جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی ماهیت عرش و کرسی و کارکردهای جهان شناختی آنها از منظر دو مدرسه فلسفی و کلامی اصفهان و سنجش آنها با آموزه‌های نقلی
نویسنده:
پدیدآور: مرجان درستی مطلق ؛ استاد راهنما: موسی ملایری ؛ استاد مشاور: محمد پارچه‌باف دولتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
عرش و کرسی دو مفهوم همبسته هستند که در آیات و روایات اسلامی به کرات آمده‌اند. فلاسفه و متکلمان، این دو مفهوم را به جهت اهمیتشان در منظومه جهان‌شناسی دینی، مورد تأمل قرار داده‌اند. در این پژوهش، آرای پنج نفر از حکما و متکلمان برجسته مکتب اصفهان در خصوص این دو مفهوم با یکدیگر و با آموزه‌های دینی، مورد مطالعه تطبیقی قرار گرفته است. آیات قرآن کریم و روایات، عرش را مخلوقی مدبَّر، متشکل از انوار و خلق شده از نور چهارده معصوم ، دارای ارکان و حاملان و معادلانی در زمین و آسمان‌ها؛ و محیط بر همه اشیا و باب پنهان غیب معرفی کرده‌اند و کرسی را دارای وسعتی فراگیر و علم پروردگار و باب ظاهر غیب خوانده‌اند. روایات همچنین عرش را باب باطنیِ علم الهی به اشیا؛ جایگاه حقیقت نورانی و ملکوتی و تمثال همه کائنات؛ مرکز تدبیر و تقدیر حدود و کم و کیف و زمان و مکان و رزق موجودات؛ موطن فطرت؛ سقفِ بهشت؛ منبع حیات‌بخش و محل مبدأ و معاد؛ تجلی‌گاه صفات فعل پروردگار؛ و نیز قلب مؤمن و جایگاه عبادت فرشتگان معرفی می‌کنند. میرداماد و ملاصدرا، در بعضی موارد ظواهر متون دینی را در بیان ماهیت این دو پذیرفته‌اند و در مواردی، آن‌ها را به تأویل برده‌اند، نظیر مواردی که قائل به وجود عرش مثالی و عقلانی و معقول بودن ماء شده‌اند؛ در مواردی نیز با تکیه بر علوم زمان، عرش و کرسی را فلک نهم و هشتم معرفی کرده‌اند. قاضی سعید قمی با طرح نظریه‌ای بدیع و منحصر به فرد، بر پایه اعتقاد به قداست و نورانیت جسم مادی و سَریان عقل در آن، عرش و کرسی را دو فلک نهایی و جسمی مادی یا مرکب از ماده و مجرد و در عین حال، برخوردار از نور عقل و همان عالم مثال می‌داند. ملاصدرا و قاضی سعید، معتقدند مافوقِ کرسی، بهشت، و مادونِ آن تا اسفل‌السافلین، جهنم است. مولی صالح مازندرانی قائل به احتمال هشت معنا، به ویژه معنای ملک و علم محیط و جسم محیط برای عرش و کرسی شده است. مجلسی عرش و کرسی را دارای شش معنا و بزرگترین آفریده‌های جسمانی مادی می‌خواند که مخلوقات دیگر را در برگرفته‌اند. دانشمندان مذکور، برمبنای تحلیلشان از ماهیت عرش و کرسی، همچنان که در قرآن و روایات آمده است، کارکرد عمده عرش و به تبع آن کرسی را در این دانسته‌اند که ظهوردهنده صفات علم و قدرت و سلطنت الهی و منبع تعیین رزق و تدبیر و تقدیر و تمثال ملکوتی اشیا، و نیز قلب انسان کامل و محل بهشت است. ظاهرأ عینیت آنچه در عرش معلوم می‌شود، از مجرای کرسی که باب ظاهر غیب است و گستره آن همه آسمان و زمین را فرا می‌گیرد در هستی ظهور می‌یابد. با وجود این نظرات مشترک، تفسیر این دانشمندان از کارکرد عرش و کرسی و متعلقات آن دو، به جهت تفاوت در مبانی، گاه کاملا در تقابل با یکدیگر و حتی با ظواهر آیات و روایات قرار می‌گیرد؛به عنوان نمونه، ملاصدرا برخلاف دلالت روایات و دیدگاه بقیه دانشمندان، منکر ظهورِ مکان بهشت و جهنم تا قبل از قیامت است؛ و یا اینکه به جز مجلسی، همگی در تطبیق نظریه هیئت بطلمیوس بر عرش و کرسی به عنوان دو فلک نهایی، به خطا رفته‌اند.
