جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
صفحه اصلی کتابخانه > جستجوی هوشمند در الفبا
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  *برای جستجوی عین عبارت , عبارت مورد نظر را درون گیومه ("") قرار دهید . مانند : "تاریخ ایران"
  • تعداد رکورد ها : 338122
مقایسۀ تطبیقی نظریۀ جهان‌های بسیار در فیزیک و فلسفه
نویسنده:
عاطفه ربانی ، فرح رامین ، مهدی یزدانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در سال‌های اخیر در علم فیزیک فرضیه وجود جهان‌هایی غیر از جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی، چون نظریه ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی‌رشد یافته و در چهار سطح، نحوه شکل‌گیری این جهان‌ها تبیین شده است. به نظر می‌رسد سالها پیش از مطرح شدن چنین نظریه‌هایی در فیزیک، فیلسوفانی چون لایب‌نیتس به وجود جهان‌هایی دیگر در فلسفه خویش اذعان نموده و وجود آنها را ممکن پنداشته‌اند. در تفکر لایب‌نیتسی، این نظریه با نام جهان‌های ممکن شهرت دارد و در ارتباط با حقایق عقلی(در برابر حقایق واقعی)، از آن دفاع شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان‌گرایی و فعلیت‌گرایی ارائه کرده‌اند. واقعیت آن است که در اینکه فرضیه جهان‌های بسیار، ماهیتی علمی‌یا فلسفی دارد، نمی‌توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که می‌توان نظریه جهان‌های بسیار را نظریه‌ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می‌پردازند، اما مکمل یکدیگر بوده و ما را درحل معضل چیستی و وجود جهان‌های بسیار، مدد می‌رسانند.
صفحات :
از صفحه 9 تا 36
انتقال معرفتی از کلام آهنگین و شاعرانه و اسطوره‌ای به ایده‌های افلاطونی، حرکتی از شنیدار به دیدار در اندیشۀ باستان
نویسنده:
محمد حسین سلطان زاده پسیان ، جهانگیر مسعود ، طاهره جاویدی کلاته جعفرآبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
روایتی باستانی دربارۀ نوعی زبان ابتدایی وجود دارد که در قالب اسطورۀ برج بابل بیان شده است. براساسِ این تلقی کهن از زبان، انسان‌ها به زبانی واحد سخن می‌گفتند که در اثر سرکشی از آنها گرفته شد و زبان‌های گوناگون پدید آمد. این زبان‌ها با خصوصیتی آوایی و الهامی که از مشارکت حروف، آواها و هجاها تشکیل می‌شود، موسیقی و لحن خاصی با خود دارند. برخی معتقدند با استفاده از این زبان‌ها می‌توان نام واقعی اشیاء را به آنها اعطا کرد. اما در دورۀ زمانی میان شاعران اسطوره‌پرداز یونان باستان مانند هومر و هسیود تا فلاسفه‌ای همچون سقراط و افلاطون، تلقی دیگری از زبان به‌وجود می‌آید که تعریف و فهم ما را از آن تغییر می‌دهد. افلاطون عدد را به جای حروف و واژه‌ها مبنای عقل قرار می‌دهد. او با پیشینه‌ای فیثاغورثی، از موسیقی و لحن حروف و کلمات به سمت صورت و معنای آنها حرکت می‌کند و کلمات گفتاری را فرع بر ساختار زبان قرار می‌دهد. خصوصیت اصلی زبان پیشافلسفی شنیده شدن است، وزن و ادای کلمات در معنا تأثیر می‌گذارند و اگر براساسِ شواهد تاریخی، متوجه ارتباط این اوزان با الهامات الهی و متون مقدس و ناخودآگاه شویم، فهم ما از معنا و کلمه تغییر می‌یابد. ما در این مقاله می‌کوشیم پیش‌زمینه‌های فکری شاعران کهن و فیلسوفان ابتدایی یونان را بررسی تاریخی کنیم تا نشان دهیم تغییری بنیادین به‌وسیلۀ فیثاغورث و افلاطون در نسبت ما با زبان وکلمات رخ داده است.
