شوند و در يك جمله، خلافت الهيه همان روح و حقيقت خلافت محمديه(ص) مى‌باشد. در تقرير نبوت محمديه مى‌فرمايد: نبوت به معنى انباء و اخبار است و نبى به معنى منبئ و مخبر از ذات خدا و اسماء و صفات و احكام و مقاصد او است. نبوت، داراى تقسيماتى است مانند: «نبوت حقه حقيقيه و نبوت حقه ظليه»، «نبوت مطلقه و نبوت مقيده»، «نبوت عامه و نبوت خاصه» و «نبوت تشريعى و نبوت تعريفى يا انبايى». نبوت، مقام ظهور خلافت الهيه و ولايت است؛ يعنى نبوت، ظاهر خلافت و ولايت است و اين دو، باطن آن مى‌باشند. نبوت حقيقيه مطلقه، عبارت از اظهار اسرارى است كه در غيب الغيوب است در حضرت واحديت به حسب استعداد مظاهر به روش تعليم حقيقى و اخبار ذاتى. در تأويل ولايت مى‌فرمايد: خلافت الهيه در واقع، حقيقت ولايت است. ولايت، معانى مختلفى دارد مانند قرب، محبوبيت، تصرف، ربوبيت و نيابت. تمام اين معانى، شايسته اين حقيقت است و ساير مراتب، ظل و سايه آن است و آن رب و مربى ولايت علويه است كه با حقيقت خلافت محمديه در عالم معنا و ظاهر متحد است. استاد سيد جلال‌الدين آشتيانى مى‌فرمايد: «اهل حق و حقيقت به اين اصل غير قابل ترديد نزد مردم دانا معترفند كه در گل‌زار معانى و حقايقى كه چمن‌آراى فكر بشر به وجود آورده است، هيچ گلى خوش‌بوتر و دل‌پذيرتر از گل عرفان نرسته است؛ اگرچه، بسيار بوده و هستند جُعَل‌صفتانى (جُعَل، نوعى حشره كه محل زندگى و غذاى آن نجاست است) كه از بوى روحانى و نفخه ربوبى اين گل، مانند شخص مبتلا به زكام كه از عطر گل فرار مى‌نمايد، مشمئزند. در اين اثر منيف، از مباحث «توحيد» و «علم الاسماء» و مسائل مهمى از قبيل بحث «بدا» و «سرّ قدر» و «علم حق به اشيا قبل از كثرت»، به طريقه حكما نيز گفت‌وگو شده است. زبان كتاب، رسا و زيبا و بهجت‌افزاست، مسائل غامض و دشوار و مباحث عاليه نبوت و ولايت در عبارات نسبتا كوتاه، ولى رسا با مهارت تقرير شده است. مصنف عظيم، همه جا به لسان خواص از عرفا با عبارات پرمعنا سخن مى‌گويد و سعى فرموده است كه اثر خود را از صورت رساله در جلباب كتاب مبسوط درنياورد و از تعرض به مسائل غير نافع احتراز نموده است. در نحوه سير يا سريان و به عبارت ديگر، ظهور حقيقت «نبوت تعريفيه» و ولايت محمديه و علويه در كافه ذرارى وجود، مطالب دقيق و تحقيقى، به قيد تحرير آورده‌اند كه خاص خواص و در بعضى از موارد، ابتكارى است. مرحوم امام خمينى در ذوق و سليقه علمى و پرهيز از ذكر مطالب غير لازم، نظير ندارند. يكى از علل جاذبه قابل توجه در آن بزرگ زمانه، علاوه بر نظم و ترتيب خاص در درس و بحث، جامعيت او بود؛ مردى كه ساليان متمادى، حوزه فلسفى منظمى داشت (تدريس شرح منظومه و اسفار، حدود 15 سال) و سطوح فقه و اصول تدريس مى‌فرمود و در عرفان و تصوف نظرى و عملى آثار باارزش تأليف نمودند». و نيز گويد: «رساله مصباح الهداية الى الخلافة و الولاية، از آثار تحقيقى و دقيق و در عين اختصار، مطالب آن روان و جذاب است و محتاج به شرحى مبسوط مى‌باشد. در تحرير شرح مفصل بر اين اثر و حل و توضيح مشكلات رساله، اشخاص باذوق و طالبان مستعد، خود را نيازمند