نقش هنر قرائت در انس با قرآن
نویسنده:
پدیدآور: فضل الدین رحمت اف ؛ استاد راهنما: سیدعلی میرداماد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
انس با قرآن تأثیرات فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها دارد، قرآن سرشار از معرفت های الهی است و هرکس که با آن همنشین شود، هدایت در دل او تثبیت می‌گردد و او را از گمراهی نجات می‌دهد که این امر جز با توجه و تدبر در قرآن کریم به دست نمی‌آید. هنر قرائت قرآن به شرط جامع بودن، بسیار تأثیرگذار است و باید روی آن کار شود. صوت و لحنی که لازمه قرائت قرآن است همانطور که در احادیث هم داریم باید مطابق با اصوات و الحان عربی باشد ابداع و کثرت در این الحان حدودی دارد و آن حد نیز شأن قرآن است، یعنی صوت و لحن قاری نباید از شأن قرآن خارج شود، همچنین الحان باید منطبق بر معانی آیات باشد. در این پژوهش که با شیوه توصیفی و برای گردآوری اطلاعات از روش میدانی استفاده شده است نویسنده سعی نموده تا به نقش هنر قرائت در قرآن در سه فصل بپردازد و راه های رسیدن و توضیحاتی پیرامون ریشه های قرائت و انس در قرآن و انس در قرآن از دیدگاه علما و معصومین را مورد بررسی قرار دهد. همانطور که ملاحظه می شود در فصل اول به کلیات و مفاهیمی پیرامون هنر قرائت قران پرداخته شده است؛ در فصل دوم به تحلیل هنر قرائت قران و ابعاد آن می پردازیم؛ در فصل سوم نیز تحلیل رابطه قرائت و انس را مورد بررسی قرار داده است. در نتایج این پژوهش به این موضوع دست یافتیم که هنر قرائت نقش بسزایی در انس با قرآن داشته است.
مقایسه روح و نفس از نظر ملاشمسای گیلانی و ملاصدرای شیرازی
نویسنده:
پدیدآور: سهیل سهیلی ؛ استاد راهنما: حوران اکبرزاده ؛ استاد مشاور: غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ملاشمسای گیلانی و ملاصدرای شیرازی که در شمار فیلسوفان مکتب فلسفی اصفهان و از شاگردان مهم میرداماد محسبوب می‌شوند، هر یک بر مبنای اصول فلسفی خویش مباحثی را پیرامون نفس ارائه کرده‌اند. ملاشمسای گیلانی در روش فلسفی‌اش به طور عام و نفس شناسی‌اش به طور خاص، پیرو سبک استاد خویش میرداماد است. برخلاف ملاصدرا که پایه‌گذار فلسفه‌ای جدید بر مبنای اصالت وجود است و نفس‌شناسی‌اش بر این مبنا استوار است. دغدغه اصلی این دو حکیم تطابق و سازگاری آموزه‌های شرعی و نصوص دینی با رهیافت‌های عقلی و فلسفی‌شان است. به باور فیلسوفان مسلمان، نفس حادث به حدوث جسمانی یا روحانی است؛ از سوی دیگر نصوص دینی دلالت بر وجود نفس قبل از بدن دارند که بیشتر در این گونه موارد واژه روح به کار رفته است. ملاشمسای گیلانی آیات و روایات دال بر وجود روح قبل از ابدان را با نظریه ملاصدرا در مورد حدوث نفس یعنی «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا» بودن نفس متعارض یافته و لذا در قالب پرسشی نظر وی را جویا می‌شود. پژوهش حاضر درصدد تبیین فلسفی تمایز یا عدم تمایز بین «روح» و «نفس» از منظر دو فیلسوف مذکور است. حاصل آن که واژه روح که در این گونه آیات و روایات به کار رفته است، به کینونت برتر و عقلی نفس و نیز کینونت مثالی جزئی آن در قوس نزول و در مرحله قبل از بدن اشاره دارد و حال آن که در نشئه طبیعت، نفس حادث به حدوث بدن عنصری و جسمانیه الحدوث است و بر این اساس مقام روح متفاوت از مقام نفس است.