صفحات :
از صفحه 71 تا 116
آیا متافیزیک عامل اصلی بحران‌های اکولوژیکی است؟ نقد فلسفی- فرهنگی مقالۀ تاریخی لین وایت
نویسنده:
محسن جهان ، مهدی نصیری محلاتی ، علی جهان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در سال‌های اخیر در علم فیزیک فرضیۀ وجود جهان‌هایی جز جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی چون نظریۀ ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی ‌رشد یافته و نحوۀ شکل‌گیری این جهان‌ها در چهار سطح تبیین شده است. به نظر می‌رسد ساله‌ا پیش از مطرح شدن چنین نظریه‌هایی در فیزیک، فیلسوفانی مانند لایب‌نیتس به وجود جهان‌هایی دیگر در فلسفۀ خویش اذعان کرده‌اند و وجود آنها را ممکن پنداشته‌اند. در تفکر لایب‌نیتسی این نظریه که با نام جهان‌های ممکن شهرت دارد، در ارتباط با حقایق عقلی (در برابر حقایق واقعی) تبین شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان‌گرایی و فعلیت‌گرایی ارائه کرده‌اند. مسئله‌ای که پژوهش پیش‌رو در پی پاسخ آن است، میزان تطبیق‌پذیری نظریۀ جهان‌های بسیار در فیزیک و فلسفه است. واقعیت آن است که دربارۀ ماهیت علمی یا فلسفی فرضیۀ جهان‌های بسیار نمی‌توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که می‌توان نظریۀ جهان‌های بسیار را نظریه‌ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می‌پردازند، اما مکمل یکدیگر هستند و ما را در حل معضل چیستی و کیفیت وجود جهان‌های بسیار یاری می‌رسانند.
صفحات :
از صفحه 37 تا 70
مفهوم حکمت در تصوف و عرفان اسلامی (با تکیه بر آرای حکیم ترمذی و امام خمینی (ره))
نویسنده:
پروانه عروج‌نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حكمت در عرفان اسلامي به خصوص تا قرن چهارم باتوجه به سابقۀ آن در قرآن وحديث مثبت ودرسده هاي بعدي عمدتا با توجه به اشتراك معنايي‌ آن با فلسفه ‌منفي ارزيابي شده است. دربارۀ حكمت تعريف جامع و واحد ميان عرفا و صوفيان وجود نداشته و بيشترتعاريف آنان ناظر به غايات، اسباب ‌و يا فضيلت‌ حكمت بوده یا به ويژگي‌هاي‌ حكيم پرداخته است.در رسالۀ حاضر ابتدا مفهوم حكمت و ويژگي‌هاي حكيم درعرفان اسلامي، با توجه به نسبت آن با دين و فلسفه ايران و با مطالعۀ اقوال و احوال حكماي ايراني (تا سده چهارم) بيان شده است. آنگاه ترمذي به عنوان چهره شاخص حكيم ; درعرفان اسلامي و نمايندۀ حكمت قديم اسلامي وايراني در ماوراء النهر معرفي و درپايان افكار امام خميني(ره) به عنوان يكي از چهره هاي معاصر عرفان شيعي معرفي وبا انديشه هاي ترمذي مقايسه شده است. بعلاوه در اين پژوهش نشان داده مي شود كه برخي از كساني كه به عنوان صوفي شناخته شده اند، درواقع بهتر است كه درسنت حكمي ايراني- اسلامي قرارداده شوند.