مى‌بينند كه در اثبات نبوت و ولايت، به آثارى مراجعه نمايند و به تحقيقاتى پى برند كه آنها را از مباحث سطحى و جدلى و اخذ به روايات غير متواتر بى‌نياز نمايد. بحث و تحقيق در حقيقت نبوت و ولايت محمديه و احوال وارثان مقام و علوم و احوال حضرت ختمى مرتبت؛ يعنى اولياى محمديين را بايد در آثار ارباب عرفان جست‌وجو نمود، نه در مباحث موجود در كتب متكلمان. مرحوم امام خمينى(رض) از كثيرى از اكابر ارباب عرفان به «خلّص شيعيان اميرمؤمنان(ع)» تعبير كرده‌اند». از ديگر ويژگى‌هاى اين كتاب، تحقيقى است كه مؤلف بزرگوار درباره اسفار اربعه (سفرهاى چهارگانه) عرفانى نموده است. ايشان، ابتدا، تحقيق عارف نامدار آقا محمدرضا قمشه‌اى را به‌طور خلاصه نقل مى‌فرمايند، سپس نقدى بر تحقيق مذكور مى‌زنند و آن‌گاه تحقيق خويش را تبيين مى‌كنند كه خلاصه آن به قرار زير است: «به نظر من سفر اول، سفر از خلق به حق مقيد است كه به سبب پاره نمودن حجاب‌هاى ظاهرى و مشاهده جمال حق حاصل مى‌شود. سفر دوم، سفر از حق مقيد به حق مطلق است. در اين سفر، تمام هويات وجوديه فانى مى‌شود و تعينات خلقيه به‌طور كامل مستهلك مى‌گردد و به سبب تجلى وحدت تام، قيامت كبرى قيام مى‌كند؛ در اين موقع، حق تعالى با مقام وحدانيت تجلى مى‌كند و عارف، اشيا را اصلا نمى‌بيند و از ذات و صفات و افعال خويش فانى است. در اين دو سفر، اگر از انانيت سالك چيزى باقى مانده باشد، شيطان باطنى او كه در دو پهلوى او مخفى بوده، به‌صورت ربوبيت ظهور مى‌كند و از او شطحيات صادر مى‌شود و در حقيقت، شطحيات، از نقصان سلوك و كم بودن استعداد سالك و بقاى انيت و انانيت است؛ به همين خاطر است كه اهل سلوك عقيده دارند كه سالك نياز به مرشدى دارد كه او را به طريق سلوك ارشاد نمايد و به چگونگى سلوك عارف باشد؛ يعنى خودش اين راه را به‌طور كامل و از روى علم و عرفان و آگهى پيموده باشد و به‌هيچ‌وجه از رياضات شرعى تخطى ننمايد، زيرا روش‌هاى سلوك باطنى به تعداد دم و نفس‌هاى خلايق، نامحدود است. اگر عنايت الهى در مقام تقدير استعدادها شامل حال چنين سالكى شده باشد، حق، او را به خودش برمى‌گرداند و به سفر سوم شروع مى‌كند. سفر سوم، سفر از حق مطلق به خلق حقى، با حق است؛ يعنى از حضرت احديت جمعى به حضرت اعيان ثابته سفر مى‌كند. در اين هنگام حقايق و كمالات اشيا و چگونگى سير نزولى آنها از مقام اول و سير صعودى آنها به وطن اصلى براى سالك منكشف مى‌شود. سالك در اين سفر، پيامبر باشريعت نخواهد شد، زيرا او در نشئه عينى، به خلق رجوع ننموده است، بلكه در عالم و نشئه علمى رجوع نموده است، سپس سفر چهارم شروع مى‌شود. سفر چهارم، سفر از خلقى است كه حق است؛ يعنى از حضرت اعيان ثابته به‌سوى خلق و اعيان خارجيه با وجود حقانى. در اين حال، سالك، جمال حق را در همه مشاهده مى‌نمايد و به تمام مقامات خلق عارف مى‌گردد و شيوه سلوك آنها به‌سوى حضرت اعيان ثابته و بالاتر را مى‌داند. در اين سفر، سالك، احكام ظاهرى قالبى و اعمال باطنى قلبى را تشريع مى‌نمايد و از ذات و صفات و اسماء حق تعالى و معارف حقه به اندازه استعداد طالبان خبر مى‌دهد».