تبیین و بررسی آراء ملارجبعلی تبریزی در رساله الاصل الاصیل
نویسنده:
پدیدآور: مهدی عسگری ؛ استاد راهنما: حمیدرضا خادمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
ملارجبعلی یکی از فیلسوفان مکتب اصفهان است که به تربیت شاگردان بسیاری همت گماشته است. او و شاگردانش برخلاف جریان دیگر مکتب فلسفی اصفهان، یعنی میرداماد و شاگردانش به نظریاتی قائل بودند که صبغه دینی و نوافلاطونی آنها بارزتر بود. او به اشتراک لفظی وجود، فوق وجود بودن خدا، اصالت ماهیت، انکار وجود ذهنی، انکار حرکت جوهری، انکار تجدد امثال، انکار جسمانیه الحدوث بودن نفس و... قائل بود. کتاب الاصل الاصیل به مثابه منشوری است که در برگیرنده آراء و نظریات خاص این فیلسوف است. مقصود او از «الاصل الاصیل» قاعده «الواحد لایصدر عنه الا الواحد» می‌باشد. تبریزی این قاعده را به عنوان اصلی معرفی می‌کند که فروعاتی همچون بساطت حق تعالی، قاعده امکان اشرف از آن متفرع می‌شود. او از هفت اصل و در پاره‌ای از موارد فروعات متفرع بر یک اصل سخن گفته است. ما در این پایان‌نامه بیشتر تمرکز خود را بر روی آراء اختصاصی او قرار خواهیم داد و به تبیین و بررسی این آراء همت خواهیم گماشت.
بررسی نحوه ارتباط بین عالم حادث و عالم قدیم از دیدگاه میرداماد و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: المیرا رسول زاده ؛ استاد راهنما: ناصر فروهی ؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حدوث و قدم در فلسفه و کلام بدین معنا است که چیزی نبوده؛ سپس به وجود آمده است. از دیر بار تاکنون در رابطه با حدوث و قدم فلاسفه و متکلمین نظریات گوناگونی را ارائه کرده‌اند. میرداماد و ملاصدرا جزو فیلسوفانی است که در حل این معضل کوشیده‌اند. میرداماد سعی در اثبات حدوث دهری عالم داشته است؛ از نظر او دهر به معنای وعائی بین عالم سرمد و زمان می‌باشد. میرداماد برای تبیین و توضیح حدوث دهری عالم مراتب هستی را ازباری تعالی تا ممکنات به سه مرتبه تقسیم می‌کند و معتقد است که عالم مسبوق به وعاءِ دهر بوده و حادث به حدوث دهری است.از مجموعه گفتارهای میرداماد چنین بر می‌آید که حدوث دهری مسبوقیت حادث است به عدم صریح دهری که تقدم دارد بر وجود آن در خود جهان واقع و متن اعیان خارج؛ و ذاتاً از سنخ اندازه و کمیّت بیرون است، نمی‌شود در آن آغاز و انجامی یافت، گذشته و اکنون و آینده ندارد، پس اگر موجودی باشد که عدم پیشین آن عدم صریح دهری باشد، این موجود از جمله حوادث دهریه است.ملاصدرا به تلقی جدیدی از حدوث عالم دست یافته است. او اجزای عالم را حادث زمانی و حادث ذاتی می‌داند و از این نظر بافلاسفه هم‌عقیده است. تلقی وی این است که حدوث عالم، تدریجی و نه دفعی صورت می‌گیرد؛ از نظر وی جهان در حال حدوث و زوال تدریجی است.صدرالمتألهین می‌گوید که مرجح حدوث عالم، ذاتی است، در این بیان بحث کل عالم مطرح نیست، بلکه بحث هر کدام از اجزاء عالم جدا جدا مطرح است. از نظر ایشان آنچه که حادث است همه عالم است و در عالم آنچه که وجود دارد اجزاء عالم است؛ کل، حکم مستقلی ندارد.