بررسی و نقد دیدگاه های مختلف درباره رجعت و حکمت و فلسفه آن
نویسنده:
امین‌الله عدنانی ساداتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اعتقاد به رجعت یکی از مسلّمات مذهب شیعه و ممیّزات آن از دیگر فرق اسلامی است که از زمان پیامبر اکرم(ص) مورد توجه و تأکید بوده است و رجعت به این معنا است خداوند به هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) عده‌ ‌ای از اموات که دارای ایمان خالص یا شرک خالص بوده اند را به همان صورتی که در زمان حیات خود داشتند ، به دنیا باز می گرداند تا مومنان به عزت و حاکمیت زمیندست یابند و مشرکان مورد عذاب قرار گیرند. از دیدگاه عقل هیچ گونه مانعی برای زنده شدن مردگان پس از مرگ وجود ندارد و عقل وقوع آن را محال نمی‌داند و حکم به امکان وقوع آن می‌کند. آیات قرآن بر اصل رجعت دلالت دارند که به دو دسته تقسیم می شوند:1-آیاتی که بر وقوع رجعت در امت های گذشته دلالت دارد.مانند داستان زنده شدن هفتاد نفر از قوم بنی اسرائیل2- آیاتی که از تحقق رجعت در آینده خبر می دهد.شیعیان وقوع رجعت را در آخرالزمان ضروری می‌دانند، اما اهل سنت به علت درک نادرست از مفهوم رجعت آن را انکار می‌کنند.در برخی از فرق اسلامی مانند سبابیه ، کیسانیه و غلات نیز اعتقاد به رجعت وجود داشته اگرچه هیچ گونه شباهتی بین اعتقاد به رجعت ا زنظر شیعه دوازده امامیه با اعتقاد به رجعت از منظر برخی فرقه های اسلامی به چشم نمی خورد. رجعت مانند سایر برنامه های الهی اهداف مهمی دارد که برخی از آن ها در منابع دینی ذکر شده است در روایات به برخی از اهداف و حکمت ها اشاره شده است و این اهداف را در سه زمینه بررسی می کنیم :نخست به اهدافی می پردازیم که در رابطه با ائمه اطهار (علیهم السلام) در احادیث بیان شده است و سپس به بررسی اهدافی که از رجعت مومنان به دنیا در روایات بیان شده است می پردازیم و سرانجام اهدافی راکه برای رجعت کفار در روایات بیان شده است را بررسی می‌کنیم.کلمات کلیدی : رجعت ، فلسفه رجعت ، عقل ، نقل ، آخر الزمان
بررسی ماده و صورت از نظر حکمای اسلامی (حکمت مشاء، حکمت اشراق، حکمت متعالیه)
نویسنده:
زهرا تربران
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مسائلی که درتاریخ فلسفه به عنوان بحثی کلیدی در حوزه‌ی فلسفه طبیعت مطرح بوده و در حقیقت وجه اشتراک میان اندیشه فلسفی وعلم طبیعی شناخته ‌شده است باور به ترکیب جسم از دو جوهر مجزا به نام ماده و صورت است. اگر چه این اندیشه در حکمت مشاء و فلسفه‌ی ارسطو امری مسلم تلقی می‌شده است اما برخی دانشمندان علوم طبیعی مانند دمکریتوس و اتباع او نیز بودند که جوهر جسم را متشکل از اجزاء لایتجزا (اتم) می‌دانستند و معتقد بودند که اگر چه، ظاهر جسم یک واحد متصل است ولی حقیقت آن، مرکب از اجزاء غیر قابل تجزیه است که در همه اجسام به صورت متناهی وجود دارد اگر چه آنان جزء لایتجزا را بالقوه بخش پذیر دانسته و انقسام عقلی آن را تا بی نهایت جایز می دانستند. در برابر، فلاسفه مشاء و پیروان ارسطو معتقدند که جسم یک واحد متصل است که بالفعل هیچ تکثری ندارد اگر چه بالقوه (وهماً یا عقلاً) قابل انقسام به اجزاء بی‌نهایت می‌باشد. از جهت حقیقت، جسم مرکب از دو جوهر است که یک جوهر بالقوه است که به آن ماده یا هیولا گفته‌اند و یک جوهر بالفعل که به آن صورت می‌گویند. حال این بحث مطرح می‌شود که آیا از نظر عقل و براهین فلسفی و تجربیات عینی و خارجی می‌توان چنین جواهری را اثبات کرد یا اینکه حقیقت جسم چنانچه منکرین هیولا بر آنند همان نحوه‌ی تحقق خارجی آن است و حیثیت بالقوه و یا ماده در حقیقت از عوارض تحلیلی ذهنی و از زمره اعتبارات عقلی است. باور به ماده و صورتیکی از کهن ترین باورهای بشری در عرصه اندیشه فلسفی است.