درسگفتار ارتباط با عالم غیب
مدرس:
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
الغيب و العقل
نویسنده:
الياس بلكا
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
هرندن، ویرجینیا: المعهد العالمي للفكر الاسلامي,
چکیده :
کتاب الغیب و العقل (دراسة فی حدود المعرفة البشریة) کتابی است که با زبان عربی به پژوهش در شناخت وحی و عقل می‌پردازد. این کتاب به قلم الیاس بلکا نوشته شده و انتشارات المعهد العالمی للفکر الاسلامی نشر آن را به عهده داشته‌‌ است. در معرفی این کتاب آمده است: «موضوع این کتاب رابطه عقل انسان با امر پنهان عالم وجود یعنی عالم غیب است. این کتاب در صدد جواب از یک سؤال اساسی است؛ اینکه آیا عقل انسان محدود است و می توان برای آن محدوده ای لحاظ کرد، یا اینکه عقل تنها یک نیروی ادراکی است؟ آیا ورای عقل و فوق قدرت او مرتبه ای از وجود متصور است؟ و اگر برای عقل بشری محدوده ای باشد، ماهیت و حقیقت آن چیست؟ عقل با این عالم ورای قدرت ادراکی خود چگونه در تعامل است؟ این بررسی در رشته فلسفه عقل قرار دارد. شاخه ای که سعی دارد تا طبیعت این ابزار بشری مبهم را درک کند و نسبت به ابزارهای عقل و محدوده تأثیر گذاری او شناخت پیدا کند. تمام این بررسی در سایه یک مفهوم قرآنی به نام غیب صورت می پذیرد. غیب، همان عنصری که در یک آن هم موجود است و هم غایب. همان که بر عقل و انسان و جامعه انسانی افق های گرانبهایی را می گشاید. در این تلاش سعی داریم به برخی از این افق ها دست یابیم. به همین خاطر بررسی این کتاب با نگاه به دو میراث اسلامی و غربی در این موضوع پرداخته است تا بلکه پرده از برخی ارتباطات میان عقل و غیب بردارد. این بررسی می تواند برای مجادلات موجود در دنیای امروز بهره مند باشد، مجادلاتی که به دنیای عربی و اسلامی نیز سرایت نموده است، مجادله ای حول جایگاه دین و عقل در دو مجال عام و خاص.» فهرست کتاب عبارتند از: مقدمه گفتار اول: محدوده عقل و تعقل - فصل اول: دیدگاه غرب؛ ♠افلاطون؛ ♠مونتینی و سرآغاز حرکت؛ - دیکارت؛ و حرکت بر اساس شک و تردید؛ - هویی؛ - پاسکال یا معرفت احساسی؛ ♠جان لاک، پیشرفت جدیدی در فلسفه عقل گرایی؛ ♠کانت و فلسفه نقدی؛ ♠آیا بعد از کانت پایان فلسفه است؟ ♠برخی قضایای فلسفه عقل گرایی؛ - فصل دوم: محدوده عقل در تفکر اسلامی؛ ♠غزالی؛ ♠ابن خلدون. گفتار دوم: درباره غیب - کلیات در خصوص مفهوم غیب؛ - فصل اول: ارزش غیب؛ ♠نیاز انسان به ایمان و تدین؛ ♠نقش غیب در زندگی انسان؛ ♠اعتدال در اهمیت دادن به هر کدام از دو عالم غیب و شهادت؛ ♠عقلانیت مطلق و خطر آن در رشد علم؛ - فصل دوم: در ظرفیت عالم غیب؛ ♠وجود گسترده تر از آن است که احاطه شود؛ ♠نمونه های معاصر بر انکار غیب؛ ♠اصل انکار غیب؛ ♠حکمت مخفی کردن غیب از انسان؛ ♠عالم های خداوند متعال؛ - فصل سوم: غیب میان عقل و وحی؛ ♠منابع معرفت و شناخت؛ ♠ایمان به غیب؛ ♠عقل و متشابه؛ ♠مجادله میان افلاطون و امام مالک؛ - فصل چهارم: از نشانه ها و علتهای ناتوانی عقل؛ ♠ناتوانی عقل از ادراک غیب؛ ♠علم کلام؛ ♠در خلق تفکر کنید نه در خالق؛ ♠اشکال تجرید؛ ♠اشکال بیان نمودن در تصوف و عرفان؛ ♠زبان و وجود؛ - فصل پنجم: نمونه هایی از عوالم غیب؛ ♠روح از اسرار وجود است؛ ♠پیمان گرفتن در عالم ذر؛ ♠راز سرنوشت؛ ♠معمای زمان؛ ♠مکاشفه؛ ♠حکمت مرگ؛ ♠مقصود و مراد از این نمونه ها؛ ♠چکیده؛ ♠فهرست منابع و مآخذ.