تقسیم بندی معقولات بر اساس مبانی فلسفه صدرایی
نویسنده:
پدیدآور: مهدی محمدزاده ؛ استاد راهنما: سیدعلی علم‌الهدی ؛ استاد مشاور: ولی‌الله خوش‌طینت
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
مسئله علم و ادراک از دیرباز موردتوجه فلاسفه بوده و کوشش‌هایی فراوانی برای تعریف و پی بردن به ماهیت علم و ادراک و مسائل مربوط به آن صورت گرفته است. اکثر فلاسفه معتقد به وجود ادراک حسی، خیالی و عقلی هستند و دراین‌بین عنایت خاصی به ادراک عقلی یا همان معقولات داشته‌اند و سعی در تبیین آن نموده‌اند. اولین تقسیم‌بندی از معقولات توسط فارابی صورت گرفت و معقولات به اولی یعنی معقولاتی که ما به ازای ماهیات خارجی هستند و معقولات ثانی (منطقی) که ویژگی ذهنی معقولات اولی هستند تقسیم شدند، اما نسبت به گنجاندن مفاهیم فلسفی در این تقسیم‌بندی اقدامی صورت نگرفت. بعد از فارابی ابن‌سینا به تبیین بیشتر این تقسیم‌بندی پرداخت و در ادامه بهمنیار شاگرد ابن‌سینا مصادیقی از معقولات ثانی (منطقی) را بیان می‌کند که تا قبل از آن ذهنی نبودند. در ادامه سهروردی و خواجه نصیر گستره عظیمی از مفاهیم فلسفی را در معقولات ثانی گنجانده و آن‌ها را ذهنی محسوب نمودند؛ اما بعد از خواجه اعتراضاتی به این نحوه تقسیم‌بندی صورت گرفت و فاضل قوشچی، سید سند و علامه دوانی در مباحث فلسفی خود بسیاری از مفاهیم فلسفی را از ردیف معقولات ثانی حذف نموده و آن‌ها را خارجی دانستند و درنهایت میرداماد با تکمیل تلاش‌های پیشینیان برای اولین بار معقولات ثانی را به معقولات ثانی فلسفی و منطقی تقسیم نمود. ملاصدرا شاگرد میرداماد نیز با ارائه تبیین متفاوت به این تقسیم‌بندی استحکام بخشید؛ اما با توجه اصول فلسفه ملاصدرا تقسیم‌بندی متداول معقولات به اولی و ثانی درهم‌ریخته و بایستی برای معقولات تقسیم‌بندی جدیدی صورت پذیرد. در این پایان‌نامه ابتدا به سیر تاریخی تقسیم‌بندی معقولات از فارابی تا ملاصدرا پرداخته و سپس با تبیین اصول فلسفه ملاصدرا ثابت می‌گردد که تقسیم‌بندی متداول نیاز به بازنگری دارد و در پایان تقسیم‌بندی پیشنهادی ارائه می‌گردد.
بررسی انطباق ساختار مضمونی و محتوایی احادیث قدسی با آیات قرآنی )مطالعه موردی آثار شیخ صدوق(
نویسنده:
پدیدآور: نعیمه حمزه زاده ؛ استاد راهنما: علی غفاری ؛ استاد مشاور: رقیه صادقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
احادیث ائمه اطهار )ع) همراه قرآن کریم به تصریح حدیث ثقلین برنامه سعادت زندگی بشر را بنیان نهاده‌اند و انسان را از گمراهی و ضلالت به سوی روشنایی هدایت می‌کنند، از این رو شناخت حدیث و بکار بردن آن برای هدایت انسان ضروری است، در این بین گروهی از احادیث که آن را پیامبراکرم (ص) از قول خدا گزارش کرده است (ر.ک؛ شیخ بهایی، 1429، 24؛ جرجانی، 1370، 37؛ میرداماد،1311، 204؛ تهانوی، 1996، 629) به احادیث قدسی شهرت دارند؛ این نوع از احادیث به علت ارتباط مستقیم باخدا اهمیت خاص پیدا می‌کنندحدیث: «وَ قَالَ الصَّادِقُ (ع)‌ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی آدَمَ (ع) یَا آدَمُ إِنِّی أَجْمَعُ‌ لَکَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فِی أَرْبَعِ کَلِمَاتٍ وَاحِدَهٌ لِی وَ وَاحِدٌ لَکَ وَ وَاحِدَهٌ فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَکَ وَ وَاحِدَهٌ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ النَّاسِ فَأَمَّا الَّتِی لِی فَتَعْبُدُنِی وَ لَا تُشْرِکُ بِی شَیْئاً وَ أَمَّا الَّتِی لَکَ فَأُجَازِیکَ بِعَمَلِکَ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ‌ وَ أَمَّا الَّتِی فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَکَ فَعَلَیْکَ الدُّعَاءُ وَ عَلَیَّ الْإِجَابَهُ وَ أَمَّا الَّتِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَ النَّاسِ فَتَرْضَی لِلنَّاسِ ‌مَا تَرْضَی لِنَفْسِکَ.» (ر.ک؛ صدوق،1413؛ ج ‌4؛ 405): فرمود که: خدا عزوجل به آدم وحی کرد که من همه سخنان را در چهار کلمه برایت گرد آورم، عرض کرد: پروردگارا، آنها را چیستند؟ فرمود: یکی از آن من است و یکی از آن تو است و یکی میان من و تو است و یکی میان تو و مردم است، عرض کرد: پروردگارا، آنها را بیان کن تا بدانم، فرمود: آنکه از آن من است، مرا عبادت کن و هیچ چیز را شریک من مدان، آنکه از آن تو است من تو را به کردارت پاداش دهم در وقتی که بدان نیازمندتری و اما آنکه میان من و تو است، بر عهده تو است که دعا کنی و بر من است که اجابت کنم و اما آنکه میان تو و مردم است، به پسندی برای مردم آنچه برای خود می‌پسندی.