در میان فلاسفه اسلامی، مشائین آن را تایید کرده و بر آن اقامه برهان نموده اند اما برخی دیگر آن را نپذیرفته اند. دراین پژوهش سعی شدهحقیقت جسم و براهین اثبات ماده اولی و اشکال هایی را که از جانب اندیشمندان اسلامی وارد شده است بررسی شود. برای رسیدن به این هدف دلایلی که ابن سیناذکر کرده است جمع آوری وموردبررسی انتقادی قرار گرفته است. نتیجه این بررسی آن است که براهین یاد شده در معرض مناقشات جدی قرار داشته و به اثبات هیولای اولی منجر نمی گردند.پرداختن به تحلیل عقلی و فلسفی باور به ماده و کنکاش در ادله‌ی عقلی آن که مورد اهتمام فیلسوفان بزرگ بوده است در دوره معاصر که علوم تجربی بیش از هر دوره‌ی دیگر مورد توجه بشر قرار گرفته است از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده نقش تعیین کننده و موثری در مباحث فلسفه علم طبیعی و طبیعت شناسی دارد. در این تحقیق نگارنده به دنبال تبیین دیدگاه‌های حکمای ‌اسلامی درخصوص حقیقت پدیده‌های طبیعی است. بررسی اینکه از منظر هر یک از نظام-های فلسفی جهان اسلام ماده و صورت به چه معنایی به کاررفته ومبانی باور به آن‌ها چیست و به ویژه نسبت این دو جزء با یکدیگر چگونه است و همچنین نقد و بررسی این دیدگاه‌ها به نحو تطبیقی.
بررسی اصل سنخیت علت و معلول از دیدگاه مشاء، اشراق و حکمت متعالیه
نویسنده:
جواد کوشککی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اصل علیت که بر ‌این اساس شاهد وابستگی و ارتباط علت و معلول می‌باشیم بیانگر رابطه خاصی بین علت و معلول است که بر اساس آن هر علتی معلولی، و هر معلولی علتی ‌دارد ‌ولی یکی از فروعات اصل علیت سنخیت ‌علت ‌و معلول است که بر اساس آن از علت معین فقط معلول معین صادرمی‌شود و معلول معین فقط از علت معین صحت صدور دارد. سنخیت به این معنا در هر سه مکتب پذیرفته شده ولی سنخیت به معنای خاص، که بر پایه نسبت بین علت هستی بخش با معلول و هم چنین بر مبنای اصالت وجود و تشکیک وجود مطرح شده، در حکمت متعالیه از توجیه بهتری برخوردار است به طوری که مناسبت وجودی بین علت و معلول (سنخیت علت و معلول)، بدین صورت توجیه می شود که علت مرتبه کامله وجود معلول و معلول مرتبه نازله وجود علت محسوب می‌شود. در این نوشتار سعی بر بررسی اصل سنخیت علت و معلول از دیدگاه حکمت متعالیه، اشراقو مشاء می‌باشد.
نقش دین در شکل گیری حکمت متعالیه
نویسنده:
میثم بهشتی نژاد
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صدرا، بسیاری از یافته ­ها و نوآوری­ های موجود در حکمت متعالیه را مدیون بهره ­مندی از دین و شهود دانسته است. او، تأثیر دین بر حکمت و حکما را در دو مرحله بررسی کرده است. در مرحله اول، دین، حکمت و حکما را از نگاه ماهیت ­بین و کثرت­ بین می­ رهاند و به نگاه وجودی ارتقا می ­دهد. بر این اساس، نگاه وجودی این مطلب را برای حکیم میسّر می ­کند که به فهم صحیحی از بعضی آموزه ­های دین که بدواً با احکام عقلی معارض دیده، دست ­یابد. این فهم صحیح موجب می­ شود که حکیم، به تثبیت عقلیِ بسیاری از آموزه ­های دینی موفّق گردد. در مرحله دوم، تأثیر دین بر حکمت موجب ارتقاء مجدّد نظرگاه حکیم و مبانی حکمت می­ شود، و صدرا نتیجه این ارتقا را در دو بُعد برشمرده است: از یک سو، حاصلِ این ارتقاء، فهم تأویلات قرآنی است؛ و از سوی دیگر، حاصلِ این ارتقاء، دست­یابی به اوج حکمت است؛ یعنی فهم واقع آن چنان­که هست. عبارات صریح ملاصدرا نشان از آن دارد که او، در حیات فلسفی خود همین سیر را پیموده و حکمت متعالیه نیز متناسب با همین سیر شکل گرفته است. نهایتاً این مطلب مورد تأکید قرار می­ گیرد که صدرا، در استفاده از دین و شهود، از الگوی پژوهشی فلسفی صحیح بهره ­برده و بدین ترتیب، هر چند حکمت متعالیه کاملاً مرهون دین است، اما قواعد حکمت و روش عقلی ـ برهانی را رعایت کرده است.