ج‍ه‍ان‌ غ‍ی‍ب‌ و غ‍ی‍ب‌ ج‍ه‍ان‌
نویسنده:
ب‍ه‍اءال‍دی‍ن‌ خ‍رم‍ش‍اه‍ی‌
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , مجموعه مقالات
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ت‍ه‍ران‌: ک‍ی‍ه‍ان‌‏‫,
چکیده :
این اثر شامل سه مقاله در باب برخی از مباحث کلام جدید و فلسفه دین می‌باشد.
علم غیب
نویسنده:
جعفر سبحاني
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه امام صادق علیه السلام,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
علم أئمة الشيعة بالغيب
نویسنده:
عبدالحسين الأميني
نوع منبع :
کتاب , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این کتابچه مختصر ولی مفید درباره علم غیب برای امامان دوازده گانه شیعه می باشد و احادیث و آیاتی در این زمینه متذکر می شود.
اخبار ائمة اهل البيت عليه السلام بالغيب
نویسنده:
سعيد أبومعاش
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم ایران: مؤسسة السيدة المعصومة (عليها السلام),
چکیده :
کتابچه حاضر در مورد علم غیب ائمه علیهم السلام و عالم بودن به غیب و خبر دادن از آن است. این شبهه پیش نیاید که خداوند می فرماید علم غیب نزد اوست و لا غیر! چون علم داشتن به غیب توسط ائمه مستقلا نیست وبلکه اموزه های نبی و از خود خداوند و جدا از خدا نیست... چگونه حضرت عیسی عالم به غیب بوده و مردگان را شفا می داده است به اذن الله ، قضیه اهل بیت هم همینگونه است.
من الخلق الى الحق
نویسنده:
کمال حیدری؛ تقریر نویس: طلال حسن
نوع منبع :
کتاب , درس گفتار،جزوه وتقریرات , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
نمادین بودن زبان دین از منظر تیلیش و غزالی
نویسنده:
محمد توکلی پور، امیرعباس علی زمانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از دیدگاه پل تیلیش، زبان انسان برای سخن گفتن از اعیان و وقایع عادی زندگی او مناسب است و به‌هیچ‌وجه نمی‌توان چنین زبانی را برای سخن گفتن از خدای «متعالی» و «به‌کلی دیگر» به‌کار گرفت. غایت قصوا یا دلبستگی واپسین جز با زبان نمادین بیان‌شدنی نیست و نمادهای دینی تنها در موقعیت سخن از خدا و بازنمایی بنیان غایی هستی، معنای نمادین‌ دارند. محمد غزالی نیز قائل است که معرفت به عالم علوی جز از طریق نمادهای عالم سفلی محال خواهد بود. نمادگرایی او ناظر به کل عالم ملک و شهادت است. هر دو شخصیت بر درک شایستۀ نمادهای دینی از طریق پیوند قلبی و علم حضوری تأکید دارند. اما نزد تیلیش این ادراک، تنها زمینۀ مواجهۀ بهتر با خدا را فراهم می‌کند و فاقد حیثیت واقع‌نمایی و معرفت‌بخشی است؛ در حالی‌که غزالی نمادها را واجد چنین حیثیتی می‌داند.
صفحات :
از صفحه 743 تا 768
  • تعداد رکورد ها : 43