دین و عرفان صفویان از دیدگاه موافقان و مخالفان
نویسنده:
پدیدآور: طاهر درخشان ؛ استاد راهنما: علی غفاری ؛ استاد مشاور: بهمن زاهدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
دوره صفویه یکی از ادوار درخشان تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی است. سلسله صفویه شاید در میان خاندان های حکومت گر بر ایران استثناء باشد. آنها در عین دارا بودن اقتدار سیاسی و نظامی، از همان آغاز به علم و فرهنگ و هنر علاقه نشان دادند و در بسط و گسترش آن کوشیدند. آنان نظام سیاسی خود را با دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری پیوند داده بودند و از این رو برای نخستین بار در کنار نظام اداری سازمان یافته در امور اجرایی کشور، ساختار تشکیلات نوین دینی پدید آوردند که مختص به این دوران شد. صفویان خود را مروّج مذهب شیعه می دانستند و در این راه خدمات ارزنده ای به یادگار گذاشتند.نتیجه اینکه در این پژوهش سه جریان عمده در رابطه با دین و عرفان در دوران صفوی مورد شناسایی و ارزیابی گردید.عرفان رسیدن به مرتبه باطنی دین است. نه عرفان جدای از دین است و نه دین عاری از عرفان، بلکه عرفان لایه عمیق و نهان دین و دین داری است. 1-عارفان اصیل و حکیمان و صوفیان جامع مانند بهاالدین عاملی معروف به شیخ بهایی، میرفندرسکی، میرداماد، ملاصدرا و... . در این دیدگاه عارف مسلمان، رسالت خود را وصول به حقیقت می داند و برای این مقصود مهم، گریزی از طریقت و شریعت نمی تواند داشته باشد.2- صوفیان ظاهری و فرقه هایی که درویشیسم لقب گرفته اند. این گروه اغلب اهداف سیاسی داشتند. 3-علمای قشری که انحراف های دسته دوم را بهانه کرده و در مخالفت با عرفان و تصوف به میدان آمده و با اهداف سیاسی می خواستند هیچ رقیبی در برابر خود نداشته باشند.
تحلیل آراء انسان شناختی ابن ابی جمهور احسایی در سه بعد فلسفی- کلامی- عرفانی
نویسنده:
پدیدآور: سمیه منفرد ؛ استاد راهنما: شمس الله سراج ؛ استاد مشاور: رضا رضازاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
ابن ابی جمهور احسایی (838-912 ق) فقیه‌، محدّث‌، فیلسوف و متکلم‌ِ صوفی‌ مشرب‌ِ شیعی‌ امامی‌ قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری قمری، نقش قابل اعتنایی در تاریخ اندیشه کلامی، فلسفی و عرفانی مسلمانان دارد. با ابن ابی جمهور و کتاب مهم او المجلی پیوند کامل میان حکمت اشراق سهروردی، حکمت ابن عربی و سنت شیعی تثبیت می‌شود و این حکایت از جایگاه مهم وی در مسیر ادغام شاخه‌های مختلف نظری در سایه تعالیم امامی دارد. به همین دلیل وی را از عوامل‌ مؤثر در به‌ وجود آمدن‌ و شکوفایی‌ مکتب‌ فلسفی‌ اصفهان (میرداماد و ملاّصدرا و شاگردان‌ آنان‌) دانسته‌اند. با این حال، چنانکه بایسته است جوانب متعدد و متنوع اندیشگری وی به جامه تحقیق درنیامده است. انسان شناسی مطالعه نوع انسان در همه زمان‌ها، مکان‌ها، نحله‌ها و روش‌های مختلف است. این مسئله به خاستگاه نوع انسان و رابطه او با جهان خلقت می‌پردازد و به معنای عام به چهار مشرب عمده تقسیم می‌شود که عبارتند از: انسان شناسی