صفحات :
از صفحه 5 تا 24
متافیزیک در حکمت دائویی و کنفوسیوسی
نویسنده:
طاهره توکلی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ساختار فکری دو مکتب کنفوسیوسی و دائویی مشابه است؛ بدین معنا که هیچ یک از آن دو نه در پی وضع قواعد فلسفی - منطقی و اصول اعتقادی جزم آور بوده اند، و نه به مسائل انتزاعی و معقولات ثانوی و کلّیّات عقلی پرداخته اند؛ بلکه توجّه هر دو به امور محسوس و جاری در زندگی و هر آنچه که قابل تجربه برای انسان می باشد، بوده است. به همین جهت مفهوم "متافیزیک" نیز در چین کمی متفاوت است از آنچه که در فلسفه یونان باستان و سپس در عالم اسلامی شاهد آن هستیم. از مهمترین موضوعات متافیزیک، تبیین حقیقت غایی است که در بیشتر موارد دارای نوعی تقدّس برای انسان ها میِباشد . دو مفهومی که از این نظر در این دو مکتب قابل بررسی هستند عبارتند از تی ین یا آسمان و دائو. هردو مکتب به تثلیث آسمان، زمین و انسان توجّه داشته اند و بر ایجاد نوعی سازگاری و توازن میان این سه وجه تأکید دارند. امّا وجه تمایز آن دو بیشتر در نحوهیِ تفسیرشان از دائوست. کنفوسیوس به کمال اخلاقی انسان ها و حسن نظام اجتماعی نظر داشت و دائو را نیز در بطن سنّت و جامعه می شناخت. حال آن که در مکتب دائویی، دائو محور تفسیر هر چیز و حقیقتی ماورائی است که انسان باید جریان موزون آن را بپذیرد و خود را با آن هماهنگ کند . در نتیجه، سعادت انسان نه در جامعه بلکه در طبیعت معنا می یابد. طبیعت، در تفکّر چین هم پدیده های مادّی و هم امور غیر مادّی را در دو ساحت انسان و آسمان فرا می گیرد. در نهایت آن که می توان مکتب کنفوسیوسی را نوعی انسان مداری دانست که اگر به مسائل متافیزیکی توجه م یکرد، به جهت تأثیر آنها بر انسان و جامعه انسانی بوده است و مکتب دائویی را نوعی طبیع تگرایی می توان خواند که دارای رویکرد متافیزیکی است و نگرش انسان را به ماوراء محسوسات و ظواهر فرا می خواند
صفحات :
از صفحه 69 تا 95
شک و یقین در آراء ویتگنشتاین و نقد و بررسی آن از منظر حکمت متعالیه
نویسنده:
خدیجه اصلی‌بیگی استاد راهنما: محمدصادق زاهدی استاد مشاور: مجید ملایوسفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان نامه به نسبت شک و یقین و محدوده ی معرفت در آراء ویتگنشتاین متقدم و متأخر می پردازد و در پایان آراء وی را در این زمینه با تکیه بر معرفت شناسی حکمت متعالیه مورد نقد و بررسی قرار می دهد. مساله شک و یقین تمامی آثار ویتگنشتاین، از تراکتاتوس تا در باب یقین را در بر می گیرد. ویتگنشتاین متقدم با ساخت یک نظام فلسفی بر پایه منطق، به حدود معرفت و تعیین مرز معناداری و بی معنایی زبان می اندیشد. او با پذیرش رابطه تصویرگری میان زبان و جهان، عرصه معرفت را به حدود زبان مقید می کند و بدین سان معنادار بودن یک گزاره به تصویر پردازی و واقع نمایی آن وابسته می شود. از آن جا که محتوای گزاره های اخلاقی، دینی، منطقی، ریاضیات، متافیزیک و حتی کل رساله قابل تصویری نیستند ، از عرصه معنا داری خارج و بی معنا یا مهمل انگاشته شده و تنها علوم طبیعی معرفت بخش قلمداد می شوند. ویتگنشتاین در دوره دوم حیات فکری خود از نظریه پیشین