فلسفی، انسان شناسی دینی، انسان شناسی عرفانی و انسان شناسی تجربی. هر کدام از مشرب‌ها خود تقسیمات جزئی‌تری دارند. فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی، انسان شناسی خاصی را بر مبنای تعالیم دینی اسلام در طول تاریخ ارائه کرده است و بزرگانی چون ابن سینا، شیخ اشراق، ابن عربی و ملاصدرا و ... هر کدام روش خاصی در مسئله انسان شناسی ارائه نموده‌اند. در این پژوهش کوشش می‌شود آراء انسان شناختی شخصیت بزرگ تشیع، ابن ابی جمهور احسایی مورد شرح و تحلیل قرار گیرد که با ترکیب سه مشرب فلسفی، کلامی و عرفانی به آن دست یافته است. سؤالات مهمی که در این پژوهش پاسخ داده خواهد شد، از این قرار است:1- از منظر روش‌شناختی، چه نوع سازگاری یا تألیفی میان سه منبع معرفتی (عقل، کشف و وحی یا حقیقت، طریقت و شریعت) در موضوع انسان شناسی مد نظر احسایی بوده و چگونه به این هدف دست یافته است؟2- هویت/چیستی/ماهیت انسان از دیدگاه احسایی چیست؟3- ابعاد وجودی انسان کدام است؟ 4- ارتباط میان ساحت‌های وجود انسان و ارتباط تکوینی انسان با مجموعه هستی از نظر احسایی چگونه است؟5- از دیدگاه احسایی چه ارتباطی میان شناخت انسان با شناخت عالم و شناخت خداوند وجود دارد؟6- سرانجام و غایت انسان چیست؟ کمال و سعادت انسان در نگاه احسایی چگونه معنا می‌شود؟
تطوّر تاریخی علم درایه الحدیث و پدیده تنویع رباعی در عصر سیطره اخباری‌گری
نویسنده:
پدیدآور: زهرا رستمی زاده ؛ استاد راهنما: فرهاد زینلی بهزادان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در یک تصور رایج، عصر سیطره اخباریان، دوره رکود علومی مثل اصول فقه، درایه الحدیث، رجال، فلسفه و ... تلقی می‌شود. این تصور به‌رغم صحت آن، هرگز به معنای رکود مطلق و بی‌توجهی تام به این علوم نیست و این علوم در این اعصار همچنان در میان عالمان تشیع طرفداران خود را داشتند که موجب تداوم حیات علمی باریک آنان می‌شد. یکی از این علوم درایه الحدیث است که در سده‌های یازدهم و دوازدهم و با سیطره اخباریان بر محافل فقهی امامیه، رو به افول گذاشت؛ امّا این هرگز به معنای نادیده گرفتن این علم و رکود مطلق درایه الحدیث و اصطلاحات چهارگانه حدیثی در این عصر نیست. نگارنده در این اثر به تبیین این مهم پرداخته و نشان داده که در عصر سیطره اخباری‌گری، از یک‌سو اخباریان معتدل (مثل مجلسی اول، علامه مجلسی، محدث بحرانی و ...)، با دلایلی از قبیل انس اذهان مردم با تنویع رباعی حدیث و نیز کارآمدی این اصطلاحات چهارگانه هنگام حل تعارض اخبار، از آن بهره ‌برده و نسبت به آن اهتمام داشتند؛ و از سوی دیگر نیز پیروان مکتب اجتهاد (شیخ بهایی، میرداماد، حسین بن رفیع الدین، محقق خوانساری و فرزندش، محقق شیروانی، فاضل هندی و ...)، به‌رغم اینکه در ضعف به سر می‌بردند، ولی همچنان رویکرد پیشینیان خود را ادامه می‌دادند، امّا هرگز رویکرد افراطی حلقه فکری محقق اردبیلی را ادامه نداده، و حتی برخی از آنان (نوه شهیدثانی، فاضل تونی، محقق سبزواری و ...) تاثیراتی را از اخباری‌گری نیز پذیرفته و در پذیرش روایات توسعه بیشتری را قائل شده بودند.