عدول می کند و به جای آن نظریه ی کاربردی معنا را مطرح می کند که در آن معنا داری در پیوند با بازی زبانی مطرح می شود. در این نظریه، یک تعبیر هنگامی معنا دار تلقی می شود، که در بازی زبانی خود به درستی به کار رود. بر همین اساس شک و یقین هر کدام بازی زبانی خود را اقتضا می کند. ویتگنشتاین متاخر معرفت و یقین را دو مقوله مجزا از هم دانسته و یقین را مقدم بر معرفت می داند که ریشه در عمل و نه معرفت دارد. به باور وی صورت ابتدایی بازی زبانی یقین است، که بی نیاز از هرگونه توجیه و دلیل است. معرفت شناسی حکمت متعالیه اگر چه از جهت مبانی با رویکرد ویتگنشتاین متقدم مشترک است با این حال از حیث نتایجی که ویتگنشتاین از نظریه تصویری زبان خود می گیرد، با دیدگاههای وی درباره ی گزاره های اخلاقی و الهیات تفاوت دارد. علاوه بر این در ویتگنشتاین متأخر، اگر چه استدلالهایی علیه شکاکیت مطرح می شود، اما به دلیل رویگردانی ویتگنشتاین از رویکرد واقع گرایانه در دوره ی دوم فلسفی خود، مبانی او در مخالفت با شکاکیت با حکمت متعالیه متفاوت است.
بررسی تطبیقی حرکت در ماده از دیدگاه حکمت متعالیه و علم زیست شناسی
نویسنده:
علیرضا احمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مفهوم حرکت از دیرباز در بین فلاسفه مطرح بوده و اکثر فلاسفه من جمله فلاسفه یونان باستان اغلب بر وجود نوعی حرکت و سیلان در کل هستی قائل بوده اند به نحوی که برخی از آنها وجود هرگونه ثبات را در هستی رد نموده اند. در پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی حرکت در ماده از دیدگاه حکمت متعالیه و علم زیست شناسی پرداخته شده است که هدف از آن یافتن مبانی قابل تطبیق برخی اصول مشترک در آن دو می باشد. نگارنده در تلاش بوده است تا به سوالاتی از قبیل چگونگی تبیین حرکت در ماده از دیدگاه حکمت متعالیه و علم زیست شناسی و اشتراکات و افتراقات نهفته در آن ها پاسخ بگوید.از نتایج کلی به دست آمده در این پژوهش عبارتند از این‌که، روش معرفت شناختی در حکمت متعالیه روش عقلی و در زیست شناسی روش مشاهده ای و تجربی است. مبدا حرکت در حکمت متعالیه جوهر جسمانی متجدد و متحول دانسته شده است ولی در حوزه تکامل زیستی علی‌رغم اینکه «آلل» را بعنوان محل انتخاب طبیعی مطرح نموده اند اما سلول بعنوان ماده ثانیه، مبدأ حرکت تکاملی و آغازین حیات شناخته شده است. قوه در فلسفه به معنی استعداد دریافت فعلیت های ممکنه می باشد و در زیست شناسی آنچه استعداد دریافت و ظهور فعلیت های ممکنه را به واسطه روابط غالب و مغلوبی، هم توانی و غالب ناقصی دارد آلل می باشد. موضوع حرکت در حکمت متعالیه جوهر جسمانی متجدد بوده و ثبات حرکت با تکیه بر اصول «اصالت وجود» و «تشکیک مراتب وجود» تبیین شده است، در زیست شناسی در چیستی موضوع حرکت به ذات اشیاء اشاره شده است و آنچه به عنوان امر ثابت در هستی مد نظر قرار گرفته، کل حیات می باشد. مفهوم ثبات کل حیات با جامعیت انسان به عنوان عالم صغیر قابل جمع می باشد. بطور کلی وجه مشترک اساسی در هر دو دیدگاه، پذیرش وجود سیلان، تجدد و تحول در ذات و جوهر عالم ماده می باشد که ذاتا زمانمند است.
  • تعداد رکورد ها : 338122